برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1153 100 1

اشعری

/'aS'ari/

معنی اشعری در لغت نامه دهخدا

اشعری. [ اَ ع َ ](ص نسبی ) منسوب به اشعر. رجوع به اشعر شود. || منسوب به فرقه ٔ اشاعره. رجوع به اشاعره شود.

اشعری. [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن اشعری شود.

اشعری. [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر احمدبن عیسی بن عبداﷲبن سعدبن مالک بن احوص بن مالک اشعری. از فرزندان جماهربن اشعر بود که در قم میزیست و از بزرگان علمای رجال و فقه بشمار میرفت و بر همه ٔ دانشمندان مقدم بود. سلطان قم در امور آن شهراز رای وی استمداد می جست. سفرهائی به مشهد و عتبات کرد. او راست : الاظله و التوحید. و فضائل العرب و فضل المنی و المتعه و ناسخ و منسوخ. (از ریحانة الادب ).

اشعری. [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن احمدبن یحیی بن عمران. از علمای شیعه بود. او راست : کتاب الجامع. کتاب النوادر. کتاب ما نزل من القرآن فی الحسین بن علی (ع ). (ابن الندیم ). و صاحب ریحانة الادب نیای وی عمران را فرزند عبداﷲبن سعدبن مالک اشعری دانسته و او را از فقیهان اوایل قرن چهارم هجری شمرده است و هم آرد: سعدبن عبد اشعری از وی روایت کرده است و ابوجعفر از محمدبن خالد برقی روایت دارد. و علاوه بر تألیفات مذکور این دو کتاب را نیز به وی نسبت داده است : مناقب الرجال. نوادرالحکمة. رجوع به ریحانة الادب ج 1 ص 79 شود.

اشعری. [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالقاسم سعدبن عبداﷲبن ابی خلف اشعری قمی. از اعیان و وجوه شیعه و معروف به شیخ الطایفه با امام عسکری (ع ) معاصر بود و به حضور آن حضرت نائل آمد. محمدبن احمد اشعری و احمدبن محمد خالد برقی متوفی بسال 274 یا 280 هَ. ق. و دیگران از وی روایت کرده اند. او راست : احتجاج الشیعة علی زیدبن ثابت فی الفرائض. الاستطاعة. الامامة. بصائرالدرجات فی المناقب. الرحمة. (از ریحانة الادب ج 1 ص 76).

اشعری. [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوموسی. رجوع به ابوموسی اشعری شود.

اشعری. [ اَ ع َ ] (اِخ ) بلال بن سعدبن تمیم سکونی اشعری. از تابعین شام بود و از پدرش روایت دارد و او را صحبتی است. اوزاعی و عمروبن شراحیل از او روایت کرده اند... مردم شام به کلام او همان عنایت داشتند که اهالی عراق به کلام حسن بصری. وی در عصر فرمانروائی هشام بن عبدالملک درگذشت. نسبت او به قبیله ٔ اشعر است. (از انساب ...

معنی اشعری به فارسی

اشعری
منسوب به اشعریاقبیله اشعر، ومنسوب به فرقه اشعریه
( صفت ) ۱ - منسوب به اشعر ( یکی از قبایل عرب ) . ۲ - منسوب به فرق. اشعریه .
تمیم بن اوس اشعری از محدثان بود از عبد الله بن بشر روایت کرد و مردم شام از وی روایت دارند . وی بروزگار خلافت هشام بن عبد الملک در گذشت .
او پیشوای اشعریان است و اشعریه بدو منسوب هستند
پیروان ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری بودند .
ملقب بعین الملک وزیر ناصرالدین قباچه
ابن محمد تمیمی مغربی اشعری قسنطینی مکنی به ابوالحسن

معنی اشعری در فرهنگ معین

اشعری
( ~.) [ ع . ] (ص نسب .) ۱ - منسوب به اشعر (یکی از قبایل عرب ). ۲ - منسوب به فرقة اشعریه .

معنی اشعری در فرهنگ فارسی عمید

اشعری
۱. از فرقه های اهل سنت، پیرو ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری که معتقد به جبر بوده و با خردگرایی مخالف بودند.
۲. (صفت نسبی) [جمع: اشاعِرَة] پیرو فرقۀ اشعری.

اشعری در دانشنامه ویکی پدیا

اشعری
اشعری می تواند به موارد زیر اشاره کند:
اشاعره
ابوالحسن علی بن اسماعیل الاشعری (۲۶۰–۳۲۴ هجری) از متالهان و متکلمانِ نامیِ مسلمان است. وی در بصره به دنیا آمد و در جوانی پیروِ مکتبِ معتزله بود؛ و اصولِ عقایدِ این مکتب را نزد الجبائی آموخت و سال ها مدافعِ عقایدِ معتزلی بود. در چهل سالگی سرانجام از معتزله روی گردانید و از مخالفانِ آن مکتب شد.
اقبال لاهوری، محمد (۱۳۸۷). سیر فلسفه در ایران. انتشارات امیرکبیر. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۰۰-۰۹۰۹-۳.
ابوالحسن اشعری در ویکی شیعه
اشعری کتاب هایِ زیادی هم در دورانِ اعتزالی بودنش، و هم پس از آن گردآوری کرد که بنا بر گفتهٔ خود، تعداد آن ها به نود عدد می رسد. وی سرانجام در ۳۲۴ هجری در بغداد درگذشت.
ابوالحسن اشعری از نوادگانِ ابوموسی اشعری، صحابیِ پیامبر اسلام و نمایندهٔ علی بن ابیطالب در ماجرای حکمیت جنگِ صفین، بود. در ۲۶۰ هجری در بصره متولد شد اما بیشتر عمرِ خود را در بغداد گذراند. در کودکی از متشرعان بود، اما در جوانی به معتزله گروید و نزدِ استادانِ معتزلی از جمله جبایی شاگردی کرد، و اصولِ اعتقادیِ این مکتب را فراگرفت. در تمامِ این مدت مدافعِ اصولِ اعتقادیِ معتزلیان بود و کتاب های متعددی نیز در این باره نوشت.
اشعری در چهل سالگی دچار تردید در افکار و اعتقاداتش شد. او با استادِ خود، جبایی، که از بزرگانِ معتزله در آن زمان به شمار می رفت، بحث هایِ بسیار کرد، چنان که همین بحث ها دوستیِ این دو را برهم زد و باعث شد اشعری معتزلیان را ترک کند. وی حدودِ دو هفته در منزلِ خویش خلوت گزید و به تفکر در اعتقاداتش پرداخت. وی پس از این دو هفته، خلوتِ خویش را شکست و زمانی که مردم در مسجدِ اعظم بصره برای خواندنِ نماز گرد آمده بودند، خطاب به مردم چنین گفت:
ابوموسی اشعری ملقب به ابن قیس، یکی از صحابه محمد و فرماندهی نظامی بود که در سال ۶۱۴ میلادی متولد شد.
ابوموسی به همراه برادران و مردان قبیله اش (اشعر) محل زندگی خود را که ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اشعری

اشعری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

طاهره
بنظر من اشعری به کسی گفته میشه
که از روی جبر واستدلال وتحکیم شعر بگه
که بیشتر این حالات در شاعران قدیم دیده میشد
اما حالا شاعران بیشتر از روی اختیار و عشق شعر میگن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرقه اشعری   • اشعری ها   • ابوالحسن اشعری   • علی اکبر اشعری   • تفکر اشعری   • مکتب معتزله   • عقاید اشعری   • اشعری و معتزلی   • معنی اشعری   • مفهوم اشعری   • تعریف اشعری   • معرفی اشعری   • اشعری چیست   • اشعری یعنی چی   • اشعری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشعری
کلمه : اشعری
اشتباه تایپی : hauvd
آوا : 'aS'ari
نقش : صفت
عکس اشعری : در گوگل

آیا معنی اشعری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )