انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1041 100 1

انبه

/'anbe/

معنی انبه در لغت نامه دهخدا

انبت. [ اَم ْ ب َ ] (ع ن تف ) رویانیده تر. (ناظم الاطباء).

انبه. [ اَم ْب ُه ْ ] (ص ) مخفف انبوه است. (برهان قاطع) (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). بسیار. متعدد. کثیر :
گروه انبه ایشان چو لشکر یأجوج
سلاح محکم ایشان چو سد اسکندر.
عنصری.
از گله ٔ انبه چه غم قصاب را
انبهی ّ هش چه بندد خواب را؟
مولوی.
با سپاهی همچو استاره اثیر
انبه و فیروز صفدر ملک گیر.
مولوی.
- انبه شدن ؛ انبوه شدن. بسیار شدن. گرد آمدن :
همیدون بر آن دیده بان یک گروه
شدند انبه از زیر آن برز کوه.
اسدی (گرشاسب نامه ص 188).
|| مملو و پر. || فروریختن دیوار. || (اِ) بسیاری چیزها باشد خواه از مردم خواه از حیوانات دیگر. (برهان قاطع). کثرت :
گریزان چنان شد در آن گردگرد
کز انبه همی مردبر مرد مرد.
اسدی (گرشاسب نامه ص 225).
|| جماعت. گروه :
بدان انبه اندریکی مرد مست
بسنگی بر از دور تیغی بدست.
اسدی (گرشاسب نامه ص 143).
کجا باره زانبه بپرداختند
خم پنجه در باره انداختند.
اسدی (گرشاسب نامه ).
- پرانبه ؛ پرانبوه. پرجمعیت :
بیاکند گنجش ز گنج مهان
پرانبه شدش بارگاه از شهان.
اسدی (گرشاسب نامه ).
و رجوع به انبوه شود.

انبه.[ اُم ْ ب َ / ب ِ ] (اِ) سرپا ایستادن قاب قمار مقابل شاه و وزیر و دزد. قائم و ایستاده ماندن قاب قمار. امبه. (یادداشت مؤلف ). در آذربایجان اُنبا گویند.

انبه. [ اَم ْ ب َ/ب ِ ] (از سانسکریت ، اِ) میوه ایست معروف در هندوستان. (برهان قاطع). میوه ایست مشهور که آنرا آنب گویند. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). درختی از دسته ٔ بلادریان جزو تیره ٔ سماقیان که در حدود سی گونه از این گیاه در آسیای جنوبی (در مناطق استوایی ) مخصوصاً هندوستان شناخته شده. (فرهنگ فارسی معین ). لغت هندی است و آنب نیز نامند و بتورانی نغزک [ گویند ]، درخت آن بسیار عظیم و بزرگتر از درخت گردکان [ است ]، باختلاف اراضی و اهویه بعد از سه چهار سال از نشانیدن تخم آن و تا هشت و نه سال بثمر می آید و هنگام بهار... وقت رسیدن ثمر آن ، نیز باختلاف بلدان هنگام بودن آفتاب در برج جوزا و سرطان است و تا پنجاه و شصت سال ثمر میدهد و ثمر آن در اوایل ، سال بسال بهتر می شود و در اواخر، بالعکس ، و برگ آن طولانی شبیه ببرگ ساذج هندی و از آن بزرگتر و در رائحه نیزشبیه بتمر [ است ] و ثمر آن در ابتدا بسیار عفص میباشد و آهسته آهسته ترش می گردد و پس شروع مینماید بشیرینی و شیرین می گردد و در بعضی اماکن اشجار تمام سال ثمر می دهد ولیکن بشیرینی و خوبی آنچه در فصل و موسم آن میشود نمیرسد... در بزرگی و کوچکی و شکل و طعم و رائحه و شادابی و بیریشگی و ریشه داری و لحمی و کم آبی باختلاف اقسام آن هیچ میوه نمیرسد [ چنانکه ] در بزرگی از نیم آثار تا دو آثار که یک من تبریزی است تخمیناً در بنگاله دیده شده و از بعضی درختها یک آثار و سه پا و نیم آثار که یک چهار یک من تبریزی است تخمیناً و در کوچکی برابر هلیله ٔ کابلی. (از مخزن الادویه ، ذیل انبج ). ثمر درختیست هندی بقدر درخت گردکان و ثمربعضی مثل بادام سبز و از اول تکون تا رسیدن سبز است و بعد از رسیدن زرد میشود و بعضی را ثمر مثل سیب [ است ] و نارس او با عفوصه و اندک ترشی ، و چون برسد سرخ و ترش و شیرین گردد و در انتها زرد شود و شیرین وهر دو قسم او خوشبو میباشد. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ، ذیل انبج ). در بلوچستان ایران در حدود سراوان ، قصرقند، چاه بهار و قسمت ساحلی عمان بطور خودرو هست و تربیت اهلی آن در آن امکنه آسان است. در میناب و نیک شهر نیز کاشته شده است. (از یادداشت مؤلف ). از درختان میوه ٔ گرمسیری است که در هندوستان و مصر فراوان میباشد. میوه ٔ آن خیلی لذیذ است. در ایران نیز در صفحات جنوب یافت میشود و از میوه ٔ نارس آن ترشی میسازند. (جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 288). انبج. (منتهی الارب ).هند. آنب. اَنْب. آم. (فرهنگ فارسی معین ). عنب. عنبا. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به انبج و انبجات شود.
- ترشی انبه ؛ انبه ٔ پرورده در سرکه و تمر و پاره ای ادویه که از هندوستان می آورند. (ناظم الاطباء).

انبه. [ اَم ْ ب َه ْ ] (ع ن تف ) تنبیه کننده تر و خبردهنده تر. (غیاث اللغات ).

معنی انبه به فارسی

انبه
۱ - ( صفت ) یکجا جمع شده و بهم پیوسته. ۲ - بسیار متعدد کثیر. ۳ - پر مملو. ۴ - پر جمعیت . ۵ - ( اسم ) کثرت : انبوه جمعیت .
تنبیه کننده تر و خبر دهنده تر
انبجات
درختی زینتی است که میوه ماکول دارد و در باغات مازندران و کرج جدیدا کاشته شده است .
قریه نزدیک فیروز بهرام .

معنی انبه در فرهنگ معین

انبه
(اَ نِ) [ هند. ] (اِ.)درختی تناور، در جنگل - های هندوستان می روید میوه اش ابتداء ترش مز ه می باشد و بعد شیرین می شود و آن را خام می خورند و از آن مربا و ترشی هم درست می کنند.

معنی انبه در فرهنگ فارسی عمید

انبه
= انبوه
۱. درختی تناور با برگ های دراز و نوک تیز و گل های خوشه ای که بلندیش به ده متر می رسد و در هندوستان می روید.
۲. میوۀ این درخت که بزرگ وگوشتی است و هسته ای بزرگ دارد.

انبه در دانشنامه ویکی پدیا

انبه
بیش از ۵۰ گونه
شربت انبه یا ازگیل ژاپنی در طب چینی برای درمان گلودرد و رفع سرفه استفاده می شد.
از ترکیب برگ انبه و چند ماده دیگر برای ساخت اکسپکتورانت (داروی خلط آور) و مسکن برای درد سینه استفاده می گردد.
برای هضم غذا بسیار مفید است.
آرام بخش است.
برای تقویت دندان و لثه دم کرده برگ درخت انبه را مضمضه کنید.
این میوه به دلیل داشتن ویتامین C و بتاکاروتن، یک سیستم ایمنی بسیار قوی در بدن شما ایجاد می کند.
برای بهبود عملکرد سیستم تنفسی مفید است.
خوردن مقدار زیاد انبه یا ازگیل ژاپنی باعث خواب آلودگی می گردد.
انبه (نام علمی:Mangifera) میوه ای گرمسیری و گیاه آن از سرده های تیرهٔ پسته ایان است. خاستگاه انبه شبه جزیرهٔ هند، پاکستان، بنگلادش و آسیای جنوب شرقی است. این درخت امروزه در بسیاری از کشورهای گرمسیری پرورش داده شده و در سراسر دنیا صادر می شود. میوهٔ انبه علاوه بر مصرف خوراکی، آشپزی و آب میوه گیری، به عنوان طعم دهنده، رنگ دهنده و عطر کاربرد دارد. برگ های درخت انبه نیز مورد استفاده های زینتی قرار می گیرد.
درخت انبه قد بلندی دارد و ممکن است به ۳۵ تا ۴۰ متر برسد. قطر قسمت شاخ و برگ دار آن نیز می تواند به ۱۰ متر برسد. عمر این درخت طولانی است و برخی از درخت های انبه با وجود ۳۰۰ سال سن هنوز میوه می دهند.
رنگ برگ های درخت انبه در ابتدا و پس از جوانه زدن نارنجی مایل به صورتی است، که با گذشت زمان به رنگ قرمز تیره، و سپس سبز تیره در می آید. شکوفه های انبه کوچک و سفیدرنگ به صورت خوشه های ۱۰ تا ۴۰ سانتی متری هستند. هر شکوفه ۵ گلبرگ، ۵ کاسبرگ و ۵ پرچم دارد، و رایحه ای همچون موگهٔ بهار دارد.
عکس انبه
انبه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
انبه (سرده)
انبه (گیاه)
انبه (نام علمی: Mangifera) نام یک سرده از تیره پسته ایان است.
انبه (نام علمی: Mangifera indica) نام یک گونه از سرده انبه ایان است. این درخت زیبای همیشه سبز و دارای میوه های باارزش خوراکی، در استان های هرمزگان و بلوچستان کاشته می شود.
انبه باز (اردو: .mw-parser-output .nastaliq{line-height:200%;font-size:150%;font-family:IranNastaliq,"Urdu Emad Nastaleeq","Noto Nastaliq Urdu","Urdu Typesetting","Jameel Noori Nastaleeq","Nafees Nastaleeq","Nafees Nastaleeq v1.01",Nafees,"Pak Nastaleeq","PDMS_Jauhar",sans-serif;text-justify:inter-word;font-weight:normal}.mw-parser-output .nastaliq .b{text-justify:inter-word}مینگو باز) یک شرکت رسانه ای خبری اینترنتی پاکستان است که در شهر لاهور واقع است.
علی گل
این برنامهٔ خوراک خوان، یا فیدخوان یا خبرخوان است و به نرم افزارهایی گفته می شود که می توانند درونمایه های تازه ای که به خوراک افزوده شده است را دریافت کنند و آنرا به کاربر نمایش دهند. این برنامه به صورت برخط قابل دسترسی می باشد. این برنامه یک استارتاپ یعنی شرکت نوپایی است و در حقیقت یک رسانه دیجیتال است. مینگوباز در اواخر سال ۲۰۱۴ بنیاد نهاده شده است.
انبه زرد (نام علمی: Mangifera flava) نام یک گونه از سرده انبه است.
انبه سفید (نام علمی: Mangifera caesia) نام یک گونه از سرده انبه ایان است.
انبه فوتیدا (نام علمی: Mangifera foetida) نام یک گونه از سرده انبه است.
گاندریا یا انبه ماریان (نام علمی: Bouea macrophylla) نام یک گونه از تیره پسته ایان است.
انبه کوئینی، انبه معطر یا انبه اسپانیایی (نام علمی: Mangifera odorata) نام یک گونه از سرده انبه ایان است.
انبه نیکوبار (نام علمی: Mangifera nicobarica) نام یک گونه از سرده انبه است.
ترشی انبه یکی از انواع ترشیجات است. ماده اصلی این ترشی انبه است. این ترشی از ترکیب انبه، رب گوجه فرنگی، تمر هندی، سرکه، سیر، فلفل و زرچوبه تهیه می شود. همچنین برخی از آبلیمو و دارچین و هل کوبیده در تهیه آن استفاده می کنند. این مواد را به همراه سرکه در ظرفی در بسته می ریزند تا ترشی تهیه گردد.
در نوع دیگری از ترشی انبه، پس از خرد کردن انبه ها، آن ها را با فلفل سبز و قرمز خرد شده، تخم شنبلیله، زیره سبز، فلفل سیاه و رازیانه و پودر فلفل قرمز مخلوط کرده و در تابه ای به همراه کمی روغن تفت می دهند. بعد از سرد شدن روغن، مخلوط مواد را با نمک آمیخته و در ظرف شیشه ای تمیز و خشک ریخته و مابقی روغن را نیز روی آن اضافه می کنند. سپس آن را در جای خنک به مدت یک ماه نگهداری می کنند تا آماده شود.
جم انبه، روستایی از توابع بخش جغین شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان جغین شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۳۴۹ نفر (۲۶۸خانوار) بوده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

انبه در دانشنامه آزاد پارسی

اَنْبِه (mango)
اَنْبِه
اَنْبِه
درخت همیشه سبزی متعلق به تیرۀ سماق۱، با نام علمی Mangifera indica، از درختان بومی هند و مالزی. میوه های خوش طعم و بیضی شکل بزرگش به فراوانی در دیگر مناطق حاره ای و نیم حاره ای، مانند هند غربی، کاشته می شود. در ایران، محل اصلی رویش انبه بلوچستان است، ولی آن را در بندر عباس و سایر نواحی خط ساحلی جنوب کاشته اند. در این نواحی، انبه به موانبه، نغزک، و منجو نیز معروف است. قسمت های گوناگون گیاه انبه خواص دارویی دارد. برگش قابض، و گل های آن اشتهاآور و قابض است. همچنین برای رفع ناراحتی هایی با منشأ صفراوی نیز مفید است. میوۀ نارس آن تصفیه کنندۀ خون و میوۀ رسیده اش مقوی قوۀ باه و اشتهاآور است.Anacardiaceae

معنی انبه به انگلیسی

mango (اسم)
انبه ، درخت انبه ، میوهء انبه

معنی کلمه انبه به عربی

انبه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ناصر خاني ٢٣:٣٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٨
Mango
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات انبه   • خواص انبه برای پوست   • هسته انبه   • خواص آب انبه   • درخت انبه   • فصل انبه   • خواص انبه در دوران بارداری   • خواص برگ انبه   • معنی انبه   • مفهوم انبه   • تعریف انبه   • معرفی انبه   • انبه چیست   • انبه یعنی چی   • انبه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انبه
کلمه : انبه
اشتباه تایپی : hkfi
آوا : 'anbe
نقش : اسم
عکس انبه : در گوگل


آیا معنی انبه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )