انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 986 100 1

اعتدال

/'e'tedAl/

مترادف اعتدال: تعادل، مدارا، ملایمت، راستی، میانه روی، بینابینی

متضاد اعتدال: افراط، تفریط

برابر پارسی: میانه روی، ترازینه، میان گرایی

معنی اعتدال در لغت نامه دهخدا

اعتدال. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه حال شدن در کمیت. (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت. (منتهی الارب ). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا در طول و عرض. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). میانه حال گردیدن در کمیت و کیفیت. (از اقرب الموارد). توسط حالی میان دو کم یا کیف. (یادداشت بخط مؤلف ). || راست گردیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).راست شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). راست گردیدن امر یا چوب. (از اقرب الموارد). و منه الحدیث فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ثم قم حتی تعتدل قائماً. قال الشافعی و ابویوسف : الاعتدال فی الصلوة واجب. و قال ابوحنیفة و محمد و هو مستحب.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیام بعد از رکوع. (یادداشت بخط مؤلف ). راستی. || مناسب شدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناسب یافتن. (از اقرب الموارد). || برابر بودن هر چیزی و گاهی کنایه باشد از اعضا و اندام چرا که اکثر اعضای بیرونی دودو هستند و با هم عدل یعنی برابری دارند و این مجاز است که اطلاق مصدر بر اسم فاعل شده است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || راست و برابر شدن. (مؤید الفضلاء). || (اِمص ) سکونت. آرامی. بردباری. ملایمت. || تساوی. راستی. عدالت. برابری. همواری. تعادل. تعدیل. یکسانی. میانه روی در هر چیز و عدم افراط و تفریط. (ناظم الاطباء) :
کار ناید از طبایع چون نماند اعتدال.
عنصری.
بنگر کز اعتدال چو سر برزد
با خور چه چند خیر هویدا شد.
ناصرخسرو.
آنچه ایزد کرد خواهد باتو آنجا روز عدل
با جهان گردون بوقت اعتدال اینجا کند.
ناصرخسرو.
گفتم مزاج هست ستمکار و چارضد
گفتا که اعتدال سیم را بود ضرر.
ناصرخسرو.
عطا برسم در حد اعتدال و اندازه ٔ اقتصاد میدهد. (کلیله و دمنه ).
یا رب که آب دریا چون نفسرد ز خجلت
چون بیند این عواطف بیرون ز اعتدالش.
خاقانی.
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست تر گواهی.
سعدی.
در غایت اعتدال و نهایت جمال.
(گلستان ).
|| راستی قامت. رجوع به اعتدال داشتن شود :
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نروید به اعتدال محمد.
سعدی.
- اعتدال خریفی . رجوع به این کلمه شود.
- اعتدال ربیعی . رجوع به این کلمه شود.
- اعتدال شخصی ؛ اعتدال معتبر به حسب شخص از مردم.
- اعتدال صنفی ؛ اعتدال معتبر به حسب ابدان صنفی از مردم.
- اعتدال عضوی ؛ اعتدال معتبر به حسب عضوی از شخصی از صنفی از مردم.
- اعتدال نوعی ؛ اعتدال معتبر بحسب ابدان مردم.
- بااعتدال ؛ بطور تساوی و برابری و راستی و عدالت. (ناظم الاطباء). معتدل. راست. برابر. متساوی :
ما را دگر بسرو بلند التفات نیست
از دوستی قامت بااعتدال دوست.
سعدی.
- بی اعتدال ؛ عدم میانه روی. عدم سلامت. (ناظم الاطباء). کج. نامتساوی. ناراست.
- نقطه ٔ اعتدال ؛ دو نقطه ٔ تقاطع.معدل النهار یا منطقةالبروج به اعتدال معروفند. و اعتدال را استوا نیز خوانند. (از التفهیم ).
|| (اصطلاح طب ) تکافؤ طبایع اربع. (بحر الجواهر). || (اصطلاح عروض ) عبارت است از زحافی که در تمامی بیت وقوع یابد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به کتاب مذکور ذیل کلمه ٔ زحاف شود.

معنی اعتدال به فارسی

اعتدال
۱ - ( مصدر ) مشغول داشتن بکاری . ۲ - باز داشتن کسی را از کاری . ۳ - بهانه آوردن . ۴ - ( مصدر ) بیمار شدن علت داشتن . ۵ - ( اسم ) علت عارضه . جمع : اعتلالات .
نقطه .... دو نقطه تقاطع به اعتدال و اعتدال را استوائ نیز خوانند .
[temperament] [موسیقی] 1. تعدیل جزئی فواصلی که ازنظر صداشناسی خالص و دقیق اند 2. هر گام یا نظام کوک که در آن فواصلی که ازنظر صداشناسی خالص و دقیق اند تعدیل جزئی شده باشند
اعتدال ربیعی : یکی را اعتدال بهاری خوانند و این آنست که چون آفتاب از وی بگذرد به نیمه شمالی از منطقه البروج شود .
[vernal equinox] [نجوم] 1. یکی از دو نقطۀ تلاقی استوای آسمان و دایره البروج که وقتی مرکز خورشید به آن نقطه می رسد، سال شمسی نو می شود 2. زمانی که خورشید به این نقطه در آسمان برسد متـ . اعتدال ربیعی
[autumnal equinox] [نجوم] 1. یکی از دو نقطۀ تلاقی استوای آسمان با دایره البروج که وقتی خورشید در مسیر ظاهری سالانه اش به آن می رسد، آغاز پاییز نیمکرۀ شمالی زمین است 2. زمانی که خورشید به این نقطه در آسمان برسد متـ . اعتدال خریفی
همان اعتدال خریفی است و دیگر را نقطه اعتدال تیر ماهی خوانند و این آنست که چون آفتاب از وی بگذرد به نیمه جنوبی افتد .
نقطه اعتدال خریفی راس المیزان باشد و چون آفتاب بدان جایگاه رسد بخریف شب و روز مساوی باشند .
[نجوم] ← اعتدال پاییزی
میانه روی داشتن . راست بودن معتدل بودن . یا سلامتی داشتن .
نقطه اعتدال ربیعی راس الحمل باشد و چون آفتاب بدان جایگاه رسد به بهار شب و روز برابر باشد .
[نجوم] ← اعتدال بهاری
تساوی شب و روز که هر یک دوازده ساعت تمام باشد .
حالت سلامتی آن . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد : مزاج دو حالت دارد معتدل و غیر معتدل و این تقسیم خود بر دو وجه متصور است : اول آنکه اعتدال به برابری بسایط از جهت کم و کیف تفسیر شود که در این صورت حالت عدم دلیل به اضداد حاصل گردد که در این هنگام در حاق وسط قرار گرفته و آنرا اعتدال حقیقی گویند که از تعادل بمعنی تکافو اشتقاق یافته است . و این قسم در خارج تحقق ندارد . دوم آنکه اعتدال به فزونی کمیات و کیفیات عناصر در جهتی که شایسته و لایق و مناسب اعمال آن باشد تفسیر شود .
[equal temperament] [موسیقی] اعتدالی که بر مبنای آن یک اکتاو به دوازده نیم پردۀ مساوی تقسیم می شود
[unequal temperament] [موسیقی] هرگونه اعتدال، غیر از اعتدال مساوی
تساوی آن در گرمی و سردی

معنی اعتدال در فرهنگ معین

اعتدال
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) میانه روی . ۲ - ( اِ.) حد میانه .

معنی اعتدال در فرهنگ فارسی عمید

اعتدال
۱. میانه روی.
۲. (اسم) حد وسط گرما و سرما یا خشکی و رطوبت.
۳. میانه حال شدن.
۴. برابر شدن.
۵. [قدیمی] راست شدن.
* اعتدال خریفی: (نجوم) اول پاییز که درازی روز و شب متساوی می شود و هوا هم معتدل می گردد.
* اعتدال ربیعی: (نجوم) اول بهار که درازی روز و شب متساوی می شود و هوا هم معتدل می گردد.

اعتدال در دانشنامه اسلامی

اعتدال
میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط را اعتدال گویند. در فقه از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلات، صید و ذباحه، حدود و قصاص سخن رفته است.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است ، ازاین رو نقطه مقابل اعتدال، افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین، دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند ؛ همچنین با توجه به اینکه اعتدال به معنای میانه روی است، اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود.
معنای اصطلاحی اعتدال
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد.در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با قطب شمال و جنوب دارد و ساعات شب و روز در آن ثابت است محل اعتدال گفته می شود. در علم هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به اعتدال ربیعی و خریفی تعبیر می کنند. واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام» ، «وسط» ، «قصد» ، «سواء» و «حنیف» استفاده کرد.همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حدّ وسط اشاره دارد.
واژگان مربوط به اعتدال
از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
آفرینش جهان همراه اعتدال
...
اعتدال
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
اعتدال: میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع د ل» و در لغت به معنای حد متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هر گونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است.
از این رو نقطه مقابل اعتدال، افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند. همچنین با توجه به این که اعتدال به معنای میانه روی است، اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود.
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد. در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود. و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با قطب شمال و جنوب دارد و ساعات شب و روز در آن ثابت است، محل اعتدال گفته می شود. در علم هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به اعتدال ربیعی و خریفی تعبیر می کنند.
واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام» (سوره فرقان/25، 67)، «وسط» (سوره بقره/2، 143)، «قصد» (سوره لقمان/31، 19)، «سواء» (سوره قصص/28، 22) و «حنیف» (سوره آل عمران/3، 67) استفاده کرد.
همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حد وسط اشاره دارد. از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.
در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلیدواژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هر گونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
واژه اعتدال ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اعتدال (اخلاق)، به معنای میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط• اعتدال (فقه)، انتخاب را معتدل میان افراط و تفریط و دارای کاربردهای فقهی• اعتدال (شعر)، یکی از اصطلاحات علم عروض، به معنای «میانه روی و برابری در وزن»
...
میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط را اعتدال گویند.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۹، ص ۸۵.    
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد.در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود
التوقیف، ج ۱، ص ۴۳۱.
از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۵.    
...
یکی از آرایه های ادبی در ادبیات فارسی که در شعر کاربرد فراروانی دارد اعتدال می باشد. اعتدال اصطلاحی است در علم عروض که در لغت به معنی «میانه روی و برابری در وزن» می باشد.
اعتدال به چند صورت تعریف شده است: ۱- اعتدال آن است که عروضِ بیت (= جزو آخر مصراع اوّل) با ضرب آن (=جزو آخر مصراع دوم) از لحاظ وزن یکسان باشد. مثلاً اگر عروض بیت «مستفعلن» باشد، ضرب آن نیز «مستفعلن» آید و اگر عروض «مفعولن» باشد، ضرب نیز «مفعولن» آید. ۲- اعتدال آن است که اجزای صدر بیت (=مصراع اوّل) با اجزای عَجُزِ آن (= مصراع دوم) از لحاظ وزن (نوع زِحافات و علل) برابر باشد. ۳- اعتدال آن است که وزن همۀ اجزای بیت یکسان باشد؛ مثلاً اگر یک جزء بر وزن «مستفعلن» آید، وزن همۀ دیگر اجزای بیت نیز «مستفعلن» باشد، و اگر یک جزء بر وزن «مفعولن» آید، همۀ دیگر اجزای بیت هم بر وزن «مفعولن» باشد. ۴- اعتدال آن است که اجزای بیت از لحاظ وزن کاملاً با اجزای اصل دایرۀ آن بحر برابر باشد. بیتی را که دارای صفت اعتدال باشد «معتدل» می گویند.
سعادت، اسماعیل، دانش نامه زبان و ادب فارسی، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ج۱، ص۴۵۴.
 ۱. ↑ سعادت، اسماعیل، دانش نامه زبان و ادب فارسی، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ج۱، ص۴۵۴.
منبع
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اعتدال»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۰۷/۱۸.    
...
اعتدال، به معنای میانه روی و برگزیدن راهی میان افراط و تفریط می باشد. در فقه از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلات، صید و ذباحه، حدود و قصاص سخن رفته است.
وضو: در وضو، موالات واجب است و مراد از آن- بنا بر آنچه به مشهور نسبت داده شده- شستن هر عضو پیش از خشک شدن عضو سابق است.ملاک در خشکی، هوای معتدل است.بنابراین، چنان چه عضو شسته شدۀ پیشین بر اثر شدّت گرما فوری خشک شود، وضو صحیح است.
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۵۲.    
صلات: بر نمازگزار واجب است در حال قیام
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۴۶.    
صید و ذباحه: در این که بیرون آمدن خون به اندازۀ معتدل از حیوان ذبح شده، از شرایط حلیّت ذبیحه است، اختلاف می باشد.
نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۵، ص۴۱۸.    
...
اعتدال از واژه عدل و عدالت، حالتی بین دو طرف از لحاظ کم یا کیف است. این واژه در فرهنگ های عربی و مصطلحات قرآنی به معنای تناسب،استقامت، قوام پیدا کردن و موزون بودن نیز آمده است.
اعتدال مصدرباب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حد متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است، ازاین رو نقطه مقابل اعتدال،افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین، دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند ؛ همچنین با توجه به اینکه اعتدال به معنای میانه روی است،اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود. در فرهنگ فارسی اعتدال به معنای میانه روی به کار می رود و به رفتار و حالتی می گویند که به دور از هرگونه افراط و تفریطی باشد. در فرهنگ قرآن و آموزه های اسلام، معنای اصطلاحی اعتدال که در فرهنگ فارسی متداول است، به عنوان وسط و میانه روی مورد تاکید قرارگرفته و اصولا سبک زندگی اسلامی و مولفه و شاخص اصلی تمدن اسلامی و جامعه مدنی قرآنی، همین مفهوم میانه روی و اعتدال است. خداوند به صراحت در وصف امت اسلام و جامعه ایمانی و قرآنی که باید اسوه جوامع دیگر بشری باشد می فرماید: و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس؛ و این گونه شما را امتی میانه و معتدل قرار دادیم تا گواهان بر مردمان باشید.
اعتدال در قرآن و روایات
واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام»، «وسط»، «قصد»، «سواء» و «حنیف» «عفو»، «وزن» و «بین ذلک» و مشتقات آنها استفاده کرد. همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حد وسط اشاره دارد. از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلو»، «اعتداء»، «فرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است. در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تاکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
شاخصه های اعتدال
اصل اعتدال، باید به شکل کلی و فراگیر بر سراسر زندگی فردی و اجتماعی انسان حاکم باشد و همیشه و همه جا افکار، کردار و گفتار او را در برگیرد. مهمترین مولفه های اعتدال در ابعاد مختلف ۵ حوزه کلی را شامل می شود:
← اعتدال در تکوین و تشریع
...


اعتدال در دانشنامه ویکی پدیا

اعتدال
اعتدال به معنی میانه حال شدن در کمیت و کیفیت است و به معنای تعادل و میانه روی نیز کاربرد دارد.
این واژه عربی به عنوان شعار دولت یازدهم ایران از سوی حسن روحانی مطرح شد.
علی بن ابی طالب در خصوص این واژه می گوید هر کس و هر چیز در جای خودش قرار گیرد اعتدال گویند و در قرآن نیز به صراحت راه رستگاری و نزدیکی به خداوند منش اعتدال شناخته شده است.
در آیه هشتم سوره مائده آمده است:" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ"
اعتدال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اعتدال (مختصات آسمانی)
اعتدال (موسیقی)
اعتدال دو نقطه تلاقی استوای سماوی با دایرةالبروج که شامل نقطه اعتدال بهاری و متقابلا نقطه اعتدال پاییزی است و در مختصات سماوی نقطه اعتدال بهاری (حمل) مبدأ فرض می شود با این تفاوت که نیم دایره اعتدال در مختصات استوایی عمود بر استوای سماوی است و در مختصات دایرةالبروجی عمود بر دایرةالبروج است. نیم دایره اعتدال در مختصات استوایی، گرینویچ آسمان است.
ویکی پدیا انگلیسی: http://en.wikipedia.org/wiki/Equinox_%28celestial_coordinates%29
در کوک سازهای موسیقی، اعتدال به معنای تغییر تعداد از فواصل است به شکلی که مجموعهٔ صداها به حداکثر کارایی خود از نظر هارمونی برسد اگرچه خلوص هارمونیک قدری فدا شود. به فرایندی که در آن اندازهٔ یک فاصله تغییر داده می شود تا نتیجهٔ یادشده حاصل گردد، مطبوع سازی یا معتدل سازی گفته می شود. اعتدال به خصوص برای سازهای مهمی است که کوکشان در حین نواختن قابل تغییر نیست (نظیر پیانو)، چرا که این سازها فقط به نوازنده اجازه می دهند هر نت را تنها در کوکی که از پیش تعیین شده بنوازد. در طول تاریخ، کوک های مختلفی نظیر نظام کوک خالص، کوک فیثاغورثی و اعتدال میانگین استفاده می شدند که باعث می شدند یک ساز در یک کلید کوک باشد اما در کلید دیگر از کوک خارج بزند.
کوک پیانو
کما
اعتدال منظم
فهرست فاصله های زیرپرده ای
گام پرده کامل
فاصله فیثاغورث
ریاضیات گام های موسیقی
توسعهٔ اعتدال مناسب در قرن هفدهم اجازه داد که سازهایی که کوک ثابت دارند هم بتوانند در تمام کلیدها صدای مناسبی تولید کنند. مجموعهٔ معروف کلاویهٔ خوش آهنگ از یوهان سباستین باخ از این تحول نهایت استفاده را برد و در آن قطعاتی در تمام ۲۴ کلید بزرگ و کوچک وجود داشت. با وجود این که این روش از فاصله های ناخوشایند (مانند فاصلهٔ ولف) اجتناب می کرد، اما در آن اندازهٔ فواصل هنوز بین کلیدهای مختلف سازگار نبود؛ بنابراین هر کلید هنوز هم شخصیت خاص خود را داشت. این تنوع نهایتاً منجر به افزایش استفاده از اعتدال مساوی در قرن هجدهم شد که در آن نسبت بسامد بین هر دو نت مجاور هم در صفحه کلید همیشه مساوی است، و اجازه می دهد که یک قطعه موسیقی بدون تغییر رابطه بین نت ها از کلیدی به کلید دیگر منتقل شود.
قبل از رواج گستردهٔ اعتدال میانگین در رنسانس، رایج ترین روش کوک کردن سازها روش فیثاغورثی بود. کوک فیثاغورثی یک نوع نظام کوک خالص بود که در آن نت های یک گام با استفاده از پیشرفت فواصل پنجم درست کوک می شدند. این برای بسیاری از مصارف هارمونیک آن زمان کفایت می کرد (هارمونی چهارصدایی را ببینید) اما در رنسانس نوازندگان به استفادهٔ بیشتر از هارمونی سه صدایی روی آوردند. فاصلهٔ سوم بزرگ در کوک فیثاغورثی با فاصلهٔ سوم یک نظام کوک خالص تفاوتی اندک داشت (این تفاوت را بعدها کمای همصدا نامیدند)، و نوازندگان آن زمان این فاصله را آزاردهنده می یافتند.
راه حل این نوازندگان، که در قرن شانزدهم توسط پیترو آرن شرح داده شد و به نام اعتدال میانگین (یا اعتدال یک چهارم کمای میانگین) شناخته می شود، آن بود که فاصله های پنجم درست را کمی تعدیل کنند تا اندکی کوچک تر شوند و بقیهٔ کوک را همانند کوک فیثاغورثی بر اساس پیشرفت این فواصل پنجم جدید (به جای پنجم درست خالص) انجام بدهند. با این اعتدال، کمای همصدا از فاصله های سوم بزرگ حذف می شود و فاصله های سوم بزرگ خالص می شوند، اما در مقابل فواصل پنجم حالت خالص خود را از دست می دهند و کمی ضربان دار می شوند. اما از آنجا که توالی چهار فاصلهٔ پنجم درست، یک فاصلهٔ سوم نتیجه می دهد، این ضربان های فواصل پنجم معتدل شده خفیف تر از ضربان هایی است که در کوک فیثاغورثی از فواصل سوم بزرگ حاصل می شد و نوازندگان دورهٔ رنسانس این میزان ضربان اندک را قابل اغماض یافتند.
اعتدال بهاری یا هموگانِ بهاری (در نیم کره شمالی) در ستاره شناسی به لحظه ای گفته می شود که خورشید از دید ناظر زمینی از صفحه استوای سماوی می گذرد و حرکت خود به سمت شمال آسمان را در پیش می گیرد. اعتدال بهاری یکی از دو اعتدالین زمین است که در هر سال رخ می دهد (اعتدال دیگر اعتدال پائیزی است). اعتدال بهاری در نیم کره شمالی برابر است با اعتدال پائیزی در نیم کره جنوبی. حرکت زمین به دور خورشید در هر سال باعث می شود تا ناظر زمینی تصور کند خورشید روی یک مدار دایره ای که با مدار استوای زمین ۲۳٫۵ درجه اختلاف دارد، به دور سیاره ما می چرخد. در این میان چهار نقطه از مدار فرضی گردش خورشید به دور زمین بسیار مهم می شود. دو اعتدال بهاری و پاییزی که محل تلاقی دو مدار گردش خورشید به دور زمین و دایره استوای سماوی است و دو انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی که به نظر می رسد خورشید در بیشترین ارتفاع نسبت به استوای سماوی قرار گرفته است.
اعتدال پائیزی
انقلاب تابستانی
انقلاب زمستانی
در تقویم هجری خورشیدی ایرانی برای تعیین روز تقویمی آغاز سال، ظهر نسبت به لحظه تحویل سال (اعتدال بهاری) مرز در نظر گرفته می شود. یعنی درصورتیکه لحظه تحویل سال قبل از ظهر باشد همانروز، روز آغاز سال و چنانچه لحظه تحویل سال بعد از ظهر باشد فردای آن، روز آغاز سال به حساب می آید. از اینرو میانگین سالانهٔ لحظهٔ اعتدال بهاری (تحویل سال) مابین ظهر آخرین روز سال و ظهر اولین روز سال؛ یعنی نیمه شب (حدودا ساعت ۰۰:۰۰ بامداد اولین روز سال) خواهد بود. این تقویم بیشترین هماهنگی با زمان واقعی نجومی دارد و نوروز آن هماهنگ با میانگین اعتدال بهاری می باشد.
جشن باستانی نوروز از لحظه تحویل سال در نیم کره شمالی شروع می شود. در گذشته، با به دست آوردن احکام نجوم هر فصل سال، زمان تحویل خورشید را به برج آغازین آن فصل در نظر می گرفتند و از همین روی تحویل سال و آغاز فصل بهار، هنگام ورود خورشید به برج حمل در دائرةالبروج یا آغاز برج حمل بود. امروزه به کمک ابزار مدرن می توان لحظه رسیدن خورشید به نقطه اعتدال بهاری را به طور مستقیم و با دقت زیاد محاسبه کرد و در این لحظه، مختصات دائرةالبروجی خورشید، صفر فرض می شود.
شعر زیر از بدرالدین چاچی به مضمون اعتدال بهاری اشاره دارد:
اعتدال پاییزی یا اعتدال تیرماهی یا هموگان ِ پاییزی، (در نیم کره شمالی) در ستاره شناسی به لحظه ای گفته می شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت جنوب آسمان می رود. اعتدال پائیزی یکی از دو اعتدالی است که در هر سال رخ می دهد (اعتدال دیگر اعتدال بهاری است ).
اعتدال پائیزی در نیم کره شمالی هم زمان با آغاز فصل پائیز است و برابر است با اعتدال بهاری در نیم کره جنوبی که هم زمان با آغاز فصل بهار است.
اعتدال مساوی یا اعتدال یکسان (انگلیسی: Equal temperament) اعتدال یا سیستمی برای کوک است که در آن، فاصله هر جفت نت مجاور از یکدیگر، برابر و مساوی باشد. به بیان دیگر، نسبت هایی مساوی از بسامدهای هر جفت نت مجاور وجود دارد. وقتی نواک به صورت لگاریتم بسامد (نه خود آن) در نظر گرفته شود، فاصله هر نت با نت مجاورش، برابر خواهد شد.
ریزپرده
اعتدال
اعتدال میانگین
در کوک بندی اعتدال مساوی، ایجاد فواصل، اغلب با تقسیم فاصله های دلخواه بزرگ تر فراهم می شود. معمولاً اکتاو (نسبت ۲:۱) به تعدادی بخش کوچک تر (با نسبت بسامد برابر بین نت های پی درپی) تقسیم می شود. عموماً رایج ترین سیستم کوک بندی چند سده اخیر در موسیقی کلاسیک و غربی، اعتدال مساوی دوازده نتی بوده و چنین باقی مانده که اکتاو را به ۱۲ بخش تقسیم می کند و تمام آن ها در مقیاس لگاریتمی، نسبتی برابر با ریشه دوازدهم عدد دو دارند (۱٫۰۵۹۴۶≅ ۲√۱۲) که تقریباً برابر با ۱ است. در این تقسیم بندی، کوچک ترین فاصله، برابر است با یک دوازدهم اکتاو که نیم پرده خوانده می شود. در دوران مدرن اعتدال مساوی دوازده نتی به صورت نواک استاندارد بسامد ۴۴۰ کوک می شود که به اختصار، آ۴۴۰ خوانده می شود و به این معناست که هر نت به صورت آ۴۴۰ کوک شده است و باقی نت ها هم با آن، چند نیم پرده در همان جهت فاصله دارند. استاندارد نواک هم همیشه ۴۴۰ نیست و در سده های اخیر، کمی افزایش یافته است.
بسیاری از محققین معاصر معتقدند که آریستوکسنوس، فیلسوف یونانی که شاگرد ارسطو بود، اولین کسی بود که نظام کوک فیثاغورثی را مردود دانست و گفت فواصل موسیقی باید بر اساس این که چگونه شنیده می شوند قضاوت شوند، نه بر اساس تطابقشان با نسبت های خاص ریاضی. با این حال تا دوران رنسانس و ابتدای قرن شانزدهم، کوک فیثاغورثی روش رایج برای کوک کردن سازها بود. در قرن شانزدهم اعتدال میانگین تبدیل به روش رایج کوک بندی سازها شد اما این روش اگر چه برخی مشکلات کوک فیثاغورثی را حل می کرد اما کماکان اجازهٔ مدولاسیون آزادانه از گامی به گام دیگر را به نوازنده نمی داد.
در موسیقی غربی، اعتدال های مناسب در همان قرن شانزدهم هم مورد استفاده بود چنان که وینچنزو گالیله (پدر گالیلئو گالیله دانشمند مشهور ایتالیایی) هم محاسباتی برای اندازه گیری اعتدال مساوی انجام داده بود. اعتدال موسیقی با گسترش موسیقی باروک گسترش یافت چنان که یوهان سباستین باخ در قرن هجدهم در کلاویه خوش آهنگ قطعاتی متعدد مخصوص پیانویی نوشت که با اعتدال مساوی کوک شده باشد. این تحولات نهایتاً منجر به فراگیر شدن اعتدال مساوی به عنوان کوک بندی رایج سازها در موسیقی کلاسیک شد که تا به امروز هم ادامه دارد.
اعتدال میانگین یا اعتدال متوسطه یک اعتدال موسیقی است، یعنی یک روش برای کوک کردن سازها. در حالت کلی، اعتدال میانگین به روشی مشابه کوک فیثاغورثی ساخته می شود، یعنی با استفاده از دایره پنجم ها؛ تفاوت این در آن است که اندازهٔ فاصلهٔ پنجم درست در اعتدال میانگین اندکی کمتر از نسبت ۳:۲ است که در کوک فیثاغورثی استفاده می شود. در اعتدال میانگین، این نسبت حتی از نسبت ۲۱/۱۲:۱ که در اعتدال مساوی دوازده نتی استفاده می شود هم کوچک تر است. اعتدال میانگین:
تمام فواصل پنجم را با استفاده از فواصل تعدیل شدهٔ پنجم درست ایجاد می کند؛ و
با انتخاب اندازهٔ مناسبی برای فاصلهٔ سوم بزرگ یا کوچک، کمای همصدا را از میان می برد و به همصدایی کامل تبدیل می کند.
اعتدال یک چهارم کمای میانگین بهترین اعتدال میانگین شناخته شده است، و عبارت اعتدال میانگین غالباً برای توصیف از این نوع خاص آن اعتدال به کار می رود.
فراکسیون اعتدال یکی از فراکسیون های دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است که در ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ اعلام موجودیت کرد.
مکتب اعتدال (به چینی: 中庸، آوانویسی چینی: zhōng yōng، به انگلیسی: Doctrine of the Mean) نام یکی از مکاتب آیین کنفسیوس و همچنین یکی از چهار کتاب فلسفه کنفسیوسی است. این کتاب به زی سی (به نام دیگر کونگ جی) که تنها نوه کنفسیوس بوده نسبت داده می شود. این کتاب در دوبله سریال افسانه دونگ یی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با نام اصول تفکر ترجمه شده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اعتدال در دانشنامه آزاد پارسی

اِعتدال (اخترشناسی)(equinox)
زمان قرار گرفتن دقیق خورشید بر فراز استوای زمین. در این وضعیت، طول روز و شب در همۀ عرض های جغرافیایی زمین با هم برابر است. این پدیده دوبار در سال روی می دهد: یک بار در اوّل فروردین ماه که اعتدال بهاری یا ربیعی است، و بار دیگر در اوّل مهرماه که اعتدال پاییزی یا خریفی است. تغییر طول شبانه روز به سبب مایل بودن محور زمین نسبت به خورشید روی می دهد. با این همه، از آن جا که زمین به دور محور خود می چرخد و بر گرد خورشید نیز مدار می پیماید، در هنگام اعتدال، زمین و خورشید در موقعیتی قرار می گیرند که دایرۀ روشنایی خورشید از هر دو قطب زمین می گذرد.

نقل قول های اعتدال

اعتدال/میانه روی دوری از افراط است.
• «اصولاً هر صفت و کاری که از جنبهٔ اعتدال و میانه روی خارج شد و صورت افراط یا تفریط یافت، زیان بخش و موجد و مورث هزاران بدبختی و بیچارگی است؛ باید در تمام موارد پیرو خرد و منطق و میانه رو باشیم تا همیشه از حوادث و آفات در امان بمانیم.» -> نورالهدی منگنه
• نشانه شناسی: «اعتدال به معنی تسلط بر نفس، میانه روی و خویشتن داری است. میانه روی از نظر رنگ شناسی، بنفش است؛ یعنی ترکیب آبی و قرمز که در برگ های ثورا وصلتِ فعال و غیرفعال معنی می دهد و نماد راز آفرینش عالم غیب و سر است.» -> ژان شوالیه

معنی اعتدال به انگلیسی

mean (اسم)
میانگین ، حد وسط ، اعتدال ، منابع درامد
moderation (اسم)
ملایمت ، اعتدال ، میانه روی
sobriety (اسم)
هشیاری ، متانت ، اعتدال
temperance (اسم)
اعتدال ، میانه روی

معنی کلمه اعتدال به عربی

اعتدال
متوسط
رحمة
عنيف , مفرط

اعتدال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اعتدال

شهریار آریابد ١٠:٠٢ - ١٣٩٧/١٢/١١
در پهلوی " پتمانش " برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

همای مسی ١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
عدالت ، متعادل ، عدل
|

پیشنهاد شما درباره معنی اعتدال



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

علی > Fat chance
mina > you won
حدیث > مهرسام
علیرضا > awesome
golzar > vituperation
مریم مختارزاد > surreal
میدیا > bachache
ارغوان > switch

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اعتدال   • تدبیر و امید   • حزب اعتدال   • بولتن پرس   • روزنامه انتخاب   • جمهوریت   • اعتدال پرس   • تبريز بيدار   • مفهوم اعتدال   • تعریف اعتدال   • معرفی اعتدال   • اعتدال چیست   • اعتدال یعنی چی   • اعتدال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اعتدال
کلمه : اعتدال
اشتباه تایپی : hujnhg
آوا : 'e'tedAl
نقش : اسم
عکس اعتدال : در گوگل


آیا معنی اعتدال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )