برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1316 100 1

اشکال

/'aSkAl/

مترادف اشکال: اطوار، اقسام، انحا، انواع، صور، گونه ها | پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور، شبهه، شک، ایراد، خرده گیری، عیب

برابر پارسی: چهره ها، ریخت ها، گونه ها، پیچیدگی، دشواری، چالش، خرده، دیسه ها

معنی اشکال در لغت نامه دهخدا

اشکال. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شکل. (منتهی الارب )(اقرب الموارد) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 62). صورتها. (غیاث ) (آنندراج ). مانندگان. مانندها. || ج ِ شکل و آن بر هیئت مجموعی چیزی اطلاق کنند که در علم رمل شانزده شکل اند و در علم تکسیر و هندسه نیز اشکال متنوعه و مختلفه می آیند بسبب اطالت نوشتن متراک (کذا) آفتاب و در تاج بمعنی شکل مانند است. (مؤیدالفضلا). || پیکرها و ظاهر جسمها. مثال : اشکال مردم با هم اختلاف دارند. (فرهنگ نظام ). صورتها و نقشها و پیکرها و شکلها. (ناظم الاطباء) :
گرچه ز مرتضائی ز اشکال مرتضائی
گرچه ز مصطفائی ز امثال مصطفائی.
فرخی.
|| رسنها و به این معنی ج ِ شِکل است که بمعنی رسن باشد. (غیاث ) (آنندراج ). || اقران. همسران. هم پایگان : چون در خویش هنری بینی که در اشکال خود نبینی همیشه خود را فزون از ایشان دانی و مردمان نیز ترا افزون تر دانند از همسران تو بقدر و بفضل و هنر تو. (منتخب قابوسنامه ص 36). || امور اشکال ؛ یعنی ملتبس و مشتبه. (اقرب الموارد). || بناهای یک شهر. ادریسی این کلمه را بدین معنی بکار برده است : مدینة عجیبةالبناء قائمةالاشکال. (دزی ج 1 ص 779).
- اشکال اربعه ؛ در دانش منطق از مباحث مهم قیاس بشمار میرود و این دو شعر درباره ٔ آنها مشهور است :
اوسط اگر حمل یافت در بر صغری و باز
وضع به کبری گرفت شکل نخستین شمار
حمل به هر دو دوم وضع به هر دو سوم
رابع اشکال راعکس نخستین شمار.
و خواجه نصیر آرد: هیأت وقوع حدّ اوسط را در دو مقدّمه با دو حدّ دیگر (حدّ اکبر، حدّ اصغر) شکل خوانند، و آن از چهار نوع خالی نبود: یا در مقدمه صغری محمول بود، و در مقدمه کبری موضوع ، و آنرا شکل اول خوانند. یا در هر دو مقدمه محمول بود، چنانکه گوئیم : هر انسانی حیوان است. و هر فرس حیوان است ، و آنراشکل دوم خوانند. یا در هر دو مقدّمه موضوع بود، چنانکه گوئیم : هر انسانی حیوان است و هر انسانی ناطق است و آنرا شکل سوم خوانند. یا در مقدّمه صغری موضوع بود، و در مقدّمه کبری محمول ، برعکس شکل اول ، چنانکه گوئیم : هر انسانی حیوان است ، و هر ناطقی انسان است ، و آنرا شکل چهارم خوانند. و از این اشکال ، شکل اول کامل بود در قیاسیت ، و سه شکل باقی غیرکامل ، چه وقوع حدّ او ...

معنی اشکال به فارسی

اشکال
( اسم ) پای بند ستور شکال شکیل .
دشواری مشکل شدن دشواری و سختی و عدم سهولت . دشواری و سختی مثال . در کار من اشکالی پیدا شد .
[bug] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] خطا یا نقصی در نرم افزار یا سخت افزار که باعث اختلال در برنامه شود
( مصدر ) ایراد گرفتن .
دشواری داشتن . تردید داشتن . یا ایراد داشتن .
[debugger] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برنامه ای که برای یافتن و رفع اِشکال های احتمالی موجود در یک یا چند برنامۀ دیگر ساخته شده باشد و کارش را به صورت خودکار یا معمولاً با کمک یا نظارت برنامه نویس انجام دهد
[debugging] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند یافتن اِشکال و رفع آن در برنامه
[debug] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عمل یافتن و رفع اِشکال برنامه
ایراد گرفتن یا تردید و شک کردن در مطلبی یا کاری .

معنی اشکال در فرهنگ معین

اشکال
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ شکل . ۱ - صورت ها، گونه ها، انواع . ۲ - پیکرها.
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) دشوار شدن . ۲ - (اِمر.) پوشیده شدن کار. ۳ - (اِمص .) دشواری . ۴ - خرده گیری .
( ~.) ( اِ.) پای بند ستور، شکال .
( ~. تَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ایراد گرفتن .

معنی اشکال در فرهنگ فارسی عمید

اشکال
۱. پوشیده شدن کار و مشتبه گردیدن آن، دشواری، سختی و پیچیدگی کاری یا امری.
۲. (اسم) مسئله.
۳. (اسم) عیب، نقص.
ریسمانی که به چهار دست و پای ستور می بستند، پای بند ستور: خاطر آرد بس شکال این جا ولیک / بگسلد اشکال را استور نیک (مولوی۱: ۳۸۸).
= شِکل
کسی که از هر کاری اشکال می گیرد، آن که امری را دشوار سازد و سخت گیری و بهانه جویی کند.
مشکل ساختن امری، سخت گیری در کاری، بهانه جویی و ایرادگیری.

اشکال در دانشنامه اسلامی

اَشْکال ِ اَرْبَعه ، اصطلاحی منطقی برای هیأت های چهارگانه قیاس (ه م ) است.
اَشکال جمع شکل به معنى صورت و هیئت و اربعه به معنى چهارگانه است. در اصطلاح علم منطق، چگونگى ترکیب حد وسط با دو حد دیگر در مقدمتین قیاس، یا هیئت و صورت قرار گرفتن حد وسط با حد اصغر و حد اکبر در دو مقدمه قیاس اقترانی را «شکل»مى نامند. این هیئت و صورت چهارگونه است و در نتیجه، قیاس داراى چهار شکل خواهد بود که از آن به اشکال اربعه تعبیر مى شود.
تعریف
منطق دانان چگونگی قرار گرفتن حد وسط در دو مقدمه قیاس اقترانی را اصطلاحاً شکل ، سیاق یا نظم
سهروردی، یحیی ، حکمة الاشراق ، ج۱، ص۳۴، ضمن ج۲ مجموعه مصنفات ، به کوشش هانری کربن ، تهران ، ۱۳۵۵ش .
به هریک از اجزاء منطقی دو مقدمه قیاس ، یعنی موضوع و محمول آن دو قضیه ، حد می گویند. مقصود از شکل یا هیأت قیاس طرز قرار گرفتن این اجزاء در دو مقدمه است .
اقسام حد
...
این نوشتار به بررسی اشکال بدل و مبدل منه در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می پردازد
اشکال بدل و مبدل منه، از مجموعه مباحث بدل است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد از این رو به خواننده ی محترم توصیه می شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل بدل و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. این نوشتار به بررسی اشکال بدل و مبدل منه در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می پردازد:
بدل اسم از اسم
بدل و مبدل منه در این شکل به دو اعتبار صورت های مختلف خواهند داشت:
← به اعتبار معرفه یا نکره بودن
بدل و مبدل منه در این شکل با لحاظ اقسام بدل بر چند گونه اند: الف. بدل کلّ از کلّ؛ مانند: «وَ مَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ اَثَامًا یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ»؛ «و هر کس چنین کند مجازاتش را خواهد دید چنین کسی عذاب او در قیامت مضاعف می گردد» در این آیه شریفه دو فعل مضارع مجزوم یُضَاعَفْ و یَلْقَ به ترتیب بدل کلّ از کلّ و مبدل منه هستند. ب. بدل بعض ...


اشکال در دانشنامه ویکی پدیا

اشکال
اشکال، روستایی از توابع بخش اتاقور شهرستان لنگرود در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان اتاقور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۹ نفر (۲۳خانوار) بوده است.
در سیستم عامل مبتنی بر لینوکس اوبونتو اشکال برش کاغذ (به انگلیسی: Paper cut bug) «یک حفرهٔ ثبات پذیر ناچیز است که کاربر متوسط با آن در نخستین روز نصب آخرین نگارشِ ویرایش دسکتاپ اوبونتو روبرو می شود» تعریف می شود. قابل مقایسه است با برش کاغذ؛ خفیف، آسیب جدی ندیدن، اما به طور شگفت آوری دردناک است. استفاده از این اصطلاح از آن زمان در دیگر پروژه های نرم افزاری گسترش یافته است.
اشکال دارویی شکل های گوناگون جیره های دارویی برای وارد کردن دارو به بدن بیمار هستند.
ناسازگاری شیمیایی مواد داخل قرص.
باز شدن دارو در چند مرحله.
تمایز فراورده یک کارخانه از فراورده های مشابه.
بر اساس روش های مختلف مصرف دارو اشکال دارویی گوناگون ساخته شده اند؛
۱. روش خوراکی: به شکل جامد مانند قرص و کپسول، به شکل مایع مانند شربت و الگزیر.
۲. روش تزریق کردن:مانند آمپول و ویال.
در علم رایانه، اشکال نرم افزاری یا باگ، به خطاهای برنامه نویسی گفته می شود. به حل این مشکلات اشکال زدایی یا دیباگ می گویند. حل مشکلات نرم افزاری به دو صورت انجام می پذیرد: اول با داشتن کد اصلی برنامه. دوم با داشتن خود فایل اصلی برنامه.
اشکال یاب (برنامه نویسی)
اشکال نرم افزاری
فهرست عنوان های دانش رایانه
با داشتن کد اصلی برنامه می توان از امکانات مفسر برای اشکال زدایی استفاده نمود ولی در صورتی که فایل اصلی در اختیار باشد، می تواند به کمک علم مهندسی معکوس این کار را انجام داد.
در دنیای رایانه، باگ (به انگلیسی: Bug) یا اشکال به معنی اشتباه یا اشکال ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اشکال در دانشنامه آزاد پارسی

اِشکال (bug)
(یا: گیر) در رایانه، این اصطلاح زمانی به کار می رود که برنامهای به صورت غیرصحیح عمل کرده یا نتایج نادرستی را ارائه نماید.

اشکال در جدول کلمات

اشکال کار
گیر
تغییرات ایجاد شده در بسامد نسبی اشکال مختلف یک ژن در یک جمعیت | به واسطه شانس و نمونه گیری تصادفی
رانش ژنتیکی
از اشکال هندسی
دایره, متوازی الاضلاع

معنی اشکال به انگلیسی

hardness (اسم)
شدت ، سختی ، اشکال ، سفتی ، دشواری
difficulty (اسم)
سختی ، مشقت ، محظور ، اشکال ، عقده ، مشکل ، مضیقه ، دشواری ، زحمت ، گرفتگیری ، مخمصه
worriment (اسم)
پریشانی ، غم زدگی ، ناراحتی ، اضطراب ، اشکال
burble (اسم)
بی نظمی ، جوش ، اشکال ، صدای قل قل ، قل قل ، جوش صورت
impediment (اسم)
مانع ، محظور ، اشکال ، گیر ، رادع
bug (اسم)
احمق ، ساس ، سرخک ، اشکال ، حشره ، گیر ، جوجو
handicap (اسم)
مانع ، نقص ، اشکال ، اوانس ، امتیاز به طرف ضعیف در بازی
drawback (اسم)
مانع ، علت ، اشکال ، زیان ، بی فایدگی
disadvantage (اسم)
اشکال ، زیان ، ضرر ، وضع نامساعد ، بی فایدگی
node (اسم)
ورم ، اشکال ، بر امدگی ، گره ، دشواری ، غده
traverse (اسم)
اشکال ، مسیر ، عبورجاده ، حجاب حاجز ، درب تاشو ، مانع حائل
spinosity (اسم)
اشکال ، دشواری ، خارداری ، سیخ داری ، وضعیت غامض ، چیز نوک تیز
nodus (اسم)
گرفتاری ، اشکال ، گره

معنی کلمه اشکال به عربی

اشکال
بق , ثرثرة , صعوبة , ضعف , عائق , قسوة
رسم بياني
بابون
بالکاد
حسنا

اشکال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nazi
عیوب
Nasibe
Drawback
Downside

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود آهنگ اشکال از بنیامین   • دانلود اهنگ بنیامین بهادری اشکال   • اشکال هندسی   • معنی اشکال   • دانلود اهنگ اشکال   • اشکال نداره   • مفهوم اشکال   • تعریف اشکال   • معرفی اشکال   • اشکال چیست   • اشکال یعنی چی   • اشکال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشکال
کلمه : اشکال
اشتباه تایپی : ha;hg
آوا : 'aSkAl
نقش : اسم
عکس اشکال : در گوگل

آیا معنی اشکال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )