مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 285 100 1

امشی

/'emSi/

معنی امشی در لغت نامه دهخدا

امشی. [ اِ ] (اِ) دارویی از مواد نفتی که آن رابرای دفع حشرات بخصوص مگس با تلمبه بهوا می پاشند.

معنی امشی به فارسی

امشی
دارویی از مواد نفتی که آنرا برای دفع حشرات بخصوص مگس با تلمبه بهوا می پاشند .
امشی پاش
تلمبه ای که با آن امشی می پاشند
امشی زدن
زدن تلمبه امشی تا امشی بپاشد

معنی امشی در فرهنگ معین

امشی
(اِ) [ انگ . ] (اِ.) محلول حشره کش .

پیشنهاد شما درباره معنی امشی



نام نویسی   |   ورود
معنی امشی
کلمه : امشی
اشتباه تایپی : hlad
آوا : 'emSi
نقش : اسم
عکس امشی : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با امشی در گوگل



آیا معنی امشی مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 99% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی