برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1281 100 1

اضافه ‏

/'ezAfe/

مترادف اضافه ‏: افزون، افزایش، جمع، علاوه

برابر پارسی: افزونی، افزایش، فزونی

معنی اضافه ‏ به فارسی

۱ - ( مصدر ) افزودن زیاده کردن . ۲ - ( اسم ) افزایش افزونی فزودگی . ۳ - ( مصدر ) باز خواندن . ۴ - نسبت دادن کلمه ایست بکلم. دیگر برای تتمیم معنی . نخستین را مضاف و دوم را مضاف الیه گویند : کتاب جمشید مرغ هوا جلد دفتر لب لعل . علامت اضافه کسره ایست ( ) که باخر مضاف ملحق شود . اضافه شامل اقسام ذیل است : یا اضاف. ملکی . معنی مالکیت را رساند: کتاب یوسف خان. حسن . یا اضاف. تخصیصی . اختصاص را رساند : زین اسب سقف اطاق زنگ شتر یا اضاف. بیانی . آنست که مضاف الیه نوع و جنس مضاف را بیان کند : ظرف مس انگشتری طلا آوند سفال . یا اضاف. تشببهی . آنست که در وی معنی تشبیه باشد و آن بر دو قسم است : الف - اضاف. مشبه بمشبه به : قد سرو لب لعل . ب - اضافه مشبه به بمشبه : فراش باد بنات نبات مهد زمین . یا اضاف. استعاری . آنست که مضاف در غیر معنی حقیقی خود استعمال شده باشد و بعبارت دیگر مضاف الیه بچیزی تشبیه شده باشد که بجای آن چیز یکی از لوازم و اجزای آن مذکور گردد : روی سخن گوش هوش دست اجل . ۵ - حامل . ۶ - نسبت . جمع : اضافات .
[genitive] [زبان شناسی] ← حالت اضافه
[overload] [مهندسی بسپار- تایر] باری بیش از آنچه تایر برای آن طراحی شده است
[excess baggage] [حمل ونقل ریلی، حمل ونقل هوایی] باری که تعداد یا اندازه یا وزن آن بیش از حد مقرر است
[overloading] [مهندسی بسپار- تایر] بارگذاری تایر بیش از ظرفیت حمل بار نوشته شده بر روی دیوارۀ آن
( اسم ) اخذ و برداشت حساب بانکی بیش از مبلغی که بستانکارند .
[overrun] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] اختلاف حجم بریده شده با حجم برآوردشده، هنگامی که حجم بریده شده از حجم برآوردشده بیشتر باشد
[excess time] [حمل ونقل درون ...

معنی اضافه ‏ در فرهنگ معین

(اِ فِ یا فَ) [ ع . اضافة ] (مص م .)۱ - افزودن . ۲ - در دستور زبان فارسی نسبت دادن کلمه ای است به کلمة دیگر برای تمام کردن معنی .

معنی اضافه ‏ در فرهنگ فارسی عمید

۱. باقی مانده.
۲. بیش از مشخص، زیادی.
۳. (اسم مصدر) نسبت کردن چیزی را به سوی چیزی.
۴. (اسم مصدر) افزودن چیزی به چیز دیگر.
۵. (اسم مصدر) (ادبی) در دستور زبان، نسبت دادن یا ملحق ساختن اسمی است به اسم دیگر که جزء اول را مضاف و جزء دوم را مضاف الیه می گویند و علامت آن کسره ای است که به آخر مضاف افزوده می شود: شاگردِ دبستان (شاگرد مضاف و دبستان مضاف الیه است). &delta، در برخی از کلمات کسرۀ اضافه را حذف می کنند و آن را فک اضافه می گویند: صاحب دل، صاحب خانه، صاحب هنر، پدرزن، دخترخاله، و پسرعمه. در اسم های مختوم به الف یا واو «ی» افزوده می شود: خدایِ جهان، سخنگویِ دولت. در اسم های مختوم به های غیرملفوظ به جای «ی» علامتی شبیه همزه (که کوتاه شدۀ حرف «ی» می باشد) در بالای «ه» می گذارند: جامهٴ او، خانهٴ من.
کاری که کارمند یا کارگر بیشتر از وقت قانونی که برای کار در روز معین شده است، انجام می دهد.
۱. کار کردن کارمند یا کارگر بیش از چند ساعتی که برای کار در روز معین شده.
۲. (اسم) پولی که بابت این کار اضافی به کارمند یا کارگر داده می شود.

اضافه ‏ در دانشنامه ویکی پدیا

اضافه یا وابستگی نوعی از ترکیب کلمات در گروه اسمی ست. بر خلاف ترکیب «موصوف و صفت»، در ترکیب «مضاف و مضافٌ الیه» که به آن اضافه گفته می شود، هر دو کلمهٔ ترکیب، اسم هستند؛ اسم اولی مضاف و اسم دومی مضافٌ الیه نام می گیرد.
آوای آزاد (برداشت آزاد با ذکر منبع)
انوری، حسن و حسن احمدی گیوی (۱۳۸۵)، دستور زبان فارسی ۲، ویرایش سوم، تهران: انتشارات فاطمی.
مشکوةالدینی، مهدی (۱۳۸۴)، دستور زبان فارسی (واژگان و پیوندهای ساختی)، تهران: انتشارات سمت.
در دستورهای سنتی، گروه های اسمی به دو دستة «موصوف و صفت» و «مضاف و مضافٌ الیه» تقسیم می شوند. در دستورهای سنتی، گروه های اسمی اضافه ای بر اساس ملاک های معنایی دسته بندی شده اند. دستورهای سنتی معمولاً گروه های اسمی اضافه ای را به این شکل دسته بندی می کنند (انوری و گیوی، ۱۳۸۵: ۱۲۸): ۱- اضافة ملکی مثل: کتابِ حمید، خانة من ۲- اضافة تخصیصی مثل: میز مطالعه، پنجرة کلاس ۳- اضافة توضیحی مثل: کشور ایران، قارة آفریقا، کتاب «گلستان» ۴- اضافة بیانی (جنسی) مثل: لباس پشم، جام طلا، سینی نقره ۵- اضافة تشبیهی مثل: لب لعل، قد سرو، لعل لب، سروِ قد ۶- اضافة استعاری مثل: دست روزگار، دیوار جدایی ۷- اضافة اقترانی مثل: دستِ ادب (دستِ ادب بر سینه نهادم)، زانوی تلمذ ۸- اضافة بُنُوَت (فرزندی) مثل: رستمِ زال
هرگاه مضاف، مختوم به «الف» یا «واو» باشد، بعد از مضاف و پیش از مضافٌ الیه، «ی» اضافه می شود: آوای بلبل، موی سر. هر گاه مضاف، مختوم به «ه» غیر ملفوظ باشد، این حرف به صورت «هٔ» در می آید و به شکل «ی» تلفظ می شود: خانهٔ یوسف. در سایر حالات، بعد از مضاف یک کسره تلفظ می شود: دوستِ مریم.
اگر چه در ظاهر هم صفت و موصوف و هم مضاف و مضافٌ الیه حاصل ترکیب دو کلمه هستند، اما معنای حاصل از این دو ترکیب متفاوت است؛ مقصود از صفت همان موصوف است ولی مقصود از مضافٌ الیه همان مضاف نیست. مثلاً اگر بگوییم «آب گوارا» مقصود از گوارا، آب (خاصیتی از آب) است ولی اگر بگوییم «آب قنات» می بینیم که قنات چیزی غیر از آب است.
در تأمین نیروی الکتریکی، اضافه بار، اضافه جریان یا اُوِرل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اضافه ‏

اضافه ‏ در جدول کلمات

معنی اضافه ‏ به انگلیسی

augmentation (اسم)
تقویت ، تشدید ، افزایش ، اضافه
excess (اسم)
فزونی ، سرک ، اضافه ، زیادتی ، مازاد ، افراط ، زیادی ، بی اعتدالی
increase (اسم)
فزونی ، افزایش ، اضافه ، ترقی ، توسعه ، رشد ، تکثیر
addition (اسم)
سرک ، افزایش ، ضمیمه ، اضافه ، جمع ، لقب ، متمماسم ، اسم اضافی ، ترکیب چند ماده با هم
surplus (اسم)
اضافه ، باقی مانده ، زیادتی ، مازاد ، زیادی
overplus (اسم)
اضافه ، مازاد
effusion (اسم)
ریزش ، اضافه ، تظاهر ، فوران ، جریان بزور
plussage (اسم)
اضافه ، مقدار اضافی
increscent (صفت)
افزایش ، اضافه ، زیادی ، زیاد شونده
hyper- (پیشوند)
روی ، مافوق ، بالای ، اضافه ، بیش از حد ، فوق العاده ، برفراز ، بحد افراط ، خارج از حد عادی ، ماوراء

معنی کلمه اضافه ‏ به عربی

اضافة , زيادة , فائض , وصول
ضريبة اضافية
ارتفاع
مزيد
وقت اضافي
اضف , ضريبة اضافية , هيج
دبر
وقت اضافي
حرف الجر

اضافه ‏ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدجواد
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اِسپین (اوستایی: سْپین)
اِسپو (اوستایی: سْپو)
یوجیا (سنسکریت: یوجیَ)
پراکشیپ (سنسکریت)
دِبانْز (اوستایی: دِبَنز)
فزاد، افزوده، فزونی (پارسی دری)
یاسین دبح
مازاد
صالح نژاد
مازاد
ساسان خانی نژاد
مازاد
جمشید احمدی
فزونتر
علی
علاوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اضافه تشبیهی در ادبیات فارسی   • تركيب وصفي چيست   • اضافه تخصیصی   • اظافه   • مضاف چیست   • اضافه مقلوب   • تعریف مضاف   • ترکیب وصفی مقلوب چیست   • معنی اضافه ‏   • مفهوم اضافه ‏   • تعریف اضافه ‏   • معرفی اضافه ‏   • اضافه ‏ چیست   • اضافه ‏ یعنی چی   • اضافه ‏ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اضافه ‏
کلمه : اضافه ‏
اشتباه تایپی : hqhti ‏
آوا : 'ezAfe
نقش : صفت
عکس اضافه ‏ : در گوگل

آیا معنی اضافه ‏ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )