انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1080 100 1

اقتصاد سیاسی

معنی اقتصاد سیاسی به فارسی

اقتصاد سیاسی
[political economy] [اقتصاد] مطالعۀ سازوکارهای اقتصادی در چارچوب یک بینش سیاسی

اقتصاد سیاسی در دانشنامه ویکی پدیا

اقتصاد سیاسی
اقتصاد سیاسی عبارت است از علم قوانین تولید و توزیع نعمت های مادی در مراحل مختلف تکامل جامعه انسانی. به تدریج با رشد جامعه و مناسبات اجتماعی و اقتصادی اهمیت علم اقتصاد نیز بیشتر شد.
اقتصاد سیاسی
اقتصاد سیاسی یک روش مطالعه علمی دربارهٔ پدیده هایاجتماعی است. این رهیافت بر وجود ارتباط میان مؤلفه های سیاسی و اقتصادی در شکل دادن به پدیده های اجتماعی مبتنی است. به همین دلیل اگرچه اغلب زیرمجموعه علم اقتصاد دانسته می شود، باید آن را چیزی فراتر از علم اقتصاد محض دانست؛ اقتصاد سیاسی Political Economy یا به شکل اختصاری PE است، اما علم اقتصاد Economics. مثلاً برای تحلیل رفتار انتخاباتی طبقات مختلف به منافع اقتصادی آن طبقات رجوع می شود یا تأثیر اقتصادی یک تصمیم گیری سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد.
اقتصاد سیاسی شاخه ای است از علوم اجتماعی که قوانین مربوط به تولید و توزیع درآمد و ثروت و اثرات آن را در مراحل مختلف رشد و توسعه جامعهٔ بشری مورد بررسی قرار می دهد. اغلب مباحثی که امروزه در علم اقتصاد مورد بررسی قرار می گیرد، در گذشته در قلمرو اقتصاد سیاسی به طور پراکنده مطرح می شده است. نخستین بار، اصطلاح اقتصاد سیاسی توسط پیروان مکتب مرکانتیلیسم (سوداگری) عنوان گردید و سپس مورد بحث علمای کلاسیک اقتصاد نظیر پتی و کنه آدام اسمیت، دیوید ریکاردو و سی قرار گرفت.
اقتصاد سیاسی کلاسیک سرمایه داری طی جریان تکامل شیوه تولید سرمایه داری پدید می آید که نمایندگان برجسته آن نظیر آدام اسمیت و دیوید ریکاردو گام های مهمی در راه درک قوانین تولید و توزیع اجتماعی نعمات مادی برداشتند. این مکتب پایه های تحقیق علمی اقتصاد سرمایه داری را شالوده ریزی کرد ولی این مکتب نظام سرمایه داری را بدون نقص و جاودانی می انگاشت و مدافع بورژوازی بود که در دوران اولیه تکاملش با فئودالیسم مبارزه می کرد و نقش مترقی داشت.
عکس اقتصاد سیاسی
اصول اقتصاد سیاسی (به انگلیسی: Principles of Political Economy) کتابی از جان استوارت میل که در ۱۸۴۸ منتشر شد. نویسنده بر آن بوده که عقاید مخصوص مکتب کلاسیک انگلیس را مورد بررسی قرار دهد؛ با این حال با پرداختن به افکار آدام اسمیت، دیوید ریکاردو و مالتوس مفهومی گسترده تر و جامعه شناختی تر به اقتصاد داده است. این نکته خود نشان دهنده تأثیری است که نویسندگان سوسیالیست مانند سن سیمون، پرودون و فوریه در او داشته اند. استوارت میل اگر از دسته اول نظریات آن ها در زمینه تولید و مبادلات، و آرای ریکاردو مالتوسی اصل تحصیل بیشترین رضایت با کمترین کوشش، قانون نفع خصوصی، قانون رقابت آزادانه، بازده غیرمتناسب با هزینه، پرداخت کمترین مزد، درآمد املاک، نظریه مبادله آزاد و... را به وام می گیرد، با بهره گیری از دسته دوم است که برخلاف بینش ریکاردویی به نظریه توزیع خود می رسد. میل قاطعانه به مخالفت با مالکیت خصوصی برمی خیزد و این تمرکز و انباشت ثروت را ناروا ُو دور از عدالت می داند و به جایی می رسد که برای نزدیک شدن به «برابری اولیه» پیشنهاد می کند که حق ارث از میان برود. به اعتقاد وی، زمین حاصل کار نیست، بل دهشی است از سوی طبیعت که فرد نمی تواند بدون غصب به تصرف درآورد. میل، همچنان که دیدگاه خود را دنبال می کند، به بررسی جنبه های ایستا و پویای اقتصاد می پردازد. این تحلیل او را به صورت بندی نظریه «حالت ایست» رهنمون می شود که مبتکرانه ترین بخش کتاب اوست و به این ترتیب در برابر بینش ریکاردو، درباره دنیایی که فقط بر بازی سود مادی می چرخد، دیدگاهی اخلاقی و جامعه شناختی عرضه می کند. میل به این پرسش که پیشرفت های صنعتی، جامعه را به سوی کدام هدف نهایی می کشد و انسان هنگامی که این پیشرفت ها متوقف شود خود را در چه وضعی خواهد یافت، بر پایه نظریه «حالت ایست» پاسخ می دهد که در نهایت چیزی جز مرحله آخر، یعنی نتیجه طبیعی «حالت پیشرونده» نیست و برای آن به اینجا می کشد که رشد ثروت نامحدود نیست. منتها مؤلف این مرحله را به گونه ای نومیدکننده پیش نظر ما مجسم نمی سازد. از آنجا که «حالت پیش رونده» نمی تواند تا ابد ادامه یابد، بشریت هم نمی تواند از چنگ فقر حاصل از آن جز از طریق «حالت ایست» رهایی یابد: ایست در تولید، ایست در تولیدمثل. میل خواهان آن بود که «عده نسل آینده درست به اندازه ای باشد که برای جانشینی نسل پیشین کفایت کند.» بالاخره، «حالت ایست» در زمینه آنچه به تولید مربوط است باید هدفش عملی ساختن توزیعی عادلانه تر در میان طبقات گوناگون اجتماع باشد. از این اثر چنین برمی آید که میل، کوشش داشته است که دید خود از «حالت ایست» را با خواسته های فردگرایانه و اشتراکی آشتی دهد و به این ترتیب، مسئله خاص فایده مندی در پیشرفت صنعت، ابداع و تجارت را که از سالیان پیش دنبال می شده مطرح کرده و کمابیش تعالیم مکتب کلاسیک انگلیس را ترازبندی کند.
جهانگیر افکاری. فرهنگ آثار. سروش
نظریه های اقتصاد سیاسی
www.wikipedia.org
اقتصاد سیاسی در ابتدا عبارتی برای مطالعهٔ تولید، خرید و فروش و رابطهٔ آن ها با قانون و حکومت و توزیع درآمد ملی و دستمزد بود. از ثروت ملل آدام اسمیت در سال ۱۷۷۶ تا اصول اقتصاد سیاسی جان استوارت میل در سال ۱۸۴۸ به چیزی که ما هم اکنون «علم اقتصاد» می نامیم، اقتصاد سیاسی می گفتند. در واقع اقتصاد سیاسی از کلمهٔ یونانی «oikos» به معنی خانه و «nomos» به معنی قانون گرفته شده بود. امروزه اقتصاد سیاسی ممکن است به چیزهای بسیار متفاوت، از جمله تجزیه و تحلیل مارکسی، اعمال رویکرد انتخاب عمومی نشأت گرفته از مکتب شیکاگو و مکتب ویرجینیا، و به بیان ساده تر، توصیه هایی در مورد سیاست کلی اقتصادی یا هدف های خاص، که به وسیلهٔ اقتصاددانان به دولت یا عموم داده می شود، گفته می شود. اگرچه اقتصاد سیاسی جدید علاقه ای زیادی به این سؤال دارد که چگونه سیاست ها بر روی نتایج اقتصادی اثر می گذارند، اما بیشتر به وسیله روش مواجه شدن با این سؤال تعریف می شود. مخصوصاً بخش بزرگی از آن به وسیله به کار بردن ابزارهای رسمی و فنی تحلیل اقتصاد مدرن برای توجه کردن به اهمیت سیاست ها برای اقتصاد است.
مطالعه در مورد اقتصاد سیاسی کلاسیک به دو بخش تقسیم می شود: ۱- بحث در دفاع از خودتنظیمی بازار ۲- نظریه ی ارزش و توزیع بخش اول به ماهیت نظام بازار و رابطه اش با بازار مربوط می شود و بخش دوم به تولید و استفاده از مازاد اقتصادی مربوط می شود. اصطلاح اقتصاد سیاسی به رویکرد کلاسیک به معنی نظام برآوردن نیازهای شخصی متشکل از عامل های خصوصی مستقل است. اساساً اقتصاد دانان کلاسیک نقش مهمی در معرفی و بسط دو مفهوم بنیادی داشتند. یعنی جدایی پذیری اقتصاد و تقدم قلمرو اقتصادی. آدام اسمیت پیدایش جامعه متمدن را نتیجه رفتار منفعت طلبانه و نه حاصل برنامه ریزی مشخص برای یک فرآیند سیاسی یا کارگزاری دولتی به وجود آمده توسط آنها، می دانست. مارکس این ایده را جلوتر برد. او فرآیندهایی را توصیف کرد که تغییرات دورانی، از روش های تولید، روابط اجتماعی و شیوه های زندگی به وجود آمدند و همگی پیامدهای ناخواسته تعقیب سود شخصی بوده اند. پیدایش اقتصاد سیاسی به تنزل مرتبه سیاست و ترفیع بخش غیر سیاسی زندگی مدنی کمک کرد. تنزل مرتبه سیاست را هیچ چیزی بهتر از استفاده دست نامریی آدام اسمیت نمی توانست بیان کند. استوارت می کوشد دو مفهوم مهم را با هم ترکیب کند. اول آنکه تغییر از نیروها و فرآیندهای درونی جامعه پدید می آید و نه با تصمیم دولت. دوم آنکه برای دولت در شناخت لزوم آن تغییرات و هدایت جامعه از طریق آن ها نقش قایل است.
مارکسیستها امر سیاسی را در جدایی جامعه مدنی از عرصه عمومی (محدود کردن حقوق و برابری به عرصه عمومی)، فرآیندهای طبقاتی که به وسیله آن ارزش اضافی در نظام سرمایه داری تصرف می شود، نقش دولت در اداره کردن منافع و امور سرمایه، تضمین های سیاسی حقوق مالکیت، فعالیت های انقلابی برای تغییر دادن نهادهای سیاسی سرمایه داری و چانه زنی بین نیروی کار و سرمایه برای کنترل مازاد اقتصادی مشاهده کردند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اقتصاد سیاسی

اقتصاد سیاسی در جدول کلمات

اقتصاددان انگلیسی متولد 1772 میلادی و صاحب کتاب «درباره اصول اقتصاد سیاسی و مالیات» که در سال 1817 منتشر شد
ریکاردو
نام کتابی از «کارل منجر» اقتصاددان اتریشی متولد 1840 میلادی و پروفسور اقتصاد سیاسی در دانشگاه وین
بنیان های اقتصاد

اقتصاد سیاسی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اقتصاد سیاسی چیست   • کتاب اقتصاد سیاسی   • اقتصاد سیاسی pdf   • تعریف اقتصاد سیاسی   • اقتصاد سیاسی به زبان ساده   • رشته اقتصاد سیاسی   • مقالات اقتصاد سیاسی   • اقتصاد سياسي بين الملل   • معنی اقتصاد سیاسی   • مفهوم اقتصاد سیاسی   • معرفی اقتصاد سیاسی   • اقتصاد سیاسی یعنی چی   • اقتصاد سیاسی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اقتصاد سیاسی
کلمه : اقتصاد سیاسی
اشتباه تایپی : hrjwhn sdhsd
عکس اقتصاد سیاسی : در گوگل


آیا معنی اقتصاد سیاسی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )