انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1045 100 1

اشاره

/'eSAre/

مترادف اشاره: استعاره، اشارت، ایما، تلویح، رمز، کنایه، گوشه، علامت، رای، نظر، امر، حکم، دستور، فرمان

برابر پارسی: نشان، نشان دادن، نمایاندن، نمارش، نمار

معنی اشاره در لغت نامه دهخدا

اشارت. [ اِ رَ ] (ع مص ) رجوع به اشارة شود.

اشارة. [ اِ رَ ] (ع مص ) اشاره. اشارت. انگبین چیدن. (منتهی الارب ). انگبین رُفتن. عسل چیدن. || ریاضت دادن اسب را. || سوار شدن بر اسب در وقت بیع تا بنگرند حسن و روش آن را. (منتهی الارب ). || نمودن بسوی چیزی به دست و جز آن. (از منتهی الارب ). || فرمودن کسی را.فرمان صادر کردن. ایعاز. توعیز: اشار علیه بکذا؛ ای امره. (منتهی الارب ) : بباید دانست که خواجه خلیفت ما [ مسعود ] است در هرچه به مصلحت بازگردد،و مثال و اشارت وی روان است. (تاریخ بیهقی ص 150). بوسهل حمدوی مردی کافی و دریافته است ، وی را عارضی باید کرد و ترا وزارت تا من از دور مصلحت نگاه میدارم و اشارتی که باید کرد بکنم. (تاریخ بیهقی ص 145).
چو از برج حمل خورشید اشارت کرد زی صحرا
بفرمانش بصحرا بر مطرا گشت خلقانها.
ناصرخسرو.
بیماری که اشارت طبیب را سبک دارد هر لحظه ناتوانی بر وی مستولی گردد. (کلیله و دمنه ). برزویه را پیش خواند و اشارت کرد که مضمون این کتاب را بر اسماع حاضران باید گذرانید. (کلیله و دمنه ). شیر به آوردن او [ گاو ] اشارت کرد. (کلیله و دمنه ).
حق کرد خلیل را اشارت
تا کرد بنا بسان کعبه.
خاقانی.
جلاد را به تأخیر سیاست اشارت فرمود. (سندبادنامه ص 204). این اشارت از صاحب عادل اعزاﷲ انصاره قبول کردم ، و مثال او را امتثال نمودم. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 8).
اشارت چنان شد ز تخت بلند
که داناست نزدیک ما ارجمند.
نظامی.
اشارت کرد کآن مغ را بخوانید
وزین در قصه ای با او برانید.
نظامی.
گفت اشارت فرمای تا من وزیر را بکشم ، بعد از آن مرا بقصاص او بکش. (گلستان ).
دیگر از آن جانبم نماز نباشد
گر تو اشارت کنی که قبله چنین است.
سعدی.
که گفت ار نه سلطان اشارت کند
کرا زهره باشد که غارت کند.
سعدی (بوستان ).
ملک به کشتن بیگناهی اشارت کرد. (گلستان ).
|| بلند کردن آتش را: اشار النار و اشار بها و کذا اشور بها بالتصحیح. (منتهی الارب ). || بر گرفتن شهد اعانت کردن کسی را: اشرنی عسلاً؛ ای اعنی علی جنیه. (منتهی الارب ). اشار فلاناً عسلاً؛ ای اعانه علی جنیه. (اقرب الموارد). || ایحاء. (تاج المصادر بیهقی ). وحی. (منتهی الارب ). || برمز نمودن. غمز. (دهار). ایماض. ایماء. (تاج المصادر بیهقی ). تلویح. (دهار) (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). تشویر. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). با اشاره ٔ دست و چشم و ابرو مطلبی را القاء کردن. با انگشت و چشم ایما کردن :
همانگاه کردش اشارت بدست
که تا شاه پرموده هم بر نشست.
فردوسی.
امیر سوی بلکاتکین اشارتی کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 380). بلکاتکین حاجبی را اشارتی کرد. (تاریخ بیهقی ص 380). امیر رضی اﷲ عنه اشارت کرد سوی بونصر مشکان که منشور و نامه بباید ستد. (تاریخ بیهقی ص 377).
آنرا سپرد کایزد مردین و خلق را
اندر کتاب خویش بدو کرد اشارتش.
ناصرخسرو.
درین باب اشارت کرده است به حال دو عاقل زیرک. (کلیله و دمنه ). دمنه برجست و بر حسب اشارت برفت. (کلیله و دمنه ). و اگر نادانی این اشارت را که بازنموده شده است بر هزل حمل کند مانند کوری بود که احولی را سرزنش کند. (کلیله و دمنه ).
در زلف تو فروشد کار دل جهانی
لب را اشارتی کن تا کارشان برآرد.
خاقانی.
اشارت آن حضرت به فقر طایفه ای است که مردان میدان رضایند و تسلیم تیر قضا. (گلستان ). درین میان کسی هست که زبان پارسی داند؟ غالب اشارت به من کردند. (گلستان ).
مرا آن گوشه ٔ چشم دلاویز
به کشتن میکند گوئی اشارت.
سعدی.
|| (اِ) رمز. ایماء : نصر احمد را این اشارت سخت خوش آمد. (تاریخ بیهقی ).
این اشارت های خلقی را تأمل کن بحق
کاین اشارتهاهمی زی طاعت یزدان کند.
ناصرخسرو.
لیکن تو به یک اشارت بر کلیات و جزویات فکرت من واقف گشتی. (کلیله و دمنه ). عاقل را اشارتی بس باشد.(کلیله و دمنه ).
گفته نودهزار اشارت به یک نفس
بشنوده صدهزار اجابت به یک دعا.
خاقانی.
ازین به نصیحت نگوید کست
اگر عاقلی یک اشارت بست.
سعدی.
تلقین درس اهل نظر یک اشارتست
کردم اشارتی و مکرر نمی کنم.
حافظ.
|| تقریر کردن. بیان کردن. اظهار کردن : خواجه ٔ بزرگ فصلی سخن گفت به تازی سخت نیکو درین معنی ، و اشارت کرد در آن فصل سوی رسول تا نامه ای را برساند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 291). و در اشارت و سخن گفتن به جهانیان معنی جهانداری نمود. (تاریخ بیهقی ص 385).
منکر مشو اشارت حجت را
زیرا هگرز حق نشود منکر.
ناصرخسرو.
اشارتی است ز دولت بعمر و ملک ابد
بشارتی است جهان را ازین خجسته پیام.
مسعودسعد.
و اشارت حضرت نبوت بدین معنی وارد است. (کلیله و دمنه ).
لاتعجبوا اشارت کرده به مرسلین
لاتقنطوا بشارت داده به اتقیا.
خاقانی.
اشارت کرد که یمینی از تصنیف عتبی کتابی مفید است. (مقدمه ٔ ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
یکی از ملوک آن طرف اشارت کرد که توقع به کرم اخلاق مردان چنان است که یکی روز به نان و نمک با ما موافقت کنید. (گلستان ). || رأی دادن. اظهارنظر : از اشارت دوستان نتوان گذشت. (کلیله و دمنه ).اما تو اشارت مشفقان و قول ناصحان سبک داری. (کلیله و دمنه ). ملک چهارم را پرسید و گفت تو هم اشارتی کن ، و آنچه فرازمی آید بازنمای. (کلیله و دمنه ). شیر گفت این اشارت از کرم و وفا دور است. (کلیله و دمنه ). یکی اشارت بکشتن کرد. (گلستان ). ملک را خنده گرفت و به عفو از خطای او درگذشت و متعنتان را که اشارت به کشتن او همی کردند، گفت... (گلستان ). ما ترا ببرادر دینی و رضاعی و هم پشتی و نصیحت و اشارت کردن قبول کردیم. (تاریخ قم ص 251). || مشورت. شور : باز عثمان و علی و طلحه و زبیر و سعد و عبدالرحمن را بخواند [ عمر ] و گفت اشارت کنید و آن را که رأی همگنان بر او درست گردد خلیفت کنید و فرمان یافت. اشارت کردند اندر خلافت. عثمان عبدالرحمن را گفت تو بگیر. گفت نتوانم. (تاریخ سیستان ). پس چون خبر عثمان نزدیک عبدالرحمن رسید به سیستان بر یاران اشارت کرد. (تاریخ سیستان ). پس طاهر... بر علی ّبن الحسن الدرهمی اشارت کرد که صلح کنیم بر لیث علی بر آنکه...(تاریخ سیستان ). || نصیحت :
پندیت داد حجت و کردت اشارتی
ای پور بس مبارک پند پدر پذیر.
ناصرخسرو.
|| الاشارة، هو الثابت بنفس الصیغة من غیر ان سبق له الکلام. (تعریفات جرجانی ص 17). || الاشارة تکون مع القرب و مع حضور الغیب و تکون مع العبد. (اصطلاحات الصوفیة الواردة فی الفتوحات المکیة ص 185). اشارة، معناه بدیهی و هی قسمان عقلیة و حسیة و للاشارة ثلاثة معان : الاول المعنی المصدری الذی هو فعل ؛ ای تعیین الشی ٔ بالحس. الثانی المعنی الحاصل بالمصدر، و هو الامتداد الموهوم الاَّخذ من المشیر المنتهی الی المشارالیه و هذا الامتداد قد یکون امتداداً خطیاً فکأن ّ نقطة خرجت من المشیر و تحرکت نحو المشارالیه فرسمت خطّاً انطبق طرفه علی نقطة من المشارالیه ، و قد یکون امتداداً سطحیاً ینطبق الخط الذی هو طرفه علی ذلک الخطالمشارالیه فکأن ّ خطّاً خرج من المشیر فرسم سطحاً انطبق طرفه علی خط المشارالیه ، و قد یکون امتداداً جسمیاً ینطبق السطح الذی هو طرفه علی السطح من الجسم المشارالیه فکأن سطحاً خرج من المشیر فرسم جسماً انطبق طرفه علی سطح المشارالیه. الثالث تعیین الشی ٔ بالحس بانه هنا او هناک او هذه بعد اشتراکها فی انها لاتقتضی کون المشارالیه بالذات محسوساً بالذات و تفترق بان ّ الاول و الثانی لایجب ان یتعلقا اولاً بالجوهر بل ربما یتعلقان اولاً بالعرض و ثانیاً بالجوهر، لانهما لایتعلقان بالمشارالیه اولاً الاّ بان یتوجه المشیرالیه اولاً فکل من الجوهر و العرض یقبل ذلک التوجه و کذا ما هو تابع له. و الثالث یجب ان یتعلق اولاً بالجوهر وثانیاً بالعرض فانه و ان کان تابعاً لتوجه المشیر لکن التوجه بان ّ المشارالیه هنا او هناک ، لایتعلق اولاًالا بما له مکان بالذات. هکذا ذکر میرزا زاهد فی حاشیة شرح المواقف فی مقدمة الامور العامة. و قد تطلق علی حکم یحتاج اثباته الی دلیل و برهان کما وقع فی المحاکمات و یقابله التنبیه بمالایحتاج اثباته الی دلیل کما یجی ٔ فی لفظ التنبیه. و الاشارة عند الاصولیین دلالة اللفظ علی المعنی من غیر سیاق الکلام له و یسمی بفحوی الخطاب ایضاً نحو «و علی المولودله رزقهن و کسوتهن بالمعروف » (قرآن 233/2). ففی قوله تعالی له اشارة الی ان النسب یثبت للاب ، و هی من اقسام مفهوم الموافقةکما یجی ٔ هناک. و فی لفظ النص ایضاً. و اهل البدیع فسروها بالاتیان بکلام قلیل ذی معان جمة. و هذا هو ایجاز القصر بعینه ، لکن فرق بینهما ابن ابی الاصبع بان الایجاز دلالة مطابقیة و دلالة الاشارة اما تضمن او التزام فعلم منه انه اراد بها ما تقدم من اقسام المفهوم ، ای اراد بها الاشارة المسماة بفحوی الخطاب. هکذا یستفاد من الاتقان فی نوع المنطوق و المفهوم. و نوع المنطوق و المفهوم الایجاز ثم الاشارة اذا لم تقابل بالصریح کثیراً ما تستعمل فی المعنی الاعم الشامل للصریح. کما فی چلپی المطول فی تعریف علم المعانی. فعلی هذا یقال اشار الی کذا فی بیان علم السلوک و ان کان المشارالیه مصرحاً به فیما سبق و اسماء الاشارة سبق ذکرها. (کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 824 و 825). ج ، اشارات. اشاره و اشارت ، با کردن ، فرمودن ، نمودن ، پذیرفتن و رسیدن صرف میشود.

معنی اشاره به فارسی

اشاره
۱ - ( مصدر ) نمودن بسوی چیزی بدست و جز آن . ۲ - ( اسم ) دستور فرمان . ۳ - ( مصدر ) با حرکت دست و چشم و ابرو مطلبی را القا کردن برمز نمودن . ۴ - ( اسم ) رمز ایمائ . ۵ - ( اسم ) تقریر بیان . ۶ - رائ ی اظهارنظر . ۷ - شور مشورت . ۸ - ( اسم ) نصیحت پند . ۹ - اخبار غیر از مراد بی عبارت لسان .
انگبین چیدن انگبین رفتن یا ریاضت دادن اسب را . یا نمودن بسوی چیزی بدست و جز آن .
[cue] [موسیقی] 1. آخرین نت های یک بخش سازی یا آوازی که برای راهنمایی، اندکی پیش از ورود (entrance) و پس از سکوتی طولانی (long rest)، با نت های کوچک تر در بخش نوشتِ (performing part) بخشی دیگر می آید 2. نوعی حرکت رهبر سازگان/ رهبر ارکستر که به نوازندگان یا ...
[deixis] [زبان شناسی] شیوۀ ارجاع برخی از عناصر جمله با توجه به گوینده یا مخاطب یا زمان یا مکان گفته ای مشخص
جرجانی گوید : هو العمل بما ثبت بنظم الکمال لغه لکنه غیر مقصود و لاسیق له النص لقوله تعالی و علی المولود له رزقهن سیق لاثبات النفقه و فیه اشاره الی ان النسب الی الابائ .
[ گویش مازنی ] /eshaare pe/ فهم مطلبی از روی اشاره - امر کردن با اشاره
( مصدر ) ۱ - بدست و ابرو و مانند آن القائ شدن امری . ۲ - صادر شدن فرمان و دستور .
کنایه از زیرک است
کنایه از الهام است یا کنایه از اشاره غیبی .
[pointer] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] در میانای نگاره ای کاربر، پیکان کوچک یا نمادی که با حرکت دادن موشی، بر روی پردۀ نمایش حرکت می کند
[cue numbers] [موسیقی] نظامی حرفی ـ عددی در نت نوشت که به رهبر سازگان/ رهبر ارکستر امکان هدایت نوازندگان یا خوانندگان را در تمرین بخش های خاصی از قطعه می دهد
اشارت کردن
در زبان عربی : یکی از معارف است و آن اسمی است که برای معنی مشارالیه وضع شده باشد باشاره حسیه بجوارح . و در مانند ذلکم الله ربکم که اشاره در آن حسیه نیست محمول است بر تجوز .
[pointing device] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] افزاره ای برای گزینش عناصر بر روی پردۀ نمایش به کمک اشاره گر
[index finger, index , digit secundus manus] [علوم تشریحی] انگشت دوم دست از سمت شست که از سه بند تشکیل شده است
[sign language] [زبان شناسی] یکی از نظام های ارتباطی بشر، دارای نظام زبانی، که در آن به جای آواها از حرکات نظام یافتۀ دست ها استفاده می شود

معنی اشاره در فرهنگ فارسی عمید

اشاره
۱. نشان دادن چیزی یا کسی با حرکت چشم یا انگشت.
۲. با تکان دادن چشم و ابرو یا دست مطلبی را به کسی فهماندن یا به کاری فرمان دادن.
۳. (اسم) سخن مختصر و با ایجاز.

اشاره در دانشنامه اسلامی

اشاره
حرکت سر و دست و مانند آن برای نشان دادن یا فهماندن مطلبی را اشاره گویند. از آن در باب های صلات، صوم، حج، تجارت، اجاره، وصیّت، نکاح، طلاق، لعان و قضاء سخن رفته است.
اشاره یا به عنوان فعلی از افعال و یا به عنوان جایگزین گفتار در شخص ناتوان از تکلّم می باشد.
← تفاوت موارد کاربرد اشاره
بر این قسم احکامی بار می شود که به آنها اشاره می شود.
← اشاره به گوشه راست در سلام آخر نماز
بر قسم دوم نیز احکامی بار می شود که به آنها اشاره می شود.
← حکم عقود و ایقاعات با اشاره
...

...
اشارَةُ السّبق کتابی کلامی و فقهی به زبان عربی نوشته ابوالحسن حلبی. وی در مباحث اعتقادی به چهار رکن توحید، عدل، نبوت و امامت پرداخته و در بخش فقه به پنج رکن تکلیفی صلات، صوم، زکات، حج و جهاد می پردازد. در انتساب کتاب به مؤلف اختلاف است هر چند برخی تصریح کرده اند که کتاب منتسب به ابن ابی المجد حلبی بوده و به غیر از او صحیح نیست. از کتاب، با نام «اشارة السبق الی معرفة الحق» نیز یاد شده است.
علاءالدین ابوالحسن علی بن ابوالحسن بن ابوالمجد حلبی از علمای قرن۶ است که درباره تاریخ ولادت و فات یا اساتید و شاگردان در منابع موثق، سخنی به میان نیامده است.
نام کتاب بنا بر آنچه در نسخه چاپی ثبت شده «اشارة السبق» است و برخی نام آن را «اشارة الحق الی معرفة الحق» ذکر کرده اند، اما در کلمات فقها با عنوان «الاشارة» و «اشارة السبق» آمده است.
إشارة السبق إلی معرفة الحق، تالیف علاءالدین ابوالحسن علی بن حسن بن ابوالمجد حلبی، معروف به ابن أبی المجد (از علمای قرن ششم هجری) است.
این کتاب از معدود کتاب هایی است که در آن هم مباحث عقائد و هم احکام فقهی مطرح گردیده است.
این نحوۀ نگارش در کتاب هایی نظیر «جمل العلم و العمل»، تألیف سید شریف مرتضی (م436ق)، «تقریب المعارف فی العقائد و الأحکام»، تألیف شیخ ابوالصلاح تقی الدین حلبی (م447ق) و «غنیة النزوع»، تألیف حمزة بن علی بن زهرۀ حلبی (م585ق) نیز دیده می شود.
این کتاب از دو کتاب «إشارة السبق» و «قاعدۀ ضمان» تشکیل شده است.
کتاب إشارة السبق؛ شامل دو قسمت مباحث اعتقادی و مباحث فقهی است.
در قرآن کریم به شایسته بودن دعا، همراه با اشاره انگشت توصیه فرموده است.
در آیه ۸ سوره مزمل به شایسته بودن دعا، همراه با اشاره انگشت دستوراتی وارد شده است:«و اذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلا؛ و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز.»
← روایت امام صادق
 ۱. ↑ مزمل/سوره۷۳، آیه۸..    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱۱، ص۳۷۶، برگرفته از مقاله «اشاره با انگشت در دعا».    
...
یکی از اسباب استفاده از کنایه را اشاره به عاقبت امر گویند.
اشاره به عاقبت امر، یکی از اسباب کنایه و به این معنا است که با آوردن کنایه، عاقبت و نتیجه عمل فهمیده می شود؛ مانند:۱. (تبت یدا ابی لهب وتب) که به جهنم بودن جایگاه ابولهب اشاره دارد.۲. (وامراته حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد) که به سخن چین بودن زن ابولهب و سرانجام کارش که هیزم آور جهنم خواهد شد، اشاره کرده است.
کلمات اشاره کننده به چیزی مثل زمان و مکان را ادات اشاره گویند.
این ادوات در قرآن گاهی به مکان، گاهی به زمان و گاهی به چیزی غیر از زمان و مکان اشاره دارند و عبارتند از:
← ذلک
 ۱. ↑ سوره بقره/۲، آیه۲.    
فرهنگ نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «ادات اشاره».    
...
اسم اشاره اسم دلالت کننده بر اشاره به چیزی یا کسی است.
اسم اشاره، اسمی است که برای اشاره به چیزی یا کسی وضع شده است، مانند: «ذا» برای اشاره به مفرد مذکر؛ «ذی» برای اشاره به مفرد مؤنث؛ «هنا» برای اشاره به مکان نزدیک و «هناک» برای اشاره به مکان دور.
دلالت اشاره به معنی لوازمِ غیر مقصودِ کلام متکلّم است و به آن اشاره نص، دلالت التزام عقلی، دلالت ایماء و دلالت معنوی نیز گفته می شود.
دلالت اشاره، از اقسام دلالت سیاقی بوده و عبارت است از دلالتی که لازمه کلام است، ولی مدلول التزامی آن نیست ؛ به بیان دیگر، لازمه کلام ( لزوم غیر بین یا بیّن به معنای اعم ) در صورتی که عرفاً مقصود گوینده محسوب نشود، دلالت اشاره نامیده می شود، چه از یک کلام استنباط شود و چه از چند کلام؛ برای مثال، آیه ای در سوره احقاف دلالت می کند بر این که مجموع مدت بارداری و شیر دادن، سی ماه است. ( و حمله و فصاله ثلاثون شهرا ) ، در حالی که آیه ای دیگر در سوره لقمان مدت شیر دادن را دو سال ذکر کرده است ( و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین ) که از این دو آیه به دلالت اشاره به دست می آید که کمترین مدت بارداری شش ماه است.
وضع اسمای اشاره ، کیفیت وضع اسمای دلالت کننده بر اشاره و ایجاد آن در خارج می باشد.
اسمای اشاره برای دلالت بر نفس اشاره وضع شده است.
از نظر اصولیون
اصولیون درباره وضع اسمای اشاره اختلاف دارند؛ برخی معتقدند در اسمای اشاره وضع عام و موضوع له خاص است؛ یعنی (برای مثال) واضع هنگام وضع کلمه «هذا» مفهوم کلی مفرد مذکر را تصور کرده، سپس لفظ «هذا» را برای افراد و مصادیق مذکر قرار داده است، مانند:«هذا الرجل» و «هذا الکتاب»، و برخی دیگر، هم چون مرحوم «آخوند» معتقدند وضع عام و موضوع له عام است و تشخص از طریق نحوه استعمال ایجاد می گردد.در کتاب « کفایة الاصول » آمده است:«ان المستعمل فیه فی مثل اسماء الاشارة والضمائر ایضا عام و ان تشخصه انما نشأ من قبل طور استعمالها، حیث ان اسماء الاشارة وضعت لیشار بها الی معانیها»


اشاره در دانشنامه ویکی پدیا

اشاره
اشاره علامات و حرکات قراردادی عمومی، معنادار ساده بدنی است که برای انتقال معانی ساده و کوتاه (با ترکیب همزمان شکل، جهت و حرکت دستان، بازوها یا بدن و حالات صورت برای بیان سلیس افکار گوینده) استفاده می شود.
زبان اشاره سیستم قراردادی خاص منظم و پیشرفته زبانی است که برای انتقال معنا، به جای الگوهای صوتی یا نوشتاری در زبان، از الگوهای علایم دیداری (ترکیب همزمان شکل، جهت و حرکت دستان، بازوها یا بدن وحالات صورت برای بیان سلیس افکار گوینده) در یک کلمه اشاره استفاده می کند.. این نوع زبان اشاره می توان به صورت متنوع باشد. اما امروزه یک زبان اشاره بین المللی در سطح جهان قراارداد شده است که البته در هر منطقه عناصر بومی زبان نیز به آن افزوده می شود.
پانتومیم نیز نوعی تئاتر است که از نوعی اشاره کلی و مبهم و پیچیده تر از اشاره معمولی وجود دارد. و معمولاً تقلیدی از حرکات و امور روزمره می باشد .
عکس اشاره
در زبان شناسی، مفهوم اشاره (به انگلیسی: deixis) بر این پدیده اطلاق می شود که درک برخی عبارت ها، مثلاً ضمایر شخصی، نیاز به اطلاعات دیگری که در متن موجود است دارد. به سخن دیگر، اشاره شیوهٔ ارجاع توسط عبارت هایی است که معنای خود را از درون بافت متن بدست می آورند. واژه ها زمانی اشاره ای هستند که معنای آن ها بسته به زمان و مکان تغییر کند. ضمایر شخصی (من، تو، او ....)، عبارت های زمانی (حالا، دیروز ، ...)، و عبارت های مکانی (اینجا، آنجا،...) از جمله عبارت های اشاره ای هستند.
الفاظ اشاری دالّ بر شخص، یعنی ضمائر شخصی اوّل شخص و دوم شخص،
الفاظ اشاری دالّ بر زمان، یعنی نظام زمانی و قیود زمانی،
الفاظ اشاری دالّ بر مکان، یعنی قیود مکان («اینجا» و «آنجا»)، اسماء و ضمایر اشاره («این»، «آن»، «اینها/اینان»، و «آنها/آنان»)،
شگردهای نوشتاری دالّ بر گفتار، مانند «در بالا» و «پیش گفته»، و
اشاری های اجتماعی: ضمایر خودمانی یا مؤدّبانه تر و رسمی تر که دالّ بر شأن اجتماعی گوینده و شنونده/شنوندگان اند.
انتخاب یک نوع از عبارات ارجاعی، از بین سایرین، تا حد زیادی بر این اساس است که چه چیزی را گوینده فرض می کند که شنونده پیش از این می دانسته است. در زمینه های بصری مشترک، آن ضمایری که عملکردشان به عنوان عبارات اشاره ای است (برای مثال، «این را بگیر»، «به او نگاه کن»)، برای یک ارجاع موفق ممکن است کافی باشد، اما جایی که هویت پیچیده تر باشد، عبارات اسمی پیچیده تری را بکار می گیرند. (برای مثال، «آن خارجی با نگاه مسخره را بیاد داری؟»)
پس ارجاع، آشکارا به اهداف گوینده (برای مثال، شناخت چیزی) و اعتقادات گوینده (به این معنا، آیامی توان از شنونده انتظار داشت که چیز خاصی را بداند؟) در کاربرد زبان ارتباط دارد.
نظام اشاری عبارت است از:
اشاره گر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اشاره گر (علوم رایانه)
اشاره گر (واسط نگاره ای کاربر)
اشاره گر یا شاخص، (به یونانی: γνώμων) به معنی آگاه یا بررسی کننده، (به انگلیسی: Gnomon) (با تلفظ نُومُون)، در اصل نام بخشی از یک ساعت آفتابی است که حرکت تدریجی سایهٔ آن بر روی صفحه نشان گر مکان خورشید در آسمان و در نتیجه امکان سنجش دقیق تر زمان است. در اخترشناسی. از این اصطلاح همچنین برای هدف های گوناگون ریاضی و زمینه های دیگر استفاده می شود.
ساعت آفتابی
یک چوب رنگ شده متعلق به ۲۳۰۰ سال پیش از میلاد در چین قدیمی ترین شاخصیاست که تاکنون شناخته شده است. آناکسیماندروس (۶۱۰ تا ۵۴۶ قبل از میلاد) دانشمندی است که معرفی این ابزار بابلی به یونانیان به او نسبت داده شده است.
اوینوپیدس از عبارت «شاخص وار کشیده شده» برای توصیف یک خط که عمود بر خط دیگری کشیده شده استفاده کرده است. پس از آن، این اصطلاح برای اشاره به ابزاری به شکل (L) مانند یک گونیای استیلی استفاده شد که به منظور ترسیم انواع زاویه های ۹۰ درجه استفاده می شد. این شکل می تواند مورد استفاده از آن را برای توصیف شکلی که توسط برش مربع کوچکتری از یک مربع بزرگتر تشکیل شده را توضیح دهد. اقلیدس استفاده از این اصطلاح را به سطوح مستوی که توسط برداشتن یک متوازی الأضلاع متشابه از یک گوشهٔ یک متوازی الأضلاع بزرگتر تشکیل شده اند گسترش داد. در واقع، شاخص اشاره گرِ افزایش پی درپی (متوالی) بین دو عدد مُصور، از جمله شمارهای مربع و مثلثی است.
هرون اسکندرانی اشاره گرِ را چیزی (ابزاری) تعریف کرد که؛ اگر به چند نهاد (عدد یا شکل) افزوده شود، باعث شود که یک نهاد جدید متشابه به نهادی که از آن شروع شده ساخته شود. در همین معنا ثاون ازمیری آن را برای توصیف یک عدد ضلعی استفاده کرد که؛ به تعداد چند ضلعی افزوده می شود و نمونهٔ بعدی از همان گونه را تولید می کند. رایج ترین بهره گیری در این معنا یک عدد فرد است به ویژه هنگامی که به عنوان یک عدد مصور بین اعداد مربع دیده می شود.
در فرهنگ علوم رایانه متغیرهای از نوع اشاره گر (به انگلیسی: Pointer)، به متغیرهایی گفته می شود که محتوای آن ها، آدرس خانه ای از حافظه یا نیل است. در عمل، اشاره گر متغیری است که به متغیر دیگری اشاره می کند.
مفاهیم مربوط به زبان های برنامه نویسی (انگلیسی)
اشاره گرها از پرکاربردترین نوع متغیرها در زبان های برنامه سازی محسوب می شوند. این امر به این علت است که اشاره گرها، گاهی اوقات تنها راه بیان محاسبه ای مشخص هستند و بخشی دیگر به این علت است که معمولاً باعث فشردگی و کارایی بیشتر قطعه برنامه ها نسبت به ایجاد آنها با روش های دیگر می شود.
در زبان سی اشاره گرها یکی از اجزای پایه زبان هستند و ارتباط اساسی با آرایه، ساختارها، و توابع دارند. چندین عملگر مختلف برای کار بر روی اشاره گرها وجود دارد که مهمترین آنها عملگرهای یکانی * و & هستند. عملگر & (عملگر آدرس) آدرس عملوند خود را برمی گردد. عملگر * (عملگر در آدرس) هم محتوای خانه ای که آدرس آن عملوندش قرار دارد را در دسترس می سازد. برای تعریف یک اشاره گر باید قبل از نام آن علامت * قرار گیرد.
int x = 1, y = 2; int *ip; ip = &x;//آدرس متغیر x درون اشاره گر ip قرار میگیرد y = *ip;//محتوای متغبر x به کمک اشاره گر ip درون متغیر y قرار می گیرد y = 1; در مثال بالا ip یک اشاره گر به عدد صحیح است، عبارت ip = &x آدرس متغیر x را در ip قرار می دهند. y = *ip هم محتوای آدرسی که در ip قرار دارد را به متغیر y منتسب می کند. به کمک اشاره گرها می توان از حافظه رایانه به صورت پویا استفاده کرد. بدین صورت که هر وقت احتیاج به حافظه داشتیم آن را به برنامه اختصاص می دهیم و هر وقت که کارمان تمام شد آن را به سیستم پس می دهیم. دو توابع کتابخانه ای به نام malloc و free برای انجام این کار وجود دارند. تابع malloc که بدین صورت اعلان شده:
در علم رایانه، اشاره گر یا مکان نمای موشی یک تصویر نگاره ای روی نمایشگر رایانه یا دیگر افزاره های نمایشی است که جابجایی افزارهٔ اشاره را بازتاب می دهد. افزارهٔ اشاره معمولاً موشی یا لت لمسی است. با استفاده از اشاره گر می توان دیگر عناصر واسط نگاره ای کاربر را برگزید و جابجا کرد. اشاره گر با مکان نما تفاوت دارد، از این جهت که مکان نما به ورودی صفحه کلید پاسخ می دهد و نه موشی؛ همچنین محل مکان نما را می توان با استفاده از اشاره گر تغییر داد.
در متن هایی که کاربر می تواند متن را گزینش و ویرایش کند، اشاره گر به شکل یک خط عمودی با لبه های بالا و پایینی کوچک نمایش داده می شود. (شبیه به حرف انگلیسی I)
هنگام نمایش اسناد، اشاره گر ممکن است به صورت یک دست با انگستان باز نمایش یابد که می تواند بخش نمایش یافته از صفحه را با هل دادن نوردش کند.
زمانی که یک پردازش رایانه ای در جریان است و رایانه نمی تواند ورودی دریافت کند، اشاره گر ممکن است به صورت یک ساعت شنی نمایش یابد. مایکروسافت ویندوز تا قبل از ویندوز ویستا از این شمایل برای این حالت استفاده می کرد. در ویندوز ویستا از یک حلقهٔ گردان استفاده شد. در مک اواس از یک ساعت مچی یا یک توپ گردان (در مک اواس ده) استفاده می شود.
هنگامی که اشاره گر روی یک ابرپیوند قرار می گیرد، رویدادی به نام موشی بالا شکل اشاره گر را به یک دست که انگشت اشاره اش به پیوند اشاره می کند تغییر می دهد. در چنین حالتی ممکن است یک کمک ابزار به صورت متنی حاوی اطلاعاتی مفید دربارهٔ پیوند در کنار اشاره گر نمایش یابد که با جابجا شدن اشاره گر ناپدید می شود. متن نمایش داده شده در کمک ابزار به نحوهٔ پیاده سازی مرورگر وب بستگی دارد.
اشاره گر معمولاً به صورت یک پیکان نمایش داده می شود اما در هر برنامه و هر سیستم عاملی ممکن است تغییر کند. از اشاره گر می توان برای گزیدن اشیاء مختلف روی پردهٔ نمایش استفاده کرد.
در بسیاری از واسط های نگاره ای کاربر، اشاره گر با توجه به شرایط تغییر شکل می دهد، برای نمونه:
کانون اشاره گر، به پیکسل فعالی گفته می شود که با کلیک کردن مورد هدف قرار می گیرد. کانون معمولاً در لبه های اشاره گر یا مرکز آن قرار داد، با این وجود ممکن است در هر نقطه ای از اشاره گر قرار داشته باشد.
یک اشاره گر به تابع (یا اشاره گر به روال)، نوعی اشاره گر است که در زبان های برنامه نویسی نسل سوم (همانند فرترن، کوبول و سی) و همین طور زبان های شی گرا (همانند سی++ و دی) پشتیبانی می شود. این نوع اشاره گر، به جای اشاره کردن به مقادیر داده ای، به قطعه کدی قابل اجرا در حافظه اشاره می کند. از طریق یک اشاره گر به تابع، می توان تابع مورد اشاره را به صورت غیرمستقیم فراخوانی کرده و آرگومان های تابع را هم دقیقاً مانند فراخوانی مستقیم (بدون استفاده از اشاره گر)، به تابع ارسال کرد. به عمل فراخوانی توابع به کمک یک اشاره گر، معمولاً تحت عنوان «فراخوانی غیر مستقیم» یاد می شود، چرا که به جای فراخوانی مستقیم تابع به وسیلهٔ یک نام ثابت یا یک آدرس، تابع با استفاده از یک متغیر و به صورت غیرمستقیم فراخوانی می شود. به کمک اشاره گر به تابع، می توان بر اساس مقادیر زمان اجرا، تابعی خاص را برای اجرا شدن انتخاب کرد و بدین ترتیب کد را ساده تر کرد.
ساده ترین پیاده سازی اشاره گر به تابع، متغیری است که حاوی آدرس یک تابع است و این تابع در داخل حافظه قرار دارد. زبان های قدیمی نسل سوم همانند کوبول و همچنین زبان های مدرنی مانند زبان سی، اشاره گر به تابع را به این صورت پیاده سازی کرده اند. در زبان های قدیمی تر، اشاره گر به توابع معمولاً نسبت به زبان های مدرن تر از ایمنی نوع کمتری برخوردارند. در زبان های مدرن، معمولاً در هنگام تعریف کردن یک اشاره گر به تابع، اطلاعات بیشتری راجع به نوع داده ها مشخص می شود، از جمله نوع مقدار برگشتی تابع، تعداد و نوع پارامترهای تابع و ... .
در زبان برنامه نویسی سی، اشاره گر به توابع، خیلی متداول نیستند. یک اشاره گر به تابع به شکل زیر اعلان می شود:
ret-type (*name) (arg1-type, arg2-type, ..., argn-type) double (*fp) (double) خط اول حالت کلی را نشان می دهد و خط دوم هم یک مثال است. در دستور دوم، اشاره گری به نام fp را اعلان می کند. این اشاره گر می تواند به تابعی اشاره کند که پارامتری از نوع double دارد و در برگشت هم مقداری از نوع double را برمی گرداند. برای اینکه اشاره گر بالا به تابعی اشاره کند، باید آدرس تابع مورد نظر در داخل اشاره گر قرار گیرد. در زبان سی، نام یک تابع، آدرس ابتدای محلی از حافظه است که کدهای تابع در آنجا قرار دارند؛ بنابراین برای مقدار دهی به یک اشاره گر به یک تابع (مثلاً sin()‎) می توان به صورت زیر عمل کرد.
وسیله ای برای نشان دادن اشیا با پرتو لیزر است. این اشاره گرها معمولاً همراه پروژکتور استفاده می شوند تا نقاط مورد نظر روی صفحه را با آن نشان دهند.
-لیزرهای طبقه ۱ لیزرهای ایمن هستند که توان آن ها بسیار کم است و استفاده از آن ها نگرانی ندارد. این لیزرها در برخی دستگاه ها بکار می روند و توانی در حدود میکرووات دارند.
-لیزرهای طبقه ۲ در صورتی امن محسوب می شوند که به آن ها خیره نشویم.
-لیزرهای طبقه ۳ که اشاره گر لیزری یا لیزر پوینتر نیز از این خانواده است، نباید به سمت چشم نشانه گرفته شوند. هرچند عکس العمل چشم می تواند جلوی صدمه جدی را بگیرد ولی به هیچوجه نباید به آن خیره شد.
-لیزرهای طبقه ۴ لیزرهای خطرناک محسوب می شوند که توان تقریبی آن ها حدود ۵۰۰ میلی وات است.
بهترین ابزار کمک آموزشی، کنفرانس، اتاق های مدیریت، جلسات کاری، راه سازی، تست فیبرنوری، هتلها، رستورانها، سالن های پذیرایی، راه پیمایی، کوهپیمایی، مسیر یابی، نصب آنتن های اینترنتی ودرخواست امداد
یک ابزار عالی برای اشاره به هدف دور،
لیزرها برحسب توان، انرژی، طول موج و طول زمان تابش دسته بندی شده اند. این دسته بندی ها بر اساس میزان خطر برای چشم و پوست ایجاد شده است.
اشاره گرهای معلق در زبانهای برنامه نویسسی اشاره گرهایی که به یک شی مشخص اشاره نمی کنند. شرایط مختلفی به وجود میاید که سلامت کد را به خطر میندازد.
اشاره گر معلق زمانی به وجود می آید که یک شی حذف یا آزادسازی می شود، بدون اینکه مقدار یک اشاره گر تغییر داده شده باشد. در نتیجه آن اشاره گر به مکانی اشاره می کند که دیگر وجود ندارد. حتی ممکن است سیستم مکان قبلی حافظه که ازاد شده بود را به فرایند دیگری داده باشد، در این صورت ان اشارهگر به دادهای متفاوت اشاره می کند. بیشتر زمانی این اتفاق میفتدکه برنامه سعی می کند داده هایی روی حافظه بنویسد. در این صورت ممکن است برنامه اطلاعاتی را تغییر میدهد و باعث بروز باگهایی در خود ان برنامه یا برنامه های دیگر شود که تشخیص ان کار ساده ای نیست.
اشارهگرهای معلق زمانی به وجود میایند که یک اشارهگر قبل از مقداردهی اولیه یک متغیر به وجود میاید. ممکن است در یک زبان برنامه نویسی این اتفاق میفتد در این صورت احتمال خطایابی و رفع ان بیشتر می شود.
در بسیاری از زبان های برنامه نویسی، مانند C، وقتی یک شی از محدوده خارج می شود یا صریحاً دستور خالی شدن دریافت می کند، اشارهگرهایی که به ان شی اشاره میکنند تغییر نمی کنند.
اشاره هشداردهنده (انگلیسی: The High Sign) یک فیلم کمدی کوتاه به کارگردانی باستر کیتون و ادوارد اف کلاین است که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به باستر کیتون و ال سنت جان اشاره کرد.
۱۲ آوریل ۱۹۲۱ (۱۹۲۱-04-۱۲)
اشاره کوتاه (انگلیسی: La Pointe Courte) یک فیلم در ژانر درام به کارگردانی انیس واردا است که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به فیلیپ نوآره، و ست، فرانسه اشاره کرد.
۱۹۵۵ (۱۹۵۵)
انگشت اشاره نام انگشت دوم دست بعد از شست است که در انسان شامل یک انگشت در هر دست می شود (در مجموع ۲ انگشت). بطور عرفی این انگشت معمولاً برای اشاره به اشیاء و ثبت اثر انگشت است. به دلیل تراکم گیرنده های حسی در نوک این انگشت، سطح کف دستی نوک انگشت اشاره دارای حس لامسه بسیار قوی است .
انگشتان دست به جز انگشت شست دارای سه استخوان مجزا هستند که بین آنها مفصل وجود دارد و در انتهای آنها ناخن قرار دارد.
تاریخ ثبت شده زبان اشاره در جوامع غربی از قرن ۱۶ به عنوان یک زبان بصری یا روش های ارتباطی گسترش یافته است. زبان اشاره از یک سیستم حرکتی مرسوم، تقلید و اشارات دست و املای انگشتان بعلاوه استفاده از حرکات دست برای بیان حروف الفبا تشکیل شده است. نشانه ها معمولاً نه تنها نماینده واژه های فردی بلکه ایده های کامل است.
اکثر زبان های نشانه، زبان های طبیعی هستند، با تفاوت در ساخت آنها از زبان شنیداری مورد استفاده در مجاورتشان و عمدتاً توسط افراد کر و لال به منظور برقراری ارتباط به کار گرفته می شوند.
زبان اشاره از زمانی که افراد ناشنوا در اطراف جهان بوده اند تا به حال وجود داشته است. به طور جهانی، در هر جایی که ناشنوا یافت می شود کتابچه راهنمای فرم انتقال ارتباط را می توان یافت. نوشتن تاریخچه زبان اشاره از آغاز قرن ۱۷ در اسپانیا شروع شد. در سال ۱۶۲۰، جوان پابلو بونت کتاب کاهش حروف و هنر را برای آموزش افراد لال به صحبت را در مادرید منتشر کرد. این اولین قرارداد جدید آوایی و گفتار درمانی بود که در تنظیم روش آموزشش شفاهی برای افراد ناشنوا یا بین آنها در نظر گرفته شده بود.
بواسطهٔ زبان نشانهٔ بونت، چارلز میشل در قرن ۱۸ الفبای خود را منتشر کرد که به طور اساسی تا زمان حاضر بدون تغییر مانده است. زبان علائم استاندارد شده از قرن ۱۷ در اسپانیا و ایتالیا و از قرن ۱۸ در فرانسه برای آموزش ناشنوایان استفاده می شود. زبان اشاره قدیمی فرانسوی توسعه یافته بود و در پاریس چارلز میشل در مدرسه اش برای افراد ناشنوا استفاده می کرد. این زبان ها همیشه بعد از زبان اشاره طبیعی در حال حاضر توسط فرهنگ ناشنوایان در مناطق اصلی شان مورد استفاده بوده و اغلب با ترکیب مواردی برای نشان دادن زبان گرامر زبان های محلی صحبت شان مدل سازی شده بود.
زبان اشاره (به انگلیسی: sign language)، نظام قراردادیِ خاص منظم و پیشرفتهٔ زبانی است که برای انتقال معنا، به جای الگوهای صوتی یا نوشتاری در زبان، از الگوهای علائم دیداری (ترکیب هم زمانِ شکل، جهت و حرکت دستان، بازوها یا بدن و حالات صورت برای بیان سلیس افکار گوینده) در یک کلمه اشاره استفاده می کند. این نوع زبان اشاره ممکن است متنوع باشد؛ اما امروزه یک زبان اشارهٔ بین المللی در سطح جهان قرارداد شده است که البته در هر منطقه، عناصر بومیِ زبان نیز به آن افزوده می شود.
ویکی پدیای انگلیسی
هر جا ارتباط ناشنوایان وجود دارد، زبان های اشاره به وجود می آیند. دستور زبان های پیچیدهٔ زبان اشاره به طور چشمگیری با دستور زبان های گفتاری تفاوت دارند و در حوزهٔ فرهنگیِ ناشنوایان قرار می گیرند. برخی از زبان های اشاره بعضی حرکات را از شناخت کلی کسب کرده اند، درحالی که بقیهٔ زبان ها چنین پایه ای ندارند.
یکی از سوابق نوشتاری زبان اشاره در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح، در کراتیلوس افلاتون یافت شد. جایی که سقراط گفت: "اگر ما صدا یا زبان نداشتیم، و قصد بیان چیزهایی را به دیگران داشتیم، آیا سعی نمی کردیم با حرکات دست هایمان، سر و بقیه اعضای بدن اشاراتی ایجاد کنیم، درست مثل افراد گنگ در حال حاضر؟ به نظر می رسد گروه هایی از ناشنوایان در طول تاریخ از زبان های اشاره استفاده می کردند.
در دومین قرن یهودیه، مقاله ثبت شدهٔ گیتین در میشنا تصریح کرد که به منظور معاملات تجاری "یک کرولال می تواند گفتگو را به وسیلهٔ ایما و اشاره کنترل کند. بن بثیرا می گوید که فرد ناشنوا ممکن است این کار را بوسیلهٔ حرکات لب انجام دهد. این نحوه تدریس در جامعه یهودی مشهور بود، جایی که مطالعه میشنا از دوران کودکی اجباری بود.
یکی از انواع وابسته ها ی پیشین که قبل از اسم(هسته)می آیند. (این، آن، همین، همان)این کلمه ها هر گاه در جمله قبل از اسم بیایند و به اسم بعد از خود وابسته باشند، تشکیل گروه اسمی می دهند که در یک گروه اسمی، اسم به عنوان هسته و صفت اشاره، وابستهٔ پیشین اسم است. باید توجه داشته باشیم رسم نمودار بیکانی این گروه اسمی همیشه وابسته از زیر به صورت پیکانی منحنی به زیر هسته که زیر پابستهٔ پیشین و پسین خط کشیده شده وصل می شود.مانند:
کتاب زبان فارسی سال اول دبیرستان، تهران: وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۸۸
آن متصل به کار گر شده و وابسته و نوع آن و هسته را مشخص می کنیم.و بقیه هم همین طور.== یکی از انواع وابسته ها ی پیشین که قبل از اسم(هسته)می آیند. (این، آن، همین، همان)این کلمه ها هر گاه در جمله قبل از اسم بیایند و به اسم قبل از خود وابسته باشند، تشکیل گروه اسمی می دهند که در یک گروه اسمی، اسم به عنوان هسته و صفت اشاره، وابستهٔ پیشین اسم است. باید توجه داشته باشیم رسم نمودار بیکانی این گروه اسمی همیشه وابسته از زیر به صورت پیکانی منحنی به زیر هسته که زیر پابستهٔ پیشین و پسین خط کشیده شده وصل می شود.مانند:
آن متصل به کار گر شده و وابسته و نوع آن و هسته را مشخص می کنیم.و بقیه هم همین طور.
ماهیچه بازکننده انگشت اشاره یا عضله بازکننده سبابه (انگلیسی: Extensor indicis muscle) از ماهیچه های ساعد انسان است. کار آن باز کردن مفصل انگشت اشاره با استخوان کف دست و آداکشن همین مفصل است. تاندون این ماهیچه در پایین به سطح پشتی انگشت سبابه چسبیده و موجب باز شدن انگشت سبابه می شود.
سر ثابت آن بخش انتهایی استخوان زند زیرین (سطح خلفی) و سر متحرک آن تاندون بازکننده مشترک انگشتان، در کنار استخوان دوم کف دست و بند اول انگشت سبابه است. عصب گیری آن از عصب عمقی شعاعی است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اشاره در جدول کلمات

اشاره
ایما
اشاره با چشم
ایما
اشاره با چشم و ابرو
غمزه
اشاره با گوشه چشم
ایما
اشاره به جمع
انان
اشاره به چیزی نامعلوم
بهمان
اشاره به درو با تاکید
همان
اشاره به دور
ان
اشاره به ذات حق
هو
اشاره به شخص نامعلوم
یکی

معنی اشاره به انگلیسی

slur (اسم)
تهمت ، اشاره ، نشان ، لکه بدنامی ، پیوند ، تقلب ، لکه ننگ ، خطاتحاد
inkling (اسم)
گزارش ، اگاهی ، اشاره ، کورهخبر
action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان
gesture (اسم)
حرکت ، رفتار ، اشاره ، وضع ، قیافه ، ادا ، ژست
mention (اسم)
اشاره ، تذکر ، یاداوری ، ذکر ، یادکرد
hint (اسم)
اشاره ، تذکر ، سخن رهنما ، ایما ، چیز خیلی جزئی
indication (اسم)
اشاره ، نشان ، نشانه ، قرینه ، بروز ، علامت ، دلالت
allusion (اسم)
اشاره ، کنایه ، گریز
warning (اسم)
اگاه کردن ، اشاره ، هشدار ، اخطار ، اعلام خطر ، اعلام ، اژیر ، تحذیر ، زنگ خطر
innuendo (اسم)
معنی ، شرح ، ادا کردن ، اشاره ، کنایه ، تشریح
suggestion (اسم)
اشاره ، الهام ، پیشنهاد ، تلقین ، القاء ، اظهار عقیده
manifest (اسم)
خبر ، اعلامیه ، اشاره ، بیانیه ، نامه
ensign (اسم)
اشاره ، نشان ، گروه ، دسته ، پرچم ، علم ، ناوبان دوم ، پرچمدار ، نشان افتخار ، نشان رسمی ، سربازی که حامل پرچم است
beck (اسم)
اشاره ، تکان سر یا دست
symbol (اسم)
اشاره ، نشان ، علم ، رقم ، رمز ، مظهر ، نماد
gest (اسم)
عمل ، حرکت ، رفتار ، اشاره ، قیافه ، کار نمایان
insinuation (اسم)
اشاره ، زیرکی ، نفوذ ، پیچ ، تاب ، دخول غیر مستقیم ، رخنه یابی ، خود جاکنی ، دخول تدریجی
referral (اسم)
اشاره ، مراجعه ، رجوع

معنی کلمه اشاره به عربی

اشاره
اشارة , اشر , اقتراح , بادرة , تحذير , تلميح , راية , رمز , قائمة الشحن
ذلک
دل عليه
ضمني
موشر
اشارة , تلميح , حرکة , دس , دل عليه , لمح , مسکن , وکزة
اشر
استنتج , اشر , اقترح
لمحة
دلالي , معبر
قول ماثور
برهاني
برهاني
برهاني

اشاره را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آریا ٠٢:٣٤ - ١٣٩٦/٠٤/٠٨
این واژه عربی است و پارسی آن آماژه می باشد که واژه ای کردی است
|

ppp ٢٠:٣٣ - ١٣٩٦/١٢/٠٥
نشان
|

شهریار آریابد ١٥:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
در پارسی " پرخیده "
|

دایانا ٢٣:١٤ - ١٣٩٧/١١/٢٧
رای یا نظرات
|

جمشید احمدی ١٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٢
اشاره = پیکانه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشاره در جدول   • کانون تبلیغات اشاره   • اشاره تبلیغات   • شرکت تبلیغاتی اشاره طلایی   • اشاره معنی   • آژانس تبلیغاتی مات   • نرم افزار اشاره   • آژانس تبلیغاتی ماگنولیا   • معنی اشاره   • مفهوم اشاره   • تعریف اشاره   • معرفی اشاره   • اشاره چیست   • اشاره یعنی چی   • اشاره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشاره
کلمه : اشاره
اشتباه تایپی : hahvi
آوا : 'eSAre
نقش : اسم
عکس اشاره : در گوگل


آیا معنی اشاره مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )