برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1153 100 1

افلاطونی

/'aflAtuni/

معنی افلاطونی در لغت نامه دهخدا

افلاطونی. [ اَ ] (ص نسبی ) نسبت است به افلاطون حکیم یونانی.
- عشق افلاطونی ؛ عشق خالص از شهوت. عشقی که آلوده بشهوت نباشد. آن عشقی که سعدی گوید :
ما را نظر بخیر است از عشق خوبرویان
آنکو بشر کند میل او خود بشر نباشد.
سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملائک نرود دیو رجیم.
(یادداشت مؤلف ).

معنی افلاطونی به فارسی

افلاطونی
نسبت است به افلاطون حکیم یونانی
در اصطلاح فلاسفه اشاره به عقیده افلاطون است که گوید : روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنیا حقیقت زیبایی و حسن مطلق یعنی خیر را بدون پرده و حجاب دیده است پس در این دنیا چون حسن ظاهری و نسبی و مجازی را می بیند از آن زیبایی مطلق که سابقا درک نموده یاد میکند غم هجران باو دست میدهد و هوای عشق او را بر میدارد فریفته جهان میشود و مانند مرغی که در قفس است میخواهد بسوی او پرواز کند

معنی افلاطونی به انگلیسی

platonic (صفت)
افلاطونی ، پیرو افلاطون

افلاطونی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جمهور افلاطون   • ضیافت افلاطون   • زندگی نامه افلاطون   • افلاطون چاقی   • فلسفه افلاطون   • افلاطون کتابها   • کتاب های افلاطون   • آثار افلاطون   • معنی افلاطونی   • مفهوم افلاطونی   • تعریف افلاطونی   • معرفی افلاطونی   • افلاطونی چیست   • افلاطونی یعنی چی   • افلاطونی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی افلاطونی
کلمه : افلاطونی
اشتباه تایپی : htghx,kd
آوا : 'aflAtuni
نقش : صفت
عکس افلاطونی : در گوگل

آیا معنی افلاطونی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )