انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 946 100 1

امام حسن

معنی امام حسن در لغت نامه دهخدا

امام حسن. [ اِ ح َ س َ ] (اِخ ) حسن بن علی بن ابی طالب ، امام دوم شیعه ٔ امامیه (اثناعشریه ). رجوع به حسن... شود.

امام حسن. [ اِ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گیلان بخش گیلان شهرستان شاه آباد، واقع در 35 هزارگزی شمال باختری گیلان و 3 هزارگزی شمال خاوری گیلان ، در دشت قرار گرفته و گرمسیر است. 250 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ گیلان تأمین میشود. محصولش غلات و برنج و توتون و حبوب و صیفی و لبنیات و شغل مردم زراعت و گله داری است. ساکنان آن از طایفه ٔ کلهر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

امام حسن. [ اِ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر، واقع در 24 هزارگزی جنوب دیلم نزدیک راه شوسه ٔ دیلم به بندر ریگ درساحل دریا، در جلگه قرار گرفته و گرمسیر مرطوب است.دارای 250 تن سکنه است و آب آن از چاه تأمین میشود. محصولش غلات دیمی و انگور و انجیر و شغل اهالی زراعت و ماهیگیری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی امام حسن به فارسی

امام حسن
دهی است از دهستان لیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر .

امام حسن در دانشنامه اسلامی

امام حسن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
موضع گیری امام حسن (علیه السّلام) در تحولات سیاسی قبل از امامت شان نشان می دهد که ایشان مشروعیت خلافت شیخین و عثمان را قبول نداشته و این منصب را تنها شایسته اهل بیت می دانسته اند.
۷ سال از عمر شریف امام مجتبی (علیه السّلام) در کنار پیامبر سپری شد؛ زیرا وفات پیامبر بر اساس قول مشهور در ۲۸ صفر سال ۱۱ق. در ۶۳ سالگی روی داد. چنانکه در نهج البلاغه آمده است، هنگام جان دادن، سر پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلّم) میان سینه و گردن امام علی (علیه السّلام) بوده است. و علاوه بر درک محضر پیامبر در بسیاری از حوادث دوران هجرت همراه ایشان بود، مانند حادثه مباهله و بیعت رضوان. در منابع آمده است که امام حسن (علیه السّلام) به همراه برادرش، امام حسین (علیه السّلام) ، هنگام رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) بر بالین آن حضرت حضور داشتند.
خلافت ابوبکر
امام حسن (علیه السّلام) در دوران کودکی و هنگامی که حدود ۷ سال بیشتر نداشتند؛ شاهد مصیبت از دست دادن جد بزرگوارشان، ماجرای سقیفه و غضب خلافت از امام علی (علیه السّلام) و هجوم به خانه وحی و شهادت جانگداز مادر ارجمندشان بودند. به همین علت با اینکه ایشان در زمان خلافت ابوبکر در سنین کودکی بودند؛ اما در منابع تاریخی و روایی گزارش هایی درباره اعتراض امام حسن (علیه السّلام) به ابوبکر وجود دارد. یکی از وقایع تاریخی ثابت و قطعی که با سند معتبر در کتب علمای اهل سنت وارد شده است، مساله پایین کشیدن ابوبکر از منبر به وسیله امام حسن (علیه السّلام) می باشد. از این واقعه تاریخی نتایج مهمی به دست می آید و به طور قطع یکی از مهم ترین دلالت های آن، عدم شایستگی مدعیان خلافت بر نشستن بر مسند خلافت می باشد. بلاذری به سند معتبر در انساب الاشراف می نویسد: «وَحَدَّثَنِی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ حماد بن سلمه، عن هشام ابن عُرْوَه، عَنْ عُرْوَه قَالَ: خَطَبَ اَبُو بَکْرٍ یوما فجاء الحسن فقال انْزِلْ عَنْ مِنْبَرِ اَبِی فَقَالَ عَلِیٌّ: لَیْسَ هذا من ملاء مِنَّا؛ عروه نقل می کند که روزی ابوبکر خطبه می خواند. امام حسن (علیه السّلام) آمد و گفت: از منبر پدرم پایین بیا. امام علی (علیه السّلام) گفت: این کار او به دستور ما نبوده است.» ابن جوزی حنفی در کتاب المنتظم، ابوسعید آبی در نثر الدرر، محب الدین طبری در الریاض النضره، جلال الدین سیوطی در جامع الاحادیث می نویسند: «حدثنا هشام بن عروه عن ابیه قال: قعد ابو بکر علی منبر رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) فجاءه الحسن بن علی فصعد المنبر و قال انزل عن منبر ابی فقال له ابو بکر منبر ابیک لا منبر ابی فقال علی رضی الله عنه و هو فی ناحیه القوم ان کانت لعن غیر امری؛ ابوبکر بر منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) نشسته بود، حسن بن علی (علیهماالسلام) آمد و بر منبر بالا رفت و فرمود: از منبر پدر من پایین بیا، ابوبکر گفت: (بلی) این منبر پدر تو است نه منبر پدر من، علی (علیه السّلام) که در گوشه ای در میان مردم نشسته بود فرمود: این کار او به دستور من نبوده است.» آن چه از این روایات به دست می آید این است که اهل بیت (علیهم السّلام) مشروعیت خلافت شیخین را قبول نداشته و این منصب را تنها شایسته خود می دانسته اند.
خلافت عمر خطاب
پس از مرگ ابوبکر در سال ۱۳ هجری، عمر خلافت مسلمانان را بدست گرفت. در این زمان امام حسن (علیه السّلام) حدودا ۱۰ سال داشته اند. عمر خطاب به مدت ۱۰ سال مسند خلافت مسلمین را به دست گرفت و سرانجام در سال ۲۳ هجری به دست پیروز نهاوندی یا ابولؤلؤ کشته شد. عمر خطاب در زمان خلافتش، سیاست کشورگشایی را در پیش گرفت. از جمله مهم ترین این نبردها جنگ معروف قادسیه است. این نبرد در شعبان سال پانزدهم هجری در دوران خلافت عمر بن خطاب بین سپاه ایران و مسلمانان در محلی به همین نام واقع شد. در این دوره جنگ های اسلامی در مناطق مختلف به اوج خود رسید و پیروزی های پیاپی نصیب سپاه اسلام می شد و اموال و غنایم بسیاری از اینجا و آنجا به مدینه سرازیر می شد، اما امام علی و امام حسن و حسین (علیهم السّلام) در هیچ یک از جنگ های زمان خلفا که با انگیزه های مادی و کشورگشایی به وقوع پیوست، شرکت نکردند. اساسا در اسلام جنگ به منظور کشور گشایی و قدرت گرایی جایز نیست به همین علت در هیچ مآخذ تاریخی و حدیثی ، خبری از شرکت علی (علیه السّلام) و امام حسن و حسین در نبرد قادسیه گزارش نشده است . علاوه بر عدم وجود گزارش های تاریخی و روایی کم سن و سال بودن امام حسن (علیه السّلام)، (امام در هنگام نبرد قادسیه حدود ۱۲ سال داشته اند) شاهد دیگری بر عدم حضور ایشان در این نبرد است. آنچه مسلم این است که در دوره خلیفه دوم، هیچ اقدام نظامی از سوی امام حسن (علیه السّلام)، صورت نپذیرفت حال آنکه در سال های آخر خلافت عمر، در آستانه بیست سالگی قرار داشتند و چنین سنی، لازمه اش شرکت در نبردها و جنگ هایی بوده که مسلمانان پیر و جوان و سال خورده، در شرکت کردن در آنها، بر یکدیگر پیشی می گرفتند. علت چنین امری، خودداری امیرالمؤمنین و فرزندان معصوم ایشان از دخالت در کشورگشایی هایی بود که با اهداف مادی صورت می گرفت. بی هیچ تردیدی، عدم شرکت امام در جنگ ها و نبردها ناشی از شانه خالی کردن امام از این وظیفه یا عافیت طلبی ایشان نبوده است. در انتقال خلافت از عمر به خلیفه بعدی و تشکیل شورایی که در نهایت به انتخاب عثمان انجامید، درخواست عمر از امام حسن (علیه السّلام) برای حضور در این شورای شش نفره به عنوان شاهد، اهمیت بالایی دارد؛ این امر از سویی به جایگاه اجتماعی آن حضرت به مثابه یکی از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلّم) اشاره می کند و از سوی دیگر، از موقعیت فردی وی نزد انصار و مهاجران خبر می دهد.
خلافت عثمان
...
امام مجتبی (علیه السّلام) در طول ۳۷ سالی که در کنار پدر بودند؛ سربازی عاشق و فداکار برای امام علی (علیه السّلام) به حساب می آمد و زمینه فعالیت های آن حضرت شامل حوزه های فرهنگی، سیاسی، نظامی و... بود.
امام حسن مجتبی (علیه السّلام) در طول ۳۷ سالی که در کنار امیرمؤمنان (علیه السّلام) زندگی کرد، فرزندی مطیع، امام شناس، بازوی نیرومند، یار صدیق و امین و سربازی عاشق و فداکار برای پدرش به حساب می آمد. حوزه فعالیت های آن حضرت در عصر علوی شامل حوزه های فرهنگی، سیاسی، نظامی و... می باشد؛ امام مجتبی (علیه السّلام) به اقتضای اوضاع زمانه و درخواست امام زمانش، گاهی در سمت قضاوت، گاهی در پی بسیج مردمی برای جهاد، گاهی در میدان رزم و دیگر مسوولیت ها به کمک و یاری پدر می شتابید.
روشنگری در حکمیت
پس از پایان گرفتن جریان حکمیت توسط ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص، و خیانت آشکار آنها به اسلام و مسلمانان، بسیاری از مردم لب به اعتراض گشودند با این که مردم کوفه بر خلاف نظر امام علی (علیه السّلام)، ابوموسی اشعری را جهت مذاکره و حکمیت پیشنهاد کرده و بر این امر اصرار ورزیده بودند؛ حضرت علی (علیه السّلام) برای پایان دادن به اختلافات، به امام حسن (علیه السّلام) دستور داد تا درباره ابوموسی و عمروبن عاص و اشتباهاتشان سخن گوید. اندلسی می نویسد: روزی علی (علیه السّلام) در مسجد کوفه بالای منبر سخن می گفت. متوجه فرزندش حسن (علیه السّلام) شد و به او فرمود: برخیز و درباره این دو نفر سخن بگو. امام حسن (علیه السّلام) برخاست و پس از حمد و ثنای خدا، فرمود: ای مردم! شما در مورد این دو نفر (ابوموسی و عمروبن عاص) مذاکره کردید (و به توافق رسیدید.) و ما آنها را به مجلس مذاکره فرستادیم. براین اساس که مطابق قرآن، نه مطابق هوس های نفسانی داوری کنند ولی آنها مطابق هوس های نفسانی، نه مطابق قرآن داوری کردند و وقتی که مذاکره این گونه باشد، حاکم نخواهدبود. بلکه محکوم است. ابوموسی در آنجا که حکمیت را برای عبدالله بن عمر قرار داد، به خطا رفت. ابوموسی از سه جهت خطاکرد:۱- عبدالله با پدرش عمر مخالفت نمود، زیرا عمر او را برای خلافت نپسندید و او را جزو شورای شش نفره قرار نداد.۲- عبدالله رهبری و حاکمیت را برای خود طلب نکرد.۳- مهاجران و انصار که مقام زمامداری را تشکیل می دهند، برای امارت او اتفاق نظر ننمودند.در مورد اصل مسئله حکمیت ( وکالت دادن به شخصی برای داوری) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در جریان یهودیان بنی قریظه، سعد بن معاذ را منصوب نمودتا درباره آنها داوری کند و او نیز حکمی کرد که خداوند به آن راضی شد و شکی در این جهت نیست، زیرا اگر حکم کردن سعد بن معاذ خلاف بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به آن راضی نمی شد. سخنان شیوای امام، که جایگاه علمی و سیاسی امام حسن (علیه السّلام) را برای همگان آشکار می ساخت، مساله را کاملا روشن نمود، هر چند که دشمن هیچ گاه دست از فتنه گری برنمی داشت.
قضاوت و داوری
امام علی (علیه السّلام) در برخی از رویداد ها از امام حسن (علیه السّلام) می خواست که قضاوت کند. روزی مردی را به محضر امیر مؤمنان (علیه السّلام) آوردند که چاقویی در دست داشت و او را در خرابه ای کنار کشته ای یافته بودند و او را قاتل معرفی می کردند. وقتی او را برای قصاص می بردند قاتل واقعی خودش را معرفی و اقرار به کشتن آن شخص کرد. امام علی (علیه السّلام) متهم و قاتل را نزد فرزندش حسن (علیه السّلام) فرستاد تا حکم را از او بخواهد. امام مجتبی (علیه السّلام) پس از شنیدن صحبت های هر دو فرمود: «مرد قاتل که با راست گفتاری اش جان متهم را نجات داد، به استناد آیه کریمه که قاتل واقعی با اقرار و صداقتش جان متهم را نجات داد و با این کار گویی بشریت را نجات داده است و خداوند متعال فرموده: «وَمَنْ اَحْیَاهَا فَکَاَنَّمَا اَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا ً؛ هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.» بنابراین آن دو را آزاد سازید و دیه مقتول را از بیت المال پرداخت کنید. اینکه امیرمؤمنان (علیه السّلام) جواب سؤال و قضاوت را بر عهده فرزندش گذاشت، دلیل بر شخصیت والای علمی امام مجتبی (علیه السّلام) است.
امامت جمعه
...
امام حسن عسکری علیه السلام
امام حسن عسکری، امام و پیشوای یازدهم از امامان معصوم می باشد.
امام حسن عسکری علیه السّلام فرزند امام علی النقی علیه السلام، پدر بزرگوار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یازدهمین پیشوای شیعیان است. آن حضرت در ماه ربیع الاول یا ربیع الثانی سال ۲۳۱ یا ۲۳۲ ق در مدینه، چشم به جهان گشود. مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام «حدیثه» علیهاالسّلام، بود که برخی، از او به نام «سوسن» یاد کرده اند.
القاب
از آن جا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفۀ عباسی در «سامرا»، در محلۀ «عسکر» سکونت اجباری داشت، «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین لقب های آن حضرت، «نقی»، «زکی»، «فاضل»، «امین» و کنیه اش «ابو محمد» است. او ۲۲ ساله بود که پدرش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمرش ۲۸ سال بود. امام عسکری علیه السّلام در سال ۲۶۰ ق در حالی که یگانه پسر او در جایگاه آخرین حجت الهی در سن پنج سالگی قرار داشت، به شهادت رسید و در خانۀ خود در سامرا، کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد.
ویژگی های ظاهری
دربارۀ ویژگی های آن حضرت آورده اند: رنگش گندمگون، چشمانش درشت و سیاه، رویش زیبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود. با آن که جوان بود، بزرگان قریش و دانشمندان زمان خود را تحت تاثیر و نفوذ قرار می داد. دوست و دشمن به برتری او در دانش، بردباری، بخشش، پارسایی، پروای الهی و دیگر مکارم اخلاقی باور داشتند.
دوره های زندگی
...
حسن بن علی بن محمد مشهور به امام حسن عسکری، (۲۳۲-۲۶۰ق) یازدهمین امام شیعیان اثناعشری، فرزند امام هادی(ع) و پدر امام زمان(ع).
لقب عسکری از آن جهت به ایشان داده شده که در شهر سامرا که به عسکر (اردوگاه یا شهر نظامی) نیز مشهور بوده، اقامت اجباری داشته است. از دیگر القاب آن حضرت، ابن الرضا، هادی، نقی، زکی، رفیق و صامت است.
محدودیت های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری سبب شد تا آن حضرت برای ارتباط با شیعیان، نمایندگانی برگزیند. عثمان بن سعید از نمایندگان خاص وی بود که پس از وفات امام و آغاز عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان نیز ایفای نقش کرد.
ابومحمد حسن بن علی عسکری علیهما السّلام (231 یا 232 - 260 ه.ق) یازدهمین امام شیعیان است. ایشان فرزند امام هادی علیه السلام است و پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال 254 به امامت رسیدند. سالهای امامت ایشان در شهر سامرا و غالبا تحت کنترل شدید خلفای عباسی سپری شد. به نحوی که ارتباط آن حضرت با شیعیان بسیار محدود و تنها به وسله وکیلان خاص آن حضرت بود.
آن حضرت در سال 260 هجری به وسیله زهری که به دستور معتمد عباسی به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند. ایشان پدر حجت خدا بر زمین، امام زمان عجل الله فرجه الشریف می باشند.
تاریخ تولد آن حضرت در ربیع الثانی- روز دهم یا هشتم یا چهارم - سال 232- به نقل خطیب 231- در مدینه چشم به جهان گشود و 28 سال زندگی کرد. ابن خلّکان تولد ایشان را روز پنجشنبه یکی از ماههای سال 231 دانسته و قول دیگری را نیز که ششم ربیع الآخر سال 232 می باشد، نقل کرده است. مسعودی سن آن حضرت را به هنگام شهادت 29 سال دانسته است. بنابراین او باید تولد آن حضرت در سال 231 را معتبر بداند.
مادر بزرگوار حضرت پاکترین، پارساترین، پاکدامن ترین و والاترین بانوی زمان خود بودند و راویان، ایشان را از بانوان عارفه و صالحه برشمرده اند. نام مادر امام را حُدَیث یا حدیثه گفته اند. برخی منابع مهم نام وی را حدیث یا سلیل که ممکن است لقب او باشد، ذکر کرده اند. در تعلیقه کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق چنین آمده است: المشهور اسمها حُدَیث مصغراً أو سلیل.
امام هادی فرزند بزرگوار خود را به «أبومحمد» که نام امام منتظر، محمدالمهدی، بزرگ مصلح بشریت و موعود امت های روی زمین و مستضعفان جهان است مکنی ساختند.
القاب حضرت آینه ی صفات برجسته و گرایشهای والای ایشان است، این القاب عبارتند از:
احمد بن عبیدالله بن خاقان، خصوصیات ظاهری و رخسار حضرت را چنین توصیف می کند: «امام گندمگون، درشت چشم، نیکوقامت، خوبروی و خوش اندام بود و هیبت و جلالی تمام داشت»
ابومحمدحسن بن علی بن محمد مشهور به امام حسن عسکری(232-260 ق) امام یازدهم از ائمۀ اثنی عشر (ع) و سیزدهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است.
پدر بزرگوارش امام هادی(ع)هنگام تولد فرزند، شانزده سال و چند ماه بیشتر نداشت. مادرش بانویی صالحه و عارفه به نام سوسن یا حدیثه یا سلیل بود.
تولدش به اختلاف روایات در ماه ربیع الاول یا ربیع الآخر سال 231 یا 232 ه‍.ق. و بنا به اکثر روایات در مدینه اتفاق افتاده است. (بعضی ولادت ایشان را در سامرا دانسته اند ولی صحیح نیست.)
22 یا 23 سال داشت که پس از وفات پدر بزرگوارش امام هادی(ع)(254 ه‍.ق.) به امامت رسید و در هشتم ربیع الاول سال 260 ه‍.ق. در حدود 28 یا 29 سالگی وفات یافت و در خانۀ خود و جوار قبر پدر خویش در سامرا به خاک سپرده شد.(آستانۀ سامرا)
در شمایل آن حضرت آورده اند که رنگش گندمگون، چشمانش درشت و سیاه، رویش زیبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود و با آنکه جوان بود مشایخ قریش و رجال و علمای زمان را تحت تأثیر خود قرار می داد.دوست و دشمن به برتری او در علم و حلم و جود و زهد و تقوی و سایر مکارم اخلاق اذعان داشتند.
چون او و پدر بزرگوارش امام هادی(ع) در محلۀ عسکر (قرارگاه سپاه) در شهر سامرا زندگی می کردند به عسکری لقب یافتند و نیز این دو امام مانند امام جواد(ع) به احترام جد بزرگوارشان علی بن موسی الرضا(ع) به ابن الرضا مشهور بودند.عثمان بن سعید عمری و بعد از او پسرش محمد بن عثمان پیشکار و دربان آن حضرت بودند.
حسن بن علی علیه السلام فرزند ارشد امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها و امام دوم شیعیان است. آن حضرت هفت سال از دوران پیامبر اسلام را درک نمود و پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله تقریبا سی سال در کنار پدرش امام علی علیه السلام قرار داشت. پس از شهادت پدر (در سال 40 هجری) مردم با آن حضرت به عنوان جانشین امام علی علیه السلام بیعت نمودند اما به دلیل عدم حمایت از آن حضرت برای جنگ و سرکوب معاویه آن حضرت ناچار به قبول صلح با معاویه در سال 41 هجری گردید. آن حضرت به مدت 10 سال منصب امامت را در دست داشتند و در سال 50 هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به شهادت رسیدند.
علی بن عیسی اربلی می نویسد: « صحیح ترین اقوال آن است که امام حسن در نیمه ی رمضان سال سوم هجرت در مدینه طیبه متولد شده است . » ولی محمد تقی سپهر در ناسخ التواریخ می نویسد: «آنچه از احادیث مختلف تحقیق کرده و نظر نهایی را اختیار نموده ام ، این است که ولادت امام حسن در روز سه شنبه نیمه ی ماه رمضان سال دوم هجری بوده است.»  »
خاتون آبادی برای حضرت پانزده لقب نقل کرده است. به ده مورد که اکثر تاریخ نویسان بر آنها متفق القول هستند ، اشاره می شود : « 1- تقی ؛ 2- طیب ؛ 3- زکی ؛ 4- سید ؛ 5- سبط ؛ 6 – ولی ؛ 7- امین ؛ 8 - مجتبی ؛ 9- حجت ؛ 10- زاهد. » مرحوم علی بن عیسی اربلی می گوید : « مشهورترین آنها " تقی " و بهترین آنها " سید " است که خود پیامبر اکرم این لقب را به ایشان داده است . کنیه " ابومحمد " را پیامبر خدا به آن حضرت داده است و غیر از این برای حضرت کنیه ی دیگری نقل نشده است.
امام حسن مجتبی 7 ساله بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله وفات نمودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را سخت دوست می داشت و در روایات آمده است که آن حضرت را بر شانه می نهاد و می گفت: خداوندا، من دوستش دارم، تو نیز او را دوست بدار!»
در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امامت ایشان و امام حسین علیه السلام مورد تاکید قرار گرفته است: «حسن و حسین امامند، چه قیام کنند و چه نکنند».
در حدیث دیگری آن حضرت می فرمایند: «حسن و حسین، سرور جوانان بهشتند». این حدیث در منابع متعدد شیعه و اهل سنت نقل شده است.
امام حسن علیه السلام در وقایع مهم زیر در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضور دارند که همگی نشان از جایگاه رفیع آن حضرت در نزد خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارند:
حسن بن علی بن ابی طالب (علیهم السّلام) دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی (علیه السّلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و سبط اکبر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله وسلّم) هستند.
حسن بن علی بن ابی طالب (علیهم السّلام) دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی (علیه السّلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. ایشان در سن ۳۷ سالگی به امامت و خلافت رسید، به مدت ۱۰ سال امامت امت را به عهده داشت و در سال ۴۱ه . ق. با معاویه، صلح کرد. دوره حکومت وی شش ماه و سه روز طول کشید. امام حسن پس از صلح، به مدینه رفت و ۱۰ سال در مدینه بود تا اینکه در سال ۵۰ هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن ۴۸ سالگی به شهادت رسید و در قبرستان «بقیع» در مدینه مدفون گشت.
ولادت حضرت
حسن بن علی بن ابی طالب (علیهماالسلام) دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی (علیه السّلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و سبط اکبر پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و اله وسلّم) بنابر قول مشهور در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. البته در این باره در کتاب های شیعه و سنی اقوال دیگری هم نقل شده که خلاف مشهور است، مثلا برخی منابع تولد ایشان را سال دوم هجرت دانسته اند. از جمله سنت های اسلامی درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست که رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینکه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستش اذان و در گوش چپ او اقامه گفتند و در هفتمین روز ولادتش گوسفندی را عقیقه نموده و یک ران آن را به قابله دادند. در پاره ای از روایات اهل سنت آمده که در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد، ولی ظاهر روایات شیعه آن است که از جمله مختصات ائمه اطهار آن بوده که «مختون» یعنی ختنه شده؛ به دنیا می آمدند، جز آنکه به عنوان استحباب و سنت، به تعبیر روایات «امرار موسی» می کرده اند. همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) دستور دادند موی سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد «خلوق» (نوعی عطر) مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان که خون بر سر نوزاد می مالیدند به اسماء که راوی حدیث است فرمود: «یا اسماء الدم فعل الجاهلیه؛ ای اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از کارهای زمان جاهلیت است!» از دیگر سنت های نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنی برای سلامتی و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنی و انسی به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا می سپارند. طبق روایات بسیاری که در کتاب های شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) دو فرزند خود حسن و حسین (علیهماالسلام) را به این دعا تعویذ فرمود: «اعیذ کما بکلمات الله التامه من کل شیطان وهامه و من کل عین لامه؛ شما را پناه می دهم به کلمات تامه و کامله پروردگار از هر شیطان بدخواهی و از هر چشم زخمی.»
نام گذاری امام
در سیره پیامبر و اهل بیت (علیهم السّلام) انتخاب نام نیک و پسندیده برای فرزندان از حقوق اولیه آنان شمرده شده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بدان توصیه نموده بود. از این روبه هنگام ولادت سبط اکبر پیامبر همگی در فکر انتخاب زیباترین نام برای او بودند. در میان شیعه و سنی مشهور است که انتخاب نام امام حسن و امام حسین (علیهما السّلام) به امر خدا، بوده و به دستور رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) نام حسنین (علیهما السّلام) برای امام حسن (علیه السّلام) و امام حسین (علیه السّلام) برگزیده شد. به گفته برخی از منابع تاریخی و روایی: «مردم محیط جزیرة العرب پیش از آن با نام حسن و حسین آشنا نبودند تا فرزندان خود را به این دو اسم نام گذاری کنند و این دو نام از جانب خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) وحی شد، تا آن حضرت بر فرزندان علی (علیه السّلام) و فاطمه (علیهاالسّلام) این نام ها را بنهد.» در روایات بسیاری از طریق اهل سنت آمده که این دو نام شریف «حسن» و «حسین» در جاهلیت سابقه نداشته و از نام های بهشتی است، و متن یکی از آن روایات که طبری در کتاب ذخائر العقبی روایت کرده، این گونه است که عمران بن سلیمان گفته: «الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنه، ما سمیت بهما فی الجاهلیه؛ حسن و حسین دو نام از نام های اهل بهشت است که در زمان جاهلیت سابقه نداشته است.» جلال الدین سیوطی از علمای معروف اهل سنّت در قرن دهم نقل کرده است که: «حسن و حسین دو نام از نام های اهل بهشت است و مردم عرب پیش از این، این دو نام را بر فرزندان خویش نمی نهادند». ابن اثیر در کتاب اسد الغابه می نویسد: «مردم پیش از ولادت امام حسن و امام حسین (علیه السّلام) با این نام آشنا نبودند تا فرزندان خود را به این دو نام گذاری کنند چرا که این دو اسم در زمان ولادت حسنین، از جانب خداوند بر پیامبر وحی شد، تا آن حضرت بر فرزندان علی (علیه السّلام) و فاطمه (علیهاالسّلام) این نام ها را بگذارد.» در کتاب عبقات الانوار آمده است: آن روز که امام حسن (علیه السّلام) متولد شد حضرت جبرییل (علیه السّلام) بر حضرت رسول (صلی الله علیه و اله وسلّم) فرود آمد و گفت: «ای محمد! پروردگار عالم به تو سلام رساند و فرمود که علی (علیه السّلام) برای تو به منزله هارون برای موسی است لیکن بعد تو نبی نیست پس مسمی کن این پسر خود را بنام پسر هارون، که فرزندان هارون: شبّر و شبّیر یعنی حسن وحسین نام داشتند.» در مناقب ابن شهر آشوب از عمران بن سلیمان و عمرو بن ثابت نقل کرده که گفته اند: «ان الحسن و الحسین اسمان من اسامی اهل الجنه و لم یکونا فی الدنیا؛ حسن و حسین دو نام از نام های اهل بهشت است که در دنیا وجود نداشتند.» محبّ الدین طبری به سندش از اسماء دختر عمیس نقل کرده که گفت: «فاطمه (علیهاالسّلام) فرزندش حسن را به دنیا آورد. پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلّم) بر او وارد شد و فرمود: ای اسماء! فرزندم را نزد من آور. من او را در پارچه ای زرد پیچیده و به حضرت دادم. حضرت آن پارچه را از او جدا کرد و فرمود: آیا به شما سفارش نکردم که هیچ مولودی را در پارچه زرد نپیچید؟! اسماء می گوید: فرزند را در پارچه ای سفید پیچیدم. حضرت او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن گاه به علی (علیه السّلام) فرمود: او را چه نام گذاردی؟ حضرت عرض کرد: من هرگز بر نام گذاری از شما سبقت نمی گیرم. پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلّم) فرمود: من نیز از پروردگارم در این امر سبقت نمی گیرم. جبرییل در این هنگام نازل شد و عرض کرد: ای محمّد! پروردگارت تو را سلام می رساند و می فرماید: علی نزد تو به منزله هارون نزد موسی است، ولیکن پیامبری بعد از تو نیست. فرزندت را به اسم فرزند هارون نام گذاری کن. پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلّم) فرمود: ای جبرییل! اسم فرزند هارون چه بوده است؟ جبرییل عرض کرد: شبّر. حضرت فرمود: زبان من عربی است؟ جبرییل عرض کرد: نام او را حسن بگذار. لذا حضرت او را حسن نامید.» در برابر این روایت که مشهور بین شیعه و اهل سنت است، روایات دیگری هم وجود دارد به این مضمون که چون حسن (علیه السّلام) به دنیا آمد، علی (علیه السّلام) نام این نوزاد را «حرب» یا «حمزه» گذارد و چون رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) اطلاع یافت به علی (علیه السّلام) دستور داد آن نام را به «حسن» تغییر دهد. ولی همان گونه که صاحب کشف الغمه گفته است، این مطلب بعید به نظر می رسد، و خلاف مشهور و ضعیف است، و مشهور همان است که در روایت بالا ذکر شد، و باقر شریف در کتاب حیاة الحسین این گونه روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیل هایی بر این مطلب ذکر کرده است.
کنیه ها و القاب
...
حسن بن علی بن ابی طالب معروف به امام حسن مجتبی (۳-۵۰ق) دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) است که در ۳۷ سالگی به امامت و خلافت رسید و در سال ۴۱ق با معاویه، صلح کرد.
دوره خلافت وی شش ماه و سه روز طول کشید. امام حسن پس از صلح، به مدینه رفت و ده سال در آنجا بود تا اینکه به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
عهده داری امامت و خلافت و تلاش در جهت اتحاد و همبستگی میان مسلمانان، که در نهایت منجر به صلح با معاویه شد، تصویری کلی از شخصیت بردبار وی به دست می دهد. دوران خلافت و صلح امام با معاویه از مهم ترین رخدادهای حیات ایشان و نیز صدر اسلام بود که هم در زمان خود سبب اتحاد شد و هم به مثابه آموزه ای دینی-اخلاقی در طول تاریخ مسلمانان، به ویژه شیعیان، بر چگونگی رویکرد به برخی مفاهیم اساسی مانند اقتدار، جنگ و صلح، تأثیر نهاد.
در سیمای تابناک امام حسن (علیه السلام) می توان نظاره گر ابعاد مختلف از جمله شخصیّت علمی و قرآنی حضرت بود؛ تمام لحظات زندگی امام حسن (علیه السلام) آمیخته و متبرک با قرآن کریم بود و امام به مقتضای امامت آگاه ترین، مانوس ترین و عامل ترین فرد به کتاب الهی بودند.
شیخ ابوالفتوح نقل کرده که حسن بن علی بن ابی طالب (علیهماالسلام) در ۷ سالگی، در مجلس رسول اللّه (صلی الله علیه و آله وسلم) حاضر می شد. وحی را می شنید و آن را حفظ می کرد. آن گاه به خانه بر می گشت و برای مادرش باز می گفت. از این روی هر وقت امام علی (علیه السلام) به خانه بر می گشت متوجه می شد که همسرش فاطمه (سلام الله علیها) هم از آنچه نازل شده، مطلع است. یک روز که در این باره پرسید: فاطمه (علیهاالسّلام) فرمود: از فرزندت حسن شنیدم. بعد از آن، روزی علی (علیه السلام) در خانه پنهان شد و حسن (علیه السلام) طبق معمول به خانه آمد و خواست آنچه را شنیده بود، بازگوید، اما زبانش بند آمد. حضرت فاطمه شگفت زده شد و حسن گفت: مادرجان! تعجب نکن؛ زیرا بزرگواری سخن مرا می شنود و شنیدن او مرا (از سخن گفتن) باز داشته است. حسن بن علی (علیهما السّلام) گاه از نقش راهنمایی قرآن سخن می گوید، زمانی از تفسیر و شیوه ها و نبایدهایش سخن می گوید. از تاثیر آن در جلای سینه ها، تاثیرش در قیامت و احوال مؤمنان و شرایط تمسّک به قرآن و... سخن دارد.
← ثقل اکبر
اگرچه نام امام حسن (علیه السلام) نیز همانند نام پدر گرامشان حضرت علی (علیه السلام) و سایر اهل بیت ظاهرا در قرآن نیامده است اما به لحاظ شخصیّت پاک، مطهر و والایی که داشتنه اند، برخی از آیات قرآن در شان ایشان نازل شده است. برخی از سوره ها یا آیاتی که درباره امام حسن (علیه السلام) می باشد، عبارتند از:۱. آیه مباهله۲. آیه تطهیر۳. آیه مودت۴. سوره انسان۵. آیه اولی الامر۶. آیه فتلقی آدم۷. آیه ان الابرار
← آیه مباهله
امام حسن علیه السلام که خود از اهل بیت (علیهم السّلام) است و در شمار پاکان از رجس قرار دارد، رفتاری برگرفته از آموزه های قرآنی داشت. ایشان با آیات الهی زندگی می کرد و در هر موقعیتی آیات مختلف قرآن کریم را تلاوت می فرمود. گاه در نماز جمعه، گاه در برخوردهای شخصی، گاه در اجتماعات، گاه در میدان جنگ. ایشان در حقیقت قرآن ناطقی بودند که تمام اعمال و رفتارهایشان تبلور کلام الله مجید بود. در ذیل به نمونه های کوچکی از دریای بیکران رفتار و خوی قرآنی آن حضرت اشاره می کنیم.
← عفو و گذشت
...
در این مقاله برخی از مواردی که امام حسن علیه السلام به قرآن کریم استناد کرده اند، ذکر می شود.
وقتی به آن حضرت عرض کردند: درباره شما، فتنه ای بزرگ روی بنمود. فرمود: نه، این گونه نمی باشد! در شان من عزت است، چنانچه خداوند می فرماید: «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین» ؛ عزت از آن خدا، پیامبرش و مؤمنان است.
امام و حبیب بن مسلمه
امام حسن علیه السّلام به حبیب بن مسلمه که مشغول عبادت بود، ولی از معاویه پیروی می نمود، فرمود: تو از معاویه متابعت نمودی تا دنیای اندک و بی اعتبار را به دست آوری. اگر تو در مسایل دنیایی قیام کنی و در امر دین تقاعد نموده ای و اگر بدی کنی و نیک گویی، آن چنان است که حق تعالی فرموده است: «خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا» ؛ کاری شایسته و ناشایست به هم آمیختند. ولی بد کرده ای و بد گفته ای، پس تو آنی که خداوند می فرماید: «کلا بل ران علی قلوبهم ماکانوا یکسبون» ؛ حقا که کارهایی که کرده بودند، بر دل های آنان مسلط شده است.
امام و صلح با معاویه
چون امام با معاویه صلح نمود، در حضور مردم خطبه خواند و تاکید فرمود: صلاح در آن دیدم که با وی (فرزند سفیان) مصالحه نمایم تا جنگ و فتنه میان ما و او فرو نشیند و خون ها ریخته نشود، که حفظ دماء بهتر از خون ریختن است. و من این نکردم مگر برای صلاح و بقای شما: «و ان ادری لعله فتنة لکم و متع الی حین» ؛ و نمی دانم شاید این، آزمایشی برای شما و بهره مندی تا هنگام فرا رسیدن مرگ باشد.
پس از شهادت امیرمؤمنان (علیه السّلام)، امام حسین (علیه السّلام) با برادرش امام حسن (علیه السّلام) بیعت کرد. ایشان چه در ایام خلافت امام حسن (علیه السّلام) و چه در دوران امامت آن حضرت، همواره همراه و یار و یاور امام حسن (علیه السّلام) در امور خلافت و امامت بود. افزون بر این، امام حسین (علیه السّلام) احترام ویژه ای برای برادر و امام خود قائل بود، به طوری که در یک کلام می توان گفت که ایشان در پیروی و تکریم از امام حسن (علیه السّلام) کار را به سرانجام رسانده بود.
پس از شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)، امام حسن (علیه السّلام) عهده دار زعامت مسلمانان گردید. اما خلافت آن حضرت (علیه السّلام) بواسطه کارشکنی های عراقی ها و در نتیجه صلح با معاویه بیش از شش ماه دوام نیاورد. در این مدت کوتاه، امام حسین (علیه السّلام) همواره در کنار برادر حاضر بود و از هیچ کوششی در راه خدمت و مساعدت به ایشان مضایقه نکرد. روایت شده پس از شهادت حضرت علی (علیه السّلام) مردم نزد امام حسن (علیه السّلام) گرد آمدند تا با او بیعت کنند. امام حسن (علیه السّلام) به ایراد سخن پرداخته به آنان فرمود: "با من بر سر فرمانبرداری و گوش به فرمان بودن، بیعت کنید و با هر کس جنگیدم شما نیز بجنگید و با هر کس در صلح بودم شما نیز در صلح باشید. " مردم چون این سخنان را شنیدند تردید کردند و از بیعت خوداری کردند، امام حسن (علیه السّلام) نیز دست نگه داشت. آنان نزد امام حسین (علیه السّلام) آمدند و به او گفتند: "دست بگشای تا با تو بر جنگیدن با گمراهان و حلال شمارندگان (یعنی شامیان) بیعت کنیم همان گونه که با پدرت این چنین بیعت کردیم. " امام حسین (علیه السّلام) فرمود: «پناه بر خدا از این که تا هنگامی که امام حسن (علیه السّلام) زنده است، با شما بیعت کنم!» پس مردم دیگر بار نزد امام حسن (علیه السّلام) بازگشتند و با او بیعت کردند. امام حسین (علیه السّلام) در همه حال، پیوسته جانب برادر را رعایت می کرد و خود را تابع سیاست های ایشان و مطیع اوامر او می دانست. هنگامی که آهنگ نبرد و مقابله با دشمنان شامی نواخته شد، حضرت در بسیج و اعزام نیروها به اردوگاه نخیله و مسکن نقشی فعال داشت و همراه برادر به مدائن و ساباط برای جمع آوری لشکر رفت؛ زمانی هم که در پی کارشکنی ها و خیانت های مکرر سپاهیان عراق، امام حسن (علیه السّلام) با پیشنهاد صلح از سوی معاویه روبرو شد و بنابر مصالح اسلام و جامعه مسلمین مجبور به پذیرش صلح با معاویه شد و آن همه ناراحتی ها را متحمل شد، امام شریک رنج های برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است هرگز اعتراضی به امام حسن (علیه السّلام) نداشت.برخی از مورخان با توجه به پاره ای از روایات سست و بی پایه، امام حسین (علیه السّلام) را از جمله کسانی برشمردند که سخت با پیمان صلح امام حسن (علیه السّلام) و معاویه مخالف بود. به زعم آنان، امام حسین (علیه السّلام) در چند جا مخالفت خود را اظهار کرده است. از جمله نقل شده که امام حسن (علیه السّلام) در جریان صلح با معاویه با امام حسین (علیه السّلام) و عبدالله بن جعفر مشورت کرد. عبدالله نظر صلح آمیز امام حسن (علیه السّلام) را تایید کرد؛ اما امام حسین (علیه السّلام) با صلح معاویه مخالف بود و چون برادرش امام حسن (علیه السّلام) خواهان صلح بود و بر این مطلب اصرار می ورزید، امام حسین (علیه السّلام) هم ناچار پذیرفت و به او فرمود: «انت اکبر ولد علی و انت خلیفتی و امرنا لامرک تبع فافعل ما بدا لک؛ تو فرزند بزرگ امام علی (علیه السّلام) و خلیفه او هستی و ما وظیفه داریم از تو پیروی کنیم پس تصمیم با شماست.» همچنین در برخی از منابع نقل شده که امام حسین (علیه السّلام) با اینکه تصمیم امام حسن (علیه السّلام) برای صلح با معاویه را به ناچار پذیرفته بود؛ اما هیچگاه با معاویه بیعت نکرد و چون معاویه بر بیعت او اصرار ورزید، امام حسن (علیه السّلام) خطاب به معاویه فرمود: «معاویه؛ حسین (علیه السّلام) را مجبور نکن که او هرگز بیعت نمی کند.» دیگر روایاتی که مستمسک این عده در ادعایشان شده است، حدیثی است که ابن اثیر در اسدالغابه و دیگران نقل کرده اند. آنان روایت کرده اند که از جمله کسانی که مخالف این صلح بود و از آن اکراه داشت، حسین (علیه السّلام) بود که به برادر خود گفت: "انشدک الله ان تصدق احدوثة معاویه و تکذب احدوثة ابیک؛ تو را به خدا سوگند می دهم از اینکه سخن معاویه را تصدیق کرده و سخن حق پدرت را تکذیب کنی؟ " امام حسن (علیه السّلام) در جوابش گفت: "اسکت انا اعلم بهذا الامر منک؛ آرام باش که من به این ماجرا داناتر از تو هستم. " در تاریخ ابن عساکر نیز گفت و گوی فوق با اندک اختلافی نقل شده است. این کتاب در ادامه این روایت می افزاید: «هنگامی که حسین (علیه السّلام) خشم برادر و تصمیم او را در انجام صلح دید از مخالفت خود دست کشید و آن را پذیرفت و به برادرش گفت: "انت اکبر ولد علی و انت خلیفتی و امرنا لامرک تبع فافعل ما بدا لک."»
دلایل تعارض روایات تاریخی با عقاید شیعه
اما این روایات تاریخی با مبانی عقیدتی و کلامی شیعه در تعارض است و علاوه بر آن برخی مستندات تاریخی و روایی نیز که در ذیل به مواردی از آن پرداخته شده است بر جعلی و ساختگی بودن این روایات صحه گذاشته بی اساس و موهوم بودن آن را آشکار می سازد:
← تکریم و اطاعت از امام حسن
حسین بن علی؛ امام حسین علیه السلام.
یکی از حوادث مهم و سرنوشت سازی که در عصر امامت امام مجتبی رخ داد و موجب رنجش و حتی اعتراض گروهی از یاران حضرت شد، جریان صلح امام (علیه السّلام) با معاویه و واگذاری حکومت به وی بود.
در برخی از گزارشهای تاریخی آمده که حسین بن علی با دیدگاه برادرش درباره صلح، مخالف بوده است! این سخن، تنها تهمتی است از سوی بدخواهان امت و کسانی که به اصل عصمت ائمه اعتقادی ندارند؛ چراکه بنا بر یکی از مبانی اعتقادی شیعه، همه امامان، معصوم و دور از خطا و لغزش هستند. از این رو آنان اشتباه نمی کنند تا به دنبال آن، اعتراض یا اختلاف با معصوم دیگر پدید آید.افزون بر این، اگر پیشوای سوم با صلح برادر خویش مخالف بود، باید پس از شهادت امام حسن، بی درنگ به مبارزه مسلحانه با معاویه می پرداخت؛ اما (به دلیل موانعی که خواهیم نوشت) تا معاویه زنده بود، حضرت قیام مسلحانه نکرد. (البته امام حسین در دوران معاویه اقدامات غیرمسلحانه ای برای شناساندن و برملا کردن چهره واقعی معاویه و شیوه حکمرانی اش انجام داد.) و اعلام دیدگاه خود را درباره قیام و حرکت، به بعد از مرگ وی، واگذار نمود. از این رو آغاز قیام مسلحانه و انقلاب امام، با آغاز خلافت یزید، رقم خورد. بنابراین پیمان صلح، مورد تایید پیشوای سوم شیعیان نیز بود و ایشان در دوره ده ساله امامت برادرش امام حسن، کاملا با مواضع و سیاستهای برادر موافق بوده، از آنها دفاع می کرد. از این رو (چنان که خواهد آمد) در برابر درخواستهای مکرر مردم عراق مبنی بر رفتن به کوفه و برپایی قیام بر ضد حکومت معاویه در عصر امامت برادر، پاسخ مثبت نداد و فرمود: «ابومحمد (حسن بن علی) راست گفته است. مادامی که این شخص (معاویه) زنده است، باید هریک از شما شیعیان ملازم خانه خود باشید.... (... صدق ابو محمد، فلیکن کل رجل منکم حلسا من اخلاس بیته، مادام هذا الانسان حیا) اگر او به هلاکت رسید و شما زنده بودید، امیدواریم خدا ما را برگزیده، رشد (و صلاح) ما را عطا کند و ما را به خود وانگذارد...» . (... فان یهلک وانتم احیاء رجونا ان یختارالله لنا ویؤتینا رشدنا ولایکلتا الی انفسنا...)
همسویی با امام حسن
همسویی و رعایت جانب برادر، تنها منحصر به جریان صلح و حفظ تعهد او نمی شد؛ بلکه سیدالشهدا در امور دیگر نیز رعایت احترام برادر بزرگ خویش را می کرد؛ چنان که (علیه السلام) فرموده: ما تکلم الحسین بین یدی الحسن اغظاما له... «حسین نه برای حفظ احترام حسن به هیچ گاه در برابر او سخن نگفت». همچنان که در بخشش به افراد نیز، امام حسین سروری برادر را بر خود حفظ کرده، احترام ایشان را بر خود لازم می دانست. بنا بر خبری از امام صادق (علیه السلام) ، وقتی حسن بن علی به مستمندی پنجاه دینار بخشیدند، حسین به همان مستمند، ۹۹ دینار کمک کرد.
حسن بن علی بن ابی طالب (علیهم السّلام) دومین امام شیعه بعد از پدر گرامی شان، امام علی (علیه السّلام) می باشند.
تعیین خلفا و جانشینان و امامان پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به فرمان الهی و نص نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) و ائمه معصوم، یکی بعد از دیگری است. شاهد این مدّعا ماجرای ذیل می باشد: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) هنگامی که در مکه بود، گاه به سراغ قبایل عرب می رفت و آنها را به اسلام دعوت می نمود. از جمله با قبیله بنی عامر گفتگو نمود. یکی از بزرگان آنان به نام بحیره بن فراس گفت: «اگر ما با شما بیعت کنیم و دعوت شما را بپذیریم، و خدا شما را بر دشمنانت پیروز گرداند، قول می دهی که جانشینی تو از آن ما باشد؟» پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «اَلْاَمْرُ لِلَّهِ (اِلَی اللَّهِ) یَضَعُهُ حَیْثُ یَشاءُ؛ این امر مربوط به خدا است و آن را هرجا بخواهد قرار می دهد.» نقل شده که چنین برخورد و پیشنهادی از ناحیه قبیله کنده نیز صورت گرفت و پاسخ پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)، همان پاسخ بود. پاسخ فوق با صراحت تمام اعلام می کند که خلافت و امامت با نصب و تعیین الهی است. حتّی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز در این امر جز نقش واسطه و اعلام کننده، نقش دیگری ندارد. بعد از شهادت امام علی (علیه السّلام) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ه . ق. امام حسن (علیه السّلام) هدایت و امامت مسلمانان را به فرمان الهی و با وصایت امام قبل عهده دار شدند. امر امامت امام مجتبی (علیه السّلام) و دیگر ائمه در تمام منابع روایی از شیعه و سنی به تواتر نقل شده است. اما در آن دوره مردم ساده لوح با امام حسن (علیه السّلام) آن سان رفتار می کردند که گویی امامت او را در امتداد خط سقیفه و شان آن را در حد خلافت شیخین می دانستند و این گونه بود که جایگاه رفیع امامت را آن چنانکه باید قدر ندانستند و ارج ننهادند.
← منابع اهل سنّت
 ۱. ↑ ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۵۴.    
پایگاه اطلاع رسانی حوزه، برگرفته از مقاله «امام حسن مجتبی»، بازنویسی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه.    
...
یکی از ابعاد و زوایای قابل تأمل و کنکاش در زندگانی اشخاص، به ویژه شخصیت های بزرگ جهانی، بررسی تعداد همسران و فرزندان و کیفیت برخورد با آن هاست. به همین جهت در این نوشتار، برآنیم تا در خصوص خانواده امام حسن مجتبی علیه السلام بحثی را ارائه دهیم. این بحث از سوی مورخان زیادی مورد پژوهش قرار گرفته است؛ ولی متأسفانه مطالب غیرواقعی و دور از حقیقت نیز در کتاب های تاریخی آمده؛ تا جایی که امروزه که «عصر فضا و اتم» نام گرفته است بانهایت بی دقتی و یا دشمنی، در کتاب دائرة المعارف اسلامی (نوشته مستشرقین) چه نسبت های ناروایی به ساحت مقدس امام حسن علیه السلام داده می شود! بنابراین چه نیک و ضروری است که در این مقوله، بحث های دقیقی ارائه شود؛ تا حقایق روشن شده، نسبت های ناروا نیز از ساحت قدسی آن معصوم زدوده گردد.
در خصوص فرزندان آن حضرت چندان اختلافی نیست و چنانچه اختلافات جزیی در تعداد آن ها وجود داشته باشد، اما این اختلافات دست مایه اتهامات و نسبت های ناشایست نشده است؛ بلکه در محدوده بحث های تاریخی، محدود مانده است. ولی در خصوص تعداد همسران آن حضرت، بسیاری از مورخان راه افراط را پیش گرفته اند و در این وادی بسی جولان داده اند، لاجرم فرسنگ ها از حقایق و واقعیت ها فاصله گرفته اند.
از این رو برمااست که به بررسی و تحقیق بپردازیم؛ تا در حد امکان، حقایق مجهول آشکار گردد. آن چه در زبان مردم و در نوشتار بسیاری از مورخان؛ حتی برخی از مورخان شیعه راه یافته است و شاید تا مرز پندار مسلم نیز پیشرفته، این است که امام حسن علیه السلام دارای همسران متعدد و کثیری بوده است. گرچه تعدادی از تاریخ نگاران در این مورد اتفاق نظر دارند؛ اما در مورد تفسیر و تحلیل آن، هرگز یک رأی وجود ندارد.
دشمنان اهل بیت علیهم السلام و هم چنین کسانی که پی به حقیقت والای امامت نبرده اند و هرگز کام معرفتشان با چشمه زلال و شفاف ولایت آشنا نگشته است، این مطلب (ازدواج های آن حضرت) را دست آویز خود قرار داده، برای سرکوب شخصیت بی نظیر امام حسن علیه السلام، به او معترض گشته اند. آنان، امام علیه السلام را به عنوان یک شخص عیاش قلمداد کرده اند و علت صلح او را نیز در همین راستا تحلیل و تفسیر نموده اند. معاندان می گویند: امام برای راحت ماندن از مشکلات حکومت و برای رسیدن به بزم، ترک رزم نمود و تن به صلح داد. اینان در تأیید کلامشان به هر چیزی تمسک جسته و در این وادی چنان پیشرفته اند که مواد صلح نامه را نیز در همین راستا تفسیر کرده اند.
در مقابل گروه فوق، دوستداران اهل بیت علیهم السلام هستند که ضمن قبول اصل مطلب (کثرت زوجات) در تحلیل و تفسیر آن نظر دیگری دارند که با نظریه فوق در تضاد کامل است؛ چه این که اینان، مطلب را نه تنها کسر شأن شخصیت امام علیه السلام ندانسته اند، بلکه آن را توجیه کرده و یکی از فضایل و مناقب آن حضرت به حساب آورده اند.
دلیل این گروه هم این است که امام علیه السلام شخصاً اقدام به این کار نمی کرده است بلکه خود زنان و والدین آن ها اقدام به وصلت با امام کرده و به این کار افتخار می نمودند. در چنین فضایی بود که آن حضرت بنا به مصالحی، می پذیرفت. حال که این دو نظریه متضاد در یک موضوع تاریخی وجود دارد، سزاوار است یک تحقیق و بررسی دقیقی انجام گیرد؛ تا اولاً: ماهیت و صحت و سقم آن روشن شود و ثانیاً: در صورت اثبات مطلب، علل آن بررسی گردد؛ تا روشن شود. حق با کدامین گروه است؟
با توجه به مطالبی که پیشتر مطرح شد، بحث در این رابطه در چند مقام خواهد بود:

...
رمله همسر امام حسن مجتبی علیه السلام است که در کربلا حاضر بوده و در زمره اسیران کربلا می باشد.
رمله، ام ولد و مکنّی به ام ابی بکر است. او را نجمه و نفیله نیز نامیده اند.
ازدواج رمله
وی با امام مجتبی (علیه السلام) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نام های عمرو ، قاسم و عبدالله گردید.
حضور در کربلا
رمله در روز عاشورا مقابل خیمه ایستاده و نظاره گر مبارزه ی فرزندش حضرت قاسم (علیه السلام) با دشمن بود. اگرچه مورّخان به اسارتش تصریح نکرده اند ولی چون در دشت نینوا حضور داشته، می توان نام وی را در شمار اسیران کربلا نیز قرار داد.
امام مجتبی (علیه السّلام)، به عنوان نمونه انسان کامل و الگوی بشریت؛ دارای امتیازات اخلاقی فراوانی مانند بردباری و گذشت، کرم و سخاوت، تواضع و فروتنی، شجاعت و شهامت و ... می باشند.
یکی از مسائل مهمی که همیشه در مورد انسان مطرح می شود؛ اخلاق حسنه می باشد که انسان کامل باید خود را به آن متخلق نماید. اهل بیت (علیهم السّلام) تنها انسان هایی هستند که در اوج این قله ایستاده و اسوه دیگر افراد هستند. تواضع، فروتنی، خداترسی، روابط حسنه، احترام متقابل و کمک به بینوایان از ابعاد برجسته زندگی آن سرور جوانان بهشتی است. سیوطی در تاریخ خود می نویسد: «کان الحسن رضی الله عنه له مناقب کثیره، سیدا حلیما، ذا سکینه و وقار و حشمه، جوادا، ممدوحا؛ حسن بن علی دارای امتیازات اخلاقی و فضائل انسانی فراوان بود، او شخصیتی بزرگوار، بردبار، با وقار، متین، سخاوتمند، و مورد ستایش بود.» پیامبر اسلام در حدیث شریف نبوی چنین فرموده اند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» جالب این است که امام حسن (علیه السّلام) مکارم اخلاق را حدیثی به اینگونه تفسیر کرده و فرموده است: «ثلاث من مکارم الاخلاق: تعطی من حرمک، و تصل من قطعک و تعفو عمن ظلمک؛ سه چیز از مکارم اخلاق است: عطا کنی به کسی که تو را محروم کرده و بپیوندی به کسی که از تو بریده، و در گذری از کسی که به تو ستم کرده!» مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی به سند خود از امام صادق (علیه السّلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: حسن بن علی (علیه السّلام) عابدترین مردم زمان خود و زاهدترین آنها و برترین آنها بود، و چنان بود که وقتی حج به جای می آورد، پیاده به حج می رفت و گاهی نیز پای برهنه راه می رفت و چنان بود که وقتی یاد مرگ می کرد می گریست، و چون یاد قبر می نمود می گریست، و چون از قیامت و بعث و نشور یاد می کرد می گریست، و چون متذکر عبور و گذشت از صراط در قیامت می شد می گریست و هر گاه به یاد توقف در پیشگاه خدای تعالی در محشر می افتاد، فریادی می زد و روی زمین می افتاد... و چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید، و چون نام بهشت و جهنم نزد او برده می شد مضطرب و نگران می شد و از خدای تعالی رسیدن به بهشت و دوری از جهنم را درخواست می کرد... و هرگاه در وقت خواندن قرآن به جمله «یا ایها الذین آمنوا» می رسید می گفت: «لبیک اللهم لبیک»... و پیوسته در هر حالی که کسی آن حضرت را می دید به ذکر خدا مشغول بود، و از همه مردم راستگوتر، و در نطق و بیان از همه کس فصیح تر بود.. در این جا شمه ای از سیره اخلاقی و عملی امام را ذکر می نماییم.
علم لدنی
مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات حتی ملائکه دانش و بینش است. در قرآن کریم آمده است: «و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبئونی باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا؛ علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نام گذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت، بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی این ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهی، ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم.» برترین علم ها، نیز علمی است که مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شود که به آن « علم لدنی» گفته می شود. خداوند در مورد حضرت خضر (علیه السّلام) می فرماید: «و علمناه من لدنا علما؛ علم فراوانی از نزد خود به او آموخته ایم.» امام حسن مجتبی (علیه السّلام) دارای چنین علمی بود. به برخی روایات در این زمینه توجه کنید:۱- رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در حدیثی فرمودند: «لو کان العقل رجلا لکان الحسن؛ اگر قرار بود عقل به صورت یک انسان تجسم پیدا کند به صورت امام حسن (علیه السّلام) ظاهر می شد.» ۲- عثمان بن عفان درباره علم امام حسن (علیه السّلام) خطاب به شخصی که در نزد او حاضر بود می گوید: «و من لک بمثل هؤلاء الفتیه اولئک فطموا العلم فطما و حازوا الخیر والحکمه؛ کجا می توانی مثل این جوان ها را پیدا کنی؟ آنان (از خاندانی هستند) که کانون علم و حکمت و سرچشمه نیکی و فضیلت اند. ۳- امام علی (علیه السّلام) درباره فرزندش امام حسن (علیه السّلام) بعد از شنیدن سخنان او با ابوسفیان در حالی که کودکی چهارساله بیش نبود، فرمود: «الحمد لله الذی جعل فی آل محمد من ذریه محمد المصطفی نظیر یحیی بن زکریا «وآتیناه الحکم صبیا»؛ سپاس خدای را که در میان آل محمد و در نسل پیامبر خدا، کسی را قرار داد که همچون یحیی بن زکریاست، که خداوند در مورد او فرمود: به وی علم و دانش در کودکی عطا کردیم.» ۴- معاویه، به امام حسن مجتبی (علیه السّلام) عرض کرد: شنیده ام رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلّم) مقدار خرمای درخت را می دانست، آیا چیزی از آن علم در نزد شما هم وجود دارد؟ شیعیان شما چنین می پندارند که شما به همه چیز؛ آنچه در زمین است و هر چه در آسمان است آگاهی دارید. حضرت فرمود: «ان رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) کان یخرص کیلا و انا اخرص عددا؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) مقدار وزن و پیمانه درخت خرما را می گفت و من عدد آن را می گویم.» معاویه گفت: این درخت خرما چند عدد خرما دارد؟ حضرت فرمود: چهار هزار و چهار عدد. دانه های خرما را شمردند و دیدند همان مقدار است که حضرت فرموده است.
زیارت کعبه
امام حسن (علیه السّلام) بارها پیاده به سفر حج رفت که عدد آنها را برخی ۲۰ سفر و برخی ۲۵ سفر ذکر کرده اند، که از آن جمله حاکم نیشابوری از دانشمندان اهل سنت به سند خود از عبدالله بن عبید روایت کرده که گوید: «لقد حج الحسن بن علی خمسا و عشرین حجه ماشیا و ان النجائب لتقاد معه؛ به راستی که حسن بن علی ۲۵ سفر پیاده به حج رفت و مرکب های راهوار او را بدون سوار همراهش می کشیدند.» و نظیر این روایت را بیهقی در سنن کبری و بیش از ده نفر دیگر از دانشمندان اهل سنت از عبدالله بن عبید روایت کرده اند. چنانکه در بیش از پنجاه حدیث دیگر از راویان و مؤلفان اهل سنت به سندشان از محمد بن علی و علی بن زید بن جذعان به همین مضمون روایاتی نقل شده است. در ذیل به چند نمونه از این روایات اشاره می گردد.۱- ابن عساکر به سندش از محمّد بن علی (علیه السّلام) نقل می کند که حسن بن علی (علیهماالسّلام) فرمود: «انّی استحیی من ربّی عزّوجلّ ان القاه و لم امش الی بیته؛ همانا من از پروردگارم حیا می کنم که به ملاقات او روم در حالی که با پای پیاده به سوی خانه او نرفته ام.» ۲- ابن شهر آشوب در کتاب مناقب گوید: «و لقد رایته فی طریق مکه ماشیا فما من خلق الله احد رآه الا نزل و مشی حتی رایت سعد بن ابی وقاص یمشی؛ من آن حضرت را در راه مکه پیاده مشاهده کردم و هیچ یک از خلق خدا نبود که او را مشاهده کند جز آنکه پیاده می شد و پیاده می رفت تا آنجا که سعد بن ابی وقاص را دیدم که به احترام آن حضرت پیاده می رفت.» ۳- ابن عباس می گوید: «من بر هیچ چیز که در جوانی از من فوت شده پشیمان نشدم جز آنکه در آن ایام پیاده به حج نرفتم. همانا حسن بن علی ۲۵ بار پیاده حج بجا آورد در حالی که اسبان نجیب او را همراهی می کردند...»
شجاعت و شهامت
...
بنابر نقل همه منابع در شیعه و اکثریت قریب باتفاق منابع در اهل سنت، امام حسن (علیه السّلام) با خوردن زهر به وسیله همسرش جعده و به تحریک معاویة بن ابی سفیان؛ مسموم و به شهادت رسیدند.
معاویه بارها تصمیم بر مسموم کردن امام مجتبی (علیه السّلام) گرفت و به واسطه های پنهان زیادی متوسل گردید حاکم نیشابوری با سند معتبر از ام بکر بنت مسور نقل می کند که گفت: «کان الحسن بن علی (علیه السّلام) سم مرارا کل ذلک یغلت حتی کانت مره الاخیره التی مات فیها فانه کان یختلف کبده، فلم لبث بعد ذلک الا ثلاثا حتی توفی؛ حسن بن علی (علیه السّلام) را بارها مسموم کردند، لیکن اثر چندانی نگذاشت ولی در آخرین مرتبه زهر کبدش (جگرش) را پاره پاره کرد، که بعد از آن سه روز بیش تر زنده نماند.» بنابر برخی اقوال امام پیش از شهادت چندین بار مسموم شده بود، اما از توطئه رسته بودند. یعقوبی می نویسد: «امام حسن (علیه السّلام) هنگام مرگ به برادرش حسین (علیه السّلام) گفت: ای برادر من این سومین بار است که مسموم می شوم و مانند این بار مسموم نشده ام و من امروز می میرم پس هرگاه درگذشتم مرا با پیامبر خدا دفن کن چه هیچ کس به نزدیکی او سزاوارتر از من نیست مگر آنکه از این کار جلوگیری شوی که در آن صورت نباید به اندازه حجامتی خون ریزی شود.» یکی از همسران امام مجتبی (علیه السّلام) جَعده دختر اشعث ، است. بنا بر نقل ابوالفرج اصفهانی نام های سکینه ، عایشه و شَعْثاء نیز برای او گزارش شده، اما وی نام صحیح او را جعده دانسته است . به نوشته بلاذری جعده با نیرنگ پدرش به ازدواج امام حسن مجتبی (علیه السّلام) درآمد. قول صحیح و مشهور در نحوه شهادت امام مجتبی (علیه السّلام) این است که که معاویه با وعده مالِ بسیار و ازدواج با یزید، جعده را تطمیع کرد تا شوهرش ، امام حسن (علیه السّلام) را زهر دهد و او نیز چنین کرد و بر اثر آن امام به شهادت رسید. به گزارش طبرسی معاویه زهر را برای جعده فرستاده بوده است . به گزارش سَخاوی به نقل از ابن عبدالبر، جعده به سبب کینه ای که به امام حسن (علیه السّلام) داشت ، او را مسموم کرد و این دشمنی با خاندان امام علی (علیه السّلام) در میان خانواده اش نیز وجود داشت ؛ چنانکه در روایتی از امام صادق (علیه السّلام) به آن اشاره شده است. ایشان فرمودند: «ان الاشعث شرک فی دم امیرالمؤمنین و ابنته جعده سمت الحسن، و ابنه شرک فی دم الحسین؛ به راستی که خود اشعث در خون امیرالمؤمنین شرکت جست، و دخترش جعده امام حسن را مسموم کرد، و پسرش (محمد بن اشعث) در خون حسین شرکت جست.» در گزارش ها آمده که قریشیان به هنگام مشاجره با فرزندان جعده ، آنان را «بَنی مُسِمَّه الازْواج ؛ فرزندان زنی که همسرانش را مسموم می کند.» خطاب می کردند. البته در برخی منابع غیر شیعی از مرگ طبیعی امام حسن (علیه السّلام) بر اثر بیماری سخن به میان آمده است که البته با قول اکثر قریب باتفاق دیگر منابع تاریخی و حدیثی مخالف است. از طرفی هم روایاتی در دست است که پایان عمر همه امامان (علیهم السّلام) را شهادت (مرگ غیر طبیعی) ذکر کرده است. از امام حسن (علیه السّلام) نقل شده که فرمودند: «مَا مِنَّا اِلَّا مَقْتُولٌ اَوْ مَسْمُومٌ؛ هیچ یک از ما امامان نیست، جز آن که کشته یا مسموم شود.» شیخ صدوق به نقل از اباصلت هروی گوید: از امام رضا (علیه السّلام) شنیدم که فرمود: «وَ اللَّهِ مَا مِنَّا اِلَّا مَقْتُولٌ شَهِیدٌ؛ به خدا سوگند! نیست از ما مگر کشته شده به شهادت رسیده.» پس از کارگر افتادن زهر، معاویه به وعده مالی که به جعده داده بود وفا کرد، ولی به ازدواج او با یزید رضایت نداد و به او گفت که می ترسد فرزندش ، یزید، را نیز مانند حسن بن علی (علیه السّلام) به قتل برساند. در اینجا بود که پیشگوئی امام مجتبی (علیه السّلام) درباره اش صادق درآمد که فرموده بود: به خدا قسم معاویه تو را فریب داد و به عهد و پیمانش وفا نخواهد کرد. تو همسری بهتر از من به دست نخواهی آورد. جعده پس از زهر دادن به امام حسن (علیه السّلام)، مورد لعن و نفرین حضرت قرار گرفت. و گفته شده که بیماری توام با عفونتی برای او پدید آمده و به وضع بسیار دردناکی درگذشت.
تاریخ شهادت
مشهور میان مورخان و علمای مسلمان این است که امام مجتبی (علیه السّلام) بر اثر زهری که از سوی معاویه بن ابی سفیان توسط جعده به آن حضرت خورانیده شد، در روز پنج شنبه ۲۸ صفر سال ۵۰ هجرت در سن ۴۸ سالگی به شهادت رسید. همان طوری که شیخ مفید (رحمه الله علیه) و مفسر ادیب و توانمند شیخ طبرسی (رحمه الله علیه) بر آن تصریح کرده اند. در تاریخ شهادت آن حضرت و مقدار عمر آن بزرگوار در آن، در روایات شیعه و اهل سنت اختلاف بسیار است، که عمده آنها اقوال زیر است: ۱. آخر ماه صفر سال ۴۹ هجری در سن ۴۷ سالگی. ۲. هفتم ماه صفر سال ۴۹ یا سال ۵۰ در ۴۷ سالگی یا ۴۸ سالگی. ۳. بیست و هشتم ماه صفر سال ۵۰ یا ۴۹ هجری در ۴۷ یا ۴۸ سالگی. ۴. شهادت آن حضرت در پنجم ربیع الاول سال ۴۹ یا ۵۰ هجرت در سن ۴۷ سالگی بوده است. و چنانکه می دانیم، مشهورترین اقوال در این باره از نظر تاریخ شهادت، همان قول سوم و دوم است، و ضعیف ترین آنها نیز قول پنجم می باشد، و مشهورترین اقوال در مورد عمر آن حضرت نیز همان ۴۸ سالگی است، چنانکه از مجلسی و مفید (رحمة الله علیهما) نیز نقل شده است و صاحب کتاب منتخب التواریخ گوید: خلافی نیست در اینکه وفات آن حضرت در روز پنج شنبه بوده است، و الله العالم.
نقش معاویه
ماجرای شهادت امام مجتبی (علیه السّلام) توسط دسیسه معاویه و سمی که معاویه مهیا ساخته بود از متواترات تاریخ و متواترات نزد خاصه و عامه است و هیچ تردیدی در آن راه ندارد. چنانکه بر اساس گزارشات بسیاری از منابع تاریخی اهل سنت معاویه در زمان حیات امام مجتبی (علیه السّلام) علی رغم تعهدش مبنی بر عدم تعیین ولیعهد و واگذاری خلافت به امام بعد از خودش، تصمیم گرفت تا یزید را به عنوان ولیعهد و جانشین خود معرفی نماید. بزرگترین مانع برای معاویه در مسیر گرفتن بیعت از مردم برای یزید وجود مطهر امام حسن مجتبی (علیه السّلام) بود. مورّخ معروف «ابوالفرج اصفهانی» می نویسد: معاویه می خواست برای فرزندش یزید از مردم بیعت بگیرد؛ ولی وجود امام حسن (علیه السّلام) و سعد بن ابی وقّاص کار را برای او مشکل می ساخت، از این رو، هر دو تن را مسموم ساخت. آن کسی که از طرف معاویه عهده دار مسموم کردن امام مجتبی (علیه السّلام) گردید، همسرش جعده بود. ابن ابی الحدید می نویسد: چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی (علیه السّلام) کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگ تر و قوی تر از حسن بن علی (علیه السّلام) نمی دید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد. ابن اعثم شافعی در کتاب الفتوح می نویسد: از افراد مورد اعتماد شنیدم که معاویه تصمیم گرفت که فرزندش یزید را به ولایت عهدی خود بگمارد، با این که می دانست این کار نشدنی است؛ چرا که در صلح نامه ای که بین او و حسن بن علی منعقد شده بود، یکی از شروط این بود که معاویه بعد ازمرگش خلافت مسلمانان به شوری واگذار کند؛ از این رو تمام تلاش خود را برای کشتن امام حسن به کار برد، و مروان بن حکم ـ همان کسی که پیامبر او را تبعید کرد ـ را به مدینه فرستاد و به او دستمال مسمومی داد و امر کرد که او را به همسر امام حسن جعده دختر اشعث بن قیس برساند و هر چه نیرنگ دارد به کار ببرد که حسن بن علی این دستمال را بعد از قضاء حاجتش استفاده کند و نیز به جعده قول دهد که پنجاه هزار درهم به او بدهد و او را به ازدواج فرزندش درآورد. مروان برای انجام دستور معاویه به مدینه رفت و تمام تلاش خود را برای گول زدن همسر امام حسن به کار برد، تلاش او به بار نشست و به همین دلیل امام حسن به دیار باقی شتافت، و جعده گول وعده های مروان را خورد و این گناه زشت را مرتکب شد. برای اثبات این قضیه که قاتل اصلی امام مجتبی (علیه السّلام)، معاویة بن ابی سفیان بوده و او بود که برای جعده سمّ فرستاد و او را با وعده ازدواج با یزید تحریک کرد تا فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) را مسموم نماید؛ در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت آن قدر مطلب وجود دارد که نیازی به منابع شیعی نیست.
شادی معاویه
...
عرضه حدیث، تابعی از فراوانی حدیث و درگیری ذهنی راویان با آن بوده است. هرگاه نقل حدیث کم می شده و یا جریان مسلط فکری و سیاسی، از آزاد اندیشی و نقد و چون و چرا در آنچه به نام حدیث بر جامعه القاء می شده است، جلوگیری می نموده است، عرضه حدیث نیز رو به نقصان می رفته است.
در دوران امامت امام حسن (علیه السّلام)، خانه علم را دربستند و زبانهای «وهب بن منبه» و «ابوالدرداء» و «ابوهریرة» را گشودند و با مسلط کردن کسی چون «مروان» بدزبان، مدینه را در مقابل شام، ساکت نمودند. از این رو تعداد احادیثی که راویان از امام حسن مجتبی (علیه السّلام) نقل کرده اند بسیار اندک است و به جز خطبه هایی در زمان خلافت و احادیثی در زمان خلافت پدر بزرگوارش بیشتر احادیث امام حسن تنها از طریق امامان بعدی شیعه نقل شده است.
عرضه حدیث رجعت
با این همه در میان این احادیث اندک می توانیم نشانه هایی از جریان عرضه حدیث بیابیم.یک: «ابن سعد» در طبقات با سندش از «عمروبن الاصم» نقل می کند که در خانه «عمرو بن حریث» بر امام حسن مجتبی (علیه السّلام) وارد می گردد و می گوید:ان ناسا یزعمون ان علیا یرجع قبل یوم القیامة، فضحک وقال: سبحان الله، لو علمنا ذلک مازوجنا نساءه ولاساهمنا میراثه. گرچه این حدیث با احادیث بسیار دیگر که رجعت را برای امامان اثبات می نماید در تعارض است ـ و به همین جهت آن را ترجمه نمی کنیم ـ، اما گویای آن است که راوی به جهت خلجان ذهنی و عدم توانایی تحمل مفهوم سنگین حدیث، راهی جز عرضه بر پیشگاه امام حسن مجتبی علیه السّلام ندارد و این همان انگیزه عرضه احادیث رجعت از سوی «ابوالطفیل» است که در بخش گذشته بدان اشاره شد. گرچه در آنجا به جهت تحمل راوی، امام آنها را تایید می کند.
خشنودی به قضای الهی
دو: گاه احادیث صحابه پیامبر بر امام حسن عرضه شده است که تراجم نویسانی چون «ابن عساکر» آن را گزارش کرده اند. او در شرح حال امام مجتبی (علیه السّلام) به طریقه اش از «محمد بن یزید المبرد» می آورد:به امام حسن (علیه السّلام) عرض شد: ابوذر می گوید: فقر را از غنی و ناخوشی را از تندرستی بیشتر دوست دارم. حضرت فرمود: خداوند ابوذر را رحمت کند، اما من می گویم: هر کس بر خیر و صلاحی که خداوند برایش مقدر کرده، توکل کند، آرزوی حالتی دیگر را در دل نمی پرورد؛ و این معنای درست خشنودی به قضای الهی است.
عناوین مرتبط
...


امام حسن در دانشنامه ویکی پدیا

امام حسن
امام حسن نام دو تن از امامان شیعه است و در زیر به موارد دیگر نیز اطلاق می شود:
حسن مجتبی، امام دوم شیعیان
حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان
امام حسن شهری است در استان بوشهر در جنوب ایران. شهر امام حسن مرکز بخش امام حسن از توابع شهرستان دیلم است.
این شهر محل دفن امامزاده حسن از نوادگان امام موسی کاظم می باشد. این شهر بین بندر گناوه و بندر دیلم و در محل بندر باستانی سینیز در کناره خلیج فارس قرار گرفته است.
بهرگان یکی از چهار مناطق نفتی ایران نیز در شهر امام حسن قرار دارد.
جمعیت این شهردر سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۱۹۲ نفر بوده است.
امام حسن سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قصر شیرین در استان کرمانشاه ایران است.
امام حسن علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قصر شیرین در استان کرمانشاه ایران است.
امام حسن وسطی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قصر شیرین در استان کرمانشاه ایران است.
امامزاده امام حسن مربوط به دوره ایلخانی است و در شهرستان دیلم، بخش امام حسن، شهر امام حسن، درمرکز شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۱۶۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۳۴°۳۹′۰۰″ شمالی ۵۰°۵۳′۰۰″ شرقی / ۳۴.۶۵° شمالی ۵۰.۸۸۳۳۳۳۳° شرقی / 34.65; 50.8833333
ایوان مسجدامام حسن مربوط به دوره صفوی است و در قم، ابتدای خیابان آذر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ دی ۱۳۵۵ با شمارهٔ ثبت ۱۳۱۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بخش امام حسن یکی از بخش های تابعه شهرستان دیلم در استان بوشهر در جنوب ایران است. مرکز این شهرستان شهر امام حسن است.
تپه پشته امام حسن مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان قصر شیرین، بخش مرکزی، دهستان نصرآّباد، کنار روستای امام حسن و ضلع غربی رودخانه پشته امام حسن واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۷۱۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مسجدجامع میبدوگنبدامام حسن مربوط به سده های میانی دوران های تاریخی پس از اسلام است و در میبد، مرکز شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۳۴۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مناره مسجد امام حسن (ع) مربوط به دوره سلجوقیان است و در اردستان، میدان امام حسن، جنب امامزاده وآب انبار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۱۵ با شمارهٔ ثبت ۲۴۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مسجد امام حسن مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان نطنز، شرق شهر، مرکز محله مزید آباد، کوی امام حسن واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۸۷۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های امام حسن


• حسن بن علی دومین امام شیعیان.
• حسن عسکری یازدهمین امام شیعیان.

امام حسن در جدول کلمات

لقب امام حسن عسکری (ع)
زکی
مدفن امام حسن عسگری(ع)
سامرا
نام همسر امام حسن عسکری(ع) یازدهمین امام شیعیان و مادر حجت بن الحسن(مهدی) (ع) است
نرجس خاتون
نام همسر امام حسن عسکری(ع) | یازدهمین امام شیعیان و مادر حجت بن حسن(حضرت مهدی عج)
نرجس خاتون

امام حسن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی امام حسن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• امام حسن مجتبی زندگینامه   • امام حسن مجتبی همسر   • امام حسن مجتبی شعر   • مدت امامت امام حسن   • شهادت امام حسن مجتبی   • تولد امام حسن مجتبی   • حدیث امام حسن مجتبی   • امام حسن مجتبی فرزندان   • معنی امام حسن   • مفهوم امام حسن   • تعریف امام حسن   • معرفی امام حسن   • امام حسن چیست   • امام حسن یعنی چی   • امام حسن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی امام حسن
کلمه : امام حسن
اشتباه تایپی : hlhl psk
عکس امام حسن : در گوگل


آیا معنی امام حسن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )