برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1350 100 1

اندک

/'andak/

مترادف اندک: اقل، انگشت شمار، پشیز، جزئی، حقیر، شمه، قلت، قلیل، کم، لخت، مزجات، معدود، ناچیز

متضاد اندک: افزون

معنی اندک در لغت نامه دهخدا

اندک. [ اَ دَ ] (ص ، ق ) مقابل بسیار و مقابل بیش و گاهی مقابل فراوان نیز آمده اگر چه هرکدام مترادف هم است. (آنندراج ) . چیز کم. (ناظم الاطباء). کم. مقابل بیش. بسیار. (فرهنگ فارسی معین ). یسیر. قلیل. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). یسیر.(دهار). شملول. تافه. طفیف. تفه. مزیر. معن. قَلال. قُلال. قطیره. قطره. خبطه. مهین. لظخ. لسام. لزب. قرحناب. مسحة. شنقم. وشغ. نزر. نزیر. منزور. عش. عداف. شفی. (منتهی الارب ). بخس. بکی. نبذ. برض. زهید. دون. امم. حثاث. مقابل پُر. (یادداشت مؤلف ) :
خواهی اندک تو از جهان بپذیر
خواهی از ری بگیر تا به حجاز .
رودکی.
سپاه اندک و رای و دانش فزون
به از لشکر گشن بی رهنمون.
ابوشکور.
میلفنج دشمن که دشمن یکی
فراوان و دوست از هزار اندکی.
ابوشکور.
ترکان گنجینه گروهی مرد مانند اندک. (حدود العالم ).
پسر بودش [ سیاوش ] از دخت پیران یکی
که پیدا نبود از پدر اندکی .
فردوسی.
به ایران زن و مرد و کودک نماند
همان چیز بسیارو اندک نماند.
فردوسی.
فرامرزبا اندکی رزمجوی
بمردی بروی اندرآورد روی.
فردوسی.
تو از من به سال اندکی مهتری
تو باید که چون می دهی می خوری.
فردوسی.
ز زابل برانم من اندک سپاه
نمانم بتوران سرتخت و گاه.
فردوسی.
زانچه کردست زانچه خواهد کرد
سختم اندک نماید و سوتام.
فرخی.
اندک شمرد هرچه ببخشید اگرچند
نزد همه کس اندک او باشد بسیار.
فرخی.
بسیار پیش همت تو اندک
دشوار پیش قدرت تو آسان.
فرخی.
عشق خوش است ار مساعدت بود از یار
یار مساعد نه اندک و نه بسیار.
فرخی.
مرا چاره ای نباشد از نگاهداشت مصالح ملک اندک و بسیار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 272). این در جنب حقهای حاجب سخت اندک است. (تاریخ بیهقی ص 335). این قوم که من سخن ایشان می دانم بیشتر رفته اند و سخت اندکی مانده اند. (تاریخ بیهقی ص 681). فاضلترین م ...

معنی اندک به فارسی

اندک
مصغر اند، کم، هرچیزخردوکم، مقابل بیش و بسیار
( صفت ) ۱ - کم مقابل بیش بسیار . ۲ - کوتاه : مدتی اندک .
[ گویش مازنی ] /andak/ مقداری – کمی
۱ - کم کم : اندک اندک همی شود بسیار (گلستان ) . ۲ - بتدریج تدریجا رفته رفته .
اندک نگرش . کم بین . کوته بین چس خور . مقابل بلند نظر .
کوتاه نظری . نظر تنگی . تنگ چشمی . خرده نگرشی .
کم هوش و کم عقل
( اسم ) کم خوار کم خور.
کم خواری کم خوری .
کم مال . آن که دارایی او اندک است .
( اسم ) اندک خوار
اندک خواری
خرد سال . جوان
( مصدر ) اندک کردن
بی بضاعت و فقیر و تهی دست
۱ - اندک مایه بودن کم بضاعتی . ۲ - نادانی بی سوادی .
۱ -( صفت ) کم مایه کم بضاعت . ۲ - نادان بی سواد . ۳ - اندکی کمی : (یک چشم اندک مایه شکسته داشتی .)
...

معنی اندک در فرهنگ معین

اندک
(اَ دَ) (ص .) ۱ - کم . ۲ - کوتاه .
( ~. ~.) (ق مر.) ۱ - کم کم . ۲ - به تدریج ، رفته رفته .
( ~. ~.) (ق مر.) ۱ - کم کم . ۲ - به تدریج ، رفته رفته .

معنی اندک در فرهنگ فارسی عمید

اندک
کم، هر چیز خرد و کم.
* اندک اندک: (قید) کم کم: اندک اندک به هم شود بسیار / دانه دانه ست غله در انبار (سعدی: ۱۸۱).
اندک خوار، کم خور، کم خوار.
۱. اندک، کم.
۲. کم مایه، کم بضاعت.
۳. اندکی، کمی.

اندک در دانشنامه ویکی پدیا

اندک
اندک (به لاتین: Andek) یک منطقهٔ مسکونی در کامرون است.
فهرست شهرهای کامرون
«اندک اندک» تصنیفی است از ساخته های شهرام ناظری که با صدای خودش و گروهی تحت سرپرستی جلال ذوالفنون اجرا شده است. این تصنیف روی شعری از مولانا و در آواز بیات ترک ساخته شده است. ناظری این اثر را اولین بار در سال ۱۳۶۰ و به مناسبت هشتصدمین سال مولانا در آلبوم گل صدبرگ اجرا کرد. این آهنگ توانست در میان خاطرات موسیقایی ایرانیان، به جایگاهی خاص دست یابد.
«اندک اندک» تصنیفی است از ساخته های شهرام ناظری که با صدای خودش و گروهی تحت سرپرستی جلال ذوالفنون اجرا شده است. این تصنیف روی شعری از مولانا و در آواز بیات ترک ساخته شده است. ناظری این اثر را اولین بار در سال ۱۳۶۰ و به مناسبت هشتصدمین سال مولانا در آلبوم گل صدبرگ اجرا کرد. این آهنگ توانست در میان خاطرات موسیقایی ایرانیان، به جایگاهی خاص دست یابد.
با فاصله ای اندک یا به طور تحت اللفظی به فاصلهٔ یک سر (اسپانیایی: Por una Cabeza) نام ترانه ای تانگو است که شعر آن را آلفردو له په را سروده و خواننده اش کارلوس گاردل است و نخستین بار در سال ۱۹۳۵ میلادی منتشر شد.
موسیقی آرژانتین
مالکیت عمومی
نام ترانه، اصطلاحی اسپانیولی در مسابقات اسب دوانی است و هنگامی به کار می رود که اسب برنده، تنها «به فاصلهٔ یک سرِ اسب» جلوتر از اسب دوم باشد و با همین فاصلهٔ اندک، از خط پایان بگذرد. داستان ترانه از زبان کسی است که بطور وسواس گونه بر روی اسب های مسابقه شرط بندی می کند و این عادت و وسواس خود را با عشق و علاقه اش به زنان مقایسه می کند.
آهنگ بخش دوم این ترانه احتمالاً از «روندو برای ویولن و ارکستر در دو ماژور کا. ۳۷۳» اثرِ ولفگانگ آمادئوس موتسارت الهام گرفته شده است.
این ترانه در آغاز در «لا ماژور» ساخته شد، اما به تدری ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اندک در جدول کلمات

اندک
ویدا
اندک | معدود
انگشت شمار
اندک اندک
کمکم
اندک و آسان
یسیر
اندک و ناقص
ویدا
اندک و کم
ویدا
بارش اندک باران
نمنم
تکرارش بارش اندک باران است
نم
نور اندک در تاریکی
کورسو
یکی از معدود رشته هایی که همراه با تکامل بشر پیشرفت کرده و در ارتباط با آفات و بیماری های گیاهی است ضمناً هم اکنون کاربرد این رشته در کشور ما بسیار اندک است
گیاه پزشکی

معنی اندک به انگلیسی

whit (اسم)
ذره ، هیچ ، تکه ، اندک
scantling (اسم)
حدود ، مقدار ، اندک ، نیم ذرع ، مقدار قلیل
paucity (اسم)
کمی ، اندک ، کمیابی ، مقدار کم ، قلت ، عدد کم
drib (اسم)
مقدار کمی ، یک قطره ، اندک
modicum (اسم)
اندک ، مقدار کم ، مقدار یا قسمت کوچک
pinch (اسم)
تنگنا ، مضیقه ، اندک ، نیشگون ، موقعیت باریک ، جآنشین
thrum (اسم)
اندک ، ته نخ ، ریشه یا نخ اویخته ، صدای تپ تپ یا زدن روی میز
scruple (اسم)
ذره ، بیم ، تردید ، اندک ، محظور اخلاقی ، واحد سنجش چیز جزئی ، نهی اخلاقی ، وسواس باک
low-test (صفت)
اندک
niggling (صفت)
ایراد گیر ، اندک
scarce (صفت)
تنگ ، نادر ، کمیاب ، اندک ، کم ، قلیل
skimpy (صفت)
خسیس ، لئیم ، ناقص ، اندک ، نحیف ، قلیل
scant (صفت)
اندک ، کم ، نحیف ، معدود ، قلیل ، ناکافی
low (صفت)
پست ، فروتن ، پایین ، محقر ، اندک ، افتاده ، کم ، اهسته ، پست ومبتذل
frugal (صفت)
با صرفه ، اندک ، صرفه جو ، مقتصد ، میانه رو
lean (صفت)
ضعیف ، لاغر ، بی حاصل ، نزار ، اندک ، نحیف ، کم سود
slight (صفت)
پست ، خفیف ، لاغر ، کودن ، ناچیز شماری ، اندک ، کم ، جزئی ، نحیف ، صیقلی ، قلیل ، حقیر ، باریک اندام
light (صفت)
خفیف ، خل ، چابک ، باز ، تابان ، روشن ، ضعیف ، بی عفت ، زود گذر ، هوس باز ، سبک ، هوس امیز ، اسان ، اندک ، سهل ، سهل الهضم ، کم ، اهسته ، سبک وزن ، بیغم و غصه ، وارسته ، کم قیمت
little (صفت)
پست ، مختصر ، ریز ، کوچک ، کوتاه ، خرد ، بچگانه ، اندک ، قد کوتاه ، کم ، جزئی ، معدود ، ناچیز ، حقیر ، درخور بچگی
little (قید)
اندک ، قدری
few (قید)
اندک ، اندکی از

معنی کلمه اندک به عربی

اندک
اهانة , ضوء , قرصة , قليلا , لحم بدون دهن , مستوي واطي , مقتصد , نادر
اقضم
اقشط
وميض

اندک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
جزیی
علی باقری
اندک:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " اندک " می نویسد : (( اندک در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است. واژه ی دیگر هم معنی با اندک در پهلوی اوزارک ōzārak بوده است که به پارسی نرسیده . ))
((ز راه خرد بنگری اندکی،
که معنی مردم چه باشد یکی؛))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 196 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لحظه اندک در جدول   • بهای اندک معنی   • اندکی از چیزی درحل جدول   • هم معنی شاداب   • بهای اندک در حل جدول   • لحظه اندک دوحرفی   • معنی لحظه اندک   • کلام شیوا و روان   • معنی اندک   • مفهوم اندک   • تعریف اندک   • معرفی اندک   • اندک چیست   • اندک یعنی چی   • اندک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اندک
کلمه : اندک
اشتباه تایپی : hkn;
آوا : 'andak
نقش : صفت
عکس اندک : در گوگل

آیا معنی اندک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )