برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1313 100 1

افطار کردن

معنی افطار کردن در لغت نامه دهخدا

افطار کردن. [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روزه شکستن.روزه گشادن. افطار. ناشتا شکستن. روزه بازکردن. (یادداشت مؤلف ) : اگر باتفاق شبی در وثاق او بماندی بقرصی جوین افطار کردی. (سندبادنامه ص 191).
تا برویش گرفته ام روزه
جزبیادش نکرده ام افطار.
خاقانی.
یکی ضعیف که بهر سه شب افطار کردی و آن دگر قوی که روزی سه بار خوردی. (گلستان ).
بگفت ای فلان ترک آزار کن
یک امشب بنزد من افطار کن.
سعدی.
غم روزه بر من بسی بار کرد
چو ساغر بمی باید افطار کرد.
ملاطغرا (از آنندراج ).
و رجوع به افطار شود.

معنی افطار کردن به فارسی

افطار کردن
روزه شکستن روزه گشادن روزه باز کردن .

افطار کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی افطار کردن   • مفهوم افطار کردن   • تعریف افطار کردن   • معرفی افطار کردن   • افطار کردن چیست   • افطار کردن یعنی چی   • افطار کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افطار کردن
کلمه : افطار کردن
اشتباه تایپی : htxhv ;vnk
عکس افطار کردن : در گوگل

آیا معنی افطار کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )