انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 990 100 1

اطاق

/'otAq/

مترادف اطاق: بیت، خانه، حجره، دکه، دفتر

برابر پارسی: اتاق، چهاردیواری، اتاغ، سراچه

معنی اطاق در لغت نامه دهخدا

اطاق. [ اُ ] (اِ) صاحب فرهنگ نظام در ذیل اتاغ آرد: یک حجره از حجرات خانه. مثال : در خانه ٔ من چندین اتاغ است. لفظ مذکور ترکی را با قاف (اتاق ) و با طا (اطاق ) هم می نویسند و در تحریر امروز ایران آخری (اطاق ) رایج است. در اصل زبان فارسی خانه را سرا و اطاق را خانه میگفتند، اکنون هم در بسیاری از السنه ٔ ولایتی همان طور است. (فرهنگ نظام ). و صاحب آنندراج در ذیل اتاق و اتاغ آرد: خانه و خیمه. حجره و یورد و خانه و شبستان و جایی که آدمی در آن آسایش میکند و محلی که در آن رخت و سامان و اسباب خانه را میگذارند. (ناظم الاطباء). وثاق. مشکو. دورین. کریچه. (یادداشت مؤلف ).
- اطاق بار ؛ دربار. اطاقی که اجازه ٔ حضور دهند.
- اطاق بازرگانی ؛ جایگاه و سازمانی که بازرگانان در آنجا درباره ٔ اقتصادیات کشور تبادل افکار و همکاری میکنند و دارای رئیس و هیئت مدیره است. ایوان بازرگانی.
- اطاق بزرگ ؛ اطاقهای بزرگ و وسیع را تالار یاسالن نامند.
- اطاق پذیرایی ؛ مهمانخانه. اطاقی که در آن مهمانان را می پذیرند و دارای مبل واثاث بهتری است نسبت به اطاقهای دیگر هر خانه.
- اطاق ترن ؛ اطاقهای کوچک ترن راکوپه خوانند.
- اطاقچه ؛ اطاق کوچک. اطاقک. رجوع به اطاقک شود.
- اطاق خواب ؛ خوابگاه. اطاقی که مخصوص خوابیدن ترتیب دهند.
- اطاقدار ؛ آنکه اطاقی را نگهبانی کند. خادم مراقب پاکی و نظم کالاهای اطاق.
- || آنکه دارای اطاق باشد.
- اطاقداری ؛ نگهبانی اطاق.
- || داشتن اطاق.
- اطاق زیر استمات ؛ (در اصطلاح گیاهشناسی ) محوطه ٔ بزرگی که در زیر سلولهای استماتی قرار دارد. رجوع به گیاهشناسی ثابتی ص 142 شود.
- اطاق سفره خانه ؛ اطاق غذاخوری. مهمانخانه. رجوع به اطاق غذاخوری شود.
- اطاق عروس ؛ اطاقی را که در آنجا عروس منتظر داماد میباشد خوزه و خووزه نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به خوزه و خووزه شود.
- اطاق عمل ؛ اطاقی که در بیمارستان برای عمل جراحی ترتیب دهند و دارای وسایل و ابزار جراحی باشد.
- اطاق غذاخوری ، ناهارخوری ، سفره خانه ؛ اطاقی که در آن غذا می خورند و وضع میز و صندلی آن با اطاقهای دیگر فرق دارد. اطاق غذاخوری را خورسار و یا خورستار گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به خورسار و خورستار شود.
- اطاقک ؛ اطاق کوچک. اطاقچه. رجوع به اطاقچه شود.
- اطاق کار ؛ اطاقی که درخانه آن را برای انجام دادن کار اختصاص دهند.
- اطاق گرده ؛ (اصطلاح گیاهشناسی ) مجرای میکروپیل را در بازدانگان اطاق گرده نامند و این مجرا در بازدانگان کمی وسیعتر از نهاندانگان است و مقدار بسیاری دانه ٔ گرده در آن مجتمع میگردد، مجرا یا فضای وسیع مزبور در انتهای تخمک بازدانگان است. رجوع به گیاهشناسی ثابتی ص 478 و 511 شود.
- اطاق مرطوب ؛ (اصطلاح شیمی ) ابزاری است که برای آزمایشهای شیمیایی مورد استفاده قرار می گیرد. رجوع به گیاهشناسی ثابتی ص 23 و 71 شود.
- اطاق ناهارخوری . رجوع به اطاق غذاخوری شود.
- هم اطاق ؛ همحجره. کسی که با دیگری در اطاقی بسر برد.
- امثال :
اطاق پر برداشته می رقصد.
رجوع به اتاق شود.

معنی اطاق به فارسی

اطاق
ماخوذازترکی، خانه، حجره، چهاردیواری دارای سقف که کسی در آن زندگانی کند، درترکی اوتاق یا اوتاغ میگویند
( اسم ) ۱ - خیم. بیابانی خرگاه صحرایی . ۲ - حجره خانه . یا اطاق استراحت . اطاقی که در آن باستراحت و آسایش پردازند. یااطاق انتظار اطاقی که برای نشستن مراجعان تخصیص دهند تا وقت ملاقات فرا رسد یا اطاق بازرگانی . مجمعی که بازرگانان هر شهر برای بحث و شور در امر تجارت تشکیل دهند اطاق تجارت . یا اطاق عمل . اطاقی که جراحان بیماران را در آن عمل جراحی کنند . یا اطاق نهار خوری . اطاقی که در آن غذا صرف کنند
اطاق بازرگانی تهران در سالهای ۱۳٠۵ - ۶ ه. ش . تاسیس شد و در سالهای ۱۳٠۹ - ۱٠ بر طبق قانون موجودیت رسمی و شخصیت حقوقی یافت و انتخابات آن بصورت رسمی و در درجه یی انجام می شد طبق قانون مصوب ۱۳۳۳ از آغاز سال ۱۳۳۴ انتخابات قانونی یک درجه یی انجام گرفت اطاق بازرگانی سوای اعضای منتخب رسمی اعضای عمومی نیز دارد . تعداد این اعضائ در سنوات گذشته بین ۲۹٠٠ تا ۳۵٠٠ بود و همه ساله رو به تزاید است . از پیشه وران تهران ۲۵ صنف وابسته به اطاق بازرگانی هستند .
دهی است از دهستان چرام بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان محلی کوهستانی - معتدل مالاریایی که شیعی مذهب و فارسی زبان اند .
دهی است از دهستان زانو سرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع در ۴۴٠٠٠ گزی جنوب نوشهر و ۹٠٠٠ گزی پول محلی کوهستانی سردسیر که شیعی مذهبند و بلهجه گیلیکی فارسی سخن میگویند .
یکی از آثاری که در دیران پیدا شده و بمادیها نسبت میدهند دخمه ایست در دیران لرستان نزدیک سر پل موسوم به اطاق فرهاد که ناتمام مانده است .
دهی است از دهستان سیاهکلرود بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در ۲۲٠٠٠ گزی جنوب خاور رودسر و ۳٠٠٠ گزی جنوب شوسه رودسر به شهسوار . محلی جلگه معتدل مرطوب که شیعی مذهبند و بلهجه گیلکی فارسی سخن میگویند آب آن از رودخانه سیاهکلرود تامین میشود و محصول آن برنج چای مرکبات . لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است .
( صفت ) دو یا چند کس که در یک اطاق زندگی کنند.

معنی اطاق در فرهنگ معین

اطاق
( اُ ) [ تر. ] (اِ.) حجره ، خانه .

معنی اطاق در فرهنگ فارسی عمید

اطاق
= اتاق

اطاق در جدول کلمات

لباس اطاق عمل
گان

معنی اطاق به انگلیسی

houseroom (اسم)
جا ، اطاق ، یورت

معنی کلمه اطاق به عربی

سيارة
غرفة الجلوس
غرفة الانتظار
غرفة النوم
قاعة المحکمة
سيارة
غرفة علوية , غرفة عليا
جسم
معرض
غرفة الطعام
غرفة علوية
معرض
سکن
مضجع
غرفة الانتظار
حجرة
غرفة علوية
دير

اطاق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اطاق

شهریار آریابد ٠٩:٥٢ - ١٣٩٧/١٢/١١
در پهلوی " کتک " برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
پیشه وران کتک = اطاق اصناف
|

پیشنهاد شما درباره معنی اطاق



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

علی > Fat chance
mina > you won
حدیث > مهرسام
علیرضا > awesome
golzar > vituperation
مریم مختارزاد > surreal
میدیا > bachache
ارغوان > switch

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اتاق درست است یا اطاق   • اتاق دهخدا   • اتاق درسته یا اطاق   • فرق اتاق با اطاق   • معنی اطاق   • اتاق غذاخوری در جدول   • معنی اتاق   • اتاق خواب   • مفهوم اطاق   • تعریف اطاق   • معرفی اطاق   • اطاق چیست   • اطاق یعنی چی   • اطاق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اطاق
کلمه : اطاق
اشتباه تایپی : hxhr
آوا : 'otAq
نقش : اسم
عکس اطاق : در گوگل


آیا معنی اطاق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )