برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1157 100 1

اصول

/'osul/

مترادف اصول: شرعیات، علوم شرعی، کلیات، مبادی، بنیادها

متضاد اصول: فروع

برابر پارسی: نهادها، ریشه ها، پایه ها، بنیادها، آغازه ها

معنی اصول در لغت نامه دهخدا

اصول. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اصل . اساسها و بیخ و بن ها. (فرهنگ نظام ). اصلها. جمع اصل که بمعنی بیخ است. (آنندراج ) (غیاث ). ریشه ها، و اصول و فروع ؛ ریشه ها و شاخه ها. (ناظم الاطباء).
- اصول اظفار ؛ بن های ناخن.
|| قواعد. قوانین. پایه ها. قواعد و قوانینی که هر علم بر آنها استوار شود. در برابر فروع. ارکان و پایه های هر چیز :
من سخن یافه و محال نگویم
این سخن من اصول دارد و قانون.
فرخی.
در مختصر صاعدی که قاضی امام ابوالعلا صاعد رحمه اﷲ کرده است... دیدم نبشته در اصول مسائل این قول بوحنیفه است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 195).
ای در اصول فضل مقدم
وی در فنون علم مؤدب.
مسعودسعد.
و آنرا اصول و فروع و زوایا نهاده. (کلیله و دمنه ). از اصول و فروع معتقد ایشان استکشافی کنم. (کلیله و دمنه ). تا همت بتحصیل علم و تتبع اصول و فروع آن مصروف گردانید. (کلیله و دمنه ).
- امثال :
اصل اصول پاشنه سی دی .
|| به اصطلاح موسیقیان ، بمعنی آنکه آنرا تال گویند. (از چراغ هدایت و کشف ). بدان که اصول که بهندی آنرا تال گویند نزد عجم هفده است : یکی مخمس ، دوم بحر ترک ضرب و آنرا ترکی نیز گویند، سوم دو یک ، چهارم دور، پنجم ثقیل ، ششم خفیف ، هفتم چهارضرب ، هشتم درافشان ، نهم ماتین ، دهم ضرب الفتح ، یازدهم اصول فاخته ، دوازدهم چنبر، سیزدهم نیم ثقیل. چهاردهم اذفر، پانزدهم ارصد، شانزدهم رمل ، هفدهم هزج. (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به ناظم الاطباء و فرهنگ نظام شود :
بدوستی که ز دست تو ضربت شمشیر
چنان موافق طبع آیدم که ضرب اصول.
سعدی (طیبات ).
که بار غمم بر زمین دوخت پای
بضرب اصولم برآور ز جای.
حافظ.
|| به اصطلاح موسیقیان کشمیر، دهل کوچک که به انگشتان نوازند. (آنندراج ). || نام ضرب موسیقی و طرز نواختن ساز. (فرهنگ نظام ). || به اصطلاح فارسیان ، بمعنی حرکت موزون و خوش آیند. (غیاث ) (آنندراج ). حرکت موزون و خوش آیند. (ناظم الاطباء). حرکت موزون و خوش آینده در رقص.
- ادا و اصول درآوردن ؛ در تداول عامه ، تقلید کسی درآوردن. حرکاتی مشابه مقلدان و رقاصان نشان دادن : فلان در حرف ...

معنی اصول به فارسی

اصول
( اسم ) ۱ - ریشه ها بنیادها بیخها. ۲ - نژادها تبارها گوهرها. ۳ - هفده آواز اصلی در موسیقی ایرانی . ۴ - علوم شرعی که از چهار اصل تشکیل میشود : کتاب سنت اجماع قیاس که مراد قر آن کریم و اعمال رسول ص و معصومان ع و مردمان مسلمان و عقل است . یا اصول دین . بعقید. اهل سنت سه است : توحید نبوت معاد و شیعه دو اصل عدل و امامت را بر آن افزوده معتقد به پنج عدل و امامت
جهنده تر بر کسی حمله کننده تر
نامی است که محدثان شیعه به چهار صد حدیث معتبر نهاده اند و بیشتر آنها از حضرت صادق ( ع ) روایت شده است .
در تداول علمای شیعه عبارتست از اصول کافی تهذیب استبصار و من لا یحضره انفقیه .
یا قواهر اصول اعلون از اصطلاحات حکمت اشراق درباره کیفیت صدور کثرت از واحد احد و ترتیب آن و اشعه برزخی است .
ترکیب چهار بیخ . بیخ کاسنی و رازیانه و کبر و کرفس .
یا دانش اصول حدیث که آنرا علم روایت حدیث نیز نامند .
اصول دین
( اسم ) علمی است که بیاری آن طریقه استنباط احکام فرعی از ادله اجمالی دریافته می شود ٠ موضوع آن ادله کلی شرعی است از آن حیث که کیفیت استنباط احکام شرعی از آنهامعلوم میگردد و مبادی آن از کلام و تفسیر و حدیث و بعضی از علوم عقلی ماخوذ است ٠
[active defense principles] [علوم نظامی] اصول شناخته شده ای که براساس آن نیرویی در مقابل آفند نیروی متجاوز اقدامات و آرایش پدافندی انجام می دهد
...

معنی اصول در فرهنگ معین

اصول
( اُ ) [ ع . ] (اِ.) جِ اصل . ۱ - ریشه ها، پایه ها. ۲ - نژادها، گوهرها. ۳ - علوم شرعی که از چهار اصل تشکیل می شود: کتاب ، سنت ، اجمعا، قیاس . ،~ دین به عقیدة اهل سنت سه اصل است : توحید، نبوت ، معاد و شیعه دو اصل عدل و امامت را بر آن افزوده و معتقد

معنی اصول در فرهنگ فارسی عمید

اصول
۱. [جمعِ اصل] = اصل
۲. (فقه) علوم شرعی که از چهار اصلِ کتاب، سنت، اجماع، و قیاس تشکیل می شود.
۳. (موسیقی) هفده آواز اصلی در موسیقی قدیم ایرانی.
* اصول دین: در اسلام، اصولی که این دین مبتنی بر آن است و عبارتند از: توحید، نبوت، و معاد. در مذهب شیعه دو اصل عدل و امامت نیز اضافه می شود.

اصول در دانشنامه اسلامی

اصول
این کلمه در موارد زیر استعمال می شود:
2. جمع اصل:اصطلاحی برای منابع حدیثی اولیه
اصول ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد.
واژه اصول ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اصول فقه (علم)، یکی از شاخه های علوم اسلامی • أصول دین، (در مقابل فروع دین)، اصطلاحی کلامی
...
اصول ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد.
روش ها و شیوه های آموزش نماز در کودکان و نوجوانان بر اصولی استوار است، که به ذکر مهمترین آنها در این نوشتار پرداخته شده است: فطری بودن مسائل دینی؛ اختیاری بودن مسائل دینی؛ تدریجی بودن آموزش؛ اعتدال و میانه روی؛ تکرار و مداومت؛ آسانگیری در آموزش؛ هماهنگی خانه، مدرسه و جامعه.
نیاز به پرستش و نیایش، یکی از نیازهای اساسی و عمیق در عمق روان بشر است. در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده که پرستش، جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. گاهی که میل و روح پرستش از سوی انبیا در مسیر صحیحی قرار گرفته، به خداپرستی ختم شده است. و گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون پرستش شده اند. طبق نص صریح دین اسلام، برای ما مسلّم و متقن است که میل به پرستش، نیایش، کمال طلبی، حقیقت جویی و... در کودک امری فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی ـ همچون: پرستش بت، خورشید و گاو و ساختن بهترین مکان ها برای معابد ـ و آیات و روایات تایید می کند.خداوند ـ تبارک و تعالی ـ در قرآن مجید می فرماید: «فاقم و جهک للدین حنیفاً فطرةَ الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکث ...


اصول در دانشنامه آزاد پارسی

در موسیقی ایران نام نوعی وزن (ضرب). رِنگی هم به همین نام در ردیف شور موجود است. به حرکت موزون در رقص یا در ضرب زورخانه ای نیز اصول می گویند. عبدالقادر مراغی در مقاصدالالحان آورده است: «... و مطلقات اوتار را که بر نسبت نغمات پرده اصل سازند و گویند که شَدِّ فلان پرده است...». اصول همچنین یکی از هشت مقام موزون در موسیقی قدیم عرب و نیز نوعی دُهُل کوچک است که نواختن آن در هند رواج دارد. عبدالقادر مراغی در مقاصد الالحان در جایی دیگر دربارۀ اصول چنین آورده است: «اگرچه مجموع جموع را از این شَدّ استخراج توان کرد اما مخصوص به شد حسینی باشد، زیرا که نغمات مطلقات اوتار بر نسبت نغمات اصل حسینی مُصطَخب شده است...».

اصول در جدول کلمات

اقتصاددان انگلیسی متولد 1772 میلادی و صاحب کتاب «درباره اصول اقتصاد سیاسی و مالیات» که در سال 1817 منتشر شد
ریکاردو
با اصول همراه است
ادا
تکنیکی قدرتمند در سنجش از راه دور لیزری می باشد که مشابه اصول رادار کار می کند
لیدار
طبق اصول دانشگاه
اکادمیک
فیلسوف هلندی سده 17 که مجموعه اصول فلسفی او در کتاب علم اخلاق است
(باروخ اسپی نوژا
همره با اصول در آورند
ادا
یکی از اصول دین اسلام
امامت
یکی از اصول دین اسلام که عبارت است از تجلی کردن نفس با تمام آنچه درون خود داشته است
معاد
از اصول دین اسلام
معاد
از بزرگترین فلاسفه قرن نوزدهم انگلستان و صاحب کتاب اصول علوم اجتماعی
هربرتاسپنسر

معنی اصول به انگلیسی

course (اسم)
جریان ، دوره ، جهت ، سمت ، مسیر ، روش ، اصول ، در طی ، خط سیر ، خط مشی ، بخشی از غذا ، اموزه ، اموزگان
root (اسم)
ریشه ، اصل ، زمینه ، پایه ، اساس ، بنیاد ، عنصر ، بن ، بنیان ، فرزند ، اصول ، سر چشمه ، بنه
rhythm (اسم)
وزن ، اصول ، اهنگ موزون ، نواخت
doctrine (اسم)
اصول ، طریقت ، گفته ، تعلیم ، مکتب ، حکمت
tenet (اسم)
مرام ، عقیده ، اصول ، انگاره ، انگاشته ، متعقدات مذهبی ، پایه تفکر

اصول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
این جمع واژه ى اصل است و این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و تازیان (اربان) آن را از واژه پهلوى آسِل Asel به معناى اول ، نخست ، ابتدا برداشته و معرب نموده و ساخته اند : أصل ، اصیل ، اصالة ، اصول و ... و همتایان پارسى آن اینها هستند: پهلوى: بونان Bunan
، آفراهان Afrahan ، بونیستان Bunistan ، پایکان Payakan ، بونیهان Bunihan ،گوهرگان Goharegan پارسى باستان-پهلوى : توماگانTumagan ، بُنیمان Boniman (اوستایى) سانسکریت-پهلوى : پَهوان Pahvan ، آگْمان Agman ، جنْمان Janman کردى-پهلوى بِنیژان Benizhan
علی دوستی نوگورانی
قواعد
عارف
اداب
matin
جمع اصل، ریشه ها، بنیادها
محمد جواد
قوانین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اصول   • کتاب اصول فقه   • اصول فقه ۱   • اصول فقه چیست   • تعریف علم اصول   • موضوع علم اصول   • جزوه اصول فقه   • اصول چیست   • مفهوم اصول   • تعریف اصول   • معرفی اصول   • اصول یعنی چی   • اصول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اصول
کلمه : اصول
اشتباه تایپی : hw,g
آوا : 'osul
نقش : اسم
عکس اصول : در گوگل

آیا معنی اصول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )