برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1158 100 1

افشین

/'afSin/

معنی اسم افشین

اسم: افشین
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: afšin) (در اعلام) نام سردار ایرانی که بابک خرم دین را دستگیر کرد، (در اعلام) لقب عام پادشاهان اسروشنه - نام سردار معروف معتصم خلیفه عباسی، تون اپ ۱۹۰۱

معنی افشین در لغت نامه دهخدا

افشین. [ اَ ] (اِخ ) لقب پادشاهان اسروشنه. (تاریخ الخلفاء سیوطی ص 364). لقب عام ملوک اسروشنه. (از مفاتیح العلوم و آثارالباقیه از یادداشت مؤلف ).

افشین. [ اَ ] (اِخ ) بیشتر فرهنگها ذیل این کلمه آورده اند: نام شخصی بود کریم و صاحب همت و مکرم و بزرگ و باسخا مانند حاتم و معن و از اصل و نسب و مقام و منصب او چیزی نیاورده اند بجز صاحب انجمن آرا که مؤلف آنندراج نیز از او پیروی کرده است ، چنین آورده : نام مردی بود اصلش از عجم و در نزد خلیفه ٔ بغداد ملازمت یافته و معتصم او را سردار کرده ، بجنگ بابک خرم دین فرستاد بابک را مغلوب و منکوب کرده ، آخرالامر در نزد خلیفه متهم بطغیان گردیده و کشته گشت. سرگذشت این سردار بزرگ در بیشتر تواریخ و تراجم مسطور است. مؤلف مجمل التواریخ والقصص آرد: پس بابک را کار از اندازه بگذشت و معتصم افشین را بحرب بابک فرستاد. و افشین لقب پادشاهان اسروشنه است و نامش حیدربن کاوس بود و اصل او از ماوراءالنهر. و افشین سوی ارمینیه آمد، و بابک در کوههای آن حدود جایهای عظیم دشوار گزیده بود و قلعه ساخته بوده و بسیاری روزگار و حادثه ها رفت تاآخر کار بابک گرفتار شد بر دست او، و حیلت کردن سهل بن سنباط بر قلعه ٔ خویش و بابک را بعد از گریختن از قلعه ، آن جایگاه بداشتن ، و امید دادن ، و این سهل از دهقانان بود، افشین کس فرستاد و ابن سنباط بابک را بصید بیرون آورد تا سپاه او را بگرفتند و بعد مدتها این فتح برآمد، و او را پیش معتصم آوردند بسامره ، بفرمود تا دستش ببریدند و شکم بشکافتند، و پس سرش آوردندو تنش را بسامره بردار کردند و سرش در بلاد اسلام بگردانیدند که آفتی عظیم بود مسلمانی را.... و مازیار بجانب طبرستان خروج کرد تا عبداﷲ طاهر او را بگرفت وبمعتصم فرستاد و او فرموده تا مازیار را به تازیانه میزدند از آن سبب که گفتند افشین را با مازیار مکاتبت بود در عصیان فرمودن ، و عبداﷲ سه ، چهار نوشته یافته بود از افشین به مازیار و به معتصم فرستاده بود وافشین منکر گشت و گفت این حیلت عبداﷲبن طاهر ساخته است پس مازیار را همی زدند تا راست بگوید. وی اندر آن زخم بمرد و هیچ نگفت. پس معتصم از این پس افشین رابفرمود کشتن. بعد از آنکه بر وی درست کردند که اقلف بود ختنه ناکرده وصنم پرستیدی و گفتند بابک را غروری دادی. (ا ...

معنی افشین به فارسی

افشین
نام ناحیه ایست بخراسان
همان افشین سردار معروف معتصم است
همان افشین معروف که در نزهه القلوب با وصف غلام معتصم آمده است .
یا اخشین نام یکی از اجداد سامانیان است .

افشین در دانشنامه ویکی پدیا

افشین
خیدر پسر کاووس شاهزاده اشروسنه که با نام افشین شناخته شده است (اشروسنه، کوهستانی مابین سمرقند و خوجنده است)، از شخصیت های نامدار تاریخ ایران است که در قرون اولیه پس از تسلط خلفای عباسیان بر ایران می زیسته. افشین عنوان موروثی شاهان اسروشنه در آن زمان بوده است. این نام عربی شده این نام در پارسی میانه یعنی شیر درنده و در اوستایی معنی پیسینه یا همان شیر درنده را دارد. هرچند مینورسکی اعتقاد دارد این نام منشا سغدی دارد. در طول زمانی که برای اولین بار اعراب بر منطقه اشروسه دست یافتند مردمان این ناحیه از مردمان ایرانی تشکیل یافته بودند که توسط شاهزادگان خود که عنوان افشین داشتند اداره می شد.
اشروسنه
استروشن
خوقند
خجند
به طور کلی افشین یک ایرانی محسوب می شود. ولی به هر حال دو منبع کلاسیک (و برخی از نویسندگان) وی را ترک معرفی می کند. او از یک منطقه فرهنگی ایرانی آمده که عموماً ترک به حساب نمی آمدند. این دوگانگی از آنجا به وجود آمده است که نویسندگان عرب واژه ترک را به صورت بی قاعده برای نیروهای تازه خلیفه که در میان آن ها برخی از ایرانی تباران فرغانه و اسروشنه نیز بودند بکار می بردند. به نوشته ابوالفضل بیهقی نام افشین، «اشناس» بوده است، ضبط مشهور در این کلمه به ضم اول است، اما بعضی از افاضل آن را به فتح اول نیز آورده اند.
اَفشین یکی از سرداران ایرانی در دربارمأمون و المعتصم بالله خلفای عباسی بود. او در جنگ میان بابک خرم دین و خلیفه عرب، از جانب خلیفه مأمور دستگیری بابک شد و او را به نیرنگ و پس از جنگ های بسیار دستگیر کرد و به خلیفه تحویل داد تا مورد توجه خلیفه قرار گیرد و به آرزوهای دیرین خود که رسیدن به ثروت و فرمانروایی خراسان بود برسد ولی طاهریان بر خراسان فرمانروایی داشتند از این رو افشین با طاهریان دشمنی می ورزید و به همین سبب مازیار را به خیزش بر خلیفه و دشمنی با طاهریان فراخواند و به او وعده کمک داد تا بتواند به وسیله او طاهریان را که در برابر آرزوهای خود می دید از میان بردارد اما مازیار به دست طاهریان افتاد و شکست خورد. افشین که جایگاه خود را در نزد خلیفه سست می دید و همه آرزوهایش را بر باد رفته دید چاره را در فرار دید و برای بدست آوردن فرصت فرار تصمیم به برگزاری یک مهمانی را گرفت تا در آن خلیفه و همراه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

افشین در دانشنامه آزاد پارسی

افشین ( ـ۲۲۶ق)
عنوان عمومی حکّام موروثی اشروسنه تا نیمه اول قرن ۳ق و عنوان خیدر بن کاوس، آخرین حاکم اشروسنه و سردار معروف ایرانی در دورۀ خلافت مأمون و معتصم عباسی. وی پس از مخالفت با پدر و برادرش به بغداد نزد مأمون رفت و اسلام آورد و او را به تسخیر اشروسنه تشویق کرد و پس از آن جانشین پدر و حاکم اشروسنه شد و همواره در رکاب مأمون و معتصم بود تا در ۲۲۰ق معتصم وی را در سمت فرمانروایی آذربایجان برای دفع بابک خرم دین به آن جا فرستاد. سرکوب بابک به دست افشین خلیفه را بسیار خشنود ساخت و بر سر افشین تاج نهاد و جواهرات و اموال بسیار به او بخشید. در ۲۲۴ق منکجور (از فرمانروایان زیردست افشین) بر خلیفه شورید و افشین نیز ابوالساج، از فرماندهان خود را به مقابلۀ او فرستاد، اما خلیفه هر دو آنان را آلت دست افشین علیه خود می دانست و وی را از شغل فرماندهی عزل کرد. وی در مدتی که محبوس بود سعی می کرد نظر معتصم را جلب نماید ولی بی فایده بود. سرانجام به اتهام همکاری با بابک و مازیار و نیز حکم ارتداد به دستور خلیفه در زندان به قتل رسید و جنازه اش را به دار آویخته و آتش زدند و خاکسترش را در دجله ریختند.

ارتباط محتوایی با افشین

افشین در جدول کلمات

ساخته افشین شرکت
عاشق
ساخته افشین شرکت با بازی ایرج نوذری و هانیه توسلی
عاشق
ساخته افشین شرکت با بازی مجید مظفری و افسانه بایگان
فانی
ساخته افشین شرکت با بازی افسانه بایگان و مجید مظفری
فانی
ساخته افشین شرکت با بازی امین حیایی و چکامه چمن ماه
شکلات
ساخته افشین شرکت با بازی امین حیایی | رحیم نوروزی و چکامه چمن ماه
شکلات
ساخته افشین شرکت با بازی حیایی | چمن ماه و رحیم نوروزی
شکلات
ساخته افشین شرکت با بازی مجید مظفری | افسانه بایگان و عبدالرضا اکبری
فانی
ساخته افشین شرکت در سال 68 با بازی مجید مظفری | افسانه بایگان و عبدالرضا اکبری
فانی
ساخته افشین شرکت در سال 68 با شرکت مجید مطفری | افسانه بایگان | عبدالرضا اکبری و مرحوم منوچهر حامدی
فانی

افشین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سبحان
این واژه از دو بخش اوستایی ساخته شده و آفشین بوده است: آف: رساننده. مانند آفتاب که تاب یعنی گرما و آفتاب یعنی گرما رسان. شین در اوستایی شَیَنَ و به معنی آرامش بوده است. و آفشین یعنی آرامبخش. (09163657861)
افشین قلی زاده
افشین این اسم به دو بخش تقسیم میشود. اف بمعنی فرو برنده و شین بمعنی خشم معنی اسمی که روی شخص گذاشته میشود بمعنی فروبرنده خشم است.
افشین
افشین به معنی بزرگ مردایرانی
افشین
افشین کلمه ای ترکی هست آق شین بوده مانند قره شین ...که عرب ها آن را آفشین تلفظ کرده اند
شیوا و راشن
افشین یکی ازپادشاه های ایرانی بود
افشین
بزرگ مرد
افشین...
در برخی کتب قدیمی افشین از کلمه خشتریه به اعشین امروزه تبدیل شده
افشين
بيشتر ب معني فرو برنده خشم است
افشىن مومن زاده
افشبن ب معناى سالار وسردار اىرانى
افشین
افشین یعنی روشنایی دل ها
سحر
به معنی مردی بزرگ وبا احترام واقتدار
علی حیدر صحافی
آرامش دهنده دوستدلر
افشین مرادی
افشین به معنی شفافیت نور و باهمت
احمد رضا فلاح مهریزی
افشین به معنی افشناننده کریم و سخی و جوانمردبوده و از اسماء خداوند می باشد . یعنی خداوند جهان را از خوشه وجود خود می افشاند یا از خود میزاید یا زا خود می بارد.
افشین
افشین به معنی ابر مرد ایرانی
سعید
دوستی در بالا به این کلمه کاملا پارسی یک کلمه ترکی ربط دادن که واقعا با عقل سلیم قابل درک نیست افشین از واژه افشاننده یعنی پخش کننده نور آمده است و افشین یعنی کسی که نور پخش می کند در کنایه از اینکه شخصی کهنیکی را گسترش می دهد امیدوارم که دوستان ترک سندی در این خصوص بیارن بصورت تاریخی که این کلمه در کجا در ترکی استفاده شده است یا همان آغشین خودشان
یکتا
لقب پادشاهان اسرونشه
افشین
بزرگ مرد شیر بزرگ ایرانی
افشین
یکی از بزرگترین و با ارزشترین شخص و اسم خوشحالم که اسمم افشین هستش
افشین
شیردرنده
افشین
افشین یعنی سردار ایرانی.همینکه این اسم ایرانی هستش لذت میبرم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افشین و همسرش   • افشین maach   • افشین dokhtar shirazi   • افشین جعفری   • اسم افشین   • افشین دیگه دوستم نداری   • افشین bikhial   • افشین ماچ   • معنی افشین   • مفهوم افشین   • تعریف افشین   • معرفی افشین   • افشین چیست   • افشین یعنی چی   • افشین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افشین
کلمه : افشین
اشتباه تایپی : htadk
آوا : 'afSin
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس افشین : در گوگل

آیا معنی افشین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )