انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 954 100 1

امامت

/'emAmat/

مترادف امامت: ولایت، پیشوایی، رهبری، زعامت، پیش نمازی

متضاد امامت: پس نمازی، مامومی

معنی امامت در لغت نامه دهخدا

امامت. [ اِ م َ ] (ع مص ، اِمص ) پیشوایی کردن. پیشوا و امام بودن. ریاست عامه. رجوع به اِمامَة شود : جزم داشتم به آنکه امامت حق اوست. (تاریخ بیهقی ).
امام امم ناصرالدین که در دین
امامت جز او را مسلم ندارم.
خاقانی.
به امامت و خلافت او تبرک و تیمن نمودند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ). || یکی از دو اصل مذهب شیعه ، و در اصطلاح ریاست بر عامه است در امور دین و دنیابنیابت از حضرت رسول. بزرگترین اختلافی که در اسلام بین مسلمین بر سر مسائل دینی بروز کرده مسئله ٔ امامت یعنی جانشینی حضرت رسول است چه به اندازه ای که مسلمین در این خصوص با زبان و قلم و شمشیر با یکدیگر مناظره و مجادله و کشمکش کرده و جد و جهد و حرارت بخرج داده اند در هیچیک از موارد دیگر از ایشان تا این حد اختلاف و نزاع دیده نشده و علت این امر این است که مسئله ٔ امامت بیشتر جنبه ٔ سیاسی داشته و با پیشرفت عقیده ٔ یک فرقه یا فرقه ٔ دیگر زمام اداره ٔ امور دنیوی مسلمین نیز مثل امور دینی ایشان در کف پیشوای فرقه ٔ غالب قرار میگرفته است و این خلاف که از زمان رحلت حضرت رسول بروز کرده همه وقت بین مسلمین باقی بوده و هست. در باب اینکه چه کسانی استحقاق مقام امامت دارند وامام بچه ترتیب باید تعیین شود و اینکه آیا امام واجب است یا نه و در آن واحد یک امام کافی است یا ائمه ٔ متعدد، بین فرق مختلف اسلامی اختلاف است. عموم فرق اسلامی بجز یک فرقه از خوارج و دو تن از رؤسای معتزله امامت را واجب میدانستند. فرقه ٔ نجدات از خوارج میگفتند اصلاً امامت واجب نیست ، مردم خود باید بر سبیل حق و بحکم قرآن با یکدیگر معامله کنند. ابوبکر اصم ازقدمای معتزله میگفت در مواقعی که عدل و انصاف بین مردم حاکم است بوجود امام احتیاجی نیست فقط وقتی که ظلم بروز کند امامت واجب میشود. هشام فوطی یکی دیگر از معتزله بخلاف وی عقیده داشت که امامت در موقع حکومت عدل در بین مردم واجب است تا امام شرایع الهی را اظهار کند و در موقع ظهور ظلم ممکن است ظلم کنندگان از او اطاعت نکنند و وجود او موجب مزید فتنه شود. عقیده ٔ علمای امامیه این است که هرچه بر وجوب نبوت دلالت دارد بر وجوب امامت نیز دال است چه امامت قائم مقام نبوت میباشد مگر در تلقی وحی الهی بلاواسطه ، و امامت لطف عام است و نبوت لطف خاص چه ممکن است روزگار از پیغمبری زنده خالی بماند در صورتی که خالی ماندن آن از امام امکان ندارد و بهمین نظر است که فرقه ٔ امامیه بحث امامت را از فروع و توابع بحث نبوت و از اعظم ارکان دین میشمارند و ایمان را بدون عقیده به امامت پایدار نمیدانند و کسی را مطلقاً مؤمن میگویند که بعقیده ٔ امامیه باشد در صورتی که فرق دیگر امامی آنرا درعداد فروع دین بشمار می آورند و متکلمین اهل سنت فقطبرای رد عقاید شیعه در این باب این بحث را در علم کلام خود داخل کرده اند. (از خاندان نوبختی صص 53-56) :
گفته های عاقلان غفلت شماری با نظر
خود نگویی تا امامت یا رسالت چیست پس.
ناصرخسرو.
ملک امامت سوی کسی است که او راست
ملک سلیمان و علم و حکمت لقمان.
ناصرخسرو.

امامة. [ اِ م َ ] (ع مص ، اِمص ) امامی کردن. (مصادر زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ). پیش روی ، گویند: هذا اَیَم ﱡ منه امامة و هذا اَوَم ﱡ منه امامة؛ این بهتر است از آن برای امامت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). پیشوایی کردن. (آنندراج ). ریاست عامه. (از اقرب الموارد). رجوع به امامت شود. || پیشنمازی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیشنمازی کردن. (آنندراج ). رجوع به امامت شود. || ریاست دینی.امام بودن. مقام امام. رجوع به امام و امامت شود.

امامة. [ اُ م َ ] (ع اِ) اسم برای سیصد شتر. (از متن اللغة).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (ربذیه ) از زنان شاعر عرب و معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بوده است. صاحب الاصابة از زیادات سیرة ابن هشام دو بیت زیر را از او نقل کرده که در قضیه ٔ قتل ابوعفک سروده بوده است. و ابوعفک (مذکور در شعر) منافقی بود که پس از اظهار نفاق بدست سالم بن عمیر کشته شد:
تکذب دین اﷲ و المرء احمدی
لعمر الذی امناک اذ لیس ماتمنی
جأک حنیف آخرالدهر طعنة
اباعفک خذهاعلی کبر السن.
(از الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 15).
و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032 شود.

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر حمزةبن عبدالمطلب بود. صاحب الاصابة از کتاب المحبر ابوجعفربن حبیب نویسد: هنگامی که رسول اکرم از عمره ٔ قضا برمیگشت ، امامه پیش آمد و از گور پدرش پرسیدن گرفت. چون این خبر به حسان بن ثابت رسید ابیات زیر را سرود:
تسائل عن قرم هجان سمیدع
لدی الناس مغوار الصباح جسور
فقلت لها ان الشهادة راحة
و رضوان رب ما اقام غفور
دعاه اله الخلق ذوالعرش دعوة
الی جنة فیها رضا و سرور.
اسم او را عماره نیز گفته اند. (الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 13).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (بنت ابی العاص ) دختر ابی العاص بن الربیعبن عبدالعزی بن عبدشمس بن عبد مناف العبشمیه بود. و از زینب دختر رسول اکرم روایت کنند که رسول اکرم را به وی محبتی وافر بوده است. علی بن ابی طالب (ع ) پس از درگذشت فاطمه با امامه ازدواج کرد. (از الاصابة ج 8 ص 14) (از قاموس الاعلام ترکی ج 2).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دخترمخرب بن زیدبن ثعلبةبن عبیدبن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه. از زنان معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بود که اسلام آورد و بیعت کرد. (از الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 15).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر ذی الاصبع. از زنان شاعر عرب بوده است. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر خزرج. از زنان شاعر عرب بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) زن جریربن عطیه ٔ خطفی شاعر معروف عرب بوده است. (از البیان و التبیین ج 2 ص 169 و 170).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (بنت عبدالمطلب ) دختر ربیعةبن حارث بن عبدالمطلب ) از زنان معاصر پیغمبر اسلام (ص ) بود که بجد پدرش یعنی عبدالمطلب نسبت داده شده. (از الاصابة، ج 8 ص 15).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر قرطبن خنسأبن عبیدبن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه ٔ انصاری. همسر یزیدبن قبطی. از زنان معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بود که اسلام آورد و بیعت کرد. (از الاصابة ج 8 ص 15).

معنی امامت به فارسی

امامت
پیشوایی کردن ، پیشوایی، پیشنمازی
( مصدر ) ۱ - پیشوایی کردن . ۲ - ( اسم ) پیشوایی . ۳ - پیشنمازی .
( مصدر ) ۱ - پیشوایی کردن. ۲ - پیشنمازی کردن .

معنی امامت در فرهنگ معین

امامت
(اِ مَ) [ ع . امامة ] (مص ل .) ۱ - پیشوایی کردن . ۲ - پیشنمازی .

معنی امامت در فرهنگ فارسی عمید

امامت
۱. پیشوایی در جامعه اسلامی از نظر مذهبی و اعتقادی.
۲. پیش نمازی.
۳. یکی از اصول اعتقادی تشیع که شامل اعتقاد به وجود امام و رهبری و پیشوایی اوست.

امامت در دانشنامه اسلامی

امامت
امامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)
مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱. حقیقت یا چیستی امامت (ما الإمام؟)؛ ۲. وجوب و وجود امام (هل الإمام؟)؛ ۳. فلسفه و غایت امامت (لم یجب وجود الإمام؟)؛ ۴. صفات وویژگی های امام (کیف الإمام؟)؛ ۵. تعیین امام در هر زمان (مَنِ الإمام؟).
چهار مبحث نخست، مباحث کلی امامت (امامت عامه) را تشکیل می دهد و مبحث اخیر مربوط به امامت خاصه است. به عبارت دیگر مسایل کلّی و عمومی امامت، مربوط به امامت عامّه است و مسایل مربوط به مصداق شناسی امام و این که امامان پس از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) چه کسانی بوده اند، مسایل امامت خاصّه است. مباحث امامت خاصه در مدخل های مناسب تبیین خواهد شد. چنان که پاره ای از مباحث کلی امامت نیز که از اهمیت یا گستردگی خاصی برخوردارند مدخل های مستقلی خواهند داشت.
عصمت امام، افضلیت امام و علم امام از این گونه مباحث اند. در این مقاله دیگر مباحث کلی امامت بررسی خواهد شد.

تعریف امامت
امامت در لغت به معنای پیشوایی و رهبری است و امام، فرد یا چیزی است که به او اقتدا می شود. در کتاب های لغت برای امام مصادیقی برشمرده شده است که عبارتند از: قرآن کریم، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)، جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، امام در نماز جماعت، فرمانده سپاه، راهنمای مسافران، ساربان و راهنمای شتران، چوب و ریسمان، تراز در ساختمان، راه پهن و آشکار، دانشمندی که از او پیروی می شود.

کاربردهای واژه امام در قرآن
واژه امام در قرآن کریم کاربردهای گوناگونی دارد که به دو دسته بشری و غیر بشری تقسیم می شوند: کاربردهای غیر بشری امام عبارتند از: لوح محفوظ، راه آشکار و کتاب آسمانی حضرت موسی. کاربردهای بشری امام در قرآن دو گونه است: حق و باطل. مصادیق امام حق عبارتند از: پیامبران الهی، بندگان شایسته خداوند و مستضعفان. پیشوایان کفر و از آن جمله فرعون و دستیاران او مصادیق امام باطل در قرآن کریم می باشند در آیه ای نیز امام به گونه ای به کار رفته است که همه کاربردهای پیشین را شامل می شود: (وَیَوْمَ نَدْعُو کُلّ أُناس بِإِمامِهِم). پیامبران الهی، کتاب های آسمانی، نامه های اعمال و هر کس که در دنیا از او پیروی شده است، وجوهی است که مفسران درباره مقصود از امام در آیه یاد شده گفته اند.

تعریف امامت از دیدگاه متکلمین
...
امامت
امامت، در نظرگاه شیعه، رهبری جامعه اسلامی به نصب الهی و جانشینی از پیامبر اکرم(ص) در امور دینی و دنیوی است. این آموزه، از اصول مذهب شیعه و از وجوه اختلاف اعتقادی میان شیعه و سنی است. اهمیت امامت نزد شیعیان باعث شده است تا آنان امامیه لقب گیرند.
بنابر آموزه های شیعه، پیامبر اکرم(ص) از ابتدای دوران رسالت به معرفی خلیفه خویش و امام مسلمانان پس از وفات خود، اهتمام جدی داشت. اقدامات آن حضرت در این مسیر، از نخستین دعوت علنی، با معرفی امام علی(ع) به عنوان خلیفه و جانشینِ بعد از خود آغاز شد و تا آخرین روزهای زندگانی ایشان، در راه بازگشت از حجة الوداع در ۱۸ ذی الحجه در غدیر خم ادامه یافت.
مسلمانان اهل سنت به ضرورت وجود امام و لزوم تبعیت از دستوراتش تصریح دارند، ولی معتقدند انتخاب امام به دست مردم است و پیامبر اسلام (ص) کسی را به عنوان خلیفه بعد از خویش معرفی نکرده است.
امامت
کلید واژه: امامت، فرق نبی و امام، ائمه علیهم السلام
امامت آن است که شخص به گونه ای باشد که غیر او به او اقتدا کند به این صورت که اعمال و رفتار و گفتار خود را با قصد تبعیت با افعال و گفتار او تطبیق دهد. و با نگاهی دیگر کسی که متصدی حفظ و نگهداری دین آسمانی است و از جانب خدا به این سمت اختصاص یافته «امام» نامیده می شود. چنان که کسی که حامل روح وحی و نبوت و متصدی اخذ و دریافت احکام و شرایع آسمانی از جانب خدا می باشد «نبی» نام دارد.
آیین اسلام زندگانی عموم بشر را از هم از جهت حیات صوری و هم از جهت حیات معنوی مورد بررسی قرار داده و راهنمایی می کند. از همین رو امامت و پیشوائی دینی نیز در اسلام از هر دو جهت مورد توجه قرار می گیرد و امام از جهت حیات صوری بیان معارف و احکام اسلام را می نماید و رهبر حکومت اسلامی است و از جهت حیات معنوی رهبری و ارشاد حیات معنوی افراد جامعه را می نماید.
بی شک عقل سلیم حکم می کند کسی که متصدی اداره جهات خطیر نامبرده است و پیشوائی جماعت را در آن جهات به عهده دارد، از ناحیه خدا و رسول باید تعیین شود و اگر به فرض محال تعیین زمامدار جامعه اسلامی در شرع اسلام به خود مردم مسلمان واگذار شده بود باز لازم بود پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیانات شافی در این خصوص کرده باشد و دستورات کافی بایست بدهد تا مردم در مسئله ای که اساسا بقا و رشد جامعه اسلامی و حیات شعائر دین به آن متوقف و استوار است، بیدار و هشیار باشند.
و حال آن که از چنین بیان نبوی و دستور دینی خبری نیست. لذا ناگزیر بایستی پذیرفت که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم متصدی این مقام را برای پس از خود به امر خدا تعیین فرموده است که در واقع نیز چنین است و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به موجب اخبار متواتری که عامه و خاصه در جوامع حدیث نقل کرده اند، همچون حدیث غدیر و حدیث سفینه و حدیث ثقلین و حدیث حق و حدیث منزلت و حدیث دعوت عشیره اقربین و غیر آن ها این مهم را انجام داده اند.
علاوه بر آن به موجب اخبار متواتر فریقین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از فتن و گرفتاری هایی که پس از رحلتش دامنگیر جامعه اسلامی شد و فسادهایی که در پیکره اسلام رخنه کرد مانند حکومت آل مروان و غیر ایشان که آیین پاک را فدای ناپاکی ها و بی بندوباری های خود ساختند، تفصیلاً خبر داده است و چگونه ممکن است که از جزئیات حوادث و گرفتاری های سال ها و هزاران سال های پس از خود غفلت نکند و سخن گوید.
ولی از مهمترین وضعی که باید در اولین لحظات پس از مرگش گوید، به وجود آید غفلت کند! یا اهمال ورزد و امری به این سادگی (از یک طرف) و به این اهمیت (از طرف دیگر) به ناچیز گیرد و با این که به طبیعی ترین و عادی ترین کارها مانند خوردن و نوشیدن و خوابیدن، مداخله و صدها دستور صادر نموده و از چنین مسئله باارزشی به کلی سکوت ورزیده کسی را به جای خود تعیین نفرماید؟
به گفته مادلونگ در کتاب جانشینی محمد، اهل سنت معاصر مدعی هستند که برخلاف سنت انبیای پیشین ، لازم نبود که یکی از خویشاوندان حضرت رسول صلی الله علیه و آله به جانشینی او که خاتم پیامبران بود، از طرف خداوند تعیین شود و برای روشن ساختن این موضوع حتی خدا مقدر کرد که همه پسران آن حضرت در کودکی از دنیا بروند. به همین دلیل نیز حضرت رسول صلی الله علیه و آله کسی را به جانشینی خود تعیین نکرد، چون می خواست امر خلافت را بر اساس اصل قرآنی شورا به امت واگذارد.
ترجمه جلد هفتم از کتاب بحار الانوار علامه مجلسی از مجموعه ی بیست و پنج جلدی، و مطابق جلدهای ۲۳ تا ۲۷ از مجموعه ی ۱۱۰ جلدی میباشد که توسط آقای موسی خسروی به زبان فارسی طی پنج جلد ترجمه شده است. وی این پنج جلد را در سال ۱۳۵۹ ش به پایان رسانیده است. جلد هفتم از بحار الانوار درباره ی احوال ائمه گرام و دلائل امامت آنها و فضائل و مناقب و کارهای شگفت انگیز و معجزات ایشان می باشد.
کتاب با مقدمه ای از مترجم در یک صفحه، شروع می شود. علامه در جلد هفتم از کتابش تمام احادیثی را که درباره زندگانی، فضیلت و عجائب و معجزات ائمه اطهار و مناظرات و مقام علمی امامان معصوم می باشد، جمع کرده است.
← جلد اول کتاب امامت
کتاب امامت در پنج جلد توسط انتشارات کتاب فروشی اسلامیه، چاپ دوم در سال ۱۳۶۳ ش انجام گرفته است که محمد بهشتی در سال ۱۳۶۰ تصحیحی بر این ترجمه انجام داده است. در پایان تمام جلدهای این کتاب فهرستی از مطالب دیده می شود.
منبع
نرم افزار مجموعه آثار مجلسیین ، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی. رده های این صفحه : کتاب شناسی | کتاب شناسی امامت | کتب حدیثی شیعه | کتب کلامی شیعه































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
امامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم است.
امامت در لغت به معنای پیشوایی است.
امامت در اصطلاح
در اصطلاح، منصبی است الهی که تمام شئون والا و فضایل را دربردارد؛ جز نبوت و آن چه لازمه آن است و در این جا معنای اصطلاحی آن مورد نظر است و از واژه های «امام»، «ائمه»، «ملک» و بعضی از جملات بنا بر شان نزول استفاده شده است.
رهبری امت
امامت به رهبری امت اسلامی در امور دینی و دنیوی آنان به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم مورد قبول همه فرق اسلامی است. متکلمان اهل سنت در پاسخ این اشکال که با گزینش امام توسط مردم چگونه او جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم می باشد؟ گفته اند: جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم امکان پذیر است، و انتخاب مردم از گونه دوم خواهد بود. به عبارت دیگر، بیعت و انتخاب مردم در تعیین امام موضوعیت ندارد، بلکه جنبه طریقی دارد، مانند طریقیت قیاس و اجماع در دلالت بر احکام شرعی.
جایگاه امامت
...
طبق آیات قرآن خداوند به آل ابراهیم علیه السّلام مقام امامت اعطا کرده است.
مقام امامت از سوی خداوند به آل ابراهیم علیه السّلام اعطا شده:... فقد ءاتینآ ءال ابرهیم الکتـب والحکمة وءاتینـهم ملکا عظیما. ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز) کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنها (پیامبران بنی اسرائیل ) قرار دادیم.امام باقر علیه السّلام در حدیثی می فرماید: منظور از «ملکا عظیما» امامت است. واذ قال ابرهیم لابیه وقومه.. الا الذی فطرنی فانه سیهدین وجعلها کلمة باقیة فی عقبه لعلهم یرجعون. و به خاطر بیاور هنگامی را که ابراهیم به پدرش )عمویش آزر( و قومش گفت: «من از آنچه شما می پرستید بیزارم. مگر آن کسی که مرا آفریده، که او هدایتم خواهد کرد!» او کلمه توحید را کلمه پاینده ای در نسل های بعد از خود قرار داد، شاید به سوی خدا باز گردند!(وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ) یعنی کلمه توحید را که عبارت است از: «لا اله الا اللَّه» کلمه ای جاودان در نسل ابراهیم قرار داد، که همیشه در نسل او باقی ماند، و هم چنان در نسل او کسانی که قائل به توحید باشند وجود داشته باشد، بعضی گفته اند این کلمه باقیه ای که ابراهیم آن را گفته است عبارتست از بیزاری از شرک، که پس از او در نسلش باقی مانده است. از حضرت صادق علیه السلام است که این کلمه باقیه امامت است که در نسل او باقی مانده است .
اعطای امامت به اسحاق و یعقوب
خداوند مقام امامت را برای اسحاق و یعقوب (علیهماالسلام)، از فرزندان ابراهیم اعطا کردند:ووهبنا له اسحـق ویعقوب نافلة وکلا جعلنا صــلحین وجعلنـهم ائمة یهدون بامرنا... و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می کردند.این آیات به یکی از مهمترین مواهب خدا به ابراهیم که داشتن فرزندی صالح و نسلی برومند و شایسته است اشاره کرده می فرماید:" ما به او اسحاق را بخشیدیم و یعقوب (فرزند اسحاق) را بر او افزودیم" (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَةً) "و همه آنها را مردانی صالح و شایسته و مفید قرار دادیم" (وَ کُلًّا جَعَلْنا صالِحِینَ).تعبیر به"نافلة" که ظاهرا تنها توصیفی برای یعقوب است از این نظر باشد که ابراهیم تنها فرزند صالحی تقاضا کرده بود، خدا نوه صالحی نیز بر آن افزود، زیرا "نافلة" در اصل به معنی موهبت و یا کار اضافی است.آخرین آیه مورد بحث به مقام امامت و رهبری این پیامبر بزرگ و بخشی از صفات و برنامه های مهم و پر ارزش آنها بطور جمعی اشاره می کند.در این آیه مجموعا" شش قسمت" از این ویژگی ها بر شمرده شده که با اضافه کردن توصیف به صالح بودن که از آیه قبل استفاده می شود مجموعا هفت ویژگی را تشکیل می دهد، این احتمال نیز وجود دارد که مجموعه شش صفتی که در این آیه ذکر شده شرحی باشد برای صالح بودن آنها که در آیه قبل آمده است.نخست می گوید" ما آنها را امام و رهبر مردم قرار دادیم" (وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً).یعنی علاوه بر مقام"نبوت و رسالت" مقام" امامت" را نیز به آنها دادیم امامت آخرین مرحله سیر تکاملی انسانی است که به معنی رهبری همه جانبه مادی و معنوی، ظاهری و باطنی، جسمی و روحی مردم است.
استمرار امامت آل ابراهیم
حضرت ابراهیم علیه السّلام، از خداوند خواستار استمرار امامت در نسل خویش بودند:واذ ابتلی ابرهیم ربه بکلمـت فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال ومن ذریتی... این آیه از مهمترین فرازهای زندگی ابراهیم علیه السلام یعنی آزمایش های بزرگ او و پیروزیش در صحنه آزمایش ها سخن می گوید، آزمایش هایی که عظمت مقام و شخصیت ابراهیم را کاملا مشخص ساخت، و ارزش وجود او را آشکار کرد.هنگامی که از عهده این آزمایش ها بر آمد، خداوند می باید جایزه ای به او بدهد" فرمود: من تو را امام و رهبر و پیشوای مردم قرار دادم" (قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً)."ابراهیم تقاضا کرد که از دودمان من نیز امامانی قرار ده" تا این رشته نبوت و امامت قطع نشود و قائم به شخص من نباشد (قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی). اما خداوند در پاسخ او"فرمود: پیمان من، یعنی مقام امامت، به ظالمان هرگز نخواهد رسید" (قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ). تقاضای تو را پذیرفتم، ولی تنها آن دسته از ذریه تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند! امامت در نسل صالح ابراهیم علیه السّلام استمرار پیدا کرد:واذ ابتلی ابرهیم ربه بکلمـت فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال ومن ذریتی قال لاینال عهدی الظـلمین.
هدف از استمرار امامت آل ابراهیم
...
طبق آیات قرآن خداوند به آل محمد صلی الله علیه و آله وسلّم مقام امامت را اعطا کرده است.
خداوند به آل محمد صلی الله علیه و آله وسلّم مقام امامت را اعطا کرده است: ام یحسدون الناس علی مآ ءاتـلـهم الله من فضله فقد ءاتینآ ءال ابرهیم الکتـب والحکمة وءاتینـهم ملکا عظیما. یا اینکه نسبت به مردم ( پیامبر و خاندانش )، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز) کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنها (پیامبران بنی اسرائیل ) قرار دادیم. یـایها الذین ءامنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم فان تنـزعتم فی شیء فردوه الی الله والرسول... ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر (اوصیای پیامبر) را! و هر گاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید.با توجه به اینکه قضاوت یهود اینطور است که همواره حق را به خود یا به کسانی می دهند که در مسیر منافع آنها باشند مسلمانان هرگز نباید از این گونه سخنان، نگرانی بخود راه دهند.این گونه قضاوت های نادرست از حسادت آنها نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و خاندانش سرچشمه می گیرد و به همین دلیل بی ارزش است، آنها بر اثر ظلم و ستم و کفران نعمت، مقام نبوت و حکومت را از دست دادند، و به همین جهت مایل نیستند این موقعیت الهی به دست هیچکس سپرده شود، و لذا نسبت به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم و خاندانش که مشمول این موهبت الهی شده اند حسد می ورزند، و با آن گونه قضاوت های بی اساس می خواهند آبی بر شعله های آتش حسد خویش بپاشند. این آیه به خوبی این مطلب را بیان می کند که یهود به خاطر اعطای این مقام به پیامبر و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم نسبت به آنها حسد می ورزند و همچنینی ثابت می کند که خدا به آنها مقام حکومت را اعطا کرده است.ذیل آیه یاد شده روایات متعددی وارد شده که در آن ها برای اثبات امامت آل محمد صلی الله علیه و آله وسلّم به این آیه استدلال شده است.
امامت ابراهیم در نسل محمد
امامت اهل بیت علیهم السّلام استمرار جعل الهی آن در نسل حضرت ابراهیم علیه السّلام است:وجعلها کلمة باقیة فی عقبه لعلهم یرجعون. در بعضی روایات «کلمة باقیة» به ائمه معصومین تفسیر شده است.
درخواست الگو بودن از خدا
اهل بیت علیهم السّلام از خداوند درخواست امام و الگو بودن برای اهل تقوا کردند:والذین یقولون ربنا هب لنا من ازوجنا وذریتنا قرة اعین واجعلنا للمتقین اماما. و کسانی که می گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!»آیه می فرماید: آنها کسانی هستند که می گویند:" پروردگارا ما را امام و پیشوای پرهیزگاران قرار ده" (وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً).توجه به این نکته لازم است که آنها فقط دعا نمی کنند که تکیه بر جای بزرگان به گزاف زنند بلکه اسباب بزرگی و امامت را آن چنان فراهم می کنند که صفات شایسته یک پیشوای راستین در آنها جمع باشد، و این کاری است بسیار مشکل با شرائطی سخت و سنگین. وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً یعنی ما را توفیق ده تا در راه انجام خیرات و به دست آوردن رحمتت از یکدیگر سبقت گیریم، در نتیجه دیگران که دوستدار تقوایند از ما بیاموزند و ما را پیروی کنندبعضی از مفسرین گفته اند: مفرد آوردن کلمه مذکور از این جهت بوده که این کلمه هم در یک نفر و هم در جمع، مفرد می آید. بعضی دیگر گفته اند: إمام در اینجا، جمع" آم" به معنای قاصد است، هم چنان که کلمه" صیام" جمع صائم می آید و معنای آیه این است که: خدایا ما را قاصدین متقین قرار ده تا همواره ایشان را قصد کنیم، و به ایشان اقتدا نماییم، هم چنان که اهل بیت علیهم السلام آیه را "و اجعل لنا من المتقین اماما" قرائت کرده اند. از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمود: «الذین یقولون...» ما اهل بیت هستیم.
امامت ائمّه اثنی عشر به معنای مقام سرپرستی و ولایت خاص الهی ِ دوازده جانشین پیامبر خاتم(ص) است. بنابر آموزه های شیعه امامیه، دوازده نفر معصوم، از اهل بیت(ع) پیامبر(ص)، بر دیگران امامت و ولایت دارند و خداوند آنان را به این مقام نصب کرده است. بدین مناسبت، شیعه امامیه، را شیعه اثنی عشری نیز می خوانند.
نام امامان دوازده گانه شیعه به ترتیب عبارت است از: علی(ع)، حسن(ع)، حسین (ع)، علی(ع)، محمد(ع)، جعفر(ع)، موسی(ع)، علی(ع)، محمد(ع)، علی(ع)، حسن(ع) و محمد(عج).
دلایل امامت ائمه را می توان در در دو بخش کلی روایات و ویژگی های خود ائمه دسته بندی کرد.
این آیه اشاره به اعطای مقام امامت به حضرت ابراهیم علیه السّلام توسط خدا دارد.
امامت ابراهیم علیه السّلام برای تمام مردم از سوی خداوند پس از توفیق او در امتحان الهی بود:واذ ابتلی ابرهیم ربه بکلمـت فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما... (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!»این آیه شریفه اشاره دارد به اینکه خدای تعالی مقام امامت را باو داد و این واقعه در اواخر عمر ابراهیم علیه السّلام اتفاق افتاده، در دوران پیریش و بعد از تولد اسماعیل و اسحاق علیه السّلام و بعد از آنکه اسماعیل و مادرش را از سرزمین فلسطین به سرزمین مکه منتقل کرد، هم چنان که بعضی از مفسرین نیز متوجه این نکته شده اند.دلیل بر آن این است که بعد از جمله: (إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً) از آن جناب حکایت فرموده که گفت: (وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی، پروردگارا امامت را در ذریه ام نیز قرار بده) و اگر داستان امامت قبل از بشارت ملائکه به تولد اسماعیل و اسحاق بود، ابراهیم علیه السّلام علمی و حتی مظنه ای به اینکه صاحب ذریه می شود نمی داشت. در آیه مورد بحث نخست می گوید: بخاطر بیاورید هنگامی را که خداوند ابراهیم را با وسائل گوناگون آزمود و او از عهده آزمایش به خوبی بر آمد.آری این آیه از مهمترین فرازهای زندگی ابراهیم علیه السّلام یعنی آزمایش های بزرگ او و پیروزیش در صحنه آزمایش ها سخن می گوید، آزمایش هایی که عظمت مقام و شخصیت ابراهیم را کاملا مشخص ساخت، و ارزش وجود او را آشکار کرد.هنگامی که از عهده این آزمایش ها بر آمد، خداوند می باید جایزه ای به او بدهد فرمود: من تو را امام و رهبر و پیشوای مردم قرار دادم.
هدایت گری ابراهیم
ابراهیم، پیشوایی هدایت گر به فرمان خداوند بود:قلنا یـنار کونی بردا وسلـما علی ابرهیم.. (سرانجام او را به آتش افکندند ولی ما) گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»وجعلنـهم ائمة یهدون بامرنا... و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می کردند.ظاهر آیه به طوری که آیات راجعه به امامت ذریه ابراهیم هم دلالت دارد، این است که ضمیر در "جعلناهم" به ابراهیم و اسحاق و یعقوب برگردد.و ظاهر جمله" یَهْدُونَ بِأَمْرِنا" این است که هدایت به امر، جاری مجرای مفسر معنای امامت است.و اما آنچه در خصوص این مقام خاطر نشان می کنیم، این است که این هدایت که خدا آن را از شؤون امامت قرار داده، هدایت به معنای راهنمایی نیست، چون می دانیم که خدای تعالی ابراهیم را وقتی امام قرار داد که سال ها دارای منصب نبوت بود، و معلوم است که نبوت منفک از منصب هدایت به معنای راهنمایی نیست، پس هدایتی که منصب امام است معنایی نمی تواند غیر از رساندن به مقصد داشته باشد، و این معنا یک نوع تصرف تکوینی در نفوس است، که با آن تصرف راه را برای بردن دل ها به سوی کمال، و انتقال دادن آنها از موقفی به موقفی بالاتر،هموار می سازد.
امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، اثر مصطفی سلطانی، به بررسی موضوع امامت در جوانب اشتراک و اختلاف بین دو مذهب امامیه و زیدیه می پردازد. این کتاب به زبان فارسی، در زمان معاصر و در یک جلد تألیف شده است.
کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و چهار فصل است. مؤلف در بیان مطالب از آیات قرآن و روایات شریف اهل بیت (ع) بهره برده است.
در فصل اول کتاب، به بیان مفاهیم و کلیات پرداخته شده است؛ در بخش اول به تبیین واژه خلافت از نظر لغوی و اصطلاحی و خاستگاه آن پرداخته شده و در بخش دوم واژه شیعه و تشیّع مورد واکاوی قرار گرفته است و نهایتا به بیان تاریخ پیدایش تشیّع امامی و زیدی انجامیده است.
فصل دوم کتاب به بسط موضوع امامت در تشیّع امامی پرداخته؛ در بخش اول، درباره ماهیت امامت و مؤلفه های محوری در تعریف امامت از دیدگاه امامیه که چهار شاخصه زیر است، سخن به میان آمده:
در بخش دوم به جایگاه امامت در مکتب امامیه پرداخته شده است. قوام شریعت و نظام اجتماعی پس از نبوت، به موضوع امامت بستگی دارد و به همین دلیل است که امامت در مکتب تشیع از اصول دین بشمار آمده است. درادامه دسته ای از روایات که دلالت دارند بر اینکه وجود امام باعث بقای موجودات و نزول رحمت و برکت بر زمین است، ذکر شده اند. در بخش سوم، به ادله عقلی ضرورت امامت، همچون: قاعده لطف، نیاز شرع به حافظ و مبیّن پرداخته شده است. در بخش چهارم، مبحث شرایط و ویژگی های امام مطرح شده که اولین آنها عصمت است (که به ادّله عقلی و نقلی ضرورت آن ثابت می شود). در بخش پنجم، راه های نصب امام مورد بررسی قرار گرفته و عمده ترین راه نصب و تعیین امام، نص معرفی شده است. در بخش ششم، وظایف و اختیارات امام بیان گردیده و با استفاده از آیات و روایات مرتبط در این باب، ضرورت اطاعت از امام و کارگزارانی که منصوب می کند، بیان شده است. در بخش هفتم، به موضوع شماره امامان اشاره شده و اینکه در اندیشه امامیه به استناد روایات صحیحه از منابع تشیع و اهل سنت، علی(ع) جانشین بلافصل رسول خدا(ص) بوده و بعد از او یازده فرزندش به امامت منصوب شده اند. مؤلف در بخش هشتم، به بیان اعتقاد امامیه به لزوم تداوم امامت پرداخته و معتقد است هیچ عصری از وجود امام واجب الاطاعه خالی نیست، خواه مردم از او اطاعت کنند یا اطاعت نکنند. در بخش نهم به موضوع موعود منجی و احادیثی که از شیعه و سنی در تأیید ظهور آن حضرت است اشاره دارد و در بخش نهایی، موضوع رجعت و معنای لغوی و اصطلاحی آن و اینکه اعتقاد به رجعت از ضروریات مذهب امامیه است را مطرح می کند.
امامت در عقیده اثنی عشریه با ادله مختلفی بیان شده است. قرآن و سنت در کمال اتقان بر امامت و ولایت اهل بیت(علیه السّلام) دلالت دارد. در این نوشته به بررسی مفاد یکی از ادله امامت اهل بیت(علیه السّلام) معروف به "حدیث لوح" می پردازیم؛ لوحی که خداوند به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلّم) به عنوان هدیه برای تولد امام حسین(علیه السّلام) اهداء نموده و برای شاد شدن دختر گرامی اش به ایشان اعطاء می شود.
روایاتی که در مورد ولایت و امامت اهل بیت(علیه السّلام) وارد شده علاوه بر اثبات امامت به فضائل آیشان نیز وابستگی دارد. در این حدیث لوح نیز علاوه بر امامت اهل بیت(علیه السّلام) توضیحاتی نیز از خصوصیات امامان بیان شده که خود نشانگر توجه خداوند به این ویژگی ها است. طبق این حدیث خداوند خودش تعیین کننده وصایت و حجت بر مردم در طول تاریخ بشر بوده است که از پیامبران و جانشینان ایشان شروع شده و به امامت ختم شده و طبق فرموده خدا با این معرفی دین خدا کامل شد و نعمت الهی به نهایت رسید.
حجیت حدیث لوح
حدیث لوح از احادیث جامعی است که در کتب مورد اعتماد شیعه، با وجود راویان و عالمان فرهیخته نقل شده است. مطالب مختلفی نیز در تایید این روایت وجود دارد که صحت آن را تقویت کرده و بر ارزش آن افزوده است. اکنون به کتب معتبر اصلی شیعه و راویان معتبری که در سند این روایت وجود دارند، اشاره می کنیم.این روایت را ثقة الاسلام کلینی (رحمة الله علیه) در کتاب مشهور کافی از طریق راویان مورد اعتماد به این صورت بیان نموده: محمد بن یحیی و محمد بن عبدالله عن عبدالله بن جعفر عن الحسن بن ظریف و علی بن محمد عن صالح بن ابی حماد عن بکر بن صالح عن عبد الرحمن بن سالم عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السّلام قال. ... .برای توضیح این سند که در واقع از سه سند تشکیل یافته است، آنها را از هم جدا می کنیم و تعیین می کنیم که هر سه سند صحیح و مورد اعتماد است. بنابراین این حدیث فقط در کتاب شریف کافی دارای سه سند است که عبارتند از:الف. محمد بن یحیی عن عبدالله بن جعفر عن الحسن بن ظریف عن بکر بن صالح عن عبد الرحمن بن سالم عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السّلام ...ب. محمد بن عبدالله عن عبدالله بن جعفر عن الحسن بن ظریف عن بکر بن صالح عن عبد الرحمن بن سالم عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السّلام ...ج. علی بن محمد عن صالح بن ابی حماد عن بکر بن صالح عن عبد الرحمن بن سالم عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السّلام ....علاوه بر کلینی در کتاب کافی عالمان دیگری نیز این روایت را معتبر دانسته و آن را در کتاب خودشان با همان اسناد و یا اسناد دیگر نقل کرده اند. نعمانی در کتاب غیبت و شیخ صدوق(رحمة الله علیه) در عیون اخبارالرضا (علیه السّلام) و کمال الدین و شیخ مفید نیز در کتاب اختصاص و شیخ طوسی نیز در کتاب الغیبه و همچنین در کتاب های دیگری چون احتجاج و ارشاد القلوب و تاویل الآیات و تقریب المعارف و فضائل فضل بن شاذان و مناقب ابن شهر آشوب و کشف الغمه و الفصول المختاره و الصراط المستقیم و الارشاد شیخ مفید... به این روایت بطور کلی یا جزئی، با ذکر سند یا اسناد و یا بدون آن نیز نقل کرده اند.
کرامتی دیگر برای اهل بیت
شان نزول این حدیث را جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند که آن نیز از عظمت و فضیلت اهل بیت(علیه السّلام) نزد خداوند حکایت می کند. جابر بن عبدالله انصاری می گوید: وقتی امام حسین(علیه السّلام) به دنیا آمد، برای تبریک و گفتن تهنیت و شادباش خدمت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیهم ) رسیدم دیدم که در دست ایشان لوحی سبز، مانند زمرد است که نوشته هائی نورانی مانند نور خورشید در آن بود. گفتم: پدر و مادر به فدایتان، این لوح چیست؟ فرمودند: این لوحی است که خدا آن را به رسولش(صلی الله علیه و آله وسلّم) بخشیده است. اسم پدرم، شوهرم، دو پسرم و اسم اوصیای از فرزندانم در آن نوشته شده است و پدرم آن را به عنوان چشم روشنی به من عطا فرموده است. سپس آن حضرت لوح را به جابر داد تا آن را بخواند. جابر نیز بعد از خواندن نسخه ای از روی آن نوشت و نزد خود نگهداری کرد. قدسی بودن حدیث و کلام الله بودن آن در ابتدای آن جلوه کرده است. حدیث اینگونه آغاز می شود: این نامه از جانب خداوند عزیز حکیم است، برای محمد، پیامبر او و نور و سفیر و دربان (واسطه میان خالق و مخلوق) و دلیل او که روح الامین (جبرئیل) از نزد پروردگار جهان بر او نازل شود.
موقعیت حدیث لوح
...
این آیات اشاره دارند به اینکه خداوند به حضرت اسحاق علیه السّلام مقام امامت اعطا کرده است.
خداوند به اسحاق علیه السّلام مقام امامت اعطا کرده است:ووهبنا له اسحـق ویعقوب نافلة.. وجعلنـهم ائمة یهدون بامرنا... و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می کردند.این آیه به یکی از مهمترین مواهب خدا به ابراهیم که داشتن فرزندی صالح و نسلی برومند و شایسته است اشاره کرده می فرماید:ما به او اسحاق را بخشیدیم و یعقوب (فرزند اسحاق) را بر او افزودیم.و همه آنها را مردانی صالح و شایسته و مفید قرار دادیم.سالیان درازی گذشت که ابراهیم در عشق و انتظار فرزند صالحی به سر می برد، سرانجام خدا دعای او را مستجاب کرد، نخست اسماعیل و سپس اسحاق را به او مرحمت کرد که هر کدام پیامبری بزرگ و با شخصیت بودند. آیه مورد بحث به مقام امامت و رهبری این پیامبر بزرگ و بخشی از صفات و برنامه های مهم و پر ارزش آنها بطور جمعی اشاره می کند.در آیه بعد علاوه بر مقام نبوت و رسالت مقام امامت را نیز به آنها دادیم، امامت آخرین مرحله سیر تکاملی انسانی است که به معنی رهبری همه جانبه مادی و معنوی، ظاهری و باطنی، جسمی و روحی مردم است.
هدایت گری اسحاق
اسحاق علیه السّلام پیشوایی هدایت گر به فرمان خداوند بود:ووهبنا له اسحـق ویعقوب نافلة.. وجعلنـهم ائمة یهدون بامرنا... و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می کردند.در حقیقت مقام امامت مقام تحقق بخشیدن به تمام برنامه های الهی است، به تعبیر دیگر ایصال به مطلوب و هدایت تشریعی و تکوینی است. امام از این نظر درست به خورشید می ماند که با اشعه خود موجودات زنده را پرورش می دهد. در مرحله بعد فعلیت و ثمره این مقام را بازگو می کند:" آنها به فرمان ما هدایت می کردند (یَهْدُونَ بِأَمْرِنا).نه تنها هدایت به معنی راهنمایی و ارائه طریق که آن در نبوت و رسالت وجود دارد، بلکه به معنی دستگیری کردن و رساندن به سر منزل مقصود (البته برای آنها که آمادگی و شایستگی دارند).
امام محمد باقر (علیه السلام)، پنجمین امام شیعیان است.
امام محمد باقر (علیه السلام)، روز جمعه اول ماه رجب سال ۵۷ هجری قمری، در شهر مدینه، چشم به جهان گشود.
در بعضی نقل ها ولادت حضرت، سوم ماه صفر سال ۵۶ نیز ذکر شده است.

پدر و مادر امام باقر
پدر امام باقر (علیه السلام)، امام علی بنحسین زین العابدین (علیه السلام) و مادر بزرگوارش، امّ عبداللّه فاطمه، دختر امام حسن مجتبی (علیه السلام) است. از این جهت در میان اهل بیت (علیهم السلام) او نخستین کسی است که از نظر نسب پدری و مادری، علوی و فاطمی است و لذا به «علوی من علویین وهاشمی من هاشمیین» معروف است.

کنیه و القاب امام باقر
کنیه آن حضرت، ابوجعفر و لقب معروفش «باقر» و یا «باقرالعلوم» به معنای شکافنده دانش ها است که از سوی رسول خدا این لقب به او داده شده است.
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به جابر بن عبداللّه انصاری فرمود: ای جابر تو زنده می مانی تا زمانی که فرزندم را از نسل حسین به نام محمد که شکافنده علم دین است ملاقات کنی، هرگاه وی را دیدی سلام من را به او برسان.

دوران امامت امام باقر
...
آیه 124 سوره بقره است که چون بحث امامت حضرت ابراهیم علیه السلام را مطرح نموده است و از آن نظر قرآن در مسائل مربوط به بحث امامت استخراج می شود به آیه امامت شهرت پیدا کرده است:
«وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»
و (به یاد آر) هنگامی که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم، ابراهیم عرض کرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگر شایسته باشند می دهم، زیرا) عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.
این آیه ضرورت عصمت امام را مطرح می نماید چرا که از آنجا که گناه ظلم به نفس است پس مطابق با این آیه امامت جز معصوم به کس دیگری نمی رسد.
از جمله مسائلی که از این آیه قابل استخراج است مسائل زیر است:
در اصطلاح شیعه، به رهبری امت اسلامی پس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)، به جانشینی از سوی آن حضرت، امامت گفته می شود.در این مقاله مختصر به چند مطلب اساسی پرداخته می شود:۱. چرا مسلمان ها باید در خصوص مذهب خود تحقیق کنیم؛۲. ادله شیعه برای بر حق بودن خود، چیست؟۳. ادله شیعه بر خلافت بلافصل امیرالمومنین طبق قرآن و تفاسیر اهل سنت چیست؟۴. ادله شیعه بر خلافت بلافصل امیرالمومنین طبق سنت صحیح پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) چیست؟۵. ادله خلافت ابی بکر از دیدگاه اهل سنت چیست؟
امامت در لغت به معنای پیشوا و در اصطلاح به معنای خلیفه، نائب و جانشین پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) می باشد.
← معنای لغوی
آیا تحقیق در باره مذهب ضروری است؟ چرا باید مسلمانان در مذهب خود تحقیق کنند؟ مگر همه ما مسلمان نیستم و همه مسلمانان در صراط مستقیم الهی نیستند و به بهشت نخواهند رفت؟در این بخش به این سؤال پاسخ داده خواهد شد.بشارت خداوند به بندگانی که بهترین راه را انتخاب می کنند:در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که لزوم تحقیق و تفحص در عقیده را برای مسلمانان گوشزد می کند که ما به جهت اختصار به یک آیه اشاره می کنیم.خداوند رحمن و رحیم در قرآن کریم می فرماید:فَبَشِّرْ عِبَادِی الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمْ اللهُ وَاُوْلَئِکَ هُمْ اُوْلُوا الاَلْبَابِ؛
زمر/سوره۳۹، آیه۱۷-۱۸.    
تمام مذاهب اسلامی، ادعا کرده اند که آن ها فرقه ناجیه هستند و دیگران فرقه باطل. اما در این میان تنها مذهبی که برای اثبات ادعای خود از قرآن و سنت؛ حتی از کتاب های مخالفان خود دلیل و مدرک معتبر دارد، مذهب امامیه اثنی عشریه است. هر چند که این ادله بسیار گسترده است؛ اما به دلیل اختصار تنها به چند دلیل بسنده می کنیم:
← حدیث من مات
...
کلید واژه: نبوت، امامت، اثبات نبوت، ضرورت وجود انبیاء، اعتقادات،
نبوت و امامت دو اصل از اصول پنج گانه مذهب حقه شیعه است. نبی و امام در اعتقاد شیعه در بسیاری از شئون همچون خلافت الهی، واسطه فیض بودن، عصمت، حجت بودن، علم لدنی، مسئولیت رهبری جامعه با یکدیگر اشتراک دارند.
پیامبر عبارت از انسانی است که از خدای تعالی بی میانجی گری بشری دیگر خبر می دهد.
امامت آن است که شخص به گونه ای باشد که غیر او به او اقتدا کند به این صورت که اعمال و رفتار و گفتار خود را با قصد تبعیت با افعال و گفتار او تطبیق دهد.
کسی که متصدی حفظ و نگهداری دین آسمانی است و از جانب خدا به این سمت اختصاص یافته «امام» نامیده می شود. چنان که کسی که حامل روح وحی و نبوت و متصدی اخذ و دریافت احکام و شرایع آسمانی از جانب خدا می باشد «نبی» نام دارد.
نبوت و امامت گاهی جمع می شود و یک فرد دارای هر دو منصب پیغمبری و پیشوایی (اخذ شریعت آسمانی و حفظ بیان آن) می شود و گاهی از هم جدا می شوند، چنان که در ازمنه ای که از پیغمبران خالی است در هر عصر امام حقی وجود دارد و بدیهی است عدد پیغمبران خدا محدود و همیشه وجود نداشته اند.
خدای متعال در کتاب خود جمعی از پیغمبران را به امامت معرفی فرموده است. چنان که درباره حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: «و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین؛ وقتی که خدای ابراهیم او را به «کلمات» امتحان کرد پس آن ها را تمام کرده و به آخر رسانید، فرمود: من تو را برای مردم امام و پیشوا قرار می دهم، ابراهیم گفت و از فرزندان من، فرمود عهد و فرمان من به ستمکاران نمی رسد».
و می فرماید: «وجعلناهم ائمة یهدون بامرنا؛ و ما ایشان را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت و رهبری می کردند».
اهداف یا فلسفه امامت و وجوه توجیه گر وجوب آن را اغراض امامت گویند.
یکی از محورهای اصلی مباحث امامت ، بحث درباره اغراض یا فلسفه امامت است تعبیر «لِمَ الإمام» یا «لِمَ یجب وجود الإمام» ناظر به این مطلب است.

فلسفه امامت در کلام متکلمان
از نظر معتزله تحقق بخشیدن به احکام شرعی چون اقامه حدود ، حفظ کیان امت اسلامی ، آماده ساختن و بسیج نیروهای رزمنده برای مبارزه با دشمن و نظایر آن، اغراض امامت را تشکیل می دهد.

نظر ماتریدیه در اغراض امامت
...
بررسی مسائل کلی امامت، اثر ابراهیم امینی، پژوهشی است پیرامون مسائل کلی مربوط به امامت، از جمله عصمت و علم امام که به زبان فارسی و در دوران معاصر نوشته شده است.
کتاب با مقدمه و پیشگفتار مؤلف آغاز و مطالب در چهار بخش، تنظیم شده است.
نویسنده در ابتدا به تعریف امامت پرداخته و سپس، به بررسی موضوع امامت از نظر عقل و عصمت و علم امام پرداخته است.
در مقدمه، به بررسی جنبه های مختلف بحث از امامت پرداخته شده.و در پیشگفتار، به ضرورت وجود امام و اهمیت آن اشاره شده است....
در بخش نخست، به تعریف امامت پرداخته شده است. نویسنده، معتقد است تعریف هایی که اهل تسنن و عده ای از امامیه برای امامت کرده اند و در کتاب های کلام دیده می شود، نا تمام است و با معنای لغوی آن مطابقت کامل ندارد. از باب نمونه، در تعریف امامت گفته اند: امامت عبارت است از خلافت و جانشینی از پیغمبر(ص) در نگهداری دین و حفظ حوزه مسلمین. همچنین گفته اند: امامت یعنی ریاست عامه در امور دین و دنیا برای شخصی از اشخاص. ابن خلدون می نویسد: خلافت یعنی نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین وسیاست دنیا و به این اعتبار خلافت و امامت گفته می شود و متصدی آن را امام و خلیفه می گویند. به نظر نویسنده، با این مطالب روشن می شود که این قبیل تعریف ها حقیقت معنای امامت را که عبارت است از پیشوایی مطلق و کلی در امور دینی و دنیوی ملت، تعریف نکرده اند، بلکه شمه ای از شئون امام را بیان کرده اند....
در تعریفی که از ابن خلدون نقل شده، خلافت و امامت به یک معنا گرفته شده است، اما به اعتقاد نویسنده، این دو با یکدیگر مترادف نیستند؛ زیرا ممکن است این دو معنا در یک شخص جمع شوند؛ مثلاً اگر پیغمبر، شخص برگزیده و ممتازی را که به احکام و دستورهای دین عمل می کند و از حیث عمل پیشوای مردم است، جانشین و خلیفه خودش قرار داده و زمام امور اجتماعی و سیاسی و حفظ و نگهداری قوانین شریعت را برعهده او قرار داد، چنین شخصی هم به طور حقیقت امام است هم خلیفه، هم در مورد به کار بستن قوانین و برنامه های دینی واقعاً امامت و پیشوایی دارد هم جانشین و خلیفه پیغمبر و مجری و حافظ احکام و قوانین الهی است. اما ممکن است شخصی امام باشد، اما خلیفه پیغمبر نباشد؛ چنان که قرآن شریف، حضرت ابراهیم را به عنوان امام معرفی می کند، بااینکه خلیفه پیغمبر بر او صادق نیست. همچنین اگر شخصی که به تمام احکام و دستورهای دین عمل می کند و به حقیقت و باطن احکام متحقق است و گروهی از متدینین هم به او اقتدا می کنند و از اعمال و گفتارش سرمشق می گیرند، لیکن پیشوایی او در زمانی است که به مقام خلافت و جانشینی منصوب نگشته است، چنین فردی را از حیث لغت می توان امام و پیشوا نامید اما خلیفه پیغمبر بر او صادق نیست. گاهی نیز خلافت صادق است، ولی امامت صادق نیست. اگر پیغمبر شخصی را جانشین و خلیفه خودش قرار داد و یک سلسله کارهای معینی را به او محول کرد که در غیاب او آنها را انجام دهد، بر چنین شخصی از حیث لغت می توان خلیفه پیغمبر اطلاق کرد، لیکن امام مطلق و پیشوای در تمام شئون شمرده نمی شود....
عصر امامت که ۲۵۰ سال طول کشید، تحولات فرهنگی ـ اجتماعی متفاوتی به خود دید. فقه شیعه و معارف ناب بر اثر تلاش های آموزش دیدگان حوزه نبوی با محوریت حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) و دیگر معصومان (علیهم السّلام)، مسیر خود را در شرایط متفاوت ادامه داد. برنامه های فرهنگی و تربیتی ای که پیامبر پایه ریزی کرده بود، تنها توسط ائمه اطهار (علیهم السّلام) حفظ می شد. اوج شکوفایی فعالیت های آموزشی، در چند سال حاکمیت ظاهری حضرت علی (علیه السّلام) و دوران امامت امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) به چشم می خورد؛ عصری که در آن، زمینه به نسبت مساعدی برای تبلیغ پیش آمد.
عصر امامت را می توان به سه دوره یا مرحله تقسیم کرد:مرحله اول: از زمان رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) آغاز شد و تا پایان امامت امام سجاد (علیه السّلام) ادامه یافت؛مرحله دوم: با امامت امام باقر (علیه السّلام) آغاز شد و تا شروع غیبت صغری تداوم یافت؛مرحله سوم: به زمان غیبت صغری اختصاص دارد.
← مرحله اول
 ۱. ↑ موحد ابطحی، سیدحجت، آشنایی با حوزه های علمیه شیعه و گستره جهان، ص۱۰۳-۱۰۵.۲. ↑ بیرجندی، سیدحسن، پیامدهای سقیفه (پایان نامه)، سال ۱۳۷۹، ص۱۰۴.۳. ↑ جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۶۰.۴. ↑ امام علی (علیه السّلام)، نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه ۳.۵. ↑ امام علی (علیه السّلام)، نهج البلاغه، محقق دکتر صبحی صالح، ص ۴۸.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «پیشینه تاریخی روحانیت در عصر امامت»، تاریخ بازیابی۹۷/۳/۱۴.    
...
یکی از کارهایی که امام حسین (علیه السّلام) پیش از رفتن به میدان انجام داد، تحویل دادن وصایا و میراث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به امام بعدی، یعنی امام سجاد (علیه السّلام) است.
ابوالجارود از امام باقر (علیه السّلام) در این باره نقل کرده است: «چون زمان شهادت حسین (علیه السّلام) فرا رسید، دخترش فاطمه (ابن شهرآشوب دختر امام «فاطمه کبری» ذکر کرده است.) را فراخواند و نوشته ای درهم پیچیده که وصیتی ظاهری دربر داشت، به او داد. علی بن الحسین (علیه السّلام) مریض بود و فکر می کردند بیماری او بهبود نخواهد یافت. (چون امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسید)، فاطمه نامه را به علی بن الحسین (علیه السّلام) داد»، سپس امام باقر فرمود: «به خدا سوگند، این نامه، نزد ماست...» (ابوالجارود با قیام زید، تغییر عقیده داد و مدعی امامت زید شد؛ اما این امر هفت سال پس از رحلت امام باقر (علیه السّلام) بوده است؛ از این رو روایات او از امام باقر (علیه السّلام) قابل پذیرش است. حتی بنابر اعتقاد برخی علمای رجالی معاصر، ابوالجارود، مجدداً به مذهب امامیه اثنا عشریه برگشته است. همچنین گزارش شده است که امام حسین (علیه السّلام)، فرزندش علی بن الحسین (علیه السّلام) را فراخواند و او در آن هنگام مریض بود؛ پس اسم اعظم و میراث های انبیا را به او سپرد و او را آگاه کرد که دانش ها، صحیفه ها، مصاحف و سلاح را به ام سلمه (در مدینه) سپرده و به وی سفارش کرده است که (پس از بازگشت او به مدینه)، همهٔ آنها را به او بازگرداند. ) پس از حادثه عاشورا، امام سجاد (علیه السّلام) طی گفت و گویی با عمویش، محمد بن حنفیّه، به وی فرمود: «...عمو، پدرم، که صلوات خدا بر او باد، پیش از حرکت به عراق، مرا جانشین خود قرار داد، و نیز ساعتی پیش از شهادتش در این باره به من وصیت کرد. اکنون سلاح رسول خدا (میراث امامت) نزد من است...»
← وصیت امام سجاد به امام باقر
 ۱. ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۰۸.    
پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۸۴۹. رده های این صفحه : امام سجاد | تاریخ زندگانی امام حسین | تاریخ معصومان | مقتل پیشوایی | مقتل جامع سیدالشهداء | نهضت عاشورا | وقایع روز عاشورا































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
امامت ترجمه جلد هفتم از کتاب بحار الانوار علامه مجلسی از مجموعه ی بیست و پنج جلدی، و مطابق جلدهای 23 تا 27 از مجموعه ی 110 جلدی می باشد که توسط آقای موسی خسروی به زبان فارسی طی پنج جلد ترجمه شده است.وی این پنج جلد را در سال 1359ش به پایان رسانیده است.
جلد هفتم از بحار الانوار درباره ی احوال ائمه گرام و دلائل امامت آنها و فضائل و مناقب و کارهای شگفت انگیز و معجزات ایشان می باشد.
کتاب با مقدمه ای از مترجم در یک صفحه، شروع می شود. علامه در جلد هفتم از کتابش تمام احادیثی را که در باره زندگانی، فضیلت و عجائب و معجزات ائمه اطهار و مناظرات و مقام علمی امامان معصوم می باشد ، جمع کرده است.
جلد اول کتاب امامت، بیست و دو بخش دارد که در مورد مباحثی چون ضرورت احتیاج به حجت ، اتصال اوصیاء از زمان آدم تا آخر ، در لزوم شناخت امام ، در فضائل اهل بیت ، آیاتی که در باره ائمه نازل گشته ، تاویل تعدادی از آیات الهی و دیگر مسائلی از این قبیل می باشد.
جلد دوم شروع آن با بخش بیست و سوم در مورد اینکه ائمه علیهم السلام از ابرارند ، و متقین اصحاب یمین به حساب می آیند ، و فجار اصحاب شمال می باشد. این جلد دارای چهل و پنج بخش می باشد که درباره صفات و ویژگیهای ائمه و غیره ، سخن می گوید.
رابطه توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب به خوبی بیان شده است.
امام رضا (ع) در حدیث سلسلة الذهب فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ من عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادی بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ کلمۀ «لا اله الا الله» قلعۀ من است، پس هر که در آن قلعه وارد شود، از عذاب من در امان است، و چون کجاوه به راه افتاد، حضرت با صدای بلند فرمود: به شروط کلمۀ «لا اله الا الله»، و من از شروط آن هستم‏».

معنای روایت
معنای این روایت آن است که وصول به مقام توحید که از آن به «لا اله الا الله» تعبیر ‏شده، انسان را در عصمت و مصونیت وارد می کند، و وصول به این مقام بدون عبور از ولایت که معنای مرآتی خدا است، ممکن نیست.

نکات مهم
برای درک عمیق این مطلب لازم است نکاتی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد:
۱- ولایت ‏و ولی بودن خداوند از صفات و اسمای لازمۀ ذات است که ایجاد، پرورش و اماتۀ موجودات و …، در ظل و سایۀ این اسم و صفت است.
۲- روشن است که ولایت کلیه، در خداوند ذاتی است و در غیر او عَرَضی؛ یعنی «اول ما خلق الله» در عین آن که از همۀ موجودات عالم قادرتر است، باز از خود چیزی را ندارد و تنها آیینه است، آیینۀ تمام نمایی که ذات و صفات جمال و جلال حق تعالی را نشان می دهد.
۳- همان گونه که بیان شد آدمی در طریق کمال و قوس صعود، می تواند موانع پیش رو را به کناری نهد و از جمیع انیات و تعینات و تعلقات مادی و حتی معنوی،    
...
این عبارت، قسمتی از توقیع امام زمان (علیه السّلام) است که از ناحیه حضرت، به خاطر اختلاف میان ابن ابی غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان صادر شده است.
قال مولانا الامام المهدی (عجّل الله فرجه الشریف): «اَوَ ما رَاَیْتُمْ کَیْفَ جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ مَعاقِلَ تَاْوُونَ اِلَیْها، وَاَعْلاماً تَهْتَدُونَ بِها مِنْ لَدُنْ آدَمَ علیه السلام؛ آیا ندیدید که چگونه خداوند برای شما، ملجاهایی قرار داد که به آنان پناه برید، و عَلَم هایی قرار داد تا با آنان هدایت شوید، از زمان حضرت آدم (علیه السّلام) تا کنون.»
← اختلاف در جانشین امام عسکری
توقیع حسن عاقبت؛ توقیع مبنای محبت؛ توقیع پیروزی حق بر باطل؛ توقیع عاقبت به خیری؛ توقیع کیفیت درخواست حاجت؛ توقیع هدف بعثت؛ توقیع لازمه محبت اهل بیت؛ توقیع حکم وقف؛ توقیع نهی از تکلف؛ توقیع توحید و نفی غلو؛ توقیع آزاردهندگان امام زمان؛ توقیع حکم منکرین امام زمان؛ توقیع نهی از شک؛ توقیع نهی از تشکیک؛ توقیع الگوی امام زمان؛ توقیع استغفار در حق یکدیگر


امامت در دانشنامه ویکی پدیا

امامت
امامت یکی از اصول باور شیعیان است، که به جهت اهمیت آن شیعیان دوازده امامی یا اثنی عشری خود را «امامیّه» می خوانند.
اصول تشیع: توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت
شیعیان با استناد به حدیث نبوی: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیّة» (هر کس بمیرد درحالیکه امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است) شناخت امام را شرط قبول اسلام نزد پروردگار می دانند.
دیدگاه شیعیان اسماعیلی درباره امامت، با دیدگاه شیعیان دوازده امامی و اهل سنت متفاوت است. اسماعیلیان از امام با نام های وجه الله(چهره خدا) و نورالله(روشنایی خدا) یاد می کنند؛ از نظر ایشان تفاوت میان امامان ظاهری است و از نظر باطنی تفاوتی میان ایشان نیست، و همه در یک درجه و مرتبه قرار دارند. مانند دیگر شیعیان، اسماعیلیان نیز امامت را منحصر به خاندان علی بن ابی طالب می دانند و برای علی جایگاه ویژه ای قائل هستند. بنا به باور ایشان، امام شخصی پاک است و سخن او با قرآن برابری می کند. اسماعیلیان و شیعیان دوازده امامی، بر سر جانشینی جعفر صادق با هم اختلاف دارند؛ اسماعیلیان معتقدند که او، پسرش اسماعیل بن جعفر را به جانشینی خود منصوب کرد و پس از او محمد بن اسماعیل امام برحق بود. شیعیان دوازده امامی، برادر اسماعیل موسی کاظم را امام هفتم خود می دانند، و امامت اسماعیل را با این استدلال که وی پیش از جعفر صادق وفات یافته است، رد می کنند.
بر اساس آموزه های اولیه اسماعیلی، وحی الهی در شش دور به شش ناطق(پیامبر) داده شده بود که هر یک از ایشان شریعت جدیدی را برای جوامع آوردند. با این که شکل ظاهری شرایع به ناطق یا پیامبر داده می شود، شکل باطنی و اسرار الهی آن شرایع به وصی آن پیامبر داده می شد. در بین هر ناطق تا ناطق بعدی، امام ها هستند که از وحی الهی محافظت کرده و اسرار باطنی آن را می نمایند. هفتمین امام در هر دوره، ناطق دوره بعدی است. آخرین امام در ششمین دوره، دین جدیدی نخواهد آورد بلکه تمام شرایع و احکام ادیان پیش از خود را نقض خواهد کرد و دین آدم الأول(دین نخست آدم) را برقرار خواهد کرد. این دین، دین آدم و فرشتگان پیش از هبوط به زمین است که در آن هیچ حکم خاصی جز باور به توحید و ستایش خدا نیست. در پایان دوره ششم، بر اساس آموزه اسماعیلیان، قیامت اول قرار دارد.
عده کمی از اسماعیلیان، محمد بن اسماعیل را اخرین امام می دانند که به غیبت رفته و به عنوان مهدی و قائم بازخواهد گشت. دیگر فرقه های اسماعیلیه، به امامان دیگری پس از او معتقدند؛ سلسله امامت در این فرقه ها چندین قرن ادامه یافته است.
امامت زیدی و بعدتر شاهان یمن رهبری مذهبی اسلام شیعه از نوع زیدی بودند. تفاوت ایدئولوژی زیدیان با اسماعیلیه و امامیه، تأکید آنان بر حضور امام فعال و پیدا به عنوان رهبر بود. انتظار می رفت امام در علوم دینی دانا بوده و خود را به عنوان رهبر جامعه به اثبات برساند، حتی در صورت لزوم در میدان نبرد. یک مدعی امامت، با یک دعوت، ادعای خود را اعلام می کرد، و غالباً بیش از یک مدعی برایش وجود داشت.
امامیه و زیدیه هر دو امامت را مبتنی بر نص پیامبر اسلام مبنی بر امامت اهل بیت او می دانند. امامیه معتقد است نص صریح پیامبر دوازده نفر از عترت اش را جانشین خود معرفی کرده، ولی زیدیه معتقد است نص پیامبر به طور عام همهٔ فرزندان حسنی و حسینی فاطمه را در بر می گیرد. شروط امامت از دیدگاه زیدیه، فاطمی بودن، انتخاب از سوی مردم، اقدام به جهاد مسلحانه، امر به معروف و نهی از منکر، عالم دینی بودن طبق شعار «الرضا من آل محمد» است. برخی علمای زیدی به دلیل اعتقاد به قیام و امر به معروف آشکار امام، مهدویت را انکار می کنند و لازم نمی دانند. این مفهوم در مجموع جایگاه مهمی در اعتقادات زیدیه ندارد.
امامت و ولایت علی بن ابی طالب به مقام معنوی و روحانی علی بن ابی طالب و جایگاه وی در تعلیم حقیقت دین و برپایی شریعت اسلام بعد از محمد، پیامبر اسلام، اشاره دارد. خلافت علی بن ابی طالب از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری (۶۵۶–۶۶۱ میلادی) در تاریخ رسمی موضوع این مقاله نیست.
حلقه وصل رسالت و امامت نام کتابی است برگرفته از سخنرانی های حسین وحید خراسانی از فقها و مراجع تقلید شیعه ایرانی که در سال ۱۳۹۱ به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب شخصیت و ابعاد زندگی فاطمه زهرا می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با امامت

امامت در جدول کلمات

امامت و رهبری
ولایت
خلیفه عباسی در زمان امامت امام هادی (ع)
متوکل

معنی امامت به انگلیسی

pontificate (اسم)
امامت

امامت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی امامت



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بنیاد فرهنگی امامت   • سایت امامت   • امامت در قرآن   • کتاب امامت   • امامت چیست   • امامت مشهد   • مقاله امامت   • امامان سنی   • معنی امامت   • مفهوم امامت   • تعریف امامت   • معرفی امامت   • امامت یعنی چی   • امامت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی امامت
کلمه : امامت
اشتباه تایپی : hlhlj
آوا : 'emAmat
نقش : اسم
عکس امامت : در گوگل


آیا معنی امامت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )