انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 943 100 1

اسفندیار

/'esfandyAr/

معنی اسم اسفندیار

اسم: اسفندیار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: esfand yār) (اوستایی) مقدس آفریده یا آفریده ی (خرد) پاک، (در اعلام) پسر گشتاسب که به روئین تن معروف بود و در نبرد با رستم از پای در آمد - آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم

معنی اسفندیار در لغت نامه دهخدا

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) در اوستا سپنتوداته و در پهلوی سپنت دات ، مرکب از دو جزء: جزء اول سپنتو بمعنی مقدس و جزء دوم داته از مصدر دا بمعنی آفریدن ؛ جمعاً یعنی آفریده ٔ (خرد) پاک و بدین معنی درفروردین یشت بند 93 و ویسپرد کرده ٔ 19 بند 1 آمده. و هم در اوستا (زامیاد یشت بند 6) این نام بکوهی اطلاق شده که شاید همان کوه سپید باشد که در شاهنامه مذکور است. و نیز نام پسر گشتاسپ است. در بندهش فصل 31 بند 29 آمده : «از گشتاسب اسفندیار و پشوتن بوجود آمدند». (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص 331). اسفندیار نام پسر گشتاسب است که بروئین تن اشتهار دارد. (جهانگیری ). بر وزن و معنی اسپندیار است که نام پسر گشتاسب باشد و او را روئین تن میگفتند و بمعنی قدرت حق و لطف یزدان هم هست ورب ّ ماه اسفندار و رب ّ روز اسفندار که پنجم هر ماه شمسی باشد. (برهان ). بمعنی اخیر تصرّفی در کلمه ٔ اسفندار است. رجوع به اسفندار شود. نام پادشاه که نهایت بهادر و پهلوان بود. رستم او را بتیر دوشاخه ای کور کرده کشت و نام پدر او گشتاسب بود. (غیاث ). پسر گشتاسف ، اسفندیار، نوخاسته بود، جهانی را بتیغ سپری کرد تا دین زردشت گرفتند، و آتشگاهها بنهاد بهر کشوری ، پس با ارجاسف حرب افتادش و زریر کشته شد و بر آخر اسفندیار ارجاسف را هزیمت کرد. باز بعد این گشتاسف اسفندیار را بند برنهاد و به دز گنبدان بازداشتش و آن گردکوه است ، تا ارجاسف [ باز بیامد ببلخ و ] لهراسف رابکشت و بدین وقت گشتاسف بسیستان بود، بمهمان رستم زال ، پس بازگشت بحرب ارجاسف و ستوه گشت از وی و سی واند فرزندش کشته شدند و بر کوهی گریخت تا جاماسب عمش برفت و به بسیار شفاعت اسفندیار بیامد و بند بگسست و ارجاسف را هزیمت کرد و باز از راه هفت خان بترکستان رفت و رویین دز به حیلت بستد و ارجاسف را بکشت و خواهرانش را که ارجاسف از بلخ برده بود بازآورد پیش پدر و وعده خواست به پادشاهی دادن ، تا گشتاسف بفرستادش بسیستان تا رستم را ببندد و جاماسب حکیم گفته بود که او را زمانه بر دست رستم باشد بناکام اسفندیار بسیستان رفت و هرچند رستم او را تاج و تخت پذیرفت و پیش آمدن ، نپسندید جز بند برنهادن ، تا حرب افتاد و تیری بر چشمش رسید و بمرد و بهمن پسرش را برستم سپرد بوصیت. (مجمل التواریخ و القصص ص 51 ، 52). و پیکار که میان رستم و اسفندیار افتاد سبب آن بود که چون زرتشت بیرون آمد و دین مزدیسنان آورد، رستم آنرا منکر شد و نپذیرفت و بدان سبب از پادشاه گشتاسب سر کشید و هرگز ملازمت تخت نکرد و چون گشتاسب را جاماسب گفته بود که مرگ اسفندیار بر دست رستم خواهد بود و گشتاسب از اسفندیار ترس داشت او را بجنگ رستم فرستاد، تا اسفندیارکشته شد و پس از آن چون فرامرز از سیستان رفته بود بهمن بن اسفندیار بکین خواستن آمد، و فرامرز رفته بودبهندوستان ، تا بازآمد غریق گشت ، بخت النصر که سپهسالار او بود صواب چنان دید که صلح کند با بهمن اسفندیارو هوشنگ را که هنوز خرد بود بشاهی سیستان یله کرد وخود صلح کرد و با دوازده هزار مرد زاولی از سیستان با بهمن برفت و ببلخ شد. (تاریخ سیستان ص 33 ، 34).
پس آن دختر نامور قیصرا
که ناهید بد نام آن دخترا
کتایونش خواندی ، گرانمایه شاه
دو فرزند آمد چو تابنده ماه
یکی نامور فرخ اسفندیار
شه کارزاری نبرده سوار...
فردوسی.
خنگ همایون من در همه کاری مرا
رخش تهمتن بدی شولک اسفندیار.
فخرالدین مبارک شاه بن حسین مروروذی (لباب الالباب ج 1 ص 130).
رستم صفت چو قهر تو افکند ناگهان
بر ظلم و فتنه از قبل روزگار چشم
این را بدشنه کردچو سهراب چاک دل
وآن را بتیر خست چو اسفندیار چشم.
جمال الدین ازهری (لباب الالباب ج 1 ص 217).
یاد ز یال تو کرد چرخ چو کردند دست
در کمر یکدگر رستم و اسفندیار.
عمادالدین غزنوی (لباب الالباب ج 2 ص 261).
یا مگر اسفندیارم کآن عروسان را همه
از دژ روئین بسوی هفتخوان آورده ام.
خاقانی.
اسفندیار این دژ روئین منم بشرط
هر هفته هفت خوانش بتنها برآورم.
خاقانی.
و رجوع به حبیب السیر ج 1 جزو 2 ص 72، 73 و تاریخ گزیده چ لندن 1328 هَ. ق. ج 1 ص 97 و 115 و نزهة القلوب چ لیدن 1331 هَ. ق. ص 193 و 244 و فهرست فارسنامه ٔ ابن البلخی چ کمبریج و فهرست تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 وفهرست مجمل التواریخ و القصص و فهرست یشتها تألیف پورداود ج 2 و فهرست خرده اوستا تألیف پورداود و فهرست فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود و ایران باستان ص 2571 شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ] (اِخ ) چهارمین از امرای سربداران (از 746 تا 747 هَ.ق.). (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 224).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) دوازدهمین از خانان اوزبک خیوه (از 1032 تا 1053 هَ.ق.). (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 250).

اسفندیار.[ اِ ف َ ] (اِخ ) مهتر آذربایجان بزمان عمر خلیفه ٔ ثانی. حمداﷲ مستوفی گوید : عمر خطاب بکربن عبداﷲ را با امرا و سپاه فراوان بجانب آذربایجان فرستاد، آنجا با سپاه عجم مهترشان اسفندیار جنگ کرد، اسفندیار اسیر شد، او را مقید داشتند تا دیگران رام می شدند. (تاریخ گزیده چ لندن 1328 هَ. ق. ج 1 ص 180).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) (امیر...) یکی از امرای شاه منصور در شوشتر. حمداﷲ مستوفی قزوینی گوید: حضرت جهانگشای [ امیر تیمور ] از راه سمره بجانب شوشتر توجه فرمود، در راه هر کجا که احشام لر و کرد تمرد می نمودند بتاخت و غارت ایشان حکم نافذ می شد، تا در حوالی دزبول نزول افتاد، حکام و اکابر دزبول به استقبال آمدند و انقیاد نمودند و به نوازش مخصوص شدند چون این خبر به ششتر رسید علی کوتوال و امیر اسفندیار که از قبل شاه منصور در ششتر بودند بگریختند و متوجه شیراز شدند. (تاریخ گزیده چ لندن 1328 هَ. ق. ج 1 ص 751).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) (امیر یوسف...) خوندمیر پس از وصف محاربه ٔ بدیعالزمان میرزا با سلطان حسین میرزا و شکست بدیعالزمان گوید: بدیعالزمان میرزا از مقابله و مقاتله عاجز شده از راه پرسین بطرف جبال غور توجه فرمود و فوجی از امرا و لشکریان خاقان مظفرلوا، به تکامشی شاهزاده عنان عزیمت انعطاف دادند و تیغ خون ریز بدست گرفته درپی موکب او افتادند از جمله امیر عمربیک بدان حضرت نزدیک رسید و هرچند ملازمان به رکاب سعادت ایاب بازگشته بر او حمله کردند بازنمیگردید. عاقبت شیر بیشه ٔ پیکار امیر یوسف اسفندیار نیزه ای را که در دست سلطان بدیعالزمان میرزا بود ستانیده بی آنکه روی بطرف خصم آرد چنان بر دهان عمربیک زد که چند دندانش شکسته از پشت زین سرنگون شد و شاهزاده از شرّ او ایمن گشته در ضمان سلامت بیرون رفت. (حبیب السیر ج 3 جزو 3 ص 275).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) موضعی در طبرستان ، یکی از مواضع استقرار عساکر ابوخزیمه. (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 165 بخش انگلیسی ).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان لیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر واقع در 46000 گزی جنوب خاوری دیلم کنار راه فرعی دیلم به هندیجان ، دارای 20 تن سکنه. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7). || موضعی میان ممسنی و شبانکاره دو فرسخ بیشتر شمالی احمد حسین.

اسفندیار. [ اِ ف َ ](اِخ ) موضعی در مشرق سبزپوشان (نواحی خلیج فارس ).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دیهوک بخش طبس شهرستان فردوس ، واقع در 130000 گزی جنوب خاوری طبس ، سر راه مالرو عمومی دوبک. کوهستانی گرم. سکنه 533 تن. آب آن از قنات. محصولات آنجا غلات ، خرما، گاورس ، پنبه ، میوه. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) (کلو...) رجوع به کلو اسفندیار شود.

اسفندیار. [اِ ف َ ] (اِخ ) ابن بشتاسب. رجوع به اسفندیار شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ابن گشتاسب (گشتاسف ). رجوع به اسفندیار شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ابن موثق. از مردم بوسنج (پوشنگ ) هرات. (تاج العروس ).

اسفندیار. [اِ ف َ ] (اِخ ) ابن وشتاسف. رجوع به اسفندیار شود.

اسفندیار. [ اِ ف َ ] (اِخ ) ترکمان. یکی از امرای بدیعالزمان میرزای تیموری. (حبیب السیر جزو 3 از ج 3 ص 293).

معنی اسفندیار به فارسی

اسفندیار
نامم یکی از خاندانهای هفتگانه عهد ساسانی ( - ویس پوهر ) . مقر این خاندان شهر [ ری ] بود.
از امرای بدیع الزمان میرزای تیموری
[ گویش مازنی ] /esfendiyaar ben/ از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
از خانواده اسفندیار بک
دهی در شهرستان بابل
[ گویش مازنی ] /esfendiyaar e kaateb/ بها الدین محمد پسرحسین پسر اسفندیاراو از اهالی آمل بوده، در قرن شش و هفت هـق می زیسته استاسنفدیار کاتب تاریخ نویسی توانا بوده و تاریخ تبرستان او از منابع پر اهمیت و قابل استناد تاریخی به شمار می آید
مراد بهمن پسر اسفندیار است
هفت جای خطرناک که در راه اسفندیار بود آنگاه که بار دوم بجنگ ارجاسب تورانی رفت و آن هفت خوان عبارتند از : ۱ - خوان اول کشتن دو گرگ . ۲ - کشتن شیران . ۳ - کشتن اژدها . ۴ - کشتن زن ساحره . ۵ - کشتن سیمرغ . ۶ - گذشتن از برف و باران و باد . ۷ - گذشتن از رود و کشتن گرگسار . امیر معزی گوید: گو به آهنگ دژ روئین گذشت اسفندیار بی گزند از هفت خوان در راه بلخ و بامیان.
محمد بن حسن بن اسفندیار مورخ ایرانی اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری . از شرح زندگانی وی اطلاعی در دست نیست جز همانکه خود در مقدمه تاریخ طبرستان نگاشته . او در سال ۶٠۶ ه ق . هنگامی که رستم بن - اردشیر فرمانفرمای طبرستان کشته شد در بغداد بود و چون این خبر بشنید از بغداد بعراق عجم بازگشت و دو سال برای تکمیل مواد کتاب خود در ری بسر برد و پس از آن بخوارزم رفت که نامه تنسر ( ه . م . ) به گشنسب شاه فرمانفرمای طبرستان هم در میان آنها بود .
صاحب تاریخ طبرستان
[ گویش مازنی ] /ebne esfandyaar/ بهاالدین محمد بن حسن بن اسفندیار مورخ معروف در ۶۰۶ هـق به بغداد مسافرت کردپس از بازگشت به آمل عازم خوارزم شد و در آن شهر کتاب تاریخ تبرستان را که شامل وقایع تاریخی و اطلاعات جغرافیایی تبرستان تا ۶ ۳ هـق است تألیف نموداین کتاب در ۹۰۵ متوسط ادوارد براون به زبان انگلیسی ترجمه شد و عباس اقبل آشتیانی در خرداد ۳ - ۰ خورشیدی، نسخه ی فارسی آن را استنساخ و چاپ نمودتاریخ وفات این اسفندیار معلوم نیست و محتمل است در قتل عام خوارزم که مدتی بعد از آن تاریخ وقوع یافت از بین رفته باشد
کتابی است در تاریخ طبرستان تالیف ابن اسفندیار این کتاب با نامه تنسر آغاز و بدومین سلسله باوندیه ختم میگردد . متن کتاب در دو جلد در تهران بطبع رسیده و ترجمه انگلیسی آن نیز توسط ادواردبرون منتشرشده. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران: تالیف ظهیرالدین مرعشی که بسال ۸۸۱ ه. ق در تاریخ نواحی مذکور تالیف شده و بطبع رسیده است.

معنی اسفندیار در فرهنگ معین

اسفندیار
(اِ فَ) [ په . ] ( اِ.) نام یکی از قهرمانان شاهنامه .

اسفندیار در دانشنامه ویکی پدیا

اسفندیار
اسفندیار، پسر گشتاسپ و کتایون، و نوهٔ لهراسپ، شاهزاده کیانی در تاریخ اسطوره ای و حماسی ایران و قهرمان جنگ های مقدس کیش زرتشتی است که بیشتر برای نبرد سوگ انگیزش با رستم، دیگر پهلوان ایرانی شناخته می شود. برادرانش پشوتن و فرشیدورد، عمویش زریر و پسرانش نوش آذر و مهرنوش و بهمن نام داشته اند. اسفندیار رویین تن بود، در شاهنامه به چگونگی رویین تن شدن اسفندیار اشاره ای نشده است اما در زراتشت نامه از زرتشت بهرام پژدو آمده است که زردشت اسفندیار را که نوزادی بیش نبود، در آب مقدس شست وشو داد که همین سبب رویین تنی او گشت و تنها چشمانش آسیب پذیر باقی ماند. اسفندیار در نبرد با ارجاسب فرماندهی سپاه گشتاسب را بر عهده داشت، و با پیروزی به نزدیک پدر برگشت اما گرزم پادشاه را علیه اسفندیار شورانید؛ چنان که دستور داد اسفندیار را در دز گنبدان زندانی کنند. اسفندیار توسط رستم (با رهنمایی سیمرغ) با تیر درخت گز که به چشمانش برخورد کرد کشته شد.
اسفندیار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اسفندیار پسر گشتاسپ
اسفندیار (اندیکا)
اسفندیار (طبس)
اسفندیار (اندیکا)، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
اسفندیار، روستایی است از توابع بخش دیهوک و در شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران.
اسفندیار احمدیه بندار (زادهٔ ۱۳۰۷ در تهران - درگذشت ۱۳۹۰ در تهران) انیماتور و نقاش ایرانی و سازنده نخستین انیمیشن ایرانی است.
اسفندیار اختیاری کسنویه یزد (زاده ۱۳۴۵ در یزد) نماینده زرتشتیان ایران در مجلس شورای اسلامی از ۱۳۸۷ تاکنون است.
وی در رشته مهندسی تکنولوژی نساجی موفق به دریافت مدرک دکتری از دانشگاه صنعتی امیر کبیر گردیده است.
وی دارای مدرک مدیریت پروژه پیشرفته (P.M.P)و همچنین گواهینامه خلبانی (.C.P.L. -U.L) است.
مقالت و اختراعات بسیاری از ایشان به ثبت رسیده است.
وی توانست در انتخابت دهمین دوره مجلس شورای اسلامی با کسب ۶۰درصد آرا، برای سومین بار به عنوان نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای اسلامی انتخاب شود.
اسفندیار اسفندیاری (۱۲ اسفند ۱۲۸۸ کرمان، ۱۲ مرداد ۱۳۷۴ تهران) استاد دانشگاه، پژوهشگر و یکی از اولین پیشکسوتان دانش گیاه شناسی ایران است. او اولین ایرانی ست که با مدرک دکتری، دروس بیماری شناسی گیاهی و قارچ شناسی را تدریس کرد و تحقیقات این دو رشته در ایران را آغاز نموده و نتیجه تحقیقات خود را به سبک مقالات تحقیقاتی امروزی منتشر کرده است. او را پدر علم بیماری شناسی گیاهی و قارچ شناسی ایران می دانند.
اسفندیار ایمان زاده - زاده (۲۱ بهمن ۱۳۴۴، سلماس) , تندیس گر، مجسمه ساز، فعال و حافظ میراث فرهنگی، عضو هیت امنای بنیاد فردوسی و عضو کانون متفکرین ایران
در جوانی به جبهه رفت و در سال ۱۳۶۵ به آرزوی کودکی خود رسید و افسر نیروی انتظامی شد. وی در سال ۱۳۷۱ از کاردولتی کناره گرفت، وارد کسب و کار خصوصی شد و اکنون برای بیش از ۷۰۰ نفر شغل ایجاد کرده است. وی در سال ۱۳۹۰ به عنوان کارآفرین نمونه ملی معرفی شده و خدماتش بارها مورد تشویق و تقدیر مسئولان کشور قرار گرفته است.
اسفندیار بداغی (۱۳۱۳ در بیرجند) متخصص طب اطفال و پدر نفرولوژی کودکان ایران است.
اسفندیار بهارمست (زاده ۱۱ مارس ۱۹۵۴ در تهران) یک داور بازنشسته فوتبال ایرانی تبار اهل آمریکا و عضو کمیته داوران کونکاکاف است که در مسابقات مهمی همچون جام جهانی ۱۹۹۸، کوپا آمریکا ۱۹۹۷، المپیک ۱۹۹۶ و گلد کاپ ۱۹۹۶ سوت زده است. قضاوت او در بازی بین دو تیم برزیل و نروژ در جام جهانی ۱۹۹۸ مهمترین عامل شهرت بهارمست است.
بهار مست در ۱۹۷۲ به آمریکا رفت و در ۱۹۹۱ شهروند این کشور شد. بهارمست در دقایق آخر آن دیدار با اعلام خطای جونیور بایانو مدافع برزیل بر روی توره آندره فلو مهاجم نروژ در محوطه جریمه یک ضربه پنالتی را به سود نروژاعلام کرد و سبب پیروزی دو بر یک این تیم برابر برزیل شد و در حالی که در دیگر دیدار گروه مراکش توانسته بود تیم اسکاتلند را با نتیجه سه بر صفر شکست دهد مانع از صعود تیم ملی فوتبال مراکش به مرحله بعد مسابقات شد.
در ابتدا در حالی که در تصاویر هیچ یک از ۱۶ دوربین تلویزیونی و عکاسان کنار زمین خطایی دیده نمی شد، برخی اعلام پنالتی از سوی بهارمست در دقایق پایانی دیدار را با توجه به مسائل داوری بازی کامرون و شیلی در روز بعد به دسیسه قدرتهای غربی برای جلوگیری از حضور تیم های آفریقایی در میان شانزده تیم برتر مسابقات دانستند، اما فیلم گرفته شده توسط یک دوربین سوئدی خطای آشکار بازیکن برزیلی را مشخص کرد.
اسفندیار خان، پسر ارشد حسینقلی خان ایلخانی معروف به سردار اسعد اول، در سال ۱۲۲۳ ه.ش از بیبی خانم و در چهارمحال و بختیاری متولد شد. وی بین سال های ۱۲۷۵ تا ۱۲۸۲ شمسی، ایلخانی بختیاری بود. او پدربزرگ ثریا اسفندیاری، ملکه سابق ایران در زمان پهلوی دوم، می باشد.
اسفندیار زرنگار (زاده ی ۲۴ مه ۱۹۴۲) یک شمشیرباز اهل ایران است. او در رقابت های انفرادی و تیمی اپه در بازی های المپیک تابستانی ۱۹۷۶ شرکت داشت.
اسفندیار قره باغی (زاده ۱۳۲۰ در تبریز) خواننده ایرانی است.
قره باغی در اول بهمن ۱۳۲۰ در کوچهٔ قره باغی های تبریز به دنیا آمد. او فرزند «قلی خان سالار»، مشهور به «ساری قلی خان»، از طنزپردازان کافه خران بود. او پس از گذراندن دورهٔ اول متوسطه در دبیرستان بدر تهران، به تبریز مراجعت کرد و از سال ۱۳۳۸ وارد هنرستان موسیقی گردید و در خرداد ماه سال ۱۳۴۳ فارغ التحصیل و به عنوان معلم موسیقی در مدارس کرمانشاه به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اواخر سال ۱۳۴۷ به تهران منتقل و در گروه اپرای تهران مشغول گردید، ضمن خوانندگی در گروه کُر اُپرای تهران پس از عزیمت و بازگشت از ایتالیا، با عنوان سولیست باس اُپرای تهران، نقش های بسیاری را در اجرا های مختلف عهده دار شد.
قره باغی دارای مدرک معادل دکترای آواز کلاسیک (درجه ی 1 هنری)از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد.. ترومپت، ساز تخصصی اوست ولی با پیانو و ویولن نیز آشنایی دارد. به طوریکه در کنار آموزش آواز، سال ها به تدریس این سازها نیز پرداخته است. قره باغی پس از انقلاب اسلامی، در سازمان صدا و سیما به همکاری با واحد موسیقی سازمان درآمد و در زمینهٔ سرودهایی با مضمون جنگ فعال شد. در مدت هشت سال جنگ، بیش از هشتصد سرود ساخت و در ایفای سلو و گروه کُر آن ها نقش مهمی داشت.
رهبری گروه کُر تالار وحدت، رهبری گروه کُر صدا و سیما، رئیس مرکز سرود و آهنگهای انقلابی، ریاست کمیته آواز کلاسیک خانه موسیقی، مسئول موسیقی رادیو و نایب رئیس کانون هنرمندان ایران از جمله سوابق مسئولیتی او محسوب می شود.
اوّلین اجرای رادیویی وی در سال ۱۳۵۰ سرود ای ایران بود که با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی انجام گرفت. او در سالهای اخیر قطعاتی حماسی با عنوان های سمفونی ارس و سمفونی خلیج فارس را آهنگسازی کرده و خوانده است.. اما بی تردید اثری که بیش از هر کار دیگر او، از صدا و سیمای ایران پخش شده، سرود آمریکا، آمریکا، ننگ به نیرنگ تو با صدای اوست که موسیقی آن را احمدعلی راغب ساخته و شعر آن را حمید سبزواری سروده است. او در چند فیلم هم به عنوان خواننده، نوازنده و یا بازیگر حضور داشته است.
اسفندیار منفردزاده (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۳۱۹ در تهران) موسیقی دان، آهنگ ساز و تنظیم کنندهٔ ایرانی است.
اسفندیار یگانگی مشهور به دکتر اسفندیار یگانگی را به عنوان بنیانگذار آبیاری نوین در ایران می شناسند. او مؤسس شرکت آبیاری سرتاسری ایران است و طی ۲۷ سال، بیش از ۲۵۰۰ حلقه چاه عمیق در سراسر ایران حفر نموده است.
اسفندیار یگانگی پس از رستم گیو، به مدت ۴ دوره پی در پی یعنی از دوره بیستم تا دوره بیست وسوم، نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای ملی بود.
او نخستین فرد ایرانی بود که با مطرح کردن لایحه ای در مجلس شورای ملی، کارگاههای تعمیر کشتی و سکوهای حفاری نفت رادر بندر بوشهر احداث کرد.
اسفندیار یگانگی مبتکر صنعت نفت و گاز بود و به همراه محسن و محمود خلیلی در تاریخ ۱۸ امرداد ۱۳۳۲، شرکت بوتان را جهت توزیع گاز مایع به خانه ها تاسیس کردند.
او نخستین فرد ایرانی بود که برآوردهای آماری را با استفاده از روشهای جدید علمی ارائه کرد. او در سال ۱۳۱۳، سری زمانی شاخص قیمت عمده فروشی را برای سالهای ۱۲۹۲ تا ۱۳۱۲ برآورد نمود.
بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کاتب معروف به ابن اسفندیار مورخ قرن ششم و هفتم و اهل شهر آمل می باشد. وی مؤلف تاریخ طبرستان است.
وی در هنگام کشته شدن رستم بن اردشیر، اسپهبد باوندیان تبرستان، در بغداد بود. کتاب تاریخ تبرستان وی توسط ادوارد براون به انگلیسی ترجمه گشت و در سال ۱۹۰۵ میلادی منتشر شد.
این کتاب بجز اطلاعات جغرافیایی و تاریخ احوال بزرگان و شاعران به زبان طبری را نیز در خود جا داده است . وی همچنین در سفر به خوارزم ترجمه ابن مقفع از نامه تنسیر را یافت و به کتاب خود افزود.
مختصات: ۳۱°۳۰′۱۳″ شمالی ۵۰°۳۱′۰۷″ شرقی / ۳۱.۵۰۳۶۱° شمالی ۵۰.۵۱۸۶۱° شرقی / 31.50361; 50.51861
چال دراز اسفندیار، روستایی از توابع بخش منج شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
نبرد رستم و اسفندیار در وهله نخست پیکار دو شاهزاده از یک دودمان است که نیاکان هر دو سهمی در حفظ تاج و تخت کیان داشتند. این دوئل به بدین سبب اهمیت دارد که اسلاف هر دو شاهزاده حقی بر مردم و کشور داشتند. شاید بتوان ادعا نمود خاندان رستم و اسفندیار، در تاریخ همان دو خاندان مهتر و کهتر هخامنشیان باشند که یکی از آن سلاله حکمران نشان بود و دیگری حکمران پارس. رکن اصلی منازعه جدال برای دین است و باز در اینجا با تفاوت عقاید دو سلسله از یک دودمان سلطنتی مواجه هستیم.
سام اسفندیار، طبق شاهنامه، وی مرزبان شیراز بود. هنگامی که خسروپرویز در آذربادگان بود، شماری از مرزبانان ایران برای یاریش به او پیوستند. از جمله از شیراز، سام اسفندیار و از کرمان، بیورد در آذربادگان با خسروپرویز همراه شدند.
فردوسی در بیت زیر، از سام اسفندیار، چنین یاد کرده است:
قلعه اسفندیار مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان پل دختر، بخش معمولان، روستای ریخان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۹۹۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مِهرنوش نام یکی از پسران اسفندیار است که به دست فرامرز در داستان رستم و اسفندیار کشته شد.. در لغت نامه دهخدا دربارهٔ او آمده است: نام یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز در جنگ زابل کشته شد.
میدان نفتی اسفندیار از میدان های نفتی ایران است، که دارای مخزن مشترک با عربستان سعودی می باشد و بخش عربی آن میدان لؤلؤ نام دارد. این میدان در فاصله ۹۵ کیلومتری جنوب غربی جزیره خارک واقع شده است.
میدان اسفندیار در سال ۱۳۴۵ توسط شرکت آیپک کشف شد، ولی تاکنون عملأ هیچ بهره برداری از نفت آن صورت نگرفته و همواره بعلت تحریم و همچنین عدم تمایل شرکت های تخصصی نفتی به حضور در ایران و انعقاد قرارداد با وزارت نفت جمهوری اسلامی، همواره در نیم قرن گذشته، این میدان تولیدی نداشته است. نفت میدان اسفندیار دارای درجه سبکی API ۳۰ است. این میدان دارای ۵۳۲ میلیون بشکه نفت خام درجا می باشد.
نبرد رستم و اسفندیار در وهله نخست پیکار دو شاهزاده از یک دودمان است که نیاکان هر دو سهمی در حفظ تاج و تخت کیان داشتند. این دوئل به بدین سبب اهمیت دارد که اسلاف هر دو شاهزاده حقی بر مردم و کشور داشتند. شاید بتوان ادعا نمود خاندان رستم و اسفندیار، در تاریخ همان دو خاندان مهتر و کهتر هخامنشیان باشند که یکی از آن سلاله حکمران نشان بود و دیگری حکمران پارس. رکن اصلی منازعه جدال برای دین است و باز در اینجا با تفاوت عقاید دو سلسله از یک دودمان سلطنتی مواجه هستیم.
هفت خوان اسفندیار سفری پر ماجرا است که اسفندیار قصد رهاندن خواهرانش هما و به آفرید را از کشور بیگانه دارد. اسفندیار باید از هفت خطر عمده عبور نموده تا به مقصد نهایی یعنی رویین دژ برسد. در خوان اوّل دو گرگ تنومند را می کشد و مسیر پر مخاطره را ادامه داده، دست ِ آخر، گرگسار را که بلد راهش بود را می کشد آنگاه به نظارهٔ دژ محل اسارت خواهرانش می نشیند:
هفتخان اسفندیار سفری پر ماجرا است که اسفندیار قصد رهاندن خواهرانش هما و به آفرید را از کشور بیگانه دارد. اسفندیار باید از هفت خطر عمده عبور نموده تا به مقصد نهایی یعنی رویین دژ برسد. در خان اوّل دو گرگ تنومند را می کشد و مسیر پر مخاطره را ادامه داده، دستِ آخر، گرگسار را که بلد راهش بود را می کشد آنگاه به نظارهٔ دژ محل اسارت خواهرانش می نشیند:
کلو اسفندیار ؛ از حاکمان سربداران بود که بعد از محمد آیتیمور به حکومت رسید.
از آنجایی که وی برگزیده ی شیخیان بود به دست لشکریان سربدار کشته شد. لشکریان قصد داشتند خواجه لطف الله فرزند وجیه الدین مسعود را به تخت سلطنت بنشانند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اسفندیار در جدول کلمات

پسر اسفندیار در شاهنامه
ارمز
ساخته حسن هدایت در سال 74 با بازی احمد نجفی | اسفندیار مهرتاش و مرحوم فرهاد خان محمدی
بیگانه ای در شهر
لقب اسفندیار در شاهنامه
رویین تن

اسفندیار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اسفندیار

تیادا ٠٨:٢٠ - ١٣٩٨/٠٣/١٢

نام اسفندیار در پهلوی به گونه ی اسپندیات (Spandyat) و در اوستایی به گونه ی اسپنتو داتو (Spentodato) آمده است. این اسم پیوندی است از دو بخش سپنته به معنی مقدس و بخش دوم دات یا داتو از مصدر � دا � به معنی آفریدن و دادن. اسفندیار به معنای آفریده مقدس یا مقدس آفریده شده می‌باشد. اما حال که حرف دال پایانی آن به � ر � تبدیل شده است به معنی � یار مقدّس � بهتر است .(عادل اشکبوس)
|

پیشنهاد شما درباره معنی اسفندیار



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسفندیار رستوران   • نام پدر اسفندیار   • اسفندیار خواننده   • انتشارات اسفندیار   • خلاصه داستان اسفندیار   • هفت خان اسفندیار به زبان ساده   • کتاب اسفندیار   • خلاصه هفت خوان اسفندیار   • معنی اسفندیار   • مفهوم اسفندیار   • تعریف اسفندیار   • معرفی اسفندیار   • اسفندیار چیست   • اسفندیار یعنی چی   • اسفندیار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسفندیار
کلمه : اسفندیار
اشتباه تایپی : hstkndhv
آوا : 'esfandyAr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس اسفندیار : در گوگل


آیا معنی اسفندیار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )