برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1346 100 1

اسمان

معنی اسمان در لغت نامه دهخدا

اسمان. [ اِ ] (ع مص ) فربه کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). فربه کردن چیزی. (ترجمان علامه ٔجرجانی ). || فربه شدن. || فربه گشتن چاروایان کسی. || صاحب ستور فربه شدن. مالک گردیدن فربه را. || فربه خریدن. || تر کردن طعام را به روغن. || بسیارروغن شدن قوم. (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

اسمان. [ اَ ] (اِ)صورتی است از آسمان که فلک باشد. || نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی. (ناظم الاطباء). روز بیست وپنجم است از ماههای قدیم و بیست وهفتم نیز به نظرآمده است. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به آسمان شود.

اسمان در جدول کلمات

معنی کلمه اسمان به عربی

اسمان
ارتفاع , سماء , غرفة علوية
صعلوک
ناطحة السحاب
هادي
رعد
رعد
ازرق , لازوردي
قمة
ازرق
صعود
سماء
سماء

اسمان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسمان   • هواپیمایی ماهان خرید بلیط   • آسمان شعر   • هواپیمایی ایران ایر تور   • هواپیمایی آسمان پرواز خارجی   • آسمان شب   • آسمان چیست   • هواپیمایی قشم   • مفهوم اسمان   • تعریف اسمان   • معرفی اسمان   • اسمان چیست   • اسمان یعنی چی   • اسمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسمان
کلمه : اسمان
اشتباه تایپی : hslhk
عکس اسمان : در گوگل

آیا معنی اسمان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )