برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

اصطبل

/'establ/

مترادف اصطبل: آخور، ستورخانه، ستورگاه، طویله

معنی اصطبل در لغت نامه دهخدا

اصطبل. [ اِ طَ ] (معرب ، اِ) جای باش ستور. لغت شامی است. (منتهی الارب ). مأخوذ از یونانی ، جای باش ستور که بفارسی شنکله و شولیده نیز گویند. (ناظم الاطباء). اسطبل هم رواست و آن بمعنی جایگاه دواب یا جای نگهداری آنهاست. ج ، اصطبلات ، اصابل. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). مکان بستن اسپان. (از صراح ) (از مزیل الاغلاط) (غیاث ) (آنندراج ). جای بستن ستور که نام دیگرش طویله است. (فرهنگ نظام ) (آنندراج ). با اتابل فرانسه از یک اصل است و لاتینی استابولوم است. و جوالیقی آرد: ابن درید گوید اصطبل عربی نیست و این شعر را دیگری انشاد کرده است :
لولا ابوالفضل ولولا فضله
لسد باب لایسنی قفله
و من صلاح راشد اصطبله.
(از المعرب ص 19).
و در حاشیه بنقل از نسخه ای دیگر آرد: اصطبل رومی است. آخور ستور یعنی پایگاه. (مؤید). جای ستور. ج ، اصطبلات ، اصابل. (مهذب الاسماء). آخر. (زمخشری ). پاگاه. طویله. ستورگاه. آخور. آخور چارپایان. آکنده. ستورخانه. جای ستور. شترخانه.جای ایستادن دواب. جای دواب. جای ستور. و رجوع به دزی ج 1 ص 26 شود.

معنی اصطبل به فارسی

اصطبل
اسطبل: ماخوذا لاتینی استابلوم، طویله، جایگاه ستور، جای بستن چهارپایان، اصطبلات جمع
( اسم ) ۱ - جایگاه چارپایان ستورخانه ستور گاه طویله . ۲ - آخور
اصطبلی که هر کول آنرا برفت
نام جایی میان عقبه ایله و ینبع بر راه حاج مصر .

معنی اصطبل در فرهنگ معین

اصطبل
(اِ طَ) [ معر - لا. ] (اِ.)=اسطبل : ۱ - طویله . ۲ - آخور.

معنی اصطبل در فرهنگ فارسی عمید

اصطبل
= اسطبل

اصطبل در دانشنامه ویکی پدیا

اصطبل
اِصطَبل یا طَویلهمحلی است که در آن اسب نگهداری می شوند. یا علف می خورند. معمولاً اصطبل ها دارای قسمت های کوچکی هستند که در هر کدام یک اسب نگهداری می شود.
در طویله ها، طاقچه ای که در کنار دیوار درست می کنند و خوراک چهارپایان را در آن می ریزند آخور نامیده می شود.
اصطبل وام واژه ای است در فارسی که از راه عربی رایج در سرزمین شام از واژه لاتین Stabulum گرفته شده است. ریشه این واژه لاتین نیز به اصل هندواروپایی *-ste-dhlo بازمی گردد که به معنی ایستادنگاه است. و بخش نخست آن یعنی ste هم ریشه با «ایستادن» فارسی است.
واژه هایی که در قدیم در فارسی برای اصطبل به کار می رفته عبارتند از ستورگاه، ستورخانه، جای باش ستور، آخور، آخورگاه، پاگاه، پایگاه، آکنده، شنکله، شولیده و باره بند. به آخور شترها هم شترخانه می گفتند. ستور در فارسی به معنی هر یک از چارپایان است.
عکس اصطبل
اصطبل ارگ بم مربوط به دوره ایلخانی - دوره صفوی است و در بم، داخل ارگ بم، داخل قلعه حکومتی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۵۶۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
اصطبل خادمی مربوط به سده های متاخر دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کهگیلویه، بخش مرکزی، شهر دهدشت، بافت تاریخی دهدشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۲۹۷۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
اصطبل روستای شیخ حسین مربوط به سده های متاخر دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان چرام، بخش چرام، دهستان چرام، ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اصطبل

اصطبل در جدول کلمات

اصطبل
آخور
به معنی سرپرست اصطبل هم آمده
مهتر

معنی اصطبل به انگلیسی

stable (اسم)
طویله ، اصطبل
mew (اسم)
یاغو ، صدای گربه ، میو ، مرغ نوروزی اروپایی ، اصطبل
stalls (اسم)
اصطبل

معنی کلمه اصطبل به عربی

اصطبل
نورس

اصطبل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
در گویش مردم شهرستان زرند اِشا می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اصطبل چیست   • اسطبل   • اصطبل اسب   • بندری در شمال ایتالیا   • اصطبل در جدول   • معنی چادر و چارقد   • بندری درشمال ایتالیا   • معنی اصطبل   • مفهوم اصطبل   • تعریف اصطبل   • معرفی اصطبل   • اصطبل یعنی چی   • اصطبل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اصطبل
کلمه : اصطبل
اشتباه تایپی : hwxfg
آوا : 'establ
نقش : اسم
عکس اصطبل : در گوگل

آیا معنی اصطبل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )