انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1015 100 1

اشکال

/'aSkAl/

مترادف اشکال: اطوار، اقسام، انحا، انواع، صور، گونه ها | پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور، شبهه، شک، ایراد، خرده گیری، عیب

برابر پارسی: چهره ها، ریخت ها، گونه ها، پیچیدگی، دشواری، چالش، خرده، دیسه ها

معنی اشکال در لغت نامه دهخدا

اشکال. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شکل. (منتهی الارب )(اقرب الموارد) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 62). صورتها. (غیاث ) (آنندراج ). مانندگان. مانندها. || ج ِ شکل و آن بر هیئت مجموعی چیزی اطلاق کنند که در علم رمل شانزده شکل اند و در علم تکسیر و هندسه نیز اشکال متنوعه و مختلفه می آیند بسبب اطالت نوشتن متراک (کذا) آفتاب و در تاج بمعنی شکل مانند است. (مؤیدالفضلا). || پیکرها و ظاهر جسمها. مثال : اشکال مردم با هم اختلاف دارند. (فرهنگ نظام ). صورتها و نقشها و پیکرها و شکلها. (ناظم الاطباء) :
گرچه ز مرتضائی ز اشکال مرتضائی
گرچه ز مصطفائی ز امثال مصطفائی.
فرخی.
|| رسنها و به این معنی ج ِ شِکل است که بمعنی رسن باشد. (غیاث ) (آنندراج ). || اقران. همسران. هم پایگان : چون در خویش هنری بینی که در اشکال خود نبینی همیشه خود را فزون از ایشان دانی و مردمان نیز ترا افزون تر دانند از همسران تو بقدر و بفضل و هنر تو. (منتخب قابوسنامه ص 36). || امور اشکال ؛ یعنی ملتبس و مشتبه. (اقرب الموارد). || بناهای یک شهر. ادریسی این کلمه را بدین معنی بکار برده است : مدینة عجیبةالبناء قائمةالاشکال. (دزی ج 1 ص 779).
- اشکال اربعه ؛ در دانش منطق از مباحث مهم قیاس بشمار میرود و این دو شعر درباره ٔ آنها مشهور است :
اوسط اگر حمل یافت در بر صغری و باز
وضع به کبری گرفت شکل نخستین شمار
حمل به هر دو دوم وضع به هر دو سوم
رابع اشکال راعکس نخستین شمار.
و خواجه نصیر آرد: هیأت وقوع حدّ اوسط را در دو مقدّمه با دو حدّ دیگر (حدّ اکبر، حدّ اصغر) شکل خوانند، و آن از چهار نوع خالی نبود: یا در مقدمه صغری محمول بود، و در مقدمه کبری موضوع ، و آنرا شکل اول خوانند. یا در هر دو مقدمه محمول بود، چنانکه گوئیم : هر انسانی حیوان است. و هر فرس حیوان است ، و آنراشکل دوم خوانند. یا در هر دو مقدّمه موضوع بود، چنانکه گوئیم : هر انسانی حیوان است و هر انسانی ناطق است و آنرا شکل سوم خوانند. یا در مقدّمه صغری موضوع بود، و در مقدّمه کبری محمول ، برعکس شکل اول ، چنانکه گوئیم : هر انسانی حیوان است ، و هر ناطقی انسان است ، و آنرا شکل چهارم خوانند. و از این اشکال ، شکل اول کامل بود در قیاسیت ، و سه شکل باقی غیرکامل ، چه وقوع حدّ اوسط در شکل اول بر هیأت طبیعی است به خلاف دیگرها. پس او افضل اشکال باشد، و به این سبب او را بر دیگران مقدم داشته اند، و شکل چهارم که مقابل اوست از هیأت طبیعی دورتر باشد و به این سبب او را مؤخَّر داشته اند، و بعضی از منطقیان او را بیفکنده اند، بسبب بُعدش از طبع، و بعضی شکل اول و چهارم را بحیلت یک شکل کرده اند. و شکل دوم را بر سوم مقدم از آن جهت داشته اند که نتایج او شریفتر و قلیل الوجودتر باشد، چنانکه بعد از این معلوم شود و عادت منطقیان آن است که ایجاب را از سلب شریف تر شمرند. و کلی از جزوی شریفتر شمرند. و در اقترانیّات دیگر اعتبار مقدمات و حدود و اشکال چهارگانه هم بر این نسق بود که در حملیّات تنها گفته آمد، چنانکه بعد از این گفته آید. (اساس الاقتباس صص 191 - 192). و رجوع به همان کتاب صص 193 - 213 و کشاف اصطلاحات الفنون ذیل شکل شود.
- اشکال اقلیدس ؛ اشکال هندسی که اقلیدس وضع کرد. رجوع به اقلیدس و اشکال هندسی شود :
گاه چون اشکال اقلیدس سر اندر سر کشد
گاه چون خورشید رخشنده ضیا گستر شود.
فرخی.
همان اشکال اقلیدس که بنهاد
ارسطالیس استاد سکندر.
ناصرخسرو.
- اشکال جنوبی و شمالی ؛ بدان که بر فلک ثوابت چهل وهشت اشکال قرار داده اند من جمله ٔآن دوازده شکل بر منطقةالبروج واقعاند که دوازده بروج مشهوره عبارت از همین است و پانزده اشکال از آن بجانب جنوب منطقةالبروج است و بست (بیست ) شکل بطرف شمال. (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به شکل و بست (بیست ) ویک پیکر در ایوان شمال در غیاث اللغات شود.
- اشکال رمل ؛ در نزد رمالان ، شکل عبارت از هیئتی دارای چهار مرتبه است که از اجتماع فردها و زوجها یا یکی از آن دو
0
0
حاصل آیند مانند ____ و0 == و مرتبه ٔ
0
0
نخست آتش و دوم باد و سوم آب و چهارم خاک است. و این اشکال منحصرند در شانزده. یکی از آنها طریق است که ابوالرمل خوانند و دوم جماعت که به تضعیف نقاط طریق حاصل میشود و او را ام الرمل گویند و باقی اشکال از مسدودات و مفتوحات و نبائر را متولدات گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 863). و رجوع به شکل در همان کتاب شود.
- اشکال مجسطی ؛ اشکال هندسی که در کتاب مجسطی آمده است.رجوع به مجسطی و اشکال هندسی شود :
گه اندر علم و اشکال مجسطی
که چون رانم برو پرگارو مسطر.
ناصرخسرو.
- اشکال هندسی ؛ شکل در تداول حکمت و هندسه عبارت است از هیئت حاصل آمده از احاطه ٔ یک یا چند حد به مقدار، یعنی جسم تعلیمی یا سطح. مثال برای نخست مانندشکل کره ، چه آنرا بجز یک حد نباشد، و دوم چون شکل مثلث. و مقصود از احاطه ، احاطه ٔ تام است و بنابراین زاویه از این تعریف خارج شود، چه زاویه برحسب قول اصح هیئتی برای مقداری است از این جهت که محاط به یک حدیا بیشتر است لیکن احاطه ٔ آن غیرتام است. پس هرگاه سطحی مستوی را فرض کنیم که بر سه خط مستقیم محاط باشد، در این صورت اگر آنرا بدان خطوط محاط در نظر گیریم آنگاه هیئتی که برای آن پدید آمده است ، شکل آن خواهد بود و هرگاه دو خط از آن خطوط را که در نقطه ای ازآن تلاقی میکنند در نظر گیریم ، آنگاه هیئت پدیدآمده زاویه خواهد بود. رأی مشهور چنین است ولی از این تعریف لازم می آید که محیط کره را شکلی نباشد. و توضیح آن این است که علما تصریح کرده اند: حد خط یعنی نهایت آن نقطه و حد سطح خط و حد جسم سطح است و شکی نیست که محیط اجسام ضلعدار حدود است که بالفعل عبارت از خطوطاند بخلاف محیط کره و امثال آن چون شکل بیضی ، چه آن سطح واحدی است و آنرا حدی نیست زیرا بالفعل دارای خطی نیست و خط مفروض برای ثبوت حد بالفعل فایده نبخشد و بنابراین آنرا شکلی نباشد زیرا تعریف شکل بر آن صدق نمیکند. پس انسب آن است که گفته شود: شکل عبارت ازهیئت حاصل آمده برای مقدار از جهت احاطه است ، خواه بدان احاطه کند و خواه شکل به مقدار احاطه یابد و تعریفی که در شرح حکمةالعین آمده این نظر را تأیید کند، چه در آن کتاب شکل بدین دو گونه تفسیر شده است : نخست آنچه بدان یک یا چند حد احاطه کند، چون : مربع و مثلث و این شکل را مهندسان بکار برند و گویند با شکلی دیگر برابر است یا نصف یا ثلث آن است و بدان مقدار مشکّلی تعیین میشود و بدین معنی از مقوله ٔ کم ّ است... دوم شکل عبارت از هیئت حاصل آمده از وجود یک یا چندحد است ، چون تربیع و تثلیث و مانند آنها و در این صورت شکل از مقوله ٔ کیف است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ص ج 2 861). و بطور خلاصه در تداول امروز توان گفت اشکال هندسی عبارتند از نقاط و خطوط و سطوح و احجام و ترکیبات هر یک از آنها با یکدیگر. اشکال هندسی را متقدمان بجای قضایا نیز بکار میبردند، چون شکل حماری ، شکل عروس ، شکل مغنی و شکل مامونی و جز اینها که اکنون آنها را قضایای هندسی خوانند. و رجوع به قضایا و شکل شود.

اشکال. [ اِ ] (ع مص ) دشواری. (غیاث ) (آنندراج ). مشکل شدن. (مؤیدالفضلا). دشواری و سختی و عدم سهولت. (ناظم الاطباء). دشواری و سختی : در کار من اشکالی پیدا شد. (از فرهنگ نظام ). گورخری بگرفتند بکمند بداشتند به اشکالها. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 513). || پوشیده شدن کار و مشتبه گردیدن آن. (منتهی الارب ). تردید و اشتباه و پیچ و تاب و درهم و برهم. (ناظم الاطباء): اشکلت عَلَی َّ الاخبار. (اقرب الموارد). التباس کار. پوشیدگی و پوشیده شدن آن. (تاج المصادر بیهقی ). پیچیدگی. اشتباه. اختلاط :
اشکال دولت کرده حل بر تیرش از روی محل
این سبزپیکان از زحل پیکان نو پرداخته.
خاقانی.
گر ترا اشکال آید در نظر
پس تو شک داری در انشق القمر.
مولوی.
- در اشکال افتادن ؛ در زحمت و دشواری افتادن. (ناظم الاطباء).
|| اشکال نخل ؛ رطب شدن خرمای آن و پخته شدن. (منتهی الارب ). رطب آن نخل نیک شدن. (از اقرب الموارد). || سرخ و سپید شدن چشم. (منتهی الارب ). اَشکلَت العین ُ؛ کانت شَکْلاء. (اقرب الموارد). || اشکال کتاب ؛ مقید به اعراب و نقاط و حروفها کردن آن ، یعنی دور کردن اشکال آنرا. (منتهی الارب ). اعجام آن یعنی نقطه گذاری آن چنانکه گوئی اشکال و اشتباه از آن زایل کرده است. (از اقرب الموارد). || اشکال بیمار؛ نزدیک به بهبود شدن وی. (از اقرب الموارد). || شکال بستن :
قل للخلیفة یابن عم محمد
اشکل وزیرک انه رکال.
؟
|| عفر. (منتهی الارب ).

اشکال. [ اِ ] (از ع ، اِ) پای بند ستورکه فارسی زبانان از شکال عربی ساخته اند :
خاطر آرد بس شکال اینجا ولیک
بگسلد اشکال را استور نیک
دست عشقش آتشی اشکال سوز
هر خیالی را بروبد نور روز.
مولوی.
و رجوع به شِکال شود.

معنی اشکال به فارسی

اشکال
( اسم ) پای بند ستور شکال شکیل .
دشواری مشکل شدن دشواری و سختی و عدم سهولت . دشواری و سختی مثال . در کار من اشکالی پیدا شد .
[bug] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] خطا یا نقصی در نرم افزار یا سخت افزار که باعث اختلال در برنامه شود
( مصدر ) ایراد گرفتن .
دشواری داشتن . تردید داشتن . یا ایراد داشتن .
[debugger] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برنامه ای که برای یافتن و رفع اِشکال های احتمالی موجود در یک یا چند برنامۀ دیگر ساخته شده باشد و کارش را به صورت خودکار یا معمولاً با کمک یا نظارت برنامه نویس انجام دهد
[debugging] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند یافتن اِشکال و رفع آن در برنامه
[debug] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عمل یافتن و رفع اِشکال برنامه
ایراد گرفتن یا تردید و شک کردن در مطلبی یا کاری .

معنی اشکال در فرهنگ معین

اشکال
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ شکل . ۱ - صورت ها، گونه ها، انواع . ۲ - پیکرها.
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) دشوار شدن . ۲ - (اِمر.) پوشیده شدن کار. ۳ - (اِمص .) دشواری . ۴ - خرده گیری .
( ~.) ( اِ.) پای بند ستور، شکال .
( ~. تَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ایراد گرفتن .

معنی اشکال در فرهنگ فارسی عمید

اشکال
۱. پوشیده شدن کار و مشتبه گردیدن آن، دشواری، سختی و پیچیدگی کاری یا امری.
۲. (اسم) مسئله.
۳. (اسم) عیب، نقص.
ریسمانی که به چهار دست و پای ستور می بستند، پای بند ستور: خاطر آرد بس شکال این جا ولیک / بگسلد اشکال را استور نیک (مولوی۱: ۳۸۸).
= شِکل
کسی که از هر کاری اشکال می گیرد، آن که امری را دشوار سازد و سخت گیری و بهانه جویی کند.
مشکل ساختن امری، سخت گیری در کاری، بهانه جویی و ایرادگیری.

اشکال در دانشنامه اسلامی

اَشْکال ِ اَرْبَعه ، اصطلاحی منطقی برای هیأت های چهارگانه قیاس (ه م ) است.
اَشکال جمع شکل به معنى صورت و هیئت و اربعه به معنى چهارگانه است. در اصطلاح علم منطق، چگونگى ترکیب حد وسط با دو حد دیگر در مقدمتین قیاس، یا هیئت و صورت قرار گرفتن حد وسط با حد اصغر و حد اکبر در دو مقدمه قیاس اقترانی را «شکل»مى نامند. این هیئت و صورت چهارگونه است و در نتیجه، قیاس داراى چهار شکل خواهد بود که از آن به اشکال اربعه تعبیر مى شود.
تعریف
منطق دانان چگونگی قرار گرفتن حد وسط در دو مقدمه قیاس اقترانی را اصطلاحاً شکل ، سیاق یا نظم
سهروردی، یحیی ، حکمة الاشراق ، ج۱، ص۳۴، ضمن ج۲ مجموعه مصنفات ، به کوشش هانری کربن ، تهران ، ۱۳۵۵ش .
به هریک از اجزاء منطقی دو مقدمه قیاس ، یعنی موضوع و محمول آن دو قضیه ، حد می گویند. مقصود از شکل یا هیأت قیاس طرز قرار گرفتن این اجزاء در دو مقدمه است .
اقسام حد
...
این نوشتار به بررسی اشکال بدل و مبدل منه در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می پردازد
اشکال بدل و مبدل منه، از مجموعه مباحث بدل است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد از این رو به خواننده ی محترم توصیه می شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل بدل و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. این نوشتار به بررسی اشکال بدل و مبدل منه در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می پردازد:
بدل اسم از اسم
بدل و مبدل منه در این شکل به دو اعتبار صورت های مختلف خواهند داشت:
← به اعتبار معرفه یا نکره بودن
بدل و مبدل منه در این شکل با لحاظ اقسام بدل بر چند گونه اند: الف. بدل کلّ از کلّ؛ مانند: «وَ مَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ اَثَامًا یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ»؛ «و هر کس چنین کند مجازاتش را خواهد دید چنین کسی عذاب او در قیامت مضاعف می گردد» در این آیه شریفه دو فعل مضارع مجزوم یُضَاعَفْ و یَلْقَ به ترتیب بدل کلّ از کلّ و مبدل منه هستند. ب. بدل بعض از کلّ؛ مانند: «انْ تُصَلَّ تسجدْ لله یرحمْک»؛ در این مثال دو فعل مضارع مجزوم تسجدْ و تُصَلَّ به ترتیب بدل بعض از کلّ و مبدل منه هستند. ج. بدل اشتمال؛ مانند: «مَنْ یَصِلْ اِلَیْنَا یَسْتَعِنْ بِنَا یُعَنْ»؛ در این مثال فعل مضارع مجزوم یَسْتَعِنْ و یَصِلْ به ترتیب بدل اشتمال و مبدل منه هستند. نکته: بدل مباین همچون بدل اضراب، غلط و یا نسیان، به شکل بدل فعل از فعل نیز به کار می روند. (مانند: «ان تطعم المحتاج تکسه ثوبا یحرسک».)
بدل جمله از جمله
...
اشکال حملی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شکل های به دست آمده از اختلاف موقعیت حدوسط در مقدمات قیاس اقترانی حملی است.
برای قیاس اقترانی به حسب کیفیت انتساب حدوسط آن به دو حد دیگرش چهار صورت متصور است، بدین قرار: ۱. حدوسط در صغرا، محمول و در کبرا، موضوع باشد.۲. حدوسط در هر دو مقدمه محمول باشد.۳. حدوسط در هر دو مقدمه موضوع باشد.۴. عکس صورت اول، یعنی حدوسط در صغرا، موضوع و در کبرا، محمول باشد.این صور را به ترتیب، شکل نخست، شکل دوم، شکل سوم و شکل چهارم گویند.
کامل ترین شکل
طبیعی ترین و کامل ترین شکل از اشکال چهارگانه، شکل نخست است، از این روی شکل چهارم چون عکس شکل اول است به کلی بر خلاف طبع و از همه اشکال ناقص تر و اخس است؛ به همین سبب منطقی های قدیم به آن توجه نکرده و آن را در عِداد اَشکال به شمار نیاورده و شکل های معتبر را سه شکل شمرده اند؛ بدین سان اصطلاح «اشکال ثلاثه» در برابر «اشکال اربعه» پدیدار شده است.
تعریف شکل قیاس
بنابراین شکل قیاس عبارت است از: هیئتی که از کیفیت ارتباط حدوسط با دو حد دیگر (اصغر و اکبر) در دو مقدمه قیاس از لحاظ موضوع یا محمول بودن حاصل می شود.منطقیان معمولاً شکل و انواع آن را ابتدا در قیاس حملی (قیاسی که هر دو مقدمه اش قضیه حملیه است) مطرح و سپس قیاس شرطی را به آن تنظیر می کنند؛ بدین سان اشکال قیاس اقترانی حملی به بیانی که گذشت، چهار تا است.
اشکال اربعه در شعر
...
اصح اشکال یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شکل اول قیاس است.
قیاس، بالاترین طریق معرفت عقلی است و در بین اصناف قیاس، شکل اول، رتبه اول را دارد و نیز در میان همه ضروبِ شکل اول، ضرب اول که هردو مقدمه اش موجبه کلیه است، ارزش بیشتری دارد.
امتیازات شکل اول
امتیاز شکل اول بر سایر اشکال در سه چیز است: ۱. لزوم نتیجه و ترتب آن بر این شکل خودبه خود ضروری و آشکار است و به دلیل دیگری محتاج نیست، زیرا در این شکل، اصغر، مصداق اوسط است و اوسط، مشتمل بر اصغر است و هر حکمی که برای اوسط باشد به یقین برای اصغر نیز به ثبوت رسیده است. با توجه به اینکه اکبر برای اوسط ثابت، و اوسط، شامل اصغر است؛ پس به طور ضرورت به نتیجه، علم حاصل می شود و لزوم نتیجه بالذات ضروری و آشکار است.۲. برای اثبات سندیت و اعتبار بعضی از ضروب منتج اشکال دیگر، آنها را به شکل اول برمی گردانند؛ پس اعتبار و سندیت شکل اول بر سایر شکل ها مقدم است.۳. شکل اول، همه محصورات چهارگانه را نتیجه می دهد؛ یعنی نتیجه این شکل در بعضی ضروب، موجبه کلیه و در بعضی، موجبه جزئیه یا سالبه کلیه و یا سالبه جزئیه است، به خلاف اشکال دیگر که هیچ یک از آنها همه محصورات را نتیجه نمی دهد، چراکه شکل دوم، موجبه ندارد، نه کلیه و نه جزئیه، و شکل سوم، کلیه ندارد، نه موجبه و نه سالبه، و شکل چهارم موجبه کلیه ندارد؛ بدین سان شکل اول به دلیل جامع بودن نتایج بر سایر اشکال برتری دارد.
ادله امتیاز شکل اول
ابن سینا در این باره می گوید: یکی از اوصاف شکل اول این است که صحیح ترین شکل هاست. معلم اول بیان کرده است که شکل اول به سه دلیل صحیح ترین اشکال است و بیشتر از اشکال دیگر، یقین تولید می کند:۱. سبب اول این است که علوم ریاضی در تالیف براهین از این شکل استفاده می کنند و تقریباً تمام علوم، هر گاه در یک مسئله، برهان لمّ اقامه کنند این شکل را به کار می گیرند….۲. دلیل دوم این است که اگر علم به «ما هو» که عبارت از حد است از طریق قیاس امکان داشته باشد، آن قیاس به صورت شکل اول خواهد بود، اما اینکه چرا با این شکل امکان پذیر است به این سبب است که «حد»، یک قضیه موجبه کلیه است و شکل دوم نتیجه موجبه ندارد و شکل سوم، نتیجه کلی نمی دهد.۳. سبب سوم این است که شکل اول، قیاس کاملی است که منتج بودن آن خود به خود ثابت است و قیاس بودن دو شکل دیگر از طریق تحویل آنها به شکل اول یا از طریق عکس و یا از طریق دلیل افتراض ثابت می شود. همچنین برهان خلف نیز به نحوی به شکل اول بازگشت می کند.
مستندات مقاله
...
ترتیب ضروب اشکال، از اصطلاحات منطقی بوده و به تعیین رتبه و تقدم و تأخر ضروب منتج هر یک از اَشکال اربعه، اطلاق می گردد.
ضروب منتج اَشکال اربعه قیاس اقترانی از حیث رتبه و شرافت در یک مرتبه نیستند، و ملاک ترتیب و شماره ردیف هر یک از ضروب، جایگاه ضرب مذکور از حیث رتبه و شرافت آن است.
تعیین رتبه ضروب
برای تعیین رتبه و ردیف ضروب، در سه شکل اول از اَشکال اربعه، به نتایج آنها نظر می شود و بر اساس شرافت و رتبه نتیجه قیاس از میان محصورات اربعه، رتبه هر ضرب معلوم می شود. محصورات اربعه از حیث شرافت و منزلت، به ترتیب عبارتند از: موجبه کلیه، سالبه کلیه، موجبه جزئیه و سالبه جزئیه. بنابراین، مثلاً ضربی که منتج موجبه کلیه است از ضروبی که منتج سایر محصورات اربعه هستند اشرف بوده و از حیث ترتیب ضروب، مقدّم می شود.
یادآوری
اگر نتیجه دو یا چند ضرب از حیث شرافت و خسّت یکسان بود، ضربی مقدّم است که با شکل اول در یک یا هر دو مقدمه مشترک باشد. و اگر در این ویژگی هم یکسان بودند، چند صورت پیدا می کند:۱. هر دو ضرب با شکل اول در هر دو مقدمه صغرا و کبرا اشتراک دارند؛ ملاک تقدم و تأخر در این صورت، وضعیت صغرا و کبرای خودِ این ضروب از حیث شرافت و خسّت است.۲. هر دو ضرب با شکل اول در مقدمه ای مشابه (هر دو در صغرا یا در کبرا) اشتراک دارند؛ ملاک تقدم و تأخر در این صورت مثل مورد اول است.۳. یک ضرب، در صغرا با شکل اول اشتراک داشته و ضرب دیگر در کبرا؛ ضربی که در صغرا با شکل اول اشتراک دارد مقدم است.
تعیین رتبه در شکل چهارم
...
دلایل انتاج اشکال، از اصطلاحات علم منطق بوده و یکی از طرق اثبات ضروب منتج اشکال چهارگانه قیاس می باشد.
دلایل انتاج اشکال، از اصطلاحات علم منطق بوده و یکی از طرق اثبات ضروب منتج اشکال چهارگانه قیاس می باشد.
← طریقه انتاج اشکال چهارگانه
 ۱. ↑ فرصت شیرازی، محمدنصیر بن جعفر، اشکال المیزان، ص۱۲۱.۲. ↑ مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ۲۴۱.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «دلایل انتاج اشکال»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۲۶.    
...
شرایط جهتی اشکال، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شرایط لازم برای نتیجه بخش بودن هر یک از اَشکال مختلطات قیاس اقترانی به حسب جهت است.
اشکال اربعه قیاس اقترانی به لحاظ اینکه مقدمات آنها از قضایای مطلقه باشد یا موجّهه به اَشکال مطلقات و مختلطات منقسم می شود. انتاج اَشکال اربعه مشروط به شرایطی است که برخی از آنها میان همه اَشکال مشترک است که از آنها تحت عنوان «شرایط عمومی اشکال» یاد می شود و برخی دیگر، شرایط اختصاصی است که برای هر شکل متفاوت از شکل دیگر است. از سوی دیگر، این شرایط به لحاظ کمّ، کیف و جهت، به شرایط کمّی، کیفی و جهتی تقسیم می شود. مراد از شرایط جهتی، شرایطی است که دو مقدمه (صغرا و کبرای) هر یک از اشکال اربعه قیاس اقترانی، به حسب جهت باید دارا باشد تا نتیجه صحیح حاصل شود. شرایط جهتی به اَشکال مختلطات اختصاص دارد که قضایای تشکیل دهنده قیاس در آن اَشکال، از نوع قضایای موجّهه است و اما شرایط کمّی و کیفی، بین اَشکال مختلطات و مطلقات مشترک است. شرایط جهتی هر شکل، ذیل شرایط انتاج همان شکل بیان شده است.
شرط جهتی شکل اول
مقدمه صغرا باید فعلیه باشد نه ممکنه؛ به عبارت دیگر، جهت در صغرا باید حداقل مطلقه عامه باشد؛ یعنی حد اصغر بالفعل مندرج در حد اوسط و متحد با آن باشد، زیرا تا عنوان حد اوسط برای حد اصغر فی الجمله حاصل نشده باشد حکم کبرا شامل اصغر نخواهد شد، زیرا محتمل است امکان هیچ گاه به فعلیت نرسد. با این شرط، دو قسم قضیه ممکنه (عامه و خاصه) از صغرا خارج خواهد شد و مضرب این دو قسم در سیزده قسم کبرا (که ۲۶ قسم می شود) از مجموع ۱۶۹ صورت متصوَّر خارج می شود و ۱۴۳ قسم باقی می ماند.
شرط جهتی شکل دوم
۱. مقدمه صغرا باید دائمه باشد و دائمه اعم از ضروریه است؛ بنابراین، صغرا باید ضروریه مطلقه و یا حداقل دائمه باشد و در غیر این صورت، یعنی اگر مقدمه صغرا ممکنه بود کبرا باید از قضایایی باشد که سالبه آنها قابل انعکاس است؛ یعنی یکی از ضروریه مطلقه، دائمه مطلقه، مشروطه عامه، مشروطه خاصه، عرفیه عامه و عرفیه خاصه باشد.اگر این شرط رعایت نشود اختلاف در انتاج لازم می آید، زیرا اگر صغرا ضروریه و یا دائمه نباشد از قضایای یازده گانه دیگر خواهد بود که اخص آنها مشروطه خاصه و وقتیه است. کبرا نیز اگر از شش قضیه ای نباشد که سالبه آنها قابل انعکاس است از هفت قضیه ای خواهد بود که سالبه آنها قابل انعکاس نیست و اخص آنها وقتیه است، و اختلاط مشروطه خاصه و وقتیه (که اخص صغرا هایند) با اخص کبرا ها که وقتیه است منتج نیست و وقتی این دو اختلاط؛ که از سایر اختلاط ها اخص است، نتیجه ندهد، اختلاط های دیگر که اعم از آنهاست نتیجه نخواهد داد، زیرا اخص که نتیجه ندهد اعم نیز نتیجه نمی دهد.اما دلیل اینکه اختلاط مشروطه خاصه و وقتیه با کبرای وقتیه منتج نیست اختلاف در انتاج است؛ مثلاً نتیجه قیاس مرکب از صغرای مشروطه خاصه: «هیچ منخسفی تا وقتی منخسف است تابان نیست، نه همیشه» یا وقتیه: «هیچ منخسفی تابان نیست در وقت معیّن، نه همیشه» با کبرای وقتیه: «هر قمری در وقت معینی تابان است، نه همیشه» در این مثال، موجبه است؛ یعنی «هر منخسفی البته قمر است»، اما در قیاس «هیچ منخسفی تا وقتی منخسف است تابان نیست، نه همیشه (مشروطه خاصه) و هر آفتابی در وقت معیّنی تابان است، نه همیشه (وقتیه)» نتیجه، سالبه است؛ یعنی هیچ منخسفی البته آفتاب نیست.۲. ممکنه نباید با غیر ضروریه مطلقه به کار رود؛ بر این اساس اگر صغرا ممکنه بود کبرا باید ضروریه مطلقه یا مشروطه عامه یا مشروطه خاصه باشد و اگر کبرا ممکنه بود صغرا باید ضروریه مطلقه باشد. دلیل اثبات هر دو شق، اختلاف در انتاج است.
شرط جهتی شکل سوم
...



اشکال در دانشنامه ویکی پدیا

اشکال
اشکال، روستایی از توابع بخش اتاقور شهرستان لنگرود در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان اتاقور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۹ نفر (۲۳خانوار) بوده است.
در سیستم عامل مبتنی بر لینوکس اوبونتو اشکال برش کاغذ (به انگلیسی: Paper cut bug) «یک حفرهٔ ثبات پذیر ناچیز است که کاربر متوسط با آن در نخستین روز نصب آخرین نگارشِ ویرایش دسکتاپ اوبونتو روبرو می شود» تعریف می شود. قابل مقایسه است با برش کاغذ؛ خفیف، آسیب جدی ندیدن، اما به طور شگفت آوری دردناک است. استفاده از این اصطلاح از آن زمان در دیگر پروژه های نرم افزاری گسترش یافته است.
اشکال دارویی شکل های گوناگون جیره های دارویی برای وارد کردن دارو به بدن بیمار هستند.
ناسازگاری شیمیایی مواد داخل قرص.
باز شدن دارو در چند مرحله.
تمایز فراورده یک کارخانه از فراورده های مشابه.
بر اساس روش های مختلف مصرف دارو اشکال دارویی گوناگون ساخته شده اند؛
۱. روش خوراکی: به شکل جامد مانند قرص و کپسول، به شکل مایع مانند شربت و الگزیر.
۲. روش تزریق کردن:مانند آمپول و ویال.
در علم رایانه، اشکال نرم افزاری یا باگ، به خطاهای برنامه نویسی گفته می شود. به حل این مشکلات اشکال زدایی یا دیباگ می گویند. حل مشکلات نرم افزاری به دو صورت انجام می پذیرد: اول با داشتن کد اصلی برنامه. دوم با داشتن خود فایل اصلی برنامه.
اشکال یاب (برنامه نویسی)
اشکال نرم افزاری
فهرست عنوان های دانش رایانه
با داشتن کد اصلی برنامه می توان از امکانات مفسر برای اشکال زدایی استفاده نمود ولی در صورتی که فایل اصلی در اختیار باشد، می تواند به کمک علم مهندسی معکوس این کار را انجام داد.
در دنیای رایانه، باگ (به انگلیسی: Bug) یا اشکال به معنی اشتباه یا اشکال در برنامه است. اما معنای اصلی آن در انگلیسی حشره می باشد. روزی که رایانهٔ Mark I در هاروارد خراب شد پس از یک جستجوی طولانی متخصصین علت مشکل را پیدا کردند. یک حشره کوچک بین نقاط تماس یک رله قرار داشت. به همین دلیل وجود اشکالات رایانه ای باگ (حشره) نام گرفت و برطرف کردن این اشکالات کامپیوتری را دیباگ نامیدند. (ر. ج کتاب آموزشی اسمبلی برای کامپیوترهای شخصی نوشته شده توسط پیتر نورتن و جان سوچا، فصل ۱)
«اشکال زدایی» (انگلیسی: Debug (film)) فیلمی در ژانر علمی–تخیلی و ترسناک به کارگردانی دیوید هیولت است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
Jeananne Goossen
آدریان هولمز
آدام بوچر
جیسون موموآ
اشکال (به انگلیسی: Bug)، گیر یا باگ نوعی خطا یا اشتباه در اجرای نرم افزار است که موجب نتایج اشتباه یا اجرا نشدن نرم افزار می شود. علت این اشکالات می تواند اشتباه در هنگام برنامه نویسی باشد. شرکت های سازنده نرم افزارها برای حل این مشکل قبل از ارائه نسخه نهایی نسخه هایی تحت نام بتا یا آلفا انتشار می دهند تا افرادی آن ها را بررسی کنند و این باگ ها را گزارش کنند. به این افراد بتا تستر (Beta Tester) می گویند.
اشکال زدایی
بعضی اوقات شرکت های سازنده نرم افزار به عمد یک یا چند اشکال در نسخه های قابل بازی قبل از انتشار، که رایگان پخش می کنند، می گذارند تا از کپی غیرمجاز آن ها جلوگیری کنند مانند بازی کیش یک آدم کش.
این خطاها انواع مختلفی دارند و هر کدام از این نوع ها در زمان خاصی تشخیص داده می شوند، انواع خطاهای برنامه نویسی به شرح زیر می باشد:
که از بین همهٔ این خطاها، خطاهای نحوی رایجترین می باشد.
اشکال یاب (به انگلیسی: Debugger) یا دیباگر ابزاری کمکی جهت اجرای دستورهای زبان اسمبلی و برای ایجاد، آزمایش، اجرا، تغییر و اشکال یابی برنامه، به زبان اسمبلی است.یکی از مزایای نوشتن برنامه در محیط نرم افزار دیباگ این است که برنامه به طور مستقیم قابل اجرا بوده و نیازی به ترجمه ندارد.
Jonathan B. Rosenberg. How Debuggers Work: Algorithms, Data Structures, and Architecture. John Wiley & Sons. ISBN 0-471-14966-7.نگهداری یادکرد:استفاده از پارامتر نویسندگان (link)
یکی از محاسن برنامه دیباگ این است که تمام دستورها را به زبان اسمبلی و معادل آنها، به زبان ماشین (در کد هگزا دسیمال)نشان می دهد.
تحمل پذیری اشکال ویژگی ای است که سامانه را قادر می سازد تا با به وجود آمدن خطا (یک یا چندین خطا) در اجزایش، به صورت صحیح به کار خود ادامه دهد. در این دسته از سامانه ها در صورت بروز خطا، در صورتی که کیفیت عملکرد کلی سامانه کاهش یابد، میزان این کاهش متناسب با میزان بزرگی شدت خطا است، در حالی که در طراحی های ساده تر، این خطاها می توانند به طور کلی موجب از کار افتادن سامانه شوند. توجه به موضوع تحمل خطا بعد از پیدایش سامانه های همیشه روشن و ایمن بحران اهمیت ویژه ای یافت. از ویژگی ادامه ی کارکرد سامانه ها با وجود کارکرد ناصحیح بعضی از بخش های آن ها، تحت عنوان شکست امن یاد می شود.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اشکال در دانشنامه آزاد پارسی

اِشکال (bug)
(یا: گیر) در رایانه، این اصطلاح زمانی به کار می رود که برنامهای به صورت غیرصحیح عمل کرده یا نتایج نادرستی را ارائه نماید.

اشکال در جدول کلمات

اشکال کار
گیر
تغییرات ایجاد شده در بسامد نسبی اشکال مختلف یک ژن در یک جمعیت | به واسطه شانس و نمونه گیری تصادفی
رانش ژنتیکی
از اشکال هندسی
دایره, متوازی الاضلاع

معنی اشکال به انگلیسی

hardness (اسم)
شدت ، سختی ، اشکال ، سفتی ، دشواری
difficulty (اسم)
سختی ، مشقت ، محظور ، اشکال ، عقده ، مشکل ، مضیقه ، دشواری ، زحمت ، گرفتگیری ، مخمصه
worriment (اسم)
پریشانی ، غم زدگی ، ناراحتی ، اضطراب ، اشکال
burble (اسم)
بی نظمی ، جوش ، اشکال ، صدای قل قل ، قل قل ، جوش صورت
impediment (اسم)
مانع ، محظور ، اشکال ، گیر ، رادع
bug (اسم)
احمق ، ساس ، سرخک ، اشکال ، حشره ، گیر ، جوجو
handicap (اسم)
مانع ، نقص ، اشکال ، اوانس ، امتیاز به طرف ضعیف در بازی
drawback (اسم)
مانع ، علت ، اشکال ، زیان ، بی فایدگی
disadvantage (اسم)
اشکال ، زیان ، ضرر ، وضع نامساعد ، بی فایدگی
node (اسم)
ورم ، اشکال ، بر امدگی ، گره ، دشواری ، غده
traverse (اسم)
اشکال ، مسیر ، عبورجاده ، حجاب حاجز ، درب تاشو ، مانع حائل
spinosity (اسم)
اشکال ، دشواری ، خارداری ، سیخ داری ، وضعیت غامض ، چیز نوک تیز
nodus (اسم)
گرفتاری ، اشکال ، گره

معنی کلمه اشکال به عربی

اشکال
بق , ثرثرة , صعوبة , ضعف , عائق , قسوة
رسم بياني
بابون
بالکاد
حسنا

اشکال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اشکال

Nazi ١٧:١٤ - ١٣٩٧/٠٤/٠٧
عیوب
|

Nasibe ١٤:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٧
Drawback
Downside
|

پیشنهاد شما درباره معنی اشکال



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود آهنگ اشکال از بنیامین   • دانلود اهنگ بنیامین بهادری اشکال   • اشکال هندسی   • معنی اشکال   • دانلود اهنگ اشکال   • اشکال نداره   • مفهوم اشکال   • تعریف اشکال   • معرفی اشکال   • اشکال چیست   • اشکال یعنی چی   • اشکال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشکال
کلمه : اشکال
اشتباه تایپی : ha;hg
آوا : 'aSkAl
نقش : اسم
عکس اشکال : در گوگل


آیا معنی اشکال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )