برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1217 100 1

اسفندیار

/'esfandyAr/

معنی اسم اسفندیار

اسم: اسفندیار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: esfand yār) (اوستایی) مقدس آفریده یا آفریده ی (خرد) پاک، (در اعلام) پسر گشتاسب که به روئین تن معروف بود و در نبرد با رستم از پای در آمد - آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم

معنی اسفندیار در لغت نامه دهخدا

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) در اوستا سپنتوداته و در پهلوی سپنت دات ، مرکب از دو جزء: جزء اول سپنتو بمعنی مقدس و جزء دوم داته از مصدر دا بمعنی آفریدن ؛ جمعاً یعنی آفریده ٔ (خرد) پاک و بدین معنی درفروردین یشت بند 93 و ویسپرد کرده ٔ 19 بند 1 آمده. و هم در اوستا (زامیاد یشت بند 6) این نام بکوهی اطلاق شده که شاید همان کوه سپید باشد که در شاهنامه مذکور است. و نیز نام پسر گشتاسپ است. در بندهش فصل 31 بند 29 آمده : «از گشتاسب اسفندیار و پشوتن بوجود آمدند». (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص 331). اسفندیار نام پسر گشتاسب است که بروئین تن اشتهار دارد. (جهانگیری ). بر وزن و معنی اسپندیار است که نام پسر گشتاسب باشد و او را روئین تن میگفتند و بمعنی قدرت حق و لطف یزدان هم هست ورب ّ ماه اسفندار و رب ّ روز اسفندار که پنجم هر ماه شمسی باشد. (برهان ). بمعنی اخیر تصرّفی در کلمه ٔ اسفندار است. رجوع به اسفندار شود. نام پادشاه که نهایت بهادر و پهلوان بود. رستم او را بتیر دوشاخه ای کور کرده کشت و نام پدر او گشتاسب بود. (غیاث ). پسر گشتاسف ، اسفندیار، نوخاسته بود، جهانی را بتیغ سپری کرد تا دین زردشت گرفتند، و آتشگاهها بنهاد بهر کشوری ، پس با ارجاسف حرب افتادش و زریر کشته شد و بر آخر اسفندیار ارجاسف را هزیمت کرد. باز بعد این گشتاسف اسفندیار را بند برنهاد و به دز گنبدان بازداشتش و آن گردکوه است ، تا ارجاسف [ باز بیامد ببلخ و ] لهراسف رابکشت و بدین وقت گشتاسف بسیستان بود، بمهمان رستم زال ، پس بازگشت بحرب ارجاسف و ستوه گشت از وی و سی واند فرزندش کشته شدند و بر کوهی گریخت تا جاماسب عمش برفت و به بسیار شفاعت اسفندیار بیامد و بند بگسست و ارجاسف را هزیمت کرد و باز از راه هفت خان بترکستان رفت و رویین دز به حیلت بستد و ارجاسف را بکشت و خواهرانش را که ارجاسف از بلخ برده بود بازآورد پیش پدر و وعده خواست به پادشاهی دادن ، تا گشتاسف بفرستادش بسیستان تا رستم را ببندد و جاماسب حکیم گفته بود که او را زمانه بر دست رستم باشد بناکام اسفندیار بسیستان رفت و هرچند رستم او را تاج و تخت پذیرفت و پیش آمدن ، نپسندید جز بند برنهادن ، تا حرب افتاد و تیری بر چشمش رسید و بمرد و بهمن پسرش را برستم سپرد بوصیت. (مجمل التواریخ و القصص ص 51 ، 52). و پیکار که میان ...

معنی اسفندیار به فارسی

اسفندیار
نامم یکی از خاندانهای هفتگانه عهد ساسانی ( - ویس پوهر ) . مقر این خاندان شهر [ ری ] بود.
از امرای بدیع الزمان میرزای تیموری
[ گویش مازنی ] /esfendiyaar ben/ از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
از خانواده اسفندیار بک
دهی در شهرستان بابل
[ گویش مازنی ] /esfendiyaar e kaateb/ بها الدین محمد پسرحسین پسر اسفندیاراو از اهالی آمل بوده، در قرن شش و هفت هـق می زیسته استاسنفدیار کاتب تاریخ نویسی توانا بوده و تاریخ تبرستان او از منابع پر اهمیت و قابل استناد تاریخی به شمار می آید
محمد بن حسن بن اسفندیار مورخ ایرانی اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری . از شرح زندگانی وی اطلاعی در دست نیست جز همانکه خود در مقدمه تاریخ طبرستان نگاشته . او در سال ۶٠۶ ه ق . هنگامی که رستم بن - اردشیر فرمانفرمای طبرستان کشته شد در بغداد بود و چون این خبر بشنید از بغداد بعراق عجم بازگشت و دو سال برای تکمیل مواد کتاب خود در ری بسر برد و پس از آن بخوارزم رفت که نامه تنسر ( ه . م . ) به گشنسب شاه فرمانفرمای طبرستان هم در میان آنها بود .
صاحب تاریخ طبرستان
[ گویش مازنی ] /ebne esfandyaar/ بهاالدین محمد بن حسن بن اسفندیار مورخ معروف در ۶۰۶ هـق به بغداد مسافرت کردپس از بازگشت به آمل عازم خوارزم شد و در آن شهر کتاب تاریخ تبرستان را که شامل وقایع تاریخی و اطلاعات جغرافیایی تبرستان تا ۶ ۳ هـق است تألیف نموداین کتاب در ۹۰۵ متوسط ادوارد براون به زبان انگلیسی ترجمه شد و عباس اقبل آشتیانی در خرداد ۳ - ۰ خورشیدی، نسخه ی فارسی آن را استنساخ و چاپ نمودتاریخ وفات این اسفندیار معلوم نیست و محتمل است در قتل عام خوارزم که مدتی بعد از آن تاریخ وقوع یافت از بین رفته باشد
...

معنی اسفندیار در فرهنگ معین

اسفندیار
(اِ فَ) [ په . ] ( اِ.) نام یکی از قهرمانان شاهنامه .

اسفندیار در دانشنامه اسلامی

اسفندیار اصفهانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • اسفندیار بیگ انیس اصفهانی، از امرای شاه عبّاس صفوی در اصفهان• اسفندیار بن مشرف الملک شهرکردی دهکردی اصفهانی، از ادبا و شعرای اصفهان• اسفندیار معتمدی اصفهانی، نویسنده کتاب های مدارس آموزش و پرورش
...
اسفندیار بن مشرف الملک شهرکردی دهکردی اصفهانی، از ادبا و شعرای اصفهان بوده است.
اسفندیار مشرف الملک شهرکردی متخلّص به «مشرف» فرزند مشرف الملک دهکردی شاعر ادیب، در سال ۱۳۱۲ش در شهرکرد متولّد شد، و تحصیلات ابتدایی و متوسّطه خود را در اصفهان انجام داد. سپس در تهران به تحصیلات عالیه مشغول شد. در شعر و ادب، دارای ذوقی سرشار بوده، و در سال ۱۳۳۰ش در اصفهان کتاب گل های نوشکفته از آثار او به چاپ رسیده که شامل مقداری از اشعار او است، این ابیات از او است:"هم زبانی به از کتاب مجو•••راز دل را به جز کتاب مگو""بی تکبّر رفاقتش با تو•••به تو آموزد آن چه پرسی از او""هست یک رنگ و یک زبان دائم•••نیست یاری چو وی عزیز و نکو""به حقایق تو را بود رهبر•••عقل و هوشت همی دهد نیرو".
مهدوی، سیدمصلح الدین، تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص۴۴۹-۴۵۰.
 ۱. ↑ مهدوی، سیدمصلح الدین، تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص۴۴۹-۴۵۰.
منبع
مهدوی، سیدمصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۵۴۱.    
...
اسفندیار بیگ انیس اصفهانی، از امرای شاه عبّاس صفوی در اصفهان بوده است.
اسفندیار بیگ متخلّص «انیس»، از امرای شاه عبّاس اوّل صفوی است. شعر نیز می سروده، از آثار او مدرسه اسفندیار بیک است که آن را در محلّه چرخاب اصفهان ساخته است. وی در سال ۱۰۲۳ وفات یافته است.
مهدوی، سیدمصلح الدین، تاریخ علمی و اجتم ...

اسفندیار در دانشنامه ویکی پدیا

اسفندیار
اسفندیار، پسر گشتاسپ و کتایون، و نوهٔ لهراسپ، شاهزاده کیانی در تاریخ اسطوره ای و حماسی ایران و قهرمان جنگ های مقدس کیش زرتشتی است که بیشتر برای نبرد سوگ انگیزش با رستم، دیگر پهلوان ایرانی شناخته می شود. برادرانش پشوتن و فرشیدورد، عمویش زریر و پسرانش نوش آذر و مهرنوش و بهمن نام داشته اند. اسفندیار رویین تن بود، در شاهنامه به چگونگی رویین تن شدن اسفندیار اشاره ای نشده است اما در زراتشت نامه از زرتشت بهرام پژدو آمده است که زرتشت اسفندیار را که نوزادی بیش نبود، در آب مقدس شست وشو داد که همین سبب رویین تنی او گشت و تنها چشمانش آسیب پذیر باقی ماند. اسفندیار در نبرد با ارجاسب فرماندهی سپاه گشتاسب را بر عهده داشت، و با پیروزی به نزدیک پدر برگشت اما گرزم پادشاه را علیه اسفندیار شورانید؛ چنان که دستور داد اسفندیار را در دز گنبدان زندانی کنند. اسفندیار توسط رستم (با رهنمایی سیمرغ) با تیری از درخت گز که به چشمانش برخورد کرد کشته شد.
حسین، الهی قمشه ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
نام اسفندیار در اوستا به گونهٔ Spəntōδāta- (آفریدهٔ/دادهٔ خدایی) آمده است. گونهٔ میانه ای آن *Spandadāta- که می بایست در پارسی باستان رواج می داشته است، می تواند از Sphendadátes، نام مغی که پس از مرگ بردیا پسر کوروش و مرگ کمبوجیه خود را شاه خواند، گرفته شده باشد. گونهٔ فارسی میانهٔ آن را می توان اسْپَنْدَداتْ یا اسْپَنْدیاتْ خواند (د و ی در خط پهلوی شکسته دارای نشانه مشترک هستند) که در عربی به گونهٔ اسفندیاذ و اسفندیار بازتاب یافته است. در زبان ارمنی دو گونه از این نام یاد شده است که اسْپَنْدَرَت (گونهٔ نخستین) و اسْپَنْدیَتْ (گونهٔ پسین) هستند.
کهن ترین منبعی که نام اسفندیار در آن یاد شده اوستا است که در آن اسفندیار را taxma- گفته اند که به معنی «نیرومند، دلیر» است. کتاب ایادگار زریران که گویا یک نوشته پارتی بوده که گونهٔ اصلاح شدهٔ آن به زبان پارسی میانه امروزه در دست است، دربارهٔ نخستین تاختن ارجاسپ به ایران، پادشاه خیون ها (قبیله ای دشمن که آیین پیشازرتشتی را پرستش می کردند)، دربارهٔ دلیری ها و شهیدشدن زریر، عموی اسفندیار، دربارهٔ دلاوری های پسر زریر که بستور نام دارد و بیدرفش فرومایه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اسفندیار در دانشنامه آزاد پارسی

اِسْفَندیار
اِسْفَندیار
به اوستایی : سْپِنتوداتَه (سْپَنددات )، به معنی آفریدۀ مقدس ، نام یکی از پسران گشتاسپ کیانی از کتایون دختر قیصر روم ، که چون سلاح بر بدن او کارگر نبود معروف به رویین تن است . بنابر روایت ، کی گشتاسپ پس از شنیدن پیشگویی های جاماسپ و آگاهی یافتن از جنگی هولناک با ارجاسب در آینده ای نزدیک، به خاک افتاد و برنخاست تا این که اسفندیار درآمد و سوگند یاد کرد که از دشمن یک تن را زنده رها نخواهد کرد. پس، گشتاسپ برخاست و بر تخت نشست . در نبردهایی که روی داد، پس از کشته شدن زریر (برادر گشتاسپ )، سه تن از دلیران ، بستور پسر زریر و گرامی کَرت پسر جاماسپ و اسفندیار پسر گشتاسپ با شدت هرچه تمام تر بر تورانیان تاختند. اسفندیار رویین دژ را به دست آورد و خواهران خود را که اسیر ارجاسپ بودند آزاد کرد و دست و پا و یک گوش ارجاسپ را برید و یک چشمش را به آتش بسوخت و سپس او را سوار بر خر دم بریده ای روانۀ تورانش کرد. پس ، آن گاه اسفندیار به فرمان پدر، آیین زردشت را به گرد جهان برد. داستان اسفندیار در شاهنامه ، که از جذاب ترین داستان های شاهنامه است ، به گونه ای دیگر است : گشتاسپ ، برخلاف روایت های زردشتی ، پادشاهی بی تدبیر است و چون از میل اسفندیار برای رسیدن به تخت آگاه است، او را به زابل می فرستد تا رستم را دست بسته به درگاه آورد. رستم از تسلیم خود سر بازمی زند. پس نبرد درمی گیرد. اسفندیار در آغاز نبرد بر رستم برتری دارد، اما سرانجام رستم به رایزنی سیمرغ ، تیری دوشاخه از چوب گز بر چشمان اسفندیار که تنی رویین دارد می نشاند و او را از پای درمی آورد. نقطۀ ضعف این دلاور تنها چشمان او بودند، که به هنگام غوطه خوردن در آب چشمۀ رویین کننده چشمان خود را بسته بود. پس از اسفندیار، پسرش بهمن به کین خواهی برخاست ، اما چون رستم کشته شده بود، بهمن افراد خانوادۀ او را هلاک کرد.

ارتباط محتوایی با اسفندیار

اسفندیار در جدول کلمات

پسر اسفندیار در شاهنامه
ارمز
ساخته حسن هدایت در سال 74 با بازی احمد نجفی | اسفندیار مهرتاش و مرحوم فرهاد خان محمدی
بیگانه ای در شهر
لقب اسفندیار در شاهنامه
رویین تن

اسفندیار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تیادا

نام اسفندیار در پهلوی به گونه ی اسپندیات (Spandyat) و در اوستایی به گونه ی اسپنتو داتو (Spentodato) آمده است. این اسم پیوندی است از دو بخش سپنته به معنی مقدس و بخش دوم دات یا داتو از مصدر � دا � به معنی آفریدن و دادن. اسفندیار به معنای آفریده مقدس یا مقدس آفریده شده می‌باشد. اما حال که حرف دال پایانی آن به � ر � تبدیل شده است به معنی � یار مقدّس � بهتر است .(عادل اشکبوس)
شنتیا
باهوش زیرک
اسفندیار
دلسوز وبخشنده
علی خان دوسیرانی
هشت تن از فرزندان پهلوان پدربزرگم رئیس ابوطالب همگی دار فانی را ودا گفتند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۱-علی اکبر
۲_افراسیاب
۳_رستم
۴_حسنعلی
۵_اسکندر
۶_هوشنگ
۷_فریدون
۸_اسفندیار
هشت تن از پهلوانان نامی دوسیران همگی دار فانی رو وداع گفتن در این میان نام آورترین شخصیت تاریخیشان حسنعلی رئیسی بود در دهه چهل وپنجاه خورشیدی که خدمات زیادی را به روستای دوسیران کردند
۱/احداث مدرسه بهار دوسیران
۲/احداث حمام عمومی
۳/لوله کشی آب آشامیدنی برای اهالی روستای دوسیران
۴/همکاری باسپاه بهداشت وسپاه دانش
۵/ آوردن پزشک جهت مداوای اهالی روستا دروسیران
وهزاران خدمت دیگر از خدمات این بزرگمرد بود روحش شاد🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسفندیار رستوران   • نام پدر اسفندیار   • اسفندیار خواننده   • انتشارات اسفندیار   • خلاصه داستان اسفندیار   • هفت خان اسفندیار به زبان ساده   • کتاب اسفندیار   • خلاصه هفت خوان اسفندیار   • معنی اسفندیار   • مفهوم اسفندیار   • تعریف اسفندیار   • معرفی اسفندیار   • اسفندیار چیست   • اسفندیار یعنی چی   • اسفندیار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسفندیار
کلمه : اسفندیار
اشتباه تایپی : hstkndhv
آوا : 'esfandyAr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس اسفندیار : در گوگل

آیا معنی اسفندیار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )