برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1150 100 1

اقرار

/'eqrAr/

مترادف اقرار: ابراز، اذعان، اظهار، اعتراف، تقریر، خستویی

متضاد اقرار: انکار

برابر پارسی: بزبان آوری، آشکارگویی

معنی اقرار در لغت نامه دهخدا

اقرار. [ اِ ] (ع مص ) ثابت کردن کسی را در کاری. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بگفت بر خود ثابت کردن چیزی را. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بگفت خود ثابت شدن و با لفظ گرفتن و آوردن و کردن و داشتن و دادن مستعمل. (آنندراج ). || اقرار کردن.(تاج المصادر) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). اعتراف کردن. (تاج العروس ). خستو شدن. (تاریخ بیهقی ). اذعان. (تاج العروس ). خلاف انکار :
یک یک بر وی بشمردم همه
عیب تن خویش باقرار خویش.
ناصرخسرو.
خلیفه مجمعی ساخت... و شرطی را بفرمود تا بنام هر خادم ضیاعی بنویسد: بعضی باقرار، بعضی بملک و بعضی بوقف. (تذکرةالاولیاء عطار). چندانکه مرا در حق درویشان ارادت است و اقرار این شوخ دیده را عداوت است و انکار. (گلستان سعدی ). یکی از حکما را شنیدم که میگفت هرگز کسی بجهل خویش اقرار نکرده است مگر... (گلستان سعدی ).
دگر مگوی که من ترک عشق خواهم کرد
که قاضی از پس اقرار نشنود انکار.
سعدی.
- اقرار آوردن ؛ بر گناه و تقصیر خود اعتراف کردن. (ناظم الاطباء) :
گر خون من و جمله ٔ عالم تو بریزی
اقرار بیاریم که جرم از طرف ماست.
سعدی.
بدر تمام روزی در آفتاب رویت
گر بنگرد بیارد اقرار ناتمامی.
سعدی.
- اقرار دادن ؛ اعتراف کردن. اذعان کردن. مقر شدن :
ای بار خدایی که همه بار خدایان
دادند باصل و شرف و گوهرت اقرار.
منوچهری.
ای داده باقبال تو اقرار همه خلق
در حکم ، یک اقرار ز هفتاد گوا به.
قطران.
مده بر عیب کس نادیده اقرار
وگر دیدی بپوشی بهتر ای یار.
ناصرخسرو.
شنود گوش و دل اقرار کرد صانع را
بداد عقل بر اقرار صنع او اقرار.
ناصرخسرو.
ایا ز دولت تو دیده هر کسی معجز
ایا بمعجز تو داده هر کسی اقرار
اگر ملوک و سلاطین رفته زنده شوند
به معجزات و کرامات تو دهند اقرار.
میر معزی (از آنندراج ).
نفسی دارم که از جهالت
اقرار نه می دهد نه انکار. ...

معنی اقرار به فارسی

اقرار
باگفتارخودثابت کردن کاری یاامری را، اعتراف کردن، بروزدادن، خستوشدن، سخن راواضح و آشکاربیان کردن
۱ - (مصدر ) خستو شدن مقر شدن. ۲ - واضح بیان کردن آشکار گفتن . ۳ - جادار کردن بر جای بداشتن . ۴ - ( اسم ) خستویی اعتراف . جمع : اقرارات .
( مصدر ) اقرار کردن
( مصدر ) اعتراف کردن خستو شدن .

معنی اقرار در فرهنگ معین

اقرار
( اِ ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - بروز دادن ، مقر آمدن . ۲ - آشکار گفتن . ۳ - برپا داشتن .

معنی اقرار در فرهنگ فارسی عمید

اقرار
۱. با گفتن یا نوشتن، کاری یا امری را پذیرفتن.
۲. اعتراف کردن به امری به سود دیگری و به زیان خود، اعتراف، بروز دادن، خستو شدن.

اقرار در دانشنامه اسلامی

اقرار
اِقْرار، اصطلاحی فقهی و حقوقی و آن عبارت است از اِخبار به حقی برای دیگری به زیان خود باشد.
اقرار دارای ۴ رکن است : اقرار کننده یا مقر، منتفع از اقرار یا مقرٌّله ، موضوع اقرار یا مقرٌّبه ، و صیغه یا لفظ اقرار.
← اقرار کننده
اقرار در صورتی صحیح است که به وسیله چیزی که بر آن دلالت کند، اعلام شود و قصد باطنی بدون کاشف خارجی اقرار شمرده نمی شود.اقرار معمولاً از طریق «لفظ» ابراز می شود.در اقرار لفظ مخصوصی شرط نیست و نیز اقرار می تواند به هر زبانی واقع شود.
جعفر محقق حلی ، شرائع الاسلام ، ج۳، ص۱۴۳، به کوشش عبدالحسین محمدعلی ، نجف ، ۱۳۸۹ق .
...
اقرار
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
اِقرار:اخبار قطعی به نفی حقی از خود یا ثبوت حقی برای غیر
اقرار از ماده «ق ر ر» و در لغت و عرف به معنای قرار دادن، ثابت کردن و اعتراف کردن است و در اصطلاح فقه به معنایِ اخبار قطعی به وجود حقی به زیان خود یا ثبوت حقی برای دیگران آمده است. به نظر برخی دیگر اقرار عبارت است از اِخبار قطعی به وجود حقی لازم به زیان خود یا نفی حق لازمی از خود یا به امری دیگر که این اخبار، حق یا حکمی را به ضرر خبر دهنده در پی دارد. اعتراف نیز به معنای اقرار است، با این تفاوت که در مفهوم اعتراف، معرفت و آگاهی نسبت به آنچه بدان اقرار می کند نهفته است؛ اما در اقرار نیست. برخی دیگر گفته اند:اعتراف همواره با زبان است؛ اما اقرار گاهی با زبان است و گاهی با غیر زبان. مفهوم اقرار در قرآن با واژه ها و تعبیرات گوناگونی ذکر شده؛ از جمله:1. «اقرار» و مشتقات آن؛ مانند:«ءَاَقرَرتُم... قالوا اَقرَرنا» (سوره آل عمران /3، 81؛ سوره بقره/2،84.) 2. «اعتراف» و مشتقات آن؛ مانند:«اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم» (توبه/9،102 و نیز سوره غافر/40،11؛ سوره ملک/67،11). 3. شهادت دادن به زیان خود؛ مانند:«شُهَداء عَلی اَنفُسِهم» (سوره نساء/4،135؛ سوره انعام/6،130). 4. کلمه «بَلی» در پاسخ استفهام تقریری؛ مانند:«اَلَستُ بِرَبِّکُم قالوا بَلی» (اعراف/7،172؛ ملک/67، 8 9) 5. کلمه «عَلَیَّ» در برخی آیات؛ مانند:«و لَهُم عَلَیَّ ذَنبٌ» (سوره شعراء/26،14) در این آیات و مانند آن قرآن به برخی از ...


اقرار در دانشنامه آزاد پارسی

اِقرار
(یا: اعتراف) اعلام یا خبردادن از حقی به نفع دیگری و به ضرر خود، یا پذیرفتن مسئولیت ارتکاب جرم. جایگاه و اثر اقرار در امور مدنی و دعاوی حقوقی با آثار اقرار در امور کیفری متفاوت است. در دعاوی حقوقی، اگر کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن طرف او باشد، درواقع کاشف از حقانیت طرف اوست و دلیل دیگری برای ثبوت آن لازم نیست (مادۀ ۲۰۲ قانون آیین دادرسی مدنی). اقرار ممکن است به لفظ باشد یا با اشاره و رفتار. برای این که اقرار دلیل محسوب شود، اقرارکننده باید بالغ و عاقل باشد و با قصد و اختیار اقرار نماید و انکار پس از اقرار، مسموع نیست، مگر ثابت شود اقرار مبتنی بر اشتباه یا غلط بوده است (مواد ۱۲۵۹ الی ۱۲۸۳ قانون مدنی). اقرار قائم به شخص است و قابل توکیل نیست (تبصرۀ ۲ مادۀ ۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی). اقرار متهم در امور کیفری، فی نفسه دلیل نیست و برای محکومیت او کافی نیست، بلکه قاضی باید به سایر ادله رسیدگی کند و اقرار متهم را در پرتو قراین و امارات و اوضاع و احوال پرونده ارزیابی کند (مادۀ ۱۹۲ قانون آیین دادرسی کیفری) در امور کیفری نیز، بلوغ و عقل و اختیار شرط صحت اقرار است و در حدود و قصاص اقرار متهم شرایط و اعتبار خاصی دارد، مثلاً در جرم قتل و محاربه و افساد فی الارض یک بار، و در سرقت و شرب خمر دو بار اقرار لازم است که باید عندالحاکم (نزد قاضی واجد شرایط) باشد تا بتواند مستند حکم دادگاه قرار گیرد. طبق اصل ۳۸ قانون اساسی: هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و طبق مادۀ ۵۷۸ قانون مدنی ایران برای هر یک از مستخدمان و مأموران دولتی قضایی و غیرقضایی که از این اصل تخلف کنند، و برای اجبار متهمی به اقرار او را اذیت و آزار بدنی نمایند، علاوه بر قصاص و دیه مجازات حبس شش ماه تا سه سال پیش بینی شده است. اعتبار اقرار و اعتراف در نظام های مختلف حقوقی متفاوت است. به علاوه دادگاه دارای اختیار قانونی نپذیرفتن اعتراف است. اعتراف به گناه در سنت کلیسایی، بخشی از شعائر توبه است که پشیمانی از گناه را نشان می دهد و هدف از آن بازگشت به سوی رحمت پروردگار است. برخی از مسیحیان نزد کشیش، در مقام نماینده خدا در روی زمین، اعتراف می کنند، ولی برخی دیگر ترجیح می د ...

ارتباط محتوایی با اقرار

اقرار در جدول کلمات

اقرار
اعتراف
اقرار کردن
اعتراف
اقرار کننده
معترف
طبق اصل سی و هشتم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ••• است
ممنوع
طبق اصل سی و هشتم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ••••• است
ممنوع

معنی اقرار به انگلیسی

acknowledgment (اسم)
تصدیق ، سپاسگزاری ، قبول ، اقرار ، خبر وصول ، تشکر ، شهادت نامه
confession (اسم)
اقرار ، اعتراف نامه ، اقرار بجرم
profession (اسم)
اقرار ، اعتراف ، حرفه ، پیشه ، شغل ، سوگند ملایم ، حرفهیی
avouchment (اسم)
تصدیق ، اقرار ، اظهار

معنی کلمه اقرار به عربی

اقرار
مهنة

اقرار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sahar
انسان ها در اقرار به‌خدایی او همفکر هستند.=انسان ها به یگانه بودن خدا اعتراف میکنند وباهم همفکر هستند.
سحر
انسان ها در اقرار به خدایی او همفکر هستند.=انسان ها به یگانه بودن خداوند اعتراف میکنند وباهم همنظر هستند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اقرار   • اقرار در فقه   • اقرار در امور کیفری   • اقرار میکنم   • انواع اقرار   • اغرار   • معنای اقرار   • اقرار چیست   • مفهوم اقرار   • تعریف اقرار   • معرفی اقرار   • اقرار یعنی چی   • اقرار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اقرار
کلمه : اقرار
اشتباه تایپی : hrvhv
آوا : 'eqrAr
نقش : اسم
عکس اقرار : در گوگل

آیا معنی اقرار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )