برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1317 100 1

اندامگانی

معنی اندامگانی به فارسی

اندامگانی
[organic] [زیست شناسی] مربوط به اندامگان
[organic headache] [علوم پایۀ پزشکی] سردرد ناشی از طیف گسترده ای از نارسایی های درون جمجمه ای

اندامگانی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
اندامگانی. (زیست شناسی) مربوط به اندامگان. مترادفِ این واژه در زبان انگیسی «Organic» می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اندامگانی   • مفهوم اندامگانی   • تعریف اندامگانی   • معرفی اندامگانی   • اندامگانی چیست   • اندامگانی یعنی چی   • اندامگانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اندامگانی
کلمه : اندامگانی
اشتباه تایپی : hknhl'hkd
عکس اندامگانی : در گوگل

آیا معنی اندامگانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )