برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

اسمار

معنی اسمار در لغت نامه دهخدا

اسمار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَمَر. (دهار). افسانه ها. حکایتها. افسانهای شب. (غیاث ): و بتواریخ و اسمار التفاتی بودی. (کلیله و دمنه ). و بدین خط چون پای ملخ جزوی نویسم ، و در آن طرفی از اخبار و اسمار ملوک و تواریخ پادشاهان درج کنم و بحضرت عالی تحفه برم. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 13). و تفسیر این آیت پیش او بگفت و آن را بشواهد اخبار واسمار مؤکد گردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 241).

اسمار. [ اِ ] (اِ) دوائی است که آنرا مورْد گویند و بعربی آس خوانند.بهترین آن خسروانی است. (برهان ) (انجمن آرای ناصری ). درخت مورْد. (مؤید الفضلاء). آس بری است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). آس. آسمار. رند. مورد. عَمار. قنطس. قیطس.

معنی اسمار به فارسی

اسمار
افسانه ها، حکایتها، جمع سمر
( اسم ) جمع سمر افسانه ها داستانها
دوائی است که آنرا مورد گویند و بعربی آس خوانند . بهترین آن خسروانی است . آس بری است . عمار قنطس قطیس .

معنی اسمار در فرهنگ معین

اسمار
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ سَمَر.

معنی اسمار در فرهنگ فارسی عمید

اسمار
= سمر۲

اسمار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
در اصل دهن حفره است ولی مخفف شده ان شده دهن فره که مظهر قنات است و اولین محلی است که اب قنات بروی زمین ظاهر میگردد که در خراسان خصوصا سبزوار دهن قلبه یا سر قلبه هم میگویند که در اصل غلط است چون دهن قلبه به جایی گفته میشود که هنوز اب به زمین صاف ظاهر نگردیده و چون پله میخورد و یک جایی قلب و ناهموار جهت برداشتن اب میکندند به ان دهن قلبه میگفتند
مصیب مهرآشیان مسکنی
جمع سمر که افسانه است می باشد
ویک اشتباه تایپی من به جای دهنفره که معنی ان دهن حفره و مظهر قنات معنی نموده ام اشتباه و خزای رایانه ای است و اسمار دهنحفره و یا دهنفره نمی باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسمار   • مفهوم اسمار   • تعریف اسمار   • معرفی اسمار   • اسمار چیست   • اسمار یعنی چی   • اسمار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسمار
کلمه : اسمار
اشتباه تایپی : hslhv
عکس اسمار : در گوگل

آیا معنی اسمار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )