انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1015 100 1

اعداد

/'a'dAd/

برابر پارسی: شماره ها

معنی اعداد در لغت نامه دهخدا

اعداد. [ اِ ] (ع مص ) آماده گردانیدن کسی یاچیزی را و ذخیره ساختن. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). مهیا و حاضر ساختن کسی را برای کاری.(از اقرب الموارد). یقال : «اعده اعداداً»؛ آماده گردانید او را و ذخیره ساخت. (منتهی الارب ). آماده کردن. بسیجیدن. مهیا ساختن. تهیه کردن. (فرهنگ فارسی معین ). آماده کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). آمادن. حاضر کردن. تیمار کردن. (یادداشت بخط مؤلف ). آماده ساختن. (غیاث اللغات ). ساختن. (تاج المصادر بیهقی ): و اعطائه ما اعد اﷲ الکریم له من الراحة و الکرامة و الحلول فی دارالمقامة. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 298). || (اِمص ) آمادگی و تیاری و تهیه. (ناظم الاطباء). بسیج. (فرهنگ فارسی معین ). تهیه. (یادداشت بخط مؤلف ). || در اصطلاح علم بدیع عبارت است از آنکه شاعر چند صفت یا اسم را بشمرد و آنها را بخود یا بچیزی نسبت دهد. (فرهنگ فارسی معین ).
- مدرسه ٔ اعدادی ؛ مدرسه ٔ تهیه. مدرسه ٔ مقدماتی. مدرسه ٔ تقویتی.

اعداد. [ اَ ] (ع اِ)ج ِ عَدَد. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (تاج العروس ). ج ِ عدد. شمارها. (آنندراج ). عددها و شمارها. (ناظم الاطباء). شمارها. ج ِ عدد. (دهار) : با قومی که مشاهیر انجاد و مساعیر اعداد بودند روی بطائی آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 351). افراد خدم و اعدادحشم آل سیمجور از خراسان روی به ری نهادند و سپاهی تمام پیش او فراهم آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 165).
در معانی قسمت و اعداد نیست
در معانی تجزیه و افراد نیست.
مولوی (مثنوی چ کلاله ٔ خاورص 16).
|| آبی که ماده اش منقطع نشود چون آب چشمه. (آنندراج ). ج ِ عِدّ، بمعنی آبی که ماده اش منقطع نشود چون آب چشمه. (منتهی الارب ).
- علم ِ اعداد ؛ علم حساب و قسمی از ریاضیات. علمی که در آن از عوارض عدد بحث شود. علم عدد. رجوع به مقدمه ٔ کشاف اصطلاحات الفنون ذیل کلمه علم عدد شود.
- || علم جفر. (یادداشت بخط مؤلف ).
- || از علوم غریبه که در آن از عددهای دوست و دشمن گفتگوشود. نام علمی که در آن ارقام هندی را در اشکال هندسی چون مثلث و مربع و امثال آنها نوشته اعتقاد به اثرات عجیبه ٔ آن اشکال کنند. (فرهنگ نظام ).

اعداد. [ اَ ] (اِخ ) سِفْرِ اعداد. کتاب چهارم از پنج کتاب موسی است و چون در سه باب اول و نیز در باب 26 تعداد عبریان و لاویان را بیان مینماید بدان جهت به اعداد مسمی شد. و اما باقی کتاب محتوی حکایات کوچ کردن اسرائیلیان از دشت سینا و گردش در دشت و رسیدن آنها بحدود موآب می باشد. (از قاموس کتاب مقدس ).

معنی اعداد به فارسی

اعداد
شماره ها، جمع عدد، آماده گردانیدن، مهیاساختن
۱ - ( مصدر ) آماده کردن بسیجیدن مهیا ساختن تهیه کردن . ۲ - ( اسم ) بسیج . ۳ - عبارتست از این که شاعر چند صفت یا اسم را بشمرد و آنها را بخود یا کسی یا چیزی نسبت دهد .
یا سفر اعداد . کتاب چهارم از پنج کتاب موسی است و چون در سه باب اول و نیز در باب ۲۶ تعداد عبریان و لاویان را بیان مینمایند بدانجهت به اعداد مسمی شد.
علم ... یکی از فروع علم عدد است
یا عدد های اهرامی . این آنست که مربعهای متوالی یک بر دیگر نهند تا همچون آن هرمین گردند که برابر مصراند .
یا عدد اول . این آنست که او را جز یکی نشمرد و او را هیچ پاره نبود مگر آنکه همنام او بود .
آنست که اجزای او جمله کنی همچند او باشند .
[pseudo-random number] [آمار، ریاضی] اعداد تولید شده در طی فرایندی قطعی در رایانه که بسیاری از ویژگی های اعداد تصادفی (random number) را دارند
[magic numbers] [فیزیک] اعداد 2، 8، 20، 28، 50، 82، 126 که معرف تعداد پروتون ها یا نوترون ها یا هر دوِ آنها در پوسته های کامل هسته ای است
و این آن بود که جمله اجزائ وی بیشتر باشند از وی چون دوازده که نیمه او شش است و سه یک او چهار و چهار یک او سه و شش یک او دو و دوازده یک او یکی .
زوج جفت بود و این آن عدد است که به دو پاره مانند یکدگر توان کردن ای دونیم .
یا عدد های طبیعی آنند که ابتدا از یکی کنند و زیادت یک یک همی کنند .
اعدادیرا نامند که نسبت بیکدیگر تفاضلی معین بین آنها باشد .
فرد طاق بود و این آنست که بدو نیم نتوان کردن تا شکسته با وی یاد نکنی و اول طاقها سه است و فردههای متوالی ۱۱ ۹ ۷ ۵ ۳ .
یا عدد های متباین آنند که دیچ عدد ایشانرا نشمرد چون نه و ده که هر دو را جز یکی نشمرد و بهیچ جزو هنباری نیوفتد چون نیمه یا سه یک .
یا عدد های متحاب هر دو عددی که جمله جزو های یکی از یشان چند عدد دیگر باشد و جمله جزو های دیگر چند عدد نخستین بود ایشان را متحاب خوانند یعنی که یک مرد دیگر را دوست دارند و همیشه یکی ازین دو عدد زائد بود و دیگر ناقص و نموده او دویست و بیست است ٠
بیرونی آرد : چون جذر مربع چند بار جذر مربعی کنی آنچه گرد آید او را متمم خوانند یعنی تمام کننده ٠
اعدادی را گویند که در نسبت بسوی یکدیگر متحد باشند بنحوی که یک مقدم از آن اعداد نسبت به تالی خود مانند نسبت جمیع مقدمها بسوی تالی های خودشان باشد ٠
اعدادی را نامند که نست بعدد ما قبل بلافاصله خود یک یک افزوده شوند
یا عددهای مثلث این آنستکه عدد های متوالی از یکی تا آنجا که خواهی گرد کنی و این آنست که هندوان او را سنکلت خوانند و نموده او آنست که یکی نخستین مثلث است چنانکه گفتیم که اندر او همه چیزهاست بقوت .
یا عددهای مجسم . این آن عددهاست که بحاصل آیند از عددی چند بار عدد کرده و آنچه گرد آید چند بار عدد سوم کرده اگر این سه عدد راست باشند آنچه گرد آید ازیشان مکعب نام کنند و یکی از این عددها کعب او باشد .
یا عدد های مخروط آنست که از مثلث های متوالی گرد هم پدید آید .

معنی اعداد در فرهنگ معین

اعداد
( اَ ) [ ع . ] جِ عدد، ارقام ، شماره ها.
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) آماده کردن ، بسیجیدن . ۲ - ( اِ.) بسیج .

معنی اعداد در فرهنگ فارسی عمید

اعداد
آماده گردانیدن، مهیا ساختن.
= عَدد

اعداد در دانشنامه اسلامی

اعداد
اعداد جمع عدد و عدد اسم و مشتق از «ع ـ د ـ د» است.
واژه عدد در لغت غالباً به معنای شماره و رقم و گاه به معنای شمارش تعداد، یا به معنای معدود (شمرده و مقدار) است. لغت شناسان عدد را به یکیهای ترکیب شده یا ترکیب آحاد تعریف کرده اند. عدد در اصطلاح فلسفه، از مقوله «کمّ» به حساب می آید که یکی از مقولات عشر است. برخی فلاسفه عدد را از مفاهیم ماهوی و بعضی آن را از مفاهیم اعتباری می دانند.

انواع
ریاضی دانان اعداد را به حقیقی، صحیح، طبیعی، کسری، گویا، مخلوط، موهومی، مثبت، منفی و... تقسیم می کنند.

پیشینه
شمارش، در تاریخ بشر پیشینه ای کهن دارد و بشر پیش از اختراع خط به آن آگاهی داشته است. انسان های نخستین برای نشان دادن اعداد و ارقام، خطوطی را رسم می کردند. مورّخان با توجه به اسناد تاریخی، بابلی ها را نخستین واضعان حساب و عدد می دانند؛ ایشان با وضع حساب و عدد، سال را به ۱۲ ماه و ماه را به ۳۰ شبانه روز، و شبانه روز را به ساعات، دقایق و ثانیه ها تقسیم کردند و عدد را تا ۶۰ به توان ۴ می شمردند. تقسیمات شمارشی آن ها شصت شصت بوده که در اصطلاح «حساب ستینی» نامیده می شود. برخی نیز بر این باورند که اعداد و مسمیّات آن ها و ارقام و مدلولاتشان از علم اسماء است که خداوند به حضرت آدم آموخت : «و عَلَّمَ ءادَمَ الاَسماءَ کُلَّها»

کاربرد در رشته های علمی
...
عدد، اسم مصدر به معنای شماره و مصدر آن عد به معنای شمردن است و جمع آن اعداد می باشد. منظور از اعداد در این جا، شماره ها و عددهایی است که در قرآن آمده است.
اعداد جمع عدد و عدد اسم و مشتق از «ع ـ د ـ د» است. واژه عدد در لغت غالبا به معنای شماره و رقم و گاه به معنای شمارش تعداد، یا به معنای معدود (شمرده و مقدار) است. لغت شناسان عدد را به یکیهای ترکیب شده یا ترکیب آحاد تعریف کرده اند. عدد در اصطلاح فلسفه، از مقوله کم به حساب می آید که یکی از مقولات عشر است. برخی فلاسفه عدد را از مفاهیم ماهوی و بعضی آن را از مفاهیم اعتباری می دانند.
پیشینه کاربرد عدد
شمارش، در تاریخ بشر پیشینه ای کهن دارد و بشر پیش از اختراع خط به آن آگاهی داشته است. انسانهای نخستین برای نشان دادن اعداد و ارقام، خطوطی را رسم می کردند. مورخان با توجه به اسناد تاریخی، بابلیها را نخستین واضعان حساب و عدد می دانند؛ ایشان با وضع حساب و عدد، سال را به ۱۲ ماه و ماه را به ۳۰ شبانه روز، و شبانه روز را به ساعات، دقایق و ثانیه ها تقسیم کردند و عدد را تا ۶۰ به توان ۴ می شمردند. تقسیمات شمارشی آنها شصت شصت بوده که در اصطلاح «حساب ستینی» نامیده می شود. برخی نیز بر این باورند که اعداد و مسمیات آنها و ارقام و مدلولاتشان از علم اسماء است که خداوند به حضرت آدم علیه السّلام آموخت: «و علم ءادم الاسماء کلها» استفاده از عدد و حساب در همه شئون زندگی و رشته های علمی گوناگون، شاخص و صفت علمی غالب عصر ماست. کشف اتم، فضانوردی و کاوش در کرات آسمانی، طب، اقتصاد و بسیاری دیگر از رشته های علمی و حتی اداره یک زندگی ساده، همگی، عرصه های استفاده از اعداد، ارقام و حساب است. در خواندن برخی ادعیه و اذکار مستحب وارده از سوی معصومان علیهم السّلام عدد و روز خاصی سفارش شده است که رعایت آن طبق دستور لازم است؛ امام صادق علیه السّلام فرمود: بدانید که اسماءالله به منزله گنج اند و عدد به منزله ذراع، اگر ذراع را کمتر بگیری به گنج نمی رسی و اگر فزون تر بگیری از آن درمی گذری، ازاین رو عرفا برای اعداد، اسرار، ارواح و منازلی قائل اند و عدد را سری از اسرار الهی در عالم وجود می دانند.
انواع عدد
ریاضی دانان اعداد را به حقیقی، صحیح، طبیعی، کسری، گویا، مخلوط، موهومی، مثبت، منفی و... تقسیم می کنند.
عملیات ریاضی در قرآن
...
اعداد آیات، دیدگاه ها درباره تعداد آیات قرآن را می گویند.
درباره شمارش تعداد آیات قرآن مجید پنج دیدگاه وجود دارد که هریک به یکی از مکتب های تفسیری و قرآنی صدر اسلام منسوب است. این پنج عدد عبارتند از: عدد کوفی ؛ عدد بصری ؛ عدد مدنی ؛ عدد مکی ؛ عدد شامی آیات .توضیح هرکدام در مدخل های مربوط آمده است.
اعداد اعشاری در آیات قرآن از کاربرد های گوناگونی برخوردار هستند.
• نصف اموال میت، سهم الارث یگانه دختر میت: «یوصیکم اللـه فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین... وان کانت واحدة فلها النصف... : خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست؛ و اگر یکی باشد، نیمی (از میراث،) از آن اوست...» • نصف اموال میت، سهم الارث یگانه خواهر وی در صورت فرزند و برادر نداشتن میت: «... ان امر ؤ هلک لیس له ولد وله اخت فلها نصف ما تر ک... : ... اگر مردی از دنیا برود، که فرزند نداشته باشد، و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، از او (ارث) می برد...» » • نصف اموال میت زن، سهم شوهر وی، در صورت فرزند نداشتن میت: «ولکم نصف ما تر ک ازواجکم ان لم یکن لهن ولد فان کان لهن ولد... : و برای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند؛ ...» • نصف مهریه زن، ملک وی، در صورت مطلقه شدنش پیش از آمیزش جنسی: «وان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن وقد فر ضتم لهن فر یضة فنصف ما فر ضتم الا ان یعفون او یعفو الذی بیده عقدة النکاح وان تعفوا اقر ب للتقوی ولا تنسوا الفضل بینکم ان اللـه بما تعملون بصیر : و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها تماس بگیرید و (آمیزش جنسی کنید) طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا (در صورتی که صغیر و سفیه باشند، ولی آنها، یعنی) آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می دهید، بیناست! » • نصف حد زنان آزاد زناکار، حد کنیزان مرتکب فحشا:«ومن لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنـت المؤمنـت فمن ما ملکت ایمـنکم من فتیـتکم المؤمنـت... فان اتین بفـحشة فعلیهن نصف ما علی المحصنـت من العذاب...» • نصف از شب، مقدار متوسط شب زنده داری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم: «ان ر بک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی اللیل ونصفه وثلثه... : پروردگارت می داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می خیزند؛...» • مخیر بودن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در شب زنده داری بین یک دوم از شب یا کمتر و بیشتر از آن: «یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه ور تل القر آن تر تیلا: ای جامه به خود پیچیده! شب را، جز کمی، بپاخیز! نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن، یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تامل بخوان؛ » • ارث دختر نصف ارث پسر: «یوصیکم اللـه فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین... : خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛...» • یک دوم از دو سوم شب، زمان برخی از شب زنده داری های پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلّم: «ان ر بک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی اللیل ونصفه وثلثه... : پروردگارت می داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می خیزند؛...» این برداشت بنا بر این احتمال است که ضمیر «نصفه» به «ثلثی اللیل» برگردد.
یک سوم
• یک سوم اموال میت ارث خواهران و برادران مادری (ناتنی) وی: «... وان کان ر جل یور ث کلالة او امر اة وله اخ او اخت فلکل واحد منهما السدس فان کانوا اکثر من ذلک فهم شر کاء فی الثلث ... : ... و اگر مردی بوده باشد که کلاله (خواهر یا برادر) از او ارث می برد، یا زنی که برادر یا خواهری دارد، سهم هر کدام، یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند)؛ و اگر بیش از یک نفر باشند، آنها در یک سوم شریکند؛...» • یک سوم اموال میت، سهم الارث مادر وی در صورت نبودن فرزند و برادران و خواهران برای وی: «... فان لم یکن له ولد وور ثه ابواه فلامه الثلث فان کان له اخوة فلامه السدس ... : ... و اگر فرزندی نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، برای مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است)؛ و اگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم می برد (و پنج ششم باقیمانده، برای پدر است). ...» • یک سوم، کم ترین زمان شب زنده داری پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلّم: «ان ر بک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی اللیل ونصفه وثلثه... : پروردگارت می داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می خیزند؛...» • یک سوم از دو سوم شب، زمان برخی از شب زنده داری های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم: «ان ر بک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی اللیل ونصفه وثلثه... : پروردگارت می داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می خیزند؛...» این برداشت بنا بر این است که ضمیر در «ثلثه» به «ثلثی اللیل» برگردد.
یک چهارم
• یک چهارم اموال میت زن، سهم الارث شوهر وی در صورت فرزند داشتن میت: «... فان کان لهن ولد فلکم الر بع مما تر کن من بعد وصیة یوصین بها او دین... : ... و اگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شماست؛ پس از انجام وصیتی که کرده اند، و ادای دین (آنها). و برای زنان شما، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندی نداشته باشید؛ و اگر برای شما فرزندی باشد، یک هشتم از آن آنهاست؛ بعد از انجام وصیتی که کرده اید، و ادای دین...» • یک چهارم اموال میت، سهم زوجه او در صورت فرزند نداشتن میت: «... ولهن الر بع مما تر کتم ان لم یکن لکم ولد... : ... و برای زنان شما، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندی نداشته باشید؛ ...»
یک پنجم
...
تمییز اعداد، از مجموعه مباحث "تمییز" است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد؛ از این رو به خواننده ی محترم توصیه می شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل تمییز (نحو) و مطالب مذکور در آن مراجعه کند.
اعداد، الفاظ مبهمی هستند که نیاز به تفسیر و رفع ابهام دارند و این رفع ابهام ممکن است با تمییز و غیر آن صورت گیرد. بحث از تفسیر و رفع ابهام عدد با توجه به اینکه عدد بر دو گونه "عدد صریح" و "عدد کنایی" است، در دو بخش مورد بررسی قرار می گیرد:
بخش اول: عدد صریح
عدد در این نوع، اسمی است که به صراحت بر کمیت، ترتیب و یا نسبت اشیاء معدود و قابل شمارش دلالت دارد. تفسیرکننده (مفسِّر) و رفع کننده ابهام در عدد صریح بر سه گونه است:
← مفرد و منصوب
اعداد کنایی، الفاظ مخصوصی هستند که از عدد کنایه آورده می شوند و عبارتند از: "کَم"، "کأیِّن"، "کذا"، "بِضع" و "بِضعة" و "نَیِّف". در ادامه به نحو مستقل به مفسِّر هر یک از این اعداد اشاره می شود:
← کم
...



اعداد در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:عدد

ارتباط محتوایی با اعداد

اعداد در جدول کلمات

اعداد
ارقام
از نخستین اعداد دو رقمی
هجده
ز اعداد ترتیبی
هشتم
زیر مجموعه پیوسته ای از اعداد حقیقی
بازه
زیر مجموعه پیوسته ای ز اعداد حقیقی
بازه
عدد سمت راست اعداد دو رقم به بالا
یکان
علم اعداد در یونان
ارثماطیقی
یکی دیگر از اعداد ترتیبی
یکم
از اعداد اول
سه
از اعداد ترتیبی
دهم, یکم

معنی کلمه اعداد به عربی

اعداد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اعداد

محمد حمید نیک روان ١٩:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
شمارگان
|

رسم آزادی ٠٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٢
کلمه"اعداد"یعنی تهیه کردن چیزی،تا انسان با آن چیز به هدف دیگری برسد.
مثل هیزم وکبریت علت تهیه آتش است
که اگر نبودانسان به هدف مطلوب خود نمی رسد.
|

پیشنهاد شما درباره معنی اعداد



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اعداد بعد از میلیارد   • دسته بندی اعداد   • انواع اعداد   • شکل اعداد   • اعداد بزرگ   • ترتیب اعداد   • اعداد در ریاضی   • اعداد فانتزی   • معنی اعداد   • مفهوم اعداد   • تعریف اعداد   • معرفی اعداد   • اعداد چیست   • اعداد یعنی چی   • اعداد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اعداد
کلمه : اعداد
اشتباه تایپی : hunhn
آوا : 'a'dAd
نقش : اسم
عکس اعداد : در گوگل


آیا معنی اعداد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )