برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1148 100 1

اصطلاح

/'estelAh/

مترادف اصطلاح: تعبیر، زبان، کلمه، واژه، سازش، صلح

برابر پارسی: زبانزد، واژاک

معنی اصطلاح در لغت نامه دهخدا

اصطلاح. [ اِ طِ ](ع مص ) با یکدیگر صلح کردن. (لغت میرسید شریف جرجانی ص 2) (تاج المصادر بیهقی ) (مؤید الفضلاء) (زوزنی ). با هم صلح کردن. مأخوذ از صلح است ، چون در باب افتعال صاد مقابل تای افتعال افتاد تای را بدل به طا کردند اصطلاح شد. (غیاث ) (آنندراج ). با هم صلح کردن. آشتی کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تصالح. (زوزنی ). || (اصطلاح فقه ) رجوع به مبحث صلح در فقه شود. || فراهم آمدن قومی برای امری. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || عرف خاص ، و آن عبارت از اتفاق طایفه ٔ مخصوصی بر وضع چیز است. ج ، اصطلاحات. (از اقرب الموارد). در عرف ، موافقت بر چیزی.(مؤید الفضلاء). با هم اتفاق نمودن برای معین داشتن معنی لفظ سوای موضوع آن لفظ. (غیاث ) (آنندراج ). مأخوذ از تازی ، لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و یا معنایی برای لفظی وضع کنند غیر از معنای اصلی و معنای موضوع آن. (ناظم الاطباء). کلمه ای که در میان طایفه ای از قومی معنای خاص قراردادی آنان دهد. اتفاق اهل فنی در تعبیر از چیزی. وضع کردن مردم در فنی یا علمی کلمه ای را برای معنایی یا نقل کردن کلمه ای از معنای خود به معنی نوین. کلمه ٔ موضوعه یا منقوله بصورت فوق. و صاحب کشاف آرد: و عرف خاص را نامند و آن عبارتست از اتفاق قومی بر چیزی یا نامی بعد از نقل آن چیز از اولین موضوعش ، یا برای مناسبتی که بین اولین موضوع و نام آن شی ٔ بوده ، مانند عموم و خصوص ، یا برای مشارکت بین آن دو در امری ، یا مشابهت بین آن دو در وصفی ، یا غیر آن ، کذا فی تعریفات الجرجانی. و در ضمن بیان معنی لفظ مجاز شرح آن گذشت. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عبارت از اتفاق قومی بر نامیدن چیزی بنام چیز دیگر که از موضع اول خود نقل شده باشد، و گفته اند اصطلاح اخراج لفظ از معنی لغوی به معنی دیگریست بسبب مناسبتی که میان آن میباشد. و گویند اصطلاح اتفاق کردن طایفه ای بر وضع لفظ بازای معنی است. و گفته اند اصطلاح بیرون آوردن شی ٔ از معنی لغوی بمعنی دیگریست برای بیان مقصود. و گویند اصطلاح لفظ معینی در میان قومی معین است . (از تعریفات جرجانی ). اتفاق کردن جمعی بر استعمال کردن لفظی در معنی معینی ، مثال : اهل هر علم الفاظ عمومی تکلمی را در معانی اصطلاحی خودشان استعمال میکنند. (فرهنگ نظام ). و خواجه نصیر ذیل ...

معنی اصطلاح به فارسی

اصطلاح
۱ - ( مصدر ) بهم ساختن سازش کردن صلح کردن ۲ - ( اسم ) سازش صلح ۳ - ( مصدر ) اتفاق کردن جمعی مخصوص برای وضع کلمهای . ۴ - ( اسم ) لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و بکار برند . جمع : اصطلاحات .
[term] [زبان شناسی] واژه یا عبارت یا نشانه ای حرفی یا حرفی- عددی که در حوزه ای تخصصی برای ارجاع به یک مفهوم مشخص به کار برده می شود
[زبان شناسی] ← اصطلاح ترکیبی
[complex term] [زبان شناسی] اصطلاحی متشکل از دو یا چند واژه که در ساخت آن عناصر صرفی مختلف به کار می رود متـ . اصطلاح پیچیده
[simple term] [زبان شناسی] اصطلاحی که از یک واژه تشکیل شده است
آگاهی با اصطلاحات فن یا دانشی . شناختن اصطلاحات علمی یا هنری .
[compound term] [زبان شناسی] اصطلاحی که از دو یا چند واژه تشکیل شده است
[thesaurus] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] مجموعه ای نظام مند از اصطلاحات تخصصی یک رشته که روابط معنایی میان آنها مشخص باشد
[microthesaurus] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] اصطلاح نامه ای که اصطلاحات یک حوزۀ خاص را در بر می گیرد و ازنظر روابط معنایی از عمق بیشتری برخوردار است
[macrothesaurus] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] اصطلاح نامه ای که اصطلاحات بیش از یک حوزه را در بر می گیرد و ازنظر روابط معنایی از عمق کمتری برخوردار است
اصطل ...

معنی اصطلاح در فرهنگ معین

اصطلاح
(اِ طِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) سازش کردن ، صلح کردن . ۲ - (اِ.) واژه ای که به علت کثرت استعمال عمومی ، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل می شود. ۳ - لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و به کار برند. ج . اصطلاحات .

معنی اصطلاح در فرهنگ فارسی عمید

اصطلاح
کلمه ای که در گروهی یا در علم و فن و رشته ای معنی خاص غیر از معنی اصلی دارد.

اصطلاح در دانشنامه اسلامی

اصطلاح
اصطلاح نقل لفظ از معنی لغوی به معنی دیگر را گویند.
در تعریف اصطلاح گفته اند: «الاصطلاح اخراج اللفظ من معنی لغوی الی آخر لمناسبۀ بینهما. و قیل: الاصطلاح هو العرف الخاص و هو عبارۀ عن اتفاق قوم علی تسمیۀ شیء باسم بعد نقله عن موضوعه الاول لمناسبة بینهما کلاعموم و الخصوص او لمشارکتهما فی أمر او مشابهتهما فی وصف أو غیرها». یعنی اصطلاح نقل لفظ از معنی لغوی به معنی دیگر است از جهت مناسبتی که بین آن دو وجود دارد، و به عبارت دیگر اصطلاح را بر عرف خاص اطلاق کنند یعنی اتفاق گروهی مخصوص از مردم بر نقل کلمه ای از معنی نخستین و وضع یا استعمال آن در معنی دیگر به سبب مناسبتی چون عموم و خصوص یا مشارکت آن دو در امری یا مشابهتشان در وصفی یا جز اینها.و بالاخره می توان گفت که در لسان علماء و محققین و زبان علمی، کلمه اصطلاح هم یک اصطلاح است.و چنان که آقای جعفری لنگرودی در کتاب فرهنگ حقوقی می نویسد: اصطلاح عبارتست از لفظی که در رشته و فن ویژه ای معنی لغوی خود را از دست داده و برای رساندن مقاصد علمی و تفهیم مطالب فنی بکار رود، اصطلاحات گاهی الفاظ کوتاهی است که معانی مهم و برجسته و زیادی را ادا می کند، و مفاهیم دقیق علمی را ظاهر و روشن می سازد بر خلاف لغت که چنین نیست.
نمونه ای از اصطلاحات
در کتاب مفاتیح العلوم آورد: نمونه این گونه اصطلاحات کلمه « رجعت » است.این کلمه نزد لغویان به معنی یکبار رجوع کردن است، و به اعتقاد آنان معنی دیگری از آن فهمیده نمی شود ولی همین کلمه در اصطلاح فقهاء به معنی رجوع در طلاق غیر بائن می باشد.و نزد متکلمین به معنی رجوع و بازگشت امام ( معصوم ) پس از غیبت یا موت وی است چنانکه شیعه معتقدند.و نزد کاتبان دیوان حساب، گزارشی است که وکیل خرج برای خوراک یک نوبت سپاه تسلیم می کند.و نزد منجمان حرکت ستارگان است از خمسه متحیره در جهتی که مخالف با ترتیب و نظم برجهاست.و دیگر کلمه «فک» است که نزد لغویین به معنی جدا کردن دو چیز از هم و باز کردن است و نیز به معنی یکی از دو آرواره می باشد.اصل الفلک الفصل بین الشیئین و تخلیص بعضها من بعض... و الفک: اللحی، و الفکان: الحیان. و نزد فقهاء گفته می شود «فک اسیر» یا «فک رقبۀ» یعنی آزاد کردن اسیر یا برده و «فک رهن» یعنی رهانیدن رهن.و نیز همین کلمه نزد علمای عروض آن است که اجزای بحری ...


اصطلاح در دانشنامه ویکی پدیا

اصطلاح
اصطلاح سخن یا حرفی است که بر غیر از موضوع اصلی خود دلالت کند. به عنوان نمونه در زبان ترکی استانبولی، اصطلاح «باقلا در دهان داشتن» کنایه ای از طفره رفتن از رُک حرف خود را زدن است.
اصطلاح های برنامه نویسی ساختارهایی است که در یک یا چند زبان برنامه نویسی تکرار می شوند.
Wikipedia contributors, "Programming idiom," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Programming_idiom&oldid=551155644 (accessed October 30, 2013).
در زبانی شبیه بیسیک کد افزایش یکی شمارنده بسیار ساده است:
i = i + 1 در زبان سی و بسیاری از زبان های مشتق شده کد کوتاه شده ای دارد:
i += 1; /* i = i + 1; */ ++i; /* same result */ i++; /* same result */ دو عبارت اول نسخهٔ جدید i را بیرون می دهند ولی عبارت سوم نسخهٔ قدیمی را. وقتی عبارت ها به صورت جدا استفاده بشوند به مانند همینجا، عبارت به بیرون داده شده نادیده در نظر گرفته می شود.
اصطلاح ها در زبان انگلیسی گروه هایی از واژه ها هستند که مجموعاً و متفقاً دارای درک و معنایی استثنائی و ویژه می باشند. مفهوم اصطلاح ها را نمی توان از معنا کردن تک تک لغات تشکیل دهندهٔ آن ها حدس زد. اصطلاح های انگلیسی همانند اصطلاح های دیگر زبان ها کلمه ها، عبارت ها و بیان هایی هستند که به شکلی رایج در گفتگوهای روزمره انگلیسی زبان ها استفاده می شوند. آن ها اغلب استعاری بوده و به زبان، تنوع و روح می دهند. اصطلاح ها مربوط به بخش استعاری زبان بوده و با فرهنگ آن زبان عجین هستند. فعل های عبارتی نیز از دید معنایی و فهم به نحوی یک اصطلاح محسوب می شوند. اصطلاح های انگلیسی از لحاظ ساختاری واژه به اقسام گوناگون رده بندی می شوند که عبارت اند از: ترکیب فعل و مفعول، فعل و مسند، فعل و عبارت قیدی، عبارت همراه حرف اضافه، عبارت ترکیبی، تشبیه، دو واژه ای، سه واژه ای، جمله واره کامل. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اصطلاح در دانشنامه آزاد پارسی

اصطلاح (idiom)
گروهی از کلمات که معنای کلّ آن با معنای تک تک کلمات آن گروه تفاوت دارد. (مثل «غزل خداحافظی را خواندن» به معنی «مردن»)؛ بسیاری از اصطلاحات تنها در زبان عامیانه به کار می روند، مانند «دسته گل به آب دادن»؛ ولی برخی در گفتار رسمی نیز معمول اند، ازقبیل «مثل برگ خزان ریختن». واژه های تشکیل دهندۀ یک اصطلاح بالنّسبه ثابت اند، یعنی نمی توان آنها را تغییر داد. مثلاً، در «غزل خداحافظی را خواندن» نمی توان واژه های مشابه دیگری را جانشین «غزل»، «خداحافظی» یا «خواندن» کرد؛ هرچند در معدودی از اصطلاح ها این امکان وجود دارد، چنان که به جای «زورتپان کردن» می توان گفت «زورچپان کردن».

ارتباط محتوایی با اصطلاح

اصطلاح در جدول کلمات

اصطلاح مخابراتی
پالس
اصطلاح موسیقی
اکتاو
این اصطلاح به دولتی گفته می شود که بخش قابل توجهی از درآمدش را از یک منبع برونزای اقتصادی | منبعی که حاصل فعالیت اقتصادی آن کشور نباشد | به دست می آورد
رانتیر
به سلول هایی از جانوران پرسلولی گفته می شود که دارای دو سری کروموزوم یا به اصطلاح دیپلوئید می باشند
سوماتیک
پنهان شدن در اصطلاح نظامی
استتار
تدوین نهایی در اصطلاح سینمایی ها
فاینکات
در اصطلاح پزشکی به معنی وبا
کلرا
در اصطلاح حساب به توان سوم هر عدد اطلاق می شود
کعب
در اصطلاح ساختمان به محلی گفته می شود که محل رفت و آمد کلیه ساکنان است
مشا
در اصطلاح علم اقتصاد | مکانی است که کار قیمت گذاری و خرید و فروش کالا و اوراق بهادار در آن انجام میگیرد
بورس

معنی اصطلاح به انگلیسی

idiom (اسم)
لهجه ، زبان ویژه ، اصطلاح
epithet (اسم)
صفت ، لقب ، کنیه ، اصطلاح
term (اسم)
دوره ، شرط ، لفظ ، مهلت ، مدت ، هنگام ، اصطلاح ، شرایط ، نیمسال ، جمله ، روابط ، میعاد ، دوره انتصاب ، ثلث تحصیلی
phrase (اسم)
تعبیر ، عبارت ، اصطلاح ، کلمه بندی ، سخن موجز

اصطلاح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدعلی
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ایدیوم idyom (کردی)
ساژان (کردی: سازان)
زاراپ (کردی: زاراوه)
لاکشَن (سنسکریت: لاکشَنَ)
یاکشَن (سنسکریت: لاکشَنا)
اشکان
ریشه این واژه صلح است و صلح خود واژه ای ایرانی است ، ولی واژه اصطلاح بی معنی است .
(لغت آریایی سول (در پشتو د سولې) که عرب آنرا صلح مینویسد در فهرست ریشگان آریایی به شکل solw- و به معنای بی خطر سالم امن safe healthy ثبت شده که salw- و slōw- شکلهای دیگر آن باشند. salu و solme در تخارستان و haurva در اوستایی و sárva در هندی کهن وцелый tselyy در روسیه شکلهای دیگر لغت سول هستند. لغت سول←صلح همریشه است با seul در فرانسه و sole در انگلیس و solus در لاتین که آنرا در معنای تنها (کنایه از کامل تمام دست نخورده سالم) به کار میبرند. بدینسان روشن میشود واژگان عربی مصالحه و متصالح جعلی هستند)




اشکان
اگر واژه های عربی را کنار بگذاریم ، زبان خود ، راهش را پیدا می کند ، می توانیم به جای این واژه بی معنی" در پرده سخن گویی" را بکار ببریم
جمشید احمدی
اصطلاح = درواژه
احمد شمّاع زاده
من چند سالی است که واژه "برواژه" را در نوشته ها و مقاله های پژوهشی خود به کار میبرم. "برواژه" کوتاه شده "ابرواژه" است. ابرواژه معنای "واژه بزرگ" یا بیش از یک واژه معمولی را به ذهن میآورد. برواژه هم با معنی است و هم زیبا و هم ساده است و از هرکس که خود را پاسدار زبان فارسی میداند که باید همگان بدانند، خواهش میکنم تا در جا اندازی این واژه در میان اهل ادب و دانش بکوشند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اصطلاح انگلیسی   • ساز و کار   • اصطلاح فارسی   • اصطلاح پزشکی   • به اصطلاح   • در به در یعنی چه   • اسطلاح   • انواع کنایه با معنی   • مفهوم اصطلاح   • تعریف اصطلاح   • معرفی اصطلاح   • اصطلاح چیست   • اصطلاح یعنی چی   • اصطلاح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اصطلاح
کلمه : اصطلاح
اشتباه تایپی : hwxghp
آوا : 'estelAh
نقش : اسم
عکس اصطلاح : در گوگل

آیا معنی اصطلاح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )