انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1069 100 1

الله

/'allAh/

مترادف الله: آفریدگار، ایزد، پروردگار، خدا، دادار، رب، یزدان

برابر پارسی: خدا، پروردگار

معنی الله در لغت نامه دهخدا

اللت. [ اَل ْ ل َ ] (ع اِ موصول ) صورتی از اَلَّتی. رجوع به اَلَّتی و اقرب الموارد ذیل «لتی » شود.

الله. [ اُ ل َ ل َ ] (اِخ ) نام موضعی است. (یادداشت مؤلف ).

معنی الله به فارسی

الله
نامی که مسلمانان به خدا دهند .
اله: خدا، ایزد، معبودیگانه، واجب الوجود
( اسم ) ۱ - خدا . ۲ - ذات مستجمع صفات ( الوهیت ) .
شهر مقدس واقع در شمال غربی هند ( ایالت اوتار پرداش ) در ملتقای رود گنگ و رود جمنا ۴۹۱٠٠٠ سکنه . استخراج و ذوب فلزات و مصنوعات مکانیکی .
( جمله اسمی ) خدا داناترست ( در مورد ندانستن و یا تردید در حقیقت چیزی گویند ) : و محمد بن جعفر گوید که از این تاریخ سه هزار سال است والله اعلم . یا الله اعلم بالصواب . خدا داناترست حقیقت را خدا میداند که واقع چیست یا الله اعلم بحائق الامور . خدا داناترست حقیقتهای کارها را .
( جمله اسمی ) خدا پناه نیازمندان است ( ترجمان القر آن . ذیل صمد ) ( در آیه ۲ از سوره ۱۱۲ اخلاص آمده )
۱ - برای خدا برای خدا . خدا را . زنهار زنهار . الله الله باید که فرستادن لشکر تقصیر نکند . ۲ - گاه برای اظهار تعجب بکار رود . دل بسی خون بکف آورد ولی دیده بریخت الله الله . که تلف کرد و که اندوخته بود ? ( حافظ ) توضیح در این کلمه شعار طائفه قزلباش بود : هنگام آن حرکت از اطراف و جوانب صدای غمزدای الله الله که شعار طبقه رفیعه قزلباش است بلند ساخته .... ( عالم آرای عباسی )
( جمله اسمی ) خدای راهنمای است . یاالله الهادی الی ما هو الا وضح سبیلا و الارشد دلیلا. خدا راهنمای است بدانچه پیداترین راه راست و راهبر ترین راه شناسی است : ....و درتجارب متقدمان تامل عاقلانه واجب دید آرزوهای دنیا بیاید و در آخرت نیک بخت خیزد و الله الهادی الی ما هو الا وضح سبیلا والا رشد دلیلا . ( کلیله )
کوهی است در نزدیک ابیورد که نادر شاه افشار در حوالی آن متولد شده است .
۱- ( جمله اسمی ) خدابزگتر است ( از آنکه وصف شود ) ایزد برتر و والاتر است ( از همگان ) ( در اذان و نماز گفته شود ): در نماز که الله اکبر می گوییم یعنی معین است که الله اوست و بس . ۲ - برای تعجب بکار رود : دیده ام آن ماه را در نیمه شب گفته ام الله اکبر . نیمه شب . ( منسوب به باباکوهی )
( صفت ) تصادفی اتفاقی .
دهی است از دهستان میانده بخش رضوانده شهرستان طوالش .
یعنی خداوند بزرگوار . خدایی که والاست .
یعنی خدا پناه دهنده تو باد
دهی است از دهستان ساسی کلام بخش مرکزی شهرستان بابل .
دهی است از دهستان هریس بخش مرکزی شهرستان سراب .
ماخوذ است از آیه فالله خیر و هو ارحم الراحمین .
ده کوچکی است از دهستان میان دورود بخش مرکزی شهرستان ساری .
سر هندی . او راست کتاب مدار الافاضل در لغت فارسی .
دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان .
دهی است از دهستان سارال بخش دیواندره شهرستان سنندج .
دهی است جزئ دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش .
دهی است از دهستان بخش میان کنگی شهرستان زابل .

معنی الله در فرهنگ معین

الله
(اَ لْ لا) [ ع . ] (اِ.)ایزد، خدا، معبود یگانه . ،~ُ اعلم خدا داناتر است . (هنگامی که نسبت به موضوعی شک و تردید است ). ،~ اکبر الف - خدا بزرگ تر است . (هنگام تعجب ، عصبانیت و تأیید گفته می شود). ب - بخشی از اذان و نماز است .
(اَلú لا بَ) (ص نسب .) (عا.) تصادفی ، اتفاقی .
( ~ُ لْ لا) [ ع . ] (اِمر.) نشانه و حجت خدا، ع نوان یا لقبی که مسلمانان به مجتهدان و عالمان بزرگ دین می دهند. ، ~العظمی عنوان و لقب مجتهدان شیعه که مرجع تقلید هستند.
( ~. لا) [ ع . ] (اِ.) روزهایی که از نظر مذهبی و اعتقادی مهم اند. مانند روز عاشورا.
(رِ یا رَ کَ لْ لا) [ ع . ] ( جملة دعایی .) = باریکلا: آفرین خدا بر تو باد.
(بِ مِ لْ لا) [ ع . ] (جملة اسمی . فعل امر.) ۱ - به نام خداوند، به نام خدا (جمله ای که فارسی زبانان هنگام شروع کاری یا قدم نهادن در جایی گویند). ۲ - (عا.) بفرما میل کن ، بخور. ۳ - نوعی تعارف برای این که کسی پیشقدم شود: بفرمایید، پیش افتید. ۴ - در موقع ت
(بِ عُ نِ لْ لا) [ ع . ] (شب جم .) (ق .) به یاری خدا.
(بَ یَّ تُ لْ لا) [ ع . ] (ص مر. اِمر.) باقی ماندة خدا، باقی گذاشتة خدا از چیزهای خوب و حلال .
( ~. لْ لا) [ ع . ] (اِمر.)خانة خدا، کعبه .
(بِ یْ یُ بِ یْ نُ لْ لا) [ ع . ] (عا.) سوگند گونه ای برای تأکید ادعای خود یا پرسیدن حقیقت از کسی .
(تَ قَ بَّ لَ لْ لا) [ ع . ] (جملة دعایی ) خدا بپذیرد، ایزد بپذیرد.
(حِ بُ) [ ع . ] (اِمر.) حزبی که اعضای آن فقط معتقد به اسلام و تابع مکتب الله هستند.
( ~ُ لا) [ ع . ] (اِمر.) اجرای اوامر خدا و طاعت و عبادت او.
(یُ لْ لا) [ ع . ] (اِمر.) ۱ - خوانندة خدا. ۲ - پیغامبر اسلام (ص ).
( ~. لا) (ق مر.) گرفته شده از عربی به معنای ۱ - پناه بر خدا، توکل به خدا. ۲ - (عا.) هرچه باداباد.
(کَ لِ مَ ةُ لْ لا) [ ع . ] (اِمر.) ۱ - کلمة خدا. ۲ - عیسی (ع ).
( ~ُ لْ لا) [ ع . ] (اِمر.) روز مقدس ، روز گرامی .

معنی الله در فرهنگ فارسی عمید

الله
خدا، ایزد، معبود یگانه، واجب الوجود.
در مقام شک و تردید در درست یا نادرستی گفته و مطلبی گفته می شود.
* اللـه اعلم بالصواب: خدا داناتر است به حق و راستی.
۱. زنهار، زینهار، الحذر، بترس از خدا. &delta، در مقام تحذیر و هنگامی که کسی سخنی بگوید یا کاری کند که روا نباشد استعمال می شود.
۲. تو را به خدا، برای خدا. &delta، در مقام اصرار به کار می رود.
۳. عجبا، شگفتا. &delta، در مقام تعجب و تحیر از شگفتی و عظمت چیزی می گویند.
در مقام تعجب از عظمت و شگفتی چیزی می گویند. &delta، در اذان، اقامه، و نماز گفته می شود.
تصادفی، برحسب تصادف و اتفاق.
۱. [عامیانه] مال خداداده.
۲. [قدیمی] خداداد.
۴. [قدیمی] آنچه به غنیمت ببرند یا غارت کنند.
= اللـه داد
۱. نشانه و حجت خدا.
۲. عنوان یا لقبی که مسلمانان به مجتهدان و عالمان بزرگ دین می دهند.
۱. زنهار، زینهار، الحذر، بترس از خدا. &delta، در مقام تحذیر و هنگامی که کسی سخنی بگوید یا کاری کند که روا نباشد استعمال می شود.
۲. تو را به خدا، برای خدا. &delta، در مقام اصرار به کار می رود.
۳. عجبا، شگفتا. &delta، در مقام تعجب و تحیر از شگفتی و عظمت چیزی می گویند.
بندگان خوب خدا، مردان خدا، مردم پارسا و پرهیزکار.
هنگام اظهار شادی یا خشنودی یا تحسین کسی به کار می رود، آفرین، مرحبا: بارک الله، گُل کاشتی.
خانۀ خدا، کعبه.
هنگام مدح و در حال تعجب از خوبی و زیبایی کسی یا چیزی استعمال می کنند.
پولی که به درویش یا نقال می دهند، پولی که درویش یا نقال معرکهگیر از مردم می گیرد.
چهل قطعه پولک از جنس مس، برنج، نقره، یا طلا که بر آن ها کلماتی از آیات قرآن و بسم اللّه الرحمن الرحیم نقش کرده و به نخ می بندند و به گردن طفل آویزان می کنند برای سلامت او و دفع چشم زخم، چهل بسم اللّه.
۱. کتاب خدا.
۲. ایمان به خدا.
دوست خدا.
خداوند کفایت کنندۀ ما است، خداوند برای ما کافی است.
۱. حقی که خداوند بر بنده دارد.
۲. [مجاز] طاعت، امر، و عبادتی که شرع دستور انجام آن را داده است، مانندِ نماز، روزه، و سایر فرایض مذهبی.
لقب حضرت عیسی.

الله در دانشنامه اسلامی

الله
«الله» اسم است از برای ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه بدون لحاظ و تعیین صفتی از صفات. الله برترین نام از نام های ذات مقدسی است که هستی صرف و جامع و مبداء همه کمالات وجودی و منزه از هر نقصی است و چون آن ذات اقدس جامع همه اسمای حسنی و صفات نیکوست، گفته می شود: الله اسم ذاتی است که جامع همه کمالات است و گرنه اشتمال بر کمالات در معنای این کلمه مأخوذ نیست.
ابن خالویه در اعراب ثلاثین سوره می گوید: «اِسْمٌ لا یَنْبَغِی اِلاّ لِلّٰهِ جَلَّ ثَنآؤُهُ»؛ «اسمی است که سزاوار نیست مگر برای الله بلندمرتبه»و در قول خدای تعالی: «هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیّاً؛ آیا برای او همنامی می دانی؟» گفته شده است؛ یعنی آیا در مشرق و مغرب خشکی و دریا و کوه و هموار و هر مکان و هر جایی احدی را که اسم او الله باشد، غیر از او می شناسی؟ یعنی نخواهی شناخت.پیرامون این اسم، که به تصریح بعضی «اسم اعظم» است و در اینکه مشتق مرکب">مشتق است یا مشتق نیست و مطالب دیگر، علمای بزرگ ادب و لغت و فلسفه و عرفان بیانات و تحقیقات مهمی در کتاب های شرح اسماءالحسنی و کتاب های لغت و تفسیر و شرح ادعیه فرموده اند، که آوردن آن مباحث در این رساله خارج از ظرفیت آن است و اهل تحقیق و بررسی های عمیق را همان کتاب ها کافی و وافی است.فقط در اینجا اجمالا می گوییم: «الله»، که از آن تعبیر به اسم جلاله می شود، دلالت دارد بر ذات جامع جمیع صفات کمال، مثل علم و قدرت و تفرّد و وحدت؛ بنابراین یک مسّمی بیشتر نخواهد داشت و این دلالت بر تفاوت نمی کند و این لفظ مقدّس مشتق باشد یا غیرمشتق و دلالتش بر ذات احدیت به وضع تعیّنی باشد یا تعیینی. در هر صورت این لفظ دلالت بر آن ذات دارد و در لسان عربی بین اسمای حسنی، اسمی که به دلالت مطابقی این دلالت را داشته باشد، در نظر نیست مگر در مثل «هو» این ادّعا بشود.
تعریف راغب
راغب می گوید: اصل «الله»، اله است که همزه اش حذف شده و بر آن الف و لام تعریف وارد شده است و سپس مثل ابن خالویه به آیه شریفه «هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیّاً؛ آیا برای او همنامی می دانی؟» (استشهاد نموده است. ) و بنابر آنکه مشتق باشد، چنان که از بعضی روایات نیز استفاده می شود، در اینکه اصل «الله» اله بوده است، اختلافی نیست. هرچند در اینکه همزه آن حذف شده و به جای آن الف و لام آورده شده است، یا اینکه الف و لام بر آن داخل شده و الف اصلی آن حذف شده است. به عبارت دیگر: در اینکه الف و لام تعویض است و قیاسی است یا تعویض نیست و به غیرقیاس است، اختلاف است. چنان که در سرّ قرائت آن به قطع همزه و نکات دیگر، بحث های ادبی لطیفی بین علمای نحو و ادب مطرح شده است که علاقه مندان می توانند آنها را در کتاب های نحو و ادب مطالعه فرمایند.
معنی واژه الله
در زبان عرب و فرهنگ وحی، اله بر هر معبودی که عابدان در پیشگاهش خضوع کنند، اطلاق می شود؛ حق باشد یا باطل: (سوره نحل، آیه ۵۱)، «لا تتخذوا الهین اثنین؛ » (سوره فرقان، آیه ۴۳) «أرأیت من اتخذ الهه هواه؛ (سوره انبیاء، آیه ۶۲)؛ «أأنت فعلت هذا بالهتنا؛ » اما الله بر اثر کثرت استعمال، علم (اسم خاص) ذات مقدس خداوند است که جامع همه صفات جلالی و جمالی است و جز بر او اطلاق نمی شود: (سوره حشر، آیه ۲۴) «هو الله الخالق الباری المصور له الأسماء الحسنی؛ » و از این رو لفظ جلاله (الله) موصوف همه اسمای حسنای خداوند از جمله الرحمن و الرحیم قرار می گیرد، ولی خود صفت هیچ اسمی واقع نمی شود و بر این اساس، گفته می شود: الله اسم ذات و دیگر اسم های خداوند نام های صفات اوست.
اسم اعظم خدا
...
الله
اللّه، اسم خاصی که بر ذات دارای جمیع اوصاف کمالی خداوند اطلاق می شود. این واژه که مشهورترین اسم خداوند است، در اصل عربی است و احکام خاصی دارد؛ مانند ممنوعیت لمس کردن لفظ نوشته شده آن بدون طهارت. از جمله مهمترین خصوصیات این واژه می توان به قرار گرفتن در کلمه توحید و شهادت به توحید و ممنوعیت استفاده از آن برای غیر خداوند اشاره کرد.
اللّه اسم عَلَم (خاص) برای ذات واجب الوجود و جامع همه اوصاف کمالی خداوند است.
← معادل در زبان های دیگر: شاید بتوان برابر این واژه را در فارسی کلمه «خدا» دانست. معادل این واژه در برخی زبان های دیگر چنین است:
الله
خدای تعالی شأنه که آفریدگار جهان و واجب الوجود بالذات است یگانه و بی نیاز نه از چیزی پدید آمده بلکه قدیم است و نه فرزند دارد نه مانند و همتا. الله اسم ذات اوست و نامهای دیگر دلالت بر صفات او می کند یا بر افعال او مانند رحمن و الرحیم و قادر و خالق. در هیچ صفحه قرآن نیست که چند بار نام او ذکر نشده و صفتی از صفات یا فعلی از افعال یا دلیلی بر هستی او نیامده باشد.
«الله» اسم علم (نام خاصّ) است برای ذات «واجب الوجود»، به لحاظ جامعیت صفات ذاتیه و نعوت کمالیه در او یعنی کسی که پرستش حق او است، چرا که او ـ تعالی ـ بر آفرینش اشیاء و حیات بخشیدن به آنها و تفضل به آنها به انواع نعمت ها توانا است. پس این نام ـ مفهوماً ـ جامع همه صفات کمال و شامل همه اسماء دیگر حضرت باری ـ عزّ اسمه ـ می باشد.
در ریشه لغوی کلمه «الله» اختلاف است. سیبویه دو وجه برای آن ذکر کرده: نخست آن که در اصل «اله» بر وزن فَعال بوده، فاء کلمه که همزه باشد، حذف شد به جای آن «ال» لازمه آمد، دو لام بهم ادغام گردید و سپس «الله» شد.
وجه دوم آن که در اصل «لاه» بر وزن فَعل، سپس الف و لام به جهت تجلیل و تعظیم بدان ملحق شده است و کسی که مدعی شده الف و لام آن برای تعریف است، اشتباه کرده زیرا اسماءالله همه معرفه اند.
درباره اشتقاق و مبدأ اشتقاق این کلمه بعضی گفته اند: اصولاً این واژه مشتق نیست و در اصل به همین وزن وضع گردیده است، زیرا از نظر لغت ضرورتی ندارد که لفظ مشتق باشد و اگر چنین امری حتمی می بود تسلسل لازم می آمد. این قول از خلیل ابن احمد نقل شده.
کسانی که قائل به اشتقاق این کلمه شده اند نیز در مبدأ اشتقاق اختلاف دارند: بعضی آن را مشتق از «الوهیة» دانسته اند که به معنی عبادت است، و به معنی «تألّه» تعبد است و بر این وجه معنی الله «کسی که شایسته است عبادت شود» می باشد و از این رو کسی دیگر به این نام موسوم نمی شود.
قول دیگر این که مشتق باشد از «وَلَه» به معنی تحیّر، گفته می شود: «اله ـ یأله» یعنی تحیّر، بدین جهت که عقول همگان در درک کنه ذات حضرتش حیرانند. این قول از ابوعمرو نقل شده است.
عن امیرالمومنین علیه السلام: «الله معناه: المعبود الذی یأله فیه الخلق و یُؤله الیه. و الله هو المستور عن درک الابصار، المحجوب عن الاوهام والخطرات».(الله یعنی معبودی که مخلوقات در شناخت ذات او در حیرت اند و او از چشمها پنهان بوده و از حیطه فکر و وهم بشریت خارج است.)
الله
معنی ﭐللَّهُمَّ: بار خدايا - اي خدا - يا الله
معنی أَحْمَدُ: ستوده تر -از نامها ي رسول اکرم(صلي الله عليه وآله)
معنی إِلْ يَاسِينَ: آل ياسين -اهل بيت پيامبر (صلي الله عليه وآله)
معنی کَعْبَةَ: خانه ي خدا - بيت الله الحرام - کعبه (نام کعبه اشاره به چهار گوشه بودن آن دارد)
معنی خَاتَمَ: به معناي هر چيزي است که با آن ، چيزي را مُهر کنند و مراد از خاتم النبيين بودن حضرت محمد صلي الله عليه و آله ، اين است که نبوت با او ختم شده ، و بعد از او ديگر نبوتي نخواهد بود .
معنی کَثِيرٍ: بسيار زياد (منظور از کلمه کثير در قرآن از عدد هشتاد (در عبارت "لقد نصرکم الله في مواطن کثيرة و عدد مواطني که خداي تعالي مسلمين را (در جنگ ها )ياري نمود طبق روايتي از امام هادي هشتاد مورد بوده است )تا عددي است که از شمار بيرون باشد ، و انتها نداشته ب...
معنی کَثِيرَةٌ: بسيار زياد (منظور از کلمه کثير در قرآن از عدد هشتاد (در عبارت "لقد نصرکم الله في مواطن کثيرة و عدد مواطني که خداي تعالي مسلمين را (در جنگ ها )ياري نمود طبق روايتي از امام هادي هشتاد مورد بوده است )تا عددي است که از شمار بيرون باشد ، و انتها نداشته ب...
معنی لَا يَسْتَثْنُونَ: استثناء نمي كنند - ان شاء الله نمي گويند (کلمه استثناء که مصدر فعل يستثنون است ، به معناي اين است که بعضي از افراد کل را از حکم کل کنار بگذاريم ، و نيز به معناي گفتن کلمه ان شاء الله در هنگام وعده قطعي و يا هر سخن قطعي ديگر است ، و اگر اين کلمه را هم...
معنی الم: از حروف مقطعه و رموز قرآن (در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده که الم معنايش " انا الله الملک " است . يعني منم خداوند سلطان )
معنی خَسَفَ: پنهان شد(خسوف قمر به معناي پنهان شدن قرص ماه و پوشيده شدنش به ظلمت و سايه است ، و اگر گفته شود : خسف الله به الأرض معنايش اين است که خداوند او را در زمين پوشانيد)
معنی خَسَفَ بِـ: پنهان کرد - پوشاند(خسوف قمر به معناي پنهان شدن قرص ماه و پوشيده شدنش به ظلمت و سايه است ، و اگر گفته شود : خسف الله به الأرض معنايش اين است که خداوند او را در زمين پوشانيد)
معنی خَسَفْنَا بِـ: پنهان کرديم(خسوف قمر به معناي پنهان شدن قرص ماه و پوشيده شدنش به ظلمت و سايه است ، و اگر گفته شود : خسف الله به الأرض معنايش اين است که خداوند او را در زمين پوشانيد)
معنی تَضِلُّواْ: که گم کنيد-تا گم نکنيد (به دليل موقعيتش بعد از کلمه( أَن) در آيه 176نساء(يبين الله لکم ان تضلوا) واين قسم استعمال در جائي که حرف أن در کلام باشد ، شايع است)
معنی يَخْسِفَ بِـ: که پنهان کند - که بپوشاند(خسوف قمر به معناي پنهان شدن قرص ماه و پوشيده شدنش به ظلمت و سايه است ، و اگر گفته شود : خسف الله به الأرض معنايش اين است که خداوند او را در زمين پوشانيد)
تکرار در قرآن: ۲۸۱۶(بار)
عَلَمِ (اسم) خداوند تبارک و تعالی است، بعضی گویند اصل آن اِله است، همزه‏اش حذف شده و الف و لام بر آن اضافه گشته و لام در لام ادغام گریده است.، صاحب قاموس گوید: اَصَحّ آنست که عَلَمِ غیر مشتق است. باید دانست: در این کلمه صفت بخصوص از صفات حق تعالی منظور نیست و آن فقط علم ذات باری است، ولی التزاماً به جمیع صفات خدا دلالت دارد و شاید از این جهت گفته‏اند: اللّه نام ذات واجب الوجودی است که جامع تمام صفات کمال است. این لفظ مبارک مجموعاً دو بار در قرآن مجید آمده است پنج بار (الّلهم) و بقیه (اللّه) (المعجم المفهرس). وجود حق تعالی و توحید او اساس دین مبین اسلام و تمام تدیان آسمانی است، هیچ دینی و هیچ دانشمندی، موقعیّت و عظمت و وجود و صفات خدا را مانند قرآن تعریف نکرده و نشان نداده است. خدائیکه قرآن تعریف می‏کند 1: (قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدُ اَللّهُ الصَمَدُ، لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَّهُ کُفُواً اَحَدٌ) بگو: او خدای بی همتاست خدایی که مقصود همه است، نزاده و زائیده نشده است. هیچ کس همتای او نیست، نا گفته نماند چنانکه در اَحَد گذشت: این کلمه فقط در ذات باری به معنی و صفی استعمال گردیده است بنا بر این لازم است اَحَد را در قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدْ، بی همتا معنی کنیم، در این صورت، تمام سه آیه که بعد از آیه اولی آمده است شرح اَحَد می‏باشد. یعنی به همتا است زیرا که مقصود همه است و زائیدن و زائیده شدن که از خوّاص تمام موجودات است، در او نیست و بالاخره هیچکس کفو و برابر او نیست راجع به معنای صَمَد به معنای صَمَد به آن ماده رجوع شود. این است خدائی که قرآن معرّفی می‏کند یعنی خود خدا معرّفی می‏کند زیرا قرآن کلام خداست. از نظر علم و عقل و فطرت این خدا قابل قبول است نه خدایان دروغین و نه خدائی که ادیان تحریف شده می‏گویند. 2: خدا خالق وآفریننده تمام اشیاء و تمام موجودات است. و جز او هر چه هست آفریده اوست ، ، ، ، . 3 - تربیت تمام اشیاء و موجودات بدست اوست و او مُرَبّی همه مخلوقات است، کلمه «ربّ العالمین» 42 بار در قرآن آمده است. و خلاصه بند 2 و3 این است که آفرینش و پرورش هر دو از خدا و در دست خداست و به تعبیر دیگر چنین است بدان آفریدن و تدبیر و دستور فقط برای اوست، بلند مرتبه است خدا، که پرورش دهنده مخلوقات است. در «ربب» خواهیم گفت که «رَبّ» تربیت دهنده است. 4 - خدا بر هر چیز قادر و تواناست و هیچ چیز از حیطه قدرت و توانایی او بیرون نیست و او بر کار خود پیروز است ، جمله «هُوَ عَلی کُلِّ شَیئیٍ قَدیر» و «اَللّه عَلی کُلِّ شَیْئی قَدیر» مجموعاً 34 بار در قرآن تکرار شده است. 5 - حیات و مرگ مطلقاً در دست اوست، و اوست که حیات می‏بخشد و می‏میراند ، ، این دو تعبیر در قرآن 11 مرتبه آمده است. 6 - شروع آفرینش و اعاده آن از او و بدست اوست، که آفریده و اوست که بعد از ویرانی، نظم جدید برقرار کرده و آفریدن را از سر می‏گیرد روزی آسمان را می‏پیچیم و جمع می‏کنیم. همانطور که طومار نوشته‏ها را می‏پیچد و جمع می‏کند. پس از آن همچون آفرینش اوّل، آفریدن را دوباره شروع می‏کنیم، این وعده بر ما حتمی است و ما آنرا عملی خواهیم کرد. . 7 - او نور آسمانها و زمین است زندگی و حرکت و افاضه مطلقاً از اوست . 8 - او شریک و همتایی ندارد، خدائی و معبودی جز او نیست، فرزندی ندارد، کسی را به فرزندی انتخاب نکرده است ، . 9 - او هر روز در کاری است. همه از او می‏خواهند، از او استمداد می‏کنند و دست نیاز بسوی او دراز کرده‏اند اگر چه عدّه‏ای متوجّه نیستند. هر که در آسمانها و زمین هست حاجت خود را از او می‏خواهند، او هر روز در کار بخصوصی است. آیه شریفه راجع به اصل احتیاج و استمداد از خداست، به حکم آیه و آیه ، بشر از خود چیزی ندارد او مطلقاً فقیر و محتاج است، در مقابل، هر چیز از خدا و ملک خدا و خدا غَنِّی مطلق است، پس تمام مردم اعم از خدا شناس و غیره که برای رفع حاجت خود به وسائل مادّی متوسّل می‏شوند، به وسائل خدا متوسل می‏شوند. و از خدا می‏خواهند، این آیه، نظیر آیه است مردم همه چیز را از خدا نخواسته‏اند، بلکه خدا مطابق احتیاج واقعی است که همان احتیاج بوده باشند. و امّا«کُلِّ یَوْمٍ هُوَ فی شَأن» خداوند رَبّ العالمین است، معنای ربوبیت آنست که ربّ هر روز در کاری نظیر کار گذشته یا غیر آن بوده باشد مثل بنّاء که هر روز یک جور کاری در ساختمان، نظیر روز قبل یا غیر آنرا می‏کند تا بنای آن سرآید. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. 10- عزّت و ذلّت و گرفتن و عطا کردن در دست اوست، او پادشاهی می‏دهد و پادشاهی را می‏ستاند، اختیار در دست اوست، او شب را به روز و روز را به شب داخل می‏کند و زنده را مرده و مرده را از زنده بیرون می‏آورد . همانطور که تمام نعمتها را خدا می‏دهد، پادشاهی و حکمرانی را نیز او عنایت می‏کند، این دلیل نمی‏شود که پادشاه و حکمران هر چه خواهد بکند و بگوید: خدا به من داده است، چنانکه یک نفر پر زور و قهرمان نمی‏تواند همه را زیر مشت و لگد بیاندازد و بگوید: خدا این نیرو را به من داده است، نیکوکار و بد کار بودن شخص، روی کاری است که می‏کند، پادشاه بودن یا مردم عادی بودن، دلیل عزّت و ذلّت و خوبی بدی نیست، حساب عمل در میان است، معاویه مقتدر از همه بدتر و ابوذر فقیر از همه (نسبت به خودش) نیکوتر بود. 11- هدایت و گمراهی در دست او و در اختیار اوست، اوست که هدایت می‏کند و گمراه نمی‏کند مگر فاسقان را، اگر مردم اراده گمراهی کردند گمراه می‏کند، او به قلب کفّار مهر می‏زند که خود در اثر ادامه معاصی چنین خواسته‏اند ، ، ، . قرآن همه چیز را از خدا و در دست خدا می‏داند، و بی پروا می‏گوید: که عزّت و ذلّت و ضلالت و هدایت از خداست، اما معیّن می‏کند که کارهای خدا گزاف نیست و اینها روی نظم و حساب دقیقی است، چنانکه فرمود ، ، آنها که ستم پیشه کرده‏اند، گمراهشان می‏کند، مشروح سخن در «ضَلال» دیده می‏شود. 12- او دانه را می‏شکافد، مرده را از زنده و زنده را از مرده بیرون می‏آورد (از تخم بی حرکت و دانه مرده و بی حرکت درختان و بوته‏ها و علفهای زنده بیرون می‏آورد دوباره از آنها، تخم‏ها و دانه‏های مرده و بی حرکت خارج می‏کند) فقط او می‏گریاند، می‏خنداند، می‏میراند، زنده می‏کند، نر و ماده را او آفریده خلقت آخرت نیز در دست اوست، او بی نیاز می‏کند، او عطا می‏کند، او غذا می‏دهد، او مریض را شفا می‏دهد ، ، . 13- روزی موجودات از او و در دست اوست، او رزاق مطلق است ، ، . 14- او به اندازه قدرت و توانائی انس و جنّ، تکلیف می‏کند و این قاعده کلّی تکلیف است ، این حقیقت پنج بار بدین صورت در قرآن تکرار شده است. 15- بازگشت همه به سوی اوست، خوبان و بدان همه به سوی او برمی‏گردند ، 16- کسانی و کارهائی که خدا دوست ندارد و از آنها بی‏زار است به قرار ذیل‏اند: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، . 17- آنان که خدا دوستشان دارد بقرار زیراند: نیکوکاران ، توبه کاران:، پاکیزه‏ها: ، پرهیزگاران: ، بردباران: ، توکّل کنندگان: ، دادگران: ، جنگجویان در راه خدا: . 18- قرآن درباره اثبات وجود خدا و توحید او، بیشتر برهان نظم را که دلیل قطعی شعور و درک و عقل است، پیش می‏کشد، آری برای اثبات حق تعالی و یگانگی او، برهان نظم بهترین برهان و عموم فهم است. 19- اسماء حسنی را که نام‏های مخصوص خدا باشند در «حسنی» مطالعه فرمائید.
الله برترین نام از نام های ذات مقدسی است که هستی صرف و جامع و مبداء همه کمالات وجودی و منزه از هر نقصی است.
اصل الله الاله است و همزه به جهت کثرت استعمال ، حذف شده است و «الاله» و «الله» یا به معنای معبودی است که مستحق عبادت باشد یا به معنای ذاتی که عقول در آن متحیر است و نیز گفته اند: اله از ولاه ( عشق ورزیدن) بوده و واو به همزه تبدیل شده است؛ یا از «لاه یلوه لیاها» (مستور بودن) است
معانی
این چهار معنا از امیرالمؤمنین علیه السّلام درباره «الله» نقل شده است: الله معبودی است که خلق درباره او حیران و به او عشق میورزند. الله از ادراک چشم ها مستور و از افکار و گمان ها محجوب است.
اسم خاص
الله اسم خاص خداوند است که به همه اسمای حسنی و افعال برگرفته از آن ها متصف می شود و عکس آن (یعنی اتصاف اسما و صفات به الله) استعمال ندارد و لذا صحیح است گفته شود: الله اسم جلاله ذات واجب الوجودی است که مستجمع جمیع صفات کمال می باشد. لفظ جلاله «الله» در قرآن ، دو هزار و ششصد و نود و هفت بار تکرار شده و پیش از نزول قرآن این اسم در میان اعراب جاهلی آشنا بوده است.
حبیب الله آموزگار در سال 1269ش در اصطهبانات فارس متولد شد.
وی در 12 سالگی برای تحصیل علوم دینی به شیراز رفت و مقدمات فقه، اصول و فلسفه را در آنجا فراگرفت. در سال 1290 به تهران آمد. وی از معلمی مدارس شروع کرد و با تدریس در مدرسه آلیانس (درس عربی)، ترجمه مطلب برای نشریات (از عربی به فارسی) و مدیریت قسمت فارسی و ادبیات عرب مدرسه سیروس کار خود را ادامه داد.
در 1297ش وکلای شیراز آموزگار را به وزیر معارف وقت معرفی کردند وی نیز او را به ریاست مدرسه ادب رسانید. این ریاست شش سال به طول انجامید و سپس در کابینه سردار سپه، وزیر معارف (محتشم السلطنه) آموزگار را به ریاست معارف فارس انتخاب کرد، آموزگار خود می گوید: «در این دو سال مدارس تأسیس کردم و ورزش را در مدارس معمول کردم».
1306ش با روی کار آمدن علی اکبر داور و تغییر وزارت عدلیه به دادگستری، آموزگار از افرادی بود که از وزارت معارف به دادگستری منتقل شد. ابتدا عضو استیناف اصفهان بود. پس از چندی آموزگار درخواست انتقال به تهران کرد که مورد مخالفت داور قرار گرفت و گویا همین اختلاف باعث می شود که آموزگار شش ماه انفصال از خدمت بشود و مجدداً به مشاغل فرهنگی خود روی آورد.
سال 1310ش مجدداً توسط داور به عنوان بازرس قضایی به دیوان کشور دعوت شد. در کابینه حسین علا در 1329ش، به وزارت فرهنگ رسید.
آموزگار پس از دوره وزارت، جزء کمیسیون تقسیم املاک سلطنتی بود و همچنین مسئولیت بانک عمران نیز که در همین راستا بود به وی واگذار شد (1331ش).
یکى از نام هاى قرآن کریم آیات الله هست.
یکى از نام ها و صفات قرآن که در خود قرآن آمده "آیات " است که به سه صورت یافت مى شود.
← آیات الله
در باره علت نام گذارى قرآن، به آیات الله، آیات بینات و آیات مبینات، "فخر رازی " سه وجه ذکر نموده است.
← وجه اول
فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر، ج۳، ص۱۹۹.فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر، ج۲۴، ص۱۹.فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر، ج۲۳، ص۲۲۲.طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیرالقرآن، ج۱، ص۱۶۸.مصباح، محمد تقی، قرآن شناسى، ج۱، ص۳۳.شریفی، محمدحسین، شناخت نامهاى قرآن، ص۱۰۶.



الله در دانشنامه ویکی پدیا

الله
- در پرچم ایران ۲۲ بار عبارت الله اکبر به رنگ سفید و به نشانهٔ پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیهٔ پایین رنگ سبز و حاشیهٔ بالای رنگ سرخ نوشته شده است و نشان وسط پرچم نیز به شکل عبارت الله و لا اله الا الله است.
- در پرچم عراق از عبارت الله اکبر استفاده شده است.
- در پرچم عربستان سعودی از عبارت شهادتین «لا اله الا الله محمد رسول الله» استفاده شده است.
- پرچم افغانستان دارای عبارات شهادتین و تکبیر است.
توحید عقیده تعطیل تنزیه تشبیه تسبیح
بسم الله الرحمن الرحیم تکبیر شهادتین إن شاء الله ما شاء الله أستغفر الله جزاک الله أعوذ بالله فی سبیل الله یرحمک الله الحمد لله
مرتبط به...
عکس الله
الله آباد ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:
الله آباد (هند) شهری است در کشور هندوستان
دهستان الله آباد دهستانی است از توابع بخش زارچ شهرستان یزد در استان یزد ایران.
الله آباد (اردستان)، روستایی از توابع بخش زواره شهرستان اردستان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان سفلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲ نفر (۴خانوار) بوده است.
الله آباد (اصفهان)، روستایی از توابع بخش جرقویه علیا شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.این روستا در فاصله ۴۰ کیلومتری شهرستان ورزنه واقع شده است.
این روستا در دهستان جرقویه علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۵ نفر (۶۹خانوار) بوده است.
الله آباد (اقلید)، روستایی از توابع بخش حسن آباد شهرستان اقلید در استان فارس ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان حسن آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۳ نفر (۶۷خانوار) بوده است.
الله آباد (ایرانشهر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۶۱۹ نفر (۳۸۴خانوار) بوده است.
الله آباد (بافق)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافق در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان مبارکه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
الله آباد (بردسکن)، روستایی از توابع بخش شهرآباد شهرستان بردسکن در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان شهرآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
الله آباد (بردسیر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان کوه پنج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
الله آباد (بم)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان کرک ونارتیج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
الله آباد (بوئین زهرا)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان زهرای بالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
آب انبار حاج رحمت الله مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان اردکان، روستای ترک آباد، خیابان امام خمینی (ره) واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مهر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۴۳۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مقبره سید فتح الله مربوط به سدهٔ ۹ ه.ق است و در ورامین، شمال خیابان ۱۵ خرداد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۸۹۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مقبره سید فضل الله مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه.ق است و در شهرستان نور، بخش چمستان، روستای سید کلا واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۳۶۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بقعه ملا فتح الله مربوط به دوره قاجار است و در کاشان، خیابان ملافتح الله، خیابان شهید آبام، جنب قبرستان ملا فتح ا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۲۴۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آیت الله در دو مورد به کار می رود:
آیت الله درجه ای است که به صورت لقب به کسانی که به درجهٔ اجتهاد رسیده باشند، داده می شود.
آیت الله (تهیه کننده موسیقی) تهیه کننده و هنرمند موسیقی هیپ هاپ اهل آمریکا است.
آیت عبد الله (به فرانسوی: Ait Abdallah) یک منطقهٔ مسکونی در مراکش است که در سوس ماسه درعه واقع شده است.
فهرست شهرهای مراکش
آیت عبد الله ۲٬۹۸۸ نفر جمعیت دارد.
ایت هارز الله (به فرانسوی: Ait Harz Allah) یک منطقهٔ مسکونی در مراکش است که در مکناس تافیلالت واقع شده است.
فهرست شهرهای مراکش
ایت هارز الله ۱۳٬۳۱۰ نفر جمعیت دارد.
ابراهیم خلیل الله فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا ورزی ساختهٔ سال ۱۳۸۴ است. این فیلم دوران به نبوت رسیدن ابراهیم را به نمایش می گذارد. او در میان کافران بزرگ شده، و آنها را به پرستش خالق خود فرا می خواند. ابراهیم به دلیل شکستن بتها به آتش انداخته شد، اما خدا آتش را بر ابراهیم سرد نمود و به ابراهیم آسیبی نرسید.
«لیست کامل عوامل فیلم ابراهیم خلیل الله». سوره سینما. دریافت شده در ۳۰ اوت ۲۰۱۳.
خواجه برهان الدین ابونصر فتح الله وزیر فرزند کمال الدین ابوالمعالی از وزیران قرن هشتم هجری قمری در فارس بود. اصلیت او مشخص نیست. پس از مرگ پدر عازم شیراز شد ولی امیر مبارزالدین محمد او را طلبید. وی به مدت ۱۰ سال در یزد وزیر امیر مبارزالدین محمد بوده است. در سال ۷۵۶ هجری قمری موقعیکه امیر مبارزالدین، فارس را تسخیر می کند، دوباره خواجه برهان الدین را به وزارت بر می گزیند. او در اوایل سلطنت شاه شجاع معزول شد و به سال ۷۸۰ درگذشت.
احمد رحمه الله (انگلیسی: Ahmed Rahmatullah؛ زادهٔ ۲۲ ژوئیهٔ ۱۹۸۶) یک بازیکن فوتبال اهل قطر است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

الله در دانشنامه آزاد پارسی

برترین و مشهورترین نام خداوند در فرهنگ اسلامی. الله، ذات جامع جمیع اسماء و صفات الهی و نیز ذاتِ سزاوار معبودیت است و به خلاف دیگر اسماء، صفت هیچ موصوفی قرار نمی گیرد و بر دیگر اسماء الهی برتری دارد. الله موضوع علم کلام، عرفان و تصوف است و در این علوم از ذات و صفات و افعال الهی بحث و گفت وگو می شود. برخی علما، الله را از ریشۀ سریانی «لاها» و بیشتر دانشمندان آن را از ریشۀ عربی «اِله، إِلاه، از اَلَهَ» به معنای مألوه (معبود) دانسته اند. در این صورت، «الله» ترکیب اَل اِله به معنای معبودِ معبودان است. نیز ← خدا

ارتباط محتوایی با الله

الله در جدول کلمات

الله کبر گفتن
تکبیر
رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمود: رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از •••
اتش جهنم
ساخته امیر شهاب رضویان با بازی عزت الله انتظامی و صابر ابر
مینای شهر خاموش
ساخته اکران نشده روح الله سهرابی با شرکت کامبیز دیرباز | میترا حجار و قربان نجفی
خاکستر و برف
ساخته بهروز افخمی با بازی عزت الله انتظامی | اکبر عبدی | اسماعیل داورفر
روز فرشته
ساخته جنگی مرحوم سیف الله داد با هنرمندی فرامرز قریبیان | عبدالرضا اکبری و کاظم افرندنیا
کانیمانگا
ساخته چندی پیش روی پرده رضا کریمی با حضور پرویز پرستویی | فیلمی از حمید نعمت الله با بازی حامد بهداد | طناز طباطبایی | حبیب رضایی و هومن برق نورد که نیمه اول امسال اکران شد
امروز
ساخته روح الله حجازی با بازی نیکی کریمی | علی مصفا | طناز طباطبایی | بابک حمیدیان و••• که در جشنواره فیلم فجر امسال هم بود
مرگ ماهی
ساخته عطا الله سلمانیان با بازی حسین یاری و ماه چهره خلیلی
پرنده باز
ساخته علی عسگری با بازی اکبر زنجانپور | چنگیز وثوقی و مرحوم نعمت الله گرجی
یک روز گرم

معنی الله به انگلیسی

god (اسم)
خدا ، تعالی ، خداوند ، ایزد ، الله ، پروردگار ، یزدان ، یاهو

معنی کلمه الله به عربی

الله
اله
ارجوحة
تارجح
ارجوحة
آمين , قد

الله را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

کوثر ١٠:٣٧ - ١٣٩٥/١٢/٢٤
خداوند. این واژه از ادغام دو واژه ی عبری «اِل» (خدا) و «اِلوهِه» (خدا) ساخته شده. (تورات، کتاب پیدایش، فصل 33، بند 20ـ یعقوب در آن جا قربانگاهی ساخت و نام آن را اِل اِلوهه اسرائیل یعنی خدا خدای اسرائیل است نامید.)
|

محمد حسین شاه علی ١١:٥٧ - ١٣٩٦/٠٥/٢٢
خدا
پرور دگار
بیش از 1000 صفت دارد
جامع ترین نام:الله
|

ماجد مومنی ١١:٥٤ - ١٣٩٦/١٠/١٤
الله نام تنها خالق هستی است و معادل و مترادفی در فارسی و انگلیسی ندارد خدا و god به معنی اله میشوند که در عربی به معنی خداست برخلاف تمام کلمات عربی که جنسیت دارند یعنی یا مذکر هستند یا مونث کلمه الله دارای هیچ جنسیتی نیست و کلمه الله جمع بسته نمیشود
|

یوسفیان ١٢:١٤ - ١٣٩٨/٠١/٣١
نام اعظم🗽🥰♥️
یعنی رهایی🏳️‍🌈
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• الله عکس   • بتی به نام الله   • الله کیست   • ریشه الله   • تصاویر الله   • گردنبند الله   • الله بت بزرگ   • الله پرچم ایران   • معنی الله   • مفهوم الله   • تعریف الله   • معرفی الله   • الله چیست   • الله یعنی چی   • الله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی الله
کلمه : الله
اشتباه تایپی : hggi
آوا : 'allAh
نقش : اسم
عکس الله : در گوگل


آیا معنی الله مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )