انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1061 100 1

اسفندیار

/'esfandyAr/

معنی اسم اسفندیار

اسم: اسفندیار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: esfand yār) (اوستایی) مقدس آفریده یا آفریده ی (خرد) پاک، (در اعلام) پسر گشتاسب که به روئین تن معروف بود و در نبرد با رستم از پای در آمد - آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم

معنی اسفندیار در لغت نامه دهخدا

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) در اوستا سپنتوداته و در پهلوی سپنت دات ، مرکب از دو جزء: جزء اول سپنتو بمعنی مقدس و جزء دوم داته از مصدر دا بمعنی آفریدن ؛ جمعاً یعنی آفریده ٔ (خرد) پاک و بدین معنی درفروردین یشت بند 93 و ویسپرد کرده ٔ 19 بند 1 آمده. و هم در اوستا (زامیاد یشت بند 6) این نام بکوهی اطلاق شده که شاید همان کوه سپید باشد که در شاهنامه مذکور است. و نیز نام پسر گشتاسپ است. در بندهش فصل 31 بند 29 آمده : «از گشتاسب اسفندیار و پشوتن بوجود آمدند». (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص 331). اسفندیار نام پسر گشتاسب است که بروئین تن اشتهار دارد. (جهانگیری ). بر وزن و معنی اسپندیار است که نام پسر گشتاسب باشد و او را روئین تن میگفتند و بمعنی قدرت حق و لطف یزدان هم هست ورب ّ ماه اسفندار و رب ّ روز اسفندار که پنجم هر ماه شمسی باشد. (برهان ). بمعنی اخیر تصرّفی در کلمه ٔ اسفندار است. رجوع به اسفندار شود. نام پادشاه که نهایت بهادر و پهلوان بود. رستم او را بتیر دوشاخه ای کور کرده کشت و نام پدر او گشتاسب بود. (غیاث ). پسر گشتاسف ، اسفندیار، نوخاسته بود، جهانی را بتیغ سپری کرد تا دین زردشت گرفتند، و آتشگاهها بنهاد بهر کشوری ، پس با ارجاسف حرب افتادش و زریر کشته شد و بر آخر اسفندیار ارجاسف را هزیمت کرد. باز بعد این گشتاسف اسفندیار را بند برنهاد و به دز گنبدان بازداشتش و آن گردکوه است ، تا ارجاسف [ باز بیامد ببلخ و ] لهراسف رابکشت و بدین وقت گشتاسف بسیستان بود، بمهمان رستم زال ، پس بازگشت بحرب ارجاسف و ستوه گشت از وی و سی واند فرزندش کشته شدند و بر کوهی گریخت تا جاماسب عمش برفت و به بسیار شفاعت اسفندیار بیامد و بند بگسست و ارجاسف را هزیمت کرد و باز از راه هفت خان بترکستان رفت و رویین دز به حیلت بستد و ارجاسف را بکشت و خواهرانش را که ارجاسف از بلخ برده بود بازآورد پیش پدر و وعده خواست به پادشاهی دادن ، تا گشتاسف بفرستادش بسیستان تا رستم را ببندد و جاماسب حکیم گفته بود که او را زمانه بر دست رستم باشد بناکام اسفندیار بسیستان رفت و هرچند رستم او را تاج و تخت پذیرفت و پیش آمدن ، نپسندید جز بند برنهادن ، تا حرب افتاد و تیری بر چشمش رسید و بمرد و بهمن پسرش را برستم سپرد بوصیت. (مجمل التواریخ و القصص ص 51 ، 52). و پیکار که میان رستم و اسفندیار افتاد سبب آن بود که چون زرتشت بیرون آمد و دین مزدیسنان آورد، رستم آنرا منکر شد و نپذیرفت و بدان سبب از پادشاه گشتاسب سر کشید و هرگز ملازمت تخت نکرد و چون گشتاسب را جاماسب گفته بود که مرگ اسفندیار بر دست رستم خواهد بود و گشتاسب از اسفندیار ترس داشت او را بجنگ رستم فرستاد، تا اسفندیارکشته شد و پس از آن چون فرامرز از سیستان رفته بود بهمن بن اسفندیار بکین خواستن آمد، و فرامرز رفته بودبهندوستان ، تا بازآمد غریق گشت ، بخت النصر که سپهسالار او بود صواب چنان دید که صلح کند با بهمن اسفندیارو هوشنگ را که هنوز خرد بود بشاهی سیستان یله کرد وخود صلح کرد و با دوازده هزار مرد زاولی از سیستان با بهمن برفت و ببلخ شد. (تاریخ سیستان ص 33 ، 34).
پس آن دختر نامور قیصرا
که ناهید بد نام آن دخترا
کتایونش خواندی ، گرانمایه شاه
دو فرزند آمد چو تابنده ماه
یکی نامور فرخ اسفندیار
شه کارزاری نبرده سوار...
فردوسی.
خنگ همایون من در همه کاری مرا
رخش تهمتن بدی شولک اسفندیار.
فخرالدین مبارک شاه بن حسین مروروذی (لباب الالباب ج 1 ص 130).
رستم صفت چو قهر تو افکند ناگهان
بر ظلم و فتنه از قبل روزگار چشم
این را بدشنه کردچو سهراب چاک دل
وآن را بتیر خست چو اسفندیار چشم.
جمال الدین ازهری (لباب الالباب ج 1 ص 217).
یاد ز یال تو کرد چرخ چو کردند دست
در کمر یکدگر رستم و اسفندیار.
عمادالدین غزنوی (لباب الالباب ج 2 ص 261).
یا مگر اسفندیارم کآن عروسان را همه
از دژ روئین بسوی هفتخوان آورده ام.
خاقانی.
اسفندیار این دژ روئین منم بشرط
هر هفته هفت خوانش بتنها برآورم.
خاقانی.
و رجوع به حبیب السیر ج 1 جزو 2 ص 72، 73 و تاریخ گزیده چ لندن 1328 هَ. ق. ج 1 ص 97 و 115 و نزهة القلوب چ لیدن 1331 هَ. ق. ص 193 و 244 و فهرست فارسنامه ٔ ابن البلخی چ کمبریج و فهرست تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 وفهرست مجمل التواریخ و القصص و فهرست یشتها تألیف پورداود ج 2 و فهرست خرده اوستا تألیف پورداود و فهرست فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود و ایران باستان ص 2571 شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ] (اِخ ) چهارمین از امرای سربداران (از 746 تا 747 هَ.ق.). (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 224).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) دوازدهمین از خانان اوزبک خیوه (از 1032 تا 1053 هَ.ق.). (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 250).

اسفندیار.[ اِ ف َ ] (اِخ ) مهتر آذربایجان بزمان عمر خلیفه ٔ ثانی. حمداﷲ مستوفی گوید : عمر خطاب بکربن عبداﷲ را با امرا و سپاه فراوان بجانب آذربایجان فرستاد، آنجا با سپاه عجم مهترشان اسفندیار جنگ کرد، اسفندیار اسیر شد، او را مقید داشتند تا دیگران رام می شدند. (تاریخ گزیده چ لندن 1328 هَ. ق. ج 1 ص 180).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) (امیر...) یکی از امرای شاه منصور در شوشتر. حمداﷲ مستوفی قزوینی گوید: حضرت جهانگشای [ امیر تیمور ] از راه سمره بجانب شوشتر توجه فرمود، در راه هر کجا که احشام لر و کرد تمرد می نمودند بتاخت و غارت ایشان حکم نافذ می شد، تا در حوالی دزبول نزول افتاد، حکام و اکابر دزبول به استقبال آمدند و انقیاد نمودند و به نوازش مخصوص شدند چون این خبر به ششتر رسید علی کوتوال و امیر اسفندیار که از قبل شاه منصور در ششتر بودند بگریختند و متوجه شیراز شدند. (تاریخ گزیده چ لندن 1328 هَ. ق. ج 1 ص 751).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) (امیر یوسف...) خوندمیر پس از وصف محاربه ٔ بدیعالزمان میرزا با سلطان حسین میرزا و شکست بدیعالزمان گوید: بدیعالزمان میرزا از مقابله و مقاتله عاجز شده از راه پرسین بطرف جبال غور توجه فرمود و فوجی از امرا و لشکریان خاقان مظفرلوا، به تکامشی شاهزاده عنان عزیمت انعطاف دادند و تیغ خون ریز بدست گرفته درپی موکب او افتادند از جمله امیر عمربیک بدان حضرت نزدیک رسید و هرچند ملازمان به رکاب سعادت ایاب بازگشته بر او حمله کردند بازنمیگردید. عاقبت شیر بیشه ٔ پیکار امیر یوسف اسفندیار نیزه ای را که در دست سلطان بدیعالزمان میرزا بود ستانیده بی آنکه روی بطرف خصم آرد چنان بر دهان عمربیک زد که چند دندانش شکسته از پشت زین سرنگون شد و شاهزاده از شرّ او ایمن گشته در ضمان سلامت بیرون رفت. (حبیب السیر ج 3 جزو 3 ص 275).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) موضعی در طبرستان ، یکی از مواضع استقرار عساکر ابوخزیمه. (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 165 بخش انگلیسی ).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان لیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر واقع در 46000 گزی جنوب خاوری دیلم کنار راه فرعی دیلم به هندیجان ، دارای 20 تن سکنه. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7). || موضعی میان ممسنی و شبانکاره دو فرسخ بیشتر شمالی احمد حسین.

اسفندیار. [ اِ ف َ ](اِخ ) موضعی در مشرق سبزپوشان (نواحی خلیج فارس ).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دیهوک بخش طبس شهرستان فردوس ، واقع در 130000 گزی جنوب خاوری طبس ، سر راه مالرو عمومی دوبک. کوهستانی گرم. سکنه 533 تن. آب آن از قنات. محصولات آنجا غلات ، خرما، گاورس ، پنبه ، میوه. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) (کلو...) رجوع به کلو اسفندیار شود.

اسفندیار. [اِ ف َ ] (اِخ ) ابن بشتاسب. رجوع به اسفندیار شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ابن گشتاسب (گشتاسف ). رجوع به اسفندیار شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ابن موثق. از مردم بوسنج (پوشنگ ) هرات. (تاج العروس ).

اسفندیار. [اِ ف َ ] (اِخ ) ابن وشتاسف. رجوع به اسفندیار شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ترکمان. یکی از امرای بدیعالزمان میرزای تیموری. (حبیب السیر جزو 3 از ج 3 ص 293).

معنی اسفندیار به فارسی

اسفندیار
نامم یکی از خاندانهای هفتگانه عهد ساسانی ( - ویس پوهر ) . مقر این خاندان شهر [ ری ] بود.
از امرای بدیع الزمان میرزای تیموری
[ گویش مازنی ] /esfendiyaar ben/ از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
از خانواده اسفندیار بک
دهی در شهرستان بابل
[ گویش مازنی ] /esfendiyaar e kaateb/ بها الدین محمد پسرحسین پسر اسفندیاراو از اهالی آمل بوده، در قرن شش و هفت هـق می زیسته استاسنفدیار کاتب تاریخ نویسی توانا بوده و تاریخ تبرستان او از منابع پر اهمیت و قابل استناد تاریخی به شمار می آید
محمد بن حسن بن اسفندیار مورخ ایرانی اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری . از شرح زندگانی وی اطلاعی در دست نیست جز همانکه خود در مقدمه تاریخ طبرستان نگاشته . او در سال ۶٠۶ ه ق . هنگامی که رستم بن - اردشیر فرمانفرمای طبرستان کشته شد در بغداد بود و چون این خبر بشنید از بغداد بعراق عجم بازگشت و دو سال برای تکمیل مواد کتاب خود در ری بسر برد و پس از آن بخوارزم رفت که نامه تنسر ( ه . م . ) به گشنسب شاه فرمانفرمای طبرستان هم در میان آنها بود .
صاحب تاریخ طبرستان
[ گویش مازنی ] /ebne esfandyaar/ بهاالدین محمد بن حسن بن اسفندیار مورخ معروف در ۶۰۶ هـق به بغداد مسافرت کردپس از بازگشت به آمل عازم خوارزم شد و در آن شهر کتاب تاریخ تبرستان را که شامل وقایع تاریخی و اطلاعات جغرافیایی تبرستان تا ۶ ۳ هـق است تألیف نموداین کتاب در ۹۰۵ متوسط ادوارد براون به زبان انگلیسی ترجمه شد و عباس اقبل آشتیانی در خرداد ۳ - ۰ خورشیدی، نسخه ی فارسی آن را استنساخ و چاپ نمودتاریخ وفات این اسفندیار معلوم نیست و محتمل است در قتل عام خوارزم که مدتی بعد از آن تاریخ وقوع یافت از بین رفته باشد
مراد بهمن پسر اسفندیار است
کتابی است در تاریخ طبرستان تالیف ابن اسفندیار این کتاب با نامه تنسر آغاز و بدومین سلسله باوندیه ختم میگردد . متن کتاب در دو جلد در تهران بطبع رسیده و ترجمه انگلیسی آن نیز توسط ادواردبرون منتشرشده. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران: تالیف ظهیرالدین مرعشی که بسال ۸۸۱ ه. ق در تاریخ نواحی مذکور تالیف شده و بطبع رسیده است.
هفت جای خطرناک که در راه اسفندیار بود آنگاه که بار دوم بجنگ ارجاسب تورانی رفت و آن هفت خوان عبارتند از : ۱ - خوان اول کشتن دو گرگ . ۲ - کشتن شیران . ۳ - کشتن اژدها . ۴ - کشتن زن ساحره . ۵ - کشتن سیمرغ . ۶ - گذشتن از برف و باران و باد . ۷ - گذشتن از رود و کشتن گرگسار . امیر معزی گوید: گو به آهنگ دژ روئین گذشت اسفندیار بی گزند از هفت خوان در راه بلخ و بامیان.

معنی اسفندیار در فرهنگ معین

اسفندیار
(اِ فَ) [ په . ] ( اِ.) نام یکی از قهرمانان شاهنامه .

اسفندیار در دانشنامه اسلامی

اسفندیار اصفهانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • اسفندیار بیگ انیس اصفهانی، از امرای شاه عبّاس صفوی در اصفهان• اسفندیار بن مشرف الملک شهرکردی دهکردی اصفهانی، از ادبا و شعرای اصفهان• اسفندیار معتمدی اصفهانی، نویسنده کتاب های مدارس آموزش و پرورش
...
اسفندیار بن مشرف الملک شهرکردی دهکردی اصفهانی، از ادبا و شعرای اصفهان بوده است.
اسفندیار مشرف الملک شهرکردی متخلّص به «مشرف» فرزند مشرف الملک دهکردی شاعر ادیب، در سال ۱۳۱۲ش در شهرکرد متولّد شد، و تحصیلات ابتدایی و متوسّطه خود را در اصفهان انجام داد. سپس در تهران به تحصیلات عالیه مشغول شد. در شعر و ادب، دارای ذوقی سرشار بوده، و در سال ۱۳۳۰ش در اصفهان کتاب گل های نوشکفته از آثار او به چاپ رسیده که شامل مقداری از اشعار او است، این ابیات از او است:"هم زبانی به از کتاب مجو•••راز دل را به جز کتاب مگو""بی تکبّر رفاقتش با تو•••به تو آموزد آن چه پرسی از او""هست یک رنگ و یک زبان دائم•••نیست یاری چو وی عزیز و نکو""به حقایق تو را بود رهبر•••عقل و هوشت همی دهد نیرو".
مهدوی، سیدمصلح الدین، تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص۴۴۹-۴۵۰.
 ۱. ↑ مهدوی، سیدمصلح الدین، تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص۴۴۹-۴۵۰.
منبع
مهدوی، سیدمصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۵۴۱.    
...
اسفندیار بیگ انیس اصفهانی، از امرای شاه عبّاس صفوی در اصفهان بوده است.
اسفندیار بیگ متخلّص «انیس»، از امرای شاه عبّاس اوّل صفوی است. شعر نیز می سروده، از آثار او مدرسه اسفندیار بیک است که آن را در محلّه چرخاب اصفهان ساخته است. وی در سال ۱۰۲۳ وفات یافته است.
مهدوی، سیدمصلح الدین، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج۳، ص۳۰۶.
 ۱. ↑ مهدوی، سیدمصلح الدین، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج۳، ص۳۰۶.
منبع
مهدوی، سیدمصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۵۴۱.    
...
اسفندیار معتمدی اصفهانی، متولد یکی از روستاهای اصفهان و نویسنده کتاب های مدارس آموزش و پرورش بوده است.
اسفندیار معتمدی، نویسنده و پژوهشگر معاصر، در ۲۸ بهمن ۱۳۱۷ش در روستای سِدِه لنجان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسّطه را در اصفهان طی نمود، و از سال ۱۳۳۶ به تحصیل در دانش سرای عالی در تهران پرداخت، و به استخدام وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) درآمد، و در دبیرستان های شهرضا و اصفهان به تدریس پرداخت. از سال ۱۳۵۳ش جهت ادامه تحصیل در رشته مدیریّت دولتی به تهران نقل مکان نمود، و سال ها در سازمان کتاب های درسی به تدوین و تالیف کتاب های مورد نیاز مدارس آموزش و پرورش پرداخت تا این که در سال ۱۳۶۰ش به درخواست خود بازنشسته شد.
آثار و تالیفات
برخی از تالیفات و آثار علمی چاپ شده ایشان عبارت اند از:۱. ابوریحان و ریحانه؛۲. بنوموسی؛۳. پرسش های ابوریحان و پاسخ های ابن سینا.
منبع
مهدوی، سیدمصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۵۴۰.    
...

اسفندیار در دانشنامه ویکی پدیا

اسفندیار
اسفندیار، پسر گشتاسپ و کتایون، و نوهٔ لهراسپ، شاهزاده کیانی در تاریخ اسطوره ای و حماسی ایران و قهرمان جنگ های مقدس کیش زرتشتی است که بیشتر برای نبرد سوگ انگیزش با رستم، دیگر پهلوان ایرانی شناخته می شود. برادرانش پشوتن و فرشیدورد، عمویش زریر و پسرانش نوش آذر و مهرنوش و بهمن نام داشته اند. اسفندیار رویین تن بود، در شاهنامه به چگونگی رویین تن شدن اسفندیار اشاره ای نشده است اما در زراتشت نامه از زرتشت بهرام پژدو آمده است که زرتشت اسفندیار را که نوزادی بیش نبود، در آب مقدس شست وشو داد که همین سبب رویین تنی او گشت و تنها چشمانش آسیب پذیر باقی ماند. اسفندیار در نبرد با ارجاسب فرماندهی سپاه گشتاسب را بر عهده داشت، و با پیروزی به نزدیک پدر برگشت اما گرزم پادشاه را علیه اسفندیار شورانید؛ چنان که دستور داد اسفندیار را در دز گنبدان زندانی کنند. اسفندیار توسط رستم (با رهنمایی سیمرغ) با تیری از درخت گز که به چشمانش برخورد کرد کشته شد.
حسین، الهی قمشه ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
نام اسفندیار در اوستا به گونهٔ Spəntōδāta- (آفریدهٔ/دادهٔ خدایی) آمده است. گونهٔ میانه ای آن *Spandadāta- که می بایست در پارسی باستان رواج می داشته است، می تواند از Sphendadátes، نام مغی که پس از مرگ بردیا پسر کوروش و مرگ کمبوجیه خود را شاه خواند، گرفته شده باشد. گونهٔ فارسی میانهٔ آن را می توان اسْپَنْدَداتْ یا اسْپَنْدیاتْ خواند (د و ی در خط پهلوی شکسته دارای نشانه مشترک هستند) که در عربی به گونهٔ اسفندیاذ و اسفندیار بازتاب یافته است. در زبان ارمنی دو گونه از این نام یاد شده است که اسْپَنْدَرَت (گونهٔ نخستین) و اسْپَنْدیَتْ (گونهٔ پسین) هستند.
کهن ترین منبعی که نام اسفندیار در آن یاد شده اوستا است که در آن اسفندیار را taxma- گفته اند که به معنی «نیرومند، دلیر» است. کتاب ایادگار زریران که گویا یک نوشته پارتی بوده که گونهٔ اصلاح شدهٔ آن به زبان پارسی میانه امروزه در دست است، دربارهٔ نخستین تاختن ارجاسپ به ایران، پادشاه خیون ها (قبیله ای دشمن که آیین پیشازرتشتی را پرستش می کردند)، دربارهٔ دلیری ها و شهیدشدن زریر، عموی اسفندیار، دربارهٔ دلاوری های پسر زریر که بستور نام دارد و بیدرفش فرومایه را می کشد، و در نهایت دربارهٔ اسفندیار که پس از مرگ زریر، لشکر ایران را رهبری کرده و خیون ها را شکست می دهد، می پردازد. هرچند که این جنگ، جنگی دینی و مذهبی است، نوشتهٔ یادگار زریران لحن و آهنگی حماسی دارد، نه دینی.
اشاره های دیگر به اسفندیار در نوشته های پارسی میانه ناچیز است. یکی از کهن ترین آن ها در نوشتهٔ درخت آسوریگ است که رودْسْتَهْم (رستم) و سْپَنْدَدات را یاد کرده است. در بندهشن، اسفندیار در تبارنامهٔ دومین دوره کیانیان نام برده شده است. در دینکرد او را پدر بهمن برشمرده اند و یکی از نخستین کسانی گفته اند که در بلخ در دربار گشتاسپ، که دین زرتشت را گسترش داده است. متن ازدست رفتهٔ اوستایی ویشتاسپ ساست که خلاصه آن در دینکرد آمده و دربارهٔ گرویدن گشتاسپ به کیش زرتشتی است، می بایست به گرویدن اسفندیار هم پرداخته باشد. در ترجمه پهلوی از ویشتاسپ یشت، اسفندیار نمونهٔ برجستهٔ یک جنگجو برشمرده شده است.
عکس اسفندیار
اسفندیار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اسفندیار پسر گشتاسپ
اسفندیار (اندیکا)
اسفندیار (طبس)
اسفندیار، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان آبژدان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۷ نفر (۲۷خانوار) بوده است.
اسفندیار، روستایی است از توابع بخش دیهوک و در شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران.
این روستا در دهستان کویر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۲۷۸خانوار) ۱٬۰۱۹نفر بوده است.
اسفندیار احمدیه بندار (زادهٔ ۱۳۰۷ تهران - درگذشت ۱۳۹۰ تهران) انیماتور و نقاش ایرانی و سازنده نخستین انیمیشن ایرانی است. از وی به عنوان پدر انیمیشن ایران یاد می شود.
اردک حسود (سال ۱۳۴۱)
قمر مصنوعی
موش و گربه
نارنج و ترنج
خوشه گندم (۱۳۴۲)
خروس بی محل (۱۳۴۲)
شکار ماه
بادبادک به کجا می روی؟
اسفندیار احمدیه نخستین انیمیشن ایران را با نام ملانصرالدین در سال ۱۳۳۶ ساخت.
احمدیه چندین اثر را کارگردانی، طراحی، یا نقاشی کرد. تعدادی از آثار او به شرح زیرند:
احمدیه در ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ به علت بیماری خونی در تهران درگذشت.
اسفندیار اختیاری کسنویه یزد (زاده ۱۳۴۵ در یزد) نماینده زرتشتیان ایران در مجلس شورای اسلامی از ۱۳۸۷ تاکنون است.
دکترای مهندسی تکنولوژی نساجی (.Ph.D. , M.Sc. , B.Sc)
مدیریت پروژه پیشرفته (P.M.P)
گواهینامه خلبانی (.C.P.L. -U.L)
وی در رشته مهندسی تکنولوژی نساجی موفق به دریافت مدرک دکتری از دانشگاه صنعتی امیر کبیر گردیده است.
وی دارای مدرک مدیریت پروژه پیشرفته (P.M.P)و همچنین گواهینامه خلبانی (.C.P.L. -U.L) است.
مقالت و اختراعات بسیاری از ایشان به ثبت رسیده است.
اسفندیار اسفندیاری (۱۲ اسفند ۱۲۸۸ کرمان، ۱۲ مرداد ۱۳۷۴ تهران) استاد دانشگاه، پژوهشگر و یکی از اولین پیشکسوتان دانش گیاه شناسی ایران است. او اولین ایرانی ست که با مدرک دکتری، دروس بیماری شناسی گیاهی و قارچ شناسی را تدریس کرد و تحقیقات این دو رشته در ایران را آغاز نموده و نتیجه تحقیقات خود را به سبک مقالات تحقیقاتی امروزی منتشر کرده است. او را پدر علم بیماری شناسی گیاهی و قارچ شناسی ایران می دانند.
Petrak, F. und ESFANDIARI, E. 1941. Beiträge zur Kenntnis der iranischen Pilzflora. Ann. Mycol., 39: 204-228.
ESFANDIARI, E. 1946. Contribution a' l'etude de la mycoflore de I' Iran. Depart. Gen. Protect. Plant, Tehran, 34 pp. (in Farsi).
ESFANDIARI, E. 1946. Fusarium juruannum P. Henn. sur la cochenille rouge (Chrysomphalus dictyospermi Morg.) au nord de I' Iran. Entomologie Phytophath. appl., 1: 25-27 (in Farsi with French summary).
ESFANDIARI, E. 1946. Deuxième liste des fungi ramassés en Iran. Entomologie Phytophath. appl., 2: 10-16.
ESFANDIARI, E. 1947. Les phanérogammes parasites en Iran. Entomologie Phytopath. appl., 3: 28-39 (in Farsi with French summery).
ESFANDIARI, E. 1947. Les rouilles de céréales en Iran. Entomologie Phytopath. appl., 4: 67-76 (in Farsi with French summary).
ESFANDIARI, E. 1947. Les maladies des plantes cultivées et des arbres fruitiers des regions subtropicales du nord de l'Iran. Entomologie Phytopath. appl., 5: 1-21 (in Farsi with French summery).
ESFANDIARI, E. 1947. Beiträg zur iranischen Pilzflora. Sydowia, 1: 161-168.
ESFANDIARI, E. 1948. Les charbons des céréales en Iran. Entomologie Phytopath. appl., 6-7: 48-68 (in Farsi with French summery).
ESFANDIARI, E. 1948. Troixième liste des fungi ramassés en Iran. Entomologie Phytopath. appl., 8: 1-12.
ESFANDIARI, E. und Petrak, F. 1950. Pize aus Iran. Sydowia, 4: 11-38.
ESFANDIARI, E. 1951. Quatrième liste de fungi de l'Iran. Entomologie Phytopath. appl., 12-13: 1-26.
ESFANDIARI, E. 1951. Neue iranische Pilze. Sydowia, 5: 366-370.
اسفندیار اسفندیاری در دوازدهم اسفند ۱۲۸۸ در کرمان به دنیا آمد. پدرش رستم خان رفعت الدوله ملقب به اسفندیاری، او را برای تحصیل از کرمان به تهران روانه کرد. اسفندیار دوران ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه سن لویی تهران که زیر نظر فرانسویان اداره میشد به پایان رساند. سپس برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و در مدرسه ملی کشاورزی گرینیون به تحصیل پرداخت. اما به دلیل مشکلات مالی تحصیلاتش را نیمه تمام گذاشت و به ایران بازگشت. پس از مراجعت تحصیلات خود را در مدرسه عالی فلاحت کرج که تابع وزارت کشاورزی بود، ادامه داد تا در سال ۱۳۰۷ در سن نوزده سالگی با مدرک لیسانس از این دانشکده فارغ التحصیل شد. پس از اتمام خدمت نظام وظیفه به دلیل علاقه و شایستگی در فراگیری گیاه شناسی در دوران تحصیل و تسلط کامل به زبان خارجی، در سال ۱۳۰۹ به عنوان معاون و دستیار آقای ژولین گوتیه (به فرانسوی: Julien Gautier) کارشناس و استاد گیاه شناسی مدرسه عالی فلاحت کرج برگزیده شد تا در سال ۱۳۱۴ از طرف مدرسه عالی برای ادامه تحصیل به وین اعزام شد. اسفندیاری در سال ۱۳۱۷ در سن بیست و نه سالگی موفق به کسب مدرک دکترا از مدرسه عالی کشاورزی وین (به آلمانی: Hochschule für Bodenkultur) شد و به ایران بازگشت و به دستیاری پروفسور اروین گائوبای اتریشی (به آلمانی: Ervin Gauba) که مدرس گیاه شناسی دانشکده بود پرداخت. در سال ۱۳۲۰ پس از خروج پروفسور گائوبا از ایران در بحبوحه جنگ جهانی دوم به واسطه ورود متفقین به کشور، عهده دار تدریس دروس گیاه شناسی و بیماری شناسی گیاهی و علفهای هرز شد. در سال ۱۳۲۴ دانشکده کشاورزی کرج از وزارت کشاورزی جدا شد و به دانشگاه تهران پیوست. اسفندیاری در وزارت کشاورزی باقی ماند و فعالیت خود را در بخش تحقیقات گیاه پزشکی وزارت کشاورزی که در آن زمان آزمایشگاه حشره شناسی و دفع آفات نباتی نامیده می شد، ادامه داد. او در همان سال پایه و اساس هرباریوم ایران را بنا نهاد و به همراهی دستیارانش مهندس عین الله بهبودی شاهسون از سال ۱۳۲۴ در بخش گیاه شناسی و علف های هرز، و دکتر قوام الدین شریف از سال ۱۳۲۶ در قسمت قارج شناسی و بیماری های گیاهان در جهت اعتلای هرباریوم کوشید و تا واپسین روزهای عمرش دست از تلاش برنداشت. اسفندیار اسفندیاری در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۷۴ در سن ۸۶ سالگی و در پنجاهمین سال تأسیس هرباریوم ایران در بیمارستان جم تهران درگذشت.
اسفندیاری تمام طول خدمت دولتی خود را در وزارت کشاورزی گذراند و تنها مدت کوتاهی بین سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۴ خورشیدی، هم زمان با وزارت مهندس منصور عطائی در وزارت کشاورزی، مأمور به خدمت در امور کشاورزی شرکت نفت در آبادان بود. وی در طول خدمت خود عهده دار ریاست اداره کل بررسی ها (۱۳۲۵ تا ۱۳۲۹)، مدیریت کل حفظ نباتات (۱۳۳۴ تا ۱۳۳۸)، معاونت فنی وزیر کشاورزی (۱۳۳۸ تا ۱۳۴۳)، ریاست بخش تحقیقات رستنی ها در مؤسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور (۱۳۴۳-۱۳۵۰)، ریاست مؤسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور (۱۳۴۵ تا ۱۳۵۳) بود. او در سال ۱۳۵۳ (در سن ۶۵ سالگی) از کارهای اداری بازنشسته شد. دکتر اسفندیاری پس از ورود به خدمت دولتی از سال ۱۳۰۹ تا ده روز مانده به زمان فوتش یعنی حدود ۶۵ سال به طور مستمر به عنوان استاد و پژوهشگر گیاه شناسی و قارچ شناسی فعالیت مستمر داشت. او به زبانهای فرانسه، آلمانی و انگلیسی تسلط و به زبان لاتین آشنایی داشت و در سایه فعالیت های تحقیقاتی و علمی اش، در مراکز بین المللی علمی داخل و خارج از کشور کاملاً شناخته شده بود. بر این اساس تعداد زیادی گیاه، قارچ و حشره توسط دانشمندان دیگر به نام و افتخار او نامگذاری شده اند. دکتر اسفندیاری موفق به دریافت مدال لیاقت در کشاورزی از کشور فرانسه در سال ۱۹۵۸، مدال افتخار و حمایل از اتریش در سال ۱۹۶۲، مدال لژیون دونور فرانسه از دست ژنرال دوگل رییس جمهور پیشین فرانسه در سال ۱۹۶۳، مدال خدمت با ستاره از کشور آلمان در سال ۱۹۷۰ و تقدیرنامه حسن انجام خدمت از وزارت کشاورزی ایران در پانزدهم فروردین ۱۳۷۲ شده است.
اسفندیاری بانی هرباریوم ملی گیاهان ایران بود که امروزه با نام هرباریوم ملی گیاهان وزارت جهاد کشاورزی شناخته می شود و در سالنی به نام دکتر اسفندیار اسفندیاری جای دارد. فعالیت قسمت گیاهان گل دار با شروع جمع آوری این نوع رستنی ها در سال ۱۳۲۷ توسط اسفندیاری، پروفسور کارل هاینس رشینگر گیاه شناس معروف اتریشی و پاول آلن گیاه شناس سوئیسی آغاز شد. ابتدا نمونه هایی که اسفندیاری و همراهانش در استان های کرمان، بلوچستان، خراسان و قسمتی از شمال ایران جمع آوری کرده بودند در این هرباریوم قرار گرفت، اما در شصت سال گذشته به غنای این مجموعه افزوده شده است. مسئولیت این هرباریوم در دو دروه، یک بار در سال های ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ و بار دیگر در سال های ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۵ با دکتر اسفندیاری بوده است. همچنین مسئولیت هرباریوم مجموعه مرجع قارج های وزارت جهاد کشاورزی واقع در سالنی با نام دکتر قوام الدین شریف از بدو تأسیس در سال ۱۳۲۴ تا سال ۱۳۲۹ با دکتر اسفندیاری بود.
اسفندیار ایمان زاده - زاده (۲۱ بهمن ۱۳۴۴، سلماس) , تندیس گر، مجسمه ساز، فعال و حافظ میراث فرهنگی، عضو هیت امنای بنیاد فردوسی و عضو کانون متفکرین ایران
انتخاب به عنوان کارآفرین برتر ملی در جشنواره ملی کارآفرینان برتر کشور و دریافت تقدیرنامه و تندیس طلایی
انتخاب به عنوان کارآفرین برتر در جشنواره شیخ بهائی از طرف وزارت علوم و تحقیقات و فن آوری و اطلاعات
انتخاب به عنوان کارآفرین برتر در جشنواره کارآفرینی امیرکبیر از طرف وزارت کار و امور اجتماعی و دریافت تقدیرنامه و تندیس
کارآفرین نمونه در جشنواره ملی قهرمانان صنعت ایران
دریافت دیپلم افتخار از آکادمی نخبگان ایرانیان
دریافت نشان لیاقت از طرف سازمان جهانی مالکیت فکری سازمان ملل (WIPO)
دریافت رضایت نامه از انجمن محققان دانشگاه هاروارد
انتخاب به عنوان صنعتگر نمونه دستی از طرف سازمان جهاد کشاورزی استان تهران در سال ۱۳۸۲
دریافت تقدیرنامه از دبیرخانه ملی یونسکو
عضویت افتخاری در کانون متفکرین ایران و عضو کمیسیون فرهنگی
معرفی شده در کتاب مشاهیر سلماس
معرفی شده در کتاب چهره های فرهنگی سال ۱۳۸۸
دریافت تقدیرنامه های مختلف از نهادهای دولتی و مراکز علمی و فرهنگی کشور
دریافت تقدیرنامه از سفارت فرانسه در مراسم بزرگداشت حکیم عمرخیام
در جوانی به جبهه رفت و در سال ۱۳۶۵ به آرزوی کودکی خود رسید و افسر نیروی انتظامی شد. وی در سال ۱۳۷۱ از کاردولتی کناره گرفت، وارد کسب و کار خصوصی شد و اکنون برای بیش از ۷۰۰ نفر شغل ایجاد کرده است. وی در سال ۱۳۹۰ به عنوان کارآفرین نمونه ملی معرفی شده و خدماتش بارها مورد تشویق و تقدیر مسئولان کشور قرار گرفته است.
اسفندیار ایمان زاده؛ متولد بهمن ۱۳۴۴ در شهر سلماس، یکی از شهرهای مرزی آذربایجان غربی. در خانواده ای دوازده نفره به دنیا آمده و دومین فرزند و البته بزرگ ترین فرزند ذکور خانواده بود. در خانواده ای کاملاً سنتی و از نظر اقتصادی در سطحی نسبتاً پایین بزرگ شد. پدر کارگر بود و خانواده عائله مند و بچه ها باید در امور معیشتی خانه کمک حال پدر می بودند. اسفندیار که پسر بزرگ خانواده بود، احساس مسئولیت بیشتری در قبال خانواده می کرد به طوری که در طول سال تحصیلی همراه پدر و در ایام تابستان به طور مستقل کار می کرد.
اسفندیار بداغی (۱۳۱۳ در بیرجند) متخصص طب اطفال و پدر نفرولوژی کودکان ایران است.
استاد بیماری های کودکان دانشگاه تهران-بنیانگذار رشته نفرولوژی کودکان ۱۳۴۵، رئیس واحد نفرولوژی کودکان، ایجاد آزمایشگاه تحقیقاتی در رشته نفرولوژی (مرکز طبی کودکان-تهران) - مسئول پروژه های پژوهشی دپارتمان کودکان دانشکده پزشکی پهلوی، عضو شورایعالی پژوهشی دانشگاه تهران - دبیر شورایعالی علوم پزشکی کشور۶۰–۱۳۵۸ – عضو یت هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی کشور (دوره های) - تدریس در دانشکده پزشکی پاریس۸۷–۱۹۸۴(بیمارستان «تروسو» دانشکده پزشکی سنت آنتوان تا ۱۹۹۴)
اسفندیاربداغی فرزند احمد علی بداغی در روز سیزدهم اسفند ۱۳۱۳ خورشیدی در شهر بیرجند به دنیا آمد. سال های نخست زندگی وی درنقاط مرزی وشهرهای استان های خراسان، سیستان و بلوچستان سرانجام شیراز به تندی گذشتند. درهفت سالگی در فردوس به دبستان رفت.
سال های بعدی ابتدایی ودبیرستان را در بیرجند، زابل و زاهدان، رضائیه، تبریز وسرانجام تهران گذراند. بیماری استئومیلیت که در سال نخست دبستان به آن گرفتارشدتاچهارده سالگی همه ساله یک یاچندبارحالت حادبه خود می گرفت واوراچندروزتاچند ماه به ویژه میان ماه اسفندتااردیبهشت دربسترنگاه می داشت.
اسفندیار بهارمست (زاده ۱۱ مارس ۱۹۵۴ در تهران) یک داور بازنشسته فوتبال ایرانی تبار اهل آمریکا و عضو کمیته داوران کونکاکاف است که در مسابقات مهمی همچون جام جهانی ۱۹۹۸، کوپا آمریکا ۱۹۹۷، المپیک ۱۹۹۶ و گلد کاپ ۱۹۹۶ سوت زده است. بهار مست در ۱۹۷۲ به آمریکا رفت و در ۱۹۹۱ شهروند این کشور شد.
ویکی پدیای انگلیسی
قضاوت او در بازی بین دو تیم برزیل و نروژ در جام جهانی ۱۹۹۸ مهمترین عامل شهرت بهارمست است. بهارمست در دقایق آخر آن دیدار با اعلام خطای جونیور بایانو مدافع برزیل بر روی توره آندره فلو مهاجم نروژ در محوطه جریمه یک ضربه پنالتی را به سود نروژاعلام کرد و سبب پیروزی دو بر یک این تیم برابر برزیل شد و در حالی که در دیگر دیدار گروه مراکش توانسته بود تیم اسکاتلند را با نتیجه سه بر صفر شکست دهد مانع از صعود تیم ملی فوتبال مراکش به مرحله بعد مسابقات شد.
در ابتدا در حالی که در تصاویر هیچ یک از ۱۶ دوربین تلویزیونی و عکاسان کنار زمین خطایی دیده نمی شد، برخی اعلام پنالتی از سوی بهارمست در دقایق پایانی دیدار را با توجه به مسائل داوری بازی کامرون و شیلی در روز بعد به دسیسه قدرتهای غربی برای جلوگیری از حضور تیم های آفریقایی در میان شانزده تیم برتر مسابقات دانستند، اما فیلم گرفته شده توسط یک دوربین سوئدی خطای آشکار بازیکن برزیلی را مشخص کرد.
بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کاتب معروف به ابن اسفندیار مورخ قرن ششم و هفتم و اهل شهر آمل می باشد. وی مؤلف تاریخ طبرستان است.
نامه تنسر
وی در هنگام کشته شدن رستم بن اردشیر، اسپهبد باوندیان تبرستان، در بغداد بود. کتاب تاریخ تبرستان وی، توسط ادوارد براون به انگلیسی ترجمه گشت و در سال ۱۹۰۵ میلادی منتشر شد.
این کتاب بجز اطلاعات جغرافیایی و تاریخ احوال بزرگان و شاعران به زبان طبری را نیز در خود جا داده است. وی همچنین در سفر به خوارزم ترجمه ابن مقفع از نامه تنسر را یافت و به کتاب خود افزود.
مختصات: ۳۱°۳۰′۱۳″ شمالی ۵۰°۳۱′۰۷″ شرقی / ۳۱٫۵۰۳۶۱°شمالی ۵۰٫۵۱۸۶۱°شرقی / 31.50361; 50.51861
فهرست روستاهای ایران
چال دراز اسفندیار، روستایی از توابع بخش منج شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
این روستا در دهستان بارز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۶ نفر (۱۵خانوار) بوده است.
نبرد رستم و اسفندیار در وهله نخست پیکار دو شاهزاده از یک دودمان است که نیاکان هر دو سهمی در حفظ تاج و تخت کیان داشتند. این دوئل به بدین سبب اهمیت دارد که اسلاف هر دو شاهزاده حقی بر مردم و کشور داشتند. شاید بتوان ادعا نمود خاندان رستم و اسفندیار، در تاریخ همان دو خاندان مهتر و کهتر هخامنشیان باشند که یکی از آن سلاله حکمران نشان بود و دیگری حکمران پارس. رکن اصلی منازعه جدال برای دین است و باز در اینجا با تفاوت عقاید دو سلسله از یک دودمان سلطنتی مواجه هستیم.
نبرد رستم و اسفندیار یکی از داستان های حماسی ایرانی است که در کتاب هایی مانند شاهنامه فردوسی و گشتاسپ نامه دقیقی بدان پرداخته شده است. این داستان از طولانی ترین بخش های شاهنامه و به لحاظ ادبی یکی از برجسته ترین بخش های آن است. داستان که روایت گر رزم میان اسفندیار، شاهزاده کیانی و رستم پهلوان زابل است، یکی از بخش های تراژدیک شاهنامه بوده و به توصیف خود فردوسی، بلبلان به سبب مرگ اسفندیار ناله سر می دهند.
ای. م. دیاکونوف. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. انتشارات: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. تهران ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴-۴۴۵-۱۰۶-۶
این داستان باید روایت قهرمانی یک رویداد تاریخی باشد، با این حال نمی توان نظر قطعی ای درباره آن داد. هر دو قهرمان داستان ریشه در اسطوره های ایران شرقی دارند؛ اسفندیار قهرمان دین زرتشت بود که در نبرد با دشمنان مزدیسنا کشته شد، با این حال رستم قهرمانی بسیار متاخرتر نسبت به اسفندیار است. اسطوره رستم ممکن است زاییده دوران اشکانیان و دلاوری های یک سردار ایرانی بوده که رفته رفته به شکل قهرمانی چون رستم در آمده. از آنجایی که در پایان این نبرد و لشکرکشی بهمن به سیستان، دوران حکومت پهلوانان خاندان سام در این منطقه به پایان می رسد، می توان اینگونه برداشت کرد که نبرد رستم و اسفندیار (و اتفاقات پس از آن) به نوعی با نبردهای پادشاهی سورن و شاهنشاهی ساسانی در سیستان، مرتبط است.
دو پهلوان مدعی تاج و تخت کیانی از یک خاندان در مقابل یکدیگر ایستاده اند، هر یک نکاتی بر زبان می رانند که قابل تأمل است. ویرانی رویین دژ که اسفندیار قهرمان آن بود بسیار مورد توجه جماعات کشورها گشته حتی تسخیر رویین دژ مرکز کشور ترکان چین بمنزله ترویج آیین مزدیسنا مورد ستایش قرار گرفته است. فتح رویین دژ و تغییر قسمت بزرگی از عقاید مردمان بت پرست آن سرزمین به کیش زرتشت دستاورد اسفندیار است، اسفندیار بنوعی حکمران جدید ترکان چین نیز محسوب می شود. اقوام و قبایلی که او بر آنها تسلط یافت ممکن است در تاریخ بخشی از همان سکاها و اسکیت های تاریخی باشند.
فعلاً اثری تحت عنوان نبرد رستم و اسفندیار در سایر منابع و مآخذ انعکاس نیافته امّا پیکار دو مدعی تاج و تخت نمی تواند از دید منابع دیگر پنهان باشد حتماً عنوان جنگ بگونه ای دیگر مذکور افتاده است. همچنین دوئل رستم و اسفندیار، بعد از جنگ رویین دژ حادث گشت و ماجرای تقابل بدین مناسبت بود که اسفندیار جوان خواهان سلطنت پدر بود ولی گشتاسپ نیل به این هدف را تسخیر رویین دژ و آزاد کردن دخترانش بدست اسفندیار منوط کرد. این مهم انجام شد اسفندیار به پدر یادآور شد که خلف وعده نکند ولی گشتاسپ یک کار نیمه تمام دیگر داشت که واگذاری سلطنت را منوط به اتمام آن کار نیمه، یعنی انقیاد رستم شاه زابل قرار داد.
سام اسفندیار، طبق شاهنامه، وی مرزبان شیراز بود. هنگامی که خسروپرویز در آذربادگان بود، شماری از مرزبانان ایران برای یاریش به او پیوستند. از جمله از شیراز، سام اسفندیار و از کرمان، بیورد در آذربادگان با خسروپرویز همراه شدند.
شاهنامه
فردوسی در بیت زیر، از سام اسفندیار، چنین یاد کرده است:
قلعه اسفندیار مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان پل دختر، بخش معمولان، روستای ریخان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۹۹۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مِهرنوش نام یکی از پسران اسفندیار است که به دست فرامرز در داستان رستم و اسفندیار کشته شد.. در لغت نامه دهخدا دربارهٔ او آمده است: نام یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز در جنگ زابل کشته شد.
پارسی نگاشتهٔ شاهنامه، نگارش: فرانک دوانلو، انتشارات آهنگ قلم، چاپ سوم، ۱۳۸۷
چون به فرمان گشتاسپ، اسفندیار در دژ گنبدان در بند کشیده شد، مهرنوش، در کنار پدر بود. مهرنوش پس از رهایی اسفندیار از بند به کین خواهی لهراسپ، با سپاه ارجاسپ نبرد نمود. مهرنوش همچنین در جنگ رستم و اسفندیار حضور داشت. کشته شدن آذرنوش بر او گران آمد و با فرامرز درآویخت تا جانش را باخت.
فردوسی در شاهنامه اینگونه از او یاد کرده است:
امروزه نام مهرنوش همچون کیانوش و نوش آذر به اشتباه برای نامگذاری دختران هم به کار می رود.
میدان نفتی اسفندیار از میدان های نفتی ایران است، که دارای مخزن مشترک با عربستان سعودی می باشد و بخش عربی آن میدان لؤلؤ نام دارد. این میدان در فاصله ۹۵ کیلومتری جنوب غربی جزیره خارک واقع شده است.
وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران
شرکت ملی نفت ایران
پالایشگاه نفت
میدان اسفندیار در سال ۱۳۴۵ توسط شرکت آیپک کشف شد، ولی تاکنون عملأ هیچ بهره برداری از نفت آن صورت نگرفته و همواره بعلت تحریم و همچنین عدم تمایل شرکت های تخصصی نفتی به حضور در ایران و انعقاد قرارداد با وزارت نفت جمهوری اسلامی، همواره در نیم قرن گذشته، این میدان تولیدی نداشته است. نفت میدان اسفندیار دارای درجه سبکی API ۳۰ است. این میدان دارای ۵۳۲ میلیون بشکه نفت خام درجا می باشد.
در سال ۱۳۸۱ قرارداد توسعه میدان نفتی اسفندیار در قالب بیع متقابل با هدف تولید روزانه چهار هزار بشکه نفت، با شرکت پتروایران منعقد شد. ارزش قرارداد بیش از ۳۹۵ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار و مدت اجرای پروژه پنج سال و زمان خاتمه آن بهار ۱۳۸۶ بود. در حالی که پترو ایران عملیات را در میدان نفتی اسفندیار آغاز کرده و طبق برنامه پیش نرفته بود، شرکت نفت فلات قاره ایران به عنوان بهره بردار طرح اعلام کرد که میدان نفتی اسفندیار توانایی تولید بیشتری دارد و برهمین اساس شرح کار پروژه تغییر یافت و تغییرات جدیدی در طراحی ها و نوع تأسیسات صورت گرفت.
بر این اساس با طولانی شدن زمان اجرای توسعه میدان اسفندیار توسط شرکت پترو ایران از یک طرف و همچنین درخواست تغییر شرح کار اولیه و افزایش ظرفیت تولید از طرف دیگر، تأمین مالی پروژه با مشکلات زیادی روبه رو شد به طوری که این افزایش هزینه طرح را شورای اقتصاد تصویب نکرد و در نهایت اجرای پروژه متوقف و در نهایت قرارداد اجرای طرح توسعه این میدان با شرکت پترو ایران فسخ شد و اجرای آن به شرکت نفت فلات قاره سپرده شد تا در مرحله اول توسعه میدان اسفندیار روزانه ۱۰ هزار بشکه نفت خام و در مرحله بعدی ۲۰ هزار بشکه نفت خام تولید شود.
نبرد رستم و اسفندیار در وهله نخست پیکار دو شاهزاده از یک دودمان است که نیاکان هر دو سهمی در حفظ تاج و تخت کیان داشتند. این دوئل به بدین سبب اهمیت دارد که اسلاف هر دو شاهزاده حقی بر مردم و کشور داشتند. شاید بتوان ادعا نمود خاندان رستم و اسفندیار، در تاریخ همان دو خاندان مهتر و کهتر هخامنشیان باشند که یکی از آن سلاله حکمران نشان بود و دیگری حکمران پارس. رکن اصلی منازعه جدال برای دین است و باز در اینجا با تفاوت عقاید دو سلسله از یک دودمان سلطنتی مواجه هستیم.
هفت خوان اسفندیار سفری پر ماجرا است که اسفندیار قصد رهاندن خواهرانش هما و به آفرید را از کشور بیگانه دارد. اسفندیار باید از هفت خطر عمده عبور نموده تا به مقصد نهایی یعنی رویین دژ برسد. در خوان اوّل دو گرگ تنومند را می کشد و مسیر پر مخاطره را ادامه داده، دست ِ آخر، گرگسار را که بلد راهش بود را می کشد آنگاه به نظارهٔ دژ محل اسارت خواهرانش می نشیند:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اسفندیار در دانشنامه آزاد پارسی

اِسْفَندیار
اِسْفَندیار
به اوستایی : سْپِنتوداتَه (سْپَنددات )، به معنی آفریدۀ مقدس ، نام یکی از پسران گشتاسپ کیانی از کتایون دختر قیصر روم ، که چون سلاح بر بدن او کارگر نبود معروف به رویین تن است . بنابر روایت ، کی گشتاسپ پس از شنیدن پیشگویی های جاماسپ و آگاهی یافتن از جنگی هولناک با ارجاسب در آینده ای نزدیک، به خاک افتاد و برنخاست تا این که اسفندیار درآمد و سوگند یاد کرد که از دشمن یک تن را زنده رها نخواهد کرد. پس، گشتاسپ برخاست و بر تخت نشست . در نبردهایی که روی داد، پس از کشته شدن زریر (برادر گشتاسپ )، سه تن از دلیران ، بستور پسر زریر و گرامی کَرت پسر جاماسپ و اسفندیار پسر گشتاسپ با شدت هرچه تمام تر بر تورانیان تاختند. اسفندیار رویین دژ را به دست آورد و خواهران خود را که اسیر ارجاسپ بودند آزاد کرد و دست و پا و یک گوش ارجاسپ را برید و یک چشمش را به آتش بسوخت و سپس او را سوار بر خر دم بریده ای روانۀ تورانش کرد. پس ، آن گاه اسفندیار به فرمان پدر، آیین زردشت را به گرد جهان برد. داستان اسفندیار در شاهنامه ، که از جذاب ترین داستان های شاهنامه است ، به گونه ای دیگر است : گشتاسپ ، برخلاف روایت های زردشتی ، پادشاهی بی تدبیر است و چون از میل اسفندیار برای رسیدن به تخت آگاه است، او را به زابل می فرستد تا رستم را دست بسته به درگاه آورد. رستم از تسلیم خود سر بازمی زند. پس نبرد درمی گیرد. اسفندیار در آغاز نبرد بر رستم برتری دارد، اما سرانجام رستم به رایزنی سیمرغ ، تیری دوشاخه از چوب گز بر چشمان اسفندیار که تنی رویین دارد می نشاند و او را از پای درمی آورد. نقطۀ ضعف این دلاور تنها چشمان او بودند، که به هنگام غوطه خوردن در آب چشمۀ رویین کننده چشمان خود را بسته بود. پس از اسفندیار، پسرش بهمن به کین خواهی برخاست ، اما چون رستم کشته شده بود، بهمن افراد خانوادۀ او را هلاک کرد.

اسفندیار در جدول کلمات

پسر اسفندیار در شاهنامه
ارمز
ساخته حسن هدایت در سال 74 با بازی احمد نجفی | اسفندیار مهرتاش و مرحوم فرهاد خان محمدی
بیگانه ای در شهر
لقب اسفندیار در شاهنامه
رویین تن

اسفندیار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

تیادا ٠٨:٢٠ - ١٣٩٨/٠٣/١٢

نام اسفندیار در پهلوی به گونه ی اسپندیات (Spandyat) و در اوستایی به گونه ی اسپنتو داتو (Spentodato) آمده است. این اسم پیوندی است از دو بخش سپنته به معنی مقدس و بخش دوم دات یا داتو از مصدر � دا � به معنی آفریدن و دادن. اسفندیار به معنای آفریده مقدس یا مقدس آفریده شده می‌باشد. اما حال که حرف دال پایانی آن به � ر � تبدیل شده است به معنی � یار مقدّس � بهتر است .(عادل اشکبوس)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسفندیار رستوران   • نام پدر اسفندیار   • اسفندیار خواننده   • انتشارات اسفندیار   • خلاصه داستان اسفندیار   • هفت خان اسفندیار به زبان ساده   • کتاب اسفندیار   • خلاصه هفت خوان اسفندیار   • معنی اسفندیار   • مفهوم اسفندیار   • تعریف اسفندیار   • معرفی اسفندیار   • اسفندیار چیست   • اسفندیار یعنی چی   • اسفندیار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسفندیار
کلمه : اسفندیار
اشتباه تایپی : hstkndhv
آوا : 'esfandyAr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس اسفندیار : در گوگل


آیا معنی اسفندیار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )