انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1091 100 1

الیاس

/'elyAs/

معنی اسم الیاس

اسم: الیاس
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عبری
معنی: (تلفظ: elyās) (= ایلیا) (در اعلام) نام پیغمبری از یهود و بنی اسرائیل در زمان آخاب و ایزابل که نام وی در قرآن کریم به صورت های الیاس و الیاسین آمده است، (در اسلام) وی یکی از چهار نبی جاویدان به شمار رفته است - خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان

معنی الیاس در لغت نامه دهخدا

الیاس. [ اِل ْ ] (اِ) جرجانی در تعریفات (ص 23) گوید: کنایه ازقبض است زیرا وی ادریس (کذا) است و چون الیاس به عالم روحانی عروج کرد و قوای مزاجی او در عالم غیب مستهلک شد و در آنجا قبض گردید از اینرو از آن به قبض تعبیر کنند - انتهی. و رجوع به الیاس (پیغمبر) شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) نام پیغمبری است علیه السلام. (مهذب الاسماء). لفظ اعجمی است.(المعرب جوالیقی ص 13). نام پیغمبریست مشهور و او پسرزاده ٔ سام بن نوح و عم خضر است. (از برهان قاطع) (ازهفت قلزم ). برادر خضر است و همراه او آب حیات خورده ، از اینرو همیشه زنده است و چنانکه خدمت بَرّ به خضر مفوض است همچنین خدمت بحر به الیاس مقرر میباشد. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). نام برادر خضر. (مؤید الفضلاء). ابن البلخی گوید: بعد از حزقیل الیاس بن الیسع که از جمله ٔ انبیاست و بعد از الیاس ایلاف بود... (فارس نامه ص 40). الیاس بن یاسین یا ابن فنحاص نبی ، و او مبعوث بتقویت دین موسی و هدایت مردم بعلبک ، و احب (ظ: احاب ) ملک ایشان بود و او را عمر ابد است مانند خضر. (از حبیب السیر چ خیام ج 1 صص 107 - 109). وی تا قیامت زنده است و در دریاها باشد و درماندگان دریا و کشتیها را یاری دهد چنانکه خضر در خشکی مسافران خشکی را و گویند قبر او در بقاع کلب موضعی نزدیک دمشق است. (یادداشت مؤلف ). در قرآن کریم (37 / 123 و 130) بصورتهای الیاس و الیاسین آمده و هر دو همین پیغمبر بنی اسرائیل است. صاحب قاموس کتاب مقدس آرد: ایلیا (= الیاس ) پیغمبر بنی اسرائیل معاصر آحاب پادشاه اسرائیل بود. خداوند او را برای تخویف پادشاه مذکور فرستاد و پس از مدت پانزده سال نبوت بطور عجیبی بسرای باقی انتقال یافت. در صحیفه ٔ ملاکی نبی مسطور است که الیاس قبل از آمدن مسیح به این جهان آید، و خود مسیح فرموده است که یحیای تعمیددهنده همان ایلیا (الیاس ) بود و باید دانست که الیاس صاحب کتاب نبود زیرا که بهیچ رو خبری در خصوص نویسندگی او بجز رساله ای که به یهورام پادشاه یهود نوشت نیست و الحق پیغمبری شجاع ، غیور، امین و متعصب بود - انتهی. سامی بک گوید: الیاس یکی از انبیای بنی اسرائیل و از اهالی بعلبک بود. 9 قرن قبل از میلاد در زمان آخاز (ظ: احاب ) میزیست و بنی اسرائیل را براه راست و ترک بت پرستی دعوت میکرد ولی قوم دعوت وی را اجابت نمیکردند و به تعقیب و تعذیبش میپرداختند و از این رو اکثر اوقات را در صحاری ومغاره ها بسر میبرد. هرچه خوارق عادات و معجزات از وی بظهور میرسید انکارش میکردند، عاقبت الیسع علیه السلام را در نبوت خلف و وارث خود قرار داد و در تاریخ 880 ق. م. به آسمانها عروج کرد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2). در تاریخ بلعمی (چ بهار ص 525) چنین آمده : پس چون سالها برین آمد و دین بت پرستی در بنی اسرائیل فراخ شد، خدای عز و جل الیاس را به پیغامبری بفرستاد بشهری از شهرهای شام ، و اندر وی ملکی بود بت پرست [ احاب نام ، و او را زنی بود نام آن زن ازبل ، و آن ملک ] بتی داشت بزرگ ، آنرا پرستیدی و نام آن بت بعل بود چنانک خدای تعالی گفت : اء تدعون بعلاً و تذرون احسن الخالقین. (قرآن 125/37). پس الیاس بیامد و مردمان را بخدای خواند، و از بت پرستیدن بعل نهی کرد و شریعت دین تازه کرد. و الیاس از فرزندان هرون بن عمران بود و نسبت او الیاس فنخاص بن العازاربن هارون بن عمران بود، وگروهی گفتند که زنی بود اندر بنی اسرائیل ، بعل نام ، ایشان او را پرستیدندی. پس الیاس بیامد و آن ملک را با خلق بخدای خواند، ملک بگروید، و آن خلق نگرویدند. ملک همه شهر را نتوانست هلاک کردن ، الیاس را وزیر کردو نیکو همی داشت و می بودند و هر دو خدای را همی پرستیدند، چون روزگار برآمد ملک پشیمان شد و باز بر سر بت پرستیدن شد و الیاس از او جدا شد، و مر خدای را عز و جل دعا کرد، و خدای گفت الیاس آسمان را فرمان بردار تو کردم. الیاس گفتا: یا رب باران از آسمان بازگیر، پس باران نیامد و قحط افتاد و ایشان الیاس را طلب کردند که بکشند، گفتند این قحط از قبل الیاس است. الیاس پنهان شد و اندر آن شهر [ هر شبی اندر خانه ای پنهان بودی و آن قحط سه سال بماند و ] خلق بسیار بمردند، و چهارپایان و مرغان همه بمردند در آن نواحی ، و کس نان نیافت که بخوردی مگر الیاس [ که هر جا او شدی نان با او بودی ] و چنان شد که هرگاه از سرایی بوی نان یافتندی گفتندی مگر الیاس آنجا بوده است ، و الیاس بخانه ٔ گنده پیری اندر شد، و او را پسری بود نامش الیسع و مقعد بود و مبتلا، خدای تعالی بدعای الیاس او را درست گردانید، و این پیرزن او را به الیاس داد تا خدمت او همی کرد. و این الیسعبن اخطوب بود، و [ چشم او ] تباه شده بود و چون الیاس در خانه ٔ ایشان بود او را دعا کرد و نان داد تا بهتر شد. و این پیرزن گفت این پسر مرا دیده ور کردی و مرا نان نیست که او را دهم. تو بهتر دانی با این پسر، و بدو سپردش. پس الیاس آن شب آنجا بود و دیگر روز برفت ، هر کجا با او شدی الیسع با او بودی ، تا سه سال برآمد بر این قحط. آن گاه الیاس ز آنجا که بود بیرون آمد و الیسع با او، و آن ملک را گفتند که [ سه سال است که شما ] بسختی اندرید و اینکه شما پرستید شما را فریاد نخواهد رسیدن ونتواند رسید و اگر چنان است که فریاد رسد او را خواهش کنید تا شما را از این سختی برهاند، و اگر نتواندکردن تا من خدای خویش را بخوانم تا شما را از این سختی برهاند، آنگه شما او را بپرستید. گفت : راست همی گوید. آنگه ایشان بت را از شهر بیرون بردند و هرچند او را خواندند پاسخ و اجابت دعا نیافتند. الیاس دعا کرد، پس هم در ساعت باران آمد و غله برست ، و گیاه برزمین پدید آمد، چون کار برآمد ایشان باز کافر شدند،و الیاس علیه السلام آن دعا از آن کرد که خدای بدو وحی فرستاد که ای الیاس این چندین هزار خلق و چهارپایان هلاک کردی ! الیاس گفت : چنان که هلاک ایشان بدعای من کردی ، رستگاری ایشان نیز بدعای من کن ، و آن دعای دیگر بکرد. پس از مدتی باز کافر شدند. الیاس را از ایشان دل سیر شد و الیسع را خلیفت خویش کرد، و خدای تعالی او را زندگانی دراز کرامت کرد تا نفخ صور نخستین ، ومأوی و مسکن او اندر بیابانها کرد و آنجاش آرام داد . چون او بشد خدای تعالی الیسع را پیغامبری داد که خلیفت او بود - انتهی : و اِن ّ الیاس لمن المرسلین. (قرآن 123/37).
همچو کرباسی که از یک نیمه زو الیاس را
کرته آید وز دگر نیمه یهودی را کفن.
ناصرخسرو.
لبت چون چشمه ٔ الیاس و من اسکندر تشنه
نصیب من مکن زان چشمه ٔ الیاس یأس ای جان.
سوزنی.
ماه دوهفته ندارد چو یکی چشمه ٔ میم
دهن تنگ و در او چشمه ٔ خضرو الیاس.
سوزنی.
چو خضر از سرچشمه خوردیم آب
هم الیاس را رهنمون آمدیم.
خاقانی.
شاه از برای حرمت خضر از طریق لطف
الیاس را بداد برات امان آب.
خاقانی.
بر تخت شهنشاهی و بر مسند عزت
الیاس بقا باش که فردوس لقایی.
خاقانی.
و رجوع به قصص الانبیاء چ یغمائی صص 338 -342 و مجمل التواریخ و القصص (فهرست ) و حبیب السیر چ خیام ج 1 صص 106 - 109 و 42 و 191 و تاریخ گزیده چ لندن ص 21، 50 و 51 و لغات تاریخیه و جغرافیه ٔ ترکی ج 1 ص 249 و مناقب الامام احمدبن حنبل ص 143 والمعرب جوالیقی ص 13 و هم کلمه ٔ «اِلی » (اِخ ) شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) نام پادشاه بحر خزر که دریای گیلان باشد. (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (مؤید الفضلاء). در فهرست ولف بصورت الیای آمده است. ظاهراً همان الیاس پیغمبر است که گفته اند وی حیات ابدی دارد و در دریاها باشد و درماندگان را یاری دهد. صاحب مجمل التواریخ و القصص (ص 206) گوید: خدای تعالی او را (الیاس نبی را) عمر دراز داد تا بقیامت ، و اندربیابانها شد همچون خضر اندر دریاها، و بندگان خدا را راحت میرسانند -انتهی. و رجوع به ماده ٔ قبل شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) او راست : کتاب «تاریخ مغول در آسیای مرکزی » که با همکاری دنیسن راس تألیف کرده است. رجوع به حاشیه ٔ «از سعدی تا جامی » چ 1 ص 189 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ حاجیوند هیهاوند از طایفه ٔ چهارلنگ بختیاری. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 77).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در 28 هزارگزی شمال باختری نورآباد و هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به هرسین کرمانشاه. تپه ماهور و سردسیر است. سکنه ٔ آن 240 تن است که به لهجه ٔ لری فارسی سخن میگویند. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات ، لبنیات و پشم و شغل مردم زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و ساکنان آن از طایفه ٔ غیب غلامند و در ساختمان و چادر سکونت دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن ابراهیم سینابی. او راست : رسالة فی تفسیر بعض الاَّیات و شرح مقاصد الطالبین تفتازانی و شرح الفقه الاکبر ابوحنیفه. (از کشف الظنون ).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن احمد سامانی. برادر اسماعیل سامانی ، والی قزوین در سال 293 هَ. ق. بود. رجوع به سامانی الیاس و تاریخ گزیده چ لندن صص 837-840 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن احمد. ابن اثیر در زیر حوادث سنه ٔ 310 هَ. ق. گوید: وی بسال 310 هَ. ق. بر پدر خروج کرد و شکست خورد و بفرغانه رفت و در آنجا نیز دوباره خروج کرد و سی هزار سوار با وی گرد آمدند و قصد سمرقند داشت تا با سعید نصربن احمد جنگ کند و چون بسمرقند رسید شکست خورد. آنگاه برای نوبت سوم بجنگ برخاست و صاحب چاچ ابوالفضل بن ابی یوسف بکمک او شتافت ، لیکن باز منهزم شد وبه کاشغر آمد و بهنگام ولایت محمدبن مظفر بر فرغانه ،بدین شهر برگشت و سرانجام همین محمدبن مظفر از وی استمالت کرد و الیاس ببخارا رفت و از جانب نصربن احمدمورد اکرام قرار گرفت. (از کامل التواریخ ج 8 ص 49).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن اسدبن سامان (امیر الیاس ). حکمران هرات در حدود 198 هَ. ق. ووالی سیستان به سال 208 هَ. ق. وی برادر نوح و یحیی و احمد، پدر اسماعیل و نصر، جد سامانیان بود. رجوع به معجم الانساب زامباور ج 2 ص 309 و حاشیه ٔ آن و تاریخ بخارای نرشخی ص 90 و حبیب السیر چ خیام ص 352 و تاریخ بیهق ص 68 و تاریخ سیستان (فهرست ) و حاشیه ٔ آن و تاریخ گزیده چ لندن ص 379 و مجمل التواریخ و القصص ص 38 و تاریخ گردیزی ص 14 و احوال و اشعار رودکی ص 321 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن الیسع. رجوع به الیاس (پیغمبر) و فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 40 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن الیسع. از فرمانروایان سامانی در 301 هَ. ق. رجوع به ترجمه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 184 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن حبیب بن ابی عبیدةبن عقبةبن نافع ملقب به امیر شجاع (مقتول 138 هَ. ق. / 755 م.). وی همراه برادرش عبدالرحمن هنگام استیلا بر افریقیه بود، لیکن بعد با مردم قیروان بمخالفت با او برخاست و سرانجام او را کشت و حکومت افریقیه را بدست گرفت ولی پس از یک سال و شش ماه بدست حبیب بن عبدالرحمن به انتقام پدرش کشته شد. (از الاعلام زرکلی چ 1 ج 1).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن حَنّا. کشیش موصلی. در سالهای 1660 و 1683 م.به آمریکا سفر کرد و وصف آنجا را در کتابی بنام «رحلة اول شرقی الی امیریکا» نوشت. (از اعلام المنجد).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ معروف به نهانی. وی کتاب «منهاج العابدین » غزالی را بترکی ترجمه کرده و مسائل العبادات الخمس را بدان افزوده است (925 هَ. ق.). (از کشف الظنون ذیل منهاج العابدین ).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن عیسی آق حصاری. متوفی به سال 967 هَ. ق. او راست : فرحنامه (تسحیر الاکبر) در علم حروف و طبیعت نامه (ترکی ) و رموز دلگشا (نظم ترکی ). (از کشف الظنون ).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) (سلطان...) ابن محمدبن اورخان. محمدبن محمود شروانی کتاب «الیاسیة فی الطب » را بنام وی تألیف و سپس ترجمه کرده است. (کشف الظنون ذیل الیاسیه ). و رجوع به کشف الظنون شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن مضربن نزار مکنی به ابوعمرو. از اجداد جاهلی و جزء سلسله ٔ نسب رسول خداست. گفته اند وی نخستین کسی است که بُدن را به بیت الحرام اهداء کرد. (از اعلام زرکلی چ 1 ج 1). و رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 126 و صبح الاعشی ج 1 ص 346 و العقد الفریدج 6 ص 69 و تاریخ سیستان ص 49، 72، 73، 77 و 84 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن هشام حائری.صاحب روضات الجنات گوید: وی شیخی ثقه و فقیه بود و از شیخ ابوعلی طوسی روایت میکند. در بعضی از اجازات بصورت شیخ هشام بن الیاس حائری آمده ولی در موارد دیگر الیاس بن هشام ذکر شده است و شاید این شخص پسر او باشد. (روضات الجنات ص 769). و رجوع بهمین کتاب شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن یاسین.رجوع به الیاس (پیغمبر) و حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 107 و مجمل التواریخ و القصص ، حاشیه ٔ ص 93 و 206 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن یامین. رجوع به الیاس (پیغمبر) و تاریخ گزیده چ لندن ص 51 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجه ای. شاعر بزرگ داستانسرا. رجوع به نظامی شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) امیر ابوعلی. حاکم کرمان در عهد امیرنصر سامانی. حمداﷲ مستوفی در تاریخ گزیده (چ لندن ص 382) آرد: امیر بوعلی الیاس که در اول عیاری کردی بتغلب بر کرمان مستولی شد، سی وهفت سال آنجا پادشاهی کرد تا شهریان بسبب ظلم برو خروج کردند و او را مقهور گردانیدند و پادشاهی به پسرش الیسع دادند - انتهی. و رجوع بهمین تاریخ ص 784 و نزهةالقلوب چ لیدن ص 140 شود .

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) انطون الیاس. متوفی 1952 م. او راست : القاموس العصری که فرهنگ انگلیسی به عربی است.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) ایغوراوغلی . از سرداران بزرگ شاه اسماعیل اول صفوی. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 (فهرست ) و عالم آرای عباسی ج 1 ص 30 و نیز رجوع به ایغوراغلی شود.

الیاس.[ اِل ْ ] (اِخ ) (افندی ) بارون مدلج. او راست : کتاب «التربیة» که از فرانسوی تلخیص کرده و به سال 1902م.در مصر به چاپ رسانیده است. (از معجم المطبوعات ).

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) خواجه خان بن توغلقتیموربن ایملخواجه بن دواخان. حکمران ماوراءالنهر از طرف توغلقتیمور (763 هَ. ق.). رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 (فهرست ) شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) شهاب الدین. وی با حاکم لرستان صمصام الدین محمود جنگ کرد و سرانجام بدست او کشته شد و بدستور غزان خان ، صمصام الدین نیز بقصاص وی بقتل رسید (695 هَ. ق.). رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 556 شود.

الیاس. [ اِل ْ ] (اِخ ) قلندر (مولانا...). معاصر سلطان اویس بن شیخ حسن (776 هَ. ق.). خواندمیر در حبیب السیر گوید: هم در آن ایام خواجه نجیب الدین برادر امیر شمس الدین زکریا وزیر گردید و مولانا الیاس قلندر که با آن امیر و وزیر صفایی نداشت این قطعه نظم کرد و بر لوح بیان نگاشت :
امارت بر سلیمان شد مقرر
وزارت بر نجیب دنگ حیران
فلک زانرو همی گوید جهان را
که آن یک آصف و آن یک سلیمان .
(حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 240).

معنی الیاس به فارسی

الیاس
ابن یوسف
قلندر معاصر سلطان اویس بن شیخ حسن .
دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد .
از سران لشکر توقتمش خان در جنگ با امیر تیمور گورکان .
از رجال دربار ابوالفتح سلطان محمد خان و سلطان با یزید عثمانی بود .
ذوالقدر حاکم فارس از طرف شاه اسماعیل صفوی .
وزیر سلطان مراد خان چهارم بود
ملقب به شجاع الدین متوفی بسال ۹۲۹ ه. ق . او راست شرح مطالع الانوار در منطق از قاضی سراج الدین محمود ارموی .
شمس الدین سلطان بنگاله از ۷۴٠ تا ۷۶۴ ه. ق . ۱۳۴۵ - ۱۳۳۹ م .
از امرای غزان موکل سلطان سنجر در زندان غزان بود .
شمس الدین وی با جمال الدین خضر فرمانروای لرستان بمخالفت برخاست .
از دیه های هزار جریب
ابن دیب مطر پزشکی متتبع بود
او راست تاریخ الیاس که در سال ۱٠٠۸ م . نوشته است .
نام سلسله فرمانروایان کرمان
از مهتران کنعان بوده است
کنایه از چشم. خضر و چشم. حیوان ٠ کنایه از چشم. آب زندگانی ٠ کنایه از چشم. آب حیوه ٠
دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد .

الیاس در دانشنامه اسلامی

الیاس
یکی از پیامبران مرسل، حضرت الیاس است که نام مبارکش در قرآن در دو مورد آمده است، در یک جا به عنوان انسانی شایسته در ردیف زکریا و عیسی و یحیی ـ علیهم السلام ـ ذکر شده و در جاهای دیگر به عنوان پیامبر مرسل یاد شده است .
حضرت الیاس از پیامبران بنی اسرائیل و از نواده های هارون ـ علیه السلام ـ(به این ترتیب: «الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عیزار بن هارون» .)برادر موسی ـ علیه السلام ـ است، و از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که حضرت الیاس از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود.
اصول کافی، ج ۱، ص ۲۲۷.
نام ایشان دو بار در قرآن کریم یاد شده است . بر پایه آیات الهی ، الیاس که از ذریه نوح علیه السلام و در شمار «صالحان » محسوب گردیده است ،
انعام /سوره۶، آیه۸۴-۸۵.    
واژه الیاس بنابر نظر بیش تر لغویان ، واژه ای عجمی است
جوالیقی ، موهوب ، ج۱، ص۱۰۲، المعرّب ، به کوشش ف عبدالرحیم ، دمشق ، ۱۴۱۰ق / ۱۹۹۰م .
...
الیاس
معنی إِلْيَاسَ: نام يکي از پيامبران الهي
تکرار در قرآن: ۲(بار)
الیاس بن یاسین معروف به الیاس نبی از پیامبران بنی اسرائیل که نام وی در قرآن آمده است.
وی در زمان پادشاهی آحاب از پادشاهان بنی اسرائیل به پیامبری رسید و مأمور بود که مردم را از بت پرستی باز دارد. پس از اینکه او از هدایت قوم خود ناامید شد، از خداوند طلب مرگ کرد؛ اما خداوند برای او مرکبی فرستاد و او به وسیله آن به آسمان عروج کرد و الیسع را جانشین خود قرار داد.
الیاس بن یاسین بن فِنْحاص از پیامبران بنی اسرائیل و از نسل هارون نبی است. نام وی در قرآن دو بار با نام الیاس و یک بار با نام ال یاسین آمده است. در برخی منابع اسلامی، شخصیت الیاس با خضر گره خورده و برخی روایات این دو را یکی دانسته اند.
الیاس علیه السّلام از پیامبران الهی است که نام او دو بار و به یک احتمال سه بار در قرآن آمده است. در مورد مشخصات او میان مفسران و اهل حدیث اختلافات زیادی است.
اقتدا به هدایت الیاس علیه السّلام، از جمله وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم بود. «وزکریا ویحیی وعیسی والیاس...»؛ و (همچنین) زکریّا و یحیی و عیسی و الیاس را؛ همه از صالحان بودند. «اولـئک الذین هدی الله فبهدلـهم اقتده...»؛ آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این (رسالت و تبلیغ)، پاداشی از شما نمی طلبم! این (رسالت)، چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! (این وظیفه من است)» (منظور از «هدایتی» که مورد اقتدای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم است، براساس احتمالی، توحید و تبلیغ رسالت و طبق احتمالی دیگر، صبر و استقامت در برابر مشکلات است).
الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید، ملقب به جمال الدین و مکنی به ابومحمد معروف به حکیم نظامی گنجوی از اعاظم شعرای فارسی زبان است.
الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید، ملقب به جمال الدین و مکنی به ابومحمد (در ضبط اسم و نسب نظامی اختلاف است، قزوینی در آثارالبلاد نام او را ابومحمد النظامی آورده است، عوفی در لباب الالباب: الحکیم الکامل نظامی گنجه ای، هدایت در مجمع الفصحا: نظام الدین احمد الیاس بن ابویوسف بن مؤید المطرزی و خود شاعر نام و نسب خویش را چنین بیان کرده است: در خط نظامی ار نهی گام بینی عدد هزار و یک نام و الیاس کالف بری ز لامش هم با نود و نه است نامش گر شد پدرم به نسبت جد یوسف پسر زکی مؤید) و معروف به حکیم نظامی گنجوی از اعاظم شعرای فارسی زبان است.
ولادت
وی در حوالی سنهء ۵۳۰ ه ق (سال ولادت وی به درستی معلوم نیست، محققان حدس های گوناگونی زده اند، بعضی رقم ۵۳۵ و برخی سنین بین ۵۴۰ تا ۵۵۳ را اختیار کرده اند، آقای دکتر صفا سال ۵۳۰ را به صواب نزدیک تر دانسته اند برای اطلاع از نظرهای گوناگون و همچنین دلایلی که آقای دکتر صفا اقامه کرده است، رجوع شود به تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا.) از مادری کردنژاد در گنجه بزاد (راجع به مادرش گفته است: گر مادرم آن رئیسهء کرد مادرصفتانه پیش من مرد. اشعار او همه جا ذکر گنجه است و تقریباً در این مطلب همهء تذکره نویسان اتفاق دارند بعضی به دلیل این ابیات: چو دُر گرچه در بحر گنجه گمم ولی از قهستان شهر قمم به تفرش دهی هست تا نام او نظامی از آنجا شده نام جو اصل او را قهستان قم دانسته اند، آقای دکتر صفا احتمال می دهند که این ابیات الحاقی باشد و از نظامی نباشد)
ارتباط با شاهان معاصر
همهء عمر خود را در گنجه به زهد و عزلت بسر برد و تنها سفری کوتاه مدت به دعوت سلطان قزل ارسلان به سی فرسنگی گنجه کرد. (که ناگه پیکی آمد نامه در دست به تعجیلم درودی داد و بنشست که سی روزه سفر کن کاینک از راه به سی فرسنگی آمد موکب شاه) و از این پادشاه عزت و حرمت دید از شاعران همزمان خویش با خاقانی ارتباط داشته است.و در مرگ او رثائی گفته است از شاهان معاصر با اینان مربوط بوده است: فخرالدین بهرامشاه حکمفرمای ارزنگان از دست نشاندگان قلج ارسلان که کتاب مخزن الاسرار را به نام او به نظم درآورده است، اتابک شمس الدین محمد جهان پهلوان که منظومهء خسرو و شیرین بدو تقدیم شده است، و طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده است، نصرة الدین ابوبکر بن جهان پهلوان اتابک آذربایجان که شرفنامه به نام او مصدر است، و چند تن دیگر از امرا و اتابکان آن سامان.
تاریخ وفات
...
الیاس، ملقب به چیوی، بزرگ خاندان چیوی زاده می باشد؛ این خاندان از خاندان های مشهور و صاحب مناصب قضایی دوران عثمانی از سده نهم تا دوازدهم است.
الیاس، بزرگ خاندان چیوی زاده، خطاط و ملقب به چیوی بود و به همین سبب، عنوان چیوی زاده با نام اولاد و احفادش همراه شده است.خاندان چیوی زاده حنفی مذهب بودند.پسران الیاس، محیی الدین محمد و عبدی بودند.
منبع
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «خاندان چیوی زاده»، شماره۵۶۳۳.    
...
اِبْن مِطْران، ابونصر موفق الدین اسعد بن ابی الفتح الیاس بن جرجیس المطران، پزشک و داروشناس مسیحی تبار سده 6ق است. از زندگی او پیش از آغاز طبابتش اطلاع چندانی در دست نیست. ابن جوزی که اثر او قدیمی ترین منبع ما درباره ابن مطران است، اشاره ای به این دوره از زندگی او نکرده است. مبسوطترین آگاهی ها درباره فعالیت علمی او و پدرش را در اثر ابن ابی اصیبعه می توان یافت که خود در تألیف کتابش از آثار ابن مطران بسیار بهره برده است.
الیاس پدر موفق الدین، در طلب علم، سفرهای بسیار می کرد و مدتی نیز برای فراگیری مبانی مسیحیت و مذاهب آن به روم رفت. اما به نظر می رسد که لقب «مطران» از آن جرجیس، پدر الیاس بوده که احتمالاً منصبی کلیسایی داشته است. الیاس چون به عراق آمد، ملازمت امین الدوله ابن تلمیذ، پزشک مشهور را اختیار کرد و کتاب های بسیار نزد او خواند تا خود به طب مشهور شد. وی سرانجام در دمشق اقامت گزید و تا هنگام مرگ در همان جا به طبابت روزگار می گذرانید.
موفق الدین در دمشق زاده شد و هم آن جا رشد یافت. از نام استادان او جز مهذب الدین ابن نقاش طبیب، آگاهی نداریم، اما می توان حدس زد که وی پیش از همه، نزد پدرش به تحصیل پرداخته است. این که گفته اند نحو، لغت و ادب عرب را نزد شیخ تاج الدین زید بن حسن کندی فراگرفت، باید مربوط به دوران میان سالی او باشد که در خدمت صلاح الدین ایوبی می زیست. دانسته نیست که ابن مطران چگونه به صلاح الدین پیوست، ولی نزد او جایگاهی بلند یافت و سلطان ایوبی که همواره در پیکار با صلیبیان روزگار می گذرانید، پیوسته ابن مطران را با خود به سفر می برد و طبیب را از عطایای کلان خود بهره مند می کرد. ابن مطران به سبب طبابت برای امرای دولت و رقابت این امرا که در اعطای مال و تقرب بدو بر یکدیگر پیشی می جستند، چندان کارش بالا گرفت که سخن از وزارتش رفت، چنان که از بیان ابی ابی اصیبعه به نقل از قفطی برمی آید، در همین روزگار بود که ابن مطران به تشویق و توسط صلاح الدین مسلمان شد و سلطان ایوبی، جوزه (جوره) کنیز مورد علاقه همسر خود را به زنی به ابن مطران داد. بنابراین، اشاره ابن ابی اصیبعه به تاریخ سرودن قصیده ای از سوی ابن عامری شاعر، در ستایش ابن مطران، پس از گرویدن او به اسلام در 585ق یعنی دو سال پیش از مرگش، نباید درست باشد.
ابن مطران گذشته از آن که طبیب خاص سلطان به شمار می رفت، در بیمارستان نوری دمشق نیز به تدریس طب و مداوای بیماران می پرداخت و شاگردان بسیار داشت. برجسته ترین شاگرد او، مهذب الدین دخوار بود که در بسیاری از جنگ های صلاح الدین، استاد خود را همراهی می کرد و از روش معالجه ابن مطران در بیمارستان مذکور داستان ها نقل کرده است. ابن مطران سرانجام در 587ق در دمشق درگذشت. پیکرش را در قاسیون به خاک سپردند و همسرش جوزه مقبره ای برای او ساخت و مسجدی در کنار آن بنا کرد. آن مقبره در ایام ابن جوزی که خود در 603ق جوزه را در شام دیده بود، به تربت جوزه شهرت داشت. مرگ ابن مطران را در 588ق نیز نوشته اند. از او فرزندی برجای نماند. به گفته ابن ابی اصیبعه او دو برادر داشت که هر دو پزشک بودند.
ابن مطران مردی هوشمند و به رغم ملازمت سلطان در سفر و حضر، بسی پرکار بود. ابن ابی اصیبعه او را پیشوای حکیمان و یگانه عالمان خوانده و در طب نظری و عملی از اهل زمان، برتر دانسته است. او نسبت به شاگردان خود و طالبان طب و حکمت عنایت بسیار داشت و آنان را از عطایا و یاری های خود بی نصیب نمی گذاشت. همچنین به عیادت بیماران تنگدست می رفت و نیکی ها می کرد. از داستان هایی که درباره او گفته اند، برمی آید که مروت و جوانمردی بسیار داشته و از تقرب خود نزد سلطان ایوبی برای رفع نیازهای مردم استفاده می کرده است. با این همه، نسبت به بزرگان دولت و سلطان پرهیبتی چون صلاح الدین، تکبر و بزرگ منشی نشان می داد. ابن جوزی و ابن فرات او را شیعی و دوستدار اهل بیت(ع) خوانده اند. البته این انتساب با ملازمت سلطانی شیعه ستیز چون صلاح الدین ایوبی ناسازگار است. اما ابن عُنَین، شاعر بدزبان و هجاگوی که ابن مطران بارها سلطان را به تبعید او تشویق کرده بود، در ابیاتی او را رافضی خوانده و غلام زیبارویش به نام عمر را سبب مسلمان شدنش دانسته است. ابن مطران همچنین با صوفیان معاشر بود و در سماع صوفیه شرکت می جست.
یکی از برجسته ترین صفات ابن مطران، علاقه شدید او به مطالعه و گردآوردن کتاب بود. چنان که گفته اند همواره کتابی در آستین داشت و در اوقات فراغت، حتی در دستگاه سلطان به خواندن می پرداخت. او خود کتاب های بسیار استنساخ کرده بود که ابن ابی اصیبعه برخی از آن ها را دیده و درستی کتابت، خط و اعراب آن را ستوده است. گذشته از آن 3 نساخ به خدمت گرفته بود که همواره مشغول استنساخ کتاب برای او بودند. از این رو هنگامی که درگذشت، حدود 10 هزار جلد کتاب طبی و غیر طبی برجای نهاد که همه فروخته شد.
خداوند با تعبیر سلام ، از حضرت الیاس علیه السّلام با احترام یاد می کند.
تکریم الیاس علیه السّلام از سوی خداوند : سلـم علی ال یاسین.



الیاس در دانشنامه ویکی پدیا

الیاس
عکس الیاس
الیاس یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان آبژدان واقع شده است. الیاس ۳۲۱ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
الیاس آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
الیاس آباد (ارژن)
الیاس آباد (دره شهر)
الیاس آباد (کازرون)
الیاس آباد (ارژن)، روستایی از توابع بخش ارژن شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان قره چمن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۸ نفر (۷۱خانوار) بوده است.
مختصات: ۲۹°۴۴′۳۲″ شمالی ۵۲°۸′۲۳″ شرقی / ۲۹٫۷۴۲۲۲°شمالی ۵۲٫۱۳۹۷۲°شرقی / 29.74222; 52.13972
الیاس آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بکشلوچای قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۷۴۱ نفر (۲۱۸ خانوار) بوده است.و در سال 1398 یکی از بزرگترین روستاهای حومه است .این روستا دارای مدرسه در مقطع ابتدایی می باشد که بتازگی با مشارکت اهالی تعمیر و بازسازی گردیده که در این راه آقایان قاسم زاده و فکرت و وحدت زحمات زیادی را متقبل گردیده اند و همچنین دارای خانه بهداشت می باشد که ساختمان جدید آن نیز بتازگی افتتاح گردیده و دو مسجد و یک سالن ورزشی و دارای آب گاز برق و تلفن و نانوایی می باشد.
الیاس آباد (دره شهر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دره شهر در استان ایلام ایران است.
این روستا در دهستان زرین دشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نفر (۵خانوار) بوده است.
الیاس آباد (کازرون)، روستایی از توابع بخش چنار شاهیجان شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان سمقان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰۹ نفر (۸۷خانوار) بوده است.
الیاس آباد (به انگلیسی: Ilyasabad) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در حیدرآباد (پاکستان) واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
الیاس آلوز دا سیلوا (به پرتغالی: Elias Alves da Silva) هافبک اهل برزیل است که در شهر Montalvânia و در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۸۱ به دنیا آمده است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۵.
الیاس آلوز دا سیلوا در تیم های فوتبال Grêmio Inhumense سابقهٔ حضور دارد.
الیاس ابوشبکه ادیب، نویسنده، شاعر، روزنامه نگار،منتقد، مترجم و سیاستمدار بزرگ لبنان از پیشگامان نوآور در نهضت جدید لبنان می باشد.
الیاس بن یوسف ابوشبکه در سال ۱۹۰۳ مصادف با ۱۳۲۱ در ایالت متحده آمریکا متولد شد. دربارهٔ روز و ماه ولادت او سخنان متفاوتی وجود دارد؛ و به نظر می رسد که هیچ کدام دقیق نباشد زیرا ابوشبکه مدتی پس از ولادتش توسط والدین خود به لبنان آورده شد. علت ولادت این شاعر و ادیب بزرگ لبنانی را در آمریکا، مسافرت تفریحی و زیارتی والدینش بدانجا برای دیدار از بستگان یعنی دایی مادرش ذکر کرده اند.
در سن هشت سالگی یعنی اوایل سال ۱۹۱۱ شروع به تحصیل در یک مدرسه غربی به نام عینطوره کرد. تقریباً نه ساله بود که پدرش توسط راهزنان ناجوانمردانه به قتل رسید و این نخستین ضربه سنگین بر پیکره حساس وی بود، درحالیکه هنوز خمیرهٔ وجودش ساختار مشخصی نیافته بود در مدرسه مذکور او با زبان عربی و فرانسه به خوبی آشنا شد. با شروع جنگ جهانی مدارس تعطیل گردید و وی وارد عرصه کار و تلاش شد. پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول او پس از جهار سال ترک تحصیل بار دیگر شروع به تحصیل کرد. مدتی در مدرسه الاخوه المریمیین به تحصیل پرداخت و بار دیگر در سال ۱۹۱۹ به مدرسه عینطوره بازگشت. پس از سه سال تحصیل، پس از جدال با استاد خود، درسش را نیمه کاره رها کرد و همین دلیل از تحصیلات دانشگاهی محروم ماند. آز آن پس خود مشغول مطالعهٔ آثار شاعران فرانسوی شد و از طریق زبان فرانسه با ادبیات آلمان، انگلیس، ایتالیا و یونان آشنا گردید.
ابوشبکه سال ها به کم خونی دچار بود و تقریباً از سال ۱۹۴۴ این بیماری شدت یافت. او همواره به خاطر شدت علاقه اش به زندگی آرزوی شفا داشت. بیماری او سرطان خون بود و در اواخر سال ۱۹۴۶ در بیمارستان فرانسوی بیروت بستری شد. طبق گفتهٔ همسرش، در بیمارستان نماز می خواند و بارها واجبات دینی را انجام می داد. او زمانیکه از مال دنیا جز یک عینک و قلم و عصا چیز دیگری نداشت در اوج فقر حوالی ساعت ۴ صبح روز ۲۷، ۱۹۴۷ دار فانی را وداع گفت.
الیاس اردبیلی (متولد اردبیل) ریاضیدان قرن ۱۰ قمری
اردبیل درگذرگاه تاریخ - تالیف باباصفری - انتشارات دانشگاه آزاد - 1371
درقرن دهم هجری میزیسته است. او دایی مقدس اردبیلی بوده است. درعلوم مختلفه، به ویژه در ریاضیات و نجوم و هندسه آگاهی کامل داشته و مقدس اردبیلی، در زبده البیان در جایی که از قبله سخن می گوید عقیده او را در باب ستاره جدی اظهار کرده افزوده است که الیاس اردبیلی در عصر ما در علم هیئت بی نظیر است.
الیاس اردبیلی به دعوت همایون تیموری به هندوستان رفته و در آنجا مورد اکرام و احترام قرارگرفته است. نوشته اند که او در هند ضیاع و رتبت و مقامی بدست آورد و مورد حقد و حسد قرارگرفت و بدینسان در اواخر عمربه زادگاهش اردبیل بازگشت و در آن شهر درگذشت.
آل الیاس نام سلسله ای از فرمانروایان ایرانی در کرمان «۳۵۷ ۳۱۷ق / ۹۶۸ ۹۲۹م». در ۳۵۷ عضدالدوله دیلمی کرمان را از آخرینِ افراد این سلسله گرفت. خاستگاه آنان سغد ماوراءالنهر بود. سرسلسله آنان ابوعلی محمدبن الیاس بن الیسع سمرقندی از ممالیک نصر بن احمد سامانی ست.
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج. ۱، ص. ۵۷۴–۵۷۶
لغت نامه دهخدا
آلوییس الیاس (انگلیسی: Alois Eliáš؛ ۲۹ سپتامبر ۱۸۹۰ – ۱۹ ژوئن ۱۹۴۲(1942-06-19)) سیاستمدار اهل چکسلواکی بود.
Croix de Guerre
لژیون دونور
او به عنوان نخست وزیر دولت دست نشانده در مناطق اشغالی بوهم و موراویا از ۲۷ آوریل ۱۹۳۹ تا ۲۷ سپتامبر ۱۹۴۱ خدمت کرد، اما با دولت در تبعید ارتباط برقرار کرد. او تنها رئیس دولت بود که به خاطر مشارکت او در مقاومت ضد نازی ها در طول جنگ توسط نازی ها اعدام شد.
ابراهیم بن الیاس ، نوه اسد، حاکم سامانی شهر هرات بود که بعد از مرگ پدرش، کنترل شهر هرات بدست گرفت. وی بعد از مدتی فرمانده نظامی طاهریان، محمد بن طاهر شد. محمد بن طاهر وی را به جنگ یعقوب لیث و صفاریانِ نوظهور فرستاد ولی در جنگی در نزدیکی پوشنگ از صفاریان شکست خورد. با شکست طاهریان، وی به محمد بن طاهر پیشنهاد کرد که با صفاریان مصالحه کند ولی برخورد و نبردهای بین آنها ادامه داشت تا اینکه ابراهیم توسط صفاریان در نیشابور اسیر و به سیستان فرستاده شد. بعد از آن شهر هرات تحت نظارت مستقیم طاهریان درآمد.
اردوگاه مار الیاس (عربی: مار الياس‎) اردوگاه «مار الیاس» کوچکترین اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان؛ با مساحت ۵ کیلومتر مربع است که در آن ۳۳۰خانواده نزدیک به ۱۶۵۰ نفر در آن زندگی می کنند ولی تعداد فلسطینیان ثبت نام شده در اردوگاه در دفتر ثبت «اونروا» به حدود ۶۰۰ نفر می رسد. این اردوگاه در سال ۱۹۵۲ توسط «دیر مار الیاس» با هدف پناه دادن پناهندگان فلسطینی در «الجلیل» در شمال فلسطین تأسیس شد. اغلب ساکنان این اردوگاه مسیحی هستند.
اردوگاه مار الیاس پایتخت سیاسی اردوگاه های فلسطینی در لبنان است و مرکز اصلی گروه های فلسطینی است که در لبنان فعال هستند و دفاتر جبهه مردمی آزادیبخش فلسطین و جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین و جنبش فتح و سازمان صاعقه و جبهه مردمی آزادی فلسطین فرماندهی کل و جبهه مبارزه و شورای انقلاب قرار دارد. فضای چپ روانه بر این اردوگاه حاکم است ولی ویژگی اش آرامش و تأمین امنیت است و اینکه ارتش لبنان در این اردوگاه حضور ندارد.
امامزاده حیات الغیب و گنبد الیاس مربوط به سدهٔ ۶ ه.ق - دوره قاجار است و در شهرستان خرم آباد، روستای حیات الغیب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۷۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۲۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بر الیاس یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در استان بقاع واقع شده است.
فهرست شهرهای لبنان
بر الیاس ۷ کیلومترمربع مساحت و ۴۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
پارک و منطقه حفاظت شده ملی رنگل-سن الیاس (به انگلیسی: Wrangell-St. Elias National Park and Preserve) پهناورترین پارک طبیعی و ملی آمریکا است. این پارک در ایالت آلاسکا قرار دارد.
نام اظهارشده در فهرست میراث جهانی یونسکو
وسعت این پارک ملی ۵۰٬۳۳۶ کیلومتر مربع است (تقریباً اندازه وسعت مجموع کشورهای هلند و قبرس، یا سه برابر استان اردبیل).
کوه سنت الیاس در این پارک قرار دارد.
پیتر الیاس (انگلیسی: Peter Elias; ۲۳ نوامبر ۱۹۲۳ – ۷ دسامبر ۲۰۰۱(2001-12-07)) دانشمند رایانه اهل ایالات متحده آمریکا بود. وی برندهٔ جوایزی همچون مدال ریچارد همینگ مؤسسه مهندسان برق و الکترونیک شده است.
تپه هان الیاس مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد است و در شهرستان مریوان، بخش مرکزی، روستای درزیان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۶۲۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه کانی الیاس نام تپه کوچکی است مشرف بر یک چشمه که اب آن از قنات منشعب از زیر تپه مذکور تأمین می شود. البته معروفیت چشمه کانی الیاس که در گویش محلی به کانی لیاس مشهور است بیشتر از خود تپه است و همین امر باعث شده تا مردم محلی شناخت کافی نسبت به این اثر نداشته و در سالیان اخیر حفاریهای غیر مجازتوسط سودجویان در این مکان به وقوع پیوندد این تپه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان قروه، بخش دهگلان، روستای تازه آباد کانی گلزار واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۶۸۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

الیاس در دانشنامه آزاد پارسی

اِلیاس (ح قرن ۹پ م)
(یا: ایلیا) در عهد عتیق، پیامبر عبرانی عهد اَخاب و اَخَزیا، از شاهان بنی اسرائیل. الیاساز اهالی جِلعاد، بود. با بعل پرستی که ایزابل، زوجه آحاب، رواج داده بود، به مبارزه برخاست و گفته اند در ارابه ای آتشین با گردبادی به آسمان رفت. به اعتقاد یهودیان، او روزی به زمین بازخواهد گشت و ظهور مسیح را بشارت خواهد داد. در قرآن، از پیامبران بنی اسرائیل که دوبار به نام او اشاره شده و خداوند او را ستوده است. (انعام، ۸۵؛ صافات، ۱۲۴) منابع اسلامی او را از فرزندزادگان هارون دانسته اند.

الیاس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

صبا ٠٠:٣٠ - ١٣٩٦/١٢/٢٤
نماد پیام رسانی،نسیم صبحگاهی

|

الیاس ١٤:٠٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
حضورتان عرض شود در زبان ترکی ال به معنی طایفه قبیله یا تجمع افراد جهت انجام کاری میباشد یاس به معنی امید ارزو خواسته بنابراین معنی الیاس بنظر میرسد امید طایفه یا قبیله باشد
|

علی ارجلو ١٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦
الیاس یکی از پیامبران قوم یهود بودند و نامی
عبری است
|

الیاس ٢٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨
الیاس یعنی "مالک و صاحب من خداست" the Lord is my God
|

F.M ٢١:٢١ - ١٣٩٨/٠٦/١٨
نامی به شدت زیبا..
من که از هر اسمی بیشتر دوس دارم
|

یاس ١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠١
اسم داداش من هم الیاس است. من اسم الیاس را خیلی دوست دارم. به نظرم الیاس خیلی اسم زیبایی است و اسم یکی از پیامبران ما است. من خودم برای داداشم اسم الیاس را انتخاب کردم و از اینکه این اسم را برای داداشم انتخاب کردم خیلی خوشحالم. و به تمام کسایی که اسمشان الیاس است تبریک میگم چون مامان، بابا، خواهر، داداش، عمه، خاله، عمو،.... یا هرکسی که اسم الیاس را برایش انتخاب کرده خیلی با سلیقه است. اگه دقت کنید اسم من هم یاس است و توی اسم داداشم هم اسم من به کار رفته است. ببینید الیاس کلمات آخرش یاس است. وای من دیگه خیلی فک زدم و ببخشید اگه سرتونو در آوردم.بهترین اسم الیاس و یاس.....دوقلوها..... یاس..... الیاس.....
|

یوسف ٠٤:٤٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
الیاس : اِلياس نام پيامبر – خداوند خداي من است – شجاع
|

مرضیه ١٥:٣٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤
الیاس : /elyās/ الیاس (عبری) (= ايليا) 1- (اَعلام) نام پيغمبري از يهود و بني اسرائيل در زمان آخاب و ايزابل كه نام وي در قرآن كريم به صورت‌هاي الياس و الياسين آمده است؛ 2- (در اسلام) وي يكي از چهار نبي جاويدان به شمار رفته است.

اسم الیاس باهمین معنی مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری پسر است .
|

مرضیه ١٥:٣٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤
الیاسین : /elyāsin/ الیاسین (عبری) (= الیاس)، الیاس.

اسم الیاسین مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری پسر است .
|

مرضیه ١٥:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤
ایلیا : /iliyā/ ایلیا (عبری) 1- خداوند خدای من است؛ 2- (اَعلام) 1) (در تورات) از انبیای بنی اسرائیل [حدود 875 پیش از میلاد] که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن (= الياس) از او یاد شده است؛ 2) (در سُریانی) نام امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع). الياس.

اسم ایلیا باهمین تعریف مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری پسر است .
|

آوا ١٦:٠٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤
الیاس
یکی از پیامبران مرسل، حضرت الیاس است که نام مبارکش در قرآن در دو مورد آمده است، در یک جا به عنوان انسانی شایسته در ردیف زکریا و عیسی و یحیی ـ علیهم السلام ـ ذکر شده و در جاهای دیگر به عنوان پیامبر مرسل یاد شده است .
حضرت الیاس از پیامبران بنی اسرائیل و از نواده های هارون ـ علیه السلام ـ(به این ترتیب: �الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عیزار بن هارون� .)برادر موسی ـ علیه السلام ـ است، و از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که حضرت الیاس از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود.
اصول کافی، ج ۱، ص ۲۲۷.
نام ایشان دو بار در قرآن کریم یاد شده است . بر پایه آیات الهی، الیاس که از ذریه نوح علیه السلام و در شمار �صالحان � محسوب گردیده است،
انعام /سوره۶، آیه۸۴-۸۵.
واژه الیاس بنابر نظر بیش تر لغویان، واژه ای عجمی است
جوالیقی، موهوب، ج۱، ص۱۰۲، المعرّب، به کوشش ف عبدالرحیم، دمشق، ۱۴۱۰ق / ۱۹۹۰م .
...
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسم الیاس   • نام الیاس   • عکس الیاس   • حضرت الیاس در قران   • آيا حضرت الياس زنده است؟   • الیاس خواننده   • فیلم الیاس   • الیاس برزیلی   • معنی الیاس   • مفهوم الیاس   • تعریف الیاس   • معرفی الیاس   • الیاس چیست   • الیاس یعنی چی   • الیاس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی الیاس
کلمه : الیاس
اشتباه تایپی : hgdhs
آوا : 'elyAs
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس الیاس : در گوگل


آیا معنی الیاس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )