برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1268 100 1

اطمینان ‏

/'etminAn/

مترادف اطمینان ‏: استظهار، اعتماد، ایقان، ایمان، ایمنی، تکیه، ثقه، خاطرجمعی، وثوق، یقین

برابر پارسی: آرامش، آرام دلی، آرمیدن، استواری، آسودگی، بی گمانی

معنی اطمینان ‏ در لغت نامه دهخدا

اطمینان. [ اِ ] (ع مص ) اطمئنان. اطمینان به چیزی ؛ آرامیدن و قرار گرفتن بدان. و فی الحدیث عن النبی (ص ) فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ثم ارفع حتی تعتدل قائماً ثم اسجد حتی تطمئن ساجداً. (از منتهی الارب ). طمأنینة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغة).رجوع به طمأنینة شود. آرامیدن. (از ترجمان تهذیب عادل ) (مجمل اللغة) (مؤید الفضلاء). آرامیدن و قرار گرفتن. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). سکون. آرامی. (زمخشری ). بیارامیدن. قرار گرفتن. (یادداشت مؤلف ). آسایش. آرامش. استراحت. تسکین. آسودگی. قرار و آرام. خرسندی و خوشنودی. امنیت. خاطرجمعی و اعتماد و اعتقاد. تیقن. اعتبار. کفالت و ضمانت. اعتماد خاطر. عدم تشویش. (ناظم الاطباء). استواری. (یادداشت مؤلف ). بی گمانی.
- اطمینان بخش ؛ مطمئن کننده. مایه ٔ یقین و بی گمانی.
- اطمینان حاصل کردن ؛ مطمئن شدن. یقین کردن. خاطرجمع گشتن.
- اطمینان خاطر ؛ یقین داشتن. آرامش دل. آرمیدن فکر و اندیشه و خیال. نگرانی نداشتن.
- اطمینان دادن ؛ خاطرجمعی دادن. امنیت دادن. (ناظم الاطباء).
- اطمینان داشتن ؛ مطمئن بودن. اعتماد داشتن.
- اطمینان قلب کسی به چیزی یا کسی ؛ آرامش یافتن و اعتماد کردن بدان. (از متن اللغة).
- اطمینان نفس ؛ جمعیت خاطر. طمأنینه. سکون خاطر. آرامش خیال.
- اطمینان یا اطمئنان به چیزی ؛ آرام گرفتن و ایمن شدن بدان. (از اقرب الموارد).
- اطمینان یافتن ؛ خاطرجمع شدن. (ناظم الاطباء). طمأنینه پیدا کردن. مطمئن شدن.
|| اطمینان از انجام دادن کاری ؛ فروگذاشتن آن. ترک کردن آن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || اطمینان فلان در حال نشستن ؛ مستقر شدن وی در نشستن خویش. || اطمینان زمین ؛ منخفض شدن آن. پست شدن آن. (از متن اللغة). || سخت شدن از پیری. (زوزنی ).

معنی اطمینان ‏ به فارسی

آرام گرفتن، آسایش خاطرداشتن ، خاطرجمعی، آسودگی خاطر
۱ - ( مصدر ) آرامیدن آسودن . ۲ - ( اسم ) آرامش آسایش آسودگی خاطر . ۳ - خاطر جمعی یقین . یا اطمینان خاطر . آرامش خاطر .
[reliable] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی، مهندسی مخابرات] ویژگی سامانه ای که دارای اطمینان پذیری یا قابلیت اطمینان است متـ . قابل اطمینان
[reliability] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی، مهندسی مخابرات] میزان توانایی یک سامانۀ نرم افزاری برای ارائه عملکردی معین در دورۀ زمانی و شرایط مشخص متـ . قابلیت اطمینان
( مصدر ) ۱ - آرامش خاطر داشتن آسایش داشتن . ۲ - یقین داشتن .
( مصدر ) اطمینان داشتن .
( مصدر ) ۱ - حصول آرامش . ۲ - حصول یقین خاطر جمعی دست دادن .
[confidence interval, interval estimate] [آمار] بازه ای که براساس داده های نمونه ای تعیین می شود و با احتمال معینی پارامتر نامعلوم موردنظر را در بر می گیرد
[confidence limits] [آمار] نقاط انتهایی هر بازۀ اطمینان
[assurance] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مطمئن شدن از کفایت الزامات امنیتی
[assurance approach] [مهندسی مخابرات] مجموعۀ روش های حصول اطمینان که براساس وجوه مورد بررسی تعیین می شود
...

معنی اطمینان ‏ در فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) آرامش خاطر یافتن . ۲ - (اِمص .) آرامش .

معنی اطمینان ‏ در فرهنگ فارسی عمید

۱. خاطرجمعی ناشی از رسیدن به یقین، تردید نداشتن در مورد چیزی.
۲. آرامش خاطر به دلیل اعتماد به کسی.
* اطمینان دادن: (مصدر لازم) خاطرجمعی دادن، آسوده خاطر ساختن.
* اطمینان داشتن: (مصدر لازم)
۱. اعتماد داشتن.
۲. یقین داشتن.
* اطمینان یافتن: (مصدر لازم) خاطرجمع شدن، مطمئن شدن.

اطمینان ‏ در دانشنامه اسلامی

سکون و آرامش را اطمینان گویند.
سکون یا حسّی است یا نفسانی.
← سکون حسی و نفسانی
از سکون نفسانی به علم عرفی و عادی و نیز ظنّ غالب و متآخم (نزدیک) به علم تعبیر می شود و همچون علم یقینی، در موضوعات و احکام شرعی حجّت است. از این رو در همۀ باب های فقهی کاربرد دارد.
"اطمینان" و طمأنینه در لغت به معنی آرامش خاطر بعد از بی تابی و اضطراب است.اطمینان در علم اخلاق به اعتدال صفات و حالات انسان و ثبات شخصیت آدمی گفته می شود و در اصطلاح فقهی به حالت استقرار نمازگزار اطلاق می شود.
"اطمینان قلب" یعنی فکر انسان بر چیزی که باور دارد آرام گیرد و به خود تردید راه ندهد گاهی هدف از اطمینان قلب، اعتماد در کار و یا توقع امید فراوان به آن است.
بشر در طول زندگی خویش همواره با نگرانی ها و اضطراب ها روبروست و همیشه تلاش کرده تا این عوامل را از بین ببرد، برای رسیدن به آرامش اکتشافات کرده، اختراعات نموده، خانواده تشکیل داد و... آموزه بشارت و نجات از مهمترین راهکارهای انبیاء مخصوصاً پیامبران بنی اسرائیل بوده، بوجود آمدن مکاتب روان درمانی که هدف اصلی شان رهایی از اضطراب و ایجاد امنیت بود. اما از میان همه کوشش هایی که برای رسیدن به آرامش یا پیش گیری از ابتلا به نگرانی و افسردگی به عمل آمد، تأثیر دین و ایمان در سلامت روان از جمله رویکردهای جدید است که در میان روانشناسان مورد توجه قرار گرفته است.
احساس امنیت و آرامش در دین اسلام در سطحی گسترده تر مورد توجه قرار گرفته و بخش وسیعی از آموزه های این دین مقدس به آن اختصاص یافته است، اسلام به راهکارهای روانی و رفتاری فراوانی برای دستیابی به این نیاز اصیل بشری پرداخته است.
{{متن قرآن|«...قُلْ إِنَّ اللّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاء وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ × الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ ...بگو خداوند هر کس را که بخواهد گمراه و هر کس که بازگردد به سوی خویش هدایت می کند. آنها کسانی هستند که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (آرام) است. آگاه ب ...

ارتباط محتوایی با اطمینان ‏

معنی اطمینان ‏ به انگلیسی

persuasion (اسم)
تشویق ، تحریک ، قسم ، اطمینان ، نوع ، ترغیب ، اجبار ، عقیده دینی ، متقاعد سازی ، نظریه یا عقیده از روی اطمینان
certainty (اسم)
امر مسلم ، اطمینان ، یقین ، عین الیقین
surety (اسم)
کفیل ، اطمینان ، ضامن ، وثیقه ، گرو ، ظن قوی ، پابندان
affiance (اسم)
نامزدی ، اطمینان ، اعتماد ، پیمان ازدواج
confidence (اسم)
اطمینان ، اعتماد ، خود رایی ، خود سری ، اعتقاد ، صمیمیت ، رازگویی
assurance (اسم)
گرفتاری ، اطمینان ، گستاخی ، خود رایی ، خود سری ، تعهد ، تضمین ، بیمه ، ضمانت ، قید ، پشت گرمی ، خاطرجمعی ، وثیقه ، گروی ، دل گرمی
trust (اسم)
مسئولیت ، اطمینان ، اعتماد ، ائتلاف ، اعتبار ، اعتقاد ، ایمان ، قرض ، توکل ، امید ، امانت ، ودیعه ، اتحادیه شرکتها
security (اسم)
اطمینان ، ضامن ، تضمین ، ضمانت ، وثیقه ، ضمانتنامه ، گرو ، سلامت ، سلامتی ، امان ، اسایش خاطر ، امنیت ، ایمنی ، تامین
certitude (اسم)
دقت ، اطمینان ، یقین
fideism (اسم)
اطمینان ، اعتماد ، امانت
trustful (صفت)
اطمینان ، اعتماد ، معتمد

معنی کلمه اطمینان ‏ به عربی

اقناع , امن , تامين , ثقة , حقيقة , يقين
ثقة
طمان
سوء الظن
استأمن
فوض
عديم الثقة
صلب , موثوق ، لايحْطِي
اقناع

اطمینان ‏ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مازیار پارسی
اطمینان: دل استواری؛ استواردلی
محمدجواد
این واژه عربی است و پارسی آن آستاریت می باشد که از اوستایی: اَستَرِتَ ساخته شده است.همچنین، ویشرام که از سنسکریت: ویشرَم ساخته شده است
مائده
یقین
ابراهیمی پور
باور
باور قلبی
باور درونی
باورمند بودن
باورمندی
ابراهیمی پور
باور استوار
باور درونی
باور ژرف
باورمندی
باورمند بودن
خشایار انوشه
دل ایستار
مهدی
کیفیتی که در آن فرد به جوهره وجودی خود وصل شده است
جمشید احمدی
خوش گمان/خوش گمانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معاملات بر خط اطمینان سهم   • کارگزاری امید سهم   • اطمینان تتلو   • کارگزاری ایران سهم   • پوشاک اطمینان   • کارگزاری امین سهم معاملات برخط   • بورس انلاین   • معنی اطمینان ‏   • مفهوم اطمینان ‏   • تعریف اطمینان ‏   • معرفی اطمینان ‏   • اطمینان ‏ چیست   • اطمینان ‏ یعنی چی   • اطمینان ‏ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اطمینان ‏
کلمه : اطمینان ‏
اشتباه تایپی : hxldkhk ‏
آوا : 'etminAn
نقش : اسم
عکس اطمینان ‏ : در گوگل

آیا معنی اطمینان ‏ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )