برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1314 100 1

اعتدال

/'e'tedAl/

مترادف اعتدال: تعادل، مدارا، ملایمت، راستی، میانه روی، بینابینی

متضاد اعتدال: افراط، تفریط

برابر پارسی: میانه روی، ترازینه، میان گرایی

معنی اعتدال در لغت نامه دهخدا

اعتدال. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه حال شدن در کمیت. (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت. (منتهی الارب ). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا در طول و عرض. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). میانه حال گردیدن در کمیت و کیفیت. (از اقرب الموارد). توسط حالی میان دو کم یا کیف. (یادداشت بخط مؤلف ). || راست گردیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).راست شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). راست گردیدن امر یا چوب. (از اقرب الموارد). و منه الحدیث فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ثم قم حتی تعتدل قائماً. قال الشافعی و ابویوسف : الاعتدال فی الصلوة واجب. و قال ابوحنیفة و محمد و هو مستحب.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیام بعد از رکوع. (یادداشت بخط مؤلف ). راستی. || مناسب شدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناسب یافتن. (از اقرب الموارد). || برابر بودن هر چیزی و گاهی کنایه باشد از اعضا و اندام چرا که اکثر اعضای بیرونی دودو هستند و با هم عدل یعنی برابری دارند و این مجاز است که اطلاق مصدر بر اسم فاعل شده است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || راست و برابر شدن. (مؤید الفضلاء). || (اِمص ) سکونت. آرامی. بردباری. ملایمت. || تساوی. راستی. عدالت. برابری. همواری. تعادل. تعدیل. یکسانی. میانه روی در هر چیز و عدم افراط و تفریط. (ناظم الاطباء) :
کار ناید از طبایع چون نماند اعتدال.
عنصری.
بنگر کز اعتدال چو سر برزد
با خور چه چند خیر هویدا شد.
ناصرخسرو.
آنچه ایزد کرد خواهد باتو آنجا روز عدل
با جهان گردون بوقت اعتدال اینجا کند.
ناصرخسرو.
گفتم مزاج هست ستمکار و چارضد
گفتا که اعتدال سیم را بود ضرر.
ناصرخسرو.
عطا برسم در حد اعتدال و اندازه ٔ اقتصاد میدهد. (کلیله و دمنه ).
یا رب که آب دریا چون نفسرد ز خجلت
چون بیند این عواطف بیرون ز اعتدالش.
خاقانی.
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست تر گواهی.
سعدی.
در غایت اعتدال و نهایت جمال.
(گلستان ).
|| راستی قامت. رجوع به اعتدال داشتن شود :
ماه فروماند ...

معنی اعتدال به فارسی

اعتدال
۱ - ( مصدر ) مشغول داشتن بکاری . ۲ - باز داشتن کسی را از کاری . ۳ - بهانه آوردن . ۴ - ( مصدر ) بیمار شدن علت داشتن . ۵ - ( اسم ) علت عارضه . جمع : اعتلالات .
نقطه .... دو نقطه تقاطع به اعتدال و اعتدال را استوائ نیز خوانند .
[temperament] [موسیقی] 1. تعدیل جزئی فواصلی که ازنظر صداشناسی خالص و دقیق اند 2. هر گام یا نظام کوک که در آن فواصلی که ازنظر صداشناسی خالص و دقیق اند تعدیل جزئی شده باشند
اعتدال ربیعی : یکی را اعتدال بهاری خوانند و این آنست که چون آفتاب از وی بگذرد به نیمه شمالی از منطقه البروج شود .
[vernal equinox] [نجوم] 1. یکی از دو نقطۀ تلاقی استوای آسمان و دایره البروج که وقتی مرکز خورشید به آن نقطه می رسد، سال شمسی نو می شود 2. زمانی که خورشید به این نقطه در آسمان برسد متـ . اعتدال ربیعی
[autumnal equinox] [نجوم] 1. یکی از دو نقطۀ تلاقی استوای آسمان با دایره البروج که وقتی خورشید در مسیر ظاهری سالانه اش به آن می رسد، آغاز پاییز نیمکرۀ شمالی زمین است 2. زمانی که خورشید به این نقطه در آسمان برسد متـ . اعتدال خریفی
همان اعتدال خریفی است و دیگر را نقطه اعتدال تیر ماهی خوانند و این آنست که چون آفتاب از وی بگذرد به نیمه جنوبی افتد .
نقطه اعتدال خریفی راس المیزان باشد و چون آفتاب بدان جایگاه رسد بخریف شب و روز مساوی باشند .
[نجوم] ← اعتدال پاییزی
میانه روی داشتن . راست بودن معتدل بودن . یا سلامتی داشتن .
نقطه اعتدال ربیعی راس الحمل باشد و چون آفتاب بدان جایگاه رسد به بهار شب و روز برابر باشد .
[نجوم] ← اعتدال بهاری
...

معنی اعتدال در فرهنگ معین

اعتدال
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) میانه روی . ۲ - ( اِ.) حد میانه .

معنی اعتدال در فرهنگ فارسی عمید

اعتدال
۱. میانه روی.
۲. (اسم) حد وسط گرما و سرما یا خشکی و رطوبت.
۳. میانه حال شدن.
۴. برابر شدن.
۵. [قدیمی] راست شدن.
* اعتدال خریفی: (نجوم) اول پاییز که درازی روز و شب متساوی می شود و هوا هم معتدل می گردد.
* اعتدال ربیعی: (نجوم) اول بهار که درازی روز و شب متساوی می شود و هوا هم معتدل می گردد.

اعتدال در دانشنامه اسلامی

اعتدال
میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط را اعتدال گویند. در فقه از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلات، صید و ذباحه، حدود و قصاص سخن رفته است.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است ، ازاین رو نقطه مقابل اعتدال، افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین، دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند ؛ همچنین با توجه به اینکه اعتدال به معنای میانه روی است، اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود.
معنای اصطلاحی اعتدال
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد.در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با قطب شمال و جنوب دارد و ساعات شب و روز در آن ثابت است محل اعتدال گفته می شود. در علم هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به اعتدال ربیعی و خریفی تعبیر می کنند. واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام» ، «وسط» ، «قصد» ، «سواء» و «حنیف» استفاده کرد.همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حدّ وسط اشاره دارد.
واژگان مربوط به اعتدال
از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
آفرینش جهان همراه اعتدال
...
اعتدال
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
اعتدال: میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع د ل» و در لغت به معنای حد متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هر ...


اعتدال در دانشنامه ویکی پدیا

اعتدال
اعتدال به معنی میانه حال شدن در کمیت و کیفیت است و به معنای تعادل و میانه روی نیز کاربرد دارد.
این واژه عربی به عنوان شعار دولت یازدهم ایران از سوی حسن روحانی مطرح شد.
علی بن ابی طالب در خصوص این واژه می گوید هر کس و هر چیز در جای خودش قرار گیرد اعتدال گویند و در قرآن نیز به صراحت راه رستگاری و نزدیکی به خداوند منش اعتدال شناخته شده است.
در آیه هشتم سوره مائده آمده است:" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ"
اعتدال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اعتدال (مختصات آسمانی)
اعتدال (موسیقی)
اعتدال دو نقطه تلاقی استوای سماوی با دایرةالبروج که شامل نقطه اعتدال بهاری و متقابلا نقطه اعتدال پاییزی است و در مختصات سماوی نقطه اعتدال بهاری (حمل) مبدأ فرض می شود با این تفاوت که نیم دایره اعتدال در مختصات استوایی عمود بر استوای سماوی است و در مختصات دایرةالبروجی عمود بر دایرةالبروج است. نیم دایره اعتدال در مختصات استوایی، گرینویچ آسمان است.
ویکی پدیا انگلیسی: http://en.wikipedia.org/wiki/Equinox_%28celestial_coordinates%29
در کوک سازهای موسیقی، اعتدال به معنای تغییر تعداد از فواصل است به شکلی که مجموعهٔ صداها به حداکثر کارایی خود از نظر هارمونی برسد اگرچه خلوص هارمونیک قدری فدا شود. به فرایندی که در آن اندازهٔ یک فاصله تغییر داده می شود تا نتیجهٔ یادشده حاصل گردد، مطبوع سازی یا معتدل سازی گفته می شود. اعتدال به خصوص برای سازهای مهمی است که کو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اعتدال در دانشنامه آزاد پارسی

اِعتدال (اخترشناسی)(equinox)
زمان قرار گرفتن دقیق خورشید بر فراز استوای زمین. در این وضعیت، طول روز و شب در همۀ عرض های جغرافیایی زمین با هم برابر است. این پدیده دوبار در سال روی می دهد: یک بار در اوّل فروردین ماه که اعتدال بهاری یا ربیعی است، و بار دیگر در اوّل مهرماه که اعتدال پاییزی یا خریفی است. تغییر طول شبانه روز به سبب مایل بودن محور زمین نسبت به خورشید روی می دهد. با این همه، از آن جا که زمین به دور محور خود می چرخد و بر گرد خورشید نیز مدار می پیماید، در هنگام اعتدال، زمین و خورشید در موقعیتی قرار می گیرند که دایرۀ روشنایی خورشید از هر دو قطب زمین می گذرد.

نقل قول های اعتدال

اعتدال/میانه روی دوری از افراط است.
• «اصولاً هر صفت و کاری که از جنبهٔ اعتدال و میانه روی خارج شد و صورت افراط یا تفریط یافت، زیان بخش و موجد و مورث هزاران بدبختی و بیچارگی است؛ باید در تمام موارد پیرو خرد و منطق و میانه رو باشیم تا همیشه از حوادث و آفات در امان بمانیم.» -> نورالهدی منگنه
• نشانه شناسی: «اعتدال به معنی تسلط بر نفس، میانه روی و خویشتن داری است. میانه روی از نظر رنگ شناسی، بنفش است؛ یعنی ترکیب آبی و قرمز که در برگ های ثورا وصلتِ فعال و غیرفعال معنی می دهد و نماد راز آفرینش عالم غیب و سر است.» -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با اعتدال

معنی اعتدال به انگلیسی

mean (اسم)
میانگین ، حد وسط ، اعتدال ، منابع درامد
moderation (اسم)
ملایمت ، اعتدال ، میانه روی
sobriety (اسم)
هشیاری ، متانت ، اعتدال
temperance (اسم)
اعتدال ، میانه روی

معنی کلمه اعتدال به عربی

اعتدال
متوسط
رحمة
عنيف , مفرط

اعتدال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " پتمانش " برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
همای مسی
عدالت ، متعادل ، عدل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اعتدال   • تدبیر و امید   • حزب اعتدال   • بولتن پرس   • روزنامه انتخاب   • جمهوریت   • اعتدال پرس   • تبريز بيدار   • مفهوم اعتدال   • تعریف اعتدال   • معرفی اعتدال   • اعتدال چیست   • اعتدال یعنی چی   • اعتدال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اعتدال
کلمه : اعتدال
اشتباه تایپی : hujnhg
آوا : 'e'tedAl
نقش : اسم
عکس اعتدال : در گوگل

آیا معنی اعتدال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )