انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1093 100 1

اشکفت

/'eSkaft/

معنی اشکفت در لغت نامه دهخدا

اشکفت. [ اِ ک َ ] (اِ) غار. (جهانگیری ). غار و رخنه ٔ کوه و اصل درآن شکاف و شکافته بوده. (انجمن آرای ناصری ). مغاره وغار و رخنه ٔ کوه. (ناظم الاطباء). شکفت :
برون آمد ز دروازه شتابان
نهاده روی زی اشکفت دیوان.
(ویس و رامین ).

اشکفت. [ اِ ک ِ ] (اِ) عجب. (جهانگیری ). عجب و آنرا شکفت نیز گویند و در مقام تعجب شکفتا نیز گویند مانند ای عجب و عجب او شکفتید یعنی در عجب افتاد و بر این قیاس شکوفیدن یعنی شکفته شدن و در شکفت ماندن و رشیدی شکوف بضم بمعنی شکافنده آورده چنانکه اسدی گوید:
قلا دید در لشکر افتاده توف
از آن پهلوان جمله صف را شکوف.
هم شیخ سعدی گفته :
که لشکرشکوفان مغفرشکاف
نهان صلح جستند و پیدا مصاف.
(انجمن آرای ناصری ).
و رجوع به شگفت و اشگفت شود.

اشکفت. [ اِ ک ُ ](مص مرخم ، اِمص ) شکفتن گل را گویند. (جهانگیری ). شکفتن گل را گویند. شکفت و شکوفه و بشکوفه و اشکفیده واشکوفه مأخذش از اینجاست چون واو و فا تبدیل یابندبمعنی شکفته است. (انجمن آرا). باز شدن غنچه و گل.

معنی اشکفت به فارسی

اشکفت
( مصدر اسم ) شکوف. گل و گیاه .
غار . غار و رخنه کوه و اصل در آن شکاف و شکافته بود . مغاره و غار و رخنه کوه .
دهی است از دهستان هندیجان بخش ایذه شهرستان اهواز که در ۳٠ هزار گزی جنوب ایذه واقع است . منطقه کوهستانی معتدل است .
دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون که در ۲۶ هزار گزی خاور فهلیان و ۴ هزار گزی خاور شوسه کازرون به بهبهان واقع است . منطقه دامنه گرمسیر و مالاریایی است .
ده مخروبه ایست از بخش سمیرم بالا شهرستان شهرضا .
غار نشین

معنی اشکفت در فرهنگ معین

اشکفت
(اِ کَ) ( اِ.) ۱ - شکاف ، رخنه . ۲ - غار، کهف .

معنی اشکفت در فرهنگ فارسی عمید

اشکفت
۱. شکاف.
۲. (صفت) شکافته.
۳. شکاف و رخنه در زمین یا کوه.
۴. غار.

اشکفت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مصطفی الف ٠٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦
واژه اشکف درزبان کردی بمعنای غاراست غاری دردل کوه ـ ت آخر ان اضافی وغلط است همچون واژه خورش که بصورت غلط مصطلح خورشت شده است واژه اشکف واردزبان غربی شده باحذف (اش) وکف هم بصورت کهف معرب شده است
|

مصطفی اساسه ٠٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦
اشکف در رزبان کردی واحتمالا دردیگرزبانهای ایرانی به معنای غاراست حرف (ت) درانتهای آن زائد وغلط است همچون واژه خورش که نادرست خورشت شده شده استاین واژه وارد زبان عربی شده پیشوند (اش) راحذف وکهف شده است بمعنای غار
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشکفت زرده   • دشت زیبا در شهرستان بهبهان   • اشکفت سلمان ایذه   • خونگ اژدر   • کول فرح ایذه   • مرد پارتی   • طاق طویله   • تاریشا   • معنی اشکفت   • مفهوم اشکفت   • تعریف اشکفت   • معرفی اشکفت   • اشکفت چیست   • اشکفت یعنی چی   • اشکفت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشکفت
کلمه : اشکفت
اشتباه تایپی : ha;tj
آوا : 'eSkaft
نقش : اسم
عکس اشکفت : در گوگل


آیا معنی اشکفت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )