برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1275 100 1

اندامگان

/'andAmgAn/

معنی اندامگان به فارسی

اندامگان
[organism] [زیست شناسی] 1. مجموعۀ اندام های تشکیل دهندۀ موجود زنده 2. موجود زنده اعم از گیاه و جانور و میکرب
[acid-fast organism] [زیست شناسی-میکرب شناسی] اندامگانی که پس از جذب رنگ در پی رنگ آمیزی اسیدپای، با اسیدهای معدنی یا مخلوط اسیدالکل رنگ بری نمی شود
[cyborg, CYBernetic ORGanism] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] موجودی که بخشی از آن انسان و بخش دیگرش ماشین است
[scouring organism] [مهندسی محیط زیست و انرژی] اندامگانی مانند کرم و کرمینۀ حشرات و دیگر بی مهرگان که لایۀ توده باکتریایی (zoogloedal) سطح بستر صافی زیستی را با خوردن یا کندن از بین ببرد
[pollution indicator organism] [مهندسی محیط زیست و انرژی] گونه های گیاهی یا جانوری که در آب های آلوده مشاهده می شوند و وجودشان دلیل بر آلودگی خاصی در آب است

معنی اندامگان به انگلیسی

organism (اسم)
مزاج ، اندامگان ، ترکیب موجود زنده

معنی کلمه اندامگان به عربی

اندامگان
کائن حي

اندامگان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
اَندامگان. (زیست شناسی) الف. مجموعهٌ اندام های تشکل دهندهٌ موجود زنده. ب. موجود زنده اعم از گیاه و جانور و میکروب. مترادفِ این واژه در زبان انگلیسی «Organism» (اُرگانیسم) می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارگانیسم در جدول   • معنی ارگانیزم   • موجود زنده در جدول   • تقسیم بندی موجودات زنده   • ارگانیزم یعنی چه   • معنی لغوی ارگانیسم   • تعریف موجودات زنده   • موجودات زنده چیست   • معنی اندامگان   • مفهوم اندامگان   • تعریف اندامگان   • معرفی اندامگان   • اندامگان چیست   • اندامگان یعنی چی   • اندامگان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اندامگان
کلمه : اندامگان
اشتباه تایپی : hknhl'hk
آوا : 'andAmgAn
نقش : اسم
عکس اندامگان : در گوگل

آیا معنی اندامگان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )