انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1073 100 1

امامه

معنی امامه در لغت نامه دهخدا

امامت. [ اِ م َ ] (ع مص ، اِمص ) پیشوایی کردن. پیشوا و امام بودن. ریاست عامه. رجوع به اِمامَة شود : جزم داشتم به آنکه امامت حق اوست. (تاریخ بیهقی ).
امام امم ناصرالدین که در دین
امامت جز او را مسلم ندارم.
خاقانی.
به امامت و خلافت او تبرک و تیمن نمودند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ). || یکی از دو اصل مذهب شیعه ، و در اصطلاح ریاست بر عامه است در امور دین و دنیابنیابت از حضرت رسول. بزرگترین اختلافی که در اسلام بین مسلمین بر سر مسائل دینی بروز کرده مسئله ٔ امامت یعنی جانشینی حضرت رسول است چه به اندازه ای که مسلمین در این خصوص با زبان و قلم و شمشیر با یکدیگر مناظره و مجادله و کشمکش کرده و جد و جهد و حرارت بخرج داده اند در هیچیک از موارد دیگر از ایشان تا این حد اختلاف و نزاع دیده نشده و علت این امر این است که مسئله ٔ امامت بیشتر جنبه ٔ سیاسی داشته و با پیشرفت عقیده ٔ یک فرقه یا فرقه ٔ دیگر زمام اداره ٔ امور دنیوی مسلمین نیز مثل امور دینی ایشان در کف پیشوای فرقه ٔ غالب قرار میگرفته است و این خلاف که از زمان رحلت حضرت رسول بروز کرده همه وقت بین مسلمین باقی بوده و هست. در باب اینکه چه کسانی استحقاق مقام امامت دارند وامام بچه ترتیب باید تعیین شود و اینکه آیا امام واجب است یا نه و در آن واحد یک امام کافی است یا ائمه ٔ متعدد، بین فرق مختلف اسلامی اختلاف است. عموم فرق اسلامی بجز یک فرقه از خوارج و دو تن از رؤسای معتزله امامت را واجب میدانستند. فرقه ٔ نجدات از خوارج میگفتند اصلاً امامت واجب نیست ، مردم خود باید بر سبیل حق و بحکم قرآن با یکدیگر معامله کنند. ابوبکر اصم ازقدمای معتزله میگفت در مواقعی که عدل و انصاف بین مردم حاکم است بوجود امام احتیاجی نیست فقط وقتی که ظلم بروز کند امامت واجب میشود. هشام فوطی یکی دیگر از معتزله بخلاف وی عقیده داشت که امامت در موقع حکومت عدل در بین مردم واجب است تا امام شرایع الهی را اظهار کند و در موقع ظهور ظلم ممکن است ظلم کنندگان از او اطاعت نکنند و وجود او موجب مزید فتنه شود. عقیده ٔ علمای امامیه این است که هرچه بر وجوب نبوت دلالت دارد بر وجوب امامت نیز دال است چه امامت قائم مقام نبوت میباشد مگر در تلقی وحی الهی بلاواسطه ، و امامت لطف عام است و نبوت لطف خاص چه ممکن است روزگار از پیغمبری زنده خالی بماند در صورتی که خالی ماندن آن از امام امکان ندارد و بهمین نظر است که فرقه ٔ امامیه بحث امامت را از فروع و توابع بحث نبوت و از اعظم ارکان دین میشمارند و ایمان را بدون عقیده به امامت پایدار نمیدانند و کسی را مطلقاً مؤمن میگویند که بعقیده ٔ امامیه باشد در صورتی که فرق دیگر امامی آنرا درعداد فروع دین بشمار می آورند و متکلمین اهل سنت فقطبرای رد عقاید شیعه در این باب این بحث را در علم کلام خود داخل کرده اند. (از خاندان نوبختی صص 53-56) :
گفته های عاقلان غفلت شماری با نظر
خود نگویی تا امامت یا رسالت چیست پس.
ناصرخسرو.
ملک امامت سوی کسی است که او راست
ملک سلیمان و علم و حکمت لقمان.
ناصرخسرو.

امامة. [ اِ م َ ] (ع مص ، اِمص ) امامی کردن. (مصادر زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ). پیش روی ، گویند: هذا اَیَم ﱡ منه امامة و هذا اَوَم ﱡ منه امامة؛ این بهتر است از آن برای امامت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). پیشوایی کردن. (آنندراج ). ریاست عامه. (از اقرب الموارد). رجوع به امامت شود. || پیشنمازی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیشنمازی کردن. (آنندراج ). رجوع به امامت شود. || ریاست دینی.امام بودن. مقام امام. رجوع به امام و امامت شود.

امامة. [ اُ م َ ] (ع اِ) اسم برای سیصد شتر. (از متن اللغة).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (ربذیه ) از زنان شاعر عرب و معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بوده است. صاحب الاصابة از زیادات سیرة ابن هشام دو بیت زیر را از او نقل کرده که در قضیه ٔ قتل ابوعفک سروده بوده است. و ابوعفک (مذکور در شعر) منافقی بود که پس از اظهار نفاق بدست سالم بن عمیر کشته شد:
تکذب دین اﷲ و المرء احمدی
لعمر الذی امناک اذ لیس ماتمنی
جأک حنیف آخرالدهر طعنة
اباعفک خذهاعلی کبر السن.
(از الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 15).
و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032 شود.

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر حمزةبن عبدالمطلب بود. صاحب الاصابة از کتاب المحبر ابوجعفربن حبیب نویسد: هنگامی که رسول اکرم از عمره ٔ قضا برمیگشت ، امامه پیش آمد و از گور پدرش پرسیدن گرفت. چون این خبر به حسان بن ثابت رسید ابیات زیر را سرود:
تسائل عن قرم هجان سمیدع
لدی الناس مغوار الصباح جسور
فقلت لها ان الشهادة راحة
و رضوان رب ما اقام غفور
دعاه اله الخلق ذوالعرش دعوة
الی جنة فیها رضا و سرور.
اسم او را عماره نیز گفته اند. (الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 13).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (بنت ابی العاص ) دختر ابی العاص بن الربیعبن عبدالعزی بن عبدشمس بن عبد مناف العبشمیه بود. و از زینب دختر رسول اکرم روایت کنند که رسول اکرم را به وی محبتی وافر بوده است. علی بن ابی طالب (ع ) پس از درگذشت فاطمه با امامه ازدواج کرد. (از الاصابة ج 8 ص 14) (از قاموس الاعلام ترکی ج 2).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دخترمخرب بن زیدبن ثعلبةبن عبیدبن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه. از زنان معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بود که اسلام آورد و بیعت کرد. (از الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 15).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر ذی الاصبع. از زنان شاعر عرب بوده است. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر خزرج. از زنان شاعر عرب بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) زن جریربن عطیه ٔ خطفی شاعر معروف عرب بوده است. (از البیان و التبیین ج 2 ص 169 و 170).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (بنت عبدالمطلب ) دختر ربیعةبن حارث بن عبدالمطلب ) از زنان معاصر پیغمبر اسلام (ص ) بود که بجد پدرش یعنی عبدالمطلب نسبت داده شده. (از الاصابة، ج 8 ص 15).

امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) دختر قرطبن خنسأبن عبیدبن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه ٔ انصاری. همسر یزیدبن قبطی. از زنان معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بود که اسلام آورد و بیعت کرد. (از الاصابة ج 8 ص 15).

امامه. [ اَم ْ ما م َ ] (اِخ ) (بالا و پایین ) دهی است ازدهستان لواسان کوچک بخش افجه ٔ شهرستان تهران ، واقع در ده هزارگزی شمال باختری گلندوک و پنج هزارگزی خاور راه شوسه ٔ شمشک. کوهستانی و سردسیر است و 2320 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سار و رودخانه تأمین میشود. محصولش غلات و بنشن و میوه و لبنیات و شغل مردم زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی امامه به فارسی

امامه
دختر قرط بن خنسائ بن عبید بن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه انصاری همسر یزید بن قبطی .
کنیت نابغه بنی ذبیان

امامه در دانشنامه اسلامی

امامه
معنی أَمَامَهُ: مقابل وپيش روي او
معنی يَفْجُرَ: که باز کند - که بشکافد (عبارت "بَلْ يُرِيدُ ﭐلْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ" يعني : "[نه اينكه به گمان او قيامتی در كار نباشد] بلكه انسان میخواهد [با دست و پا زدن در شك و ترديد] فرارويش را [ازاعتقاد به قيامت كه بازدارندهای قوی است] باز كند [تا برای...
ریشه کلمه:
امم‌ (۱۲۴ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)

(بفتح اول) جلو. ، بلکه انسان می‏خواهد در آینده (نیز) بدکاری کند، ظاهر معنی آیه این است که گفته شد. این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده است.
امامه از کسانی است که در کربلا حاضر بوده و در زمره اسیران کربلا می باشد.
امامه، فرزند امام علی (علیه السلام) و مادرش ام ولد است.
ازدواج امامه
او با صلت بن عبدالله ، از نوادگان عبدالمطلب ، ازدواج کرد و برای او دختری به نام نفیسه به دنیا آورد.
حضور در کربلا
به گفته ی عمادزاده، امامه جزو زنان حاضر در کربلا بوده و قطعاً در کاروان اسیران نیز حضور داشته است.
اُمامَة بنت ابی العاص بن رَبیع، نوه دختری پیامبر (ص). مادر او زینب دختر پیامبر (ص) و خدیجه و پدرش ابوالعاص بن ربیع بود. امام علی (ع) پس از درگذشت حضرت فاطمه(س)، با امامه ازدواج کرد. گفته اند که این ازدواج به وصیت حضرت فاطمه(س) بوده است.
«وَ أَنَا أُوصِیک أَنْ تَتَزَوَّجَ أُمَامَةَ بِنْتَ أُخْتِی زَینَبَ تَکونُ لِوُلْدِی مِثْلِی.به تو وصیت می کنم که با امامة دختر خواهرم زینب ازدواج کنی؛ زیرا که او برای فرزندانم همانند من است»
اُمامَه پیش از بعثت به دنیا آمد و در سال ۵۰ق از دنیا رفت.
امامه، (محدث، متوفی قرن 1 هـ) دختر ابی العاص، مادرش زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و از زنان محدث است. ابن عبدالبر و ابن اثیر او را از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله برشمرده اند. آیت الله خویی در رجال خود امامه را در زمره نساء حدیث شمرده و گفته است او از امام علی علیه السلام روایت نموده است.
کلینی به سند خود از ابوبصیر از فاطمه بنت علی از امامه روایت می کند که گفت: علی علیه السلام در ماه رمضان نزد من آمد، برای شام خرما و قارچ آوردم و آن حضرت خورد که او قارچ دوست می داشت.
امامه در زمان رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنیا آمد. آن حضرت امامه را بسیار دوست داشت تا حدی که در نماز هم او را بر گردن حمل می کرد و در رکوع و سجود او را به زمین می گذاشت. وی نوه پیامبر صلی الله علیه و آله و خواهرزاده فاطمه علیهاالسلام است.
فاطمه علیهاالسلام به امامه علاقه خاصی داشت و هنگام رحلت به علیه السلام سفارش نمود که بعد از وی با دختر خواهرش، امامه ازدواج کند زیرا او برای اولاد آن حضرت، مثل مادر بود. امامه پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام مطابق فرمایش آن حضرت با نوفل بن حارث ازدواج نمود.
معاونت پژوهش مرکز حوزه های علمیه خواهران, بانوان عالمه و آثار آن ها

امامه در دانشنامه ویکی پدیا

امامه
امامه از روستاهای بزرگ دهستان رودبار قصران شهرستان شمیران استان تهران ایران است. امامه دو آبادی است که در کنار هم قرار گرفته، یکی را امامه بالا و دیگری را امامه پایین می نامند. این روستا در پنج کیلومتری مشرق راه اصلی تهران به شمشک و نرسیده به فشم واقع است و راه آن ماشین رو است.
لواسان
قلعه امامه
قصران
مهرچال
امامه آبادیی است مرتفع و کوهستانی و سردسیر در دامنه جنوبی البرز مرکزی که آبش از رود محلی و قنات و چشمه تأمین می گردد. در امامه بالا بیش از ۳۰۰۰ و در امامه پایین بیش از ۱۵۰۰ گوسفند نگهداری می شود. ۳۶ هکتار باغ دارد که محصولات آن غلات بن شن، لبنیات، سیب، گیلاس، هلو، آلبالو است و شغل اصلی مردم امامه کشاورزی و گله داری است.
در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران دربارهٔ روستای امامه آمده است: ده جزء لواسان کوچک">دهستان لواسان کوچک بخش افجه شهرستان تهران. ۱۰ کیلومتری شمال باختر گلندوک- ۵ کیلومتری خاور راه شوسه شمشک. در کوهستان- سردسیر- سکنه ۲۳۲۰- شیعه- فارسی. چشمه سار و رود محلی- غلات، بن شن، میوه جات، لبنیات- شغل زراعت، گله داری. راه مالرو – دبستان دارد.
امامه به سبب راه دشوار و موقعیت استواری که داشته از قدیم پناهگاهی مناسب به حساب می آمده و مرکز قصران داخل و مقر رئیس قصران تاریخی (معرب کوهسران) و امراء آن سامان محسوب می شده است. در امامه قلعه ای استوار وجود داشته که ظاهراً به وسیله مازیار یا مرداویج زیاری به وجود آمده است و بقایای برج و باروها و بدنه آن هنوز پابرجا و نمایان است. مورخ و جغرافیدان قدیم یاقوت حموی دربارهٔ امامه چنین نوشته است: «انبامة قلعة قرب الری» یعنی انبامه (امامه) قلعه ای نزدیک ری است.
عکس امامه
امامه بالا یک روستا در ایران است که در استان تهران واقع شده است. امامه بالا ۶۷۵ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
امامه بنت ابی عاص ربیعه، دختر ابوالعاص بن ربیع و زینب (دختر محمد)، از صحابیات پیامبر اسلام بود. بعد از مرگ فاطمه، علی بن ابیطالب به سفارش فاطمه و امامه به سفارش پدرش با هم ازدواج کردند.
ویکی پدیای عربی
زندگی صحابه، محمود طریقی، مشهد، ۱۳۸۵
حاصل این ازدواج پسری به نام محمد اوسط یا محمد هلال بن علی بود.
امامه پس از علی بن ابیطالب به سفارش وی با مغیره بن نوفل ازدواج نمود او در سال ۵۰ هجری از دنیا رفت.
قلعه امامه مربوط به دوره زیاریان به بعد است و در شهرستان شمیرانات، بخش لواسانات، روستای امامه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۹۷۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

امامه در دانشنامه آزاد پارسی

اُمامَه
دختر ابوالعاص بن ربیع و نوۀ دختری پیامبر (ص). پیامبر (ص) به او بسیار علاقه مند بود. امام علی (ع) پس از رحلت حضرت فاطمه (س) و بنابه وصیت ایشان با امامه ازدواج کرد.

امامه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > night person
Mahdieh > Come up
بازگیر کلوخی > کلوخی (زابل)
Hnf > Population
میثم سراوانی > Disloyal
دیوانه زاده > خرچنگ
محمدجواد > circumferentially
علی > begining

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قلعه مازیار امامه   • امامه همسر حضرت علی   • نقشه روستای امامه   • طرح هادی روستای امامه   • تصاویر روستای امامه   • امامه روحانی   • امامه کجاست   • آدرس روستای امامه   • معنی امامه   • مفهوم امامه   • تعریف امامه   • معرفی امامه   • امامه چیست   • امامه یعنی چی   • امامه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی امامه
کلمه : امامه
اشتباه تایپی : hlhli
عکس امامه : در گوگل


آیا معنی امامه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )