برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1320 100 1

انتقام

/'enteqAm/

مترادف انتقام: تقاص، تلافی، خونخواهی، کیفر، کین جویی، کین خواهی، کین کشی، کینه توزی، مقابله بمثل

متضاد انتقام: اغماض، عفو

برابر پارسی: تلافی، تاوان گیری، خونخواهی، ریمنی، کینخواهی، کینه توزی، کینه جویی

معنی انتقام در لغت نامه دهخدا

انتقام. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کینه کشیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). کینه کشیدن از کسی. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). کین کشیدن. (مصادر زوزنی ). کینه خواستن. کین توختن. (فرهنگ فارسی معین ). || عِقاب کردن ، یقال انتقم اﷲمنه ؛ ای عاقَبه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . عِقاب کردن. (از اقرب الموارد). یعنی قصاص گرفتن و آن حق خدای تعالی است و انسان رادر آن بهره و نصیبی نیست و اگر کسی از بنی نوع بشر آنرا حق خود بداند و در آن دخل و تصرف کند و مرتکب شود نسبت بخدای تعالی بسیار جسور بوده ، افترا بر او بسته است و چون جان و روح شریعت موسوی بر ضد انتقام بوده بدان واسطه شهرهای بست برای ولی مقتول قرار داده شد. و انجیل کلیةً از انتقام منع کرده و به آمرزش امرنموده است. (از قاموس کتاب مقدس ) : فلما آسفونا انتقمنا منهم. (قرآن 55/43)؛ چون ما را بخشم آوردند، کین کشیدیم از ایشان. (کشف الاسرار ج 9 ص 64).
- عزیزالانتقام ؛ خدای تعالی شأنه. (ناظم الاطباء).
|| (اِمص ) کینه کشی از کسی. (مؤید الفضلاء). کین کشی. کین خواهی. کینه توزی. (فرهنگ فارسی معین ) : اما نفس خشم گیرنده با ویست نام و ننگ جستن... چون بر وی ظلم کنند بانتقام مشغول بودن. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 96). خواجه [ احمدحسن ] آغازید هم از اول بانتقام مشغول شدن و ژکیدن.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 155). بغنیمت داشته اند عفو چون توانستند که بانتقام مشغول شوند. (تاریخ بیهقی ص 164). بهمه پادشاهان و گردنکشان اطراف رسیده و ترسانند و خواهند که بانتقامی بتوانند رسید. (تاریخ بیهقی ص 131). علی رایض حسنک را به بند میبرد و استخفاف میکرد و تشفی تعصب و انتقام می بود. (تاریخ بیهقی ص 177). من او را دست خواجه نخواهم داد که چنین چاکران را فروخورد بانتقام خویش. (تاریخ بیهقی ).
وآنرا که ازو همی طمع دارد
گو ساخته باش انتقامش را.
ناصرخسرو.
اگر در انتقام جد ننمایی بیش از این شاه مرغان نتوانی بود. (کلیله و دمنه ). بچه قوت و عدت وکیل دریا را بانتقام خود تهدید میکنی ؟ (کلیله و دمنه ).
با آب کار تیغ و چو تیغ از غذای نفس
صوفی ّ کار آب کن از خون انتقام.خاقان ...

معنی انتقام به فارسی

انتقام
کینه کشیدن ازکسی، کینه گرفتن، سزای کاربدکسی رادادن ، کینه توزی
۱ - ( مصدر ) کینه کشیدن کینه خواستن کین توختن . ۲ - ( اسم ) کین کشی کین خواهی کینه توزی . ۳ - ( اسم ) کینه . جمع : انتقامات .
کینه گرفتن
مکافات کردن
کینه جو ٠ کینه کشنده
کینه گرفتن ٠ انتقام گرفتن
کشنده کینه کش ۲ - صفتی است از صفات خدای تعالی .

معنی انتقام در فرهنگ معین

انتقام
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) کینه کشیدن . ۲ - (اِمص .) خونخواهی ، کینه توزی .

معنی انتقام در فرهنگ فارسی عمید

انتقام
رفتاری عمدی که برای آزار و اذیت کسی به تلافی کار بد او انجام می شود، کینه کشیدن از کسی، کینه گرفتن، کینه توزی.

انتقام در دانشنامه اسلامی

انتقام
انتقام از ماده"نقم" به معنای انکار یک چیز و عیبگیری از آن است. از آن به مناسبت در باب های تجارت، نکاح و دیات سخن رفته است.
معنای اصلی "نقم" عقوبت به قصد تشفی دل یا همان سرزنش همراه با تنفّر است به هر نحوی که مناسب حال و مقام باشد. پس در معنای اصلی و ریشه ای این لفظ، هرگز معنی عقاب و کیفر نهفته نیست؛ بلکه انکار گاهی با زبان و گاهی با عمل که همان عقاب و کیفر باشد، انجام می گیرد و انکار عملی از لوازم معنی انتقام به شمار میرود.
انتقام در اصطلاح قرآنی
انتقام در اصطلاح قرآنی همان انکار است که احیاناً ملازم با کیفر بوده و هرگاه کیفردهنده بشر باشد، همراه با تلافی درآوردن خواهد بود؛ ولی اگر خدای متعال باشد فقط به معنی کیفر بخشیدن است. ماده "نقم" در قرآن چهار بار در مورد انتقام دشمنان از مؤمنان به کار رفته و سیزده بار در رابطه با انتقام خداوند از گناهکاران آمده است.
ابزار انکار
انکار ممکن است به وسیله زبان و یا عقوبت کردن باشد.
مراتب انتقام
...
انتقام
کلیدواژه: قرآن، انتقام، خداوند، انسان، انکار، کیفر، عقاب، مجرم، گناه
انتقام از ماده ­ی "نقم" به معنای انکار یک چیز و عیب­گیری از آن است. این انکار ممکن است به وسیله­ی زبان و یا عقوبت­کردن باشد.
انتقام مراتب مختلفی دارد؛ ممکن است به صورت سرزنش و نکوهش، توبیخ کردن، تنبیه نمودن یا مجازات کردن باشد. اما معنای اصلی "نقم" همان سرزنش همراه با تنفر است به هر نحوی که مناسب حال و مقام باشد.
پس در معنای اصلی و ریشه­ای این لفظ، هرگز معنی عقاب و کیفر نهفته نیست؛ بلکه انکار گاهی با زبان و گاهی با عمل که همان عقاب و کیفر باشد، انجام می­گیرد و انکار عملی از لوازم معنی انتقام به شمار می­رود و انتقام در اصطلاح قرآنی همان انکار است که احیاناً ملازم با کیفر بوده و هرگاه کیفر­دهنده بشر باشد، همراه با تلافی در­آوردن خواهد بود؛ ولی اگر خدای متعال باشد فقط به معنی کیفر بخشیدن است.
ماده­ی "نقم" در قرآن چهار بار در مورد انتقام دشمنان از مؤمنان به کار رفته و سیزده بار در رابطه با انتقام خداوند از گناه­کاران آمده است.
انتقام در قرآن کریم به طور کلی به دو صورت بیان شده است: ...


انتقام در دانشنامه ویکی پدیا

انتقام
انتقام یک شکل بدوی از اعمال عدالت است. معمولاً در غیاب هنجارهای قانون رسمی یا قانون فقهی اعمال می شود. انتقام اغلب به عنوان یک عمل مضر تعریف می شود که در برابر یک فرد یا گروه تصور شود، در برابر یک شکایت، چه عزای واقعی باشد و چه به صورت یک شکایت (درست یا غلط) دیده و تصورشود.
انتقام (ابهام زدایی)
ترجمه بخشی ای از مقاله ی Revenge در ویکی پدیا ی انگلیسی است. برای ترجمه ای از آن به این لینک مراجعه شود.
عدالت کیفری. عدالت کیفری، یک نظریهٔ عدالت است که بر آن است که بهترین و متناسب ترین پاسخ به یک جرم، اعمال مجازاتی مشابه است، که به خاطر خود آن جرم انجام می شود و نه برای خدمت به یک هدف اجتماعی بیرونی مانند بازدارندگی یا توانبخشی مجرم. (عدالت کیفری می تواند با کلماتی نظیر رتریبیوتیو، مکافاتی ،عاقبتی، جزا دادن، و غیره مشخص شود).
تعدادی از کلمات مرتبط با انتقام، قصاص، تلافی، مقابله به مثل، جزا دادن، کینه و غیره هستند که هر کدام لینک ویکی پدیای مجزایی می طلبد.
معمولاً انتقام به عنوان یک حق برای خروج از قانون استفاده می شود، یعنی (از دید آن جامعه،) این پذیرفتنی است که برای انتقام قانون زیر پا گذاشته شود. دلیل این است که از نظر روانی، به نظر فرد انتقام گیرنده، قانون توانایی برگرداندن عدالت را ندارد.
انتقام همچنین با عناوین و کلمات دیگری مثل بازپرداخت ، قصاص ، کیفر(ریتالییشن) و کینه (وانجنس) نیز توجیه می شود. انتقام ممکن است به صورت یک فرم از عدالت (که البته ای عدالت نباید با یک سیستم عدالت کیفری/جزایی اشتباه شود) در نظر گرفته شود که در ظاهر به صورت نوعی نوعدوستی جلوه داده می شود. اما این نوعدوستی ای است که می خواهد عدالت اجتماعی یا اخلاقی را بیرون از یک سیستم قضایی و قانونی برقرار کند. فرانسیس بیکن انتقام را به عنوان یک نوع «عدالت وحشی» توصیف می کند که "... قانون را زیرپا میگذارد. قانون را از (سیستم) اداری و رسمی به بیرون از آن می آورد".
عدالت بدوی یا عدالت مکافاتی معمولاً از صورت های رسمی و تصفیه شده ی عدالت، همچون عدالت توزیعی و عدالت مقدس (الهی) مجزا و تفاوت دانسته می شود.وقتی که بی عدالتی انجام می شود و قربانی با هر کاری انتقام می گیرد فعالیت بخش پاداش مغر به بیشترین حالت خود می رسد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

انتقام در دانشنامه آزاد پارسی

انتقام (revenge)
(یا: کین خواهی) عمل تلافی جویانه و عموماً نوع خشونت آمیز آن از سوی کسی که به ظن خود قربانی بی عدالتی شده باشد؛ نیز، پی گیری غالباً متعصبانۀ بازماندگانِ فرد قربانی برای گرفتن انتقام از فردِ مظنون به قتل. تمایل به انتقام ریشه در قدیمی ترین باورهای انسانی دارد و نشانه هایش هم در فرهنگ های باستانی و هم در فرهنگ های جدید مشاهده می شود. تفاوت انتقام با مجازات در آن است که انتقام را معمولاً خودِ قربانی یا یکی از خویشاوندان او بی واسطه از عاملِ خطا می گیرد، درحالی که مجازات را فرد یا نهاد جداگانه ای، همچون دولت، در قالبی رسمی در نکوهش عمل خطا اِعمال می کند. در بسیاری از جوامع، انتقام راهی برای بازگرداندن شرافت و آبرو به شخص صدمه دیده تلقی می شود. در جوامع ابتدایی، دامنۀ انتقام کل گروه را دربر می گرفت و در نتیجه الزامی اجتماعی تلقی می شد؛ بدین ترتیب، گذشت کردن و انصراف از انتقام جویی نشانۀ ضعف بود که می توانست بی آبرویی و بدنامی بیشتری برای گروه یا فرد آسیب دیده به بار آورد. انتقام در جوامع جدید «اجرای قانون به دست خود» تلقی می شود و بنابر کارآیی یا فقدان کارایی قوانین موجود، تلقی های متفاوتی از آن در نزد مردم وجود دارد. بسیاری از تراژدی های یونانی، به ویژه اورستیا، اثر آیسخولوس(آشیل)، به انسان هایی می پردازند که در دام چرخۀ پایان ناپذیری از کشتارها و انتقام جویی ها گرفتار آمده اند. در ادبیات انگلیسی، شکسپیردر نمایش نامۀ هَملِت، انتقام جویی را به بهترین نحو در قالب تراژدی طرح می کند؛ این سبک ادبی از ۱۵۸۰ تا ۱۶۴۰ بسیار شکوفا شد. در ادبیات فارسی و در حماسه های ایرانی به ویژه در شاهنامه کشته شدن سیاوش به دست افراسیاب و انتقام ایرانیان از تورانیان به رهبری کیخسرو و نمونه برجستۀ کین خواهی است.

نقل قول های انتقام

انتقام اقدامِ تلافی جویانه علیه یک فرد یا گروه در پاسخ به تخلفِ اثبات شده است.
• «به عقیدهٔ من، عدم خشونت بی نهایت پُرارزش تر از خشونت است. بخشش به مراتب بیشتر از انتقام، نمایانگر قدرت است.» برگرفته از کتابِ «گزینهٔ گفتارهای گاندی» ترجمه مهشید میرمعزّی، نشر ثالث، سال ۱۳۸۸، ص ۱۳ -> ماهاتما گاندی
• «انتقام از جنایت قبیح تر است زیرا آن بدون مقدمه صورت می گیرد و این با تفکر و تعقل.» بدون منبع -> هیپولیت تن
• «انتقام ناشی از ضعف کسانی است که قادر نیستند ناملایمات را تحمل کنند.» بدون منبع -> فرانسوا لارشفوکو
• «انتقام جویی برای صاحبان قدرت چقدر زشت است.» تحف العقول -> جعفر صادق
• «انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان.»

ارتباط محتوایی با انتقام

انتقام در جدول کلمات

معنی انتقام به انگلیسی

revenge (اسم)
تلافی ، انتقام
reprisal (اسم)
جبران ، تلافی ، انتقام
vengeance (اسم)
کینه ، انتقام
nemesis (اسم)
کینه جویی ، انتقام ، قصاص
wreak (اسم)
انتقام
vindictive (صفت)
تلافی ، کینه جو ، انتقام ، انتقامی ، تلافی کننده

معنی کلمه انتقام به عربی

انتقام
انتقام , ثار , عدو
منتقم
أخَذَ بالثَّأرِ
انتقام
انتقم له
عدو
غضب

انتقام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انتقام میگیرم   • انتقام عکس   • انتقام عشقی   • سريال انتقام   • معنی انتقام   • فیلم انتقام   • انتقام گرفتن   • انتقام ویکی پدیا   • مفهوم انتقام   • تعریف انتقام   • معرفی انتقام   • انتقام چیست   • انتقام یعنی چی   • انتقام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انتقام
کلمه : انتقام
اشتباه تایپی : hkjrhl
آوا : 'enteqAm
نقش : اسم
عکس انتقام : در گوگل

آیا معنی انتقام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )