برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1186 100 1

اوجب

معنی اوجب در لغت نامه دهخدا

اوجب. [ اَ ج َ ] (ع ن تف ) از واجب. واجب تر. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). لازم تر. (ناظم الاطباء).

معنی اوجب به فارسی

اوجب
( صفت ) واجب تر بایاتر بایسته تر.

معنی اوجب در فرهنگ معین

اوجب
(اَ یا اُ جَ) [ ع . ] (ص تف .)واجب تر، بایسته تر.

معنی اوجب در فرهنگ فارسی عمید

اوجب
واجب ترین، لازم ترین.

اوجب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

..
غرور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر ولو امام عصر باشد، اهميتش بيشتر است   • صحیفه نور جلد 15 صفحه 365   • حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است   • حفظ نظام از اوجب واجبات   • عوجب   • معنی اوجب   • مفهوم اوجب   • تعریف اوجب   • معرفی اوجب   • اوجب چیست   • اوجب یعنی چی   • اوجب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اوجب
کلمه : اوجب
اشتباه تایپی : h,[f
عکس اوجب : در گوگل

آیا معنی اوجب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )