برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1319 100 1

انسجام

/'ensejAm/

برابر پارسی: هماهنگی، همبستگی

معنی انسجام در لغت نامه دهخدا

انسجام. [ اِ س ِ ] (ع مص ) روان شدن اشک و جز آن. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : انسجم الدمع فانسجم و کذلک الماء. (ناظم الاطباء). روان شدن اشک و آب و جز آن. (آنندراج ). روان شدن آب و اشک. (تاج المصادر بیهقی ). روان شدن و ریخته شدن آب و اشک. (از اقرب الموارد). ریخته شدن آب. (مصادر زوزنی ). || (اِمص ) روانی (کلام و غیره ). (فرهنگ فارسی معین ). انتظام (در کلام ). (از یادداشت مؤلف ). نزد بلغا تهی بودن سخن از تعقید و روانی آن است همچون آب رونده که از فرط آسانی ترکیب و روانی الفاظ همچون سیلی است که جاری میشود مانند آیات قرآنی که همه ٔ آنها منسجم است. و اهل بدیعگفته اند چون در نثر انسجام قوی و نیرومند گردد، فقرات نثر مانند مصراعهای نظم بدون قصد موزون میشود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همان کتاب شود.

معنی انسجام به فارسی

انسجام
روان شدن، روان شدن آب یااشک، منظم شدن وباهم جورشدن، روان بودن کلام وعاری بودن آن ازتعقیدوتکلف
۱ - ( مصدر ) روان بودن روان شدن . ۲ - ( اسم ) روانی (کلام و غیره). جمع : انسجامات .
[cohesion, cohesiveness] [زبان شناسی] وجود ارتباط صوری مناسب در جملات متن که با به کار بردن عناصر زبانی مانند حروف ربط و جز آن تأمین می شود

معنی انسجام در فرهنگ معین

انسجام
(اِ س ِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - روان بودن ، روان شدن آب یا اشک . ۲ - روان بودن کلام و عاری بودن از تکلف و تصنع .

معنی انسجام در فرهنگ فارسی عمید

انسجام
۱. منظم شدن و با هم جور شدن.
۲. روان بودن کلام و عاری بودن آن از تعقید و تکلف و تصنع.
۳. مستحکم شدن، استوار شدن، استواری.

انسجام در دانشنامه اسلامی

انسجام
انسجام به سلامت و روانی ترکیب الفاظ اطلاق می شود و از اسلوب های بدیعی قرآن می باشد.
«انسجام» در لغت به معنای ریخته شدن و روان شدن، و در اصطلاح، کلامی است که پیچیدگی ندارد و مانند آب جاری در قالبی آسان و الفاظی نغز و ترکیبی سالم سرازیر می شود؛ به طوری که سخن ( نثر یا شعر ) در جان ها و دل ها اثرگذار باشد و چنین تاثیری در شکل دیگر یافت نشود.
اقسام
یکی از اسلوب های بدیعی قرآن، انسجام آیات شریفه آن است. انسجام که غالبا خود به خود و ناخودآگاه پدید می آید، بر دو قسم است:۱. انسجامی که همراه بدیع غیرعمدی است؛ مانند: (قال انما اشکو بثی وحزنی الی الله واعلم من الله ما لا تعلمون)؛ "گفت من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا می برم و از(عنایت) خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید". ۲. انسجامی که بدون بدیع است؛ مانند: (خذ العفو وامر بالعرف واعرض عن الجاهلین)؛ "گذشت پیشه کن و به(کار) پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب".

انسجام در جدول کلمات

معنی انسجام به انگلیسی

solidarity (اسم)
اتحاد ، بهم پیوستگی ، هم بستگی ، همکاری ، انسجام ، مسئولیت مشترک

معنی کلمه انسجام به عربی

اِتَّسَقَ

انسجام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی موسائی فرد
یکپارچه سازی
آرمین آزادبخت
وحدت
NeGaR
مرتب بودن
A
وابسته بودن جمله ها که یک جور هماهنگی در نوشته است
بهنام
درونی کردن
محمدرضا
جوش خوردن باهم
جورشدن باهم
جوادقیاسوند
هماهنگ
زینب
هرچیزی در مسیر خود حرکت کردن
کارگردانی شدن
زهره رحمانی
کد بورس
محمد آزادبخت
سلیس و روان بودن
هماهنگی
استحکام
ضمیمه شدن
همانندی
منطق
به سجده مجسمات..وروح بخشیدن به کلمه تجسم.! در مجهول وشکافت استدلال را به مجسمه ها را گاهی فرا میخوانند.!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انسجام چیست   • انسجام به چه معناست   • تعریف انسجام   • انسجام اسلامی   • معنی انسجام چیست؟   • انسجام قم   • انسجام یعنی چه   • معنی منسجم   • مفهوم انسجام   • معرفی انسجام   • انسجام یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی انسجام
کلمه : انسجام
اشتباه تایپی : hks[hl
آوا : 'ensejAm
نقش : اسم
عکس انسجام : در گوگل

آیا معنی انسجام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )