برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1283 100 1

انعطاف

/'en'etAf/

مترادف انعطاف: تساهل، نرمش، نرمی، خمیدگی

برابر پارسی: نرمش، خمیدگی، دولا، دولا شدن

معنی انعطاف در لغت نامه دهخدا

انعطاف. [ اِ ع ِ ] (ع مص ) دوتا شدن و بازگردیدن و خم شدن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). انثناء. (از اقرب الموارد). خم گرفتن و برگردیدن. (غیاث اللغات ). بدو درآمدن. (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). تاه شدن. برتافتن. میل کردن. (یادداشت مؤلف ). || (اِ) حرکتی است در سمت واحد نه بعینها بر مسافت حرکت اولی بلکه خارج و کج از آن مسافت بخلاف رجوع. (تعریفات جرجانی ). || (اِمص ) خمیدگی و پیچیدگی و کجی و برگشتگی. (ناظم الاطباء). بخمی. انحنا. (یادداشت مؤلف ).
- انعطاف پذیر ؛ آنچه خمیدگی و برگشتگی پذیرد.
- انعطاف داشتن ؛ پیچیدگی داشتن. (ناظم الاطباء).
- انعطاف ناپذیر ؛ آنچه خمیدگی و برگشتگی نپذیرد .

معنی انعطاف به فارسی

انعطاف
دوتاشدن، خم شدن، کج شدن، برگشتن، بازگردیدن
۱ - ( مصدر ) دو تا شدن خم گرفتن کج شدن . ۲ - بر گشتن باز گشتن . ۳ - ( اسم ) خمیدگی . ۴ - ( اسم ) خم . جمع : انعطافات . یا قابلیت انعطاف . ۱ - خم پذیری . ۲ - شایستگی هماهنگی با هر وضع و هر محیط .
( اسم ) قابل انعطاف .
[cognitive flexibility] [روان شناسی] توانایی ارزیابی عینی و رفتار منعطف که بر سازگاری و عینیت و بی تعصبی دلالت دارد
[rigid] [روان شناسی] ویژگی فرد دچار انعطاف ناپذیری
[rigidity] [روان شناسی] نوعی ویژگی شخصیتی که برحسب آن فرد در مقابل هرنوع تغییر به شدت مقاومت می کند
زاویه ای را که از خط منعطف و خطی که موازی خط شعاعی است و بمضئ متصل است پدید آید
انعطاف پذیری قابلیت انحنائ قابلیت خمیدگی پذیرفتن .

معنی انعطاف در فرهنگ معین

انعطاف
(اِ عِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) خم شدن ، کج شدن . ۲ - (اِمص .) خمیدگی . ۳ - (اِ.) خم .

معنی انعطاف در فرهنگ فارسی عمید

انعطاف
۱. قابلیت خم و راست شدن به هر سو.
۲. برگشتن، بازگردیدن.
۳. آمادگی برای سازگاری با محیط، دیگران، یا دشواری ها.

معنی انعطاف به انگلیسی

plasticity (اسم)
نرمی ، انعطاف ، شکل پذیری ، قالب پذیری ، حالت پلاستیکی ، اندام پذیری
inflection (اسم)
خمیدگی ، کجی ، انحناء ، خم سازی ، انعطاف ، صرف فعل
inflexion (اسم)
خمیدگی ، انحناء ، خم سازی ، انعطاف
intorsion (اسم)
پیچیدگی ، پیچش ، انعطاف ، پیچش ساقه
flexibility (اسم)
تورق ، انعطاف پذیری ، انعطاف ، قابلیت انعطاف

معنی کلمه انعطاف به عربی

انعطاف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا فتحی پور گوگانی
آمایش
نوید نظر
سازش
جمشید احمدی
خمش
خم ش = خمش
نمونه :
توانایی خم شدن و از شکلی به شکلی دیگر در آمدن = خمش پذیری = انعطاف پذیری
غفار
کشسانی،پذیرش،همراهی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تمرین انعطاف پذیری   • انعطاف پذیری بدن زنان   • راه های افزایش انعطاف پذیری بدن   • تمرینات انعطاف پذیری بدن   • انعطاف پذیری در ورزش   • انعطاف پذیری پاها   • تمرینات انعطاف پذیری با عکس   • تمرین برای انعطاف پذیری پا   • معنی انعطاف   • مفهوم انعطاف   • تعریف انعطاف   • معرفی انعطاف   • انعطاف چیست   • انعطاف یعنی چی   • انعطاف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انعطاف
کلمه : انعطاف
اشتباه تایپی : hkuxht
آوا : 'en'etAf
نقش : اسم
عکس انعطاف : در گوگل

آیا معنی انعطاف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )