انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 890 100 1

معنی افتتاح در لغت نامه دهخدا

افتتاح. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گشادن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از منتخب بنقل غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). مقابل بستن. (از اقرب الموارد). باز کردن. (یادداشت مؤلف ) : و هم بر این نمط افتتاح کرده شود. (کلیله و دمنه ). || آغاز کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتخب بنقل غیاث اللغات ). ابتدا کردن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ابتدا کردن بچیزی یا امری. (از اقرب الموارد).
- افتتاح خراج ؛ ابتداء جبایت آن. (یادداشت بخط مؤلف ).
|| غالب شدن و فتح کردن جایی را با زور: افتتح السلطان دارالحرب ؛ غلب علیها و تملکها قهراً. (از اقرب الموارد). فتح کردن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || گشادفرج شدن ناقة. (از اقرب الموارد). || (حامص ) مأخوذ از تازی ؛ آغاز. شروع. (ناظم الاطباء). مقابل اختتام. (یادداشت مؤلف ) : تا هر باب که افتتاح کردند بتمامت اشباع برسانیدند. (کلیله و دمنه ). || گشودگی. گشایش. (ناظم الاطباء). گشاد. گشادی. گشادگی. (یادداشت بخط مؤلف ).
- افتتاح کردن ؛ گشودن. باز کردن. آغاز کردن :
شکوفه ها همه انواع باغ گردونست
که چون پدید شدند افتتاح کرد سما.

معنی افتتاح به فارسی

افتتاح
گشودن، بازکردن، آغازکردن
( مصدر ) ۱ - گشودن باز کردن . ۲ - شروع کردن آغاز کردن آغازیدن .

معنی افتتاح در فرهنگ معین

افتتاح
(اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - گشودن ، باز کردن . ۲ - آغاز کردن .

معنی افتتاح در فرهنگ فارسی عمید

افتتاح
۱. گشودن، باز کردن.
۲. آغاز کردن.
۳. شروع به کار مؤسسه یا کارخانه یا مدرسه و امثال آن.

افتتاح در جدول کلمات

سومین نمایشگاه بین المللی جهانگردی | هتلداری | زیباسازی و مبلمان در این منطقه افتتاح شد
کیش
سومین نمایشگاه بین المللی جهانگردی | هتلداری زیباسازی و مبلمان در این منطقه افتتاح شد
کیش
فاز اول بیمارستان امام حسین (ع) با حضور مشاور مطبوعاتی رییس جمهوری در این استان افتتاح شد
بوشهر
قرار است ایران 30 طرح صنعتی را در این کشور افتتاح کند
ونزویلا

معنی افتتاح به انگلیسی

opening (اسم)
دهانه ، سوراخ ، سراغاز ، منفذ ، فرصت ، فتق ، گشایش ، چشمه ، افتتاح ، جای خالی ، بازکردن
inauguration (اسم)
گشایش ، افتتاح

معنی کلمه افتتاح به عربی

افتتاح
افتتاح , تنصيب
استفتح
افتتح

افتتاح را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی افتتاح

شهریار آریابد ٠٩:٤٩ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
بازگشایی
|

پیشنهاد شما درباره معنی افتتاح



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افتتاح دعا   • معنی افتتاح   • افتتاح حساب غیر حضوری   • افتتاح حساب اینترنتی بانک شهر   • شرایط افتتاح حساب بانک ملت   • فرم افتتاح حساب   • افتتاح حساب اینترنتی بانک ملی   • مدارک لازم برای افتتاح حساب بانک ملی   • مفهوم افتتاح   • تعریف افتتاح   • معرفی افتتاح   • افتتاح چیست   • افتتاح یعنی چی   • افتتاح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افتتاح
کلمه : افتتاح
اشتباه تایپی : htjjhp
آوا : 'eftetAh
نقش : اسم
عکس افتتاح : در گوگل


آیا معنی افتتاح مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )