انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 946 100 1

اهل سنت

/'ahlesonnat/

معنی اهل سنت در لغت نامه دهخدا

اهل سنت. [ اَ ل ِ س ُن ْ ن َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سنیان. اهل تسنن. رجوع به تاریخ سیستان صص 191 - 193 و مزدیسنا ص 289 و ضحی الاسلام و فهرست آن و رجوع به سنی شود.

معنی اهل سنت به فارسی

اهل سنت
سنیان . اهل تسنن

اهل سنت در دانشنامه اسلامی

اهل سنت
اهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود.
اصطلاح «اهل سنّت» از دو واژه «اهل» و «سنت» ترکیب یافته است.«اهل» در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور با هم شریک باشند مانند: «اهل بیت» که در پیوندخانوادگی، و «اهل اسلام» که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند.
معنای لغوی سنت
«سنّت» در لغت به راه و روش نیکو و پسندیده گفته می شود. (سُنّة اللّه فِی الّذین خَلو مِنْ قَبْل)؛ این سنت خداوند در اقوام پیشین است «طریقه الهی درباره کسانی که پیشتر بوده اند» و گاهی این واژه درباره مطلق راه و روش به کار می رود، هر چند پسندیده نباشد چنان که در حدیثی آمده:«ومن سنّ سنّة سیئة کان علیه وزرها ووزر من عمل بها» هر کس راه و روش بدی از خود به یادگار گذارد، علاوه بر گناه عمل خویش، در گناه عاملان به آن نیز، شریک می باشد.
کاربرد سنت میان علما
«سنت» در میان علما، دو کاربرد دارد: یکی سنّت به معنای گفتار و کردار و سکوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم در هر عملی که انجام می گیرد، و مقصود از گفتار، امر و نهی الزامی و غیر الزامی اوست، و امر و نهی الزامی را، وجوب و حرمت، وغیر الزامی از هر دو را، ندب و کراهت می نامند» دیگری «سنت» در مقابل «بدعت» است. عمل و کاری که قابل استناد به شریعت باشد، «سنت» و خلاف آن «بدعت» است چنان که امام علی (علیه السلام) فرموده است: «أحْیوا السنّة وأماتُوا البدعَة» : آنان سنت را زنده کرده و بدعت را میرانده اند.
تاریخ پیدایش اصطلاح اهل سنت
...
اهل سنت
واژه سُنّی از لحاظ لغت منسوب به «سنت» است، و سنت به عملی گفته می شود که منطبق بر سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله باشد و از این رو در مقابل «بدعت» قرار می گیرد.
و در اصطلاح به یکی از دو فرقه بزرگ از مسلمانان گفته می شود که اکثریت مسلمانان را در بر می گیرد. در مقابل شیعه که اقلیت را تشکیل می دهند. اختلاف اصلی این دو فرقه بر سر مسئله جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و مسئله امامت است.اساس پیدایش این عنوان به صورت تسمیه گروهی از مسلمانان در قرنهای دوم و سوم هجری بود که مکتب متکلمین اسلامی مانند اشاعره و معتزله و جبریه و قدریه و مانند اینها بنیان شد، که جمعی از فقها و محدثین آن عصر به عنوان استنکار از آن گروهها گفتند: ما جز سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی را به نام اسلام نمی شناسیم، که فرمود: «علیکم بسنتی و سنة خلفائی» و نیز فرمود: «فمن لم یعمل بسنتی فلیس منی». اما پس از گذشت زمان و گرایش اکثر مسلمانان به این مکاتب، این نام در مقابل نام شیعی شناخته شد
اهل سنت معتقدند محمد صلی الله علیه و آله، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعیین ننموده است و بعد از پیامبر مردم می توانند با تشکیل شورا جانشین و خلیفه پیامبر را انتخاب نمایند. در مقابل شیعیان معتقدند پیامبر اکرم جامعه اسلامی را بدون تعیین رهبر رها نکرده است و بعد از خود علی ابن ابی طالب را به فرمان خدا عنوان خلیفه برگزیده است.از این رو پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله، نخست با تشکیل شورا در سقیفه بنی ساعده، طبق سنت شورا و بیعت، ابوبکر را که از صحابه (یاران) بود برای خلافت بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله انتخاب کردند. البته ابوبکر بعد از خود به این مبنا عمل نکرد و به صلاحدید خود عمر را به جانشینی خود انتخاب کرد. عمر نیز بعد از ابوبکر به هیچکدام از این دو روش عمل نکرد و شورایی 6 نفره تشکیل داد تا یکی را از میان خود به خلافت انتخاب نمایند.
اهل سنت در مسایل فقهی، ابتدا قرآن و سپس احادیث پیامبر و بعد از آن احادیث معتبر صحابه و اجماع را مورد استفاده قرار می دهند.
اشعری و ماتریدی دو مکتب اعتقادی اصلی اهل سنت هستند. و از لحاظ فقهی اهل سنت به مذاهب زیر تقسیم میگردد:
نزد اهل سنت شش مجموعه حدیث به نام «صحاح سته» مستند و معتبر است که شروح متعدد بر آنها نوشته شده و ملاک احکام و فتوای فقهای ایشان می باشد:
اَهْل ِ سُنَّت ْ وَ جَماعَت ، اصطلاحی در گروه بندیهای مذهبی مسلمانان که در طی قرون متمادی ناظر به گرایش مذهبی اکثریت مسلمانان بوده است .
نسبت به اهل سنت و جماعت با رعایت اختصار ، به صورت « سنی » شهرت یافته است .
مقصود از سنت
اصطلاح اهل سنت و جماعت ، با قید سنت ، مذاهب بدعت گذار و با قید جماعت ، مذاهب اهل خروج را از جرگه اکثریت خارج کرده است ؛ اما باید توجه داشت که مقصود از سنت و بدعت در اینجا، سنت و بدعت بر پایه تعریفی است که اکثریت از این دو اصطلاح داشته اند.
شمول تعبیر
در طول تاریخ اسلام ، نمی توان گروهی از مسلمانان را نام برد که نسبت انحراف از سنت و گرایش به بدعت را برخود پسندیده باشند. در حال حاضر، تنها گروه هایی از مسلمانان که از شمول تعبیر اهل سنت و جماعت خارج هستند، گروه های شیعه و اباضیه اند، اما در نگاه تاریخی ، باید یادآور شد که برخی از شعب کلامی مسلمانان ، همچون معتزله و مرجئه نیز از سوی اکثریت در شمار اهل سنت و جماعت شمرده نمی شده اند.
مرزبندی
...
اَهْل ِ سُنَّت ْ وَ جَماعَت، گروه (یا فرقه) عمده و اکثریتِ جمعیتیِ مسلمانان که با نام «سنی» و «اهل تسنن» نیز شناخته می شوند. اهل سنت شامل فرقه هایی است که به وجود نص بر امام و خلیفه رسول خدا معتقد نیستند و تعیین خلیفه و امام را برعهده مسلمانان و به انتخاب آنان می دانند. جز ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان، در دیگر کشورهای اسلامی اکثریت با اهل سنت است. اهل سنت از نظر کلامی و فقهی به فرقه ها و مذاهب گوناگونی تقسیم می شوند. مذاهب اهل سنت از نظر فقهی عبارتنداز:حنفی، پیروان ابو حنیفه؛ مالکی، پیروان مالک بن انس؛ شافعی، پیروان محمد بن ادریس شافعی؛ حنبلی، پیروان احمد بن حنبل. از نظر اعتقادی نیز اهل سنت به این فرقه ها تقسیم می شوند: اشاعره، پیروان ابوالحسن اشعری؛ اهل حدیث، پیروان احمد بن حنبل (سلفیه بخشی از آنها است)؛ معتزله، پیروان واصل بن عطا؛ ماتریدیه، پیروان ابومنصور ماتریدی سمرقندی.
اصطلاح اهل سنّت از دو واژه عربی اهل و سنت ترکیب یافته است. اهل در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور با هم شریک باشند مانند: اهل بیت که در پیوند خانوادگی، و اهل اسلام که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند. سنّت در لغت به راه و روش نیکو و پسندیده گفته می شود. واژه سنت در قرآن غالبا در معنای مثبت به کار رفته است مانند فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَبْدِیلاً﴿٤٣﴾ و در روایت مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَه أَجْرُهَا وأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْءٌ در معنای لغوی خود به کار رفته است.
سنت در اصطلاح معانی مختلفی دارد:
اندیشۀ ظهور مهدی موعود _بر خلاف پندار برخی_نه فقط ویژۀ شیعه نیست؛ بلکه بخش مهمّی از باورهای اسلامی به شمار می آید، که بر پایۀ بشارت های پیامبر گرامی اسلام (صلّی اللّه علیه واله وسلّم)، میان همۀ گروه ها و مذاهب اسلامی شکل گرفته است.
در حوزۀ اعتقادات اسلامی، کمتر موضوعی را می توان یافت که تا این اندازه به آن اهمیت داده شده باشد، ازاین رو در اصل اعتقاد به ظهور مهدی موعود، نوعی اتفاق نظر و وحدت فکر، شکل گرفته است.
منابع اهل سنت در مورد مهدویت
در مراجعه به منابع اهل سنت به روشنی به دست می آید در بسیاری از آن ها-با وجود برخی تحریفاتی که بویژه در دهه های اخیر در روایات مربوط به اهل بیت پیامبر (صلّی اللّه علیه واله وسلّم) در این منابع صورت گرفته است- احادیث مربوط به حضرت مهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف)، در کانون توجه قرار گرفته است؛ به گونه ای که در بیشتر این کتاب ها، از اوصاف و زندگی حضرت مهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف)، نشانه های ظهور، محل ظهور و بیعت، شمار یاران و دیگر موضوعات سخن به میان آمده است. این بدان گونه است که برخی از کسانی که به نوعی در بحث های مهدویت تردید کرده اند، دربارۀ اساس آن، چنین گفته اند:مشهور میان مسلمانان در طول تاریخ، این است که در آخر الزمان، مردی از اهل بیت (علیهم السّلام) ظهور کرده، عدالت را آشکار می کند. مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر کشورهای اسلامی چیره می شود. نام او مهدی است. البته عدۀ کم شماری، از پذیرفتن اصل «مهدویّت» سر باز زده، با دلایلی سست و واهی، به انکار آن پرداخته و آن را فکری شیعی معرفی کرده اند.افزون بر روایات فراوانی که در منابع اهل سنّت به صورت پراکنده به چشم می خورد، تدوین و نگارش کتاب های حدیثی ویژۀ حضرت مهدی (علیه السّلام)، به وسیلۀ دانشمندان اهل سنّت، نیز کتاب های مفصل تحلیلی، گویای جایگاه والای «مهدویّت» نزد آنان است؛ از این رو منابع روایی اهل سنت را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
← کتاب های عمومی
 ۱. ↑ عبد الرحمن ابن خلدون، مقدمة العبر، ص۲۴۵.۲. ↑ سلیمان ابن الاشعث، سنن ابی داود، ص ۷۱۲.۳. ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۳، ص۲۶۷.    
...
بیشتر اهل سنّت به تولد حضرت مهدی (علیه السّلام) اعتقادی ندارند؛ اما دانشمندانی چند از آنان، افزون بر اشاره به ولادت آن حضرت در سال ۲۵۵ ق، آن حضرت را همان موعود مورد اشاره در کلام پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و اله و سلّم) دانسته اند.
کسانی که در نوشته های خود به ولادت مهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) اشاره کرده اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
← گزارش ولادت امام
اهل سنت و مهدی موعود.
آشنایی با جوامع حدیثی شیعه و اهل سنت، اثر علی نصیری (متولد رشت، 1344ش) است که در آن، به صورت مستند و تحلیلی به معرفی و بررسی سیزده جامع حدیثی شیعه و هجده جامع حدیثی اهل سنت از روزگاران قدیم تا دوران معاصر بر اساس اولویت و تا حدودی توالی تاریخی پرداخته و ویژگی ها و امتیازات و همچنین نقدها و کاستی های هریک را شرح داده و نیز شرح حال و جایگاه علمی هریک از نویسندگان جوامع مذکور را توضیح داده است.
این اثر به زبان فارسی رسا و شیوا نوشته شده است.
اثر حاضر از مقدمه ناشر و همچنین مقدمه نویسنده و متن اصلی کتاب (شامل: 1. کلیات؛ 2. شناخت نامه کتاب کافی؛ 3. شناخت نامه من لایحضره الفقیه؛ 4. شناخت نامه تهذیب الأحکام و استبصار؛ 5. شناخت نامه وافی و وسائل الشیعة؛ 6. شناخت نامه بحار الأنوار و مستدرک الوسائل؛ 7. شناخت نامه جوامع حدیثی متأخر شیعه؛ 8. شناخت نامه موطّأ مالک و مسند ابن حنبل؛ 9. شناخت نامه صحیح بخاری؛ 10. شناخت نامه صحیح مسلم و سنن ابی داود؛ 11. شناخت نامه سنن ترمذی، نسایی و ابن ماجه قزوینی؛ 12. شناخت نامه سایر جوامع حدیثی اهل سنت)، تشکیل شده است.
زبان و ادبیات این اثر، امروزی، روان و زیبا است. نویسنده از منابع قابل توجهی (172 کتاب) از آثار معتبر عربی و فارسی از اندیشمندان قدیم و جدید برای تولید اثر حاضر بهره برده است.
شیوه نویسنده در این اثر، آموزشی و کاربردی است و به همین جهت، نخست مباحثی کلی در مورد مفهوم جامع و تقسیم بندی جوامع حدیثی و... مطرح کرده و بعد با ارائه مثال های فراوان به معرفی کتاب ها و نویسندگان جوامع حدیثی شیعه و اهل سنت پرداخته است.
این مقاله درباره تفسیر آیه برائت در کتب اهل سنت و اولویت ابلاغ آیه به دست حضرت علی علیه السلام برای مشرکین می باشد.
«و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر ان الله بری من المشرکین و رسوله فان تبتم فهو خیر لکم و ان تولیتم فاعلموا انکم غیر معجزی الله و بشر الذین کفروا بعذاب الیم.»
توبه/سوره۹، آیه۳    
احمد حنبل - پیشوای معروف اهل سنت - از ابن عباس نقل می کند که پیامبر فلان شخص (خلیفه نخست) را فرستاد و سوره توبه را به او داد - تا به مردم هنگام حج ابلاغ کند - سپس علی علیه السّلام را به دنبال او فرستاد و آن را از وی گرفت و فرمود: ابلاغ این سوره تنها به وسیله کسی باید باشد که او از من است و من از اویم.
مسند احمد حنبل: ج۱، ص۲۳۱ (طبع مصر).
 ۱. ↑ توبه/سوره۹، آیه۳    
...
یکی از آیاتی که مصداق عینی و خارجی آن فقط به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)، قابل تطبیق است، و عصمت، امامت و در نتیجه مرجعیت دینی آنها را ثابت می کند، آیه تطهیر است که خدا می فرماید: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا؛
با دقت در آیه شریفه، این سؤال به ذهن می آید که منظور از اهل بیت چه کسانی هستند؟ آیا این آیه، ارتباطی به آیات قبلی (از آیه ۲۸ تا مقداری از صدر آیه ۳۳ «و قرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیة الاولی واقمن الصلوة و آتین الزکاة واطعن الله ورسوله؛
احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
واژه «انما» به معنی «فقط» و دلالت بر حصر حکم بر موضوع می کند.و کلمه «یرید» اصلش «الرود» بوده است به معنی رفت و آمد با مدارا در طلب چیزی. اگر واژه- ارادة- در خدای تعالی بکار رود مراد حکم و نتیجه و پایان آن است هر گاه گفته شود: اراد الله بکذا یعنی خداوند در آن حکم کرد که آنطور هست و آنطور نیست.
اصفهانی، حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القران، لبنان –سوریه، دار العلم -الدار الشامیة، ۱۴۱۲ ه ق، چاپ اول، ص۳۷۱.    
مفسران اهل سنت در تعیین مصداق «اهل بیت» در آیه تطهیر اختلاف دارند که به چند نمونه اشاره می کنیم.۱) عده ای مثل عکرمه، (عکرمه؛ کسی است که مردم را به گمراهی و انحراف می کشاند و ذهبی او را از خوارج برشمرده است. وی در دروغ گویی به حدی رسیده بود که حتی به استاد خود ابن عباس دروغ می بست؛ تا این که دروغ او ضرب المثل شد. ابن سیرین، یحیی بن معین و مالک او را کذاب توصیف کرده اند. ابن ذویب او را غیر ثقه معرفی کرده و مالک، نقل روایت از او را حرام کرده و مسلم بن حجاج از روایات او اعراض نموده است.) عروه بن زبیر (عروه بن زبیر هم مشهور به بغض و دشمنی با امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است. عروة بن زبیر کسی است او کسی بود که بغض شدیدی نسبت به علی (علیه السّلام) داشت، به حدی که هرگاه نام آن حضرت نزد او برده می شد، او را سب می کرد.)
ذهبی، شمس الدین، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۱۱ -۳۴، (بی جا) مؤسسة الرسالة (بی تا).    
...
اجماع اهل سنت، حجیت ذاتی اتفاق جماعتی در اثبات حکمی شرعی می باشد.
در مسلک اهل سنت ، اجماع یکی از منابع استنباط احکام شرعی شمرده می شود.در کتاب « رسائل » آمده است: «هم الاصل له وهو الاصل لهم؛ اهل سنت اصل و پایه گذار اجماع اند و اجماع نیز اساس مکتب آن ها است» زیرا آن ها خلافت ابوبکر را از راه اجماع امت ثابت می کنند. البته امامیه و اهل سنت صرفاً در اسم اجماع با هم اشتراک دارند و میان آن ها در این مورد اختلاف جوهری وجود دارد.
اصالت
اهل سنت برای اجماع «بما هو اجماع» اصالت و استقلال قائل اند و آن را منبعی در عرض کتاب و سنت می دانند، زیرا معتقدند پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده است: «لا تجتمع امتی علی خطأ». ولی علمای شیعه برای اجماع، اصالت و استقلال قائل نیستند، بلکه اجماع را تنها راهی برای کشف قول معصوم (علیه السلام) می دانند؛ از این رو، نزد شیعه ، حجیت و ارزش اجماع صرفاً به خاطر کاشف بودن آن از قول معصوم (علیه السلام) است.
اهل سنت حجیّت اجماع را توسط بعضی آیات قران استدلال کرده اند.
الاحکام فی اصول الاحکام، آمدی؛ احکام القرآن، جصاص؛ ارشاد الفحول الی تحقیق الحق من علم الاصول؛ الاصول العامة لفقه المقارن؛ اصول الفقه، مظفر؛ انوارالتنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ التبیان فی تفسیرالقرآن؛ تفسیر التحریر والتنویر؛ تفسیر الصافی؛ تفسیر العیاشی؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیرالمنار؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ دروس فی علم الاصول؛ فرائدالاصول؛ الکشاف؛ مجمع البیان فی تفسیرالقرآن؛ محاسن التأویل، قاسمی؛ المستصفی فی علم الاصول؛ معالم الاصول؛ موسوعة الفقه الاسلامی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ النهایه فی غریب الحدیث والاثر.
با بررسی دقیق ادله ای که در مورد اذان نزد اهل سنت است، به این نتیجه می رسیم که دست تحریف و جعل در این شعار مهم مسلمین رخ داده که درپی غصب خلافت با کاری پیوسته و حمایتهای گسترده روی داده است.
اذان در نزد اهل سنت نزد پیروان مکاتب فقهی اهل سنت اختلافی است. حنفیه و شافعیه و حنبلیه معتقدند که فقرات اذان به این صورت است:الله اکبر الله اکبرالله اکبر الله اکبراشهد ان لا اله الا اللهاشهد ان لا اله الا اللهاشهد ان محمدا رسول اللهاشهد ان محمدا رسول اللهحی علی الصلاةحی علی الصلاةحی علی الفلاححی علی الفلاحالله اکبرالله اکبرلا اله الا اللهاما مالکیه تکبیر اذان را دو بار می دانند نه چهار بار. همچنین اهل سنت در اذان نماز صبح بعد از حی علی الفلاح دو مرتبه الصلاه خیر من النوم می گویند. همچنین حنابله اذان را واجب کفائی دانسته ولی دیگر فرق اذان را مستحب موکد می دانند.
تشریع اذان
اهل سنت نیز برای تشریع اصل اذان از آیات و روایات و اجماع استفاده می کنند. که اختلاف آنها با تشیع در برخی روایاتی است که در سبب تشریع اذان گفته اند که مردم مدینه برای آگاه شدن از وقت نماز مشکل داشتند و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با ایشان به مشورت پرداخت. پیشنهاد ناقوس و بوق و دف و روشن کردن آتش و نصب کردن پرچم به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) داده شد که علامت نصاری و یهود و رومیان و مجوسیان بود ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) آنها را قبول نکرد و در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با مشورت به نتیجه ای نرسیده بودند، عبدالله بن زید در رویاء و یا بین خواب و بیداری فرشته ای را دید که به او اذان و اقامه را یاد داد. سپس او این جریان را به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بازگو کرد و ایشان دستور دادند تا بلال آن را فرابگیرد و برای اعلام وقت نماز بگوید. با این حال این همان حدیثی است که در سیره حلبیه از کتب اهل سنت توسط محمد بن حنفیه (رحمة الله علیه) و کتاب المستدرک علی الصحیحین به نقل از امام حسن مجتبی علیه السّلام تکذیب شده است. (عن ابی العلاء قال: قلت لمحمد بن الحنفیة: انا لنتحدث ان بدء هذا الاذان کان رؤیا رآها رجل من الانصار فی منامه، قال: ففزع له محمد بن الحنفیة فزعا شدیدا وقال: عمدتم الی ما هو الاصل فی شرائع الاسلام ومعالم دینکم، فزعمتم انه انما کان من رؤیا رآها رجل من الانصار فی منامه تحتمل الصدق والکذب، وقد تکون اضغاث احلام. فقلت له: هذا الحدیث قد استفاض فی الناس. قال: هذا- والله- هو الباطل. ثم قال: وانما اخبرنی ابی: ان جبرئیل علیه السّلام اذن فی بیت المقدس لیلة الاسراء واقام، ثم اعاد جبرئیل علیه السّلام الاذان لما عرج بالنبی الی السماء، فسمعه عبدالله بن زید وعمر بن الخطاب، و فی روایة عنه: انه لما انتهی الی مکان فی السماء وقف به وبعث الله ملکا فقیل له: علمه الاذان، فقال الملک: الله اکبر، فقال الله: صدق عبدی انا الله الاکبر، الی ان قال: قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة.) امام حسن علیه السّلام فرمودند: اذان برتر از این حرف هاست. جبرئیل در آسمان اذان را دو مرتبه و اقامه را یک مرتبه می گفت و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) می آموخت. (ان شان الاذان اعظم من ذاک. اذن جبرئیل علیه الصلاة والسلام فی السماء مثنی مثنی، وعلمه رسول الله واقام مرة مرة، فعلمه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم مقام) متقی هندی در کنز العمال از زید بن علی علیه السّلام از پدرانش علیه السّلام از امیرالمومنین علی علیه السّلام نقل می کند که فرمودند: به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در شب معراج اذان آموخته شد و نماز براو واجب گشت. در روایتی متناقض با دیگر روایات در منابع اهل سنت، بعد از بحث مسلمانان درباره حل مشکل، عمر بن خطاب اذان و اقامه را پیشنهاد می کند و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به بلال دستور می دهد تا آن را در اوقات نماز بگوید. (ابن جریج قال اخبرنی نافع ان ابن عمر کان یقول کان المسلمون حین قدموا المدینة یجتمعون فیتحینون الصلاة لیس ینادی لها فتکلموا یوما فی ذلک فقال بعضهم اتخذوا ناقوسا مثل ناقوس النصاری وقال بعضهم بل بوقا مثل قرن الیهود فقال عمر اولا تبعثون رجلا ینادی بالصلاة فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم (یا بلال قم فناد بالصلاة) ) در روایتی دیگر این خواب را هم عبدالله بن زید دیده و هم عمر بن خطاب !!
جعل و دستبرد در اذان
فقره الصلاه خیر من النوم در اذان صبح توسط عمر جعل شد و فقره حی علی خیر العمل از اذان حذف شده است. علت های مختلفی برای این مطلب ذکر شده، از جمله اینکه عمر فکر کرد که اگر این فقره در اذان باشد مردم به جهاد نخواهند رفت و موجب تضعیف لشگر اسلام می شود به همین دلیل روزی عمر آن را منع کرد و گفت: ای مردم! سه چیز در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بود که من از آن نهی کرده و حرام می کنم و بخاطر آن شکنجه می کنم و آن سه عبارتند از متعه زنان، حج تمتع، حی علی خیر العمل. (ایها الناس، ثلاث کن علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم، انا انهی عنهن، و احرمهن، و اعاقب علیهن، و هی: متعة النساء، و متعة الحج، و حی علی خیر العمل) در حالی که حلبی و... نقل می کند که عبدالله بن عمر و امام زین العابدین (علیه السّلام) و بسیاری از صحابه و تابعین حی علی خیر العمل می گفتند. در مورد اضافه کردن الصلاه خیر من النوم نیز گفته شده که موذن برای اذان صبح نزد عمر آمد اما عمر خواب بود. موذن او را بیدار کرد و گفت: الصلاه خیر من النوم. عمر نیز دستور داد تا آن را در اذان صبح قرار دهد.
انگیزه تحریف در اذان
...
در منابع اهل سنت به علاقه و محبت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به حسین علیه السلام اشاره شده است.
زمخشری (از علمای بزرگ اهل سنت)، صاحب تفسیر معروف « کشاف »، در کتاب « ربیع الابرار » نقل می کند:« فاطمه علیهاالسّلام با فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم رسیده و عرض کرد: یا رسول الله! هدیه ای به این ها بده. حضرت فرمود: پدرت فدایت، من مالی ندارم تا هدیه کنم. سپس حسن علیه السّلام را بغل کرده، بوسید و روی پای راست خود قرار داد و فرمود: به این فرزندم، اخلاق و هیبت خود را هدیه می کنم و حسین علیه السّلام را نیز بغل کرد و بوسید و بر روی پای چپ خود نهاد و فرمود: شجاعت و جود خود را بدو بخشیدم.»
روایت ابوهریره
ابوهریره (از راویان بنام اهل سنت) می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم را دیدم که حسین بن علی علیهما السلام را در بغل گرفته و می فرمود: «خدایا! او را دوست می دارم تو هم او را دوست بدار».
روایت قاضی نورالله شوشتری
قاضی نورالله شوشتری در کتاب « احقاق الحق » می نویسد:ابوالمؤید موفق بن احمد (از علمای اهل سنت) در مقتل الحسین از راویان مختلف و آنها از ابوبکر نقل می کنند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم فرمود: «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند.»
روایت حافظ ابونعیم اصفهانی
...
دوران پر برکت و همراه با کرامات و وقایعی که قبل و بعد از ولادت امام رضا علیه السّلام از مدینه تا مرو و مدت امامت ایشان رخ داد، جملگی دلالت بر عظمت بی کران امام رضا علیه السّلام دارد.
رویت آن از زبان بزرگان اهل سنت جالب و شنیدنی و البته شگفت انگیز است. آنچه پیش روی دارید، گوشه ی از سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام رضا است که در منابع معتبر آنها نقل شده و تاثیر به سزیی در نزدیک کردن دیدگاه اهل سنت به دیدگاه شیعه درباره کرامت، شفاعت ، توسل و زیارت قبور و... دارد.بزرگان اهل سنت با اعتراف به جایگاه والی امام رضا علیه السّلام ، سخنان و اعتراف های شگفتی درباره ابعاد معنوی آن حضرت داشته اند که آنها را نقل می کنیم.
← قول ابن اثیر جزری
 ۱. ↑ تتمی جامع الاصول، ابن اثیر جزری، مکتبی النجاریی، مکه، عربستان، چاپ دوم، ج۲، ص۷۱۵، ۱۴۰۳ق.۲. ↑ مطالب السؤول، محمد بن طلحه شافعی، مؤسسه البلاغ، بیروت، لبنان، چاپ اول، ص۲۹۵، ۱۴۱۹ق.۳. ↑ مرآة الجنان، یافعی، دارالکتب العلمیی، بیروت لبنان، چاپ اول، ج۲، ص۱۰، ۱۴۱۷ق.    
دانشنامه کلام و عقاید، برگرفته از مقاله «امام رضا از دیدگاه اهل سنت».    
...
یکی از وظایفی که بر عهده شیعیان نهاده شده، «شناخت پیشوا و رهبر » می باشد.
در یک نگاه کلی دو راه برای شناخت امام وجود دارد: از دیدگاه احادیث اهل تشیع و از دیدگاه احادیث اهل تسنن . در این نوشتار سعی شده از دیدگاه اهل سنت گوشه ای از شخصیت ممتاز امام زین العابدین علیه السّلام به پیشگاه شما سروران گرامی تقدیم شود.
در یک نگاه
«ذهبی» دودمان آن حضرت را این گونه می نویسد: علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب فرزند عبد المطلب فرزند هاشم فرزند عبد مناف می باشد. کنیه ایشان ابوالحسن، ابوالحسین، ابو محمد و ابو عبدالله است. لقب ایشان زین العابدین، سجاد، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی اکبر و برخی ایشان را علی اصغر دانسته اند. به ایشان «ابن الخیرتین» نیز می گویند، به خاطر این که پیغمبر فرمود: خداوند متعال از میان بندگان خود، دو گروه را برگزیده است؛ از میان عرب، قریش و از عجم، فارس را برگزید. (قال رسول الله: «لله تعالی من عباده خیرتان فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس.») پدر بزرگوار امام سجاد از قریش و مادر ایشان از ایران می باشد، لذا به ایشان فرزند دو خیر می گویند. « ذوالثفنات » لقب دیگری است که به آن حضرت داده اند. چرا که ایشان بر اثر عبادت و نماز بسیار، جایگاه های سجده اش همانند زانوی شتر پینه بسته بود. پدر بزرگوارش حسین بن علی و مادرش دختر یزدگرد سوم می باشد. در نام مادرش اختلاف است برخی ایشان را سلافه، سلامه، غزاله و شاه زنان نامیده اند.
ولادت و شهادت
آن حضرت در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد و در دوران خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسیده و بدن مطهرش در قبرستان بقیع کنار قبر عموی گرامی اش امام حسن مجتبی به خاک سپرده شد. در سال شهادت وی میان مورخان اختلاف است؛ برخی سال شهادت را ۹۲۹، ۹۳۱۰، ۹۴۱۱، ۹۵۱۲، ۹۹۱۳ و ۱۰۰۱۴ هجری می دانند. سالی که امام در آن رحلت نمود را سال «سنة الفقهاء» نامیدند به دلیل این که در این سال بسیاری از فقهای مدینه رحلت کردند.
طبقه رجال حدیث
...
درباره عظمت امام صادق علیه السّلام نه تنها توسط شیعیان به فراوانی سخن گفته شده است، بلکه دراین باره جمع کثیری از دانشوران و بزرگان اهل سنت و جماعت لب به سخن گشوده اند. پیشوایان مذاهب اهل سنت، عالمان نامدار اسلامی و صاحب نظران زبردست در باره برجستگی های علمی، عملی، اخلاقی، کرامت و عظمت آن امام هدایت، امام جعفرصادق علیه السّلام بسیار سخن گفته اند. اینک در این نوشتار به طور گذرا به بیان برخی از این اظهار نظرها و اعترافات می پردازیم.
«نعمان بن ثابت بن زوطی» معروف به « ابوحنیفه » (۸۰ ۱۵۰ه. ق.) پیشوای فرقه حنفی که از نظر زمانی معاصر با امام صادق علیه السّلام بود، درباره عظمت امام صادق علیه السّلام اظهارات و اعترافات خوبی دارد. از جمله درباره آن حضرت گفت: «ما رایت افقه من جعفربن محمد و انه اعلم الامه» من فقیه تر و داناتر از جعفربن محمد ندیده ام. او داناترین فرداین امت است.
منصور دوانقی و امام صادق
در زمان امام صادق علیه السّلام منصور دوانقی، خلیفه مقتدر عباسی، قدرت سیاسی را در اختیار داشت، او همواره از مجد و عظمت بنی علی و بنی فاطمه به ویژه امام صادق علیه السّلام رنج می برد و برای رهایی از این رنج گاهی ابوحنیفه را تحریک می کرد که در برابر امام صادق علیه السّلام بایستد؛ منصور عباسی او را به عنوان مهم ترین دانشوران عصر تکریم می کرد تا شاید بتواند برمجد و عظمت علمی امام جعفربن محمد علیه السّلام فائق آید. در این رابطه خود ابوحنیفه نقل می کند و می گوید:«روزی منصور دوانقی کسی را نزد من فرستاد و گفت: ای ابوحنیفه! مردم شیفته جعفربن محمد شده اند، او در بین مردم از پایگاه اجتماعی وسیعی بهره مند است، تو برای این که پایگاه جعفربن محمد را خنثی کنی و در دید مردم از عظمت او به خصوص از عظمت علمی او بکاهی، چند مساله پیچیده و غامض را آماده کن و در وقت مناسب از او بپرس تا بلکه با ناتوان شدن جعفربن محمد از پاسخ گویی، او را تحقیر نمایی و دیگر، مردم شیفته او نباشند و ازاو فاصله بگیرند.
سوالات ابوحنیفه
در همین رابطه من چهل مساله مشکل را آماده کردم و در یکی از روزها که منصور در «حیره» بود و مرا طلبید، به حضورش رسیدم. همین که وارد شدم، دیدم جعفربن محمد در سمت راستش نشسته است، وقتی که چشمم به آن حضرت افتاد، آن چنان تحت تاثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم که از توصیف آن عاجزم. با دیدن منصور خلیفه عباسی آن ابهت به من دست نداد، در حالی که منصور خلیفه است و خلیفه به جهت این که قدرت سیاسی در اختیارش ست باید ابهت داشته باشد. سلام گفتم و اجازه خواستم تا در کنارشان بنشینم؛ خلیفه با اشاره اجازه داد و در کنارشان نشستم. آن گاه منصور عباسی به جعفربن محمد نگاه کرد و گفت: ابو عبدالله! ایشان ابوحنیفه هستند. او پاسخ داد: بلی، او را می شناسم. سپس منصور به من نگاهی کرد و گفت: ابوحنیفه! اگر سوالی داری از ابوعبدالله، جعفربن محمد بپرس و با او در میان بگذار. من گفتم: بسیار خوب. فرصت را غنیمت شمردم و چهل مساله ای را که از پیش آماده کرده بودم، یکی پس از دیگری با آن حضرت در میان گذاشتم. بعد از بیان هرمساله ای، امام صادق علیه السّلام در پاسخ آن بیان می فرمود: عقیده شما در این باره چنین و چنان است، عقیده علمای مدینه در این مساله این چنین ا ست و عقیده ماهم این است. در برخی از مسائل آن حضرت با نظر ما موافق بود و در برخی هم با نظر علمای مدینه موافق بود و گاهی هم با هر دو نظر مخالفت می کرد و خودش نظر سومی را انتخاب می کرد و بیان می داشت. من تمامی چهل سؤال مشکلی را که برگزیده بودم یکی پس از دیگری با او در میان گذاشتم و جعفربن محمد هم بدین گونه ای که بیان شدبه جملگی آن ها، با متانت تمام و با تسلط خاصی که داشت پاسخ گفت.» سپس ابوحنیفه بیان داشت: «ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس» «همانا دانشمندترین مردم کسی است که به آراء و نظریه های مختلف دانشوران در مسائل علمی احاطه و تسلط داشته باشد.» و چون جعفربن محمد این احاطه را دارد، بنابراین او داناترین فرداست.»
ابوحنیفه و عظمت علمی امام
...



ارتباط محتوایی با اهل سنت

اهل سنت در جدول کلمات

معنی اهل سنت به انگلیسی

sunni (اسم)
سنی ، اهل سنت ، پیرو مذهب سنت
sunnite (اسم)
سنی ، اهل سنت ، پیرو مذهب سنت
traditionalist (اسم)
اهل سنت ، سنت گرای ، پیرو روایات وسنن

اهل سنت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی اهل سنت



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عقاید اهل سنت   • سایت اهل سنت   • امامان اهل سنت به ترتیب   • اهل تشیع   • اهل سنت کردستان   • اهل سنت ایران   • اهل سنت زاهدان   • اسامی امامان اهل سنت   • معنی اهل سنت   • مفهوم اهل سنت   • تعریف اهل سنت   • معرفی اهل سنت   • اهل سنت چیست   • اهل سنت یعنی چی   • اهل سنت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اهل سنت
کلمه : اهل سنت
اشتباه تایپی : hig skj
آوا : 'ahlesonnat
نقش : اسم
عکس اهل سنت : در گوگل


آیا معنی اهل سنت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )