انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1058 100 1

افطار کردن

معنی افطار کردن در لغت نامه دهخدا

افطار کردن. [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روزه شکستن.روزه گشادن. افطار. ناشتا شکستن. روزه بازکردن. (یادداشت مؤلف ) : اگر باتفاق شبی در وثاق او بماندی بقرصی جوین افطار کردی. (سندبادنامه ص 191).
تا برویش گرفته ام روزه
جزبیادش نکرده ام افطار.
خاقانی.
یکی ضعیف که بهر سه شب افطار کردی و آن دگر قوی که روزی سه بار خوردی. (گلستان ).
بگفت ای فلان ترک آزار کن
یک امشب بنزد من افطار کن.
سعدی.
غم روزه بر من بسی بار کرد
چو ساغر بمی باید افطار کرد.
ملاطغرا (از آنندراج ).
و رجوع به افطار شود.

معنی افطار کردن به فارسی

افطار کردن
روزه شکستن روزه گشادن روزه باز کردن .

افطار کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Erfan_Z_A_D > اغما
افشین اشکبوسی > قد و قامت
امل .ب.خ > course
محمدحسین اجارودی از گرمی.اردبیل > issar
اثر ناپذیر > passive
exo.pcy😍 > exo
مهران > فابریک
مهبد > مهبد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی افطار کردن   • مفهوم افطار کردن   • تعریف افطار کردن   • معرفی افطار کردن   • افطار کردن چیست   • افطار کردن یعنی چی   • افطار کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افطار کردن
کلمه : افطار کردن
اشتباه تایپی : htxhv ;vnk
عکس افطار کردن : در گوگل


آیا معنی افطار کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )