انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1100 100 1

انعام

/'an'Am/

مترادف انعام: احسان، بخشش، پاداش، جایزه، خلعت، دهش، صله، عطا، عطیه، هبه، هدیه، شاگردانگی، شتل، شتلی | چهارپایان، دواب، ستوران

برابر پارسی: دهش، پاداش، دست خوش، شاگردانه

معنی انعام در لغت نامه دهخدا

انعام. [ اِ ] (ع مص ) نعمت دادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد)، یقال : انعم اﷲ علیه و انعم بها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || افزودن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زیاده کردن.(آنندراج )، یقال : انعم ان یحسن ؛ ای زاد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || زیاده شدن. (غیاث اللغات ) (آنندراج )، || برهنه پا آمدن نزد کسی. || نعم گفتن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). در کسی نعم کردن. (تاج المصادر بیهقی ). کسی را نعم گفتن. کسی را بلی گفتن. (یادداشت مؤلف ). || مبالغه نمودن در کاری. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دقت نظر کردن در کاری و مبالغه کردن در آن. (از اقرب الموارد). امعان. انعام نظر. امعان نظر. (یادداشت مؤلف ). و اعلم یا اخی بانک ان انعمت النظر فیما وضعنا و تأملت.علمت ان... (رسائل اخوان الصفا). || چشم روشن گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ): انعم اﷲ بک عیناً؛ خنک گرداند خدای چشم محبوب ترا بتو و یا چشم ترابه محبوب تو. || انعم اﷲ صباحک ؛ فراخ و خوش گرداند خدای بامداد ترا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || وزیدن باد از جانب جنوب. (آنندراج ). || به آرام و آسودگی داشتن ، چنانکه جایی کسی را. (یادداشت مؤلف ). منزل ینعمهم ؛ یعنی منزلی است که فرودآیندگان را به آرام وآسودگی دارد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). منزلی کثیرالخیر و موافق است. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) داد و دهش و عطا و بخشش. (آنندراج ). بخشش و باسگونه و بیلاک و داشن و نوش و داد و دهش و احسان و عطیه و نعمت و عطا و نوارهان و هدیه و نوعاً انعام ؛ بخشش نقدی را گویند که از جانب شخص بزرگ به کوچک داده می شود. (ناظم الاطباء). فیض. فضل. نوال. نوله. موهبت. هبه. هدیه. داد. داده. نیکی. خوبی :
هرکه از خدمتکاران خدمتی شایسته بواجب کردی در حال او را نواخت و انعام فرمودندی برقدر خدمت. (نوروزنامه ).
هست بیحد و نهایت با تو انعام خدای
تا جهان باشد تو بادی شاکر انعام او.
امیر معزی (از آنندراج ).
هر روز... درجت وی (گاو) در احسان و انعام منیف تر می شد. (کلیله و دمنه ). شیر فرمود که اینجا مقام کن تا از... انعام ما نصیب تمام یابی. (کلیله و دمنه ).
چون خجلیم از سخن خام خویش
هم تو بیامرز به انعام خویش.
نظامی.
گزارم فام طبع خود به اندک مدح صدر تو
که از انعام اسلاف تو اندر فام بسیارم.
سوزنی.
گرچه انعام او مرا شکراست
شکر او را ز من شکایتهاست.
خاقانی.
دانگی از خود بازگیرم بهر قوت
پس دهم دیناری از انعام خویش.
خاقانی.
نماند کس که ز انعام تو به روی زمین
نیافت بیت المال و نساخت باب الطاق.
خاقانی.
منعما شکرهای انعامت
بزبان قلم نیاید راست
دوش در انتظار وعده ٔ تو
بس که بنشسته ام دلم برخاست
هر کرا لقمه در گلو گیرد
شربتی آبش از تو باید خواست.
کمال اسماعیل.
کریما برزق تو پرورده ایم
به انعام ولطف تو خو کرده ایم.
سعدی (بوستان ).
ذکر انعام در افواه عوام افکنده.
(گلستان ).
زانعام و فضل خود نه معطل گذاشتت.
سعدی (گلستان ).
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید.
حافظ.
|| در تداول امروز، پولی یا مالی که در ازای خدمتی به کسی بخشند و عامه اَنعام تلفظ کنند. و رجوع به انعام دادن شود.

انعام. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نَعَم. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). چهارپایان. (غیاث اللغات ). فارسیان بجای مفرد استعمال کنند. (آنندراج ) :
در جهان ِ مرده شان آرام نیست
کاین علف جز لایق انعام نیست.
مولوی (مثنوی چ نیکلسون دفتر 5 ص 228).
گر عاقل و هشیاری وز دل خبری داری
تا آدمیت خوانند ورنه کم از انعامی.
سعدی.
نیست انعام خدا روزی انعامی چند
نشود خاصه ٔ حق ماحضر عامی چند.
طاهرنصیرآبادی (از آنندراج ).
و رجوع به نعم شود.

انعام. [ اَ ] (اِخ ) نام ششمین سوره ٔ قرآن مجید. مکی ، دارای صدوشصت وپنج آیه.

معنی انعام به فارسی

انعام
( سوره ال... ) نام سوره پنجم قر آن مجید است .
۱- ( مصدر) نعمت دادن . نیکی کردن دهش کردن بخشیدن . ۲ - ( اسم ) دهش عطا احسان . ۳ - ( اسم ) آنچه که زاید بر حق اصلی بعنوان پاداش بکسی دهند بخشش . جمع : انعامات .
نام ششمین سوره از قر آن مجید مکی و دارای صد و شصت و پنج آیه ٠
[salvage money] [حمل ونقل دریایی] انعامی که به خدمۀ کشتی بازگردانی پرداخت میشود
( مصدر ) بخشش کردن احسان کردن عطا کردن .
بخشش کردن . عطا کردن

معنی انعام در فرهنگ معین

انعام
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ نعم ، چارپایان .
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) نعمت بخشیدن . ۲ - (اِمص .) دهش .

معنی انعام در فرهنگ فارسی عمید

انعام
۱. ششمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۱۶۵ آیه.
۲. [قدیمی] = نَعَم۲
۱. نعمت دادن، بخشیدن چیزی به کسی از راه نیکوکاری.
۲. بخشش شخص بزرگ به کوچک تر از خود.

انعام در دانشنامه اسلامی

انعام
معنی أَنْعَامٌ: چهار پايان(جمع نعم به معني شتر،گاو و گوسفند)
معنی حَبِّ: دانه (هم ریشه با محبت لذا درآیه 95سوره انعام از آن تعبیر به طينت مؤمن هم شده است که خداوند محبت خود را در آن جاي داده )
معنی شَکَرَ: شکر کرد (شکر به معناي آن است که نعمت ولي نعمت را طوري به کار بزني که از انعام منعم آن خبر دهد(درراه درست استفاده کني ) و يا ثناي او بگويي که چه نعمتها به تو ارزاني داشته است ، و هر کدام باشد منطبق با عبادت او ميشود )
معنی شُکْراً: شکر- سپاسگزاري (شکر به معناي آن است که نعمت ولي نعمت را طوري به کار بزني که از انعام منعم آن خبر دهد(درراه درست استفاده کني ) و يا ثناي او بگويي که چه نعمتها به تو ارزاني داشته است ، و هر کدام باشد منطبق با عبادت او ميشود )
معنی شَکَرْتُمْ: شکر کرديد (شکر به معناي آن است که نعمت ولي نعمت را طوري به کار بزني که از انعام منعم آن خبر دهد(درراه درست استفاده کني ) و يا ثناي او بگويي که چه نعمتها به تو ارزاني داشته است ، و هر کدام باشد منطبق با عبادت او ميشود )
ریشه کلمه:
نعم‌ (۱۴۴ بار)
واژه انعام ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: قرآن• سوره أنعام، ششمین سوره از قرآن مجید• انعام (چارپایان)، نامی برای چهارپایان دامی کاربردهای دیگر• انعام ثلاث، شتر، گاو و گوسفند و احکام آنها در باب های زکات، حج، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه
...
انعام، نامی برای چهارپایان دامی می باشد.
واژه «انعام» جمع «نَعَم» در اصل به جهت اهمیت شتر نزد عرب و به شمار آمدن آن از نعمت های ویژه ، به سبب اجتماعِ منافعِ شیردهی، باربری، رکوب و مصرف خوراکیِ گوشتِ آن یا به سبب نرمی (نعومت) پا بر این حیوان اطلاق شده و سپس به چهارپایانی چون گاو و گوسفند تعمیم داده شده است.گروهی از واژه شناسان، شرط صحت اطلاق این واژه بر یک مجموعه از چهارپایان را، وجود شتر در آن مجموعه می دانند برخی نیز «انعام» را اشاره به انواع مذکور و تنها «نَعَم» را ویژه شتر دانسته اند البته اگر وجه این نامگذاری را نرمی و آرامی حرکت بدانیم، چنان که برخی برآن اند، اشتمال واژه «انعام» بر گاو و گوسفند و بز، غیر تبعی و تعمیم آن به اسب و استر و گورخر و.. بی وجه خواهد بود. در دامنه معنایی «انعام» به برخی آیات استدلال شده که ذیل آیات مورد نظر خواهد آمد.
در قرآن
واژه «نَعَم» یک بار و واژه «انعام» ۳۲ بار در قرآن به کار رفته است؛ همچنین ششمین سوره قرآن «انعام» نامیده شده که شاید وجه این نامگذاری، بیان تفصیلی احوال چهارپایان در این سوره باشد .
← نقش انعام درزندگی انسان
در آیه ۳۰ سوره حجّ پس از بیان برنامه و مناسک حج، اهمیت بزرگ شماری و احترام شعائر و اعمال حجّ را بیان داشته به حلال بودن چهارپایان دامی، جز مواردی که حکمش را بیان خواهد کرد بر حاجیان می پردازد:«... و اُحِلَّت لَکُمُ الاَنعمُ اِلاّ ما یُتلی عَلَیکُم...» که شاید «ما یُتلی عَلَیکُم» به تحریم صید بر مُحرم اشاره داشته باشد که در آیه ۹۵ سوره مائده آمده است یا ممکن است به تحریم قربانی ها برای بت ها اشاره باشد . در آیه ۳۴ حجّ از عمومیت قربانگاه ها بین امت های مختلف سخن می گوید و بردن نام خدا بر چهارپایان دامی را هنگام قربانی متذکر می شود:«ولِکُلِّ اُمَّة جَعَلنا مَنسَکًا لِیَذکُرُوا اسمَ اللّهِ عَلی ما رَزَقَهُم مِن بَهیمَةِ الاَنعمِ...» از این آیه فهمیده می شود که مراسم قربانی و ذکر نام خداوند بر قربانی، ویژه مسلمانان نیست در آیه ۳۶ حجّ نیز به طور خاص به شترهای فربه که مصداق بارز چهارپایان جهت قربانی هستند، اشاره کرده، آنها را شعائر و نشانه های خداوند (در حجّ) دانسته است و مجدداً بردن نام خدا را بر آن ها و خوردن و خورانیدن گوشتشان را یادآور می شود.در آیات بعد فلسفه قربانی چهارپایان دامی در مراسم حجّ را پیمودن مدارج پرهیزکاری و نزدیک شدن به خداوند می داند چون عرب جاهلی خون قربانی را به دیوار کعبه می پاشید و برخی مسلمانان به چنین کاری تمایل داشتند، این آیه رسیدن خون و گوشت قربانیان را به خداوند نفی می کند :«لَن یَنالَ اللّهَ لُحومُها ولا دِماؤُها...». در آیه ۱۴۵ انعام بر محدود بودن محرمات الهی که حریم آن ها همواره باید رعایت شود، تأکید می کند و چند نمونه همچون مردار، خون، گوشتِ خوک و حیوانِ حلال گوشتی که هنگام ذبح نام غیر خدا (بتان) بر آن برده شده را نام می برد. در آیه ۱۴۶ انعام نیز موارد تحریم شده بر بنی اسرائیل را برمی شمرد. این آیات احتجاجی بر ضدّ مشرکان است که برخی چهارپایان را حرام می دانستند و این حرمت را به خدا نسبت می دادند.
← عقاید خرافی مشرکان
...
انعام، نامی برای چهارپایان دامی می باشد.
انعام جمع نعم به معنای شتر، گاو و گوسفند است. و نعم فقط به شتر اطلاق می شود. در صورتی به گاو و گوسفند انعام اطلاق می گردد که میان آن ها شتر هم باشد. در این مدخل از واژه «نعم» و «انعام» استفاده شده است.
هدف از خلقت انعام
از آیات قرآن می توان به هدف از آفرینش چهارپایان دامی و نقش آن در زندگی انسان و وظیفه او در برابر این نعمت پی برد، چنان که آیه ۳۶ سوره حج پس از بیان ذبح قربانی، غایت تسخیر انعام را شکرگزاری دانسته است:«... کَذلِکَ سَخَّرنها لَکُم لَعَلَّکُم تَشکُرون» همچنین آیه ۳۷ حج نیز هدف را یادکرد خداوند به عظمت دانسته است:«... کَذلِکَ سَخَّرَها لَکُم لِتُکَبِّروا اللّهَ عَلی ما هَدکُم...».
عناوین مرتبط
انعام در جاهلیت، تسخیر انعام، تشبیه به انعام، تغذیه انعام، خلقت انعام، منافع انعام.
به شتر، گاو و گوسفند اَنعام ثلاث می گویند که از آن در بابهای زکات، حج، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن رفته است.
انعام ثلاث از اصناف نه گانه ای است که زکات در آنها واجب است. ۱.رسیدن به حد نصاب .۲.چریدن؛ بدین معنا که قوت آنها از چریدن دربیابان و مراتع عمومی تأمین شود، نه از ملک مالک آنها.۳.عامل نبودن گاو و شتر؛ بدین معنا که در طول سال به کار گرفته نشوند.۴.سپری شدن یازده ماه قمری و داخل شدن در ماه دوازدهم از زمان مالکیت آنها
حج
هدی وقربانی باید از انعام ثلاث باشد. در حج قران، احرام به تلبیه یا اشعار و تقلید محقّق می شود. اشعار، تنها با شتر و تقلید با هر یک از انعام ثلاث صورت می گیرد. کشتن انعام ثلاث در حال احرام جایز است و کفّاره ندارد.
نکاح
در عقیقه شرط است که به یکی از انعام ثلاث باشد و صدقه دادن با پول آن کفایت نمی کند.
صید و ذباحه
...
اَنعام ثلاثه یا چارپایان سه گانه، ترکیبی است که در علم فقه اسلامی برای شتر، گاو و گوسفند به کار می رود. به این سه حیوان حلال گوشت، زکات تعلق می گیرد و قربانی در مناسک حج باید یکی از این سه حیوان باشد و کشتن آن ها احکام خاصی دارد. از این موضوع در فقه در باب های زکات، حج، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته شده است.
انعام ثلاثه از جمله ۹ چیزی است که زکات در آنها واجب است.
شرایط تعلق زکات به انعام ثلاثه:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ۖ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ
ستایش خدای راست که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکی ها و روشنایی را مقرّر داشت (و با آنکه نظم آسمان و زمین دلیل یکتایی اوست) باز کافران به پروردگار خود شرک می آورند.
همه ستایش ها ویژه خداست که آسمان ها و زمین را آفرید و تاریکی ها و روشنی را پدید آورد. باز کافران برای پروردگارشان شریک و همتا قرار می دهند.
ستایش خدایی را که آسمانها و زمین را آفرید، و تاریکیها و روشنایی را پدید آورد. با این همه کسانی که کفر ورزیده اند، با پروردگار خود برابر می کنند.
ستایش از آن خداوندی است که آسمانها و زمین را بیافرید و تاریکیها و روشنایی را پدیدار کرد، با این همه، کافران با پروردگار خویش دیگری را برابر می دارند.
ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد؛ اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرارمی دهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است)!
praise is to Allah, who created the heavens and the earth and made the darkness and the light. Then those who disbelieve equate with their Lord.
Praise be Allah, Who created the heavens and the earth, and made the darkness and the light. Yet those who reject Faith hold (others) as equal, with their Guardian-Lord.
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحَاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ
(ای پیغمبر) پیش از تو هم امم گذشته پیغمبران خود را سخت استهزاء کردند، پس آنان را کیفر این عمل دامنگیر شد.
مسلماً پیامبران پیش از تو هم مسخره شدند؛ پس بر کسانی که پیامبران را مسخره می کردند، عذاب و کیفری که همواره به استهزا می گرفتند نازل شد و آنان را فرا گرفت.
و پیش از تو پیامبرانی به استهزا گرفته شدند. پس آنچه را ریشخند می کردند گریبانگیر ریشخندکنندگان ایشان گردید.
پیامبرانی را هم که پیش از تو بودند مسخره می کردند. پس مسخره کنندگان را عذابی که به ریشخندش می گرفتند فروگرفت.
(با این حال، نگران نباش!) جمعی از پیامبران پیش از تو را استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را مسخره می کردند، دامانشان را می گرفت؛ (و عذاب الهی بر آنها فرود آمد).
And already were messengers ridiculed before you, but those who mocked them were enveloped by that which they used to ridicule.
Mocked were (many) messengers before thee; but their scoffers were hemmed in by the thing that they mocked.
وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِینَ وَبَنَاتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَیٰ عَمَّا یَصِفُونَ
و گروهی از کافران اهریمنان را شریک خدا شمردند در حالی که آن ها آفریده خدا هستند و گروهی (عزیر و مسیح و فرشتگان را) از روی نادانی پسران و دخترانی برای او تراشیدند، در صورتی که او از همه این نسبت ها برتر و منزه است.
برای خدا شریکانی از جن قرار دادند، در حالی که همه آنها را خدا آفرید، و از روی جهل و بی دانشی برای خدا پسران و دخترانی انگاشتند؛ منزّه و برتر است از آنچه آنان توصیف می کنند.
و برای خدا شریکانی از جن قرار دادند، با اینکه خدا آنها را خلق کرده است. و برای او، بی هیچ دانشی، پسران و دخترانی تراشیدند. او پاک و برتر است از آنچه وصف می کنند.
برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفریده است. و بی هیچ دانشی، به دروغ دخترانی و پسرانی برای او تصور کردند. او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش می کنند.
آنان برای خدا همتایانی از جنّ قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است؛ و برای خدا، به دروغ و از روی جهل، پسران و دخترانی ساختند؛ منزّه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف می کنند!
But they have attributed to Allah partners - the jinn, while He has created them - and have fabricated for Him sons and daughters. Exalted is He and high above what they describe
Yet they make the Jinns equals with Allah, though Allah did create the Jinns; and they falsely, having no knowledge, attribute to Him sons and daughters. Praise and glory be to Him! (for He is) above what they attribute to Him!
بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ أَنَّیٰ یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَکُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
اوست پدید آرنده آسمانها و زمین، چگونه وی را فرزندی تواند بود در حالی که او را جفتی نیست؟! و او همه چیز را آفریده و به همه چیز داناست.
پدید آورنده آسمان ها و زمین است، چگونه او را فرزندی باشد؟! در صورتی که برای او همسری نبوده، و همه چیز را او آفریده؛ و او به همه چیز داناست.
پدیدآورنده آسمانها و زمین است. چگونه او را فرزندی باشد، در صورتی که برای او همسری نبوده، و هر چیزی را آفریده، و اوست که به هر چیزی داناست.
پدید آورنده آسمانها و زمین است. چگونه او را فرزندی باشد، و حال آنکه او را همسری نیست. هر چیزی را او آفریده است و به هر چیزی داناست.
او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست.
Originator of the heavens and the earth. How could He have a son when He does not have a companion and He created all things? And He is, of all things, Knowing.
To Him is due the primal origin of the heavens and the earth: How can He have a son when He hath no consort? He created all things, and He hath full knowledge of all things.
ذَٰلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ
این است (وصف) پروردگار شما، که جز او هیچ خدایی نیست، آفریننده هر چیز است، پس او را پرستش کنید، و او نگهبان همه موجودات است.
این است خدا پروردگار شما، جز او معبودی نیست، آفریننده همه چیز است؛ پس تنها او را بپرستید، و او کارساز هر چیز است.
این است خدا، پروردگار شما: هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است. پس او را بپرستید، و او بر هر چیزی نگهبان است.
این است خدای یکتا که پروردگار شماست. خدایی جز او نیست. آفریننده هر چیزی. پس او را بپرستید که نگهبان هر چیزی است.
(آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است.
That is Allah, your Lord; there is no deity except Him, the Creator of all things, so worship Him. And He is Disposer of all things.
That is Allah, your Lord! there is no god but He, the Creator of all things: then worship ye Him: and He hath power to dispose of all affairs.


انعام در دانشنامه ویکی پدیا

انعام
انعام (سوره) ششمین سوره در قرآن است.
انعام (پاداش) به معنی پاداش و تشویقی می باشد.
اَنعام مبلغی پول، معمولاً به صورت وجه نقد، که افزون بر قیمت پیش بینی شده، به ارائه کنندهٔ کالا یا خدمات (مانند پیشخدمت ها)، با هدف قدردانی پرداخت می شود.
سورهٔ انعام سورهٔ ۶ام قرآن است و ۱۶۵ آیه است. همانند سوره های مکی، محتوای این سوره پیرامون اعتقادات پایه ای اسلام است اما بیشتر روی مسئلهٔ یگانه پرستی و مبارزه با شرک و بت پرستی تاکید دارد. بر اساس روایات اهل بیت تمام این سوره یکجا نازل شده است. برگزاری جلسات ختم انعام برای قرائت این سوره از آداب و رسوم مسلمانان برای حل مشکلاتشان است.
ترجمهٔ فارسی
«سوره ی انعام یکباره فرو فرستاده شد و هفتاد هزار فرشته آن را با آوای تسبیح و لا اله الا الله و تکبیر همراهی نمودند، هر که آن را بخواند، او را تا روز قیامت ستایش خواهند کرد.»
«سوره ی انعام در یک جمله ای نازل شد و هفتاد هزار فرشته آن را همراهی کردند، و آن را ارج نهادند و بزرگ داشتند؛ زیرا در هفتاد جای از آن، نام خداوند ذکر شده است و اگر مردم می دانستند چه فضیلتی در خواندن آن نهفته است، آن را مهمل نمی گذاشتند.»
انعام الجریتلی (انگلیسی: Enaam Elgretly؛ زادهٔ ۶ نوامبر ۱۹۴۴) هنرپیشه اهل مصر است. وی از سال ۱۹۶۶ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
انعام کجه جی در محلهٔ «الکراده» در بغداد سال ۱۹۵۲ میلادی به دنیا آمد. او روزنامه نگار و رمان نویس عراقی است. انعام نامزد جایزه بوکر جهان عرب و موفق به کسب جایزه "لاگادر" فرانسه شده است.
رمان لورنا، سال هایی که با جواد سلیم بود؛ سال ۱۹۹۸ که یک زندگی نامهٔ داستانی است.
رنج های عراقی به قلم زنان؛ در سال ۲۰۰۳، که شامل پژوهش ها و متن های گزیده است و به زبان های فرانسوی، ایتالیایی و یونانی ترجمه شده است.
رمان "سواقی القلوب" که در سال ۲۰۰۵ منتشر و به ایتالیایی ترجمه شد. این رمان در ایران در سال ۱۳۹۶ توسط «محمد حزبایی زاده» با عنوان "آب باریکه ها" به فارسی ترجمه و توسط انتشارات «هیرمند» منتشر شده است.
«نوهٔ آمریکایی» رمان دیگری است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و به فهرست کوتاه جایزهٔ ادبی بوکر عربی رسید و به زبان های فرانسوی، انگلیسی، چینی و ایتالیایی ترجمه شد.
"طشاری" نیز با عنوان "تکه پاره های من" توسط کریم پورزبید به فارسی برگردانده شد.
انعام در بغداد پایتخت عراق متولد شد و رشتهٔ روزنامه نگاری را در دانشگاه گذراند. قبل از مهاجرت به پاریس و تحصیل در دانشگاه سوربون فرانسه، در روزنامه ها و رادیو بغداد مشغول بود و در سال ۱۹۸۶ فوق لیسانس و دکترای روزنامه نگاری را از دانشگاه سوربن دریافت کرد.
کجه جی در مدرسهٔ راهبه های «التقدمه» درس خواند.
او اکنون برای روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در پاریس و مجله "کل الأسرة" چاپ شارجه مشغول به فعالیت است.
انعام کریم اف (به ترکی آذربایجانی: İnam Kərimov) سیاستمدار و حقوقدان اهل جمهوری آذربایجان است. هم اکنون سکاندار وزارت کشاورزی این کشور می باشد.
کابینه جمهوری آذربایجان
انعام کریمف در ۶ ژوئن سال ۱۹۷۷، در شهر باکو زاده شد. بین سال های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۴، در دبیرستان علوم انسانی «سید جعفر پیشوری» در باکو تحصیل کرد. در فاصله زمانی ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۵ در مدرسه عالی «ریچمان» واقع در ایالت ایندیانای ایالات متحده آمریکا به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۹۵، وارد رشته حقوق بین الملل دانشگاه دولتی باکو و در سال ۱۹۹۸، دانش آموخته شد. سپس به تحصیل خود در رشته حقوق در دانشگاه استراسبورگ (سالهای ۱۹۹۸ الی ۲۰۰۰) استمرار داد. در میان سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ در مقطع کارشناسی رشته حقوق در دانشگاه سوربن تحصیل گرفت.
انعام کریمف دانش آموخته دکترای حقوق از دانشگاه سوربُن می باشد. علاوه بر زبان مادری خود- ترکی آذربایجانی، بر زبان های فارسی، روسی، انگلیسی و فرانسوی تسلط کامل دارد.
انعام کریمف ابتدا بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ به عنوان مشاور و بعد، از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲ به عنوان مشاور ارشد در نهاد ریاست جمهوری آذربایجان مشغول به کار شد. وی میان سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲، دبیری کمیسیون مبارزه با فساد جمهوری آذربایجان و همچنین ریاست هیئت نمایندگی آذربایجان در گروه دول شورای اروپا برای مبارزه با فساد را بر عهده داشت.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

انعام در جدول کلمات

انعام شاگرد مغازه
دستاران

معنی انعام به انگلیسی

bounty (اسم)
وفور ، شهامت ، انعام ، بخشش ، اعانه ، سخاوت ، بخشندگی ، ازادمنشی
gratuity (اسم)
سپاسگزاری ، انعام ، پاداش ، التفات ، رایگانی
tip (اسم)
سر ، نوک ، انعام ، بخشش ، راس ، ضربت اهسته ، سرقلم ، نک ، پول چای ، اطلاع منحرمانه ، تیزی نوک چیزی
award (اسم)
جایزه ، رای ، اجر ، مژدگانی ، انعام
prize (اسم)
جایزه ، انعام ، غنیمت
bonus (اسم)
جایزه ، انعام ، حق الامتیاز ، سودقرضه ، پرداخت اضافی
reward (اسم)
جایزه ، اجر ، مژدگانی ، انعام ، عوض ، پاداش ، مزد ، سزا
premium (اسم)
وثیقه ، جایزه ، انعام ، حق العمل ، حق بیمه ، پاداش عمل ، پاداش نیکو ، صرف برات ، حق صرافی
baksheesh (اسم)
انعام ، بخشش ، رشوه
largess (اسم)
انعام ، بخشش ، سخاوت ، وسعت نظر ، دهش ، گشاده دستی ، ازادگی ، بخشیدگی
service charge (اسم)
انعام ، اضافه کار ، سرویس مهمانخانه وغیره
pourboire (اسم)
انعام

معنی کلمه انعام به عربی

انعام
جائزة , راس , علاوة , منحة , وفرة
راس

انعام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی ٢٠:١٤ - ١٣٩٦/٠٩/٢٤
بخشش
|

سارا ٠٧:٠١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣
اَنعام : چهارپایان
اِنعام : بخشش / هدیه / سوغات / دهش / پاداش
|

Nasim.m ٢٢:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٥
پاداش
|

باقری ٠٧:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠
درآیه ۶ سوره زمر احتمالا به معنی اجزای بدن که زوج زوج هستند میباشدمثل کلیه یادست یا تخمدان...لذابه معنی چهارپایان در اینجا ارتباط موضوعی پیدا نمیکند
|

Gholam ١٢:٢٧ - ١٣٩٧/١٠/١٩
بخشش ازبزرگتر به کوچکتر
|

مصطفی رضایی ١٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٤
موهبت
|

محمد ١٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
برابر پارسي:ارزاني داشتن/كردن
|

Zahra ١٥:٣١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٧
پاداش
|

امیر سعید زنجیران ١٨:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٢
بخشش-نعمت دادن
|

امیر سعید زنجیران ١٨:٢١ - ١٣٩٨/٠٨/١٢
بخشش ،نعمت دادن
|

omid ١٦:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٨
مواهب
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متن سوره انعام   • تلاوت سوره انعام   • ختم سوره انعام   • دانلود متن سوره انعام   • سوره انعام صوتی   • قرائت سوره انعام   • معنی انعام   • انعام دادن   • مفهوم انعام   • تعریف انعام   • معرفی انعام   • انعام چیست   • انعام یعنی چی   • انعام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انعام
کلمه : انعام
اشتباه تایپی : hkuhl
آوا : 'an'Am
نقش : اسم
عکس انعام : در گوگل


آیا معنی انعام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )