برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1221 100 1

اسکندر

/'eskandar/

معنی اسم اسکندر

اسم: اسکندر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: یونانی
معنی: (تلفظ: eskandar) (معرب از یونانی) به معنی یاوری کننده مرد، (در اعلام) نام شاه مقدونی که ایران را تسخیر کرد و نام عده ای از پادشاهان - یاری کننده مرد، نام پادشاه معروف یونان بنا به روایت شاهنامه فرزند داراب پسر بهمن و ناهید دختر فیلقوس قیصر روم

معنی اسکندر در لغت نامه دهخدا

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ] (از یونانی ، اِ) (از یونانی الکساندرس ، مرکب از الکس ُ بمعنی یاری کرد + آندرس و آنر بمعنی مرد؛ جمعاً یعنی یاور و یاری کننده ٔ مرد) اصل آن الکسندر است ؛ عرب الف و لام آنرا تعریف شمرده الاسکندر گفته است. (تنقیح المقال ج 1 ص 124). جوالیقی گوید: و قرأت علی ابی زکریاء، یقال «اَسکندر» و «اِسکندر» بکسر الهمزة و فتحها و قال : هکذا ذکره ابوالعلاء فقال لی : هی کلمة اعجمیة، لیس لها فی کلام العرب مثال. (المعرب چ احمد محمد شاکر ص 41). نام گروهی از مردان یونانی و رومی و مسلمان.

اسکندر. [اِ ک َ دَ ] (اِ) مؤلف مؤیدالفضلاء گوید رستنی که برای دفع بخر کار بندند و آنرا اسکندروس نیز گویند و چنان تسامع است که رومیان اسکندروس سیر را گویند و آنهم بخر را دور میکند کذا فی الشرفنامه :
شبی خفته بد ماه [ دختر فیلقوس ] با شهریار
پر از گوهر و بوی و رنگ و نگار
همانا که برزد یکی تیز دم
شهنشاه از آن دم زدن شد دژم
بپیچید و در جامه سر زو بتافت
که از نکهتش بوی ناخوب یافت...
پزشکان داننده را خواندند
بنزدیک ناهید [ دختر فیلقوس ] بنشاندند
یکی مرد بینادل و نیک رای
پژوهید تا دارو آمد بجای
گیاهی که سوزنده ٔ کام بود
بروم اندر اسکندرش نام بود
بمالید بر کام او [ناهید] بر پزشک
ببارید چندی ز مژگان سرشک
بشد ناخوشی بوی ، کامش بسوخت
بکردار دیبا رخش برفروخت.
فردوسی.

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) نام حکیمی از مفسرین کتب قدیمه. (ابن الندیم ). وی بعضی مقالات کتاب الجدل ارسطو را تفسیر کرده است. (کشف الظنون ).

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) کتابی در قرعه با سهام بدو منسوب است. (ابن الندیم ).

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) یکی از علمای صنعت کیمیاء و او راست : کتاب فی الحجر.

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ] (اِخ )یکی از اعضای شورائی که بر پطرس و یوحنا اجرای حکم کردند. (کتاب اعمال رسولان 4:6) (قاموس کتاب مقدس ).

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) یهودئی از اهل افسس که بیهوده قصد کرد هجوم عامی را که بواسطه ٔ پولس (حواری ) برپا شده بود ساکت کند. (کتاب اعمال رسولان 19:33) (قاموس کتاب مقدس ).

اسکندر. [ اِ ک َ دَ ...

معنی اسکندر به فارسی

اسکندر
مقدونی پسر فلیپ ( فیلفوس ) مقدونی ( جل. ۳۳۶ - ف . ۳۲۳ ق . م . ) اسکندر بسن ۲٠ سالگی پس از مرگ پدر بر تخت سلطنت مقدونیه جلوس کرد. وی مردی باهوش ومطلع از آداب وعلوم عصر دارای عزمی قوی وهمتی بلند بود. او در بهار ۳۳۴ با ۴٠/٠٠٠ تن بعزم تسخیر ایران از هلسپونت ( داردانل ) گذشت و عازم آسیای صغیر گردید وپس از جنگی که در گرانیکوس کرد مستملکات یونان را به تصرف در آورد وی از کاپادوکیه گذشت و وارد جلگه های کیلیکیه شد و درادیسوس کنار خلیج اسکندرون با سپاهیان ایرانی جنگید وپیروز گردید پس از این واقعه داریوش سوم پادشاه هخامنشی پیشنهاد صلح داد ولی اسکندر نپذیرفت وبسوی سوریه رفت وپس از تسخیر آن نواحی به جانب مصر روانه شد و آن کشور را به تصرف در آورد . در سال ۳۳۱ از مصر به سوریه باز گشت و از آنجا به بین النهرین شد ودر جلگه گوگامل نزدیک اربل جنگ شدیدی میان سپاهیان اسکندر وسپاهیان داریوش رخ داد و مجددا اسکندر فاتح شد وپس از آن به تدریج همه شهرها ونواحی شاهنشاهی ایران به دست اسکندر افتاد . وی خود را شاهنشاه ایران خواند ودختر داریوش را به زنی گرفت سپس عازم هندوستان گردید و تا دره پنجاب پیش رفت ودر ۳۲۴ بایران باز گشت وببابل شد ولی بر اثر خستگی وتحمل مشقات و تبی که از باطلاقهای جنوبی در او عارض شده بود در ۳۲ سالگی در قصر نبوکد نصر در بابل در گذشت . جنازه او را به اسکندریه بردند . و وی به انتشار تمدن وزبان یونانی در شرق کمک کرد ومتجاوز از ۶٠ شهر باسم اسکندریه در نقاط مختلف بنا نهاد.
( اسم ) سیر ثوم .
مقدونی مشهور باسکندر گجستک یا کبیر
نام محلی است کنار راه تربت حیدریه به جویمند میان حوض سرخ و چنک سر در گزی مشهد است .
ابن الندیم گویند او بروزگار ملوک الطوایف میزیست پس از اسکندر .
اسکندر پسر آمین تاس پادشاه مقدونیه را باید اسکندر اول نامید .
اسکندر بن نقولا بن سمعان بن م ...

اسکندر در دانشنامه اسلامی

اسکندر
اسکندر پادشاه نامی مقدونیه و فاتح مشرق زمین، دارای نقش در تاریخ مکه و جزیرة العرب می باشد. اسکندر مقدونی مشهور به اسکندر کبیر (۳۵۶-۳۲۳ ق. م.) پس از فیلیپ به پادشاهی مقدونیه رسید و در کشورگشایی و جنگاوری سرآمد شد. گفته اند: او در ادامه کشورگشایی خود، وارد شبه جزیره عربستان شد و مکه را نیز زیارت کرد. درباره وی آثار بسیار نگاشته اند.
در نسب اسکندر اختلاف است. بیشتر تاریخ نگاران او را فرزند فیلیپ یا فیلیپوس مقدونی و مادرش را المپیاس (Olympias) و برخی نیز او را فرزند داریوش، پسر بهمن، پادشاه ایرانی و نواده دختری فیلیپ دانسته اند. تاریخ نگاران یونانی برای اسکندر شخصیتی افسانه ای برشمرده و نسب او را از سوی پدر به هرکول یا زیوس امون، الهه یونانی و از سوی مادر به آشیل، پهلوان افسانه ای، رسانده اند. وی به سبب انتقام سختی که از فارس ها گرفت، نماد قدرت یونانیان گشت و زمان وی مبدا تاریخ آنان شد. او برای ایرانیان باستان، نماد خون خواری و ویرانگری بود. از همین رو، او را اسکندر گجسته (ملعون) می نامیدند. از دید برخی تاریخ نگاران ایرانی، اسکندر در اصل شخصیتی ایرانی به نام اسکندر مغانی و زندگی او آکنده از رویدادهایی بوده که درباره اسکندر مقدونی حکایت شده است. بر پایه این دیدگاه، بسیاری از اسکندرنامه ها که امروزه به اسکندر مقدونی نسبت داده می شوند، در حقیقت شرح حال اسکندر مغانی یا «رس کنتار» هستند.
ولادت اسکندر
بر پایه داده های تاریخی، اسکندر به سال ۳۵۶ ق. م. در مقدونیه زاده شد و از کودکی با مراقبت های سخت پدرش فیلیپ زیست. به رغم گزارش های تاریخی درباره فرهیختگی اسکندر، او در هیچ دانشی تبحر نیافت و آن چه درباره اشتیاق او در فراگیری دانش آمده، به چهار سده پس از مرگ او مربوط است. گزارش شده که اسکندر دانشوران و حکیمان ایران را گرد آورد و آنان کتاب ها را به زبان یونانی ترجمه کردند و به یونان فرستادند.
بر تخت نشستن اسکندر
به گزارش منابع تاریخی مسلمانان که با نام اسکندر رومی نیز از او یاد کرده اند، پس از کشته شدن فیلیپ، اسکندر ۲۰ ساله به جای او بر تخت نشست. او که بی باک و جوان بود، با لشکرکشی به سرزمین های گوناگون، مناطق بسیار را فتح کرد. بیشترین لشکرکشی های او را به شرق و آسیای صغیر دانسته اند. وی در رویارویی با امپراتوری ایر ...


اسکندر در دانشنامه ویکی پدیا

اسکندر
اسکندر سوم مقدونیه (۲۰ یا ۲۱ ژوئیهٔ ۳۵۶ ق م در پلا – ۱۰ یا ۱۱ ژوئن ۳۲۳ ق م در بابل)، معروف به اسکندر کبیر (به یونانی: Ἀλἑξανδρος ὁ Μἑγας الکساندروس هو مگاس)، پادشاه مقدونیهٔ باستان بود. او در سال ۳۵۶ ق م در شهر پلا متولد شد و تا سن ۱۶ سالگی تحت تعلیم ارسطو قرار داشت. اسکندر توانست تا پیش از رسیدن به سن سی سالگی یکی از بزرگ ترین امپراتوری های دنیای باستان را شکل دهد که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود. او در جنگ ها شکست ناپذیر می نمود و هرگز شکست نخورد. از اسکندر به عنوان یکی از موفق ترین فرماندهان نظامی در سرتاسر تاریخ یاد می شود.و او را شاهنشاه کل جهان می نامند.
Μέγας Ἀλέξανδροςiii (Mégas Aléxandros, اسکندر کبیر)
Ἀλέξανδρος ὁ Μέγας (Aléxandros ho Mégas, اسکندر کبیر)
پس از آنکه پدر اسکندر، فیلیپ دوم مقدونیه، به قتل رسید، اسکندر در سال ۳۳۶ ق م به جای او بر تخت سلطنت نشست. اسکندر کشوری نیرومند و ارتشی کارآزموده را از سلطنت پدرش به ارث می برد. سرلشکری یونان به او اعطا شد و او از این موهبت برای تحقق بخشیدن به بلندپروازی های نظامی پدرش نهایت استفاده را برد. در سال ۳۳۴ ق م به آسیای صغیر که تحت کنترل هخامنشیان قرار داشت هجوم برد و سلسله نبردهایی را به راه انداخت که ده سال به درازا انجامیدند. اسکندر طی سلسله نبردهای سرنوشت سازی، به ویژه نبردهای ایسوس و گوگمل، اقتدار ایران در منطقه را در هم شکست. او متعاقباً داریوش سوم، شاهنشاه ایران، را به زیر کشید و سرتاسر شاهنشاهی ایران را تسخیر کرد. در آن زمان امپراتوری اسکندر گستره ای از دریای آدریاتیک تا رود سند را در بر می گرفت.
در سال ۳۲۶ ق م اسکندر در پی دست یابی به «انتهای دنیا و دریای بزرگ بیرونی» به هند حمله کرد اما بنا بر تقاضای سربازانش سرانجام مجبور شد ناکام بازگردد. اسکندر در نظر داشت تا رشته نبردهایی را ترتیب دهد که با هجوم به عربستان آغاز می شد اما پیش از عملی کردن این رشته نبردها در سال ۳۲۳ ق م در بابل درگذشت. پس از مرگ اسکندر، وقوع جنگ داخلی میان بازماندگانش منجر به ازهم گسیختگی امپراتوری پهناور او و ظهور حکومت هایی شد که توسط سرداران و وارثانش، موسوم به دیادوخوی، اداره می شدند.
کشورگشایی های اسکندر موجب بروز پراکنش فرهنگی در دنیای آن روزها شد. او بیست ش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اسکندر

اسکندر در جدول کلمات

بخشی از اسکندر نامه نظامی
شرف نامه
پدر اسکندر مقدونی
فیلپ
جنگ اسکندر با داریوش سوم
ایسوس
سردار دوران هخامنشی در زمان حمله اسکندر مقدونی
اریو برزن
فرمانده ایرانی عصر هخامنشی که در مقاتبل اسکندر ایستاد
ناحیه ای قدیمی در اروپا در شمال کشور یونان که تحت اداره اسکندر سوم بود
مقدونیه
کتابی از اسکندر بیگ منشی درتاریخ سلطنت شاه عباس کبیر
عالم آرای عباسی

اسکندر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسکندری
یاری دهنده ی مرد
علی سیریزی
پادشاه مقدونیهٔ باستان بود. او در سال ۳۵۶ ق م در شهر پلا متولد شد و تا سن ۱۶ سالگی تحت تعلیم ارسطو قرار داشت. اسکندر توانست تا پیش از رسیدن به سن سی سالگی یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های دنیای باستان را شکل دهد که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود. او در جنگ‌ها شکست‌ناپذیر می‌نمود و هرگز شکست نخورد. او در ایران به اسکندر گجستک مشهور شد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلم اسکندر مقدونی   • قبر اسکندر مقدونی   • اسکندر مقدونی و حمله به ایران   • زندگی نامه اسکندر مقدونی   • روشنک همسر اسکندر   • چرا اسکندر به ایران حمله کرد   • اسکندر مقدونی چگونه مرد؟   • حمله اسکندر به تخت جمشید   • معنی اسکندر   • مفهوم اسکندر   • تعریف اسکندر   • معرفی اسکندر   • اسکندر چیست   • اسکندر یعنی چی   • اسکندر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسکندر
کلمه : اسکندر
اشتباه تایپی : hs;knv
آوا : 'eskandar
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس اسکندر : در گوگل

آیا معنی اسکندر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )