انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

معنی اعتدال در لغت نامه دهخدا

اعتدال. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه حال شدن در کمیت. (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت. (منتهی الارب ). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا در طول و عرض. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). میانه حال گردیدن در کمیت و کیفیت. (از اقرب الموارد). توسط حالی میان دو کم یا کیف. (یادداشت بخط مؤلف ). || راست گردیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).راست شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). راست گردیدن امر یا چوب. (از اقرب الموارد). و منه الحدیث فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ثم قم حتی تعتدل قائماً. قال الشافعی و ابویوسف : الاعتدال فی الصلوة واجب. و قال ابوحنیفة و محمد و هو مستحب.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیام بعد از رکوع. (یادداشت بخط مؤلف ). راستی. || مناسب شدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناسب یافتن. (از اقرب الموارد). || برابر بودن هر چیزی و گاهی کنایه باشد از اعضا و اندام چرا که اکثر اعضای بیرونی دودو هستند و با هم عدل یعنی برابری دارند و این مجاز است که اطلاق مصدر بر اسم فاعل شده است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || راست و برابر شدن. (مؤید الفضلاء). || (اِمص ) سکونت. آرامی. بردباری. ملایمت. || تساوی. راستی. عدالت. برابری. همواری. تعادل. تعدیل. یکسانی. میانه روی در هر چیز و عدم افراط و تفریط. (ناظم الاطباء) :
کار ناید از طبایع چون نماند اعتدال.
عنصری.
بنگر کز اعتدال چو سر برزد
با خور چه چند خیر هویدا شد.
ناصرخسرو.
آنچه ایزد کرد خواهد باتو آنجا روز عدل
با جهان گردون بوقت اعتدال اینجا کند.
ناصرخسرو.
گفتم مزاج هست ستمکار و چارضد
گفتا که اعتدال سیم را بود ضرر.
ناصرخسرو.
عطا برسم در حد اعتدال و اندازه ٔ اقتصاد میدهد. (کلیله و دمنه ).
یا رب که آب دریا چون نفسرد ز خجلت
چون بیند این عواطف بیرون ز اعتدالش.
خاقانی.
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست تر گواهی.
سعدی.
در غایت اعتدال و نهایت جمال.
(گلستان ).
|| راستی قامت. رجوع به اعتدال داشتن شود :
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نروید به اعتدال محمد.
سعدی.
- اعتدال خریفی . رجوع به این کلمه شود.
- اعتدال ربیعی . رجوع به این کلمه شود.
- اعتدال شخصی ؛ اعتدال معتبر به حسب شخص از مردم.
- اعتدال صنفی ؛ اعتدال معتبر به حسب ابدان صنفی از مردم.
- اعتدال عضوی ؛ اعتدال معتبر به حسب عضوی از شخصی از صنفی از مردم.
- اعتدال نوعی ؛ اعتدال معتبر بحسب ابدان مردم.
- بااعتدال ؛ بطور تساوی و برابری و راستی و عدالت. (ناظم الاطباء). معتدل. راست. برابر. متساوی :
ما را دگر بسرو بلند التفات نیست
از دوستی قامت بااعتدال دوست.
سعدی.
- بی اعتدال ؛ عدم میانه روی. عدم سلامت. (ناظم الاطباء). کج. نامتساوی. ناراست.
- نقطه ٔ اعتدال ؛ دو نقطه ٔ تقاطع.معدل النهار یا منطقةالبروج به اعتدال معروفند. و اعتدال را استوا نیز خوانند. (از التفهیم ).
|| (اصطلاح طب ) تکافؤ طبایع اربع. (بحر الجواهر). || (اصطلاح عروض ) عبارت است از زحافی که در تمامی بیت وقوع یابد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به کتاب مذکور ذیل کلمه ٔ زحاف شود.

معنی اعتدال به فارسی

اعتدال
۱ - ( مصدر ) مشغول داشتن بکاری . ۲ - باز داشتن کسی را از کاری . ۳ - بهانه آوردن . ۴ - ( مصدر ) بیمار شدن علت داشتن . ۵ - ( اسم ) علت عارضه . جمع : اعتلالات .
نقطه .... دو نقطه تقاطع به اعتدال و اعتدال را استوائ نیز خوانند .
[temperament] [موسیقی] 1. تعدیل جزئی فواصلی که ازنظر صداشناسی خالص و دقیق اند 2. هر گام یا نظام کوک که در آن فواصلی که ازنظر صداشناسی خالص و دقیق اند تعدیل جزئی شده باشند
اعتدال ربیعی : یکی را اعتدال بهاری خوانند و این آنست که چون آفتاب از وی بگذرد به نیمه شمالی از منطقه البروج شود .
[vernal equinox] [نجوم] 1. یکی از دو نقطۀ تلاقی استوای آسمان و دایره البروج که وقتی مرکز خورشید به آن نقطه می رسد، سال شمسی نو می شود 2. زمانی که خورشید به این نقطه در آسمان برسد متـ . اعتدال ربیعی
[autumnal equinox] [نجوم] 1. یکی از دو نقطۀ تلاقی استوای آسمان با دایره البروج که وقتی خورشید در مسیر ظاهری سالانه اش به آن می رسد، آغاز پاییز نیمکرۀ شمالی زمین است 2. زمانی که خورشید به این نقطه در آسمان برسد متـ . اعتدال خریفی
همان اعتدال خریفی است و دیگر را نقطه اعتدال تیر ماهی خوانند و این آنست که چون آفتاب از وی بگذرد به نیمه جنوبی افتد .
نقطه اعتدال خریفی راس المیزان باشد و چون آفتاب بدان جایگاه رسد بخریف شب و روز مساوی باشند .
[نجوم] ← اعتدال پاییزی
میانه روی داشتن . راست بودن معتدل بودن . یا سلامتی داشتن .
نقطه اعتدال ربیعی راس الحمل باشد و چون آفتاب بدان جایگاه رسد به بهار شب و روز برابر باشد .
[نجوم] ← اعتدال بهاری
تساوی شب و روز که هر یک دوازده ساعت تمام باشد .
حالت سلامتی آن . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد : مزاج دو حالت دارد معتدل و غیر معتدل و این تقسیم خود بر دو وجه متصور است : اول آنکه اعتدال به برابری بسایط از جهت کم و کیف تفسیر شود که در این صورت حالت عدم دلیل به اضداد حاصل گردد که در این هنگام در حاق وسط قرار گرفته و آنرا اعتدال حقیقی گویند که از تعادل بمعنی تکافو اشتقاق یافته است . و این قسم در خارج تحقق ندارد . دوم آنکه اعتدال به فزونی کمیات و کیفیات عناصر در جهتی که شایسته و لایق و مناسب اعمال آن باشد تفسیر شود .
[equal temperament] [موسیقی] اعتدالی که بر مبنای آن یک اکتاو به دوازده نیم پردۀ مساوی تقسیم می شود
[unequal temperament] [موسیقی] هرگونه اعتدال، غیر از اعتدال مساوی
تساوی آن در گرمی و سردی

معنی اعتدال در فرهنگ معین

اعتدال
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) میانه روی . ۲ - ( اِ.) حد میانه .

معنی اعتدال در فرهنگ فارسی عمید

اعتدال
۱. میانه روی.
۲. (اسم) حد وسط گرما و سرما یا خشکی و رطوبت.
۳. میانه حال شدن.
۴. برابر شدن.
۵. [قدیمی] راست شدن.
* اعتدال خریفی: (نجوم) اول پاییز که درازی روز و شب متساوی می شود و هوا هم معتدل می گردد.
* اعتدال ربیعی: (نجوم) اول بهار که درازی روز و شب متساوی می شود و هوا هم معتدل می گردد.

اعتدال در دانشنامه اسلامی

اعتدال
میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط را اعتدال گویند. در فقه از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلات، صید و ذباحه، حدود و قصاص سخن رفته است.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است ، ازاین رو نقطه مقابل اعتدال، افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین، دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند ؛ همچنین با توجه به اینکه اعتدال به معنای میانه روی است، اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود.
معنای اصطلاحی اعتدال
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد.در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با قطب شمال و جنوب دارد و ساعات شب و روز در آن ثابت است محل اعتدال گفته می شود. در علم هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به اعتدال ربیعی و خریفی تعبیر می کنند. واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام» ، «وسط» ، «قصد» ، «سواء» و «حنیف» استفاده کرد.همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حدّ وسط اشاره دارد.
واژگان مربوط به اعتدال
از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
آفرینش جهان همراه اعتدال
...
اعتدال
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
اعتدال: میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع د ل» و در لغت به معنای حد متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هر گونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است.
از این رو نقطه مقابل اعتدال، افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند. همچنین با توجه به این که اعتدال به معنای میانه روی است، اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود.
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد. در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود. و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با قطب شمال و جنوب دارد و ساعات شب و روز در آن ثابت است، محل اعتدال گفته می شود. در علم هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به اعتدال ربیعی و خریفی تعبیر می کنند.
واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام» (سوره فرقان/25، 67)، «وسط» (سوره بقره/2، 143)، «قصد» (سوره لقمان/31، 19)، «سواء» (سوره قصص/28، 22) و «حنیف» (سوره آل عمران/3، 67) استفاده کرد.
همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حد وسط اشاره دارد. از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.
در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلیدواژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هر گونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
واژه اعتدال ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اعتدال (اخلاق)، به معنای میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط• اعتدال (فقه)، انتخاب را معتدل میان افراط و تفریط و دارای کاربردهای فقهی• اعتدال (شعر)، یکی از اصطلاحات علم عروض، به معنای «میانه روی و برابری در وزن»
...
میانه روی، برگزیدن راهی میان افراط و تفریط را اعتدال گویند.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۹، ص ۸۵.    
اعتدال در فرهنگ اسلامی در معانی اصطلاحی گوناگونی به کار رفته که همه آنها با معنای لغوی تقارب دارد.در پزشکی به حالت هماهنگی میان «اخلاط چهارگانه» اعتدال گفته می شود
التوقیف، ج ۱، ص ۴۳۱.
از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلوّ»، «اعتداء»، «فَرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است.در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۵.    
...
اعتدال، به معنای میانه روی و برگزیدن راهی میان افراط و تفریط می باشد. در فقه از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلات، صید و ذباحه، حدود و قصاص سخن رفته است.
وضو: در وضو، موالات واجب است و مراد از آن- بنا بر آنچه به مشهور نسبت داده شده- شستن هر عضو پیش از خشک شدن عضو سابق است.ملاک در خشکی، هوای معتدل است.بنابراین، چنان چه عضو شسته شدۀ پیشین بر اثر شدّت گرما فوری خشک شود، وضو صحیح است.
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۵۲.    
صلات: بر نمازگزار واجب است در حال قیام
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۴۶.    
صید و ذباحه: در این که بیرون آمدن خون به اندازۀ معتدل از حیوان ذبح شده، از شرایط حلیّت ذبیحه است، اختلاف می باشد.
نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۵، ص۴۱۸.    
...
اعتدال از واژه عدل و عدالت، حالتی بین دو طرف از لحاظ کم یا کیف است. این واژه در فرهنگ های عربی و مصطلحات قرآنی به معنای تناسب،استقامت، قوام پیدا کردن و موزون بودن نیز آمده است.
اعتدال مصدرباب افتعال از ریشه «ع ـ د ـ ل» و در لغت به معنای حد متوسط بین دو وضعیت دیگر و به طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است، ازاین رو نقطه مقابل اعتدال،افراط و تفریط نامیده می شود. که مفهوم جامع هر دو فساد به معنای خروج از حالت اعتدال است، بنابراین، دو مفهوم «اعتدال» و «صلاح» با یکدیگر رابطه جانشینی و هر دو با مفهوم «فساد» رابطه تقابل دارند ؛ همچنین با توجه به اینکه اعتدال به معنای میانه روی است،اسراف نقطه مقابل آن به شمار می رود. در فرهنگ فارسی اعتدال به معنای میانه روی به کار می رود و به رفتار و حالتی می گویند که به دور از هرگونه افراط و تفریطی باشد. در فرهنگ قرآن و آموزه های اسلام، معنای اصطلاحی اعتدال که در فرهنگ فارسی متداول است، به عنوان وسط و میانه روی مورد تاکید قرارگرفته و اصولا سبک زندگی اسلامی و مولفه و شاخص اصلی تمدن اسلامی و جامعه مدنی قرآنی، همین مفهوم میانه روی و اعتدال است. خداوند به صراحت در وصف امت اسلام و جامعه ایمانی و قرآنی که باید اسوه جوامع دیگر بشری باشد می فرماید: و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس؛ و این گونه شما را امتی میانه و معتدل قرار دادیم تا گواهان بر مردمان باشید.
اعتدال در قرآن و روایات
واژه اعتدال در قرآن کریم نیامده است؛ ولی این مفهوم را می توان از واژگان «قوام»، «وسط»، «قصد»، «سواء» و «حنیف» «عفو»، «وزن» و «بین ذلک» و مشتقات آنها استفاده کرد. همه این واژگان با اندکی اختلاف به وضعیت میانه و حد وسط اشاره دارد. از سوی دیگر واژگان «اسراف»، «اتراف»، «تبذیر»، «غلو»، «اعتداء»، «فرط»، «تفریط» و «قتر» که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در ارتباط وثیق با موضوع اعتدال است. در احادیث اسلامی نیز موضوع اعتدال بیشتر در قالب کلید واژه «قصد» مورد تاکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم حق، هرگونه خروج از راه اعتدال نوعی ستم شمرده شده است.
شاخصه های اعتدال
اصل اعتدال، باید به شکل کلی و فراگیر بر سراسر زندگی فردی و اجتماعی انسان حاکم باشد و همیشه و همه جا افکار، کردار و گفتار او را در برگیرد. مهمترین مولفه های اعتدال در ابعاد مختلف ۵ حوزه کلی را شامل می شود:
← اعتدال در تکوین و تشریع
...
قرآن کریم اشاره دارد به این که خداوند آسمان ها را آفرید و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود.
اعتدال یافتن و استواری آسمان ها از سوی خدا است.... ثم استوی الی السماء فسوهن سبع سموت.....سپس به (آفرینش) آسمان پرداخت، و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود... ء انتم اشد خلقا ام السماء بنـها • رفع سمکها فسوها. آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشکل تر است یا آفرینش آسمانی که خداوند بنا نهاد؟!• سقف آن را برافراشته و آن را منظم ساخت.
حضرت ابراهیم علیه السّلام، در قرآن انسانی متعادل و به دور از هرگونه انحراف و گرایش به باطل معرفی شده است.
ابراهیم علیه السّلام انسانی متعادل و به دور از هرگونه انحراف و گرایش به باطل:۱. «وقالوا کونوا هودا او نصار ی تهتدوا قل بل ملة ابر اهیم حنیفا وما کان من المشر کین: (اهل کتاب) گفتند: «یهودی یا مسیحی شوید، تا هدایت یابید! » بگو: «(این آیینهای تحریف شده، هرگز نمی تواند موجب هدایت گردد،) بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروی کنید! و او هرگز از مشرکان نبود! » » یکی از معانی «حنیف»، اعتدال و استقامت است. ۲. «ما کان ابر اهیم یهودیا ولا نصر انیا ولـکن کان حنیفا مسلما وما کان من المشر کین: ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه موحدی خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.» ۳. «قل صدق اللـه فاتبعوا ملة ابر اهیم حنیفا وما کان من المشر کین: بگو: «خدا راست گفته (و اینها در آیین پاک ابراهیم نبوده) است. بنا بر این، از آیین ابراهیم پیروی کنید، که به حق گرایش داشت، و از مشرکان نبود! » » ۴. «ومن احسن دینا ممن اسلم وجهه للـه وهو محسن واتبع ملة ابر اهیم حنیفا واتخذ اللـه ابر اهیم خلیلا: دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاک ابراهیم گردد؟ و خدا ابراهیم را به دوستی خود، انتخاب کرد.» ۵. «ان ابر اهیم کان امة قانتا للـه حنیفا ولم یک من المشر کین: ابراهیم (به تنهایی) امتی بود مطیع فرمان خدا؛ خالی از هر گونه انحراف؛ و از مشرکان نبود؛ » ۶. «ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابر اهیم حنیفا وما کان من المشر کین: سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم -که ایمان خالص داشت و از مشرکان نبود- پیروی کن! » ۳. موحد، و مبرا بودن ابراهیم علیه السّلام از هرگونه کجی و افراط و تفریط، فلسفه امر خداوند به پیروی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم از آیین او:۷. «ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابر اهیم حنیفا وما کان من المشر کین: سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم -که ایمانی خالص داشت و از مشرکان نبود- پیروی کن! » خداوند در این آیه می فرماید: از آئین من که همان آئین پاک و بی آلایش ابراهیم است پیروی نمائید زیرا او حنیف بود یعنی از ادیان باطل متمایل به حق شده بود و در دستورات او حتی در مورد غذاهای پاک یک حکم انحرافی و تحریم بی دلیل وجود نداشت . او هرگز از مشرکان نبود و این که مشرکان عرب خود را بر آئین او می دانند کاملا بی معنی است. در تفسیر عیاشی در ذیل آیه : (قل بل ملة ابراهیم حنیفا) ، از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: حنیفیت ابراهیم در اسلام است و از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: حنیفیت کلمه جامعی است که هیچ چیز را باقی نمی گذارد، حتی کوتاه کردن شارب ، و ناخن گرفتن و ختنه کردن از حنیفیت است .و در تفسیر قمی استکه خدا حنیفیت را بر ابراهیم علیه السلام نازل کرد و آن عبارتست از ده حکم در پاکیزگی ، پنج حکم آن از گردن ببالا، و پنج دیگر از گردن بپائین ، اما آنچه مربوط است به سر ۱ - زدن شارب ۲ - نتراشیدن ریش ۳ - و طم مو ۴ - مسواک ۵ - خلال .و آنچه مربوط است به بدن ۱ - گرفتن موی بدن ۲ - ختنه کردن ۳ - ناخن گرفتن ۴ - غسل از جنابت ۵ - طهارت گرفتن با آب، این است حنیفیت طاهره ایکه ابراهیم آورد، و تاکنون نسخ نشده ، و تا قیامت نسخ نخواهد شد.
رعایت اعتدال در رفتارهای اجتماعی سفارش لقمان به فرزندش است.
لزوم رعایت میانه روی در رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعی: «واقصد فی مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر : (پسرم!) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت ترین صداها صدای خران است.» برداشت بنا بر این احتمال است که آیه، شامل تمام اقوال و افعال بشود. .
سفارش لقمان
رعایت اعتدال در رفتارهای اجتماعی سفارش لقمان به فرزندش:۱. «واذ قال لقمان لابنه وهو یعظه یا بنی لا تشر ک باللـه ان الشر ک لظلم عظیم: (به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه می کرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.» » ۲. «واقصد فی مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر : (پسرم! ) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت ترین صداها صدای خران است.» آیه بعد دو برنامه دیگر اخلاقی را که جنبه اثباتی دارد - در برابر دو برنامه گذشته که جنبه نفی داشت - بیان کرده می گوید:۱. پسرم ! در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن (و اقصد فی مشیک ).۲. در سخن گفتنت نیز رعایت اعتدال نما و از صدای خود بکاه و فریاد مزن (و اغضض من صوتک ). در واقع در این دو آیه از دو صفت ، نهی ، و به دو صفت ، امر شده : نهی از خود برتربینی و خودپسندی که یکی سبب می شود انسان نسبت به بندگان خدا تکبر کند، و دیگری سبب می شود که انسان خود را در حد کمال پندارد، و در نتیجه درهای تکامل را بروی خود ببندد هر چند خود را با دیگری مقایسه نکند.گر چه این دو صفت غالبا تواءمند، و ریشه مشترک دارند ولی گاه از هم جدا می شوند.و امر به رعایت اعتدال در عمل و سخن ، زیرا تکیه روی اعتدال در راه رفتن یا آهنگ صدا در حقیقت به عنوان مثال است .و براستی کسی که این صفات چهارگانه را دارد انسان موفق و خوشبخت و پیروزی است ، در میان مردم محبوب ، و در پیشگاه خدا عزیز است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه می فرماید: این تعبیر کنایه از اعتدال و میانه روی در مسیر زندگی است.
امت اسلام، در قرآن امتی معتدل و مستقیم دانسته شده اند.
امت اسلام، امتی معتدل و مستقیم: «وکذلک جعلناکم امة وسطا... : همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال ، میان افراط و تفریط ؛»
گواه بر اعمال
اعتدال امت اسلام، دلیل گواه بودن آنان بر اعمال مردم دیگر: «وکذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس ویکون الر سول علیکم شهیدا. . : همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط ؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است...». در «شهداء علی الناس» چند احتمال وجود دارد. برداشت مزبور بنا بر این است که جمله به معنای (گواهان بر مردم) باشد. .
حجت بر سایر امت ها
اعتدال امت اسلام، دلیل حجت بودن آنان بر سایر امت ها: «وکذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس ویکون الر سول علیکم شهیدا. . : همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است...». برداشت بر این احتمال است که «شهداء» به معنای حجت باشد. .
گروهی معتدل
...
قرآن کریم می فرماید، اهل بیت علیهم السلام، امتی میانه رو بوده اند، و چون امت وسط، شاهد اعمال مردم می شوند و باید از حقایق آن ها آگاه باشند، در نتیجه آنان افرادی ویژه از امت اسلام ، یعنی اهل بیت معصومین علیهم السلام هستند.
قرآن کریم می فرماید، اهل بیت علیهم السلام، امتی میانه رو بوده اند: «وکذلک جعلنـکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس...» (در روایات، از جمله در روایتی از امام صادق علیه السلام «امة وسطا» اهل بیت علیهم السلام معرفی شده اند. ) چون امت وسط، شاهد اعمال مردم می شوند و باید از حقایق آن ها آگاه باشند، در نتیجه آنان افرادی ویژه از امت اسلام، یعنی اهل بیت معصومین علیهم السلام هستند.
امت وسط روحانی و جسمانی
و اما امت اسلام ، خدا آن را امتی وسط قرار داد، یعنی برای آنان دینی قرار داد، که متدینین به آن دین را بسوی راه وسط و میانه هدایت می کند، راهی که نه افراط آن طرف را دارد، و نه تفریط این طرف را، بلکه راهی که هر دو طرف را تقویت می کند، هم جانب جسم را، و هم جانب روح را البته بطوریکه در تقویت جسم از جانب روح عقب نمانند، و در تقویت روح از جانب جسم عقب نمانند، بلکه میانه هر دو فضیلت جمع کرده است.(و این روش مانند همه آنچه که اسلام بدان دعوت نموده، بر طبق فطرت و ناموس خلقت است، ) چون انسان دارای دو جنبه است، یکی جسم، و یکی روح، نه جسم تنها است، و نه روح تنها، و در نتیجه اگر بخواهد به سعادت زندگی برسد، به هر دو کمال، و هر دو سعادت نیازمند است، هم مادی و هم معنوی. امتی که از هر نظر در حد اعتدال باشد، الگو و نمونه است.
قبله میانه
اما چرا قبله مسلمانان، قبله میانه است زیرا مسیحیان تقریبا به سمت مشرق می ایستادند به خاطر اینکه بیشتر ملل مسیحی در کشورهای عربی زندگی می کردند و برای ایستادن به سوی محل تولد عیسی که در بیت المقدس بود ناچار بودند به سمت مشرق بایستند و به این ترتیب جهت مشرق قبله آنان محسوب می شد ولی یهود که بیشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر می بردند رو به سوی بیت المقدس که برای آنان تقریبا در سمت غرب بود می ایستادند، و به این ترتیب نقطه غرب قبله آنان بود.اما کعبه که نسبت به مسلمانان آن روز (مسلمانان مدینه ) در سمت جنوب و میان مشرق و مغرب قرار داشت یک خط میانه محسوب می شد. گویا قرآن می خواهد رابطه ای میان همه برنامه های اسلامی ذکر کند و آن اینکه نه تنها قبله مسلمانان یک قبله میانه است که تمام برنامه هایشان این ویژگی را دارا است. شهادتی که در آیه آمده، خود یکی از حقایق قرآنی است، که منحصرا در اینجا ذکر نشده، بلکه در کلام خدای سبحان مکرر نامش برده شده است.
تحمل شهادت
...
گروهی از اهل کتاب بنابر آیات قرآن افرادی معتدل بوده اند.
گروهی از اهل کتاب، مردمی معتدل: «ولو انهم اقاموا التور اة والانجیل وما انزل الیهم من ر بهم لاکلوا من فوقهم ومن تحت ار جلهم منهم امة مقتصدة وکثیر منهم ساء ما یعملون: و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده(قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانه رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می دهند.» اقتصاد به معنای گرفتن قصد، و قصد به معنای میانه است ، پس اقتصاد به معنای میانه روی در ا مور و پرهیز از افراط و تفریط در امور است ، و امت مقتصده امتی است که در امر دین و تسلیم نسبت به دستورات الهی میانه رو و معتدل باشد. این آیه شریفه مطلب تازه ای را بیان می کند و آن اینست که آنچه تاکنون از معایب و پلیدی های اهل کتاب بر شمردیم مربوط به فرد فرد آنها نیست چه در بین اهل کتاب هم مردمی معتدل و میانه رو بوده اند که هیچ یک از این معایب و کجرویها را نداشته اند و اگر می بینید گفتار گذشته ما بطور عموم بود، مصحح آن این بود که اکثریت اهل کتاب همان آلودگان بودند و مردان پاک در آنها اندک و انگشت شمار بودند، از این لحن بخوبی استفاده می شود که قرآن عزیز تا چه اندازه رعایت حق و انصاف را می کند، و تا چه پایه در حفظ حق مراقبت دارد، و چگونه رضا نمی دهد حقی از حقوق پامان شود، اگر چه بسیار اندک باشد. نظیر این تعبیر درباره اقلیت صالح اهل کتاب ، در آیات ۱۵۹ و ۱۸۱ سوره اعراف و ۷۵ سوره آل عمران نیز دیده می شود.


اعتدال در دانشنامه ویکی پدیا

اعتدال
اعتدال به معنی میانه حال شدن در کمیت و کیفیت است و به معنای تعادل و میانه روی نیز کاربرد دارد.
اعتدال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اعتدال (مختصات آسمانی)
اعتدال (موسیقی)
اعتدال دو نقطه تلاقی استوای سماوی با دایرةالبروج که شامل نقطه اعتدال بهاری و متقابلا نقطه اعتدال پاییزی است و در مختصات سماوی نقطه اعتدال بهاری (حمل) مبدأ فرض می شود با این تفاوت که نیم دایره اعتدال در مختصات استوایی عمود بر استوای سماوی است و در مختصات دایرةالبروجی عمود بر دایرةالبروج است. نیم دایره اعتدال در مختصات استوایی، گرینویچ آسمان است.
در کوک سازهای موسیقی، اعتدال به معنای تغییر تعداد از فواصل است به شکلی که مجموعهٔ صداها به حداکثر کارایی خود از نظر هارمونی برسد اگرچه خلوص هارمونیک قدری فدا شود. به فرایندی که در آن اندازهٔ یک فاصله تغییر داده می شود تا نتیجهٔ یادشده حاصل گردد، مطبوع سازی یا معتدل سازی گفته می شود. اعتدال به خصوص برای سازهای مهمی است که کوکشان در حین نواختن قابل تغییر نیست (نظیر پیانو)، چرا که این سازها فقط به نوازنده اجازه می دهند هر نت را در کوکی که از پیش تعیین شده بنوازد. در طول تاریخ، کوک های مختلفی نظیر نظام کوک خالص، کوک فیثاغورثی و اعتدال میانگین استفاده می شدند که باعث می شدند یک ساز در یک کلید کوک باشد اما در کلید دیگر از کوک خارج بزند.
توسعهٔ اعتدال مناسب در قرن هفدهم اجازه داد که سازهایی که کوک ثبات دارند هم بتوانند در تمام کلیدها صدای مناسبی تولید کنند. مجموعهٔ معروف کلاویهٔ خوش آهنگ از یوهان سباستین باخ از این تحول نهایت استفاده را برد و در آن قطعاتی در تمام ۲۴ کلید بزرگ و کوچک وجود داشت. با وجود این که این روش از فاصله های ناخوشایند (مانند فاصلهٔ ولف) اجتناب می کرد، اما در آن اندازهٔ فواصل هنوز بین کلیدهای مختلف سازگار نبود؛ بنابراین هر کلید هنوز هم شخصیت خاص خود را داشت. این تنوع نهایتاً منجر به افزایش استفاده از اعتدال مساوی در قرن هجدهم شد که در آن نسبت بسامد بین هر دو نت مجاور هم در صفحه کلید همیشه مساوی است، و اجازه می دهد که یک قطعه موسیقی بدون تغییر رابطه بین نت ها از کلیدی به کلید دیگر منتقل شود.
اعتدال بهاری یا هموگان ِ بهاری (در نیم کره شمالی) در ستاره شناسی به لحظه ای گفته می شود که خورشید از دید ناظر زمینی از صفحه استوای سماوی می گذرد و حرکت خود به سمت شمال آسمان را در پیش می گیرد. اعتدال بهاری یکی از دو اعتدالی زمین است که در هر سال رخ می دهد (اعتدال دیگر اعتدال پائیزی است). اعتدال بهاری در نیم کره شمالی برابر است با اعتدال پائیزی در نیم کره جنوبی. حرکت زمین به دور خورشید در هر سال باعث می شود تا ناظر زمینی تصور کند خورشید روی یک مدار دایروی که با مدار استوای زمین ۲۳٫۵ درجه اختلاف دارد، به دور سیاره ما می چرخد. در این میان چهار نقطه از مدار فرضی گردش خورشید به دور زمین بسیار مهم می شود. دو اعتدال بهاری و پاییزی که محل تلاقی دو مدار گردش خورشید به دور زمین و دایره استوای سماوی است و دو انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی که به نظر می رسد خورشید در بیشترین ارتفاع نسبت به استوای سماوی قرار گرفته است.
اعتدال پاییزی یا اعتدال تیرماهی یا هموگان ِ پاییزی، (در نیم کره شمالی) در ستاره شناسی به لحظه ای گفته می شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت جنوب آسمان می رود. اعتدال پائیزی یکی از دو اعتدالی است که در هر سال رخ می دهد (اعتدال دیگر اعتدال بهاری است ).
اعتدال پائیزی در نیم کره شمالی هم زمان با آغاز فصل پائیز است و برابر است با اعتدال بهاری در نیم کره جنوبی که هم زمان با آغاز فصل بهار است.
اعتدال مساوی یا اعتدال یکسان (انگلیسی: Equal temperament) اعتدال یا سیستمی برای کوک است که در آن، فاصله هر جفت نت مجاور از یکدیگر، برابر و مساوی باشد. به بیان دیگر، نسبت هایی مساوی از بسامدهای هر جفت نت مجاور وجود دارد. وقتی نواک به صورت لگاریتم بسامد (نه خود آن) درنظر گرفته شود، فاصله هر نت با نت مجاورش، برابر خواهد شد.
در کوک بندی اعتدال مساوی، ایجاد فواصل، اغلب با تقسیم فاصله های دلخواه بزرگ تر فراهم می شود. معمولاً اکتاو (نسبت ۲:۱) به تعدادی بخش کوچک تر (با نسبت بسامد برابر بین نت های پی درپی) تقسیم می شود. عموماً رایج ترین سیستم کوک بندی چند سده اخیر در موسیقی کلاسیک و غربی، اعتدال مساوی دوازده نتی بوده و چنین باقی مانده که اکتاو را به ۱۲ بخش تقسیم می کند و تمام آن ها در مقیاس لگاریتمی، نسبتی برابر با ریشه دوازدهم عدد دو دارند ( ۱٫۰۵۹۴۶≅ ۲√۱۲) که تقریباً برابر با ۱ است. در این تقسیم بندی، کوچک ترین فاصله، برابر است با یک دوازدهم اکتاو که نیم پرده خوانده می شود. در دوران مدرن اعتدال مساوی دوازده نتی به صورت نواک استاندارد بسامد ۴۴۰ کوک می شود که به اختصار، آ۴۴۰ خوانده می شود و به این معناست که هر نت به صورت آ۴۴۰ کوک شده است و باقی نت ها هم با آن، چند نیم پرده در همان جهت فاصله دارند. استاندارد نواک هم همیشه ۴۴۰ نیست و در سده های اخیر، کمی افزایش یافته است.
اعتدال میانگین یک اعتدال موسیقی است، یعنی یک روش برای کوک کردن سازها. در حالت کلی، اعتدال میانگین به روشی مشابه کوک فیثاغورثی ساخته می شود، یعنی با استفاده از دایره پنجم ها؛ تفاوت این در آن است که اندازهٔ فاصلهٔ پنجم درست در اعتدال میانگین اندکی کمتر از نسبت ۳:۲ است که در کوک فیثاغورثی استفاده می شود. در اعتدال میانگین، این نسبت حتی از نسبت ۲۷/۱۲:۱ که در اعتدال مساوی دوازده نتی استفاده می شود هم کوچک تر است. اعتدال میانگین:
تمام فواصل پنجم را با استفاده از فواصل تعدیل شدهٔ پنجم درست ایجاد می کند؛ و
اعتدال یک چهارم کمای میانگین بهترین اعتدال میانگین شناخته شده است، و عبارت اعتدال میانگین غالباً برای توصیف از این نوع خاص آن اعتدال به کار می رود.
با انتخاب اندازهٔ مناسبی برای فاصلهٔ سوم بزرگ یا کوچک، کمای همصدا را از میان می برد و به همصدایی کامل تبدیل می کند.
فراکسیون اعتدال یکی از فراکسیون های دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است که در ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ اعلام موجودیت کرد.
مکتب اعتدال (به چینی: 中庸، آوانویسی چینی: zhōng yōng، به انگلیسی: Doctrine of the Mean) نام یکی از مکاتب آیین کنفسیوس و همچنین یکی از چهار کتاب فلسفه کنفسیوسی است. این کتاب به زی سی (به نام دیگر کونگ جی) که تنها نوه کنفسیوس بوده نسبت داده می شود. این کتاب در دوبله سریال افسانه دونگ یی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با نام اصول تفکر ترجمه شده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های اعتدال

اعتدال/میانه روی دوری از افراط است.
• «اصولاً هر صفت و کاری که از جنبهٔ اعتدال و میانه روی خارج شد و صورت افراط یا تفریط یافت، زیان بخش و موجد و مورث هزاران بدبختی و بیچارگی است؛ باید در تمام موارد پیرو خرد و منطق و میانه رو باشیم تا همیشه از حوادث و آفات در امان بمانیم.» -> نورالهدی منگنه
• نشانه شناسی: «اعتدال به معنی تسلط بر نفس، میانه روی و خویشتن داری است. میانه روی از نظر رنگ شناسی، بنفش است؛ یعنی ترکیب آبی و قرمز که در برگ های ثورا وصلتِ فعال و غیرفعال معنی می دهد و نماد راز آفرینش عالم غیب و سر است.» -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با اعتدال

معنی اعتدال به انگلیسی

mean (اسم)
میانگین ، حد وسط ، اعتدال ، منابع درامد
moderation (اسم)
ملایمت ، اعتدال ، میانه روی
sobriety (اسم)
هشیاری ، متانت ، اعتدال
temperance (اسم)
اعتدال ، میانه روی

معنی کلمه اعتدال به عربی

اعتدال
متوسط
رحمة
عنيف , مفرط

اعتدال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اعتدال

شهریار آریابد ١٠:٠٢ - ١٣٩٧/١٢/١١
در پهلوی " پتمانش " برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

همای مسی ١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
عدالت ، متعادل ، عدل
|

پیشنهاد شما درباره معنی اعتدال



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اعتدال   • تدبیر و امید   • حزب اعتدال   • بولتن پرس   • روزنامه انتخاب   • جمهوریت   • اعتدال پرس   • تبريز بيدار   • مفهوم اعتدال   • تعریف اعتدال   • معرفی اعتدال   • اعتدال چیست   • اعتدال یعنی چی   • اعتدال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اعتدال
کلمه : اعتدال
اشتباه تایپی : hujnhg
آوا : 'e'tedAl
نقش : اسم
عکس اعتدال : در گوگل


آیا معنی اعتدال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )