برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

افراز

/'afrAz/

مترادف افراز: تفکیک، جداسازی

معنی افراز در لغت نامه دهخدا

افراز. [ اَ ] (اِ) بلندی. (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ). بمعنی بالا باشد. (فرهنگ اسدی ). بلندی. (آنندراج ) (هفت قلزم ). بلندی و قله. (ناظم الاطباء). بمعنی بالا و فراز مقابل نشیب. (از شعوری ) :
از افراز چون کژ بگردد سپهر
نه تندی بکار آید از این نه مهر.
فردوسی.
یکی تل بد از گوشه ٔ ره بلند
بر افراز تل برشد آن هوشمند.
فردوسی.
کز اسبان تو باره ٔ دستکش
کجا برخرامد بر افراز خوش.
فردوسی.
خروشان و جوشان و دل پرنهیب
بر افراز سر برکشید از نشیب.
فردوسی.
عنان رخش را داد و بنهاد روی
نه افراز دید از سیاهی نه جوی.
فردوسی.
زبس رفعتش شاهباز خرد
نیارد بر افراز او برپرد.
لبیبی.
نماز دیگر برنشست [ سبکتگین ] و در آن صحرا میگشت و همه ٔ اعیان با وی و جای آن در صحرا و افرازها و کوهپایه ها بود. (تاریخ بیهقی ص 198).
چو اسب اندر افراز و شیب افکنم
چو او من بزخم رکیب افکنم.
(گرشاسب نامه ).
کمند و کمان دادشان ساز جنگ
زره زیر و ز افراز چرم پلنگ.
(گرشاسب نامه ).
تا بر افراز باشد و به نشیب
آتش و آب وا ره رفتار.
ابوالفرج رونی.
و جمله پشته ها و نشیب و افراز آن ولایت بغلّه بکارند. بعض کی پشته ها و افرازهاباشد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 144).
آسمان گون قصبی بسته بر افراز قمر
ز آسمان وز قمرش خوبتر آن روی و قصب.
سنائی.
باره در زیر او چو هیکل چرخ
چتر از افراز سر چو خرمن ماه.
(از تاج المآثر).
- افراز آب ؛ ماوراءالنهر. (یادداشت مؤلف ).
- افراز تخت ؛ بالای تخت. روی تخت :
ملک آمد و تخت زرین نهاد
بر افراز آن تخت بنشست شاد.
فردوسی.
بیاورد موبد ورا شادمان
نشاندش بر افراز تخت کیان.
فردوسی.
سوی قبه ٔ داد شدنیک بخت
چو جم شد نشست او بر افراز تخت.
فردوسی.
- افراز دار ؛ بالای دا ...

معنی افراز به فارسی

افراز
فراز، بلندی، ضد نشیب، به معنی کرسی و منبر هم گفته اند، جداکردن چیزی ازچیزدیگر، جداکردن چیزی برای کسی
( مصدر ) جدا کردن چیزی از چیز دیگر .
[rise, pitch] [معماری و شهرسازی] فاصلۀ عمودی خط پاکار تا بالاترین نقطۀ کمان زیرین قوس یا چَفته
[partition] [ریاضی] اِفراز به سه صورت است: افراز بازه، افراز عدد و افراز مجموعه
[partition of an interval] [ریاضی] در مورد یک بازۀ بسته مفروض، گردایه ای (collection) متناهی از زیربازه های بستۀ بازۀ مفروض که تنها در نقاط انتهایی خود با هم اشتراک دارند و اجتماعشان بازۀ مفروض است
هر چه را در قدم پوشند
جانب بالای روی را گویند که افراز و فراز بمعنی بالا و رخ بمعنی روی است .
[partition of a number] [ریاضی] در مورد یک عدد صحیح مفروض، گردایه ای (collection) از عددهای صحیح مثبت که مجموعشان برابر با آن عدد است
[slip partitioning] [ژئوفیزیک] شکل گیری گسل های شیب لغز و امتدادلغز به موازات هم در ناحیه ای با هم گرایی مایل متـ . اِفراز کُرنش strain partitioning
[partition of a set] [ریاضی] در مورد یک مجموعۀ مفروض، گردایه ای (collection) از مجموعه های مجزا که اجتماعشان برابر مجموعۀ مفروض است
[partition of unity] [ریاضی] فرمول دار
قسمت کردن . تقسیم کردن ملک مشاع را .
[strain partitioning] [ژئوفیزیک] ← اِفراز لغزش
...

معنی افراز در فرهنگ معین

افراز
( اَ ) [ په . ] (اِ.)۱ - بلندی ، فراز. ۲ - کرسی ، منبر.
( اِ ) [ ع . ] (مص م .)جدا کردن ، بیرون دادن .
(گَ دَ. اَ) (ص فا.) ۱ - متکبر، خودپسند. ۲ - گردنکش ، عاصی . ۳ - نیرومند، قوی .

معنی افراز در فرهنگ فارسی عمید

افراز
۱. = افراشتن
۲. افراخته (در ترکیب با کلمۀ دیگر): سرافراز، گردن افراز.
۳. (اسم) [مقابلِ نشیب] [قدیمی] فراز، بالا.

افراز در دانشنامه اسلامی

افراز
تقسیم مال مشترک را اِفراز می گویند و از آن در باب قضاء سخن گفته‏اند.
نزد فقیهان امامی تقسیم، خرید و فروش (بیع) نیست، بلکه جدا کردن (افراز) حقّ هر یک از شریکان از مال مشترک است. از این رو، احکام بیع بر آن بار نمی‏شود.
تقسیم افراز
افراز به معنای جدا کردن حق هر یک از شریکان از مال مشترک، تمامی انواع قسمت را شامل می‏شود؛ امّا برخی، قسمت را به سه نوع تقسیم کرده و یک نوع آن را تقسیم افراز قرار داده‏اند و آن در جایی است که مال با حفظ ویژگیهای آن قابل تقسیم به اجزای مساوی باشد، مانند پارچه، گندم و دیگر حبوبات. افراز به این معنا خاص است.
تقسیم مال به اجبار
اگر یکی از دو شریک، تقسیم ‏مال‏ را درخواست کند و شریک دیگر امتناع ورزد و مال نیز پس از قسمت کردن همانند پیش از آن قابل انتفاع باشد، مال به اجبار تقسیم می‏شود.



افراز در دانشنامه ویکی پدیا

افراز
افراز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
افراز مجموعه ها مربوط به نظریهٔ مجموعه ها
افراز (معماری) بلندای جَفد تاق یا گنبد از دهانه سازه
افراز (سازمان) سازمانی مردم نهاد در ایران
افراز (حقوقی) به معنی تقسیم برابر اموال غیرمنقول بین دو یا چند نفر
افراز (جیرفت)، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان مسکون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۵ نفر (۳۴خانوار) بوده است.
اِفراز در فقه و حقوق ایران عبارت است از تقسیم کردن مال غیرمنقول مشاعی بین دو یا چند نفر شریک. این تقسیم بندی براساس سهم هریک از شرکا انجام می شود. اِفراز می تواند به صورت برابر و تراضی بین طرفین، یا اجباراً و از طریق حکم دادگاه صالحه انجام شود. به مالی که به صورت غیرمشاع باشد نیز فَرْز گفته می شود. افراز را نباید با تفکیک اشتباه گرفت، زیرا تفکیک در عرف ثبتی عبارت است از تقسیم مال غیرمنقولِ حداقل یک نفر به قطعات کوچک تر، اما در افراز باید مالکیت در اختیار بیش از یک نفر باشد.
انجمن فرهنگی افراز ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ خورشیدی توسط سیما مشعوف، شروین مشتری خواه و علی رضا افشاری (و سپس محمد فتحی) بنیاد گذاشته شد و با گرفتنِ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان از سال ۱۳۸۱ کوشش های خود را زیر نام انجمن فرهنگی ایران زمین (افراز)، با آرمانِ آشناسازی جوانان با فرهنگ و تمدن ایران زمین و نیز پاسداری از ارزش های فرهنگی و گرامی داشت فرهنگ ملی ایرانیان، آغاز کرده بود ــ در ۱۲ مهر ۱۳۹۴ در اداره کل ثبت شرکت ها و مؤسسات غیرتجاری ثبت و موفق به گرفتن مجوز از استانداری تهران در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۴ شد. این سمن یا سازمان مردم نهاد در حوزه های ایران شناسی و ایران پژوهی، تقویت هو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با افراز

افراز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پرنیا
ترشح
شفيق الله مصلح
اعمار نمودن يا بنا کردن
امیررضا علوی
- ( اِ ) [ ع . ] (مص م .)جدا کردن، بیرون دادن ، جدا کردن چیزی از چیز دیگر .
- در ریاضیات : اگر اشتراک دو به دو چند زیر مجموعه از (A ) برابر تهی ({}) باشد و اجتماع تمام آنها برابر (A ) باشد؛ در این صورت این زیر مجموعه ها إفرازي از (A ) هستند.مثال :
{ A : { 1, 2, 3
یک إفراز از (A ) :
{1 , 2 } , {3 }
مصطفی بابامیر
در اصطلاح حقوقی؛جداسازی و تقسیم مال مشاع را گویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی افراز   • افراز ملک مشاعی   • افراز ریاضی   • افراز چیست   • افراز انتشارات   • افراز آپارتمان   • افراز مجموعه   • معنی افراز ملک   • مفهوم افراز   • تعریف افراز   • معرفی افراز   • افراز یعنی چی   • افراز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افراز
کلمه : افراز
اشتباه تایپی : htvhc
آوا : 'afrAz
نقش : بن حال
عکس افراز : در گوگل

آیا معنی افراز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )