برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1328 100 1

انصاف

/'ensAf/

مترادف انصاف: داد، رحم، عدالت، عدل، مروت، نصفت

متضاد انصاف: بیداد

برابر پارسی: راستی، داد، دادگری، دادمندی

معنی انصاف در لغت نامه دهخدا

انصاف. [ اِ ] (ع مص ) داد دادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (مؤید الفضلاء). عدل کردن. (از اقرب الموارد). داد کردن. (تاج المصادر بیهقی ). || راستی کردن. || به نیمه رسیدن روز و جز آن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روز به نیمه رسیدن. (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). || در نیمه ٔ روز سیر کردن. || خدمت کردن. || نصف چیزی گرفتن. || شتافتن. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نصف کردن و برابر داشتن که بر هیچ طرف زیادی نشود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). برابری داشتن بین دو طرف و معامله کردن با آنها بعدل. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) عدل و داد و معدلت. (ناظم الاطباء). داد. (مهذب الاسماء). قسط. (یادداشت مؤلف ). نصفت. عدالت. (یادداشت لغت نامه ) : چون ما جواب بر این جمله یافتیم مقرر گشت که انصاف نخواهد بود و بر راه راست نایستد. (تاریخ بیهقی ).
مظلومم و خیزد از تو انصافم
بیمارم و باشداز تو درمانم.
مسعودسعد.
عالم از انصاف تو شاد است شاد
شاد باش ای شاه عالم شاد باش.
مسعودسعد.
اما طراوت خلافت بجمال انصاف و کمال معدلت باز بسته است. (کلیله و دمنه ). اما چون صورت انصاف نقاب حسد از جمال بگشاید. (کلیله و دمنه ).
یأجوج ظلم بینم جز رای روشن او
از بهر سد انصاف اسکندری ندارم.
خاقانی.
مردم ای خاقانی اهریمن شدند از چشم و ظلم
در عدم نه روی کآنجا بینی انصاف و رضا.
خاقانی.
اگرچه ز انصاف با دشمن و دوست
دم مدح رانم سر ذم ندارم.
خاقانی.
زین هفت رصد بیفکنم بار
کانصاف تو دیده بان ببینم.
خاقانی.
رسم ستم نیست جهان یافتن
ملک به انصاف توان یافتن.
نظامی.
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری.
(گلستان ).
- انصاف جستن ؛ عدل کردن. (یادداشت مؤلف ) : همچنان بر عادت میان زنان انصاف جستی [پیغمبراسلام ]. (مجمل التواریخ ).
- || داد خواستن :
همه عالم انصاف جویند و ندْهند
از این جا کس انصاف یابی نبیند. ...

معنی انصاف به فارسی

انصاف
داددادن، عدل ودادکردن، راستی کردن ، به نیمه رسیدن، نیمه چیزی گرفتن ، میانه روی
( مصدر ) ۱ - به نیمه رسیدن. ۲ - نیم. چیزی را گرفتن .
داد دادن . یا راستی کردن یا خدمت کردن . برابری داشتن بین دو طرف و معامله کردن با آن ها به عدل .
شخ یحیی مرید شاه خوب الله آبادی گوشه نشین و ریاضت کش و شاعر بود .
محمد ابراهیم شاعر و اصلش از خراسان و نشو و نمایش در هند بوده و در اوائل قرن دوازدهم به جوانی در گذشته است .
( مصدر) عدالت کردن داد دادن احقاق حق کردن .
انتقام گرفتن . داد گرفتن انصاف گرفتن
ایرج میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار شاهزاده ای هنرمند و شاعر و در طب میز مهارت داشته . در ۱۲۲۲ ه. ق . متولد و در هنگام تالیف مجمع الفصحائ ۵۲ ساله بوده است .
میرزا علی نقی خان پسر نقد علی خان ایجاد در گذشته به سال ۱۱۹۵ ه. ق . شاعر بود و نخست صبا تخلص می کرد پس انصاف اختیار کرد .
( صفت ) آنکه انصاف دارد منصف باداد با عدل عادل : مرد با انصافی است مقابل : بی انصاف .
( صفت ) ۱ - آنکه از راه عدالت منحرف گردد. ۲ - ظالم ستمکار بیدادگر .
دفتر احکام عدالت و دادگستری
با انصاف آنکه انصاف و نصفت نکو دارد
علینقی انصاف ...

معنی انصاف در فرهنگ معین

انصاف
( ~.) [ ع . ] ۱ - (مص م .) داد دادن ، عدل کردن . ۲ - راستی نمودن . ۳ - (اِمص .) عدل ، داد.
(اَ) [ ع . ] جِ نصف ، نیم ها، نیمه ها.
(اِ) [ ع . ] (مص ل .) به نیمه رسیدن . نیمة چیزی را گرفتن .
(اِ) [ فا - ع . ] (ص مر.) ۱ - آن که از راه عدالت منحرف گردد. ۲ - ظالم ، ستمکار، بیدادگر.

معنی انصاف در فرهنگ فارسی عمید

انصاف
۱. داد دادن، عدل و داد کردن.
۲. راستی کردن.
۳. به نیمه رسیدن.
۴. میانه روی.
۵. (قید) [قدیمی] انصافاً، حقیقتاً.
خدمتگزارها.
ستمکار، ظالم، بیدادگر.

انصاف در دانشنامه اسلامی

انصاف
یکی از فضایل اخلاقی در دین اسلام، انصاف داشتن نسبت به سایرین است.
انصاف که از زیباترین خصلت های اخلاقی است به معنای عدالت ورزی و اجرای قسط و اقرار به حقوق مردم و ادای آن هاست و این که هر خیری را برای خود می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم و هر زیان و ضرری که برای خود نمی پسندیم برای دیگران هم نپسندیم.

انصاف از دیدگاه قرآن
برخی از مردم در مقام سخن یا ادای شهادت چنان چه منافع خود یا نزدیکان خود را در معرض خطر ببینند به سادگی حاضر نیستند حقیقت را بگویند. از این رو خداوند در قرآن مجید می‏فرماید: «هنگامی که سخن می‏گویید عدالت را رعایت کنید حتی اگر در مورد نزدیکان تان بوده باشد و به عهد خدا وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‏کند تا متذکر شوید» و در جای دیگر می‏فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به طور جدّی در پاسداری از عدالت برخیزید و برای خدا گواهی دهید اگر چه (این گواهی) به زیان خود شما یا پدر و مادر یا نزدیکان شما بوده باشد. برای هر کس که شهادت می‏دهد چه غنی باشد یا فقیر، خدا سزاوارتر است که از آنها حمایت کند. بنابراین از هوی و هوس پیروی نکنید که از حق منحرف خواهید شد و اگر حق را تحریف کنید و یا از اظهار آن اعراض نمایید خداوند به آن چه انجام می‏دهید آگاه است.»

انصاف از دیدگاه روایات
در روایات نیز سفارش زیادی درباره رعایت انصاف شده است که به بعضی از آن ها اشاره می‏شود.

← از مکارم اخلاق
...
انصاف
انصاف از فضائل اخلاقی به معنای عدالت ورزی بر رعایت مساوات و برابری در رفتار با دیگران و پرداخت حقوق مردم بدون تبعیض اشاره دارد. واژه انصاف به صورت صریح در قرآن نیامده ولی مفسران از چندین آیه رعایت انصاف در روابط اجتماعی را استنباط کرده اند. انصاف ورزی در روایات با اوصافی همچون برترین ارزش ها، سرور اعمال و سخت ترین تکالیف شناسانده شده است. انصاف را به سه قسم انصاف در سخن، انصاف در عمل و انصاف در قضاوت تقسیم و برای آن آثاری از جمله آسایش و راحتی، جلب محبت و دوستی، افزایش روزی، تاخیر اجل و کسب منزلت اجتماعی ذکر کرده اند.
انصاف را به معنای عدالت ورزی، اجرای قسط، رفتار درست و مطا ...

انصاف در دانشنامه آزاد پارسی

اِنصاف (equity)
به اشکال گوناگون تعریف شده است، مانند بی غرضی، درستی، توزیع عادلانه منابع. این واژه بیشتر و مستقیماً در مورد نظام قانونی حکومت ها و تقسیمات مقامات شناخته شده نظام ها به کار می رود. در حقوق، نظام حقوقیِ تکمیل کنندۀ مقررات در مواردی که اجرای این مقررات در پرونده ای خاص، بی رحمانه و تند تلقی شود. گاه اِعمال انصاف به معنای تلاش در جهت دستیابی به عدالت طبیعیاست. انصاف، در این معنا، یکی از عناصر تشکیل دهندۀ اغلب نظام های حقوقی است، و در بعضی قوانین، قضات مکلف اند که هم مقررات قانونی خاص و هم اصول انصاف را در رسیدگی و اتخاذ تصمیم اعمال کنند. در حقوق ایران، انصاف مستقیماً مبنای حقوق نیست، اما در بعضی قوانین به آن اشاره شده است، مثلاً در مادۀ ۵۷۱ قانون تجارت. درباره اعادۀ اعتبار تاجر ورشکسته دادگاه مکلف به رعایت عدل و انصاف شده است: «محکمه اوضاع و احوال را سنجیده به طوری که مقتضی عدل و انصاف بداند حکم می دهد...».

ارتباط محتوایی با انصاف

انصاف در جدول کلمات

انصاف
داد
انصاف داشتن
عدالت
انصاف و داد
عدل
انصاف و عدل
رحم
انصاف وشفقت
رحم

معنی انصاف به انگلیسی

justice (اسم)
درستی ، عدل ، انصاف ، عدالت ، دادگستری ، داد
equity (اسم)
عدل ، انصاف ، تساوی حقوق ، قاعده انصاف ، انصاف بی غرضی
impartiality (اسم)
انصاف ، بیطرفی

معنی کلمه انصاف به عربی

انصاف
عدالة
عدالة
ظالم , غير عادل
ظالم , لاانصاف
عدالة

انصاف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mrz
fair

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی انصاف   • جماران نیوز   • انصاف چیست   • خرداد نیوز   • شعر در مورد انصاف   • تدبیر24   • سایت انصاف   • سلام نو   • مفهوم انصاف   • تعریف انصاف   • معرفی انصاف   • انصاف یعنی چی   • انصاف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انصاف
کلمه : انصاف
اشتباه تایپی : hkwht
آوا : 'ensAf
نقش : اسم
عکس انصاف : در گوگل

آیا معنی انصاف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )