برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

اشکوب

/'oSkub/

مترادف اشکوب: اشکوبه، طبقه

معنی اشکوب در لغت نامه دهخدا

اشکوب. [ اَ ] (اِ) بمعنی اشکو است که هرمرتبه از پوشش خانه باشد. (برهان ) (آنندراج ). هر مرتبه از پوشش که به تازی طبقه خوانند. (سروری ). مخفف آشکوب. (فرهنگ نظام ) (سروری ) (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به آشکوب شود. || آسمانه و بتازیش سقف خوانند. (هفت قلزم ) (شرفنامه ٔ منیری ). سقف خانه. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (سروری ). || آستانه. (سروری ). و در شماره ٔ چهارم از انتشارات فرهنگستان آمده : «اشکوب ؛ هر مرتبه از خانه را گویند که بعربی طبقه نامیده میشود». درفرهنگ سروری آمده : «آشکوب بمدّ همزه و سکون شین سه نقطه و ضم کاف تازی ؛ سقف و آسمانه بود. ازرقی گوید:
باد اندرو وزیده ز پهنای آشکوب
ابر اندرو گذشته ز پهنای قیروان.
در همه ٔ فرهنگهای فارسی آشکوب یا آشکو و اشکوب بمعنی هر مرتبه از پوشش خانه که بتازی طبقه نامند، یادشده است. در فرهنگستان آشکوب را فارسی پنداشته و بجای طبقه ٔ عربی برگزیده اند. اما هر دو در اصل لغات سامی است : طبقه از اکدی توبوقتو و جمع آن توبوقاتی است که فضای جهان هفت طبقه ٔ گردون که بروی هم قرار گرفته ، از آن اراده میشود . اشکوب هم در اصل اکدی است. اسکوپو و اسکوپتو آستانه ٔ در است. در آرامی اسکوپته و ایسکوپته شده است. در بابلی و آشوری نیز اسکوپو و اسکوپتو بمعنی تخته ٔ سنگ یا آستانه ٔ در (عتبه ) است . این لغت از زبان آرامی به ایران رسیده است. همچنین این لغت به زبان عربی درآمده اسکفة گفتند. زمخشری در مقدمةالادب آورده : اسکفة؛ آستانه ٔ زیرین. عتبة؛ آستانه ٔ زیرین. میدانی در السامی فی الاسامی آورده : الفائزة؛ آستان زیرین. العتبه ؛ و اسکفة؛ آستان زیرین . در معجمیات عربیه - سامیه آمده : «اسکفة... فانها قد وردت منذ قدیم الزمان فی الاکدیة و هی فی المندائیة «عشقوفتا» و فی الارمیة«اسقوفتا» .
شک نیست که اشکوب از لغات سامی است ، اما دیرگاهی است که در فارسی درآمده است ، چنانکه دیدیم ازرقی از گویندگان همزمان فردوسی آنرا بکار برده است. ناصرخسرو در سفرنامه ٔ خود در سخن از قاهره چندین بار اشکوب را بجای مرتبه و طبقه بکار برده است : «و بیشتر عمارات پنج اشکوب و شش اشکوب باشد و آب خوردنی از نیل باشد... و در آن تاریخ که من آنجا بودم خانه ای که زمین وی بیست گزدر دوازده گز بود، بپانزده دین ...

معنی اشکوب به فارسی

اشکوب
آشکو، اشکوب، اشکو: سقف، چخت، آسمانه، بام، هرطبقه ازبنا ، درزمین شناسی: هرطبقه اززمین
( اسم ) ۱ - سقف . ۲ - هر مرتبه از پوشش خانه طبقه . توضیح فرهنگستان این لغت را بدین معنی برگزیده است .
[storey] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] طبقۀ تشکیل شده از تاج درختان در یک تودۀ جنگلی
[main storey] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مهم ترین و بلندترین اشکوب در توده های چنداشکوبه
[overstorey] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بخشی از درختان در جنگلی با بیش از یک اُشکوب که بالاترین لایۀ تاج پوشش را تشکیل می دهد
[understorey] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] تمامی گیاهان جنگلی که در زیر اُشکوب برین می رویند

معنی اشکوب در فرهنگ معین

اشکوب
( اَ ) (اِ.) ۱ - سقف . ۲ - هر مرتبه از پوشش خانه ، طبقه ، اشکو و آشکو هم گویند.

معنی اشکوب در فرهنگ فارسی عمید

اشکوب
= آشکوب

اشکوب در جدول کلمات

معنی اشکوب به انگلیسی

story (اسم)
گزارش ، شرح ، حکایت ، داستان ، روایت ، موضوع ، قصه ، اشکوب ، نقل
floor (اسم)
کف ، بستر ، طبقه ، فرش ، کف زمین ، اشکوب ، کف اطاق
stage (اسم)
صحنه ، پایه ، طبقه ، مرحله ، پله ، اشکوب ، وهله ، صحنه نمایش ، پردهگاه

معنی کلمه اشکوب به عربی

اشکوب
ارضية , قصة
طابق ثانوي
طابق ثانوي

اشکوب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عرشیا
فضای خالی بین دو طبقه ساختمان
مصیب مهرآشیان مسکنی
اشکوب=اگر معرب شود اسکوب میشود چون اس واژه پارسی بوده و اش میگفته ایم به معنی بنیان پایه وکلمه اساس و موسس و تاسیس همه از پارسی سرقت شده است مثل مشک آب که عرب به ان مسک میگوید
مصیب مهرآشیان مسکنی
اشکوب =پایه نهاده پایه کوبیده شده به زمین واژه مسروقه سرقت شده به عربستان مانند مشک که شده مسک
مصیب مهرآشیان مسکنی
اشکانیان=پایگذاران شاهنشاهی پارت ها بعد از حکومت بیگانگان سلکوی جانشینان اسکندر مقدونی یا سلوکیان پیروان اسکندر
مصیب مهرآشیان مسکنی
چون حکومت پارسی یا پارتی را پایه گذاری مجدد کردند به آنها اشکانیان گفتند
مصیب مهرآشیان مسکنی
پادشاهانی که ۲۴۷سال قبل از میلاد حضرت مسیح تا ۲۲۴ سال بعداز تولد آن حضرت ۴۷۱ سال بر ایران حکومت نمودند چون ایرانیان به آنها عشق ورزیدند همه لقب اشک یعنی پایه گذار را گرفتند که معنی این واژه را در اشکوب یا اشکوبه که هنوز کاربرد دارد و به جای طبقه عربی ما در خراسان به ساختمان ها میکوییم مثلا سه اشکوبه یعنی سه طبقه چون این واژه را عرب سرقت کرده و واژه های بسیاری مانند اساس موسس تاسیس از ان استخراج کرده و برای انکه ثابت کنم این واژگان پارسی بوده و اس عرب همان اش ما است مثل مشک که او مسک میگوید اشکوب یعنی پایه ان در زمین کوبیده شده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشکوب در معماری   • معنی اشکوب در معماری   • اشکوب در ساختمان   • مجوز اضافه اشکوب   • اضافه اشکوب چیست   • اشکوب گیاهی چیست   • اشکوب در ساختمان چیست   • لغت نامه دهخدا   • مفهوم اشکوب   • تعریف اشکوب   • معرفی اشکوب   • اشکوب یعنی چی   • اشکوب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشکوب
کلمه : اشکوب
اشتباه تایپی : ha;,f
آوا : 'oSkub
نقش : اسم
عکس اشکوب : در گوگل

آیا معنی اشکوب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )