انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1075 100 1

الاغ

/'olAq/

مترادف الاغ: حمار، خر، درازگوش، احمق

برابر پارسی: خر

معنی الاغ در لغت نامه دهخدا

الاغ. [ اُ ] (اِ) قاصد و پیک. (برهان ). آنکه برای او اسب توشه مهیا دارند تا بجایی که نامزد بود زود رسد. (شرفنامه ٔ منیری ) :
الاغ خدمتت مه شد که بر گردون چو آب زر
خطوط امر خویش از تخته ٔ سیمین میخوانی.
ابوعلی بن حسین مروزی (لباب الالباب ج 2 ص 343).
داشت کاری در سمرقند او مهم
جست الاغی تا شود او مستتم.
مولوی.
|| بیکار. (برهان ). مرکب که آن را بیگار گیرند. (غیاث اللغات از رشیدی ) :
گفتی که دعا نمی نویسی
این شیوه بمن مبر گمانی
بر بنده نوشتن است و آن را
دادن به الاغ کاروانی.
کمال اسماعیل.
مثال اسب الاغند مردم سفری
نه چشم بسته و سرگشته همچو گاو عصار.
سعدی.
|| الاق. خر. حمار :
تخته ٔ گردنش کند ایمن
مرد را از گرفت و گیر الاغ.
کمال اسماعیل.
اتفاقاً بعد از یک دو روز شخصی سراغ آن الاغ بصاحب رسانید و برائت اخوان الصفا نزد حاکم بوضوح پیوست. (تاریخ نگارستان ). ناگاه جانوری بر هیأت مور از میان درختان بیرون تاخته جوانان را با الاغان پاره پاره کرد. (تاریخ نگارستان ). خدمت مولانا را با اهل بیت و فرزندانش بمعتمد خود سپرده با الاغ و مایحتاج به مرو رساند. (مکتوب امیرتیمور در امر کوچانیدن ملاسعد تفتازانی به مرو).
الاغ به اقسام مختلف در همه جای ایران وجود دارد که تعیین تعداد جنس آن خالی از اشکال نیست. الاغهای ایران اگرچه از حیث جثه کوچکتر ازالاغهای سایر ممالک اند لکن کارکن تر و بردبارتر میباشند، بهترین الاغ سواری در بوشهر و بنادر فارس موجود، و رنگ آن فلفل نمکی و کوچک اندام ولی سریع و زرنگ است.(جغرافیای اقتصادی مسعود کیهان ص 209). || کشتی کوچک. (حاشیه ٔ برهان چ معین نقل از جغتائی ). || اسب. (شرفنامه ٔ منیری ) :
سزد که جایزه ٔ این قصیده ٔ غرا
بیابم از تو زر و جامه و غلام و الاغ.
منصور شیرازی (از شرفنامه ٔ منیری ).

معنی الاغ به فارسی

الاغ
ماخوذازترکی، خر، حیوان بارکش دارای گوشهای درازویال کوتاه، بترکی اولاق گویند، به معنی پیک وقاصدواسبی که قاصدبر آن سوارشود
( اسم ) ۱ - خر ۲ - پیک چاپار پست . ۲ - پیک چاپار پست . ۳ - حقوق و عوارضی که برای پیکها یا چارپایان متعلق به پیکها میگرفتند (ایلخانان مغول تا قاجاریه )
نوعی الاغ کوچک اندام تیزرو که در بنادر فارس و بوشهر موجود است .
خرماده ماچه خر

معنی الاغ در فرهنگ معین

الاغ
( اُ ) [ تر. ] = اولاغ . اولاق : (اِ.) ۱ - خر. ۲ - (عا.) نفهم ، احمق (نوعی دشنام ).

معنی الاغ در فرهنگ فارسی عمید

الاغ
۱. = خر۱
۲. (صفت) [عامیانه، مجاز] احمق، نفهم.
۳. [قدیمی، مجاز] پیک، قاصد.
۴. [قدیمی] اسبی که پیک بر آن سوار شود.
۵. [قدیمی] در دورۀ مغول، عوارضی که مغول برای پیک ها و چهارپایان آن ها می گرفتند.
خرکچی، خربنده، چاروادار.

الاغ در دانشنامه اسلامی

الاغ
به درازگوش الاغ می گویند و از آن در بابهای طهارت، حج، تجارت، سبق و رمایه و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
بول و سرگین الاغ به قول مشهور پاک است.
حلیت خوردن گوشت گورخر
خوردن گوشت آن، اعم از اهلی و وحشی (گورخر) حلال است.
حکم مسابقه با گورخر
برگزاری مسابقه با آن صحیح است.
مکروهات در الاغ
...
به حیوان درازگوش الاغ می گویند.
در لغت به معنای پیک، چاپار ، قاصد ، کار بی مزد (بیگاری) و خر (حیوان معروف) آمده است. مقصود در این مدخل، معنای اخیر است و در آن از واژه «حمر» و مشتقات آن استفاده شده است.
به حیوان درازگوش الاغ می گویند. در قرآن کریم با لفط حمار، حمیر آمده است.
حمار به معنی خر بوده و جمع آن در قرآن حمر بر وزن عنق و حمیر آمده است، مثل (و الخیل و البغال و الحمیر لترکبوها) و (کانهم حمر مستنفرة). «مثل الذین حملوا التوراة ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا؛ مثل کسانی (از علمای یهود) که (دانش علم و عمل و ابلاغ) تورات بر دوش آنها نهاده شد سپس آن را بر دوش نکشیدند، مثل درازگوشی است که کتاب هایی چند بار می کشد (اما بهره ای از آنها ندارد). بد مثلی است مثل گروهی که آیات خدا را (دستورات تورات را با مخالفت خویش) تکذیب و انکار کردند، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.»
در آیه ۲۵۹ سوره بقره به زنده شدن دوباره الاغ عزیر علیه السّلام اشاره شده است.
مردن الاغ عزیر پیامبر علیه السّلام و متلاشی شدن اجزای آن در پی پرسش وی از چگونگی احیای مردگان بود.او کالذی مر علی قریة... قال انی یحی هـذه الله بعد موتها... وانظر الی حمارک... وانظر الی العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما.... (برداشت بر این اساس است که مقصود از «العظام» به قرینه «وانظر الی حمارک» استخوان های همان الاغ است که عزیر علیه السّلام مامور شد به دقت به زنده شدن دوباره آن ها بنگرد. گفتنی است در روایتی از امام صادق علیه السّلام شخص یاد شده «عزیر» و در روایتی از امام باقر علیه السّلام نام وی «ارمیا» ذکر شده است)
دستور خداوند به عزیر
دستور خداوند به عزیر علیه السّلام مبنی بر دقت در چگونگی زنده شدن الاغش پس از گذشت مدت طولانی از مرگ آن بود.او کالذی مر علی قریة... وانظر الی حمارک... وانظر الی العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما...
درک کیفیت احیای مردگان
مشاهده چگونگی احیای دوباره الاغ، سبب درک کیفیت احیای مردگان و معاد از سوی عزیر علیه السّلام شد.او کالذی مر علی قریة... قال انی یحی هـذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه... وانظر الی حمارک... وانظر الی العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما فلما تبین له و قال اعلم ان الله علی کل شیء قدیر.
در آیه ۵۰ و ۵۱ سوره مدثر به ترس الاغ وحشی از شیرها اشاره شده است.
الاغ وحشی از شیرها می ترسد و فرار می کند.«کانهم حمر مستنفرة فرت من قسورة». («حمر»، جمع «حمار» به معنای الاغ است؛ ولی در این جا منظور خر وحشی یا گورخر است؛ زیرا این حیوان در میان عرب ها مثل نفرت و شدت فرار است) گویی گورخرانی رمیده اند، که از (مقابل) شیری فرار کرده اند!

الاغ در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:خر

ارتباط محتوایی با الاغ

الاغ در جدول کلمات

الاغ
حمار
الاغ راه راه
گورخر

معنی الاغ به انگلیسی

ass (اسم)
ستیزه جو ، ستیز گر ، الاغ ، خر
donkey (اسم)
الاغ ، خر ، ادم نادان و کودن
burro (اسم)
الاغ
moke (اسم)
الاغ ، ادم کودن

الاغ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهدیس ١٧:٥٧ - ١٣٩٦/٠١/١٧
خَر ، حمار
|

سعید ٢٣:٣٦ - ١٣٩٦/٠٥/١٦
خر حمار
|

آریا بهداروند ٢٠:٥٧ - ١٣٩٦/٠٦/٠٦
الاغ بیگ *الغ بیک*نام پادشاه مغول در ایران که به دلیل
نفهم بودن
مردم ایران نام او را بر خر گذاشتند
الاغ ::خر
|

S ١٦:٣٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٦
Donkey
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > night person
Mahdieh > Come up
بازگیر کلوخی > کلوخی (زابل)
Hnf > Population
میثم سراوانی > Disloyal
دیوانه زاده > خرچنگ
محمدجواد > circumferentially
علی > begining

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ازدواج زن با سگ   • الاق   • عکس اندام تناسلی حیوانات نر   • دستگاه تناسلی حیوانات ماده   • ازدواج زن با زن   • یابو   • جفت گيري اسب با انسان   • جفت گيري اسب فيلم   • معنی الاغ   • مفهوم الاغ   • تعریف الاغ   • معرفی الاغ   • الاغ چیست   • الاغ یعنی چی   • الاغ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی الاغ
کلمه : الاغ
اشتباه تایپی : hghy
آوا : 'olAq
نقش : اسم
عکس الاغ : در گوگل


آیا معنی الاغ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )