انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 954 100 1

افق

/'ofoq/

مترادف افق: کرانه، کران، چشم انداز، دورنما

برابر پارسی: کران، دوردست، فراس، کرانه

معنی اسم افق

اسم: افق
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد

معنی افق در لغت نامه دهخدا

افق. [ اُ ف ُ ] (ع اِ) کران. (نصاب الصبیان ).کناره ٔ آسمان. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (از منتخب از غیاث اللغات ). کنار و گردبرگرد جهان. آنچه پیدا باشداز نواحی آسمان و اطراف زمین. کنار جهان. (یادداشت مؤلف ). کرانه ٔ آسمان و هر کرانه باشد. (آنندراج ). کرانه یا آنچه ظاهر باشد از کرانه های آسمان و کرانه های مهب باد شمال و جنوب و دبور و صبا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). اُفْق. (منتهی الارب ). کران. کرانه. ناحیه. کرانه ٔ آسمان و در اصطلاح جغرافیایی ، محیط دایره ٔ ناتمام که در امتداد آن چشم شخصی کره ٔ زمین را می بیند. حد فاصل میان بخش مرئی و بخش نامرئی آسمان. (فرهنگ فارسی معین ). در اصطلاح علم هیئت و نجوم بطور اشتراک بر معانی متعددی اطلاق می شود. اهل هیئت آنرا بر سه دائره ٔ ثابته اطلاق کنند. و منجمان آنرا بر دائره ٔ ثابته ٔ دیگری نیز اطلاق نمایند. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون از زیج ایلخانی آورده است که : معرفت آفاق حادثه ٔ کواکب ضروریست در دو مطلوب : یکی مطارح شعاعات کواکب و دیگر در تسییرات کواکب ، پس گوئیم هر کوکب که در صورت طالع نصف شرقی افق بمرکز جرم آن کواکب بگذرد افق ولادت افق آن کوکب باشد بحسب موضع او و هر کوکب که نصف غربی افق بمرکز جرم او بگذرد نظیر افق ولادت یعنی افق که در جانب جنوب عرض آن افق مساوی عرض افق ولادت باشد افق ولادت افق آن کوکب باشد بحسب موضوع او و هرکوکب که دائره ٔ نصف النهار بمرکز جرم او بگذرد چه فوق الارض و چه تحت الارض دائره ٔ نصف النهار افق آن کوکب باشد بحسب موضع او و چون دائره ٔ نصف النهار یکی از آفاق خط استوا باشد افق آن کوکب را هیچ عرض نبود و هر کوکب که میان دو وتد افتد دائره ای تصور باید کرد که بمرکز جرم آن کوکب و بدو نقطه ٔ شمال و جنوب یعنی دو نقطه ای که موضع تقاطع نصف النهار و افق باشد در هر دو جهت و آن دائره افق آن کوکب باشد بحسب موضع او، پس اگر کوکب در نصف صاعد باشد یعنی مابین عاشر و طالع یا مابین رابع و طالع عرض افق او کمتر باشد از عرض افق ولادت در جانب شمال و اگر در نصف هابط باشد یعنی در یکی از دو ربع دیگر، عرض افق او کمتر از عرض افق ولادت باشد لیکن در جانب جنوب. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).ابوریحان گوید: آن آسمان که بدیدار چون قبه است همیشه نزدیک نیمه ٔ او پدید باشد دیدار را و کرانه ٔ این قبه بزمین همی رسد و همچون دائره ای باشد گرد برگرد مردم. آنچه زیر او بود او را پیدا باشد و این دایره را افق خوانند و افق دو گونه است : یکی حسی و دیگری حقیقی. (التفهیم ص 61). و رجوع به آفاق در همین لغت نامه و کشاف اصطلاحات الفنون ذیل دائره و افق و بحر الجواهر شود : و هو بالافق الاعلی. (قرآن 7/53).
شاه ستارگان به افق مغرب خرامید. (کلیله و دمنه ).
ای درت آن آسمان که از افق او
کوکب بهروزی کرام برآمد.
خاقانی.
ازافق ملکت ار ستاره فروشد
طلعت شمس ابد سوار بماناد.
خاقانی.
- افق اعلی ؛ افق برتر : و هو بالافق الاعلی (قرآن 7/53)؛ و او بود بر افق برتر.
- افق حسی ؛ کرانه ای که به حس درآید. رجوع بهمین ترکیب در ردیف خود شود.
- افق حقیقی ؛ کرانه ٔ علمی. رجوع به افق و کشاف اصطلاحات الفنون شود.
|| آنچه در مابین دو چوب پیشین رواق خانه بود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اسب نیک نجیب الطرفین و مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسب نیک رو. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). || گرداگرد گوش. (آنندراج ). || ج ِ اَفیق ، بمعنی دلو بزرگ و پوست نیم پیراسته. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به افیق شود.

افق. [ اَ ف َ ] (ع اِ) اسم جمع افیق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به افیق شود. || روی راه. ج ، آفاق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پوستهای نیم پیراسته و پوستهائی که آنها را دوخته و یا ناشکافته دباغت دهند. (ناظم الاطباء).

افق. [ اَ ف َ ] (ع مص ) در نهایت کرم و علم شدن. (ناظم الاطباء). بنهایت کرم رسیدن یا بنهایت در علم رسیدن. (از اقرب الموارد). || در نهایت فصاحت و فضیلت گردیدن. (ناظم الاطباء).

افق. [ اَ ف ِ ] (ع ص ) پوست نیم پیراسته یا پوستی که آنرا نادوخته یا ناشکافته دباغت دهند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

افق. [ اَ ] (ع مص ) بر سر خود شدن و رفتن در آفاق. (ناظم الاطباء). بطور خود شدن و رفتن در آفاق. (منتهی الارب ). بر سر خود به آفاق رفتن. (از اقرب الموارد). در زمین رفتن. (المصاد زوزنی ). رفتن. (آنندراج ). || عطا کردن بعضی را بیشتر از بعضی. (ناظم الاطباء). تفضیل نهادن برخی را بر برخی در عطا. (از اقرب الموارد). زیاده دادن بعضی را از بعضی. (منتهی الارب ). تفضیل نهادن در عطا. (تاج المصادر بیهقی ). || افزون شدن از کسی در عطا. (المصادر زوزنی ). بغایت کریم شدن.(آنندراج ). || ناتمام دباغت کردن پوست را. (ناظم الاطباء). دباغت ناتمام دادن پوست را. (منتهی الارب ). دباغت کردن پوست را. (از اقرب الموارد) (آنندراج ). || دروغ گفتن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || چیره شدن. (ناظم الاطباء). غلبه نمودن. (منتهی الارب ). || ختنه کردن کودک را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || در نهایت کرم یا علم شدن. (منتهی الارب ). || درغایت فصاحت و فضایل شدن. آفق و اَفیق لغت مذکر و آفِقَة واَفیقَة لغت مؤنث از آن است. (منتهی الارب ).

معنی افق به فارسی

افق
( اسم ) ۱ - کران کرانه ناحیه . ۲ - کران. آسمان کنار. آسمان . ۳ - محیط دایره ای (ناتمام ) که در امتداد آن چشم شخص کر. زمین را می بیند حد فاصل میان بخش مرئی و بخش نامرئی آسمان . جمع : آفاق .
بر سر خود شدن و رفتن در آفاق
[horizon] [باستان شناسی] دورۀ زمانی نسبتاً کوتاهی که در طی آن مجموعه ای شاخص از دست ساخته ها یا سبک های هنری یا مشخصه های فرهنگی دیگر در گسترۀ جغرافیایی پهناوری به کار رفته است
برترین مرتبه روح یعنی حضرت احدیت و حضرت الوهیت .
بالاترین مرتب. قلب
عالم انوار جهان نوری
[horizon scanning] [آینده پژوهی و آینده نگری] ارزیابی نظام مند فرصت ها و تهدیدهای بالقوه و تحولات محتمل آینده که به مرز اندیشه ها و برنامه ریزی های فعلی محدود نیست
همان افق حسی است با کمی اختلاف
دایره ایست که بدیدار مردم گرد بر گرد زمین است .
آنست از فلک که بدو آن سطح رسد که موازی است افق حسی را و مرکز زمین را بگذرد .
[true horizon, geometric horizon/ geometrical horizon] [مهندسی نقشه برداری] در تصویرسنجی، صفحه ای افقی که از نقطۀ دید یا مرکز تصویر (perspective centre) می گذرد
[radar horizon] [حمل ونقل هوایی] خطی که پرتو رادار بر روی آن با سطح زمین مماس می شود متـ . افق رادیوییradio horizon
[radio horizon] [حمل ونقل هوایی] ← افق رادار
[event horizon] [فیزیک] مرز سیاه چاله که انرژی یا ماده نمی تواند از درون آن بیرون بیاید
[horizon style] [باستان شناسی] افقی که در آن سبک هنری شاخصی که در حوزه های مختلف فرهنگی در گسترۀ جغرافیایی پهناوری برای دورۀ زمانی نسبتاً کوتاهی گسترش یافته است
[apparent horizon] [مهندسی نقشه برداری] خط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیل شده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد متـ . افق محلی local horizon افق مرئی visible horizon
[سینما و تلویزیون] ← حرکت افق گَرد
[local horizon] [مهندسی نقشه برداری] ← افق ظاهری
افق حسی .
[visible horizon] [مهندسی نقشه برداری] ← افق ظاهری
[horizon marker] [باستان شناسی] گروهی از دست ساخته ها که مدتی کوتاه در منطقه ای گسترده ظاهر شده باشد و مرزهای هم زمان فرهنگی منطقه را درنوردیده باشد
[world horizon] [فیزیک] مرز فضایی پیرامون یک نقطه از عالم که علامت های نور گسیل شده در بیرون آن به علت عمر محدود عالم نمی تواند به آن نقطه برسد
[depression of the horizon, dip of the horizon] [مهندسی نقشه برداری] زاویۀ قائم در نقطۀ مشاهده بین افق حقیقی و خط دیدی که تا افق ظاهری امتداد دارد متـ . زاویۀ اُفت dip angle اُفت dip 1
[dust horizon] [علوم جَوّ] سطح بالای لایۀ گردوخاک حاصل از وارونگی دما در سطوح پایین

معنی افق در فرهنگ معین

افق
(اُ فُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - کرانه ، ناحیه . ۲ - نیم دایره ای که در امتداد آن ، چشم کرة زمین را می بیند. ج . آفاق .

معنی افق در فرهنگ فارسی عمید

افق
۱. ناحیه، کرانه.
۲. کرانۀ آسمان.
۳. (جغرافیا) دایره ای که در امتداد آن چشم انسان کرۀ زمین را می بیند، حد فاصل میان قسمت مرئی و نامرئی آسمان.
۴. چشم انداز.

افق در دانشنامه اسلامی

افق
افق به اطراف و کناره های آسمان می گویند و از آن در باب های صلاة و صوم سخن رفته است.
۱)وقت نماز صبح، طلوع فجر صادق است و علامت آن، پراکنده شدن سفیدی صبح در پهنای افق است. ۲)ملاک غروب شرعی از نظر کسانی که آن را پنهان شدن قرص خورشید می دانند، پنهان شدن خورشید در افق است به شرط آن که چیزی همچون ابر، کوه، تاریکی و مانند آن مانع دیده شدن خورشید نباشد. ۳)دیدن هلال در یکی از دو شهر هم افق، برای مردم شهر دیگر نیز کفایت می کند.۴)همچنین دیدن هلال در افق مکان های شرقی، برای مکان های غربی کفایت می کند، امّا به قول مشهور، دیدن آن در افق مکان های غربی، برای مکان های شرقی کفایت نمی کند.
افق
این صفحه مدخلی از نثر طوبی(دائره المعارف لغات قرآن کریم) است
کناره آسمان. در اصطلاح نجوم دائره است میان قسمت مرئی و نامرئی آسمان؛ چنان که هر چه زیر افق باشد غروب کرده و هر چه بالای افق باشد طالع است، «وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ». (سوره تکویر، آیه 23) یعنی فرشته خدا را در کناره آسمان دید.
جمع افق آفاق است و گاه مراد از آن همه موجودات است که هر یک زیر افقی یعنی قسمتی از اقسام فلک جای دارند. «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ» زود است که آیات قدرت خود را در همه جا و در خود مردم به آنها بنمائیم. این آیه دلالت بر آن دارد که تتبع در علوم طبیعی و نجوم و تشریع مطلوب خداست به شرط آن که با نظر اعتبار و برای پی بردن به آثار قدرت پروردگار بخوانند.
افق در اصطلاح نجوم به اختلاف بلاد مختلف است چنان که دو جای زمین یک افق ندارند و این که عوام گویند افق شهری با شهر دیگر یکی است صحیح نیست گاه شهری با شهر دیگر متفق اند در طول یعنی نصف النهار آنها یکی است. وقتی در یک شهر ظهر شود در شهر دیگر نیز ظهر می شود مانند طهران و بهبهان تقریباً و گاه دو شهر در عرض یکی هستند یعنی در یک مدارند و روزهای تابستان یا زمستان آنها به اندازه یکدیگر است. مانند اصفهان و کربلا که ظهرشان با هم یک وقت نیست اما کوتاهی و بلندی روزها به اندازه یکدیگر است.
روزی که در اصفهان پنج بعد از ظهر غروب می شود در کربلا نیز پنج بعد از ظهر غروب می شود. پس دو شهر ممکن است در طول متحد باشند یا در عرض اما افقشان هرگز متحد نیست.
علامه ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی، واژه «افق».
افق
معنی أُفُقِ: خط فاصل بين زمين وآسمان
معنی ءَافَاقِ: افق ها
معنی هَوَیٰ: افتاد (وَﭐلنَّجْمِ إِذَا هَوَیٰ :سوگند به ستاره هنگامی که [برای غروب کردن درکرانه افق] افتد)
معنی عَارِضٌ: ابري که ناگهان بر کرانه افق پيدا گشته ، و به تدريج همه آسمان را ميپوشاند
معنی شَّفَقِ: سرخي و بالاي آن زردي و روي آن سفيدي، که در کرانه افق در هنگام غروب خورشيد پيدا ميشود .
معنی فَجْرِ: سپيده دم (در اصل به معني باز كردن وشكافتن است اگر صبح را فجر ميگويند . براي اين است که روشني پرده ظلمت را پاره کرده به همه جا منتشر ميشود .کلمه فجر دو مصداق دارد يکي فجر اول که آن را کاذب ميگويند چون دوام ندارد ، بعد از اندکي از بين ميرود ، و شکلش شک...
معنی تُصْعِدُونَ: به سمت کرانه هاي افق آنقدر دور شديد تا از نظر نهان شديد(مصدر باب افعال اصعاد که فعل مضارع تصعدون از آن گرفته شده ، به معناي رفتن به طرف کرانه افق و از نظرها دور شدن است ، به خلاف کلمه صعود که مصدر ثلاثي مجرد آن است ، و به معناي بالا رفتن به نقطهاي بل...
معنی مَشَارِقِ: مشرق ها - محلهاي طلوع - مشرق و مغرب ها (مراد از مشرقين مشرق و مغرب است که در آن جانب مشرق غلبه داده شده یا اینکه چون زمین کروی است هرسمتی که نسبت به نقطه ای از کره زمین مغرب می باشد نسبت به قرینه ی مرکزی آن نقطه مشرق تلقی می شود از طرفي با همين فرض ...
تکرار در قرآن: ۳(بار)
ناحیه. طرف. (قاموس نهایه، مفردات) یعنی او در ناحیه روشن دید، جمع آن آفاق است یعنی اطراف. نواحی آیات خود را در اطراف آسمانها و زمین و در وجودشان، به آنها حتماً می‏نمایانیم در نهج البلاغه خطبه 90 هست: «و ان الافاق قد اغامت» اطراف ابر آلوده شده است:
افق اعلی، به جایگاه دریافت وحی الهی به وسیله رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)گفته می شود.
«افق» به معنای کرانه، ناحیه و نهایت آنچه از اطراف چیزی پیدا باشد و «أعلی» به معنای برتر و «مبین» به معنای روشن و آشکار آمده است، بنابراین، افق اعلی به معنای ناحیه برتر و افق مبین به معنای ناحیه آشکار است.
در قرآن
واژه ترکیبی «افق اعلی» یک بار در آیه ۷ نجم /۵۳ و «افق مبین» که در نظر بسیاری از مفسران تعبیر دیگری از افق اعلی است نیز یک بار در آیه ۲۳ تکویر /۸۱ به کار رفته است. قرآن کریم به دریافت وحی الهی به وسیله رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حالی که او یا جبرئیل (علیه السلام) در افق اعلی قرار داشت، اشاره می کند:«و هُوَ بِالاُفُقِ الاَعلی» و در جای دیگر با تأکید بیان می دارد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) جبرئیل را در افق مبین دید:«ولَقَد رَءاهُ بِالاُفُقِ المُبین».
تفاوت افق مبین و افق اعلی
برتر بودن این افق نسبت به سایر آفاق، به واسطه خصوصیاتی است که با عالم ملائکه مناسب است. شاید بتوان بین این دو افق چنین فرق گذاشت که افق مبین ناظر به مرتبه مثالی جبرئیل (علیه السلام) و افق اعلی مربوط به نشئه عقلانی وی است، چنان که عالم مثال، عالم صور و مقادیر و ازاین رو افق مبین و ناحیه آشکار، و عالم عقل عالم مجردات محضه است، ازاین رو نسبت به عالم مثال، افق اعلی و ناحیه برتر به شمار می آید.بررسی مجموعه آیات قبل و بعد دو آیه یاد شده و همچنین آیات هم محتوای اینها در قرآن کریم (آنجا که با اثبات حقانیت وحی و رسالت و عصمت رسول گرامی، اتهامات وارده از سوی کافران از قبیل سحر، کهانت، شعر و فراگیری قرآن از انسان دیگر... رد می شود) بیان کننده این است که مراد از افق اعلی و مبین مرتبه، مقام یا نشئه ای ماورای ماده است، زیرا در سوره نجم خداوند سبحان پس از سوگند بر نفی گمراهی و خودمحوری رسول خاتم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید:آنچه او آورده چیزی جز وحی که از معلم خود آموخته، نیست، آنگاه در آیات ۱۰ ۱۱ می فرماید:پس به بنده اش آنچه را باید وحی کند، وحی فرمود. دل ( محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم)) آنچه را دید دروغ نگفت و در آیات ۱۳ ۱۴ می فرماید:و قطعاً بار دیگری هم او را دیده است، نزدیک سدرة المنتهی.
تفسر افق مبین
...
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
واژه ترکیبی «افق اعلی» یک بار در آیه 7 سوره نجم/53 و «افق مبین» که در نظر بسیاری از مفسران تعبیر دیگری از افق اعلی است. نیز یک بار در آیه 23 سوره تکویر/81 بکار رفته است.
«افق» به معنای کرانه، ناحیه و نهایت آنچه از اطراف چیزی پیدا باشد و «أعلی» به معنای برتر و «مبین» به معنای روشن و آشکار آمده است، بنابراین افق اعلی به معنای ناحیه برتر و افق مبین به معنای ناحیه آشکار است.
قرآن کریم به دریافت وحی الهی به وسیله رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که او یا جبرئیل علیه السلام در افق اعلی قرار داشت، اشاره می کند: «و هُوَ بِالاُفُقِ الاَعلی» (سوره نجم/53،7) و در جای دیگر با تأکید بیان می دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله جبرئیل را در افق مبین دید: «ولَقَد رَءاهُ بِالاُفُقِ المُبین» (سوره تکویر/81،23) برتر بودن این افق نسبت به سایر آفاق، به واسطه خصوصیاتی است که با عالم ملائکه مناسب است.
شاید بتوان بین این دو افق چنین فرق گذاشت که افق مبین ناظر به مرتبه مثالی جبرئیل علیه السلام و افق اعلی مربوط به نشئه عقلانی وی است، چنان که عالم مثال، عالم صور و مقادیر و از این رو افق مبین و ناحیه آشکار و عالم عقل عالم مجردات محضه است، از این رو نسبت به عالم مثال، افق اعلی و ناحیه برتر به شمار می آید. بررسی مجموعه آیات قبل و بعد دو آیه یاد شده و همچنین آیات هم محتوای اینها در قرآن کریم (آنجا که با اثبات حقانیت وحی و رسالت و عصمت رسول گرامی، اتهامات وارده از سوی کافران از قبیل سحر، کهانت، شعر و فراگیری قرآن از انسان دیگر... رد می شود) بیان کننده این است که مراد از افق اعلی و مبین مرتبه، مقام یا نشئه ای ماورای ماده است زیرا در سوره نجم خداوند سبحان پس از سوگند بر نفی گمراهی و خودمحوری رسول خاتم صلی الله علیه و آله می فرماید: آنچه او آورده چیزی جز وحی که از معلم خود آموخته، نیست. (سوره نجم/53،15)
آنگاه در آیات 10 و 11 می فرماید: پس به بنده اش آنچه را باید وحی کند، وحی فرمود. دل آنچه را دید دروغ نگفت و در آیات 13 و 14 می فرماید: و قطعاً بار دیگری هم او را دیده است، نزدیک سدرة المنتهی؛ همچنین در سوره تکویر پس از چند سوگند می فرماید: قرآن سخن فرشته بزرگواری است نیرومند پیش خداوندِ عرش دارای منزلت است (سوره تکویر/81، 15 و 20) و در آیه 24 همین سوره سخن از ارتباط رسول خدا صلی الله علیه و آله با عالم غیب است، بنابراین محتوای آیات قبل و بعدِ دو آیه مورد بحث و مسائلی همچون: وحی، معلم وحی (خداوند سبحان یا جبرئیل)، قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و رؤیت قلبی او، سدرة المنتهی، عرش الهی مفاهیمی است که تنها با معنویات و مجردّات مناسب بوده و از آن دیدگاه قابل بررسی است، بر این اساس افق اعلی و مبین باید طبق قاعده و همسو با سیاق آیات، دارای مفهومی همسنخ مفاهیم یاد شده باشد چنان که تفسیر «افق مبین» از زبان امام صادق علیه السلام به صحرایی در آستان عرش الهی، مؤیّد این مطلب است.
ابن عباس در نقلی افق مبین را به «سدرة المنتهی» و در نقل دیگر به «آسمان هفتم» معنا کرده است. در تفسیری دیگر افق اعلی به «نهایت مقام روح» و افق مبین به «نهایت مقام قلب» تعبیر شده است. برخی نیز «افق اعلی و مبین» را به نهایت مرتبه ممکن شناخت، معنا کرده اند.
برخی از مفسران افق مبین و اعلی را به معنای جایگاه برآمدن خورشید، ناحیه برتر مشرق جایی که از آن روز پدیدار شود و مانند آنها دانسته اند و از ابن عباس نقل کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله جبرئیل علیه السلام را در «اجیاد» (مکانی در نزدیکی کوه صفا) و «حرا» دید، در حالی که همه مشرق و مغرب را پوشانیده بود. این مکانها می تواند مظاهری مادی برای حقیقت مجرد افق مبین باشد یا پیامبر صلی الله علیه و آله در این مکانها حضور داشته که جبرئیل علیه السلام برای وی متمثل شده است.
افق به قسمت ظاهری نواحی فلک و اطراف زمین گفته می شود. برخی گفته اند: مقصود از آن، ناحیه مشرق و محل طلوع خورشید است. برخی دیگر گفته اند: مقصود از آن، ناحیه ای برتر از سایر نواحی و عالمی متناسب با عالم فرشتگان است.
جبرئیل به هنگام ابلاغ وحی به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در افق اعلی قرار داشت.علمه شدید القوی• وهو بالافق الاعلی. (در مورد «شدید القوی» که ضمیر «هو» به آن برمی گردد، دو احتمال وجود دارد: ۱. مقصود از آن جبرئیل است؛ ۲. مقصود از آن خداوند متعال است. برداشت براساس احتمال اول است.) انه لقول رسول کریم• ولقد رءاه بالافق المبین. (مقصود از «افق مبین» در آیه یاد شده افق اعلی است.)
پیامبر در افق اعلی
حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلّم و تعلیم وحی به آن حضرت از سوی خداوند در افق اعلی استقرار یافت.ان هو الا وحی یوحی• علمه شدید القوی• وهو بالافق الاعلی• فاوحی الی عبده ما اوحی. (برداشت براساس این احتمال است که ضمیر «هو» به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم راجع و مقصود از «شدید القوی» خدای سبحان باشد.)
جایگاه جبرئیل
جبرئیل به صورت اصلی اش در افق اعلی توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم رؤیت شد.علمه شدید القوی• وهو بالافق الاعلی• ولقد رءاه نزلة اخری• عند سدرة المنتهی. ( مفسران گفته اند: پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلّم دو بار جبرئیل را به صورت اصلی اش رؤیت کرده است یک بار در زمین که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در غار حرا بود و جبرئیل در افق اعلی و یک بار هم در آسمان نزد «سدرة المنتهی». ) انه لقول رسول کریم• ذی قوة عند ذی العرش مکین• مطاع ثم امین• ولقد رءاه بالافق المبین.
شهود قلبی خداوند
...

افق در دانشنامه ویکی پدیا

افق
افق خط آشکاری است که در همه سمت آسمان را از زمین جدا می سازد. در بسیاری از موقعیت ها، افق حقیقی به وسیله درختان، ساختمان ها و کوه ها تیره و مبهم به نظر می رسد و به آن افق قابل رویت می گویند. چنانچه افق با توجه به ارتفاع نجومی ناظر سنجیده شود افق نجومی می گویند که ارتفاع نجومی آن صفر است و از افق حقیقی بالاتر است.
فاصله یک تا افق دید وی از فرمول زیر بدست می آید:
که h ارتفاع شخص (به طور مثال قدش) بر حسب متر است و نتیجه نهایی بر حسب کیلومتر است.
افق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
افق (فیلم)
افق (نسبیت عام)
افق (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رسول ملاقلی پور ساختهٔ سال ۱۳۶۷ است. داستان فیلم در مورد حمله ی نیروهای ایرانی به اسکله راداری الامیه عراق می باشد.
تعدادی از انواع افق های فضازمان در نظریه نسبیت عام اینشتین نقش دارند.
افق مطلق، محدوده ای در فضازمان نسبیت عام که رویدادهای درون آن نمی توانند بر ناظر بیرونی تاثیر بگذارند.
افق ظاهری، سطحی که در نسبیت عام تعریف می شود
افق کاوچی، سطحی که در مطالعه مسائل کاوچی استفاده می شود
افق کیهانی، حدی برای قابل مشاهده بودن
افق رویداد، محدوده ای در فضازمان که رویدادها در خارج از این محدوده اثری بر ناظر نخواهند داشت
افق کیلینگ، یک سطح پوچ که روی ان یک میدان برداری کیلینگ قرار می گیرد
افق ذره، حداکثر فاصله ای که درات ممکن است در طول عمر جهان پیموده باشند.
افق روشن فیلمی به کارگردانی مهدی امیرقاسم خانی و نویسندگی نصرت اله کریمی ساختهٔ سال ۱۳۴۴ است.
افق رویداد (به انگلیسی: Event horizon) در نسبیت عام، منطقه ای از فضازمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاه چاله است و اگر جسمی وارد این ناحیه شود، سرانجام بروی تکینگی سیاهچاله سقوط می کند. افق رویداد قسمتی از تقسیم بندی مناطق خارجی سیاهچاله هاست.
اگر یک سیاه چاله حرکت مداری داشته باشد، آغاز به کشیدن فضا-زمان به دور افق رویداد می کند. این گردش فضا به دور افق رویداد را کارکُره (ergosphere) می گویند و شکل بیضوی دارد.
«افق رویداد» (انگلیسی: Event Horizon (film)) یک فیلم در سبک ترسناک، علمی–تخیلی، و ماجرایی به کارگردانی پل دبلیو. اس. اندرسون است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد.
نمای افق گَرد (به انگلیسی: pan shot, panoramic shot) نمای حاصل از حرکت چرخشی دوربین حول محور ثابت و در سطح افق است.
افق گردی یا پنینگ دوربین، نام تکنیکی در عکاسی می باشد که برای نشان دادن تحرک سوژه ها به کار می رود. افق گردی در حقیقت به حرکات افقی یا چرخشیِ یک تصویر ثابت و یا ویدئو اشاره دارد. در این تکنیک یا سوژهٔ اصلی متحرک است که آن را از محیط ثابت اطرافش مجزا می کند یا سوژه ثابت است و دوربین حرکت میکند که عکاسی هر دو حالت منجر به القای حس تحرک در عکس میشوند. کاهش سرعت شاتر باعث بیشتر نمایان شدن تحرک در عکس می گردد.
عکسبرداری به این شیوه کار مشکلی است. زیرا باید سرعت شاتر مناسبی انتخاب شود و سرعت شاتر مناسب، بستگی به سرعت سوژه دارد. از طرف دیگر، باید چرخش یا حرکت دوربین هم کاملا مناسب باشد و در غیر اینصورت سوژه هم محو می شود؛ یک ابزار مناسب برای این تکنیک، تک پایه است.
افق گمشده (به انگلیسی: Lost Horizon) نام یک کتاب ادبی است که توسط جیمز هیلتون، نویسندهٔ اهل انگلستان در سال ۱۹۳۳ نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
افق گمشده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
افق گمشده (فیلم ۱۹۳۷)
افق گمشده (فیلم ۱۹۷۳)
افق گمشده) (به انگلیسی: Lost Horizon) فیلمی ۱۳۲ دقیقه ای به کارگردانی فرانک کاپرا با بازی رونالد کولمن است.
«افق گمشده» (انگلیسی: Lost Horizon) یک فیلم در سبک موزیکال به کارگردانی چارلز جروت است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد.
افق مهر نام یک آلبوم موسیقی اثر پرویز مشکاتیان با صدای ایرج بسطامی، هنرمند ایرانی است که در سبک سنتی تهیه شده و دارای ۹ آهنگ است. گروه عارف اجرای این آلبوم را بر عهده داشته است.
آن سوی افق (انگلیسی: Beyond the Horizon) نام نمایش نامه ای از یوجین اونیل نمایش نامه نویس آمریکایی است. این نمایش نامه اولین اثر بلند اونیل به شمار می رود.
اسرار افق (به فرانسوی: Les mystères de l'horizon) نقاشی رنگ روغن نقاش سوررئالیست بلژیکی، رنه ماگریت است که در سال ۱۹۵۵ میلادی خلق شد.
نقاشی سه مرد را با کلاه لبه دار ترسیم می کند که به نظر مشابه می رسند. آنها در بامداد در هوای آزاد قرار گرفته اند. گرچه ظاهراً در فضای یکسانی قرار دارند، به نظر می رسد در واقعیت هرکدام در فضای جداگانه ای هستند. روی هر کدام در جهت متفاوتی است. در آسمان بالای سر هر کدام ماه هلالی شکل جداگانه ای وجود دارد.
مردانی با کلاه لبه دار که اغلب در کارهای ماگریت وجود دارند اولین بار در نقاشی مرد تنهای متفکر پیاده در سال ۱۹۲۶ ظاهر شد. این مردان اغلب نمایانگر شخصیت های یکسان و تعریف نشده هستند. ماگریت هم اغلب در عکس هایش کلاه لبه دار به سر می گذاشت.
چراغی در افق نام یک آلبوم موسیقی اثر محمد نوری، هنرمند ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۸ آهنگ است.
شبکه افق سیما در روز ۱۳ خرداد ماه ۱۳۹۳ پخش آنونس برنامه های خود را در ایستگاه الوند، فرستنده سوم تهران، فرکانس ۵۷۸، به عنوان شبکه ۲۲ آغاز کرد. پخش آزمایشی برنامه های این شبکه، همزمان با حلول ماه رمضان ۱۳۹۳ آغاز شد. این شبکه هم اکنون ۵ ساعت برنامه در روز پخش می کند. شبکه افق در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۳ طی ویژه برنامه ای که از ساعت ۱۷ آغاز و ساعت ۲۳ پایان یافت، همزمان با اذان مغرب به افق تهران به صورت رسمی افتتاح شد.
مسئله افق مسئله ای در مدل استاندارد کیهان شناسی مهبانگ است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ نخستین بار توسط جارلز میسنر شناسایی شد. این مسئله اشاره می کند که نواحی مختلف جهان به دلیل فاصله بسیار زیاد بین آنها، هرگز با هم در تماس نبوده اند، با این وجود، دما و ویژگیهای فیزیکی آنها یکسان است. این شباهت در ویژگیهای فیزیکی نباید امکانپذیر می بود، زیرا انتقال اطلاعات (منظور انرژی و گرما و غیره) حداکثر می تواند با سرعت نور انجام شود. نظریه تورمی به عنوان یک پاسخ ممکن برای این مسئله شناخته می شود و در واقع یکی از انگیزه های شکل گیری این نظریه، مسئله افق است.
مسئله ی افق مهم ترین مشکل با مدل مهبانگ داغ است، و به چگونگی ارتباط بین مناطق مختلف جهان مربوط می شود. نکته اساسی این است که جهان تنها یک سن محدود دارد، و لذا نور تنها می توانسته است یک فاصله ی محدود را تا هر زمان معینی بپیماید. مسافتی را که نور توانسته است در مدت سن جهان بپیماید، ناحیه ای را پدید آورده است که به عنوان جهان مشاهده پذیر شناخته می شود. این همان ناحیه ای است که در عمل می بینیم، و همواره محدود است، خواه جهان در کل محدود باشد و خواه نامحدود.
یکی از ویژ های مهم زمینه ریزموج این است که بسیار به همسانگردی نزدیک می باشد. به عبارت دیگر، تابشی که از تمام بخش های آسمان می رسد، با دقت بسیار زیاد، دمای یکسان ۲/۷۲۵ کلوین را دارد. بودن در یک دمای یکسان، مشخص ی تعادل گرمایی است، لذا این مشاهده به طور طبیعی در صورتی قابل توجیه است که نواحی مختلف آسمان می توانسته اند برهم کنش داشته، به سوی تعادل گرمایی حرکت کنند. متأسفانه، تابشی را که از دو جهت مخالف آسمان می بینیم، از زمان واجفتیدگی در حال حرکت به سوی ما بوده اند، یعنی نزدیک به زمان مهبانگ. چون تابش هم اکنون به ما رسیده است، نمی توانسته تمام مسیر مخالف را نیز پیموده باشد. از این رو، زمانی برای دو ناحیه ی مخالف آسمان وجود نداشته است تا به نحوی با هم برهم کنش نمایند، و بنابراین نمی توان ادعا کرد که دو منطقه مخالف آسمان به این دلیل دمای یکسانی دارند که با یکدیگر برهم کنش داشته، به تعادل گرمایی دست یافته اند.
در حقیقت، مسئله از این هم بدتر است، چرا که ریزموج ها از زمان واجفتیدگی بدون مانع در حرکت بوده اند. این مناطق حتی باید پیش از آن تاریخ برهم کنش داشته، به تعادل گرمایی رسیده باشند؛ یعنی زمانی که نور تنها توانسته بود مسافت بسیار کوتاهی را بپیماید (جهان قابل مشاهده در دوره های آغازین بسیار کوچک تر بود، زیرا نور مسافت بسیار اندکی را پیموده بود). بنابراین روشن می شود که حتی مناطقی که در آسمان نسبتاً نزدیک یکدیگر دیده می شوند (نقاطی که بیش از حدود یکی دو درجه فاصله دارند) نمی توانسته اند پیش از واجفتیدگی برهم کنش داشته، به تعادل گرمایی برسند.
نشر افق یک ناشر کتاب ایرانی و از پرکارترین ناشران عمومی ایران، خصوصاً در زمینهٔ ادبیات کودکان و نوجوانان است.
مدیر مسئول این انتشارات رضا هاشمی نژاد است و دفتر آن در تهران، خیابان انقلاب اسلامی قرار دارد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

افق در جدول کلمات

افق و جانب
کران
سرخی افق پس از غروب
شفق

معنی افق به انگلیسی

horizon (اسم)
افق ، خط افق ، افق فکری

معنی کلمه افق به عربی

افق
افق
افق
افق

افق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی افق

رقیه امیرعاجلو ٢١:١٤ - ١٣٩٦/١١/١٥
کرانه
|

ppp ٢٠:٣٢ - ١٣٩٦/١٢/٠٥
کران_ کرانه
|

تاشبور ٢٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٢/٢٠
کناره، کرانه آسمان
|

پارمین ١٨:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧
کناره ی خورشید
|

یاس ٢٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
کرانه ی آسمان
|

آیناز ٢٣:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٠
کرانه آسمان
|

نگار ١١:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
کران_کرانه_چشم انداز
|

M🎀 ١٧:٣٤ - ١٣٩٧/١٢/١٩
کنارها یا کناره
|

ابوالفضل عسکری ١٥:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
کناره ی آسمان
|

پیشنهاد شما درباره معنی افق



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شبکه افق سیما   • آرشیو شبکه افق   • معنی افق   • دانلود برنامه های شبکه افق   • افق در جدول   • شبکه افق زنده   • معنی افق در جدول   • جدول پخش شبکه افق   • مفهوم افق   • تعریف افق   • معرفی افق   • افق چیست   • افق یعنی چی   • افق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افق
کلمه : افق
اشتباه تایپی : htr
آوا : 'ofoq
نقش : اسم
عکس افق : در گوگل


آیا معنی افق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )