انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 953 100 1

اشتها

/'eStehA/

برابر پارسی: خواهانی، خواستاری

معنی اشتها به فارسی

اشتها
۱ - ( مصدر ) آرزو خواستن خواهان شدن آرزو کردن . ۲ - میل بغذا داشتن . ۳ - ( اسم ) خواهانی خواست . ۴ - آرزوی طعام .
( مصدر ) اشتها داشتن به . میل داشتن به ( غذایی یا نوشابهای ) .
( صفت اسم ) آنکه بخوردن غذا اشتها دارد مقابل بی اشتها.
( صفت ) کسی که میل زیاد بغذا داردمقابل کم اشتها .
آنکه اشتهای وی بخوراک اندک باشد کسی که میل بغذا ندارد مقابل با اشتها پر اشتها .

معنی اشتها در فرهنگ فارسی عمید

اشتها
۱. میل به غذا داشتن، آرزوی طعام.
۲. [قدیمی] خواستن چیزی، آرزو داشتن، آرزوی چیزی کردن.

اشتها در دانشنامه اسلامی

اشتها
میل داشتن را اشتهاء گویند. از آن به مناسبت در باب های طهارت، نکاح و اطعمه و اشربه سخن رفته است.
خوردن غذا و نوشیدن آب بدون اشتها، مکروه است.
از آداب نوشیدن آب
از آداب نوشیدن آب، آن است که آن را در سه مرحله بنوشد و پس از مرحلۀ اول و دوم در حالی که اشتها دارد، حمد خدا گوید.
دست کشیدن از غذا حین اشتهاء
دست کشیدن از غذا در حالی که هنوز اشتها دارد، مستحب است.
از آداب عیادت بیمار
...

اشتها در دانشنامه ویکی پدیا

اشتها
اشتها به معنی میل به خوردن غذا و احساس گرسنگی است.
(اسم مصدر) میل به غذا داشتن؛ آرزوی طعام ، خواستن چیزی؛ آرزو داشتن؛ آرزوی چیزی کردن.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اشتها در جدول کلمات

فهرست اشتها برانگیز
منو
میوه ای اشتها آور
البالو
میوه ملین و اشتها آور
البالو

معنی اشتها به انگلیسی

stomach (اسم)
بطن ، میل ، اشتها ، معده ، سیرابی
appetite (اسم)
ارزو ، اشتیاق ، اشتها ، میل و رغبت ذاتی
relish (اسم)
میل ، اشتها ، خوش مزگی ، چاشنی ، طعم ، مزه ، خوش طعمی ، ذوق ، رغبت ، مقدار کم ، ذائقه

معنی کلمه اشتها به عربی

اشتها
شهية , مذاق , معدة

اشتها را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اشتها

شهریار آریابد ٠٩:١٨ - ١٣٩٧/١٢/١١
در پارسی " پژوهان " برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی اشتها



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• داروهای افزایش اشتها   • برای افزایش اشتها چه بخوریم   • داروی گیاهی افزایش اشتها   • داروهای گیاهی اشتها آور و چاق کننده   • شربت افزایش اشتها   • دلیل زیاد شدن اشتها   • گیاهان اشتها آور   • افزایش اشتها در کودکان   • معنی اشتها   • مفهوم اشتها   • تعریف اشتها   • معرفی اشتها   • اشتها چیست   • اشتها یعنی چی   • اشتها یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشتها
کلمه : اشتها
اشتباه تایپی : hajih
آوا : 'eStehA
نقش : اسم
عکس اشتها : در گوگل


آیا معنی اشتها مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )