برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

امور ‏

/'omur/

برابر پارسی: کارها، رویدادها

معنی امور ‏ در لغت نامه دهخدا

امور. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ امر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کارها و عملها و کردارها. (ناظم الاطباء). کارها. (از آنندراج ). کارها. عملها. (فرهنگ فارسی معین ) : شغل امور وزارت و حساب ، بوالخیر بلخی راند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 233). غالب همت ایشان بمعظمات امور مملکت متعلق باشد. (گلستان ). || کاربارها و شغلها و چیزها. (ناظم الاطباء). شغلها. || حادثه ها. (فرهنگ فارسی معین ).
- امور جمیله ؛کارهای نیک و چیزهای خوب. (ناظم الاطباء).
- امور دولت و دین ؛ کارهای متعلق به دولت و مذهب. (ناظم الاطباء).
- امور عموم ، امور جمهور ؛ کارهای متعلق بعموم. (ناظم الاطباء).

امور. [ اَ ](اِخ ) پسر کنعان بن نوح بود. رجوع به اموریون شود.

معنی امور ‏ به فارسی

کارها، شغلها، حوادث، جمع امر
( اسم ) جمع امر . ۱ - کارها عملها . ۲ - شغلها . ۳ - حادثه ها . جمع : امورات
پسر کنعان بن نوح بود
[ گویش مازنی ] /ammoor/ آتش گیر - قندشکن
در اصطلاح فلسفه اموری است که نه دائمی و نه بطور اکثر باشد .
( وزارت ) وزارت امور خارجه ایران مامور تحکیم روابط بین دولت ایران و دول دیگر و نیز حفظ و صیانت منافع دولت در خارج از کشور است . وزارت امور خارجه دارای ۲۶ سفارت کبری ۸ سفارت ۱۳ سر کنسولگری در خارج است .
[catering operations] [گردشگری و جهانگردی] سازماندهی و اجرای خدمات پذیرایی به عنوان جزئی از امور یک سازمان بزرگ
آزموده در هر کاری
در اصطلاح طب قدیم عبارت از مقدمات یا مبادیی است که هستی و قوام وجود آدمی بر آنها نهاده شده است .
آنست که اختصاص بقسمی از اقسام موجودات یعنی واجب و جوهر و عرض نداشته باشد .
[forest finance] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ارزشیابی و حسابرسی و بررسی سرمایه گذاری در امور جنگل داری شامل بیمه و مالیات بندی و تخصیص اعتبارات
در اصطلاح ساکنان آنرا گویند که ممکن نباشد راندن و دور کردن آن از عقل و هم یافتن آن در عین امکان پذیر نباشد و بعبارت دیگر آنکه در خارج موجود نباشد یعنی در خارج ذاتی نباشد که بدان حیات و علم نسبت داده شود .
جریان دم از ...

معنی امور ‏ در فرهنگ معین

( اُ ) [ ع . ] (اِ.) جِ امر. ۱ - کارها، عمل ها. ۲ - شغل ها. ۳ - حادثه ها.

معنی امور ‏ در فرهنگ فارسی عمید

= امر

امور ‏ در جدول کلمات

معنی کلمه امور ‏ به عربی

الشؤون التنفذية
الشؤون الإنسانية
الشؤون المحلية
سلطة
دفة الحكم

امور ‏ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جمشید احمدی
زمینه ها
فر کیانی
واژه آریایی امر amr به معنای فرمان است که ستانده شده از لغت اوستایی مر به معنای گفتن (با هدف فرمان دادن)-فرمودن همانطور که لغت murunda* به معنای فرمانده commander لقب بزرگان و اشراف در مردمان سکا بوده است. بدینسان روشن میشود که امیر گویشی دیگر از میر→مر است همانطور که نمونگان دیگری از کشاندن آواها در زبانهای ایرانی وجود دارد مانند سر-سیر=پر-لبالب و پر-پیر=پیرامون و تر-تیر=آنسو-روبرو و زو-زیو=زنده-توانا.

عرب لغت جعلی مامور به معنای امربر را از روی لغت ایرانی امر ساخته است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سازمان امور مالیاتی   • پیش ثبت نام کد اقتصادی   • سازمان امور مالیاتی تهران   • اظهارنامه مالیاتی 94   • دارایی ارزش افزوده   • اظهارنامه مالیاتی 95   • لیست حقوق دارایی   • مالیات فصلی   • معنی امور ‏   • مفهوم امور ‏   • تعریف امور ‏   • معرفی امور ‏   • امور ‏ چیست   • امور ‏ یعنی چی   • امور ‏ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی امور ‏
کلمه : امور ‏
اشتباه تایپی : hl,v ‏
آوا : 'omur
نقش : اسم
عکس امور ‏ : در گوگل

آیا معنی امور ‏ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )