انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1068 100 1

انصار

/'ansAr/

برابر پارسی: یاریگران، یاری دهندگان، بخشندگان

معنی انصار در لغت نامه دهخدا

انصار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نصیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ِ ناصر. (از اقرب الموارد). یاری دهندگان. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). یاری کنندگان. یاران : انصار حق را سعادت هدایت راه راست نمود. (کلیله و دمنه ). نفاذ کارها به اهل بصر و فهم تواند بود نه به انبوهی انصار و اعوان. (کلیله و دمنه ). انصار دین زمام اختیار از دست ایشان بستدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 258). با انصار حق و اعوان اسلام که نجوم دین و رجوم شیاطین بودند روی به دیار هند آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 292). امیر سیف الدوله انصار خویش را عرض بازداد و صف بیاراست. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 158). ایلک خان بسر انتصار شد و با انصار خویش روی ببرادر نهاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 332).
- انصار النبی صلی اﷲعلیه وآله [ یا بطور مطلق انصار ] ؛ باشندگان مدینه که یاریگر آن حضرت شدند. (منتهی الارب ).
|| (اِخ ) یاران پیغمبر اسلام ، در این کلمه جانب اسمی بر جانب وصفی غلبه کرده است و از اینرو بدان نسبت داده و انصاری گفته اند. (از اقرب الموارد). در تاریخ اسلام به آن دسته ازمسلمانان اهل مدینه گفته می شود که پس از هجرت پیغمبر اسلام از مکه به مدینه بدو گرویدند و او را یاری و حمایت کردند و اینان بیشتر از قبیله ٔ اوس و خزرج بودند. انصار در مقابل مهاجرین (این لفظ در فارسی مفرد نیز بکار رود و مهاجر و انصار گفته می شود) مسلمانانی بودند که با پیغمبر از مکه به مدینه آمدند. (از یادداشتهای مؤلف ) :
رسول کو ومهاجر کجا و کو انصار
کجا صحابه ٔ اخیار و تابع اَخیَر.
ناصرخسرو.
پناه ملت حق تا چنین بزرگانند
هنوز هست رسول خدای را انصار.
سعدی.
و رجوع به تاریخ گزیده و العقد الفرید و امتاع الاسماع شود. || نصرانی را یعنی اهالی نصران را که دهی است در شام ، انصار گویند وآنها را انصاری نیز نامند. (ناظم الاطباء). انصار، ج ِ نصرانی و نصاری. ترسایان. نصرانیان. (یادداشت مؤلف ). مردم نصران را نصرانی و انصار نیز گویند. (از منتهی الارب ).

معنی انصار به فارسی

انصار
یاران، یاری کنندگان، جمع نصیر و ناصر
( اسم ) جمع ناصر و نصیر . ۱ - یاران یاری دهندگان یاری کنندگان . ۲ - گروهی از مردم مدینه که در هجرت رسول ص از مکه بمدینه او را یاری کردند مقابل مهاجر.
گل خنثی
دهی است جزئ دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر دارای ۴۸۹۶ تن سکنه . آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی گلیم بافی و راه مالرو و محل ایل حاجی علیلو است .

معنی انصار در فرهنگ معین

انصار
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ ناصر و نصیر. ۱ - یاری کنندگان . ۲ - گروهی از مردم مدینه که در هجرت رسول (ص ) از مکه به مدینه او را یاری کردند.

معنی انصار در فرهنگ فارسی عمید

انصار
۱. [جمعِ ناصر] = ناصر
۲. [جمعِ نصیر] = نصیر
۳. گروهی از مردم مدینه که پس از هجرت حضرت رسول از مکه به مدینه به آن حضرت ایمان آوردند و او را یاری کردند.

انصار در دانشنامه اسلامی

انصار
اَنْصار، یا انصار النبی (ص ) لقب مسلمانان مدینه از تیره های اوس و خزرج (ه م ) که پیش از هجرت ، با پیامبر اکرم (ص ) هم پیمان شدند و پس از هجرت در حمایت و یاری آن حضرت و مهاجران ، پایداری کردند.
انصار جمع نصیر و ناصر از ماده «نَصَرَ» به معنای یاری و یاری مظلوم در برابر دشمن است . این نام نخست به معنای لغوی آن ، در وصف مسلمانان مدینه از اوس و خزرج استعمال شد، اما سپس همچون اصطلاحی بر ایشان اطلاق گردید. تاریخ اطلاق این لقب بر مسلمانان هم پیمان پیامبر در مدینه به درستی روشن نیست ، اما طبق روایتی از اَنَس ، اصطلاح مهاجران و انصار نخستین بار در قرآن مجید به کار رفته است . در دو آیه از قرآن مجید این دو عنوان در کنار هم آمده است : «وَ السّابِقوُن َ الاْوَّلوُن َ مِن َالْمُهاجِرین َ وَالاْنْصارِ...» و «لَقَدْ تاب َ اللّه ُ عَلَی النَّبی َّ وَ الْمُهاجِرین َ وَ الاْنصارِ...». اما به روایت ابن اثیر پیامبر (ص ) خود، مسلمانان یثرب را به این نام ملقب کرد. عنوان «انصار» در آیه ۱۴ سوره صف بر یاران حضرت عیسی بن مریم (ع ) نیز اطلاق شده است .
پیمان عقبه اول
نخستین کس از دو تیره اوس و خزرج که اسلام آورد، سوید بن صامت از اوس بود که پس از بازگشت به یثرب در جنگ بُعاث به دست تیره خزرج کشته شد. پس از آن جوانی به نام ایاس بن معاذ اسلام آورد. آنگاه ، در حدود سال ۱۰ بعثت /۶۱۹م ، ۶ تن از خزرجیان با پیامبر (ص ) در موسم حج دیدار کردند و اسلام پذیرفتند. سال بعد ۱۲ تن برای حج از یثرب به مکه رفتند و با پیامبر (ص ) دیدار کردند و با او پیمانی بستند که به پیمان عقبه اول مشهور شد. مطابق این پیمان ، مسلمانان یثرب متعهد شدند که شرک نورزند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان شان را نکشند، افترا نبندند و خلاف نکنند. پس از انعقاد این پیمان ، پیامبر (ص ) مصعب بن عمیر از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به یثرب فرستاد. از آن پس ، شمار مسلمانان در آن جا روی به افزایش نهاد و از جمله سعد بن معاذ ، رئیس اوس اسلام آورد. سال بعد، ۷۳ تن دیگر از اوس و خزرج به مکه رفتند و با پیامبر (ص ) دیدار کردند و پیمان عقبه دوم را بستند و متعهد شدند که از پیامبر (ص ) حمایت کنند.
هجرت پیامبر به مدینه
سرانجام پیامبر (ص ) زمان را برای هجرت مناسب دید و اهالی یثرب به گرمی و شکوه از او استقبال کردند و در میان خود جای دادند. با ورود پیامبر (ص ) به یثرب ، بیشتر قبایل و مردم شهر اسلام آوردند و با پیامبر (ص ) بیعت کردند و یثرب «مدینة النبی » نام یافت . مسلمانان مدینه از همین ایام به دو گروه تقسیم و شناخته شدند: مهاجران یا مسلمانانی که از مکه به مدینه مهاجرت کردند، و انصار یا مسلمانان مدینه که پذیرای پیامبر و یارانش بودند. پیامبر (ص ) چندی بعد، میان مهاجران و انصار پیمان برادری بست و انصار متعهد شدند که میان خود و مهاجران به دادگری و برادری و برابری حکم کنند و در همه حال به یاری هم برخیزند. با ورود اسلام و هجرت پیامبر (ص ) به مدینه و تکوین جامعه اسلامی ، اختلافات دیرین اوس و خزرج فروکش کرد. در حوادث ۱۰ ساله پس از هجرت ، انصار مسئولیت بیشتری برعهده داشتند و از آن جا که به عدد افزون تر از مهاجران بودند، تقریباً در همه پیکارها حضور ایشان چشمگیرتر بود. از این رو، پیامبر (ص ) بارها خشنودی خود را از انصار ابراز کرد و روایات مربوط به آن ، در مجامیع حدیث به عنوان مناقب انصار آمده است .
بهترین دلیل قرب و اهمیت انصار
...
انصار
اَنْصار، یا انصار النبی(ص) لقب مسلمانان مدینه از تیره های اوس و خزرج که پیش از هجرت، با پیامبر اکرم(ص) هم پیمان شدند و پس از هجرت در حمایت و یاری آن حضرت و مهاجران، پایداری کردند. در دوره خلافت امیرالمؤمنین(ع) جایگاه خاصی نزد حضرت داشتند و آنان نیز همواره از ایشان حمایت می کردند.
انصار جمع نصیر و ناصر از ماده «نَصَرَ» به معنای یاری و یاری مظلوم در برابر دشمن است. این نام نخست به معنای لغوی آن، در توصیف مسلمانان مدینه از اوس و خزرج استعمال شد، اما سپس همچون اصطلاحی برای ایشان به کار رفت.
تاریخ اطلاق این لقب به مسلمانان هم پیمان پیامبر در مدینه به درستی روشن نیست، اما طبق روایتی از اَنَس، اصطلاح مهاجران و انصار نخستین بار در قرآن کریم به کار رفته است. البته بر اساس روایت ابن اثیر، این نام را خود پیامبر(ص) برای مسلمانان یثرب به کار برد.
انصار
انصار لقبی است که قرآن برای مسلمانان مدینه به کار برده است، به جهت پیمان یاری که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از هجرت به مدینه بستند و حمایتی که پس از هجرت از آن حضرت و مهاجران نمودند.
واژه انصار از واژه ها و اصطلاحات مشهور تاریخ صدر اسلام است و در قرآن و بسیاری از متون روایی، تاریخی و تفسیری بکار رفته است. این واژه جمع کلمه ناصر و برگرفته از ریشه «ن ـ ص ـ ر» است که به مفهوم کمک کردن، یاری رسانیدن و دستگیری کردن است.
آنچه مفهوم این واژه را از مفهوم «اعوان» متمایز می سازد آن است که عون برای هر کمکی بکار می رود؛ اما نصر کمک به فرد یا گروهی است که در رویارویی یا دشمنی با فرد یا گروهی قرار گرفته است، از این رو چنانچه در جنگ گروهی به یکی از طرفین نزاع بپیوندند آنان را نصرت داده اند.
تاریخ حمایت یثربیان از پیامبر به یک سال پیش از هجرت در پیمان عقبه دوم بازمی گردد. در میان جمع بیعت کننده با پیامبر دو تن از سران تیره های اوسی (بنی عبدالأشهل) و خزرجی (بنی سلمه) نیز حضور داشتند که پیامبر با وعده آنان حاضر شد به یثرب مهاجرت کند. بیعت کنندگان بیعت عقبه تعهد کردند همچون زنان و فرزندان خود از پیامبر دفاع کنند. (=> بیعت عقبه)
واژه های بکار رفته در گزارش از این گفتگوها عبارت است از «منع» به معنای مصون داشتن و حفظ کردن و «أوی» به معنای پناه دادن. در برخی گزارش ها هم از «نصر» استفاده شده؛ اما با قیدهای گفتاری پس از آن همان مفهوم گزارش های فوق بدست می آید.
در آیات 72 و 74 سوره انفال/8 نیز از واژگان «أوی» به معنای مصون کردن و «نصر» به معنای حمایت کردن بدین منظور استفاده شده است: «وَالَّذِینَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ... × وَالَّذِینَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَـئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ». (سوره انفال/8، 73ـ74)
به رغم صدور حکم جهاد در سال نخست هجری هیچ یک از اهالی یثرب در اعزام های نخستین پیامبر برای تعرض به کاروان های تجاری قریش حضور نداشتند. با بالا گرفتن نزاع میان قریشیان مکه و قریشیان مهاجر، جنگ های متعددی روی داد و رابطه ای نو، میان مسلمانان یثربی و مهاجران شکل گرفت که سرآغاز آن جنگ بدر بود.
این جنگ زمانی آغار شد که پیامبر به کاروان قریش در بدر دست نیافت و چون متوجه نزدیک شدن سپاه اعزامی از مکه شد با یاران خود مشورت کرد؛ اما به آمادگی مهاجران و نظرات آنان اکتفا نکرد و از انصاریان حاضر نیز نظر خواست زیرا انصار طبق پیمان عقبه دوم متعهد به نصرت آن حضرت در خارج از مدینه نبودند، آنگاه سعد بن معاذ از سران انصار برخاست و خود و دیگر انصار حاضر را تابع پیامبر و وحی الهی دانست، از این روی حمایت یثربیان که تا این زمان محدود به دفاع از مهاجران در یثرب بود از آن فراتر رفت و به دیگر رویارویی های پیامبر تسری یافت. حضور یثربیان در لشکرکشی هایی چون بدرالموعد، سویق، خیبر، فتح مکه، موته، تبوک و غزوات دیگر نشانی از این امر است.
انصار
معنی أَنصَارٍ: ياران
ریشه کلمه:
نصر (۱۴۳ بار)
انصار
انصار حامیان مدنی پیامبر(ص) را گویند. یثرب در یک دوره تنها مکان امن شبه جزیره برای مسلمانان بود و انصار تنها حامیان قابل اعتماد بودند و پیامبر که جانش در مکه در خطر بود مجبور به هجرت به یثرب شد و با هجرت حضرت به آنجا مسلمانان به دو دسته مهاجر و انصار تقسیم شدند، مهاجر کسانی بودند که همراه پیامبر از مکه به یثرب هجرت کرده بودند و انصار کسانی بودند که در مدینه بودند و از رسول الله(ص) استقبال کردند و از اصحاب بزرگوار مهاجر پذیرایی کردند، در مدینه به مهاجرین پناه دادند، و مال و ثروتشان را با آنها تقسیم کردند، هیچ چیزی را از آنها دریغ نورزیدند، و در راه خداوند با جان و مال شان جهاد کردند. به دلیل روابط مستمر پیامبر با انصار، همواره بدنه سپاه پیامبر را تشکیل می دادند،
نیروهای انصاری بخش قابل اتکا و وفادار سپاه ایشان را در برمی گرفتند. در برخی از غزوات مانند اُحد و حنین، از پایداری انصار یاد شده است. علاوه بر پشتیبانی نظامی انصار در تبلیغات بر ضد دشمنان پیامبر و رویارویی با تبلیغات منفی نیز حضرت را یاری کردند.
در زمینه پشتیبانی مالی، انصار، مهاجران را همچون افراد خودی پذیرفتند و کاستی هایشان را جبران کردند و زمینه ادامه زندگانی آن ها را در یثرب فراهم نمودند و هرآن چه مهاجران به آن نیاز داشتند از آنان دریغ نورزیدند، و روابط میان انصار و مهاجران با پیمان برادری که پیامبر میان حدود ۴۵ انصاری و مهاجر بست، تقویت گشت. در پی خلافت امیرمؤمنان، برخی از انصار با ایشان بیعت نکردند؛ اما قاطبه انصار ضمن بیعت، در نبردهای آن دوران با حضرت همراه بودند و بیشتر انصار به دلیل حمایت از امام علی، در دوره امویان زیر فشار فراوان قرار گرفتند.
انصار، قبیله اوس و خزرج هستند که به این اسم شهرت پیدا کردند، به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم ایمان آوردند، و در هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم از مکه به مدینه او را یاری کردند.
انصار، جمع نصیر و ناصر، به معنای یاران و یاری دهندگان است.
در اصطلاح
شهرت قبیله اوس و خزرج است که به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم ایمان آورده، در هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم از مکه به مدینه او را یاری کردند. در این مدخل از واژه های «آووا»، «انصار»، «نصروا»، «تبوءوا» و «سبقونا» استفاده شده است.
فضیلت انصار
والذین تبوءو الدار والایمـن من قبلهم یحبون من هاجر الیهم... • والذین جاءو من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولاخوننا الذین سبقونا بالایمـن... «و برای کسانی است که در این سرا (سرزمین مدینه) و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست می دارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمی کنند و آنها را بر خود مقدم می دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده اند رستگارانند! (همچنین) کسانی که بعد از آنها (بعد از مهاجران و انصار) آمدند و می گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»
← شان نزول
...
انصار پس از رحلت پیامبر مورد بی مهری و تحت فشار قرار گرفتند.
بنا به روایت مشهوری پیامبر پیشگویی کرده بود که انصار پس از رحلت ایشان مورد بی مهری و تحت فشار قرار خواهند گرفت. در دوره خلفای راشدین منصب و سهم قابل توجهی از اداره امور به انصار واگذار نشد و بزرگ ایشان سعد بن عباده که با خلیفه وقت بیعت نکرده بود، به طرز مشکوکی در زمان خلافت عمر در حوران شام کشته شد. بسیاری از انصار هم در جنگهای رِدّه (سالهای ۱۱-۱۲ هجری) کشته شدند. نخستین حضور قابل توجه انصار، حضورشان در سپاه امیر مؤمنان ، علی (علیه السلام) در نبرد جمل در سال ۳۶ هجری بود. براساس روایتهای گوناگون ۷۰۰ یا ۸۰۰ تن انصاری در آن نبرد حضور داشتند. حجاج بن غزیه انصاری از دیگر انصاریان خواسته بود بار دیگر نصرت خود را محقق سازند، همان گونه که نخستین بار پیامبر را نصرت دادند. تقریبا همه انصار در سپاه علی (علیه السلام) در صفین و بر ضدّ معاویه شرکت کردند. انصار در دوره امویان تحت فشار فراوان قرار گرفتند.
← ظلم متعدد به انصار
 ۱. ↑ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۷، ص ۲۲۳.    
مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «انصار».    
...
در غزوه تبوک جز آن جمع زیادی که در جنگ شرکت جستند و وظیفه خویش را انجام دادند. در ابتدا دل بعضی از مهاجرین و انصار دچار کمی لغزش گردید، و از حق گریزان شد، و چون دنباله آن لغزش را نگرفته و به هوای نفس گوش نداده، حرکت کردند، خداوند از ایشان گذشت، و مورد مغفرت خداوند گردیدند.
قرآن کریم در باره انصار و غزوه تبوک دو دسته آیات دارد نخست در باره شرکت کنندگان در غزوه و دوم در باره کسانی که دچار کمی لغزش شدند اما توبه کردند.
رستگاری شرکت کنندگان در غزوه
انصار شرکت کننده در غزوه تبوک رستگارند.لـکن الرسول والذین ءامنوا معه جـهدوا بامولهم وانفسهم واولـئک لهم الخیرت واولـئک هم المفلحون• اعد الله لهم جنت تجری من تحتها الانهـر خــلدین فیها ذلک الفوز العظیم. ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند و همه نیکیها برای آنهاست و آنها همان رستگارانند! • خداوند برای آنها باغهایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است جاودانه در آن خواهند بود و این است رستگاری (و پیروزی) بزرگکلمه" الخیرات" به اصطلاح" صیغه جمع توام با الف و لام" است، و عمومیت از آن استفاده می شود، تعبیر جامعی است که هر گونه موفقیت و پیروزی و موهبت و خیری را اعم از مادی و معنوی شامل می گردد.تعبیرات این دو جمله طبق قواعدی که در علم" معانی بیان" آمده است همگی دلیل بر انحصار است، یعنی تعبیرات فوق نشان می دهد که رستگاران تنها این گروهند و همچنین کسانی که استحقاق هر گونه خیر و سعادتی را دارند تنها این دسته اند، همانها که با تمام وجود و امکاناتشان جهاد می کنند.از این آیه به خوبی استفاده می شود که اگر" ایمان" و" جهاد" توام گردد هر گونه خیر و برکتی را با خود همراه خواهد داشت، و جز در سایه این دو، نه راهی به سوی فلاح و رستگاری است، و نه نصیبی از خیرات و برکات مادی و معنوی.این نکته نیز شایان توجه است که از مقابله صفات این دو گروه با هم چنین استفاده می شود که منافقان به خاطر فقدان ایمان، و آلودگی فوق العاده به گناه، افرادی نادان و بی خبرند، و به همین جهت از" علو همت" که زائیده فهم و شعور و آگاهی است محرومند، آنها راضیند که با بیماران و کودکان بمانند ولی از شرکت در میدان جهاد با آن همه افتخاراتش ابا دارند.اما در مقابل، افراد با ایمان آن چنان روشن بینی و فهم و درک و علو همت دارند که تنها راه پیروزی بر مشکلات را جهاد، آنهم با تمام امکاناتشان، یافته اند.این همان درس بزرگی است که قرآن در بسیاری از آیاتش به ما داده و باز هم از آن غافلیم!.
وعده الهی به شرکت کنندگان در غزوه
باغ و نهرهای روان و زندگی جاودان، پاداش انصار شرکت کننده در غزوه تبوک بود.لـکن الرسول والذین ءامنوا معه جـهدوا بامولهم وانفسهم واولـئک لهم الخیرت واولـئک هم المفلحون• اعد الله لهم جنت تجری من تحتها الانهـر خــلدین فیها ذلک الفوز العظیم. کلمه" اعداد" به معنای فراهم آوردن و تهیه دیدن است، و اگر اینطور تعبیر کرد و نفرمود" خدا وعده بهشتهایی به ایشان داده که... " برای این است که خاتمه امر ایشان معلوم نبود، یعنی معلوم نبود که همه مؤمنین در آخر و سرانجام با ایمان از دنیا می روند یا نه، لذا متناسب نبود بفرماید: " خداوند وعده فلان و فلان داده" زیرا وعده امری است حتمی و واجب - الوفا، بخلاف تهیه دیدن که منافات ندارد که خداوند تهیه ببیند ولی مؤمنین بر آن صفای ایمان و صلاح اعمال باقی نمانند، و خداوند هم تخلف نکرده باشد، آری، نه اصول قرآنی می سازد و نه فطرت سلیم راضی می شود به اینکه خدای تعالی به خود نسبت دهد که یکی از بندگان را بخاطر عمل صالحی که کرده است مهر مغفرت و جنت بر دلش بزند، و آن گاه یکباره رهایش کند تا هر چه می خواهد بکند.و لذا می بینیم خدای سبحان هر جا وعده ای داده آن را معلق و مشروط به عنوانی از عناوین عمومی از قبیل ایمان و عمل صالح نموده تا وجود و عدمش دائر مدار وجود و عدم آن شرط باشد.و هیچ سابقه ندارد که در جایی از کلام خود وعده ای را به اشخاص و بخاطر خود آنان داده باشد نه بخاطر اینکه مصداق عنوانی عمومی هستند. آری، در قرآن کریم چنین سابقه ای نیست و هیچ وقت اینطور وعده ای نداده است، چون اینطور وعده دادن و افرادی را ایمن از عذاب ساختن، با تکلیف سازگار نیست، و لذا خدای تعالی همه جا وعده های خود را روی صاحبان عنوان می برد، نه روی اشخاص، مثلا می فرماید: " وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات- خدا بهشت ها را به مردان و زنان با ایمان وعده داده است" و نیز می فرماید: " محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم... وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظیما" .
← لغزش گروهی از انصار
...
انصاربه یاران یثربی پیامبر انصار می گویند.
واژه انصار از واژه ها و اصطلاحات مشهور تاریخ صدر اسلام است و در قرآن و بسیاری از متون روایی، تاریخی و تفسیری به کار رفته است. این واژه جمع کلمه ناصر و برگرفته از ریشه «ن ص ر» است که به مفهوم کمک کردن، یاری رسانیدن و دستگیری کردن است. آنچه مفهوم این واژه را از مفهوم «اعوان» متمایز می سازد آن است که عون برای هر کمکی به کار می رود ؛ امّا نصر کمک به فرد یا گروهی است که در رویارویی یا دشمنی با فرد یا گروهی قرار گرفته است، ازاین رو چنانچه در جنگ گروهی به یکی از طرفین نزاع بپیوندند آنان را نصرت داده اند.
← آغاز و سیر نصرت پیامبر به وسیله اهل یثرب
الآحاد و المثانی؛ الاتحاف بحب الاشراف؛ الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد؛ اسباب النزول، واحدی؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابه؛ الاصابة فی تمییز الصحابه؛ الاغانی؛ الامامة و السیاسه؛ انساب الاشراف؛ ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون؛ البدایة والنهایه؛ تاریخ الامم والملوک، طبری؛ تاریخ بغداد؛ تاریخ جرجان؛ تاریخ خلیفة ابن خیاط؛ تاریخ مدینة دمشق؛ تاریخ المدینة المنوره؛ ترتیب کتاب العین؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور؛ الذریعة الی تصانیف الشیعه؛ سنن ابی داود؛ سنن الترمذی؛ السنن الکبری؛ سنن النسائی؛ صبح الاعشی فی صناعة الانشاء؛ صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان؛ صحیح البخاری؛ صحیح مسلم با شرح سنوسی؛ الطبقات الکبری؛ الفائق فی غریب الحدیث؛ فتح الباری شرح صحیح البخاری؛ کتاب الثقات؛ کتاب الفهرست؛ کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون؛ لسان العرب؛ المستدرک علی الصحیحین؛ مسند احمد بن حنبل؛ المصنف؛ معجم الفروق اللغویه؛ معجم المؤلفین؛ معجم مقاییس اللغه؛ النهایة فی غریب الحدیث و الاثر؛ هدایة العارفین اسماء المؤلفین و آثار المصنفین من کشف الظنون.
پس از شهادت رسول خدا(ص) در صفر سال یازدهم هجری ، عده ای بر خلاف بیعتی که با ایشان و امیرالمؤمنین امام علی (ع) در غدیر خم کرده بودند،خلافت را از مسیر اصلی خود خارج کردند.اهل بیت رسول خدا(ص) روش های مختلفی را برای نشان دادن مخالفت خود با غاصبان خلافت به کار گرفتتند . یکی از روش ها دیدارهای شبانه با انصار رسول خدا(ص) و یاری خواستن از آنها برای برگرداندن خلافت به مسیر اصلی خود و جلوگیری از یک انحراف بزرگ بود. در این دیدارها امیرالمؤمنین (ع) ، به همراه حضرت زهرا (س) و امام حسن(ع) و امام حسین (ع) حضور داشتند.
سلمان فارسی می گوید: وقتی شب می شد علی علیه السّلام حضرت زهرا علیها السّلام را سوار بر چهارپایی نمود و دست دو پسرش امام حسن و امام حسین علیهما السّلام را گرفت، و هیچ یک از اهل بدر از مهاجرین و انصار را باقی نگذاشت مگر آنکه به خانه هایشان آمد و حقّ خود را برایشان یادآور شد و آنان را برای یاری خویش فرا خواند. ولی جز چهل و چهار نفر، کسی از آنان دعوت او را قبول نکرد. حضرت به آنان دستور داد هنگام صبح با سرهای تراشیده و در حالی که اسلحه هایشان را به همراه دارند بیایند و با او بیعت کنند که تا سر حد مرگ استوار بمانند. وقتی صبح شد جز چهار نفر کسی از آنان نزد او نیامد .(سلیم می گوید:) به سلمان گفتم: چهار نفر چه کسانی بودند؟ گفت: من و ابوذر و مقداد و زبیر بن عوام. امیر المؤمنین علیه السّلام در شب بعد هم نزد آنان رفت و آنان را قسم داد. گفتند: «صبح نزد تو می آئیم». ولی هیچ یک از آنان غیر از ما نزد او نیامد. در شب سوم هم نزد آنان رفت ولی غیر از ما کسی نیامد.
در روایت دیگری آمده است که شب هنگام که شد علی علیه السّلام حضرت زهرا علیها السّلام بر چهارپایی سوار کرد و دست دو پسرش امام حسن و امام حسین علیهما السّلام را گرفت، و احدی از اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را باقی نگذاشت مگر آنکه در منزلشان نزد آنان رفت، و حقّ خود را برای آنان یادآور شد و آنان را به یاری خویش فرا خواند. ولی هیچ کس جز ما چهار نفر او را اجابت نکرد. ما سرهایمان را تراشیدیم و یاری خود را مبذول داشتیم، و زبیر در یاریش از همه ما شدّت بیشتری داشت
انعقاد پیمان برادری میان مسلمانان (مهاجرین، انصار) در مدینه به عنوان یکی از مهم ترین و نخستین اقدامات سیاسی، اجتماعی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم)، پس از هجرت از مکه به مدینه از اهمّیت ویژه ای برخوردار است که رمز تشکیل امت واحده در صدر اسلام را در خود نهفته دارد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به یاری انصار به عنوان یک گروه اجتماعی خارج از مکه توانست، پایگاه قدرتمندی برای حمایت وی و یارانش در مقابل اشراف مکه فراهم کند و همچنین موقعیت حساس شهر یثرب برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) اهمیت ویژه ای داشت. عقد و پیمان اخوت دینی، دشمن های دیرینۀ نسبی و اختلافات قبیله ای را کاهش می داد، رسوم جاهلی و اسباب تفاخر را درهم می شکست، امتیازات نسبی را از بین می برد و روحیّۀ صفا و برادری دینی جانشین آن می شد. امام علی (علیه السّلام) فرمود: «پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) شکاف های اجتماعی را به وحدت اصلاح و فاصله ها را به هم پیوند می داد.» از آنجا که مهاجر و انصار پرورش یافته دو محیط مختلف بودند، در طرز تفکر و معاشرت، فاصلۀ زیادی با هم داشتند "اوس و خزرج" که جمعیت انصار را تشکیل می دادند صد و بیست سال با هم جنگ کرده بودند. با این اختلافات حیات دینی و سیاسی اسلام به هیچ وجه امکان پذیر نبود. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) تمام این مشکلات را حل نمود از طرف خداوند مامور شد مهاجر و انصار را با هم برادر کند روزی در یک انجمن عمومی به مسلمانان فرمود: «تاخّوا فی الله اخوین اخوین؛ دوتا دوتا باهم برادر شوید».
زمان و مکان بستن این پیمان
پس از استقرار مسلمانان مهاجر از مکه به مدینه، اینک زمان آن رسیده بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) پیمان برادری میان مهاجر و انصار ببندد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بین صحابه اش از مهاجرین و انصار رفت و فرمود: «برادر شوید، سپس دست علی (علیه السّلام) را گرفت و فرمودند که برای من برادری نظیر علی بن ابی طالب (علیه السّلام) نیست.» ابن اسحاق هم دربارۀ محل دقیق پیمان و تعداد دقیق کسانی را که با هم پیمان بستند و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) میان آنها برادری برقرار کرده، ذکر نکرده، و فقط فهرست تعدادی از مهاجرین و انصار را یادآوری می کند و در صدر این فهرست برادری پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و علی (علیه السّلام) را بیان می کند. در روایتی در باب زمان عقد این پیمان آمده است که: «پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) پس از استقرار در مدینه، و پس از ساخت مسجدالنبی این پیمان را منعقد کرد.» بعضی از مورخین نوشته اند، که پیمان در مسجد مدینه صورت گرفته است.
تعداد شرکت کنندگان در پیمان
برخی از متکلمین و مورخین، در باب عقد اخوت ما بین برخی افرادی که در این پیمان شرکت کرده اند، نظرات گوناگون دارند. در کتاب سیره ابن اسحاق آمده است که «پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) میان یارانش (مهاجر، انصار) پیمان برادری بست تا دو تن دو تن در راه خدا برادر شوند؛ آنگاه دست علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را گرفت و فرمود: این برادر من است؛ پس علی بن ابی طالب (علیه السّلام) برادر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) می شود. "حمزة بن عبدالمطلب" با "زید بن حارثه" (پسرخوانده پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) ) برادر می شود، حمزه (علیه السّلام) در جنگ احد وقتی آماده نبرد می شود، وصیت می کند که اگر کشته شد، زید بن حارثه میراث دار وی خواهد شد. "جعفر بن ابی طالب" با "سعد بن معاذ" برادر می شود و "ابوبکر بن ابی قحافه" با "خارجة بن زهیر"، "عمر بن خطاب" با "عتبان بن مالک"، "ابو عبید حراج" که "عامر بن عبدالله" نام داشت، با "سعد بن معاذ" برادر می شوند. "زبیر بن عوام" با "سلمه بن سلامة" از قبیله «بنی زهره» هم پیمان می شود. "طلعة بن عبیدالله" با "کعب بن مالک"، "مصعب بن عمیر بن هاشم" با "ابوایوب انصاری"، "عمار بن یاسر" با "حذیفة بن یمان"، "ابوذر غفاری" با "منذر بن عمرو"، "بلال" (آزاد شدۀ ابوبکر) با "ابو روَیحه عبدالله بن عبدالرحمن"، "سلمان فارسی" با "ابوالدارد ابویمر بن ثعلبه" پیمان اخوت بستند» "بلاذری" در «انساب الاشراف» در باب این پیمان به تعداد افراد اشاره نکرده است فقط فهرستی از چهل و شش نفر که در مدینه با هم برادر شده اند را ارایه کرده است. "ابن خلدون" هم نام سی و چهار تن از شرکت کنندگان را ارایه کرده است. در «سبل الهدی» تعداد شرکت کنندگان را سیصد نفر اعلام نموده که نیمی از آن را انصار و نیم دیگر را مهاجرین تشکیل می دهند. "ابن سعد" تعداد شرکت کنندگان را ۹۰ نفر ذکر کرده است. در «نهایة المسؤل» نیز این تعداد نود نفر ذکر شده است و همچنین در کتاب «نهایة الارب فی فنون الادب» نیز این تعداد نود نفر ذکر شده است. بنابراین در منابع تاریخ اسلام، فهرست کامل و جامعی از تعداد شرکت کنندگان و مشخصات آن افراد را ذکر نکرده است؛ ولی اغلب منابع معتبر این تعداد شرکت کنندگان را نود نفر ذکر کرده اند.
اهداف و ثمرات پیمان
...
با تغییر شرایط و تسلط پیامبر بر شبه جزیره در سالهای پایانی مفهوم هجرت دیگر بر مسافران به یثرب اطلاق نمی شد چنان که مفهوم نصرت نیز به انصار محدود نمی شد.
پس از هجرت، مسلمانان یثرب به دو دسته بومی و مهاجر تقسیم می شدند. شاید گزارشی که طبری از ابن عباس نقل کرده است بهترین مستند در این زمینه باشد. بنا به روایت وی، مسلمانان به چند دسته از جمله مؤمنان اعرابی (صحرانشین) ساکن در مناطق خود، مؤمنان مهاجر ، و انصار تفکیک شده اند. به عبارت دیگر برای عمده مسلمانان شبه جزیره، در دوره ای از زمان، یثرب تنها مکان امن و انصار تنها حامیان قابل اعتماد بودند و در همین شرایط و فضا دو مفهوم «هجرت» و «نصرت» معنا یافته و امتیاز محسوب می شد؛ اما با تغییر شرایط و تسلط پیامبر بر شبه جزیره در سالهای پایانی و نامه نگاریهای او با حاکمان دوردست، مفهوم هجرت دیگر بر مسافران به یثرب اطلاق نمی شد، چنان که مفهوم نصرت نیز به یثربیان محدود نمی شد، هرچند بر دیگران نیز اطلاق نشد، بر این اساس در نخستین دوره واژه انصار در معنای یاران و حامیان بومی پیامبر در برابر کافران شبه جزیره به کار رفت و به قبیله و آیین خاصی محدود نمی شد و هرچند اشاره نشده؛ امّا یهودیان نیز که از پیامبر حمایت کردند و از جان خود گذشتند بدون تردید جزو انصار خواهند بود.
← تأسیس دیوان از سوی خلیفه دوم
 ۱. ↑ جامع البیان، مج ۶، ج۱۰، ص۷۱.۲. ↑ المغازی، ج۱، ص۲۶۲.۳. ↑ الطبقات، ج۱، ص۳۸۹.۴. ↑ تاریخ المدینه، ج۱، ص۱۷۳- ۱۷۵.۵. ↑ الطبقات، ج۳، ص۶.۶. ↑ الطبقات، ج۳، ص۲۹۶.۷. ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۰۶.۸. ↑ المعارف، ص۱۰۹.۹. ↑ صبح الاعشی، ج۶، ص۴۸.۱۰. ↑ اسدالغابه، ج۱، ص۱۵۸.۱۱. ↑ الاصابه، ج۱، ص۳۱۳.۱۲. ↑ المعجم الکبیر، ج۱، ص۲۷۶.۱۳. ↑ توبه/سوره۹، آیه۱۰۰.    
مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «انصار».    
...
آن گاه که حضرت زهرا(س) به بیماری منجر به شهادتش دچار شد، زنان مهاجران و انصار به عیادت وی رفتند.حضرت زهرا(س) رد جمع آنان به سخنرانی پرداخته و دلایل عدم حمایت مردان آنها را اعلام نمود. همچنین ایشان ، آنان را از وضعیت آینده خویش با خبر نمود.
به نقل از مناقب ابن شهر آشوب. متن روایت چنین است: دَخَلَتْ اُمَ سُلمَه عَلی فاطِمَه (س) فَقالَتْ لها: کیفَ اصبَحْتِ عَن لیلتک یا بنتَ رَسُولِ اللّه؟ قالت: اَصبَحتُ بین کمْدِ و کرْبِ، فَقْدِ النّبی و ظُلمِ الوَصیّ. هُتِک وَ اللّهِ حِجابهُ، مَنْ اصبَحَتْ اِمامَتُهُ مَغصْوَبَه عَلی غَیرِ ما شَرَعَ اللّهُ فِی التَّنزیلِ و سَنَّها النَّبیُّ فی التأویلِ وَلکنَّها أحْقادُ بَدریه وَ تِزاتٌ اُحُدِیه، کانَتْ عَلیها قُلوبُ النّفاقِ مُکتَمِنَه. فَلَمَا استَهْدَفَ الامرَ. اَرْسَلَتْ عَلینا شَآبیبُ الآثار، مِنْ مخیله الشّقاقِ. فیقطَعُ وَ تَرُ الایمانِ مِنْ قَسِیَ صُدورِها عَلی ما وَعَدَاللّهُ مِنْ حِفظِ الرّساله و کفالَه المؤمنینَ أَحرَزُوا عائِدَتَهُم غُرورَ الدُّنیا، بَعدَ استنصارِ مِمَّن فتَک بآبائِهِم فی مَواطِنِ الکرْبِ وَ مَنازلِ الشَّهاداتِ.
حضرت زهرا(س) بیمار شد. اولین کسی که به عیادت آن حضرت آمد اُمّ سَلَمه بود. گفت: ای دختر رسول خدا، شب را چگونه صبح کردی؟ فرمود: حزن و اندوه قلبم را فرا گرفته، به سبب از دنیا رفتن پیامبر و ستمگری به وصی پیامبر، حجاب علی را هتک کردند ؛ همان که امامتش را غصب کردند، بر خلاف آنچه که خدا در قرآن نازل کرده و پیامبر در سنّت خود بیان فرموده بود. سبب این کار کینه هایی بود که از بدر (از علی) به دل داشتند و انتقام و طلب خون هایی که در اُحد ریخته بود. این منافقان دشمنی علی را در دل هایشان پنهان داشتند.(در غزوه بدر، از هفتاد نفر از بزرگانی که کشته شده بودند، سی و پنج به دست حضرت علی (ع) کشته شدند. تِرَه: خون طلب داشتن. در اُحد، در اول جنگ، یازده نفر از پهلوانان قریش را حضرت علی (ع) کشت.)و آن گاه که خلافت را گرفتند و به هدف رسیدند، یکباره، ابر اهلِ شقاق بر ما باریدن گرفت و بلا بر ما فرو ریخت. بند کمان ایمان از سینه های آنان بُرید و آنچه دل هایشان می خواست، به سبب غرور دنیا به ما آزار کردند. اینها همه به جهت آن بود که علی پدران آنان را در نبردهای سخت و در منازل شهادت کشته بود.
ضرت فاطمه علیهاالسلام در خانه خود در بستر بیماری قرار گرفت و غم و اندوه دیگری بر آن خانه سایه افکند. فرزندان صغیر و خردسال او در اطراف بستر مادر مانند پرندگان بال و پر شکسته سر به زیر انداخته، در فکر فرورفته و چهره زرد و نحیف و سیلی خورده او را نظاره می کردند. پرستاران او ام سلمه زن ابورافع و اسماء بنت عمیس بودند. خبر بیماری و بستری شدن فاطمه علیهاالسلام در میان مردم مدینه و مهاجر و انصار طنین انداز شد. زنان مهاجر و انصار تصمیم گرفتند به عیادت حضرت فاطمه علیهاالسلام بروند، گروهی گرد هم آمده و به حضور او رسیدند.
حضرت زهرا در این عیادت ، خطبه ای روشنگر ایراد فرمودند.
مّا مَرَضَتْ فاطِمَه(س) المَرضه الّتی تُوُفّیتْ فیها، اِجتَمَعَ الیها نِساءُ المهاجرینَ وَالانصارِ، فَقُلْنَ لَها:کیفَ اَصْبَحتِ مِنْ عِلَّتِک یا ابنه رَسُولِ اللّه؟ فَحَمِدَتْ اللّهَ وَصَلَّتْ عَلی اَبیها، ثُمَّ قَالَتْ: اَصْبَحْتُ وِ اللّهِ عائِفَه لِدُنیاکنّ قالِیه لِرِجالِکنّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُم وشَنَأتُهُم بَعدَ اَنْ سَبَرتُهُم. فَقُبحاً لِفُلولِ الحَدّ واللعب بعد الجد و خَوَرِ القَناه وَ خَطَلِ الرَّأْیِ. لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدتُهُمْ رِبقَتَها وَ شَنَنْتُ عَلَیهِم عارَها. فَجَدْعاً و عَقراً و سُحقاً لِلْقومِ الظّالِمینَ. وَیحَهُم،اَنّی زَخْزَحُوها عَنْ رَواسی الرِّسالَه وَ قواعِدِ النُبُوَّه و مَهْبَطِ الوَحیِ والطَّبینِ باَمْرِ الدُّنیا والدّینِ. اَلا ذلِک هُوَ الخُسرانُ المُبین. وَ ما نَقَمُوا مِنْ اَبی الْحَسن؟ ما نَقَمُوا وَاللّهِ مِنْهُ اِلاّ نکیرَ سَیفِه و شِدَّه وَطئِهِ و نَکالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهِ فی ذاتِ اللّه. وَاللّهِ لَو تَکافُّوا عَنْ زِمامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللّهِ (ص) اِلیه لَاعْتَلَقَهُ ولَسارَبِهِم سَیرا سُجحاً لا یکلُمُ خِشاشُهُ وَ لا یتَعْتَعُ راکبُهُ. وَلَاَوْرَدَهُم مَنْهَلاً نَمیراً فَضْفَاضاً، تَطْفَحُ ضَفَّتاهُ، قد تَحیر بهم الرَّی، و لَفَتَحَتْ عَلیهِم بَرکاتٌ مِنَ السَّماءِ وَ الارضِ. و سَیأخُذُهُم اللّهُ بِماکانُوا یکسِبُونَ. اَلاهَلُمَّ فَاسْمَعْ وَ ما عِشتَ اَراک الدَّهرَ العَجَبَ. وَ اِنْ تَعْجِبْ فَقَد اَعْجَبَک الحادِثُ. اِلی اَیِّ سِنادِ اِستَنَدُواوَبِاَیِّ عُروَه تَمَسَّکوا.اِسْتَبْدَلُوا الذُّنابیَ وَالبالکاهل. فَرَغْماً لِمَعاطِسِ قَوْمِ یحْسَبُونَ اَنَّهُم یحْسِنُون صُنعاً.
اَلا اِنَّهُم هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلکنْ لا یشْعُرُونَ.اَفَمَنْ یهدی اِلَی الحَقِّ اَنْ یتَّبَعَ اَمْ مَنْ لا یهِدِّی اِلاَّاَنْ یهْدی فَما لکم کیفَ تَحْکمُونَاَما لَعَمْرِ اِلهِکنَّ لَقَدْ لَقِحَتْ، فَنَظِرَه رَیثَما تَنِتجُ، ثُمَّ احتَلِبوا طِلاعَ القَعْبِ دَماً عَبیطاً و ذُعافاً مُمْقِراً. هُنالِک یخْسَرُ المُبِطلُونَ وَ یعْرِفُ التّالُونَ غِبَّ ما اَسَّسَ الاَوَّلُونَ. ثُمَّ طِیبُوا عَنْ انفسکم اَنفُساً وَ اطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَه جَأشاً، وَ اَبشِرُوا بِسَیفِ صارِم وَ استِبدادِ مِنَ الظّالِمینَ یدَعُ فَیئَکم زَهیداً وَ زَرعَکم حَصیداً. فَیا حَسْرَتی لکم وَ اَنّی بِکم وَ قَدْ عَمِیتْ قلوبُکم علیکم. اَنُلْزِمُکمُوها وَ اَنتُم لها کارِهُونَ.
انصار با مهاجران رابطه خوبی داشتند تا جای که انصار دارایی خانه خود را در اختیار مهاجران قرار می دادندو آنان را در محصولات کشاورزی خود شریک می کردند.
با هجرت پیامبر به یثرب و تبدیل آن به تنها پایگاه امن اسلامی در منطقه، سیر آرام مهاجرت به این شهر آغاز گردید؛ اما روند آن پس از جنگ خندق ، شتاب یافت، ازاین رو در دوره نخست مدنی (۵ سال نخستین) شمار مهاجران اندک بود که بخشی از آن ها مکی و بخشی صحرانشین بودند.انصار به نوعی مهاجران را همچون افراد خودی پذیرفتند و کاستی هایشان را جبران کردند و زمینه ادامه حیات آن ها را در یثرب فراهم کردند.پیش از آن که پیامبر در هجرت خود به یثرب برسد بسیاری از مهاجران مجرد در منطقه قبا و در خانه کلثوم بن هدم که به بیت العزاب (خانه مجردان) مشهور شد مستقر شده بودند؛ اما با ساخته شدن مسجد و بنای صفّه، آنجا مهمانسرای مهاجران مجرد گردید و انصاریان کمکهای غذایی خود را به آن جا می فرستادند:«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِن طَیِّبتِ ما کَسَبتُم ومِمّا اَخرَجنا لَکُم مِنَ الاَرضِ ولا تَیَمَّموا الخَبیثَ مِنهُ تُنفِقونَ ولَستُم بِاخِذیهِ اِلاّ اَن تُغمِضوا فیهِ واعلَموا اَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمید» در این آیه از مؤمنان خواسته شده از محصولات مرغوب خود انفاق کنند و بدانها گوشزد شده که خداوند از شما بی نیاز است.به روایت سدی این آیه درباره انصار و کمکهای آن ها نازل شده است.
← حمایت از خانواده های مهاجر
 ۱. ↑ الطبقات، ج۱، ص۲۳۳.۲. ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۰۶.۳. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۶۷.    
مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «انصار».    
...


انصار در دانشنامه ویکی پدیا

انصار
در تاریخ اسلام به ساکنان یثرب و اطراف آن که به پیامبری محمد بن عبدالله ایمان آورده و مسلمان شدند، انصار گفته می شود. انصار پس از هجرت پیامبر و مسلمانان از مکه و سایر نقاط، به یاری مهاجرین پرداختند و در نشر اسلام تأثیر زیادی داشتند.
تاریخ اسلام
محمد بن عبدالله
هجرت
هجری قمری
مهاجرین
واژه انصار از واژه ها و اصطلاحات مشهور تاریخ صدر اسلام است و در قرآن و بسیاری از متون روایی، تاریخی و تفسیری بکار رفته است. این نام، در وصف مسلمانان هم پیمان پیامبر اسلام در شهر یثرب به خصوص قبایل اوس و خزرج استعمال می گردید. تاریخ دقیق اطلاق این لقب بر مسلمانان یثربی به درستی روشن نیست که در سال های نخستین هجرت پیامبر به این شهر بوده یا پس از گذشت مدتی، اما طبق گزارش های تاریخی، خود پیامبر، مسلمانان یثرب را به این نام ملقب کرد . با ورود پیامبر به یثرب، این شهر را مدینه یا مدینةالنبی (یعنی: شهر پیامبر) نامیدند.
این واژه جمع کلمه ناصر و برگرفته از ریشه «ن ـ ص ـ ر» است که به مفهوم کمک کردن، یاری رسانیدن و دستگیری کردن است . آنچه مفهوم این واژه را از مفهوم «اعوان» متمایز می سازد آن است که عون برای هر کمکی بکار می رود ؛ اما نصر کمک به فرد یا گروهی است که در رویارویی یا دشمنی با فرد یا گروهی قرار گرفته است، از این رو چنانچه در جنگ گروهی به یکی از طرفین نزاع بپیوندند آنان را نصرت داده اند.
تاریخ حمایت یثربیان از پیامبر به یک سال پیش از هجرت در پیمان عقبه دوم بازمی گردد. در میان جمع بیعت کننده با پیامبر دو تن از سران تیره های اوسی (بنی عبدالأشهل) و خزرجی (بنی سلمه) نیز حضور داشتند که پیامبر با وعده آنان حاضر شد به یثرب مهاجرت کند. بیعت کنندگان بیعت عقبه، تعهد کردند همچون زنان و فرزندان خود از پیامبر دفاع کنند.
انصار نامی عربی و به معنای یاری رسان یا کمک کننده می باشد.
انصار (کبودرآهنگ)
دهستان انصار
باشگاه فوتبال الانصار عربستان سعودی
باشگاه فوتبال الانصار لبنان
انصار الاسلام
انصار حزب الله
انصار ممکن است به موارد زیر اشاره کند:
انصار روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۴۸۰ نفر (در ۱۴۲ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۵°۲۴′۳۷″ شمالی ۴۸°۱۱′۴۶″ شرقی / ۳۵٫۴۱۰۲۸°شمالی ۴۸٫۱۹۶۱۱°شرقی / 35.41028; 48.19611
«نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار ایران. بایگانی شده از اصلی در ۱ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت شده در ۱ ژانویه ۲۰۱۳.
انصار (کبودرآهنگ)، روستایی از توابع بخش گل تپه شهرستان کبودرآهنگ در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان مهربان سفلی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۲۸ نفر (۴۱ خانوار) بوده است.
انصار الاسلام یکی از گروه های شورشی فعال در عراق است. این گروه به عنوان یگ جنبش اسلام گرای سلفی در ۲۰۰۱ میلادی در کردستان عراق تأسیس شد. این گروه قوانین سخت گیرانه شریعت را در روستاهای تحت کنترلشان در اطراف بیاره در شمال شرق حلبچه، در نزدیکی مرز ایران به کار می بستند.
انصار الشام یک گروه اسلامگرا و درگیر در جنگ داخلی سوریه است که از اعضای ائتلاف جبهه اسلامی در سوریه به شمار می رود. این گروه در استان لاذقیه و ادلب فعال است.
حمله به لاذقیه ۲۰۱۳
حمله به لاذقیه ۲۰۱۴
امامزاده جابر انصار مربوط به قرون اولیه اسلامی است و در شهرستان دره شهر، بخش بدره، دهستان هندمینی، ضلع شرقی روستای جابر واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۹۳۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مختصات: ۳۸°۲۵′۱۵″ شمالی ۴۶°۳۳′۱۲″ شرقی / ۳۸٫۴۲۰۸۳°شمالی ۴۶٫۵۵۳۳۳°شرقی / 38.42083; 46.55333خلف انصار یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ازومدل جنوبی بخش مرکزی شهرستان ورزقان واقع شده است.
دهستان انصار نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان تکاب، استان آذربایجان غربی در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸۴۶ نفر (۱۱۵۵ خانوار) بوده است.
سوزانا انصار (بنگالی: সুজানা আনসার؛ زادهٔ ۱۴ فوریهٔ ۱۹۷۸) موسیقی دان، هنرپیشه و مجری تلویزیون اهل بریتانیا است. وی از سال ۱۹۹۸ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
هندی
بنگالی موسیقی فولکلور
شهرک انصار، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اندیمشک در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۸ نفر (۱۴خانوار) بوده است.
شیخ عبادالله انصار ملقب به عمادالدّین مدرس مدرسهٔ علوم دینی و ساکن روستای عماده ده بوده است. جدّ اعلای او به نام شیخ عمادالدین به نمایندگی شیخ عبدالسلام خنجی از خنج به معیت (سید محمد عمر سیف الله القتال) برای ارشاد و هدایت مردم به صحرای باغ و پاسخند آمد. او در قریه عماده ده که سابقاً به قریه «آستاس» معروف بوده بنام شیخ عماد الدین موسوم گردید. شیخ حسن بَستَکی از شاگردان او بود که بعداً با دختر او ازدواج کرد. شیخ عبادالله گویا بین سال های ۱۰۵۲ یا ۱۰۶۰ هجری قمری فوت کرده و در قریهٔ «دهمیان» مدفون است. مشایخ صحرای باغ، گوده، فتویه، دیده بان، انوه، فداغ، پدل، و لار از نسل او یا شیخ عماد بزرگ می باشند.
العباسی، مصطفی محمد زمان، «نادر البیان فی ذکر انساب بنی عباسیان» چاپ قطر: سال انتشار ۱۹۷۷ میلادی (به عربی).
گردان انصار (به عربی: کتیبه الانصار) یکی از گروه های درگیر در جنگ داخلی سوریه است.گروه بین المللی بحران،این گروه را یکی از ۵ گروه اصلی سلفی درگیر در جنگ داخلی سوریه عنوان کرده است.این گروه که از مارس ۲۰۱۲ تشکیل شده ،هدفش را از ورود به این جنگ،جهاد و ماهیت این جنگ را فرقه ای عنوان کرد.این گروه در حومه شهر حمص مشغول به نبرد می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

انصار در دانشنامه آزاد پارسی

اَنصار
(در لغت، جمع ناصر به معنای یاور) شهرت ساکنان مسلمان مدینه (عمدتاً از دو قبیلۀ رقیب و اسلام آوردۀ اوس و خزرج) که به یاری پیامبر (ص) و مسلمانان مکه و مهاجران پرداختند. در قرآن (آل عمران، ۱۰۳؛ توبه، ۱۰۰، ۱۱۷؛ حشر، ۲۲) از آن ها یاد شده است و پیامبر (ص) عقد برادری میان انصار و مهاجران جاری و آن ها را به دسته ای واحد تبدیل کرد، که به «صحابه» معروف شدند. قرآن (آل عمران، ۱۰۳) از آن ها تعبیر به «اِخوان» کرده است. اولین دستۀ انصار، که بیرون مکه با محمد (ص) بیعت کردند، شش یا هفت تن از قبیلۀ خزرج بودند. بخش اوّل آیۀ ۷۲ سورۀ انفال نیز اشاره به انصار و یاری رساندن آن ها به مهاجران دارد. همچنین (توبه، ۱۰۰) به سابقان و پیشروان نخستین از مهاجران و انصار اشاره دارد. سابقان انصار کسانی هستند که پیش از هجرت پیامبر (ص) در عقبۀ اولی (هفت نفر) و در عقبۀ ثانی (۷۰ نفر) از مدینه به مکه رفتند و اسلام آوردند. بعضی از انصار که مدّعی بودند اگر یاری آنان نبود اسلام پیشرفت نمی کرد، پس از وفات پیامبر (ص) گفتند جانشین پیامبر باید از میان آن ها انتخاب شود؛ اما رقابت میان اوس و خزرج، طرفداری کم تأثیر بعضی بزرگان انصار از امام علی(ع) و چند عامل دیگر سبب شد که انصار تسلیم رأی شورای سقیفه شوند و خلافت، بر خلاف دستور الهی در غدیر خم، به قبیلۀ قریش رسد.

ارتباط محتوایی با انصار

انصار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بانک انصار تهران   • انتقال وجه بانک انصار   • موجودی بانک انصار   • پرداخت اقساط بانک انصار   • بانک انصار وام   • همراه بانک انصار   • قرعه کشی بانک انصار   • زمان قرعه کشی بانک انصار 95   • معنی انصار   • مفهوم انصار   • تعریف انصار   • معرفی انصار   • انصار چیست   • انصار یعنی چی   • انصار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انصار
کلمه : انصار
اشتباه تایپی : hkwhv
آوا : 'ansAr
نقش : اسم
عکس انصار : در گوگل


آیا معنی انصار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )