برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1351 100 1

اوباش

/'owbAS/

مترادف اوباش: اجامر، اراذل، الواط، بی سروپا، لات

برابر پارسی: فرومایگان، رندان، ولگردان، ناکس

معنی اوباش در لغت نامه دهخدا

اوباش. [ اَ ] (ع اِ) ناکسان. (از مهذب الاسماء). ج ِ وَبش مثل اوشاب و گویند جمع قلب شده از بوش است. (از منتهی الارب ). مردم عامی هیچ نفهمیده ٔ بی سر و پا و جلف و به سرخود و متعصب. (برهان )(از هفت قلزم ). مردم مختلف [ مختلط ] درهم آمیخته ومردم فرومایه و ناکس و در عرف عام به معنی مرد بی باک رند و این جمع بَوش است که بطریق قلب حروف واقع شده «واو» را بر «باء» مقدم کردند. فارسیان بجای مفرد استعمال کنند. (غیاث اللغات از صراح و لطایف و منتخب و شرح گلستان ) (آنندراج ). ج ِ وشب و کلمه ٔ اوباش قلب اوشاب است و اوشاب بقول جوالیقی از کلمه ٔ آشوب فارسی آمده است. (یادداشت مرحوم دهخدا). مردم عامی و نافهم و بی سروپا و جلف و سرخود و متعصب. بعضی از علما این لغت را تازی میدانند. (ناظم الاطباء) :
بر سر منبر سخن گویند مر اوباش را
از بهشت و خوردن و حوران همی زینسان کند.
ناصرخسرو.
چون گشت بعالم این سخن فاش
افتاد ورق بدست اوباش.
نظامی.
ز دونان نگه دار پرخاش را
دلیری مده بر خود اوباش را.
نظامی.
حرام از بهر آن کردند می را
که با اوباش میخوردند وی را.
مکن مستی میان بزم اوباش
که مستی میکند اسرارها فاش.
عطار (از بلبل نامه ).
بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
در بن دیر مغان می خور و اوباش شد.
عطار.
عقل را با عشق خود کاری تواند بود نی
نزد شاهنشه چکار اوباش لشکرگاه را.
مولوی.
اذکروا اﷲ کار هر اوباش نیست
ارجعی بر پای هر قلاش نیست.
مولوی.
در اوباش پاکان شوریده رنگ
همان جای تاریک و لعل است و سنگ.
سعدی.
چو گل لطیف و لیکن حریف اوباشی
چو زر عزیز ولیکن بدست اغیاری.
سعدی.
|| حشر. چریک. (از یادداشت مرحوم دهخدا) : وقتی رایت دولت و نوبت ملکت مؤیدالدوله با تمامت خیل و خدم و سایر اوباش و حشم و لشکر گران با اخراجات بی پایان بر خطه ٔ اصفهان دست نصرت یافت. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 42). || ج ِ وَبَش ، سپیدی که بر ناخن پدید آید. (منتهی الارب ). رجوع به وبش شود.

معنی اوباش به فارسی

اوباش
( اسم ) جمع وبش بوش ۱ - فرومایگان ناکسان مردم پست بی سرو پایان سفل. مردم . ۲ - ولگردان . ۳ - عامیان بی تربیتان ۴ - بی باکان.توضیح (اوباش) گاهی در فارسی بجای مفرد استعمال شود و جمع آن (اوباشان ) آید : (و یکی از دزدان خلقی را بخود گرد کرده بود و از اوباشان ورندان روستا چهار هزار مرد جمع شده بود ... )
کنایه از دنیا و اهالی دنیا

معنی اوباش در فرهنگ معین

اوباش
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ وَبْش ، فرومایگان ، مردمان بی سر و پا.

معنی اوباش در فرهنگ فارسی عمید

اوباش
۱. مردم پست، فرومایه، بی سروپا، ولگرد، عامی، و بی تربیت که موجب آزار دیگران می شوند.
۲. هر کدام از این گونه افراد. &delta، مفرد آن در عربی است که در فارسی استعمال نمی شود، کلمۀ اوباش را گاهی در فارسی به طور مفرد استعمال می کنند.

اوباش در جدول کلمات

محله اراذل و اوباش نیویورک
هارلم

معنی اوباش به انگلیسی

runabout (اسم)
اواره ، سرگردان ، اوباش ، اتومبیل سبک
hood (اسم)
کلاهک دودکش ، کروک درشکه ، باشلق ، روپوش ، اوباش ، روسری ، کاپوت ، کاپوت ماشین ، باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
picaroon (اسم)
دزد ، دزد دریایی ، اوباش
hoodlum (اسم)
گردن کلفت ، اوباش ، لوطی محله
vagrant (اسم)
سرگردان ، دربدر ، اوباش ، ادم اواره و ولگرد
gangster (اسم)
بذله گو ، ادم شوخ ، گانگستر ، اوباش ، همدست تبه کاران
plug-ugly (اسم)
اوباش ، اراذل

معنی کلمه اوباش به عربی

اوباش
سرير , قلنسوة
رعاع

اوباش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق کمالی
اجمام
صادق کمالی
اجامر
شهریار آریابد
آشوبگران
اسفندیار. م. فروغی
ازآنجاکه نام اشخاص وگروهها را خودشان تایین میکنند وسپس برسر زبانها می‌افتدو در مرور زمان با اعمالی که افراد هم نام با همگروه از خوب و بد مرتکب میشوند باعث ایجاد تنفر یا تمایل عامیانه شده و معانی خوب یا بد در دورههای مختلف بر آن مترتب است.
لذا او باش ، میتواند اسم با مسما مانند لات داشته باشد گه در زمان رستم تا بعد از قرن چهارم هجری دارای اعتبار ملی و عامیانه بود که با تغییر رفتار افرادی ملقب به لات که مردم آزاری پیشه کردند معنی عامیانه لات تغییر 180 درجه ایی کرد و آرام آرام توهین محسوب شد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اوباش   • اراذل و اوباش کرج   • اراذل و اوباش معروف تهران   • اراذل اوباش تبریز   • اراذل و اوباش تهران   • اراذل و اوباش مازندران   • اراذل اوباش تهران فیلم   • اراذل اوباش ارومیه   • مفهوم اوباش   • تعریف اوباش   • معرفی اوباش   • اوباش چیست   • اوباش یعنی چی   • اوباش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اوباش
کلمه : اوباش
اشتباه تایپی : h,fha
آوا : 'owbAS
نقش : اسم
عکس اوباش : در گوگل

آیا معنی اوباش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )