برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1283 100 1

الم

/'alam/

مترادف الم: داء، دردمندی، درد، تعب، رنج

برابر پارسی: اندوه، افسردگی، دردمندی

معنی الم در لغت نامه دهخدا

الم. [ اَ ل ُ ] (اِ) ارزن. (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ سروری ). ارزن را گویند و آن نوعی از گاورس است. (فرهنگ جهانگیری ). غله ایست که آنرا گاورس و ارزن گویند. (هفت قلزم ) (انجمن آرا) (برهان قاطع) (آنندراج ) :
قوت کردان چه بود نان بلوت آش الم
میخورند این دو غذا در سر بند کلبار.
بسحاق اطعمه.

الم. [ اُ ل ُ ] (اِ) گروه و جماعت و مجمع. (ناظم الاطباء). فوج و گروه. (هفت قلزم ) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). در فرهنگها الم به تکرار آمده است. رجوع به الم الم شود.

الم. [ اَ ل َ ] (ع مص ) دردمند شدن. (ترجمان علامه ٔ تهذیب عادل ) (مصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). || (اِ) درد. (مهذب الاسماء). رنج و درد. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). با لفظ کشیدن استعمال میشود. (از آنندراج ). وجع شدید. (اقرب الموارد). رنج جسمانی. (دزی ج 1 ص 34). ضد لذت. ج ، آلام. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). الم اعم است از وجع و جز آن ، چه ادراک وجع تنها به حس لمس است. در ذخیره ٔ خوارزمشاهی آمده : ادراک الم ، حالی بود منافر، یعنی حالی که تن مردم را نسازد، و ادراک لذت ، ادراک حالی ملایم است یعنی حالی که تن مردم را موافق باشد - انتهی. جرجانی در تعریفات گوید:الم درک کردن منافر (غیر ملایم ) است از حیث منافر بودن آن ، و منافر مقابل ملایم است ، از اینرو اگر ادراک منافر نه از حیث منافر بودن آن باشد الم نیست. و رجوع به حکمت اشراق چ کربن ص 224 «لذت » شود :
زان همی نالد کز درد شکم با الم است
سر او نه بکنار و شکمش نرم بخار.
منوچهری.
لیکن گزندگی سوزش فراق و الم هجران بار آورده است جهت امیرالمؤمنین دریغ و درد و اندوه و غم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310).
روی چو صبحش مرا، از الم دل رهاند
عیسی و آنگه الم ، جنت و آنگه عذاب.
خاقانی.
صورت عین شین قاف در سر یعنی که عشق
نقش الف لام میم در دل یعنی الم.
خاقانی.
چون بمصاف سران لاف شهادت زنی
زشت بود پیش زخم بانگ الم داشتن.
خاقانی.
طاقت مقاسات آن الم نداشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ...

معنی الم به فارسی

الم
درد، رنج، آلام جمع
( اسم ) ۱ - ( مصدر ) دردمند شدن . ۲ - ( اسم ) دردمندی . ۳ - ( اسم ) درد . جمع : آلام .
شهری در آلمان
[ گویش مازنی ] /alem asher/ سر و صدای غیر معمول – سر و صدا به راه انداختن
[ گویش مازنی ] /alem ashir/ ازدحام و سر و صدای زیاد
فوج فوج . گروه گروه و فوج فوج
آنکه پیوسته غمگین و اندوهناک است
یعنی ندانستنی ? آیا ندیدی
یکی از دیه های هزار پی شهرستان آمل
( اسم ) بارانک
[ گویش مازنی ] /alem deli/ درختچه ای جنگلی
آنکه رنج و درد بیند
آنچه الم رساند . الم رساننده
آنچه الم رساند . الم رسان
( مصدر ) دردمند شدن اصابت درد .
آنکه بدو الم رسد الم دیده
نام رودیست در بلوک نور
زمینی که ته کلش هنوز در آن بر جای مانده باشد .
اندوهناک و غمگین . محزون و رنجور و غمگین .
...

معنی الم در فرهنگ معین

الم
(اَ لَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - (مص ل .) دردمند شدن . ۲ - (اِمص .) رنجیدگی . ۳ - (اِ.) درد، ج . آلام .
(اَ لَ شَ گِ) (اِ.) (عا.) جنجال ، سر و صدا، هیاهو.

معنی الم در فرهنگ فارسی عمید

الم
= ارزن
درد، رنج.
دادوقال، آشوب، جاروجنجال.
* الم شنگه راه انداختن (برپا کردن، درآوردن): [عامیانه] آشوب کردن، شلوغی راه انداختن، جاروجنجال برپا ساختن.

الم در دانشنامه اسلامی

الم
الم در مقابل لذت، دردی که در دنیا و آخرت بر انسان و حیوان وارد می شود.
الم در مقابل لذت، دردی که در دنیا و آخرت بر انسان و حیوان وارد می شود. این واژه، عربی و جمع آن آلام به معنای درد و یا درد شدید است.

معنای اصطلاحی الم
الم در اصطلاح متکلمان و فیلسوفان امری است که موجود زنده آن را احساس و در پی آن طبعش از آن گریزان و متنفر می شود.

الم در فلسفه و کلام
بحث الم در فلسفه و کلام، دارای پیشینه کهن می باشد. حکمای یونان باستان سال ها پیش از میلاد در چرایی وجود شرور در عالم بحث کرده اند. زیرا آلام از مصادیق شرورند
فلاسفه، در ضمن بحث معقولات عشر (کیفیات نفسانی) و شرور و لذات از الم نیز سخن به میان آورده اند متکلمان اسلامی نیز در فصل جداگانه ای زیر عنوان الم یا آلام و اعواض بعد از مباحث توحید، عدل و لطف از جهات مختلف درباره الم بحث کرده اند.

← ضرورت و جایگاه مبحث آلام
...
الم
معنی الم: از حروف مقطعه و رموز قرآن (در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده که الم معنايش " انا الله الملک " است . يعني منم خداوند سلطان )
معنی أَلَم أَعْهَدْ: آيا عهد نبستم
معنی أَلَم أَقُل: آيا (مگر)نگفتم
معنی عَلَّمَ: تعليم داد - ياد داد
معنی عِلْمَ: علم - دانش - تشخيص و تميز دادن (کلمه علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود)
معنی عَلِمَ: دانست(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
معنی لَمْ نَسْتَحْوِذْ: چیره و مسلط نبودیم (عبارت "وَإِن کَانَ لِلْکَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْکُمْ وَنَمْنَعْکُم مِّنَ ﭐلْمُؤْمِنِينَ " یعنی :اگر برای كافران بهره ای اندک [از پیروزی ] باشد به آنان میگويند: آيا [ما كه در ميان ارتش اسلام بوديم] بر ش...
معنی کِفَاتاً: جمع کننده - ظرفها (کلمه کفات و همچنين کلمه کفت به معناي جمع کردن و ضميمه کردن است و درعبارت " أَلَمْ نَجْعَلِ ﭐلْأَرْضَ کِفَاتاً "ميفرمايد : مگر ما نبوديم که زمين را کفات کرديم ، يع ...

ارتباط محتوایی با الم

معنی الم به انگلیسی

chagrin (اسم)
ازردگی ، سوزش ، غم وغصه ، اندوه ، الم ، تنگدلی

معنی کلمه الم به عربی

الم
کدر

الم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سلام
از حروف مقطعه قرآن
مصیب مهرآشیان مسکنی
الم درد و رنج و بیماری است
و فوج فوج را علم علم گویند و براثر نوشتار غلط در مرور زمان ع را به الف داده اند والا ان الم الم دردی است که تیر میکشد و هنوز در منطقه ما پیرانی هستندرکه میخواهند بگویند درد پایم تیر میکشد میگویند الم الم میشود
tinabailari
درد ، رنج 🥤
کاربرد در جمله :
می زد به شمشیر جفا می رفت و می گفت از قفا / سعدی بنالید ز ما مردان ننالند از الم ( زبان 95 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• الم امام حسین   • الم در جدول   • معنی الم   • الم قران   • الم محرم   • الم حضرت عباس   • الم پرچم   • الم عاشورا   • مفهوم الم   • تعریف الم   • معرفی الم   • الم چیست   • الم یعنی چی   • الم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی الم
کلمه : الم
اشتباه تایپی : hgl
آوا : 'alam
نقش : اسم
عکس الم : در گوگل

آیا معنی الم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )