انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 980 100 1

اموال

/'amvAl/

مترادف اموال: دارایی، ضیاع، مایملک

برابر پارسی: دارایی، داراک، دارایی ها

معنی اموال در لغت نامه دهخدا

اموال. [اَم ْ ] (ع اِ) ج ِ مال. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).املاک و اسباب و امتعه و کالا و دولت و ثروت و هر چیزی که کسی مالک و دارا باشد. (ناظم الاطباء) . خواسته ها. مالها. (فرهنگ فارسی معین ): کدخدای اعمال و اموال و تدبیر بر این جمله است.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 394). اموال بسیار در عمارت آن صرف کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). اموال و اسلحه ٔ ایشان که کابراً عن کابر بل کافراً من کافر میراث رسیده بود بغنیمت بیاوردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). او رابشکست و اموال و رحال و اثقال او برگرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). بر ملک فارس مستولی شد و اموال و معاملات بستد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). و رجوع به مال شود.

معنی اموال به فارسی

اموال
جمع مال
( اسم ) جمع مال خواسته ها مالها .
[salvage] [حمل ونقل دریایی] تمامی اموال شامل کشتی و بار و ملحقات مربوط به آن که در فرایند بازگردانی نجات داده میشود متـ . بازگشته
[property crime] [حقوق] هرگونه سرقت اموال یا آسیب زدن به آنها از قبیل سرقت از منزل و سرقت خودرو یا ایجاد حریق

معنی اموال در فرهنگ معین

اموال
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ مال ، خواسته ها، مال ها.

معنی اموال در فرهنگ فارسی عمید

اموال
= مال۲

اموال در دانشنامه اسلامی

اموال
اَمْوال ، اصطلاحی در فقه اسلامی که به مباحثی درباره جمع و خرج دارایی های عمومی می پردازد.
در سده های نخست اسلامی ، آثاری مستقل در موضوع اموال به رشته تحریر درآمده است .
اموال و عواید مالی دولت اسلامی
اموال و عواید مالی دولت اسلامی از منابع گوناگونی فراهم می گردد: نخست ثروتهای طبیعی مانند زمین ، دریا ، جنگل و معادن ؛ دوم غنایم جنگی ؛ سوم مالیات هایی چون خراج و جزیه ؛ و سرانجام پرداختهای عبادی و تبرعی از جمله زکات ، احباس و اوقاف . سیره رسول اکرم - صلی الله علیه وآله وسلم- به عنوان ضابطه و قانونی عملی ، خود نخستین گام در تدوین مقررات مالی دولت اسلامی به شمار می آید. روش آن حضرت مبنی بر چگونگی تقسیم اموال به دست آمده از اهل بحرین ، قضیه اموال بنی نضیر بیانات عمومی آن حضرت درباره غنایم و ثروتهای طبیعی و بسیاری نمونه های دیگر، به عنوان سنتی لازم الاجرا در دوره های بعد مورد استناد قرار گرفته است . برای نمونه ، برپایه سنت پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- در اخذ جزیه از اهل کتاب که برگرفته از سخنان و نامه های ایشان است ، چگونگی و میزان جزیه در حکومت اسلامی را می توان استنباط کرد و در دوره فتوح ، این سنت مبنای عمل سرداران مسلمان بود.
← دوره فتوح
افزون بر ضوابط تعیین شده در سنت نبوی ، برخی شیوه های کاربردی خلفای نخستین ، خود دست مایه ای شد تا فقیهان و محدثان مخصوصاً در روزگار عباسیان ، با بهره گیری از آن ها به تدوین مباحث اموال و طبقه بندی آنها بپردازند و آثاری نظری و گاه کاربردی در این موضوع تألیف کنند. با اینکه فقیهان همیشه اشراف و نظارتی مستقیم بر نظام مالی دولت اسلامی نداشتند، اما از نظر تطبیق مبانی نظری ، آراء و آثار فقهی آنان از اهمیت کاربردی بسزایی برخوردار بوده است ؛ زیرا احکام و مسائل مرتبط به امور خلافت ، می بایست توسط فتاوی فقیهان با قوانین شرع منطبق می گردید. از این رو، در میانه سده ۲ق که شام منطقه ای حساس و جهادی بود، اقتضای محیط، فقیهی چون اوزاعی را بر آن داشت تا با تألیف اثری با عنوان السیر ، در خلال پرداختن به احکام جنگ، ضوابط مربوط به اموال مسلمانان را نیز تدوین نماید.
← گامهای ابتدایی
...
اموال
معنی أَمْوَالٌ: مالها
معنی أَمْوَالَکُم: اموال شما
معنی دَمَّرَ: هلاک کرد(اعم از انسان ،جنبندگان و اموال)
معنی تُدَمِّرُ: هلاک مي کند (اعم از انسان ،جنبندگان و اموال)
معنی دَمَّرْنَا: هلاک کردیم (اعم از انسان ،جنبندگان و اموال)
معنی مِيرَاثُ: میراث - به ارث رسیده - آنچه از اموال میت که به بازماندگانش می رسد
معنی أَقْنَیٰ: سرمايه قابل ذخيره بخشيد(قنيه به معناي اموال ماندني از قبيل خانه و باغ و حيوان بخشيد)
معنی نَصِيبٌ: بهره وسهم (اصل آن از نصب به معناي به پا داشتن است و بهره و سهم را به اين مناسبت نصيب خواندهاند که هر سهمي هنگام تقسيم از ساير اموال جدا ميشود تا با آن مخلوط نگردد )
معنی نَصِيبَکَ: بهره وسهم تو(اصل آن از نصب به معناي به پا داشتن است و بهره و سهم را به اين مناسبت نصيب خواندهاند که هر سهمي هنگام تقسيم از ساير اموال جدا ميشود تا با آن مخلوط نگردد )
معنی نَصِيبُهُم: بهره وسهم آنان(اصل آن از نصب به معناي به پا داشتن است و بهره و سهم را به اين مناسبت نصيب خواندهاند که هر سهمي هنگام تقسيم از ساير اموال جدا ميشود تا با آن مخلوط نگردد )
معنی عِشَارُ: شتران حامله ايي که ده ماه از حملشان مي گذرد - کنايه از اموال نفيس و گرانبها (جمع عشراء است وعشراء به معناي ماده شتر حاملهاي است که ده ماه از حملش گذشته باشد ، و همچنان عشرائش مينامند تا وقتي که بچهاش را بزايد ، و چه بسا که بعد از زائيدن هم آن را عشرا...
معنی أَولِيَاءَ: دوستان-سرپرستان-صاحب اختياران (کلمه اوليا جمع کلمه ولي است ، که از ماده ولايت است ، و ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان باشد ، که خود آنان مالک اموال خويشند ، ولي تدب...
ریشه کلمه:
مول‌ (۸۶ بار)
قوم ثمود روزگاری بخشهای مهمی از جهان را در اختیار داشتند، لذا بر اثر تبهکاری و طغیان و سرکشی، و فرار از حق و عدالت، و پرداختن به انواع ظلم و بیدادگری و فساد، به نوعی گرفتار کیفر الهی گشتند.
کالذین من قبلکم کانوا اشد منکم قوة واکثر امولا واولـدا فاستمتعوا بخلـقهم فاستمتعتم بخلـقکم کما استمتع الذین من قبلکم بخلـقهم وخضتم کالذی خاضوا اولـئک حبطت اعمــلهم فی الدنیا والاخرة واولـئک هم الخـسرون((شما منافقان،) همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهی در راه گناه و هوس) استفاده کردند؛ شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند؛ شما (در کفر و نفاق و استهزای مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند؛ (ولی سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند!) الم یاتهم نبا الذین من قبلهم قوم نوح وعاد وثمود وقوم ابرهیم واصحـب مدین والمؤتفکـت اتتهم رسلهم بالبینـت فما کان الله لیظلمهم ولـکن کانوا انفسهم یظلمون(آیا خبر کسانی که پیش از آنها بودند، به آنان نرسیده است؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهیم» و « اصحاب مدین » (قوم شعیب ) و «شهرهای زیر و رو شده» (قوم لوط)؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، (ولی نپذیرفتند؛) خداوند به آنها ستم نکرد، امّا خودشان بر خویشتن ستم می کردند!)
← تفسیر آیه فوق
 ۱. ↑ توبه/سوره۹، آیه۶۹.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «اموال ثمود».    
...
در بیمه اموال، اموال منقول مانند وسایل حمل و نقل، مال التجاره، اثاث خانه و اموال غیر منقول، مانند ساختمان‏ها و تأسیسات در مقابل خطرها بیمه می‏شوند.
دریا، هوا و خشکی، محل وقوع خطر برای اموال هستند. لذا به اعتبار آنها، بیمه اموال را به سه قسم دریایی، هوایی و خشکی تقسیم نموده‏اند.

← بیمه دریایی
بررسی مبانی بیمه در اسلام ص۶۰-۶۱. رده های این صفحه : اقسام بیمه | بیمه | فقه | مسائل مستحدثه































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
یکی از قواعد مسلم فقهی، قاعده ای است که گاهی از آن به « قاعده تسلط » یا « قاعده تسلیط »، تعبیر می شود؛ ولی در عبارت فقها به قاعده سلطنت معروف است.
تمسک به این قاعده به دوران های اولیه فقه اسلامی بازمی گردد، هر چند که در متون فقهی قرون اول و دوم، نه به این قاعده، بلکه به متن حدیثی که بعدها مستند آن قرار گرفته، تمسک شده است.
مفاد قاعده
مفاد قاعده این است که هر مالکی، نسبت به مال خود تسلط کامل دارد و می تواند در آن هر گونه تصرفی اعم از مادی و حقوقی بکند، و هیچ کس نمی تواند او را بدون مجوز شرعی از تصرفات منع کند. به عبارت دیگر، به موجب این قاعده، اصل بر آن است که همه گونه تصرفات برای مالک مجاز است، مگر آن که به موجب دلیل شرعی خلاف آن ثابت گردد.
کاربرد قاعده
کاربرد این قاعده در موارد شک و تردید است؛ بدین معنا که هرگاه نسبت به جواز تصرف مالک تردید شود، با استناد به این قاعده می گوییم: با توجه به عدم دلیل شرعی بر منع، مالک مجاز به تصرف است. به گفته صاحب جواهر : «قاعدة سلطان المالک و تسلط الناس علی اموالهم، اصل لا یخرج عنه فی محل الشک». یعنی قاعده سلطنت مالک و (به تعبیر دیگر) تسلط مردم بر اموال خود، اصلی است که در موارد تردید (و عدم وجود دلیل بر خلاف) نمی توان از آن خارج شد.

اموال در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:دارایی

اموال در جدول کلمات

به فرمایش پیغمبراسلام (ص)••• نگهبان و امانتدار اموال شوهرش میباشد و در این باره مسئولیت دارد
زن

معنی اموال به انگلیسی

estate (اسم)
علاقه ، دسته ، دارایی ، حالت ، طبقه ، وضعیت ، مملکت ، ملک ، املاک ، اموال
real estate (اسم)
اموال ، عقار

معنی کلمه اموال به عربی

اموال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی اموال

جمشید احمدی ٠٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٤
اموال به چم چیزهایی است به همراه خود و یا در جایی آنها را برای خودش دارد که برایش ارزش مادی و یا مینوی دارد که در گویش اربی به آنها اموالآن کس گفته می شود. بهتر است در پارسی از واژه ی �داشته ها� به جای اموال استفاده شود؛ که ناهمسانی باریکی نیز واژه ی ریشه ای خود یعنی دارایی و داراییها دارد؛ و بهتر است واژهی داشته ها را بجای اموال بکار برد و نه واژه دارایی را. تندرست باشید.
اموال = داشته ها
|

پیشنهاد شما درباره معنی اموال



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

حسنا > حسنا
عبدالرضا > طالع
بیژن > pleiotropic
### > مونا
ثمانه > ثمانه
محراب > نزل
نینا > نینا
امیرحسین ال احمدی لردگان چشم برم > مال احمدی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اموال آموزش وپرورش   • سایت اموال   • اداره اموال دولتی   • طبقه بندی اموال دولتی   • تعریف اموال   • فهرست اموال در حكم مصرفي   • سامانه اموال دولتی سادا   • سامانه اموال دستگاههای اجرایی   • معنی اموال   • مفهوم اموال   • معرفی اموال   • اموال چیست   • اموال یعنی چی   • اموال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اموال
کلمه : اموال
اشتباه تایپی : hl,hg
آوا : 'amvAl
نقش : اسم
عکس اموال : در گوگل


آیا معنی اموال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )