برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1285 100 1

اسپرغم

/'esparqam/

معنی اسپرغم در لغت نامه دهخدا

اسپرغم. [ اَ / اِ پ َ غ َ / اِ پ َ رَ ] (اِ) گلها و ریاحین. (جهانگیری ). گلها و ریاحین باشد مطلقاً و ریحانی را نیز گویند که آنرا شاه اسپرم خوانند. (برهان ). رستنیی است خوشبوی که بتازیش ریحان گویند و گویند که در عهد کسری یعنی انوشیروان ماری بنزدیک سریر آمد و از دهن قدری تخم خُرد سیاه بینداخت. کسری فرمود تا این تخم را کشتند از آن این رست. (مؤید الفضلاء). ریحان باشد چه بواسطه ٔ بوی خوش تقویت قلب کند پس گویا سپری است برای غم (!) و بحذف الف نیز آمده و شاه اسپرغم نوعی از ریحان که برگ خرد دارد و بغایت خوشبوست. (رشیدی ). و در صیدنه ٔ ابوریحان بیرونی مسطور است که اسپرغم اسم مطلق ریحان است شاهسپرم نام یکی از اقسام ریحان است که برگ خرد دارد و بغایت خوشبوست و آنرا شاسپرم نیز گویند. (سروری ). و اسپرغم و صور دیگر آن هر گیاه و میوه ٔ خوشبوست نه گل ، و ترجمه ٔ آن ریحان است. شاه اسپرغم. سپرغم. اسپرم. سپرم. اسپرهم :
چشم سیاهت به اسپرغمی ماند
زر بمیانه همه کرانْش لاَّلی.
خسروی (ابوبکر محمدبن علی ).
میدانت خوابگاه است خون عدوت آب
تیغ اسپرغم و شیهه ٔ اسپان سماع خوش.
دقیقی (از فرهنگ اسدی چ پاول هورن ).
ز هرچ اسپرغم است و گل گونه گون
بر آن کوه بد صدهزاران فزون.
اسدی.
بیگمان شو زآنکه روزی ابر دهر بیوفا
برف بربارد بر آن شاهسپرغم مرغزی.
ناصرخسرو.
از بدیع اسپرغمها صحرا
همچو دیبا همه منقش گشت.
مختاری.
زره با رمح خون پالات کم باشد ز پرویزن
سپر با تیرباران تو نازکتر ز اسپرغم.
اثیر اومانی.
بر رخش آن طرّه ٔ پرخم نگر
بر ریاض خلد اسپرغم نگر.
؟
شب بوی ؛ اسپرغمی است چون خیری و گل زرد دارد. (فرهنگ اسدی ). بساک ؛ چون تاجی بود که از اسپرغمها کنند. (فرهنگ اسدی خطی ). رجوع به شاه اسپرم شود. || میوه : از پس آنکه طعام خورده بودند [زنان مصر] و بمجلس شراب نشسته هر یکی راکاردی بدست اندر نهاد [زلیخا] و هر اسپرغمی که بکارد ببرند چون خربزه و امرود و سیب آنرا متکا خوانند. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). || سبزه. (برهان ). || م ...

معنی اسپرغم به فارسی

اسپرغم
اسفرغم، سپرغم، اسپرهم، سپرهم، اسپرم، سپرم، اسفرم: گل وسبزه، گل وگیاه معطر، هرگیاهی که برگهای خوشبوداشته باشد، ریحان
( اسم ) ۱ - هر گیاه خوشبو ریحان ۲ - هر گیاه . ۳ - سبزه . ۴ - میوه .

معنی اسپرغم در فرهنگ معین

اسپرغم
(اِ یا اَ پَ غَ) [ په . ] (اِ.)۱ - هر گیاه خوشبو، ریحان . ۲ - هر نوع گیاه . ۳ - سبزه . ۴ - میوه .
(اِ پَ غَ) (اِمر.) = شاه سپرغم . شاه سفرم : ریحان .

معنی اسپرغم در فرهنگ فارسی عمید

اسپرغم
۱. گُل.
۲. هر گیاه خوش بو.
۳. (زیست شناسی) = ریحان
= ریحان

اسپرغم در دانشنامه ویکی پدیا

اسپرغم
اسپرغم یا سپرغم یا اسپرم یا اسپرهم یا سپرهم یا سپرم شاه یا اسپرم شاه یا سپرغم شاه یا شاه اسفرهم (با نام علمی: Tanacetum balsemita) گیاهی است که آن را ریحان یا نازبو یا ضیمران گویند و به روایت بندهشن به امشاسپند شهریور اختصاص دارد. گاه به طور کلی بر هر گیاه خوشبو اطلاق می شود. ابوعلی بلعمی آورده که چون خداوند توبهٔ آدم را بپذیرفت از شادی گریستن به آدم افتاد و صد سال از خرمی و شکر همی گریست و از آن آب چشم، که از پس توبهٔ آدم بیرون آمد، همه گل و اسپرغم ها و بوهای خوش برست.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اسپرغم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضاداعی
ضمیران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس گیاه شاه اسپرم   • شاه اسپرم چیست   • طبع عرق شاه اسپرم   • عوارض شاه اسپرم   • مضرات عرق شاه اسپرم   • معنی اسپرغم   • مفهوم اسپرغم   • تعریف اسپرغم   • معرفی اسپرغم   • اسپرغم چیست   • اسپرغم یعنی چی   • اسپرغم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسپرغم
کلمه : اسپرغم
اشتباه تایپی : hs~vyl
آوا : 'esparqam
نقش : اسم
عکس اسپرغم : در گوگل

آیا معنی اسپرغم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )